مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
۲۱۴.
۲۱۵.
۲۱۶.
۲۱۷.
۲۱۸.
۲۱۹.
۲۲۰.
وحی
حوزههای تخصصی:
برخی وحی را یک امر بشری و تجربه درونی دانسته اند که دارای یک فرایند تاریخمند است و با الهام و مکاشفه برابر بوده و خطاپذیر می باشد. در قرآن کریم به انواع معانی وحی اشاره شده است و وحی تشریعی را مخصوص انبیاء دانسته و علت عصمت آنرا « وهبی» بودن آن می داند. علاء الدوله سمنانی کشف را نسبی دانسته و قابلیتهای سالک را در صحت و سقم مکاشفات تأثیرگذار می داند. ابن عربی برای عصمت وحی می گوید: در وحی القاء معنی از طریق لفظ نیست بلکه عین معنی بی واسطه منتقل می شود.لذا احتمال وقوع خطا در فهم مخاطب( نبی) مطرح نیست . وحی عین حقایق وحیانی است که با بصر باطنی نبی مشاهده می شود. وحی اشاره ای است که جانشین عبارت می شود و اشاره عین مشارالیه است . و چون با سرعت واقع می شود.فهم و افهام و مفهوم از آن یک حقیقت است. به همین خاطر دارای عصمت است.
وحی شناخت
منبع:
الاهیات قرآنی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۴
9 - 27
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ اسلامی شناخت وحی و کیفیت نزول آن بر قلب حضرت پیامبر(ص) تا این اندازه از اهمیت برخوردار است که صدرالمتالّهین شیرازی معتقد است: همان گونه که به هر مؤمنی ایمان به آن چه بر پیامبران فرو فرستاده شده لازم است، دانستن چگونگی نزول وحی نیز بر عهده هر عالم است. پژوهش حاضر درصدد است با ارائه تعریفی از مفهوم وحی، به اقسام و اَشکال آن و نیز بررسی نظریات مفسّران و متکلّمان مسلمان درباره کیفیت و طریقه نزول کامل ترین و عالی ترین دستاورد وحی اسلامی(= قرآن کریم) بر قلب حضرت پیامبر(ص) بپردازد. به نظر می رسد وحی در کاربرد کلامی، تفاوت هایی با کاربرد قرآنی آن دارد و همچنین انزال معنا و تنزیل لفظ قرآن کریم، هردو بر قلب حضرت پیامبر(ص) حادث شده و هیچ کدام از این دو مفهوم را نباید از مفهوم نزول قرآن کریم جدا دانست. در آرای مفسّران و متکلّمان مسلمان، نظریه نزول لفظی ( =کلام خدا بودنِ قرآن) درباره شیوه نزول قرآن کریم از وثاقت و اعتبار بالاتری برخوردار است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به اثبات مدعای خویش می پردازد.
بررسی انتقادی دیدگاه نصر حامد ابوزید در مورد وحی
منبع:
الاهیات قرآنی سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵
9 - 24
حوزههای تخصصی:
نصر حامد ابوزید از جمله اندیشمندان و قرآن پژوهان معاصری است که آراء و اندیشه های وی درباره مؤلفه های مربوط به قرآن کریم مناقشه برانگیز، قابل تأمل و بحث برانگیز است؛ همین مسأله باعث شده است تا بسیاری از اندیشمندان حوزه علوم اسلامی با دید انتقادی به نظریات ایشان نگریسته و در مقام رد و جواب به آن ها قلم فرسایی نمایند. نظر وی در باب چیستی و چگونگی وحی قرآن کریم بر پیامبر اکرم(ص) از جمله این موارد بحث برانگیز است. در مقاله پیش رو ضمن بازشناسی مفهوم وحی، دیدگاه نصر حامد ابوزید را در این زمینه توضیح و تبیین نموده و پس از آن با استفاده از روش تحلیلی آن را مورد بررسی انتقادی قرار داده و در پایان به این مهم اشاره شده است که این دیدگاه با نص صریح آیات قرآن کریم و احادیث وارده از ناحیه ائمه معصومین(ع) مطابقت ندارد.
وحی پژوهی با محوریت آیه 51 سوره شوری از دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی
منبع:
الاهیات قرآنی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۷
29 - 42
حوزههای تخصصی:
از آنجا که وحی در اسلام از جایگاه خاصی برخوردار است و اساس و محور آموزه های دینی و یکی از منابع مهم معرفت زایی بشر محسوب می گردد از این روی هدف این مقاله، به بررسی دیدگاه امام فخررازی و علامه طباطبایی در زمینه ماهیت وحی، تبیین و خطاناپذیری آن، با محوریت آیه 51 سوره شوری می باشد. به دلیل اهمیت موضوع، این دو مفسر در آثار خویش به تبیین و توضیح وحی پرداخته اند. این بررسی نشان می دهد که دیدگاه آنان در تبیین آیه مذکور متفاوت است. که فخررازی تمام اقسام ارتباط خداوند با بشر را از نوع وحی محسوب می کند در حالی که علامه، وحی را ارتباط بدون واسطه میان خداوند و پیامبر لحاظ کرده است. فخر رازی با توجه به رؤیای حضرت ابراهیم در مورد ذبح فرزندش، مقوله وحی را امری خطاپذیر دانسته است اما علامه، وحی را امری یقینی دانسته و آن را از مبداء صدور تا وصول به مردم، مصون و محفوظ از خطا قلمداد کرده است.
نسبت وحی و رؤیا در آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله فهم ماهیت وحی بر اساس رؤیا و نسبت هایی که بین رؤیا و وحی در متون دینی ذکر شده و قابلیت استنباط از آن ها، هدف پژوهشی این مقاله است. روش بررسی این موضوع، تفسیری تحلیلی است که بر اساس ظواهر متون دینی در باب نسبت وحی و رؤیا و سخنان مفسران در این باب، از امکان یا عدم امکان بهره بردن از رؤیاشناسی برای وحی شناسی می پرسد. دریافته های این تحقیق به گونه شناسی انواعی از تشابه و نسبت بین وحی و رؤیا مانند؛ تضعیف حواس ظاهری، تعبیر پذیری بعضی از رؤیاهای صادقه و وحی و انزال وحی در رویا رسیدیم. همچنین رویای صادقه در متون دینی بخشی از نبوت تلقی شده است. بر این اساس، رؤیاشناسی می تواند به وحی شناسی کمک کند، و از این شیوه باید بهره برد، اما در نظریه رویا انگاری وحی مغالطات نظیر مغالطه «کنه و وجه»، «بزرگ نمایی»، «کوچک نمایی»، «تمثیل» و... شکل می گیرد.
رؤیاانگاری وحی؛ از پاشانی چینش آیات قرآن تا پرش و گسست قصص قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و پنجم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۹۷
185 - 203
حوزههای تخصصی:
مطالعه پیش رو دربردارنده نقد ادله و شواهد قرآنی ای است که در جهت تبیین مبنای رؤیاانگاری وحی ارائه شده است. بخش اول نقد به روش مؤلف مربوط است. نویسنده محترم بر خلاف مدعای رویکرد پدیدارشناختی، نگرشی تحویل نگر به قرآن دارد. بر خلاف نظر ایشان قرآن اگر بر هر خواننده بی طرفی عرضه شود، وجه خطابی آن آشکار خواهد شد. بر خلاف مدعا پاشانی چینش آیات قرآن مستلزم رؤیاگون بودن آن نخواهد بود. پراکندگی آیات برخی سوره های قرآن همانند مائده و احزاب یا نور می تواند مؤید ناکارآمدی برخی انواع تفسیر قرآن در قبال این گونه آیات باشد؛ آن چنان که در بین مفسران بزرگ بدان تصریح شده است. تکرار قصص قرآنی مصداق حقیقی تکرار نیست و در هر بار مشتمل بر مفاهیم جدیدی است. با فرض پذیرش تکرار، این تکرار بی هدف نیست و به جهت اهداف تربیتی و اخلاقی است. پرش و گسست زمانی موجود در قصص قرآنی نافی وجه خطابی آن نیست؛ زیرا قرآن صرف کتاب داستان نیست و اینکه برخی داستان های آن دارای گذشته نگری و گسست هستند، کاملاً متلائم با ادبیات داستانی پرطمطراق بوده و مؤید جامعیت حداکثری آن خواهد بود.
مبانی معرفت شناختی جهان فرهنگی قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۳
141 - 172
حوزههای تخصصی:
جهان فرهنگی قرآن شالوده ساز اصول و قواعد ساختاری و شناختاری است که با اتکا بر جهان بینی الهی تفسیر جامعی از زندگی سعادت مند بشری در یک سازه منطقی ارائه می دهد. در این سازه، شاخص تمایز برای معرفت در نگاهی کثرت گرایانه دیده می شود که تمام جنبه های اکتسابی و فطری شناخت انسان و نیز عقل عملی او به عنوان مبانی معرفت شناختی مورد توجه قرار می گیرد. در جهان فرهنگی قرآن، دستگاه معرفتی چونان گفتمان های معاصر صرفاً بر نگاه آلی و تکسویه تجربی سامان نیافته، بلکه بر داده های متافیزیک نیز تأکید دارد که ضمن وجود ضمانت صدق، میزان خطاناپذیری اش از جمله در داوری های فرهنگی واجتماعی اندک است. در این حوزه، متناظر با حوزه هستی شناختی، نگاهی جامع حاکم است که هم به شیوه های مبتنی بر مشهودات بیرونی توجه دارد و هم شهودات درونی را از دایره نظر دور نمی دارد. وحی در این گفتمان به عنوان منبع خطاناپذیر قلمداد می شود و منابع و ابزارهای دیگر شناخت این جهان فرهنگی از جمله ادراک عقلی، حواس، تاریخ و ادراک حضوری در کنار وحی در رتبه بعدی قرار دارند که به این هویت گفتمانی انتظام ویژه ای می دهند.
حل بحران معنویت از منظر سیدحسین نصر و ارزیابی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۵
233 - 260
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه نصر و سنت گرایان ریشه اصلی بحران معنویت درکنار نهادن وچشم پوشی ازسنت است؛چراکه سنت اصلی ترین منبع معنویت است. پس سنت هم آبشخور معنویت است و هم بازگشت بدان، زداینده بحران ها و از جمله بحران معنویت خواهد بود و چون درنگاه وی،وحی،شالوده سنت است،پس معنویت با وحی و نیزدین که فراورده وحی است برمدار هم بستگی خواهد چرخید.پژوهش حاضر که به حل بحران معنویت از منظرنصر و ارزیابی آن پرداخته است به این پرسش پاسخ داده که آیا معنویت پیشنهادی نصر گره گشا است یا خیر و چه نقدی بر آن وارد است؟ این مقاله با توجه به مفهوم معنویت و مبانی آن نزد نصر،به نقد های ارائه شده اعم از نقدهای منتشره و نقدهای این پژوهه پرداخته است.روش پژوهش، روش تحلیلی-انتقادی است و اساسی ترین یافته های آن عبارتند از:یک.از آنجا که دین، تحقق وحی و وحی شالوده سنت است،پس معنویتِ معطوفِ به سنت، ریشه در دین دارد.دو. نصر بین بُعد ظاهری و باطنی دین تفکیک کرده و بُعد باطنی که جوهره دین است،منبع اصیل معنویت می داند.سه.به گوهر مشترک بین ادیان بر اساس باطن و فطرت مشترک بشری برای دستیابی به معنویت تأکید دارد.چهار.اگر گوهر مشترک که در قامت وحدت متعالی ادیان جلوه می کند مبنای معنویت شد، پس نگاه ما به دیگر ادیان،نگاه سلبی نخواهدبود و آنچه که می تواند پیروان همه ادیان را آشتی دهد،در آویختن به معنویت معطوف به سنت است که در همه ادیان،جاری است.پنج.با بررسی انتقادی اساسی ترین عناصر معنویتِ معطوف به سنت درمنظر نصر،این نتیجه حاصل شدکه ضمن ارزشمندی دیدگاه نصر،حل بحران معنویت به معنای راستین، خارج از توان آن است.
بررسی تأثیر مبانی نفس شناسی صدرالمتألهین بر وحی شناسی وی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین شیرازی نظام حکمت متعالیه و بتبع آن، نفس شناسی خود را بر پایه مبانی و اصولی استوار کرده که پیش از او به آنها بعنوان مبانی زیربنایی یک اندیشه فلسفی کمتر توجه شده است. حرکت جوهری نفس از ماده تا ملکوت، تشکیک وجود و ذومراتب بودن نفس، جایگاه عالم خیال و نیز اتحاد نفس با عقل فعال از زمره این اصول اساسی در نفس شناسی صدرایی بشمار میروند. در این نوشتار، به بررسی جایگاه اصول و مبانی علم النفس ملاصدرا و تأثیر بنیادین آن در شناخت وحی و تبیین فرایند آن پرداخته شده است. از جمله نتایج این اصول و مبانی میتوان به کلامی بودن وحی، غیرشخصی بودن آن، خطاناپذیری، همراستایی وحی با عقل و انقطاع ناپذیری آن اشاره نمود.
«حکمت متعالیه» در اندیشه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید در طول تاریخ کمتر مکتب فلسفی یی مانند حکمت متعالیه، کانون قضاوتهای مختلف و گاه متقابل بوده باشد. گستره و نفوذ حکمت متعالیه، در کنار قوت و شمولش، باعث شده اندیشمندانی با گرایشهای فلسفی، عرفانی، کلامی و حتی قرآنی، به آن رو کنند و از پنجره دید خود، آن را توصیف کرده، خواسته یا ناخواسته، بنفع خود مصادره و تفسیر کنند. همین اختلافها موجب شده حقیقت و ماهیت آن دچار ابهام شود. معنا و حقیقت خود «حکمت» نزد صدرالمتألهین که متصف به صفت «متعالی» شده است، یکی از این موارد ابهام است. تلاش در راستای رفع این ابهام، ما را بر آن داشت که با مراجعه به سخنان و کلمات خودِ صدرالمتألهین، حکمتش را توصیف کنیم. در این راستا، پس از تعیین ماهیت حکمت و فلسفه، و بررسی تطبیقی تعریف حکمت مشهور با حکمت متعالیه و یافتن نقاط افتراق و اشتراک، مشخص شد این حکمت نوع خاصی از حکمت است که با منشئی نبوی و دینی، موهبتی است الهی که تنها نصیب بندگان خاص او میشود؛ حکمتی که عرفان و برهان را در سایه قرآن به ساحل امن هماهنگی و تعاضد میرساند. نیل به این مقصود، با این دو میسر شده است.
بررسی نقش قوای ادراکی و نحوه تعامل آنها در تحقق روِیا، وحی و سِحر (مقایسه دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفس انسان توانمندیهای شگفتی دارد که برخی از آنها در عرصه هایی ورای سطح فعالیتهای متداول و مرسوم ظاهر میشود. روِیا، وحی و سحر از جمله این توانمندیهاست و آنچه در این پژوهش مورد نظر است بررسی و مقایسه دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا پیرامون تعامل قوای ادراکی برای تحقق این سه امر است. از نظر هر دو فیلسوف، در مسئله روِیا، قوای ظاهر، باطن و عاقله با هم تعامل دارند؛ در مسئله وحی، قوای ظاهر دخالتی ندارند و در سحر نیز همه قوای ادراکی در تعامل هستند. ملاصدرا بدلیل مبانی خاص خود علاوه بر تأثیر عقل فعال و نفوس سماوی بر قوای ادراکی، قائل به تأثیر عالم مثال منفصل بر این قوا نیز هست. همچنین، عدم التزام ابن سینا به لوازم بحث حرکت جوهری باعث شده که در خصوص ارتباط نفس با بدن، تبیین متفاوتی ارائه نماید. برغم این اختلافات، دیدگاه دو فیلسوف پیرامون نحوه تعامل قوا در موارد متعدد، بیکدیگر نزدیک است که میتواند برخاسته از توجه ایشان به متون دینی باشد. بکمک مباحث مطرح شده توسط دو فیلسوف، میتوان به راهکارهایی برای بهبود عملکرد قوای ادراکی و تعامل میان آنها مانند تقویت قوه عاقله، کنترل افکار و تعادل مزاج دست یافت.
وحی از دیدگاه صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین معتقد است چون وظیفه نبی ابلاغ وحی به مردم و هدایت آنهاست، وحی باید با جزئیات و در قالب گزاره های زبانی بیان شود تا برای مردم قابل درک و استفاده باشد. الفاظ وحی نیز همانند معانی آن، باید از عالم عقلی نازل گردد. همانگونه که وحی نازل میشود، نبی برای دریافت آن باید به عوالم بالایی عروج کرده، وحی را دریافته و همراه وحی به عالم طبیعت بازگردد. گاهی نزول وحی همراه با روِیت حسی مَلَک حامل وحی است؛ در اینصورت مشاهده فرشته وحی در عالم مثال رخ داده و تنزل فرشته وحی بمعنای جدایی از مقام قرب الهی نیست، بلکه رقیقه یی از وجود او در قوای ادراکی نبی متمثل میشود.
بررسی مفهوم «نبی» و «رسول» در المیزان و مفاتیح الغیب فخر رازی
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
305 - 344
حوزههای تخصصی:
توجه به معنای لغوی واژه رسول و نبی در قرآن ، و اینکه چه موقع رسول خطاب شده اند؛ چه موقع نبی، نکته مهمی است که کمتر مورد توجه قرآن پژوهان قرار گرفته است. عده ای آن دو را هم معنا و گروهی حکم به تباین معنایی واژه رسول و نبی کرده اند. پژوهش حاضر دیدگاه فخر رازی و علّامه طباطبائی را با استفاده از ابزار کتابخانه ای و روش توصیفی -تحلیلی مورد بررسی قرار داده است. فخر رازی، ملاک انتخاب نبی را تنها اصطفاء عبد، توسط خدا دانسته و نبی را بشری معرفی می کند که به واسطه وحی با سایر افراد متفاوت شود. از نظر فخر رازی چنین کسی هرگاه مأمور به تبلیغ وحی شود، می شود رسول. او همچنین رابطه این دو را عموم و خصوص مطلق در نظر گرفته است. اما از نظر علّامه طباطبائی، نبی شخصی است که براى مردم، آنچه مایه صلاح معاش و معادشان است بیان کند و رسول عبارت است از کسى که حامل رسالت خاصى باشد؛ مشتمل بر اتمام حجتى که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد. بنابراین رسالت از نظر علّامه وصفی خاص و زاید بر نبوت است. بنابراین با توجه به تعریف فوق می توان گفت آنچه علّامه «نبی» می داند از نظر فخر رازی «رسول» است.
شیوه های ارتباطی خداوند با انسان؛ تحلیلی از دیدگاه صوفیه درباره ولیّ پنداری خود و امکان مخاطبه مستقیم با خداوند(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
93 - 119
حوزههای تخصصی:
صوفیان با تفکیک میان سلسله انبیا و سلسله اولیا، ویژگی دسته اول را مخاطبه با واسطه خداوند با ایشان و ویژگی دسته دوم را که خود را نیز جزو ایشان معرفی کرده اند، مخاطبه بی واسطه خداوند با ایشان دانسته اند؛ بر این اساس این پرسش مطرح می شود که مبنای نظری صوفیان بر اینکه اولیای غیرپیامبر در جایگاهی برتر از مقام انبیا قرار می گیرند و به طور مستقیم با خداوند سخن می گویند، چیست؟ و نیز این مخاطبه مستقیم با چه مضامینی صورت می گیرد؟ در نوشتار حاضر با هدف پاسخ به این دو پرسش، افزون بر ایضاح ولایت صوفیانه، دو تجربه معراج گون صوفیان که در آن ادعای مخاطبه مستقیم با خداوند شده است، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می گردد: یکی معراج بایزید و دیگری اسراء ابن عربی. تحلیل این دو تجربه نشان می دهد که اولاً صوفیان برای خود امکان تجربه ای مشابه تجربه معراج پیامبر خاتم| قائل اند؛ به گونه ای که در طی آن چنان خود را به لحاظ وجودی به خداوند نزدیک می دیدند که هیچ واسطه ای، اعم از انس و ملک، میان ایشان و خداوند باقی نمی ماند و ثانیاً محور اصلی و نهایی گفتگوی ایشان با خداوند این همانی دو طرف گفتگو بوده است.
سفرنامه ای به آلمان در نوامبر شیرین: با گزارشی از کنفرانس «بازسازی وحی قرآن در بستر تاریخی» (مونستر 2019)
حوزههای تخصصی:
نوشته پیش رو، گزارشی اجمالی از سفر نویسنده به آلمان در آبان 1398 جهت شرکت در کنفرانس بازسازی وحی قرآن در بستر تاریخی در دانشگاه مونستر در غرب آلمان است. سفرنامه، آلمان، کنفرانس بازسازی وحی قرآن در بستر تاریخی، گزارش، قرآن، مطالعات قرآنی.
ماهیت شناسی تطبیقی «وحی» و گونه های آن از منظر قرآن کریم و عهدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۷, Issue ۲۵, Winter ۲۰۲۱
11 - 37
حوزههای تخصصی:
وحی به مثابه ارتباط خالق هستی با پیامبران که زمینه را برای دریافت و ابلاغ پیام الاهی مهیا می سازد، پدیده ای مورد اتفاق میان ادیان است که به منظور درک و فحص آن، نیاز به خروج از محاسبات مادی و درک عالم معنا است؛ چرا که پدیده وحی در ارتباط با خالق هستی و پیامبران الاهی معنا می یابد و با واسطه گری فرشته وحی به تحقق می انجامد. با این زاویه دید، وحی پدیده ای فراتر از افق فکر و تعقل بشر است که بتوان آن را با ابزارهای علمی شناخت، ضمن این که قابل تجربه و تکرار نیز نمی باشد. در فرایند دریافت وحی، پیامبر در یک ارتباط ملکوتی به وسیله قلب نورانی اش حقایق را از جهان غیب می گیرد، بدون این که از اعضاء و حواس خود کمک بگیرد و برای دریافت آن نیروی فکر و تعقل خویش را دخالت دهد؛ لذا برخی معتقدند حقیقت وحی برای انسان مجهول است و نمی توان برای آن تعریف جامع و مانعی ارائه داد و در عین حال، آن چه ارائه شده برای آن است که ذهن انسان به این پدیده و ارتباط معنوی نزدیک شود. بنابراین امکان شناخت ماهیت وحی مستلزم آن نیست که اصل وحی و نبوت انبیاء مورد خدشه و انکار قرار گیرد؛ زیرا وحی و نبوت یک مسئله کلامی است که در آثار فلسفی و کلامی با براهین قطعی به اثبات رسیده است. در این پژوهش و با توجه به سیر تبیین شده، تلاش شد با کنکاشی تطبیقی از ادیان الاهی به ماهیت شناسی پدیده وحی پرداخته شود و برای این منظور از روش تحقیق کیفی از نوع مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و منابع دینی استفاده شد.
رمزگرایی و نماداندیشی در زبان دینی از دیدگاه ابن عربی و پل تیلیش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و ششم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۹
29 - 53
حوزههای تخصصی:
عالمان الهیات مسیحی و اسلامی در طول هزاران سال تلاش کرده اند در برابر جریان های فکری و دینی، تبیینی قابل دفاع از آموزه ها و گزاره های دینی ارائه کنند. این پژوهش با بهره مندی از مقایسه دو سنت مسیحی و اسلامی در تحلیل زبان دینی و با بهره مندی از معنای صحیح روش نماداندیشانه پل تیلیش و رمز گرایانه ابن عربی، در صدد است سهم بسزایی در شناخت واقعیت دین و زبان دینی ایفا کند و پاسخی متناسب به این مسئله دهد که آیا در پرتو هر یک از این دو چارچوب فکری، دیگری را می توان بهتر فهمید و با برقراری مقایسه میان دو چارچوب فکری و نظام معرفتی، الگوی جامع و کلان دیگری ارائه کرد؟ در این زمینه با مفهوم کاوی معنای اصیل و حقیقی نماد، رمز و تأویل به ضرورت نمادگرایی و رمز گرایی در زبان دین دست یافته و مرز و محدوده اصیل و حقیقی تأویل در آنها را به روشنی مشخص ساخت. ظرفیت تنسیق و صورت بندی نوین از عرفان ابن عربی و مواجهه عرفان ابن عربی با پرسش های نوینی از سوی مکتب فکری الهیاتی فلسفی پل تیلیش ، تمهیدی است از برای فحص از دستیابی به پاسخ ابن عربی در این زمینه معرفتی است؛ با دلالت پژوهی و علت کاوی به کار رفتن نمادها و رمزها در زبان دینی، مواجهه متن پژوهانه بهتری با متون مقدس صورت یافته و از پیدایش شبهات پیرامون آنها حذر شود. برای پاسخ به این مسئله، روش پژوهش، مقایسه متوازن مبتنی بر تحلیل منطقی مفاهیم است.
نقد دیدگاه تفسیری محمد مجتهد شبستری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال هجدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
99 - 121
حوزههای تخصصی:
محمد مجتهد شبستری با تکیه بر دیدگاه هرمنوتیکی و تفسیری خود، قرآن کریم را «کلام نبوی» و قرائت توحیدی پیامبر اسلام از جهان در پرتو وحی می داند. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و کتابخانه ای به نقد دیدگاه تفسیری او پرداخته ایم تا با نشان دادن نقاط ضعف این دیدگاه، سستی نظریه او درباره «کلام نبوی بودن قرآن» بیش از پیش آشکار شود. علاوه بر اینکه نظریه تفسیری وی به انکار نبوت و دین می انجامد، نقاط ضعف دیگری در آن به چشم می خورد که عبارتند از: عدم توجه به معنای دیگر تفسیر؛ عدم توجه به اقسام پیش دانسته ها؛ عدم توجه به مراتب فهم و مدلول ها؛ جمع کردنِ دو دیدگاه و نیز دو روش غیرقابل جمع؛ همگانی دانستن مقبولات عصر مدرنیته و نیز نظریه هرمنوتیک فلسفی؛ خلط میان جزء و کل؛ عدم پایبندی به یکی از مبانی خود؛ معرفی معیار سستی به عنوان معیار تنقیح و سنجش پیش دانسته ها و غفلت از مهم ترین کاربرد زبان..
بررسی تطبیقی- انتقادی نظرات نواندیشان دینی عقل گرا و متن گرا پیرامون وحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نواندیشان دینی با گرایش های متفاوت، سعی در حفظ کارکرد دین در دنیای مدرن نموده اند. یکی از این گرایشها، متن گرایی است که افرادی نظیر شحرور و عبدالعلی بازرگان نماینده آن هستند و گرایش دیگر عقلگرایی است که سروش، شبستری و نصر ابوزید آنرا نمایندگی می کنند. پژوهش حاضر تلاش نموده با روش توصیفی- تحلیلی، دیدگاه این دو طیف نواندیشی را در زمینه وحی، مورد تحلیل، تطبیق و نقد قرار داده و نقاط ضعف و قوت آنها را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج بدست آمده بیانگر آنست که راهبرد عقلگراها در حل معضلات وحی، نه به شکل روبنایی و موردی بلکه با تغییر دیدگاههای بنیادین است. اما متن گراها وحی را فرابشری دانسته و معضلات آن را سعی می کنند موردی حل کنند. تلاش برای فهم نسبی از پدیده وحی، بستر سازی برقراری تعامل و مفاهمه برون دینی با غیر دینداران، رفع مبنایی معضل اجرای قوانین کیفری قرآن در عصر مدرن، از امتیازات نواندیشی عقلگرا و حذف تشریعات وحی و فراهم شدن بستر گذر از تشریعات عبادی آن، تنزل قرآن در حد یک کتاب بشری خطاپذیر زمانمند نیز از نقاط ضعف آن قلمداد می شود. در مقابل، انطباق بیشتر دیدگاه فرابشری بودن وحی با واقعیتهای متنی، عدم عبور از شریعت قرآنی، دفاع از عدم تعارض وحی و علم، از نقاط قوت رویکرد متن گرایی و تأویلهای تکلف آمیز در مورد تشریعات و گذر از برخی عناصر چالش برانگیز قرآن از حیث زمانمند بودن، بدون روشن شدن جایگاه آنها در دنیای مدرن از نقاط ضعف آن شمرده می شود.
بررسی و مقایسه دیدگاه استاد مطهری و یاسپرس پیرامون ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر، دیدگاه استاد مطهری، فیلسوف و متکلّم مسلمان ایرانی و کارل یاسپرس، فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانی در باب «ایمان» را مورد بررسی قرار داده و تلاش می کنیم به اهمّ نکاتی که در این دو دیدگاه، قابل مطالعه تطبیقی هستند، بپردازیم. بدین منظور، ابتدا با روش توصیفی، اسنادی به گردآوری و تحلیل دیدگاه هریک از دو اندیشمند در باب مقوله ایمان پرداختیم و در این راستا تلاش کردیم در مطالعه ای تطبیقی، آراء ایشان را در ذیل محورهای متناظر گرد آوریم. درنهایت، نقاط اشتراک و افتراق را برشمردیم. هر دو متفکر بر ضرورت ایمان تأکید می کنند. ایمان استاد مطهری، ایمان وحیانیِ مشتمل بر دو رکن «شناخت» و «تسلیم» است. عقل در کسب این ایمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مطهری، عمل را داخل در مفهوم ایمان نمی داند، امّا به لحاظ وجودی، به رابطه وثیقی میان این دو قائل است.ایمان، دارای مراتب بوده و حدّ اعلای آن،یقین است. ایمان یاسپرس، ایمان فلسفی است، چراکه او وحی مورد قبول ادیان را انکار می کند. ایمان از نظر یاسپرس، جزئی و تاریخی و از سنخ تجربه وجودی است. ایمان فلسفی گرچه غیرعقلانی نیست امّا فاقد یقین و قطعیت است. عبادات، مناسک و نیایش های زبانی، در ایمان فلسفی، هیچ جایی ندارند.