مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
شهید مطهری
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف آسیب شناسی محتوایی اهداف و سرفصلهای دروس مبانی نظری اسلام، مصوّب شورای عالی انقلاب فرهنگی(23/4/1383)، با استفاده از دیدگاههای شهید مطهری، برنامه ریزی درسی و روان شناسی انجام شد و نتایج آن می تواند در بازنگری برنامه این دروس استفاده شود. روش: روش تحقیق، از نوع کاربردی- توسعه ای، با روش توصیفی- تحلیلی(محتوایی-کیفی) با استفاده از منابع کتابخانه ای بود. یافته ها: محتوای مصوّب با رویکرد دانش افزایی کلامی، تناسب لازم را با مشخصات اسلام از دیدگاه شهید مطهری ندارد و فاقد ماهیت میان رشته ای است. این اهداف بدون توجه به ابعاد شناختی، نگرشی و مهارتی تدوین یافته و به نیازها بی توجه است. سازمان دهی محتوا نیز دارای اشکالات اساسی است. نتیجه گیری: با توجه به سرعت تحولات علمی و تغییر نیازها از یک سو و قدمت و اشکالات اساسی موجود در برنامه کنونی از سوی دیگر و نیز تغییر نظام آموزش وپرورش، ضرورت بازنگری کامل در برنامه دروس معارف اسلامی، انکارناپذیر است؛ بنابر این، برای تدوین برنامه جدید، پیشنهادهایی ارائه شده است.
الگوی روش شناسی مسئله محور در اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : یکی از راههای زنده نگه داشتن روش شناسی در جامعه، بررسی آرا، اندیشه ها و روشهای اندیشمندان و استخراج الگوی اندیشه ورزی و روش شناسی آنهاست. آیت الله شهید علامه مرتضی مطهری، ژرف اندیش و متفکری است که بررسی اندیشه اش می تواند افقهای نوینی در امر پژوهش، روش شناسی و مسئله شناسی بگشاید. روش شناسی شهید مطهری آمیزه ای از مبانی اسلامی، تدبّر نوین در مشکلات جامعه اسلامی و ابتکارات فکری و توانایی های ذهنی بود. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر، دستیابی به ویژگی های روش شناسی استاد مطهری در پژوهش مسئله محور بود. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع کتابخانه ای بود. یافته ها: یافته های این این پژوهش در قالب الگویی شامل بسترسازهای فردی: هدفمندی، عشق به علم و تفکر، خودآگاهی، هجرت فکری و حقیقت جویی؛ بسترسازهای تاریخی- اجتماعی: کشف ریشه های تاریخی در تحقیق، بررسی عملکردهای فلسفی حکمای مسلمان، نقد فیلسوفان مسلمان، عمق نگری تاریخی و نقد عالمانه اندیشه ها؛ و پیشرانهای روشی: دستیابی به نیازها، روشمندی، قاعده اهم فالاهم، تیزبینی، آینده نگری، عمق یابی، مسئله محوری فعالانه، نوآوری و پرهیز از مطلق گرایی ارائه شد. نتیجه گیری: شهید مطهری در مسئله شناسی و مسئله یابی از زمان علمی خویش جلوتر بود؛ ذهن و چشم مسئله یاب داشت؛ تحقیقاتش بر حسب نیاز بود؛ خالق یک نظام واحد فکری بود و در تحقیق مسئله محور، ضابطه و قاعده مندی را رعایت می کرد.
تبیین و توجیه نظریه فطرت از دیدگاه شهید مطهّری بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
133 - 155
حوزههای تخصصی:
فطرت، اصلی حیاتی در جهان بینی اسلامی است. تأثیرات متعدّد آن در مباحث فلسفی از جمله فلسفه دین، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، معرفت شناسی و مسئله شناخت، فلسفه تعلیم و تربیت، فلسفه حقوق و فلسفه سیاست حکایت از جایگاه و اهمّیت آن دارد. از این رو شهید مطهّری از اصل فطرت به عنوان «اصل مادر» در فرهنگ و معارف اسلامی یاد کرده و در آثار گوناگون خود به بررسی آثار و لوازم فطرت در انسان پرداخته است و آن را در ادامه حرکت جوهری عمومی هستی می داند. با این حال وی گذشته از استناد به آیات و روایات، کمتر به اثبات عقلی اصل فطرت پرداخته است بلکه به ذکر روش کلّی آن (که به زعم نگارنده می توان آن را بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین دانست) اکتفا نموده است. در این پژوهش تلاش شده است به روش توصیفی-تحلیلی و با جمع آوری اطّلاعات و تحلیل آنها، ابتدا چیستی فطرت و فطریّات انسانی بررسی شود و سپس وجود فطرت در انسان ثابت گردد؛ به این نحو که توجیهات مختلفی که برای وجود گرایش های انسانی در انسان مطرح شده است، مورد تحلیل قرار بگیرد و تبیین شود. سپس کوشش شده است برخی از آثار و نتایج فطرت بررسی گردد؛ از جمله استدلال فطرت در خداشناسی، تأثیر فطرت در معرفت شناسی و مسئله شناخت، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، فلسفه تعلیم و تربیت و جامعه شناسی.
مبانی نظری و بنیان های عملی تمدن توحیدی از منظر شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیاز بشر برای زیست مطلوب، همواره اندیشمندان اجتماعی را بر آن داشته تا عوامل تعالی و انحطاط تمدن های انسانی را مورد واکاوی دقیق قرار دهند. در این میان توجه به تمدن اسلامی به دلیل عجین شدن با روح مذهب و جهان بینی توحیدی بسیار مورد توجه بوده است. اگرچه پژوهش های بسیاری در رابطه با چیستی و مراحل و حتی عوامل انحطاط تمدن اسلامی انجام شده، اما مسئله ی اصلی این پژوهش آن است که از منظر شهید مطهری به عنوان یکی از مهم ترین اندیشمندان اجتماعی و آگاه به معارف دین اسلام، چه عاملی به عنوان نقطه ی ثقل تمدن اسلامی مطرح بوده و مبانی نظری و بنیان های عملی این تمدن چیست اند؟ روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است، بدین صورت که جملات دارای مضامین مرتبط با مقوله کلی تمدنی اسلامی از آثار شهید مطهری استخراج شده و سپس مضامین پایه و سازمان دهنده آنها استخراج گردیده و پس از تأیید روایی و پایایی تحقیق توسط خبرگان، مقوله نهایی تحقیق، تحلیل و ترسیم گشته است. یافته های تحقیق: مطالعه نظرات شهید مطهری و نتایج تحقیق نشان می دهد که: 1. ایشان توحید را به عنوان نقطه ثقل تمدن اسلامی معرفی کرده و از اصطلاح «تمدن توحیدی» استفاده می کند. نظام سازی توحیدی جهت شکل گیری تمدن اسلامی را مبتنی بر فطرت انسانی دانسته است. 3. عوامل تحقق تمدن توحیدی را ذیل دو مقوله کلی مبانی نظری و بنیان های عملی طبقه بندی کرده است. 4. در بخش مبانی نظری تمدن توحیدی به اثر مستقیم نظام سازی توحیدی، تکامل اجتماعی جوامع بشری و فطرت گرایی توجه نموده است. 5. در بخش بنیان های عملی تمدن توحیدی نیز با تسری عینی ایدئولوژی اسلامی در جامعه به عواملی همچون مردم سالاری دینی، احیاء و اصلاح فکر دینی و پرهیز از عوامل انحطاط تمدنی اشاره نموده است.
نقد و بررسی نظریه سرکوبگری تمدن فروید مبتنی بر اندیشه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیگموند فروید در تقابل با خوشبینی مارکسیست ها در پی ریزی بنای یک نظام حکمرانی با کمترین میزان درد و رنج، از تمدن سرکوبگر سخن می گوید. فروید این سرکوب را در دو ساحت فرد پیدایشی و نوع پیدایشی بررسی می کند. در ساحت فردی و با تحلیل دستگاه سه گانه ذهنی، از جانشینی اصل واقعیت به جای اصل لذّت و تعویق در غرایز یاد می کند. در ساحت نوع پیدایشی نیز با شورش فرزندان علیه پدرِ نخستین و قتل او، احساس گناه ایجاد می شود و بذر اخلاقِ سرکوبگرِ غرایز جوانه می زند؛ در نتیجه، فروید سرکوبگری غرایز را لازمه تمدّن می داند. در مقابل، شهید مطهری معتقد است که نه تنها تمدنِ فطرت بنیان سرکوبگری را به همراه نخواهد داشت، بلکه جامعه، تاریخ و فرهنگ انسانی به سوی تمدنی یگانه در حرکت است؛ زیرا مقوله فطرت، در سرشت و ذات انسانی همه انسان ها به ودیعت نهاده شده و انسان ها و به تبع آن جوامع، فرهنگ ها و تمدن، به سمت آن امری در حرکت خواهند بود که ذات انسانی به آن گرایش دارد؛ درنتیجه، پدیده سرکوبگری، نه ذاتیِ تمدّن یا فرهنگ، بلکه امری عارضی و برخاسته از نقش و جایگاه غریزه در تمدّن به انضمامِ عنصرِ «ضرورت بیرونی» است.
بررسی حد نصاب اخلاقی از منظر شهید مطهری با تکیه بر واقعیت اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
5 - 26
حوزههای تخصصی:
حد نصاب اخلاقی به مرز سعادت حقیقی اطلاق می شود. هدف این تحقیق استنتاج این حد، از کلام شهید مطهری با توجه به سنخ واقعیت اخلاقی به روش توصیفی تحلیلی است. وی سنخ واقعیت اخلاقی را دینی و پرستش آگاهانه می داند و این پرستش جز با اعتقاد به توحید یعنی حد نصاب اخلاقی امکان ندارد. به نظر می رسد بیان شهید مطهری در اثبات سنخ واقعیت اخلاقی که اخلاق دینی است، از جهت مبانی و لوازم آن، به بیان اصلاحی و تکمیلی ذیل نیاز دارد، به این بیان که با توجه به ویژگی خاص انسانی باید سنخ واقعیت اخلاق را برای انسان تعقل دانست. انسان بر اساس کما ل خواهی، قرب به کمال مطلق را متعلق تعقل خود قرار می دهد و در شناخت رابطه خود با کامل مطلق، به نیازمندی خود پی می برد و به تبعِ این شناخت، رفتار متناسب با آن نیاز را که ابراز آن نیازمندی و تشکر از معطی آن است انجام می دهد. شهید مطهری به آن، پرستش آگاهانه اطلاق می کند.
تجلی آیات و روایات در شخصیت الگویی شهید مطهری
منبع:
قرآن و عترت سال ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
83 - 112
حوزههای تخصصی:
روش تربیت الگویی، یکی از روش های فراگیر و مؤثر در تربیت انسان است. این روش در سرتاسر زندگی و ابعاد مختلف حیات انسان کاربرد دارد و از آنجا که محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارایه می دهد، در انتقال مفاهیم و آموزش برنامه های تربیتی، مؤثر است. در این روش، یکی از مسایل مهم در هر جامعه، شخصیت هایی هستند که می توانند به عنوان الگویی مناسب، سرمشق دیگران باشند. مسأله ای که قرآن کریم و روایات معصومین(ع) از آن سخن گفته اند و بر بهره گیری از الگو و پیروی از اسوه های حسنه تأکید کرده اند. از شخصیت های معاصر که می تواند الگویی موفق برای نسل حاضر حوزوی و دانشگاهی باشد؛ استاد شهید مرتضی مطهری است. شخصیتی که افزون بر دانش فراوان، مسلح به سلاح ایمان، زیبنده به فضایل اخلاقی و مجهز به برهان و منطق بود و در کنار روشنفکری، پایبند به آموزه های قرآن و عترت و در عین بلندمرتبگی علمی، در نهایت خضوع و فروتنی در برابر دیگران و نمونه تمام عیار یک انسان مطلوب و منطبق با آموزه های قرآنی و روایی بود. در این مقاله تلاش شده است با بهره گیری از آیات و روایات و منابع مکتوب کتابخانه ای و ابزار فیش برداری، شخصیت الگویی شهید مطهری از زوایای مختلف سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و علمی بررسی شود.
مقایس تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و علامه عسکری در معناشناسی و مصداق یابی شئون پیامبر و امام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
129 - 146
حوزههای تخصصی:
به واژه شأن در کتب متکلمان متقدم چندان توجه نشده است؛ اما متکلمان معاصر به تازگی به این اصطلاح توجه کرده اند. در این میان، شهید مطهری و علامه عسکری با تعریف شأن و تعیین مصادیق شئون به معناشناسی و مصداق یابی این اصطلاح پرداخته اند. ضرورت پرداختن به این مسئله ازنظر نیاز به تعیین دقیق چارچوب معنایی و مصادیق شأن و گسترش این عرصه علمی در مباحث امامت پژوهی تخصصی است. سؤال این است که معنا و مصادیق شئون پیامبر و امام از دیدگاه شهید مطهری وعلامه عسکری چیست. فرضیه مقاله این است که شهید مطهری و علامه عسکری چارچوب معنایی مشخصی برای شأن، ارائه و مصادیق آن را مشخص کرده اند. شأن در لغت به معنای امر و حال و کارهای بزرگ است و در اصطلاح قرآن و روایات، به معنای امور بزرگی است که بر عهده امام بوده و سزاوار اوست. شهید مطهری از اصطلاح شئون در معانی نزدیکی چون امور، کارها و سزاواری با اولویت «امور و کارها» استفاده کرده است. علامه عسکری در معناشناسی شئون با شهید مطهری هم عقیده بوده و شأن را به معنای «کار» دانسته و وظیفه اصلی پیامبر به معنای تبلیغ دین را از شئون جدا کرده است. شهید مطهری در کتب مختلف خویش در مجموع، شئون پیامبر را شامل مرجعیت دینی، قضاوت و حکومت دانسته و مصادیق حکومت، مرجعیت دینی، قضاوت و ولایت را شئون امام دانسته است؛ اما علامه عسکری به مصادیقی چون تبلیغ قرآن، خلافت، اقامه جماعت، برپاداشتن احکام اسلامی و ایجاد جامعه اسلامی و حکومت عادله به عنوان شئون پرداخته است. درمجموع، هر دو متکلم با اختلاف عبارات، در مصادیقی چون حکومت و مرجعیت دینی به عنوان شئون امام اتفاق نظر دارند.
مسائل کلان عرفان عملی و عرفان نظری در اندیشه ی شهید مطهری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با آنکه شهید مطهری کتاب تخصصی و مستقلی درباره عرفان ننوشته ، اما در موارد متعددی از آثار خود، به اساسی ترین پرسش ها درباره عرفان اسلامی توجه نشان داده و به مهم ترین مباحث مطرح در دو ساحت اصلی عرفان اسلامی (عرفان نظری و عرفان عملی) اشاره کرده است. پژوهش پیش رو، که به روش تحلیلی اسنادی سامان یافته است، از لابه لای نوشته های گوناگون شهید مطهری، اندیشه کلان ایشان را در این مقوله به دست آورده است. ایشان عرفان اصیل اسلامی را جنبه باطنی و معنوی حقیقت اسلام دانسته و نظریه وارداتی بودن آن را در اسلام به شدت انکار کرده، مهم ترین مؤلفه های هر کدام از دو بخش اساسی عرفان اسلامی را برشمرده و بدین سان فرق علم عرفان نظری را با رقیب خود (فلسفه) و تفاوت علم عرفان عملی را با مشابه خود (اخلاق) روشن کرده است. شهید مطهری اساسی ترین مباحث عرفان نظری (وحدت وجود، توحید عرفانی و انسان کامل) را نیز تبیین نموده؛ همان گونه که مهم ترین مباحث عرفان عملی (همچون ضرورت سیر و سلوک و چند و چون منازل سلوک الی الله) را نیز در آثار خود بررسی کرده است.