مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
۸۹.
۹۰.
۹۱.
۹۲.
۹۳.
۹۴.
۹۵.
۹۶.
۹۷.
۹۸.
۹۹.
۱۰۰.
شهید مطهری
منبع:
راهبردهای نوین تربیت معلمان سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
205 - 187
حوزههای تخصصی:
هر چه در هستی مشاهده می کنیم، آن را دارای «ملک و ملکوت»، «غیب و شهود»، «حقیقه و رقیقه»، «بود و نمود»، «علوی و سفلی»، «ذات و تجلی»، «قالب و معنا»، «روح و کالبد» و «ظاهر و باطن» می یابیم. فرایند تربیت را می توان به چرخه ای تشبیه کرد که آنچه در باطن انسان است خود را در ظواهرِ وجود او نشان می دهد؛ و خود این نمود ظاهری، باطن وی را می سازد. بنا به دلایلی ممکن است این ارتباط ظاهر و باطن در این چرخه به خوبی شکل نگیرد که موجب آسیب به شخصیت فرد متربی می شود. این پژوهش با هدف شناسایی انواع شخصیت هایی که به دلیل نقص در این چرخه رخ داده، انجام شده است. برای این منظور، تمامی آثار شهید مطهری با روش تحلیلی کیفی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج به دست آمده با روش تحلیل مضمون طبقه بندی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم شکل گیری مناسب این چرخه می تواند از توجه افراطی به باطن یا ظاهر باشد. نوع دیگر شخصیت دچار آسیب، به هر دو بخش توجه دارد؛ اما هماهنگی میان ظاهر و باطن وجود ندارد. در نتیجه می توان به طورکلی این شخصیت ها را به سه گروه باطن گرا، ظاهرگرا و دوگانه تقسیم بندی کرد.
تبیین چرخه ظاهر و باطن در تربیت براساس اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
89 - 104
حوزههای تخصصی:
فرایند تکامل انسان و سیر شکوفایی استعدادهای او، حرکتی است که از یک جهت روبه سوی باطن و حقیقت هستی دارد و از جهت دیگر حقایق کسب شده را در ظاهر عالم آشکار می سازد. این پژوهش با هدف تبیین چرخه ظاهر و باطن در تربیت براساس اندیشه شهید مطهری صورت پذیرفته است. برای این منظور تمامی آثار مکتوب شهیدمطهری با روش تحلیلی توصیفی بدون نمونه گیری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در اندیشه شهید مطهری نسبت های «باطن؛ حقیقت ظاهر»، «ظاهر؛ نماد باطن» و «ظاهر؛ وسیله باطن» میان ظاهر و باطن برقرار است. ایشان فرایند تربیت را به یک معنا چرخه ای میان ظهورات عملی متربی و باطن وی دانسته و از طرفی تربیت صحیح را حرکت به سمت باطن و از پوسته به مغر عنوان می کنند. لذا وظیفه مربیان در این نگاه، آشنایی کامل با این چرخه و تصمیم گیری برای اصلاح متربیان براساس آن است. چراکه برای رسیدن به باطن متربی راهی جز ظهورات باطن او در عمل وجود ندارد. همچنین مربی می تواند از این چرخه با تکرار عمل ظاهری صحیح و دریافت بازخورد آن، برای تثبیت و تقویت ملکات متربی استفاده کند.
اصول و مؤلفه های سیاست خارجی مطلوب در اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۴
135 - 155
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی هر کشوری ریشه در جغرافیا، فرهنگ، تاریخ، ایدئولوژی و طرز تفکر رهبران و بنیان گذارانش دارد. در ایران از امام خمینی (ره) ، شهید مطهری و شهید بهشتی به عنوان معماران انقلاب اسلامی یاد می شود. ( مسأله ) سؤالی که مطرح می شود این است که سیاست خارجی مطلوب از نظر شهید مطهری چه خصوصیات و ویژگی هایی دارد؟ فرضیه پژوهش سیاست خارجی مطلوب ازمنظر شهید مطهری را سیاست خارجی برگرفته از اصول و مبانی اسلام و انقلاب و در راستای اعتلای اسلام در جهان می داند ( سؤال و فرضیه ). برای پاسخ به سؤال پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده گردید ( روش ). یافته های پژوهش نشان دادند در نگاه شهید مطهری، قدرت ذیل اخلاق تعریف می شود و سیاست خارجی یک حکومت اسلامی موظف است هم نماینده منافع ملت خود باشد و هم نماینده ارزش های جهان شمول اسلام به ویژه استکبارستیزی، حمایت از مظلوم و دفاع از ارزش های انسانی در سطح بین المللی. شهید مطهری در طراحی سیاست خارجی ایران طرفدار الگوی آرمان شهری است. در این الگو، اگرچه ایدئولوژی به مثابه ساختار پیش برنده و هدایت کننده عمل می کند؛ اما با توجه به اصل مصالح ملی و مقتضیات زمانه امکان چرخش و تغییر در سیاست خارجی نیز فراهم است ( یافته ها ).
اندیشه های عرفانی شهید مطهّری در پیوند قرآن، حدیث و شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار استاد شهید مطهّری مشحون از آیات و احادیثی است که نویسنده گاهی برای اثبات مدعای خود از آنها بهره جسته و زمانی به تفسیر و شرح شان پرداخته است.
مجموع آثار شهید در پنجاه و نه عنوان تنظیم شده است. بسیاری از این آثار مجموعه سخنرانی های استاد می باشد که توسط مؤسسسّه نشر آثار آن مرحوم به صورت مکتوب در آمده است. خطابی بودن بسیاری از این آثار نشان دهنده وسعت اطلاعات قرآنی و روائی نویسنده می باشد و این تبحر فوق العاده تأثیرگذاری کلام را مضاعف کرده است.افزون بر این، استاد مطهّری از اشعار زیادی نیز در آثارش استفاد کرده و این امر در خیلی از موارد توأم با استشهادات قرآنی یا مأثورات معصومین – علیهم السلام – می باشد. نگارنده با توجه به این ویژگی منحصری که در این آثار بود، تصمیم به نگارش مقاله ای کرد تا در پیوند آیات، احادیث و اشعار، از یک سو آیات و احادیثی را که استاد در مباحث مختلف فلسفی، کلامی، عرفانی و اخلاقی به کار برده معرفی کند و از دیگر سو وسعت این معانی بلند را در کلام شاعران اندیشمند فارسی زبان نشان دهد.
رابطه دین و سیاست در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۲۵ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۳ (پیاپی ۹۹)
757 - 784
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مسائل مهم در حوزه اندیشه های اجتماعی و سیاسی، مسئله رابطه "دین" و "سیاست" است، در جهان اسلام و گرایش های مطرح در بین اندیشمندان مسلمان درباره نوع و چگونگی این رابطه، مناقشه و نزاع جدی وجود دارد. برخی با انکار هرگونه پیوندی میان دین و سیاست، تداخل یکی از آن دو را در امور دیگری موجب ناکارایی طرف مقابل دانسته اند و لذا به جدایی کامل آن دو توصیه می کنند. برخی دیگر نیز با بیان استدلال های گوناگون و مستند معتقد به وجود رابطه ای عمیق بین دین و سیاست می باشند. هر چند این گروه در کیفیت و نوع رابطه دین و سیاست با هم اختلاف نظر دارند ولی در این اصل یعنی وجود رابطه، کنش و واکنش متقابل میان دین و سیاست، متفق القول هستند. پرسش اصلی این پژوهش این است که این دو گروه چگونه و با چه دلایلی به تبیین نظر خود در مورد رابطه میان دین و سیاست و تعامل یا عدم تعامل آن دو می پردازند؟ بر این اساس فرضیه به این صورت مطرح می شود که علی رغم وجود استدلال های طرح شده از سوی هر یک از دو گروه، در مکتب اسلام میان دین و سیاست، هم رابطه مفهومی و نظری و هم رابطه ای نهادی و ساختاری وجود دارد و این دو نوع رابطه نیز با هم هماهنگ و مرتبط هستند.
هدف این نوشتار این است که رابطه دین و سیاست را به صورت محتوایی و از طریق بررسی دیدگاه ها و نظرات چند تن از نظریه پردازان هر دو گروه مورد بررسی قرار دهد.
ویژگی های مربی شایسته در اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبردهای نوین تربیت معلمان سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
200 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، استخراج ویژگی های مربی شایسته در اندیشه شهید مطهری بوده است. بدین منظور از روش کیفی تحلیلی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط با آراء و اندیشه های فلسفی -تربیتی شهید مطهری است. از آ ن جا که در این تحقیق کلیه آثار مورد تحلیل قرار گرفته، نمونه گیری انجام نشده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به طور کلی دو دسته ویژگی حرفه ای و شخصیتی در اندیشه شهید مطهری برای مربیان قابل استنباط است. از جمله ویژگی های حرفه ای می توان به تربیت یافتگی، دغدغه و انگیزه، شناخت نظام تربیتی، بصیرت و انتخاب، و مهارت و توان اشاره کرد. در کنار ویژگی های حرفه ای مربی که در تعامل با متربی معنا می یابد، اکتساب ویژگی های شخصیتی نه تنها در فرایند تربیت موثر است که بدون در نظر گرفتن عمل تربیت نیز کمال محسوب شده و موجب رشد و تعالی مربی است. بندگی و عبودیت، خلوص و خیرخواهی، صداقت و تقوا، تواضع و خشوع برخی از ویژگی های شخصیتی مربی شایسته در اندیشه شهید مطهری هستند.
واکاوی معنای تربیت بر اساس خوانش شهید مطهری از نظریه فطرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
103 - 124
حوزههای تخصصی:
مفهوم فطرت عنصر محوری اندیشه انسان شناسانه بسیاری از اندیشمندان علوم اسلامی است. معانی اتخاذ شده از این مفهوم اما بر خلاف لفظ آن، متعدد بوده و موجب اختلافاتی در تبیین و نتایج حاصل از آن در سایر حوزه های علوم انسانی شده است. در میان اندیشمندان، شهید مطهری فطرت را «امّ المعارف» قرآن و اندیشه اسلامی دانسته و آن را محور اندیشه خود قرار داده است. لذا پرداختن به تربیت در اندیشه شهید مطهری، متوقف بر پرداختن به نظریه فطرت در دیدگاه ایشان است. این پژوهش با هدف تحلیل معنای تربیت بر اساس خوانش شهید مطهری از نظریه فطرت انجام شده است. برای این منظور از روش تحلیل محتوی استفاده شده و تمامی آثار مکتوب در دسترس ایشان مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دو معنا از فطرت در اندیشه ایشان قابل استنباط است، یکی فطرت به مثابه نحوه خلقت انسان و دیگری به مثابه بعد انسانی انسان. هر یک از این تعابیر فطرت، دلالت های تربیتی گوناگونی را موجب می شود. در نتیجه، معنای تربیت در اندیشه ایشان را می توان در تبیین مضامینی چون اصلاح، شکوفایی، هدایت، تکامل و رشد پی جویی کرد.
بررسی و نقد تحلیلی دیدگاه امیل دورکیم در باب منشأ دین از منظر شهید مطهری و جان هیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای فلسفه دین سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
دین یکی از عناصر و پدیده هایی است که از دیرباز بشر با آن سروکار داشته و هیچ دوره ای را نمی توان یافت که در آن دین وجود نداشته باشد. منشأ این پدیده مهّم همواره ذهن بسیاری از انسان ها را درگیر کرده و دیدگاه های مختلفی پیرامون این مسئله شکل گرفته است. امیل دورکیم بر این باور است که دین منشأئی اجتماعی دارد و عاملی برای وحدت و یکپارچه سازی جامعه است تا جامعه از تضادها و تعارضات خلاصی یابد و ورای این نمی توان منشأ و کارکردی برای دین قائل شد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر این است تا به تبیین مبانی دورکیم دراین باره و نقد دیدگاه او از منظر شهید مطهری و جان هیک پرداخته شود. مبنای اصلی نظریه دورکیم همان توتمیسم است، اما هیچ مدرکى دال بر این امر وجود ندارد که توتمیسم به همان سان که دورکیم تصور مى کرد، پدید آمده باشد و سرچشمه نهایى دیگر ادیان باشد. از سوی دیگر، یکسان انگاری آموزه های دینی با آموزه های اجتماعی، نفی کارکردهای اخلاقی، معنوی، اقتصادی و شخصی دین و تمرکز صرف بر کارکرد اجتماعی آن و نسبی گرایی و عدم قابلیت تسّری این نظریه به تمام ابنای بشر، از جمله ی مواردی است که بطلان نظریه ی دورکیم را آشکار می سازد.
بررسی جایگاه و عملکرد شعر و اندیشه مولانا در آثار شهید مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۹
319 - 348
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی خارج از فضای دانشگاه، در میان افراد، اندیشه ها و جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی معاصر حضوری قاطع داشته است. مطالعه ادبیات در این ساحت بیش از هرچیز به معنای تبیین نقش و عملکرد آن در فراز و فرودهای تاریخی است. با توجه به این مسأله، در مقاله حاضر شعر و اندیشه مولانا جلال الدین محمد بلخی در آثار شهید مطهری به عنوان یکی از برجسته ترین و تأثیرگذارترین شخصیت های معاصر، ردیابی شده است. آثاری که مورد تحلیل محتوایی قرار گرفته اند بیشتر آثاری هستند که در نگاه نخست پیوند و ارتباط متعارف و شناخته شده ای با ادبیات فارسی برقرار نمی کنند؛ اما تعمّق و تأمل در این آثار نشان دهنده حضور چشمگیر و مؤثر ادبیات و مشخصاً اندیشه و شعر مولانا است که البته سویه تبیینی این گونه کاربرد بر سویه استدلالی آن غلبه دارد. نتایج همچنین نشان می دهد، شهید مطهری با استعمال برخی از حکایت های مثنوی و کاربست ساختار شعری مثنوی، به تقویت و تصدیق برخی از دیدگاه ها و از طرفی تضعیف پاره ای ازگفتمان های رقیب نایل شده است. از این منظر ضمن بازسازی نظرات استاد مطهری درباره مولانا، جایگاه شعر و اندیشه این شاعر و عارف برجسته در منظومه فکری شهید مطهری و متعاقباً جایگاه، ارزش و عملکرد ویژه آن در یکی از مهمترین جریانات سیاسی-اجتماعی معاصر مشخص می شود.
مقایسه مفهوم آزادی در اندیشه سیاسی شهید مطهری و فردریش هایک
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۵
7 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی آرا و نظرات دو تن از برجسته ترین فیلسوفان معاصر سیاسی در ایران و جهان، شهید مطهری (از معروف ترین سخنرانان در دو دهه قبل از انقلاب اسلامی و یکی از تأثیرگذارترین افراد در جمهوری اسلامی) و فردریش هایک (یکی از بزرگ ترین اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی سده بیستم) پیرامون مفهوم آزادی، می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که آزادی از منظر شهید مطهری اولاً بسیط تر از مفهوم آن در لیبرالیسم است و ایشان با خلق ادبیات «آزادی معنوی» می کوشند تا به بُعد دیگری از آزادی که در نگاه لیبرال مغفول مانده اشاره نمایند؛ ثانیاً پایه و اساس این دو مفهوم با یکدیگر تفاوت هایی دارند؛ اما حال باید دید در مفهوم «آزادی اجتماعی» که لفظ مورد اشتراک در اسلام و اندیشه لیبرال است؛ چه شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد و چه میزان می توان نگاه شهید مطهری را به عنوان تبیین کننده اندیشه اسلام ناب، همگرا با آزادی اجتماعی در مفهوم لیبرال آن دانست. در یک جمع بندی کلی می توان گفت که آزادی در اندیشه مطهری بیشتر جنبه نهادی و فطری دارد و در اندیشه هایک به صورت نهادی و در ارتباط با نهادهای اقتصادی و سیاسی دنبال می شود.
فرهنگ و تمدن اسلامی در نظرگاه استاد شهید مرتضی مطهری (با تأکید بر نظام سازی فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۶
104 - 115
حوزههای تخصصی:
استاد شهید مطهری (1359 ش) یکی از اندیشمندان و حکمای شیعه، در حوزه اندیشه اصلاحی، احیای اسلام و تمدن سازی نوین اسلامی به شمار می رود. وی در حوزه های مختلف فرهنگ و تمدن اسلامی، نظریه های گوناگونی دارد که در این پژوهش به آن پرداخته خواهد شد. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که اصول استاد مطهری در نگاه به فرهنگ و تمدن اسلامی بر چه محورهایی استوار است و این مسئله مهم چه نسبتی با نظام سازی فرهنگی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که استاد مطهری به ساخت نظام فرهنگی، تعلیم و تربیت و توانمند سازی و تقویت بنیه فکری مسلمانان با نگارش آثار گوناگون علمی و طرح اندیشه اسلامی تأکید داشت. از دیدگاه این اندیشمند هر نهضت اجتماعی در خطر رو در رویی با آفاتی همچون: نفوذ اندیشه بیگانه، تجدد گرایی افراطی، تداوم نهضت، نفوذ فرصت طلبان، ایهام در طرح های آینده و تغییر جهت دادن اندیشه می باشد. وی معتقد بود با شناخت آسیب های فرهنگی و عوامل مؤثر در این مسیر، برای ایجاد تحول فرهنگی، راهبردهای متعدد فرهنگی ضروری است. ایشان شناخت دقیق اجزای فرهنگ و تمدن اسلامی را در راستای برقرای نظام فرهنگی مطلوب قلمداد می کرده اند.
بررسی و نقد دیدگاه پوزیتیویستی آگوسنت کنت در باب منشأ دین بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷
97 - 120
حوزههای تخصصی:
منشأ دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین و کلام جدید است که در مورد آن دیدگاه های مختلفی از سوی متفکران غربی و اندیشمندان اسلامی مطرح شده است. آگوست کنت جامعه شناس مشهور فرانسوی منشأ دین را جهل آدمی می داند. ازآنجایی که نگرش وی در این زمینه مبتنی بر مراحل تکامل اندیشه بشر است و دین را محصول مرحله اول، یعنی دوره تبیین الهیاتی پدیده ها می داند؛ بنابراین ازنظر او دوران ادیان سنتی به پایان رسیده است. در مقابل شهید مطهری که از برجسته ترین اندیشمندان معاصر است؛ منشأ گرایش به دین را فطرت انسان می داند؛ یعنی گرایش به خداپرستی در ذات و نهاد انسان ریشه دارد. ازنظر وی بر مبنای فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بعثت پیامبران برای آگاه کردن مردم به گرایش های نهفته در وجودشان مانند گرایش به حق و حق پرستی است. بر این اساس آنچه در این پژوهش صورت گرفته است، تبیین دیدگاه کنت و نقد آن بر مبنای نظریه فطرت استاد مطهری است. درنهایت بر اساس نقدهای وارد بر رویکرد کنت معلوم شده است که تلقی ساده انگارانه وی از دین و رسیدن به پارادوکسی که خودش نیز به آن اعتراف کرده است با نظریات تکاملى و کارکردى او قابل رفع نیست.
تبیین اظهارنظر دوگانه ی ابن سینا در مورد رابطه ی حکمت عملی با شریعت و مقایسه ی آن با دیدگاه شهید مطهری
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد با روش توصیفی-تحلیلی، متون ابن سینا و شهیدمطهری را در مورد رابطه ی حکمت عملی و شریعت مورد بررسی تطبیقی قرار دهد. بطورکلی آراء دو متفکر در دو حوزه مبدأ و منشأ حکمت عملی و تایید احکام حکمت عملی و شریعت توسط همدیگر و یا تعارض آن دو قابلیت بررسی و ارزیابی دارد. ابن سینا در خصوص مبدأ و منشأ حکمت عملی اظهارنظر دوگانه ای را اتخاذ کرده است. وی از یکسو در مباحث علم النفس به جایگاه عقل در حکمت عملی اشاره و آن را برگرفته از قوه نظری عقل انسان معرفی می نماید و از سوی دیگر در رساله ی عیونالحکمه برخلاف سایر آثار خویش، شریعت را مقسم و مبدأ هر سه قسم حکمت عملی و تعیین کننده حدود آن بیان می کند؛ اما تحلیل مبانی فلسفی ابن سینا بیانگر این امر است که ایشان حکمت عملی را برگرفته از قوه نظری عقل انسان می داند. شهیدمطهری نیز معتقد است که حکمت عملی برگرفته از خرد انسان است واینکه خداوند به امور ناپسند دستور نمی دهد؛ به خاطر آن است که آن ها در ذات خود زشت هستند. علاوه بر این، هردو متفکر معتقدند که احکام حکمت عملی و شریعت نمی توانند مخالف هم باشند؛ چراکه هردو هدف واحدی(رساندن انسان به سعادت و کمال وجودی) را دنبال می کنند.
تحلیل نقد شهید مطهری(ره) بر علامه طباطبایی(ره) در مفهوم حکمت الهی
حوزههای تخصصی:
در معنای حکمت الهی، اختلاف نظرهایی میان متکلمان و فیلسوفان مسلمان وجود دارد. هدف این نوشتار، تبیین و بررسی اشکالات شهید مطهری بر تعریف علامه طباطبایی از معنای حکمت الهی است. علامه در بیانی دقیق، نفس فعل خداوند را عین حکمت و مناط همه حکمت ها می داند که حکمت براى فعل دیگران، از آن جا انتزاع مى شود. منتفی شدن حکمت و عدم آن درباره خداوند، بی معنا شدن استدلال هاى قرآن به حکمت و انتقال از حکمتِ حکیمانه به حکمت متکلمان و سپس نفی آن، اشکالات شهید به این دیدگاه است؛ حال آن که با در نظرگرفتن حکمت به معنای غایتمندی افعال خداوند، بین فعل خدا و علت غایی آن یا همان حکمت، فاصله ای نیست. طبق مبنای علامه، فعل خدا تابع هیچ قانونی نیست؛ لذا حکمت برای خدا قابل اثبات است. ضمن این که غایت فعل خدا بالذات، ذات خداست و رساندن مخلوقات به کمالاتشان، مقصود بالتبع است. استدلال های قرآنی نیز فرض لغویّت را در نظر گرفته و سپس رد می کنند. علامه در موارد متعددی، معنای حکمت در خداوند را غیر از تعریف متکلمان معتزلی تبیین کرده و بیان ایشان، از قبیل دفع اشکال مقدّر بوده است. نقطه اشتراک دو دیدگاه این است که اساسا نظامی غیر از نظام احسن موجود، حتی فرضی ندارد.
نقد و بررسی آراء شهید مطهّری درباره حکومت و مبانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهید مطهّری وجود حکومت را به عنوان نهادی که انتظامات و سیاست جامعه را اداره می کند، ضروری می دانند. ایشان مبنای حاکمیت را از حقّ الهی اخذ می کنند و نظیر اغلب فلاسفه اسلامی، نظریه حکومت ایشان از فلسفه نبوّت نشأت می گیرد؛ اما شهید مطهّری حیثیت حکومت را دو وجهی می دانند: بخشی که مربوط به هدایت عامه و نشان دادن مسیر حرکت به سعادت است، ناظر به حقّ الهی است و به موضوع ولایت حاکم ربط می یابد که باید خصوصیات فقاهت و عدالت را داشته باشد و این بخش جنبه ولایت دارد نه وکالت، اما بخشی از حکومت که رتق و فتق امور متعارف حکومت است، نظیر امور اجرائی یا تقنینی، متّکی به رأی و نظر مردم است که جنبه وکالت دارد. از نظر ایشان، حکومت وظیفه سعادتمند نمودن ابنای جامعه را، چه از جهت معنوی و چه مادّی، داشته و این دو بعد مادّی و معنوی به یکدیگر پیوند دارد. استاد مطهّری وظیفه حکومت را به نظریه فطرت ربط داده است، لذا رشد متوازن استعدادها، هدف مدینه فاضله است و برای تحقّق این امر، آزادی یک ضرورت است، البتّه ضرورت آلی و نه غایی.
ارزیابی مقایسه ای میزان دلیلیت برهان نظم از دیدگاه شهید صدر و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال بیستم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
287 - 298
حوزههای تخصصی:
برهان نظم، با تقریرهای متفاوت و از مناظر مختلف، مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. متفکران اسلامی درباره ارزش این برهان بر اثبات وجود خداوند اختلاف نظر دارند. برخی فلاسفه بر این باورند که استدلال های مبتنی بر نظم ارزش برهانی ندارند و از استحکام کافی برای اثبات و شناخت خداوند برخوردار نیستند. در مقابل، گروهی از متکلمان از این برهان دفاع و بر امتیازهای ویژه آن تأکید کرده اند. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و انتقادی بر آن است که میزان دلیلیت برهان نظم به منزله عمومی ترین راه خداشناسی را از دیدگاه دو اندیشمند معاصر، آیت الله مرتضی مطهری و آیت الله سید محمدباقر صدر، ارزیابی کند تا بدین وسیله امکان اثبات و شناخت خداوند با تقریرهایی از برهان نظم، که بیشترین میزان اتقان را دارند، فراهم شود. نتیجه آنکه، تقریر شهید صدر از برهان نظم مبتنی بر نظریه «منطق ذاتی» است که وی در معرفت شناسی اتخاذ کرده است و با توجه به اشکال هایی که تقریرهای دیگر برهان نظم، از جمله تقریر مبتنی بر «منطق عقلی»، با آن مواجه اند به نظر می رسد راهی که شهید صدر پیشنهاد داده بهترین راهی است که برای اعتبار بخشیدن به برهان نظم به منزله یک برهان دقیق فلسفی وجود دارد.
مقابله حوزه علمیه قم با جریان های انحرافی سده اخیر در عرصه تفسیر و علوم قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
133 - 154
حوزههای تخصصی:
مقابله حوزه علمیه قم به عنوان یکی از چند حوزه بزرگ تأثیرگذار جهان تشیع در سده چهاردهم شمسی با جریان های انحرافی اعم از التقاطی و غیر التقاطی در عرصه دانش تفسیر و علوم قرآن چگونه بوده است؟ این مقاله با جمع آوری داده ها و اطلاعات به شیوه اسنادی و با روش توصیفی- تحلیلی به این موضوع و داوری در باره آن می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در سده اخیر سه جریان انحرافی در عرصه تفسیر ظهور کرده اند: 1.جریان علم گرا با گرایش اصالت حسی و تجربی(افراد ملی مذهبی و نهضت آزادی) 2.جریان روشنفکری با گرایش سوسیالیستی و جامعه شناختی (بخشی از حسینه ارشاد و گروه جنبش مسلمانان مبارز) 3.جریان مارکسیستی شبه اسلامی با گرایش سیاسی مبتنی بر انقلابیگری (گروه های مجاهدین خلق و فرقان). در سده اخیر از عالمان حوزه علمیه قم علامه طباطبائی و شاگردان وی، به ویژه شهید مطهری و آیت الله مصباح یزدی به مقابله جدی با این جریان ها برخاستند. عدم اشراف به مقدمات ضروری و مبانی علمی صحیح تفسیر، خودمرجع پنداری در قرائت متون دینی و ضدیت با حوزه و روحانیت از دلایل اصلی این انحرافات فکری در تفسیر آیات از سوی این جریان ها بوده است.
حساب ابجد، کمند معقولات مجرد؛ نقدی بر دو دیدگاه «فلسفی- ریاضی» از شهید مطهری و آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
123 - 141
حوزههای تخصصی:
Shahid Mutahhari holds that abjad is not real arithmetic but fiction and it can thus not show any truth. Ayatullah Javadi Amoli also argues that the category of quantity exclusively belongs to the material and imaginal worlds and its lasso does not reach the intelligibles. It seems that the two philosophical and arithmetical approaches are apparently not related to each other; they actually deny a mutual correlation, though; because if abjad arithmetic were a real and true "numbering", its "enumerated thing" would be nothing but of "intelligibles" and "abstract meanings", their enumeration is in terms of letters and words, though. Apparently, to enumerate concepts and "intelligibles" is not impossible as such. What is impossible is the enumeration due to the shape and weight and the like, which, of course, concepts are stripped of.
The definitions and applications provided by masters of philosophy and wisdom such as Ibn Turkah and Mirdamad show that this enumeration is not only possible, but also, thanks to the calculation of "abjad", has occurred. Because it leads to the discovery of the phrases "sharing in quantity and meaning"; phrases different in terms of the combination of letters, nonetheless common in terms of quantity and quality (spirit of meaning); and because the mentioned double sharing, as a design, is of the same cognation of knowledge and will of Allah, rather than those of him who coins the terms or uses the phrases, it can be proved by a priori proof (ratio esendi). Abjad arithmetic is also true and divine, along with enumerated entities of the cognation of meanings. The ambiguity of such major terms can be resolved by means of the movable and concrete minor terms mentioned in the text.
عوامل و روش های تربیت اخلاقی از دیدگاه شهید مطهری به منظور کاربرد در مشاوره: تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع تربیت اخلاقی در بحث های فردی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای برخوردار است چراکه از یک سو، نجات جوامع از بحران هایی مانند ازهم گسیختگی خانوادگی، خودکشی و اختلالات روانی درگرو اخلاق است و از سوی دیگر، برای رسیدن به جامعه ای اخلاقی، نیازمند تربیت انسان هایی اخلاقی به عنوان واحدهای بنیادین جامعه ایم. علاوه بر این، در بحث های فردی نیز مسیر تکاملی انسان با هدف قرب الهی، جز با تربیت اخلاقی میسر نمی شود. ازآنجاکه رویکردهای موجود دارای نگاه تک بعدی بوده و تناسبی با بافتار فرهنگ اسلامی ایران نداشته اند پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون به دنبال تبیین عوامل و روش های تربیت اخلاقی از دیدگاه شهید مطهری به منظور کاربرد در عرصه مشاوره است. یافته های پژوهش نشان داد هدف تربیت اخلاقی، پرورش انسانی است که استعدادهای درونی او (عقلی، دینی، اخلاقی و زیبایی) به تعادل رشد کرده باشد. انسان متعادل در حوزه بینش، عقل بر جهلش، در گرایش، پاک دامنی بر شهواتش و در رفتار، شجاعت بر ترسش غلبه می کند. برای دستیابی به این هدف، عوامل فردی (بینش، گرایش و رفتار اخلاقی)، زمینه ای (ازدواج، کار و جهاد) و محیطی (اصلاح محیط عاطفی خانواده و الگودهی و الگوپذیری) تأثیرگذارند و از روش های پرورش استعدادهای عقلانی، خودشناسی و کرامت نفس و عادت سازی می توان بهره جست.
مبانی فقهی - روایی دیدگاه شهید مطهری; در بحث فلسفه، و نوع حکم متعه بر اساس ادله صاحب جواهر و روایات باب متعه کتاب الکافی / الهه هادیان رسنانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
169 - 189
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه شهید مطهری;، بر اساس روایات، حکم اولی ازدواج موقت، کراهت با هدف منع از تنوع طلبی (ذواقیت) و هوسرانی است؛ ولی در برخی دیگر از روایات، به عنوان حکم ثانوی، یعنی به قصد احیای سنت متروک اسلام، به آن ترغیب شده است. هر کدام از این نوع روایات در فضای خاص خود صادر شده است و بی توجهی به فضای صدور موجب تناقض نمایی روایات در این باب و برداشت احکام گوناگون از آن می گردد.این نوع نگاه به حکم متعه در کتاب صاحب جواهر و نیز روایات باب متعه کتاب الکافی دیده می شود و به نظر می رسد که در میان فقها، تنها کلینی در الکافی و صاحب جواهر، حکم اولی متعه را بر خلاف دیگر فقها، منع (کراهت) می دانند که دیدگاه شهید مطهری; نیز مبتنی بر همین نوع نگاه فقهی روایی است.