مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
۷۱.
۷۲.
۷۳.
۷۴.
۷۵.
۷۶.
۷۷.
۷۸.
۷۹.
۸۰.
شهید مطهری
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۶)
184 - 211
حوزههای تخصصی:
موضوع قدرت و توزیع عادلانه آن میان زن و مرد، از جمله موضوعات مهم و مناقشه برانگیز در عصر حاضر به حساب می آید و توجه بسیاری از نظریه پردازان را به سوی خود جلب کرده است. به نظر می رسد مفهوم قدرت در اندیشه فمینیستی و رویکرد اسلامی، دارای تفاوت های مبنایی و چشمگیری باشد؛ بنابراین، بررسی تطبیقی و مقایسه ای دو اندیشمند که یکی نماینده تفکر فمینیستی و دیگری مبین رویکرد اسلامی است، در تبیین خوانش متفاوت آن ها از بحث قدرت، سودمند است. در این مقاله، پس از بررسی آثار سیمون دوبووار و شهید مطهری، با استفاده از روش تطبیقی، آرای دو متفکر در مفهوم قدرت با هم مقایسه شده است. یافته ها حاکی از آن است که سیمون دوبووار قدرت را مفهومی انسان محور می داند و برای آن اصالت ذاتی قائل است، اما بازخوانی اسلام از قدرت، معطوف به هدف الهی و توجه به وحی در شئون اجتماعی است. به بیان بهتر، در رویکرد فمینیستی، قدرت به مثابه امری انسانی، اما در رویکرد اسلامی به مثابه امری الهی است. نتیجه تفکر فمینیستی این است که زنان باید تا حد امکان از قدرت بیشتری برخوردار باشند، اما در رویکرد اسلامی با درنظرگرفتن تفاوت های ذاتی میان زن و مرد، جایگاه آنان در نظام قدرت مشخص می شود.
روش های شهید مطهری در تبیین مفردات قرآن
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
71 - 97
حوزههای تخصصی:
تبیین معانی واژه های قرآن برای فهم مرادِ جدّی خدا در آیات قرآن، از صدر اسلام در سیره مسلمانان رواج داشته است، به گونه ای که می توان حلاّجی واژگان را بخش جدایی ناپذیر تفسیر بیشتر مفسران دانست. شهید مطهری نیز در شمار افرادی است که در بخش هایی از آثار قلمی و گفتاری خود به تناسب رویکرد و نیازی که برای مخاطب احساس کرده است، برخی مفردات قرآن را مورد مُداقّه قرار داده و به عنوان مقدمه مباحث تفسیری سامان داده است. نوشتار حاضر درصدد است با بررسی و تحلیل واژه های ذکر شده در مجموعه آثار شهید مطهری، به بررسی روش های ایشان در تبیین مفردات قرآن بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد توجه به ریشه و اشتقاق واژه، ملاحظه قواعد ادبیات عرب، بررسی برخی عبارات جاهلی، نگاه به واژه های مترادف، در نظر گرفتن آیات، استفاده از روایات و تحلیل تطور معنای واژه به معانی اصطلاحی امروزی از مهم ترین روش های تبیین مفردات قرآن در آثار شهید مطهری است. استاد مطهری ضمن استفاده از منابع متعدد و مختلف، روش یکسانی برای تبیین معنای واژه ها در پیش نگرفته است و در هر واژه ای، به تناسب یک یا چند روش را انتخاب کرده و در مواردی نیز نظر علما را به چالش کشیده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه انتقادی شهید مطهری و هابرماس به پوزیتیویسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۹
103 - 130
حوزههای تخصصی:
پوزیتیویسم به عنوان نگرشی خاص به حوزه علم و معرفت، مورد انتقاد فلاسفه بسیاری قرار گرفته است. در این میان، نقدهای شهید مطهری و یورگن هابرماس به پوزیتیویسم، به عنوان فیلسوفانی با نگاه واقع گرایانه، در دوره خود مورد توجه دیگران واقع شده و رویکرد انتقادی به پوزیتیویسم در فلسفه، علوم انسانی و علوم اجتماعی را تقویت کرده است. در این پژوهش با روش تطبیقی، در سه دامنه معرفت شناختی، روش شناختی و ارزش شناختی، به ارزیابی خاستگاه، شیوه ها و لوازم نقدهای این دو متفکر نسبت به پوزیتیویسم پرداخته شده و این نتیجه به دست آمده است: از یک سو اتحاد نگاه رئالیستیِ هر دو متفکر به مسئله شناخت، اشتراکاتی را برای آن ها در مواضع انتقادی نسبت به پوزیتیویسم و لوازم و نتایج این نگاه به وجود آورده و از سوی دیگر، تفاوت در خاستگاه و شیوه دیدگاه انتقادی شان نسبت به پوزیتیویسم، موجب بروز اختلاف دیدگاه میان آن دو شده است. هرچند دیدگاه انتقادیِ هر دو فیلسوف، فاقد نقد پوزیتیویسم از لحاظ انسان شناختی است.
بررسی تطبیقی «امی بودن پیامبر» از منظر شهید مطهری و محمد الجابری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم در آیاتی درباره امی بودن پیامبر سخن رفته و ذیل آن ها آرای مختلفی بیان شده است. فهم صحیح عبارت «النّبی الامّی» باوری قرآنی و اسلامی درباره پیامبر اسلام(ص)را رقم می زند که یکی از ادله بسیاری از افراد بر معجزه بودن قرآن بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر می کوشد به بررسی و واکاوی دیدگاه های دو نظریه پرداز معاصر، یعنی استاد مطهری و محمدعابد الجابری بپردازد تا در نهایت اثبات کند علت اختلاف دیدگاه ها تفاوت پیش فرض های هر یک در تحلیل گزاره «النبی الامی» است. برای نیل بدین هدف، پس از بسط و تبیین مسئله، مهم ترین پیش فرض ها در تحلیل این گونه آیات بیان و آرای صاحب نظران ذیل آن ها شرح داده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد پیش فرض ها نقش بسیار مؤثری در تحلیل گزاره های قرآن دارند و تببین لغت به وسیله نظرات نزدیک تر به زمان نزول و بررسی سیاق آیات ما را به نظراتی متفاوت با عرف متداول رهنمون می سازد.
حضور اجتماعی زنان با توجه به رویکرد شهید مطهری به حقوق فطری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور اجتماعی زنان از مسائل مورد مناقشه میان اندیشمندان مسلمان است. به طور کلی شاهد دو رویکرد سنت گرا و تجددگرا در این حوزه هستیم، به گونه ای که برخی با تمسک به رویکرد سنتی به برتری مرد بر زن در خلقت تأکید داشته و همین را مبنای تفاوت های حقوقی دو جنس و محرومیت زنان از بسیاری از شئونات اجتماعی قرار داده اند. در نقطه مقابل گروه تجددگرا با الهام گرفتن از تفکر لیبرال غربی با اصرار بر اصول آزادی و برابری حضور حداکثری برای زنان را طلب می کنند. این مقاله گفتمان سومی بر مبنای تفکر شهید مطهری در خصوص حضور اجتماعی زنان مبنی بر دو اصل عدالت و حقوق فطری ارائه می دهد. رویکرد شهید مطهری را می توان در سه مؤلفه خلاصه کرد: (الف) زن و مرد در انسانیت مشترک هستند؛ (ب) در هر دو جنس استعدادها و قابلیت های فطری وجود دارد که سعادت انسان در گرو به فعلیت رساندن آنهاست؛ (ج) برای به فعلیت رساندن برخی از استعدادهای انسان احتیاج به وجود فضای فعال و رقابتی در عرصه اجتماعی است. لذا از منظر عدالت اجتماعی باید زمینه های حضور فعالانه بانوان با حفظ موازین اسلامی در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراهم شود. در این پژوهش، برای یافتن دیدگاه شهید مطهری در این باره از روش تحلیل متنی بهره گرفته شده است.
تعارض ماهیتی تفسیر اندیشه های شهید مطهری با الگوی اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
922 - 934
حوزههای تخصصی:
روشنفکری، حرکتی است در شکاف سنت و مدرنیته و از ایجاد شکاف و تزلزل میان این دو جهان است که اساساً زاده شده است. اندیشه روشنفکری و اصول گرایی شهید مطهری، از درون سنت دینی حاکم بر عامه مردم، نشأت گرفت که در نهایت باعث بروز حرکت های عملی در تداوم انقلاب شد. روش تحقیق، به صورت تحلیلی-توصیفی و تجزیه وتحلیل اطلاعات در قالب کیفی بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مبانی و ماهیت تفکر اسپرینگر، از محیطی لیبرال و رادیکال نشأت گرفته که در تضاد نسبی با تفکر مطهری است که از محیطی نیمه سنتی و مذهبی؛ متبلور شده است؛ از این رو ماهیت آن نمی تواند در قالب الگوی اسپرینگر به صورت کامل، تعریف و تفسیر گردد. نتیجه تحقیق نیز نشان می دهد که به دلیل ماهیت پلورالیسم ارزشی اندیشه های اسپرینگر در مفاهیمی مثل آزادی، دموکراسی، تطبیق نظریات مطهری در قالب الگوی اسپرینگر، به صورت ناقص قابل اعمال است. کلید واژگان: شهید مطهری، توماس اسپریگنز، آزادی، ولایت فقیه.
بررسی قابلیت تبیین اندیشه های شهید مرتضی مطهری در الگوی توماس اسپرینگز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهید مطهری، یکی از افرادی می باشد که توانست با افکار و نوشته های خود، قدم بزرگی در جهت روشنگری در اسلام داشته باشد. مبارزه با تحریف، انحراف، تحجر و التقاط؛ از ویژگی های بارز ایشان بود و علت آن جامعیتی بود که در شخصیت ایشان وجود داشت است. باتوجه به اهمیت بررسی اندیشه های مطهری، مطالعه حاضر با هدف تحلیل و تبیین اندیشه سیاسی مطهری براساس الگوی نظریه توماس اسپریگنز انجام گرفت. روش تحقیق، به صورت تحلیلی-توصیفی و تجزیه وتحلیل اطلاعات در قالب کیفی است. در این تحقیق بعد از بررسی مبانی نظری توماس اسپریگنز و همچنین اندیشه سیاسی شهید مطهری، به تحلیل و بررسی تفکرات سیاسی شهید مطهری براساس الگوی توماس اسپریگنز، پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان دادند تحجر و تجددگرایی افراطی، بی عدالتی و جهالت و جمود فکری؛ مهم ترین ریشه های بی نظمی می باشند که علت اصلی آن ها استعمار، تهاجم فرهنگی، نفوذ اندیشه های بیگانه و راه درمان آن احیای تفکر دینی، مبارزه با غرب گرایی و التقاط با غرب، ادامه دادن مسیر عدالت خواهی، استقرار ولایت فقیه و مردم سالاری دینی می باشد.
بررسی دیدگاه انتقادی شهید مطهری از مبانی کانت پیرامون رابطه ایمان و عمل اخلاقی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
درباره عمل اخلاقی و اینکه منشأ و خاستگاه آن چیست، نظرات متفاوتی وجود دارد. کانت در آثار خویش، ایمان را امری معرفی می کند که یکسره مربوط به اخلاق است. او با پس زدن ایمان دینی، قانون اخلاقی خویش را بر مبنای عقل عملی بنا می نهد. شهید مطهری معتقد است که التزام به فعل اخلاقی، بر مبنای عقل نظری به صورت تکیه بر معرفت و ایمان به خداوند متعال است که به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه در انسان وجود دارد. او رابطه ایمان و فعل اخلاقی را رابطه ای دوسویه می داند که به تقویت یکدیگر می پردازند. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بررسی کتابخانه ای آثار شهید مطهری و کانت است. از جمله نقدهای مطرح شده توسط شهید مطهری، اشکال در انگیزش برای عمل و مغالطه بین نفع فردی و نفع به غیر است.
نقش عقل در فهم متون دینی از منظر علامه طباطبائی و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال بیستم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
95-106
حوزههای تخصصی:
مسئله نقش عقل و محدودیت های آن در شناخت معارف دین، همواره مورد بحث بوده است. برخی معتقدند که عقل هیچ نقشی در شناخت معارف دین ایفا نمی کند و گروهی دیگر نیز برای عقل نقش های مختلفی به صورت حداکثری و حداقلی در شناخت قائل اند. کاوش های مقاله حاضر، بررسی عقل از منظر علامه طباطبائی و شهید مطهری است. بر پایه بازخوانی مبانی طراحی شده علامه، مسئله تعارض عقل و وحی اساساً منتفی است؛ زیرا عقل فلسفی عهده دار ارزیابی شروط سه گانه قطعیت وحی است. از این رو، وحی غیرمطابق با عقل قطعی فلسفی عملاً به دایره ظنون کشانده شده، هیچ گاه وحی قطعی ای به دست نخواهد آمد که با عقل قطعی در تعارض باشد؛ وحی ظنی برجای مانده نیز، به دلیل «ظهور لفظی» صلاحیت حجیت و تقدم بر رهاورد تجارب بشری، یعنی فلسفه را نخواهد داشت. رویکرد فلسفی شهید مطهری به پرسش از رابطه عقل و دین این است که نسبت عقل و دین از اساسی ترین مسائل حوزه معرفت دینی و فلسفی است که از دیرباز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته و دیدگاه های متفاوتی را هم دامن زده است. نگاه شهید مطهری به اصول دین به مثابه مدخلی عقلی بر دیگر اجزاء منظومه دین، جایگاه عقلی ویژه ای برای اصول دین ترسیم می کند که به نوبه خود واجد ارزش فلسفی است.
بررسی اشکال استاد مطهری بر مبحث معقولات ثانیه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
103 - 120
حوزههای تخصصی:
در فلسفه سهروردی چرخشی اساسی در نگرش به معقولات ثانیه رخ می دهد. ملاصدرا آرای سهروردی درباره معقولات، مخصوصاً معقولات ثانیه فلسفی را بررسی می کند و آنها را در دستگاه جدیدی می برد و تا کنون نظر مشهور درباره این معقولات است. مطهری در شروح کتب فلسفی این بحث را کاملاً شفّاف سازی و لوازم آن را بیان کرده است و در نقدهایش بر مارکسیسم از این مبحث استفاده کرده است. در این مقاله بر آنیم ضمن مقایسه نظرات استاد مطهری و سهروردی، گفت وگویی بین این دو متفکّر برقرار و مخصوصاً ایرادهای استاد به سهروردی را بررسی کنیم. در این راه می باید چارچوب فکری (پارادایم) سهروردی و مطهری در بحث معقول ثانی را ملاحظه کرد و در انتقال مفاهیم از هر رویکرد به دیگری، لوازم آن را نیز انتقال داد. به نظر می آید با توجه به رویکرد سهروردی، ایرادهای مطهری نه تنها وارد نیست بلکه سهروردی نظر مقابل را به دلیل رخ دادن مغالطه دور در آن، باطل می داند. تاریخ دریافت: 20/07/1400 تاریخ تأیید: 25/09/1400
واکاوی خاستگاه نظم سیاسی- اجتماعی مطلوب در آراء شهید مطهری بر مبنای الگوی سه گانۀ لاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
182 - 208
حوزههای تخصصی:
در برخورد با ورود مدرنیته به ایران، روشنفکران واکنش های گوناگونی نشان داده اند (تاریخچه). برخی آن را نفی، برخی تقلید و برخی به گزینش پاره ای از اصول مدرن پرداخته اند (پیشینه). نواندیشان دینی دهه پنجاه شمسی، نظیر شهید مطهری که ازیک سو دغدغه دین و سنت داشتند و ازسویی خواستار پیشرفت تکنولوژی و توسعه سیاسی کشور بودند، درصدد برآمدند بین دین و جامعه درحالِ تغییر، در ذهن متأثر از مدرنیته خویش هماهنگی ایجاد کرده و طرح یک نظم سیاسی-اجتماعی مطلوب را پی ریزی کنند. در این پژوهش برآنیم تا براساس نظریه سه گانه لاکانی، تأثیر ذهنیت مدرن بر نظم سیاسی-اجتماعی مطلوب در اندیشه شهید مطهری را برمبنای روش توصیفی-تحلیلی بررسی کنیم (مسئله و روش). بنابراین، در این مقاله پرسش مهم ناظر بر نوع حکومت مطلوب استاد مطهری است (سؤال). دستاورد پژوهش نشان می دهد که برمبنای نظریه لاکان، مطهری مخالف تغییر هویت خود و تقلید از دیگری است؛ اما درعینِ حال برای رشد هویت اسلامی-ایرانی تمایل دارد از تکنولوژی و توسعه غربی نیز بهره مند شود. برهمین اساس و با رویکرد پذیرش دستاوردهای عینی مدرن به مثابه امر خیالی و نفی ابعاد معرفت شناختی آن که در تضاد با امر نمادین حاکم بر جامعه قرار داشت، نظریه ولایت فقیه را تشریح می کند (یافته).
بررسی تطبیقی مفهوم عقلانیت در اندیشه های ماکس وبر و شهید مطهری و تبعات سیاسی آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال اول پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱
168 - 197
هسته پایدار اندیشه های ماکس وبر و شهید مطهری عقلانیت است. عقلانیت در اندیشه های وبر با عبور از خوانش پارسونزی، بر اساس سوبژکتویسم کانتی امری برساخته است. یعنی انسان واقعیت را نه در مطابقت با واقع بلکه باید آن را جعل و اعتبار کند؛ چون در حوزه های اندیشه و اخلاقیات هیچ پدیده فرهنگی پیشینی وجود ندارد؛ همچنین عقلانیت در تفکرات شهید مطهری، جنبه های وسیعی چون وحیانی و قرین شرع بودن را در بر می گیرد که از ابزارهای گوناگونی همچون تجربه، وحی، نقل و عقل بهره می برد و از انجا که توانسته است به ابعاد مختلف اجتماعی انقلاب جامعیت بخشد مبنای ایدئولوژیک انقلاب اسلامی است. در این مقاله از روش تحقیق کیفی استفاده شده و روش تجزیه داده ها بصورت توصیفی است. نتیجه ای که به دست آمد این است که عقلانیت در اندیشه های وبر بر اساس ادراکات اعتباری و نه ادراکات حقیقی در منظومه فکری شهید مطهری قابل فهم و تحلیل می باشد.
واکاوی موانع عرفی شدن حکومت دینی در افکار و باور آیت الله مطهری با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
۲۳۲-۲۰۵
نظام اسلامی براساس اصول و مبانی و ارزش های دین اسلام پایه ریزی شده است که جامعه را براساس مبانی دینی هدایت می کند و دین در بعدهای مختلف حیات حکومت اسلامی نقش اساسی دارد.در مقابل دین اسلام،عرفی شدن نظام سیاسی و حاکمیت مبانی عرفی به جای مبانی دینی مطرح شده است که در آن دین در انزوا قرار می گیرد و عرفیات به عنوان تعیین کننده حیات حکومت در مرکز توجه قرار می گیرد.در جهان اسلام اندیشمندان مختلفی براین أمرهشدار داده ودر این باره مطالب مختلفی را نگاشته اندکه دراین مقاله اندیشه شهید مطهری بررسی می گردد.سوال قابل طرح این که موانع عرفی شدن نظام اسلامی در اندیشه ی شهیدمطهری کدامند؟روش به کارگیری دراین پژوهش تحلیل مضمون خواهد بود. یافته های پژوهش حکایت ازاین دارند که موانع عرفی شدن نظام سیاسی باتغییر رفتار مسلمین واتکای آنها بر مبانی و ارزش های حقیقی دین اسلام قابلیت عملیاتی سازی دارد.
تحلیل مبانی، اهداف، اصول و روش های تربیت عقلانی از دیدگاه شهید مطهری (برای نظام تعلیم و تربیت رسمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۶
317 - 348
هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل مبانی، اهداف، اصول و روش های تربیت عقلانی از منظر شهید مطهری برای نظام تعلیم و تربیت رسمی است. روش مورداستفاده در این مقاله روش کیفی است که به شیوه توصیفی و تحلیلی-استنباطی نگاشته شده است. جامعه تحلیل، مجموعه کتاب ها، شرح ها و مقالات ایشان است. یافته ها حاکی از این است که وی هدف تربیت عقلانی را به معنای ایجاد زمینه های لازم برای پرورش قوه عاقله، جهت دستیابی و رسیدن به مقام انسان کامل تعریف و تبیین نموده است و پرداختن و توجه به این بُعد تربیتی را از ملزومات کلیه نظام ها بالأخص نظام تعلیم و تربیت رسمی لحاظ کرده است، به سبب این که رسالت عظیم این نظام پرورش قوه نقادی، تفکر آگاهانه و قضاوت صحیح است. مهم ترین مبانی تربیت عقلانی از منظر این فیلسوف شهیر عبارت است از «عقل عملی متأثر از حالات نفس است»، «تفکر و تعلم ارکان اساسی تربیت عقل است»، «تفاوت در عقول آدمیان امری ذاتی است»، «کلیه قوانین عقل با فطرت آدمی هماهنگ است» و... سپس به اصول تربیت عقلانی اشاره گردید (اصل تربیت عقل عملی از طریق تزکیه نفس، اصل تعقل، اصل لزوم علم آموزی، اصل باور نسبت به طبیعی بودن تفاوت عقل در آدمیان، اصل همسویی تعلیم و تربیت با فطرت انسانی و...). در نهایت به روش های و راهکارهای تربیت عقلانی پرداخته شد که برخی از این راهکارها عبارت اند از روش تزکیه، روش عادت به تفکر و تعقل، روش آموزش مبتنی بر تفاوت های فردی و روش الگوسازی و الگوپذیری.
بررسی ضمانت اجرای اخلاق در دیدگاه کانت و شهید مطهری
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۵)
87 - 104
ضمانت اجرا از مسائل مهم مطرح شده در فلسفه اخلاق است؛ زیرا تا ضمانتی برای اجرای اخلاقیات وجود نداشته باشد صدور احکام و الزامات اخلاقی بی فایده خواهد بود. از این رو مکاتب اخلاقی به دنبال تبیین ضمانت اخلاق در نظریه های خود هستند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی ضمانت اجرا از دیدگاه کانت و شهید مطهری پرداخته است. آنچه از بررسی دیدگاها به دست آمد نشان می دهد که به اعتقاد کانت، عقل عملی ضامن اجرای اخلاق است؛ که اشکالاتی به این دیدگاه وارد شده است، از این رو نمی تواند قابل قبول باشد. شهید مطهری با تکیه بر خودشناسی که بر خداشناسی استوار است، درک عزت و کرامت نفس را انگیزه اجرای اخلاق می داند. بررسی ها نشان می دهد که این نگاه نیز از جامعیت برخوردار نیست و نمی تواند برای همه، انگیزه انجامِ فعل اخلاقی باشد. نکته قابل توجه آن است که اعتقاد به خدا مهم ترین انگیزه برای اجرای اخلاق است و اسلام با توجه به مراتب فکری و روحی متفاوت مردم، طیف وسیعی از انگیزه ها را با محوریت اعتقاد به خدا و یگانگی او، برای روی آوردن به افعال اخلاقی برای همه فراهم کرده است.
تبیین و بررسی اصالت جامعه از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث درباره اصالت جامعه و اصالت فرد، یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث در قلمرو فلسفه جامعه شناسی یا فلسفه اجتماعی است. در میان متفکران اسلامی، پیشینه این بحث را می توان در آرای ابونصر فارابی، خواجه نصیرالدین طوسی، اخوان الصفا و ابن خلدون ملاحظه کرد. در میان اندیشمندان مسلمان معاصر نیز می توان از علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید محمد باقر صدر، آیه الله جوادی آملی و استاد مصباح یزدی نام برد. در پژوهش حاضر، تببین اصالت جامعه از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدی، با رویکردی فلسفی و نقد و بررسی آرای آنها مورد توجه است.
چالشهای خاستگاه جهان بینی سبک زندگی در جامعه شناسی پییر بوردیو با فطرت و زیست مؤمنانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بنابر مواضع جهان بینی دنیای مدرن، بسیاری از جامعه شناسان تلاش کرده اند تا فهم خود از جهان اجتماعی و کنش انسانی را فرمول بندی کنند. پی یر بوردیو، به عنوان یکی از با نفوذترین جامعه شناسان فرهنگی متأخر، مدعی است که می توان پیچیدگی منطق عینی و ذهنی مندرج در سبک زندگی عاملان اجتماعی را بر اساس فرمول و مدل تحلیلی معینی منکشف نمود. این مقاله تلاش می کند تا با استعانت از نظریه فطرت شهید مطهری و روش پژوهش اسنادی، مهم ترین چالش های آن ادعا را با فطرت و زیست مؤمنانه آشکار سازد. مدل بوردیو به دلیل اتخاذ موضع چشم اندازگرایی به نوعی نسبی انگاری در مقوله های فرهنگ، اخلاق و بسیاری از عوامل اجتماعی مانند جنسیت منتج شده است. جامعه و طبقه نیز مقدم بر فطرت انسانی و هویت اصیل او انگاشته شده اند. همچنین، به دلیل قبول منطق منفعت، نمی توان از مفاهیمی همچون ساده زیستی، قناعت، عزت نفس، خودِ واقعی، مرز میان امر حق و امر باطل و آزادی همراه با مسئولیت پذیری سراغی گرفت.
بررسی تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و ماکس وبر در مسئله شرور با تأکید بر شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین اسلام آخرین و کامل ترین دین آسمانی است و در مواجهه با مسائل نسبت به رویکردهای سکولار مواجه های متفاوتی دارد. به عنوان نمونه برخورد اسلام با مسئله شرور با مواجهه سکولار آن تفاوت هایی دارد، هرچند در برخی از ابعاد نیز شباهت هایی موجود است. نویسنده به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که وجه تمایز و تشابه خوانش شهید مطهری (به عنوان رویکرد اسلامی) از مسئله کرونا به عنوان شر، از خوانش ماکس وبر (به عنوان دیدگاهی سکولار) چیست؟ در این پژوهش داده های موردنیاز از طریق بررسی کتابخانه ای به دست آمده و داده ها به روش مقایسه ای مورد تحلیل قرارگرفته اند تا به شباهت ها و تفاوت های موجود در رویکرد شهید مطهری و ماکس وبر از شرور با تأکید بر کرونا دست یابد. نتایج پژوهش حاضر به این شرح است: شهید مطهری معتقد است شرور فاعلی ندارند اما از دید ماکس وبر، شر مانند خیر فاعل دارد و با طرح نظریه عقلانیت خود درصدد معنا بخشی به زندگی و توجیه درد و رنج از طریق دین است. از دیدگاه شهید مطهری شرور بخشی از نظام یکپارچه عالم هستند، درحالی که از دیدگاه ماکس وبر درد و رنج باعث اختلال در معناست؛ در رویکرد شهید مطهری شرور دارای فوایدی نیز هست اما در رویکرد وبری شرور فاقد معناست. مسئله عدمی بودن و نسبی بودن شرور و اندام وارگی جهان و فواید شرور در رویکرد شهید مطهری، حاکی از برتری خوانش اسلامی بر نوع سکولار آن است. با توجه به شواهد موجود در شرایط شیوع کرونا و نیز با توجه به منابع موجود، نظریه شهید مطهری در توجیه شرور از توفیق بیشتری برخوردار است.
مقایسه تفسیر شهید مطهری و علامه مصباح یزدی از آیه یازدهم سوره «رعد» درباره سنت تغییر سرنوشت جوامع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
87- 100
حوزههای تخصصی:
نقش رفتار جوامع در سرنوشت خویش و تأثیر رفتار انسان ها بر وضعیت آینده خود، از موضوعات مهم جامعه شناختی قرآن به شمار می رود. یکی از پربسامدترین آیات محل استناد در این بحث، کریمه «إِنَّ اللَّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به دو دیدگاه عمده در برداشت از این آیه، برای موضوع «نقش داشتن جوامع در سرنوشت خود» پرداخته است. علامه طباطبائی و آیت الله مصباح یزدی با استناد به سیاق، ضمن نفی عمومیت از این آیه، نسبت به تغییر شرایط از نیک به بد و از بد به نیک، آن را محدود به تغییر شرایط از مطلوب به نامطلوب کرده اند؛ اما شهید مطهری و برخی دیگر از مفسران با برداشتی فراسیاقی، این آیه را شامل هر دو گونه تغییر (نیک به بد و بد به نیک) می دانند. این مقاله با دفاع از دیدگاه دوم، به مستندات این برداشت فراسیاقی پرداخته و ضمن نقد دیدگاه اول (مخالفان تعمیم)، شواهد قرآنی و روایی برداشت گسترده از آیه مدنظر را ارائه داده است.
ازدواج از دیدگاه شهید مطهری (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱۷ و ۱۱۸
۲۱۸-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین دیدگاه های شهید مطهری از مسائل اصلی ازدواج به روش توصیفی تحلیلی با استفاده از مجموعه آثار ایشان است. استفاده از دیدگاه های ایشان در مورد ازدواج به عنوان مبانی در دانش مشاوره اسلامی کارآمد و حائز اهمیت است. ازدواج از دیدگاه شهید مطهری پیمانی است میان زن و مرد در جهت قبول کردن یک سلسله تعهدات و مسئولیت ها که از دو سازه اصلی «تکلیف و مسئولیت» و «حق بهره مندی» تشکیل شده است. مسئله ازدواج در نگاه ایشان از جهات متعددی حائز اهمیت است؛ نخست حفظ هویت و حرمت انسان و به طور خاص زن در جامعه؛ دوم ازدواج همچون سدی مانع از سقوط انسان در دره فحشا و زشتی ها می شود؛ سوم ازدواج انسان را از خودخواهی و خودکامگی نجات می دهد؛ چهارم ازدواج کانون پرورش و تربیت انسان هاست. در نگاه شهید مطهری فلسفه ازدواج در تربیت روحی و رشد اخلاقی، حفظ نسل و ایجاد مودت بین همسران خلاصه می شود. مهمترین کارکردهای ازدواج ایجاد آرامش و طمأنینه (روان شناختی)، امنیت و آرامش (اجتماعی) و ساخته شدن و تهذیب نفوس انسانی (اخلاقی) است. تنها ملاک ضروری برای ازدواج «ایمان» است و سایر ملاک ها به تناسب ایمان مطرح می شوند. در نگاه ایشان مهریه، هدیه ای از طرف مرد به عنوان عاشق به معشوق خویش است؛ چنانچه خواستگاری مرد از زن را مطابق فطرت و تدبیری عاقلانه برای حفظ حرمت زن می داند.