مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱۱٬۳۸۱ تا ۱۱۱٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
بر اساس آمار منتشرشده آموزش و پرورش، هر ساله دانش آموزان زیادی به سبب اختلال در مهارت درست نویسی، آموزش و تحصیل را ترک می کنند. این معضل، ما را بر آن داشت تا در این پژوهش میدانی، مسئله مهم املا نویسی و به طور خاص کندنویسی یکی از دانش آموزان پایه دوم دبستان حضرت زینب (س) نصرآباد (شهرستان تفت) را مورد مطالعه قراردهیم. بدین منظور، پس از کسب اطلاعاتی از طریق خود دانش آموز و نیز بررسی پرونده وی و گفت وگو با والدین و مشاور مدرسه، راه کارهایی برای تقویت حافظه دیداری، تقویت توالی دیداری و حافظه شنیداری دانش آموز، طرح و اجرا شد. در پایان، با تقویت تمرکز، حافظه و اعتماد به نفس دانش آموز و با استفاده از روش های چندحسی، پیشرفت چشم گیری در املانویسی دانش آموز مدنظر مشاهده گردید. انتظار آن است که با ترسیم واقع بینانه روند کار در این مقاله، کمکی هرچند ناچیز به همه معلمان مقطع ابتدایی در کاهش ضعف املانویسی و رفع مشکل کندنویسی کرده باشیم.
بررسی اثر آموزش کلاس معکوس بر نگرش و مهارت یادگیری خود راهبر دانش آموزان در درس فیزیک
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر آموزش به روش کلاس معکوس بر نگرش و مهارت یادگیری خود راهبر دانش آموزان در درس فیزیک انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه دوره دوم شهرستان سربیشه در سال تحصیلی 98-99 بودند که به دلیل طولانی بودن مدت اجرای پژوهش یک مدرسه به عنوان نمونه انتخاب و در هر پایه تحصیلی دو گروه به صورت تصادفی (۱۵ نفر گروه کنترل و ۱۵ نفر گروه آزمایش در هر پایه تحصیلی) تعیین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (۲۰۰۱) با ضریب آلفای کرونباخ 0.91 و روش مصاحبه برای بررسی نگرش دانش آموزان نسبت به رویکرد آموزشی کلاس معکوس در درس فیزیک بود. در طول سال تحصیلی روش آموزش کلاس معکوس برای گروه آزمایش و روش آموزش سنتی برای گروه کنترل اجرا شد و سپس پس آزمون و مصاحبه به عمل آمد. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون لون، همگنی شیب رگرسیون و تحلیل کوواریانس) در محیط نرم افزار آماری Spss-25 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش به روش کلاس معکوس بر مهارت یادگیری خود راهبر دانش آموزان تأثیر مثبتی دارد و نگرش دانش آموزان نسبت به این روش در تدریس درس فیزیک مثبت بوده است. یافته های این پژوهش علاوه بر استفاده معلمین درس فیزیک و سایر دروس، در سطح سیاست گذاری آموزشی نیز می تواند مورداستفاده قرار گیرد تا آن ها را در بهبود و اصلاح برنامه های درسی یاری رساند.
آسیب بینایی در فرزندان: مقایسه رضایت زناشویی، اتحاد والدینی و فرسودگی والدینی در پدران و مادران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر باهدف مقایسه رضایت زناشویی، اتحاد بین والدین و فرسودگی والدینی در پدران و مادران بدون و دارای فرزند (ان) با آسیب بینایی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پس رویدادی بود. جامعه آماری پژوهش را چهار گروه از والدین دارای فرزند بدون آسیب بینایی و با آسیب بینایی (در سه گروه دارای یک فرزند، دو فرزند و بیش از دو فرزند) ساکن شهرهای مختلف ایران تشکیل می دادند که از آن میان، نمونه ای به تعداد 506 نفر (شامل 297 مادر و 209 پدر) از طریق روش نمونه گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی کانزاس (نیکولز و همکاران، 1983)، مقیاس اتحاد والدینی (آبدین و برونر، 1995) و سنجش فرسودگی والدینی (رزکام و همکاران، 2018) بود. نتایج نشان داد والدین دارای بیش از دو فرزند با آسیب بینایی نسبت به سه گروه دیگر نمرات بالاتری در فرسودگی والدینی و نمرات پایین تری در رضایت زناشویی و اتحاد والدینی گزارش کردند (001/0 p < ) . نتایج آزمون مانوا نشان داد چهار گروه در تمامی ابعاد فرسودگی والدینی تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند (001/0 p < ) . همچنین پدران درمجموع نمرات بالاتری در رضایت زناشویی کسب کردند (04/0 p <). گستره آسیب بینایی در فرزند (ان) می تواند با اثرگذاری منفی بر برآیندهای زناشویی و والدینی روابط فرزندان و والدین را با خود و با یکدیگر مخدوش سازد.
رابطه سبک های فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی فرزندان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سبک تربیتی والدین نقش بسزایی در شکل گیری شخصیت فرزندان دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه سبک های فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی فرزندان انجام گردید. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که بر دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان نوشهر استان مازندران و با روش نمونه گیری خوشه ای انجام شد. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه های سبک فرزندپروری شیفر، جهت گیری مذهبی آذربایجانی و سخت رویی کوباسا جمع آوری گردید. داده های به دست آمده نشان داد که بین سبک های چهارگانه فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی، رابطه معناداری وجود ندارد؛ در نتیجه فرضیه اصلی پژوهش تأیید نشد؛ اما بر مبنای یافته های جانبی، بین سخت رویی و جهت گیری مذهبی همبستگی مثبت وجود دارد.
الأثر المتبادل بین الأخلاق والسیاسه بناءً على الخطبه الشقشقیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه ربیع و صیف ۱۴۰۰ (۱۴۴۲ق) العدد ۲ (المتوالی ۸)
11 - 26
حوزههای تخصصی:
تعتبر ثنائیه الأخلاق والسیاسه إحدى النظریات حول العلاقه بین الأخلاق والسیاسه. إن نهج الفکر الحکومی للإمام علی؟ هو أن السیاسه دون دعم معنوی تجلب العدید من الأضرار الفردیه والاجتماعیه. توضح هذه الدراسه، من خلال دراسه فکر الإمام علی؟ والتأکید على الخطبه المتسامیه لنهج البلاغه وأسلوب المکتبه والمنهج الوصفی التحلیلی،انه على الرغم من الضعف الأخلاقی فی خلق ظاهره العنف فی سیاسه الحکام إن المجتمع یسیر فی الاتجاه الخاطئ، ومن الخطأ أن نتوقع من الناس أن یتصرفوا على أساس الأخلاق ونتیجه لذلک، فإن فعالیه مقاربات وممارسات النظام الحاکم ستکون موضع تساؤل خطیر. تؤثر عواقب السیاسات غیر المؤذیه على مجالات الفرد والمجتمع والحکومه، وسیعانی المجتمع الذی یحکمه النظام الدینی من أضرار قاتله أکثر. یمکن تحلیل ابتکار هذا البحث وفق جزء من الخطبه الشقشقیه بحیث یشوه الآثار الأربعه للعنف المضلل والتمرد والتنوع وعدم التوازن فی المجتمع. ومن ناحیه أخرى، یحاول القائد الأخلاقی بالتفاوض، واستخدام الإصلاحات المناسبه لاسکات الخصم ومنع المزید من التشنجات فی المجتمع، وحمایه حقوق المعارضین والحفاظ على کرامه الإنسان، - سیاساتِه المسؤوله لتعزیز وتقویه الأسُس الفکریه تحسین معتقدات وممارسات الفرد والمجتمع والحکومه.
اثر تحریم های اقتصادی بر GDP سرانه در اقتصاد ایران با استفاده از روش کنترل ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با استفاده از روش کنترل ترکیبی تاثیر تحریم های اقتصادی اعمال شده از سوی ایالات متحده آمریکا بر GDP سرانه کشور ایران بین سالهای 1990 تا 2020 را ارزیابی می کنیم. تحریمهای اقتصادی توسط ایالات متحده بر علیه اقتصاد ایران در این دوره زمانی بر اقتصاد ایران تاثیر منفی گذاشت. با استفاده از روش کنترل ترکیبی، با برآورد تفاوت GDP سرانه بین کشور تحت مداخله (ایران) و ترکیبی (ایران ترکیبی) هزینه اقتصادی تحریمها را اندازه گیری می کنیم. ایران ترکیبی، ایران را بدون تحریمها نشان می دهد. نتایج حاکی از این است که اثرات تحریم در زمینه اقتصادی نشان دهنده ی کاهش قابل توجه GDP سرانه به میزان 33درصد نسبت به وضعیت بدون تحریم شده است و با ادامه تشدید تحریمها بعد از سال 2016 اثرات منفی کاهش درآمد سرانه به 44 درصد در سال 2020 رسیده است.
جستاری در پولشویی از طریق ارزهای رمزنگاری شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله پذیرش ارزهای رمزنگاری شده در داخل کشور همواره با چالش ها و نگرانی هایی همراه بوده است؛ یکی از چالش های اساسی در این زمینه مسئله «پولشویی» از طریق این ارزهاست، چراکه باور عمومی و حتی قانونگذار آن است که ارزهای مذکور اساساً به منظور انجام اعمال مجرمانه و به خصوص پولشویی پدید آمده اند و به همین منظور، نظر به ممنوع سازی مبادلات ارزهای رمزنگاری شده دارند. با این حال نمی توان از گسترش این ارزها در سطوح داخلی و بین المللی چشم فروبست و باید اقدام هایی در عرصه کنترل مخاطرات ارزهای رمزنگاری شده داشت و با پذیرش کنترل شده این ارزها از محاسن آنها بهره گرفت. در همین زمینه پژوهش حاضر به واکاوی روش های مقابله با مهم ترین مخاطره ارزهای رمزنگاری شده -که همان پولشویی از طریق ارزهای رمزنگاری شده است- پرداخته است و رکن انتاجی آن را می توان چنین مختصر دانست که مقابله با پولشویی از طریق ارزهای رمزنگاری شده نیازمند «افزایش اقدام های نظارتی در سطوح داخلی و بین المللی»، «همکاری های مشترک بین المللی به منظور کشف تخلفات و مجازات متخلفان»، «بهره جویی از قوانین و راهکارهای مقابله با پولشویی و تروریسم مالی» که در سایر کشورها و یا در سطوح بین المللی اجرایی شده اند، «قانون مدار ساختن» این ارزها و استفاده از راهکارهایی چون «شناخت مشتری» است.
ضابطه وحدت یا تعدد زیان های بدنی؛ تلاشی برای بازگشت به قواعد عمومی مسئولیت مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنگامی که آسیب های متعددی به بدن شخصی واحد وارد می شود، برای نمونه، بر اثر یک ضربه هم گوش فرد از بین می رود و هم قدرت شنوایی او، این مسئله مهم مطرح می شود که آیا در این فرض زیان دیده باید به یک غرامت اکتفا کند یا آنکه می تواند بابت هر زیان، غرامت جداگانه بگیرد؟ در فقه، در کنار اصل پذیرش عدم تداخل دیات، چهار دیدگاه در این باره وجود دارد: برخی میان زیان های طولی و عرضی تفکیک قائل می شوند؛ برخی دیگر به هم مکانی یا عدم هم مکانی اعضای آسیب دیده توجه می کنند؛ گروهی دیگر به وابستگی اعضای آسیب دیده به یکدیگر نظر دارند و در نهایت، عده ای میان تعداد ضربه ها فرق می گذارند. به نظر می رسد با توجه به اصل لزوم جبران کامل خسارات، بهتر این باشد که به زیان دیده حق داد بابت هر زیانی ادعای خسارت جداگانه ای طرح کند، مگر آنکه با اعمال قواعد عمومی مسئولیت مدنی مشخص شود که زیان های وارده، با وجود تعدد ظاهری، عرفاً یک زیان شمرده می شوند. در قانون مجازات اسلامی پیشین و کنونی در برابر مسئله مورد بحث، رویکرد واحدی اتخاذ نشده، بلکه در مصادیق مختلف، بسته به نوع اعضا و منافع آسیب دیده، احکام مختلفی وضع شده است، البته در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ در گامی مثبت، اصل بر عدم تداخل دیات و امکان مطالبه همه زیان ها گذاشته شد، دیدگاهی قابل تأیید که در جهت تحکیم موقعیت اصل جبران کامل خسارات قابل تفسیر است.
The Effect of 8 Weeks of Combined Training with Consuming Methadone on Plasma Fibrinogen & CRP on withdrawal Addiction Women
حوزههای تخصصی:
Background: In addiction field, there is more attention on men than women, while women are more vulnerable to addiction. Because of the importance of women in the family foundation, we decided to investigate this subject. Purpose: This study aims at the effect of 8-weeks of combined training with methadone on cardiovascular inflammatory markers fibrinogen and CRP on addicted women. Method: This study accomplished as a semi-experimental research. 24 addicted women were randomly selected as samples from Zahedan Mohabbat addiction Camp that divided in two groups of methadone (N= 11) and methadone/ exercise (N= 13) by the same variables such as age, BMI, type and duration of drug withdrawal. The protocol of combined exercise was included of aerobic added to strength training; also methadone was taken according to the camp instructions, too. Blood sampling, pre and post 8 weeks exercise were directly collected from anterior veins of samples and the levels of plasma fibrinogen and CRP were measured in lab. To compares of the pre and post tests means for each group as well as both groups, paired and independent t-test via SPSS software version 24 were used, respectively. Statistical significant level was considered PResults: The results showed that CRP values in both groups decreased significantly (methadone: p <0.05, T=-2.21 and methadone/ exercise p <0.05, T=-2.63). Also, plasma fibrinogen values in both groups increased significantly (methadone: p <0.05, T=5.03 and methadone/ exercise: p <0.05, T=4.21). Also, there were no significant difference between post-test’s levels of CRP and fibrinogen between methods (P>0.05). Conclusions: It has suggested that the method of methadone/ exercise might be used as such as methadone method by the same results on plasma fibrinogen levels and CRP for withdrawal addiction women.
مقایسۀ گفتمان اشاعرۀ معاصر جهان اسلام(عرب زبان) با اشاعرۀ کردستان ایران در رابطه با فلسفه ورزی (مطالعه ای تاریخی- تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین و تحلیل تاریخی و مقایسه ای گفتمان اشاعره معاصر اسلام(جهان عرب) با آراء اندیشمندان معاصر اشاعره مسلک استان کردستان ایران می باشد. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش های اسنادی - کتابخآن های و توصیفی - تحلیلی، تاریخی و تطبیقی، بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که نگرش برخی از متکلمان معاصر جهان اسلام مانند طه عبدالرحمن، ابوزید، آرکون، جابری و شیخ عبده به دلیل تعصب در عربیّت، با فلسفه ارسطویی مخالف و به فلسفه ای با ریشه ای برگرفته از متون دینی موافق اند. البته اشاعره عرب زبان جهان معاصر اسلام، به دلیل تعامل فکری با جهان غرب در شرایط کنونی با فلسفه و فلسفه ورزی ارتباط بهتری داشته و مخالفت های اشاعره سنتی با فلسفه را نمی پذیرند. امّا در میان اشاعره معاصر کردستان، جدای از خاندان تختی مردوخی - که به واسطه اقتدار خاندانی خود به فلسفه ورزی علاقه نشان داده و بحث های فلسفی را تدریس می نمودند - سایر متکلمان مانند مصنف چوری، محمود مدرس و باقر بالک، تمایلی به فلسفه ورزی نشان نداده و دلیل آن، شرایط حاکم بر حوزه های سنتی و تعامل ضعیف با دانشگاهیان به نسبت اشاعره معاصر عرب زبان جهان اسلام و همچنین به واسطه شرایط سنتی حاکم برحوزه های علمیه در کردستان می باشد و تنها تعدادی از حوزویان امروزی که تحصیلات دانشگاهی دارند، به فلسفه تمایل داشته ولی همچنان علاقه ای به طرح دیدگاه خود در جامعه، ندارند.
China-CEEC Cooperation and the EU Response from the Perspective of Regional Security Complex Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۵, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۱
731 - 769
حوزههای تخصصی:
The sun of China’s might has cast a dragon shadow over Europe. While China’s economic influence in the world has been largely discussed—either in terms of its immediate neighbors in Asia, or in its strained but complementary relations with the US—its European vision has been kept in the dark. Considering the increasing involvement of China in international relations, this paper seeks to answer the following research question: What does the Chinese engagement with Central and Eastern European Countries—such as the one under China-CEEC 17+1 initiative—entail for the European security? To answer the mentioned question, we hypothesize that the involvement of China in the region has negatively affected EU’s efforts to promote policy coherence and to form a common foreign and defense policy, and therefore, the EU has begun securitizing China to limit its influence in the region. Guided by these objectives, this study employs a qualitative research design using official EU and Chinese policy reports and statistics. Given the security dimension of China’s involvement in Europe, Buzan’s Regional Security Complex theory was adopted as the study’s conceptual framework. The research findings suggest that China (through China-CEEC cooperation) has enjoyed direct access to sensitive-security sectors, and differences over the direction of EU project have exacerbated the EU’s difficulty to mount a coherent response.
بررسی تلفظ اسم های جمعِ دارای واکۀ پایانی در گویش قاینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درگویش قاینی در واژه های مختوم به واکه های /ou/،/ɑ/و/a/، نشانه جمع به صورت [au] بازنمایی آوایی دارد و در واژه های دارای واکه های /i/،/u/ و/e/ نشانه جمع به صورت [u] تلفظ می شود. این صورت های روساختی مؤید صورت زیرساختی /-ɑn/ برای نشانه جمع در قاینی است. در تبیین این امر براساس رویکرد بهینگی لایه ای، نگارندگان داده های پژوهش را در سه سطح ستاک، واژه و فراواژگانی بررسی کردند. نتایج یافته ها نشان داد فرایندهای واجی افراشتگی پیش خیشومی و رفع التقای واکه ها در سطح ستاک و فرایندهای تغییر واکه و حذف / n/ی پایانی در سطح واژه رخ می دهند. اشتقاق روساختی داده ها پیش از اعمال سطح فراواژگانی بیانگر تیرگی تعامل زمینه برچین بین فرایندهای افراشتگی پیش خیشومی و حذف /n/ی پایانی بود. در سطح های فراواژگانی که در دو حالت افزودن ضمیر متصل ملکی سوم شخص مفرد /in/ و ضمیر ناپیوسته اول شخص جمع /mɑ/ به برون داد سطح واژه بررسی شد فرایندهای واجی ای مانند حذف /n/ی پایانی و ساده شدن واکه مرکب دخیل هستند. در سطح فراواژگانی نیز تیرگی تعامل زمینه چین بین فرایندهای حذف کسره اضافه و حذف /n/ی پایانی مشاهده می شود. ازاین رو، در این پژوهش، در چارچوب بهینگی لایه ای تعامل های تیره موجود در اشتقاق های روساختی اسم های جمع دارای واکه پایانی در گویش قاینی بررسی می شود. بهینگی لایه ای نسبت به بهینگی موازی در تبیین تغییرات آوایی تیره در مرز تکواژها کارایی بیشتری دارد.
چگونگی عمق بخشی تفکر علمی در سازمان ها
حوزههای تخصصی:
سازمان های پیشرفته نمادی از رشد تمدنی اند. توسعه و پیشرفت هر سازمانی نیازمند نوعی توان مغزافزاری یا به عبارتی شیوه ای خاص از تفکر جهت تصمیم سازی و تصمیم گیری است. بررسی چگونگی عمق بخشی تفکر علمی در سازمان ها هدف اصلی این نوشتار است. مفروض این است که سازمان هایی در عصر اطلاعات و دانایی موفق اند که تفکر علمی در تمام ساختار و تشکیلات، راهبردها، سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها، مأموریت ها، روش ها و شیوها تعمیق، توسعه و ارتقا یابد. سؤالات حائز اهمیت در این پژوهش عبارت اند از: عمق بخشی تفکر علمی چه سطوحی از سازمان ها را باید دربرگیرد؟ مهم ترین بسترهای زمینه ساز برای عمق بخشی تفکر علمی در سازمان ها کدام اند؟ نتیجه اجمالی این تحقیق این است که عمق بخشی تفکر علمی از رهگذر بسترسازی در ابعاد زمینه ای ساختار سازمانی، که مهم ترین و کلیدی ترین آن فرهنگ و یادگیری دائمی است، و فراهم سازی بسترهای ساختاری و معنایی سازمان حاصل خواهد شد.
توصیف و مقایسه تجربه زیسته بزرگسالان در دو پیک اول و دوم پاندمی کوید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش افسردگی و فراشناخت بدشکلی بدن در اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
103 - 114
حوزههای تخصصی:
ارائه الگوی بهینه مدیریت ژئوتوریسم با رویکرد امنیتی در نواحی کارستیک (مورد پژوهی: غار نمکدان در ژئوپارک قشم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶
173 - 204
حوزههای تخصصی:
مدیریت و برنامه ریزی ژئوتوریسم با رویکرد امنیتی از عوامل اصلی حفاظت و پایداری ژئومورفوسایت های گردشگرپذیر محسوب می شود. در حال حاضر پژوهش های صورت گرفته در این حوزه صرفاً به معرفی جاذبه ها و در نهایت ارزیابی ژئومورفوسایت ها پرداخته است و از توجه به ارزش های مدیریتی، امنیتی و بهره برداری اقتصادی از آن ها تا حدودی غافل مانده است. به همین دلیل پژوهش حاضر کوشش دارد، موضوع مدیریت در ژئوتوریسم را با رویکردهای نظم و امنیت در ژئومورفوسایت های واقع در قلمرو کارستیک (غار نمکدان در ژئوپارک قشم) را بررسی کرده و الگوی مدیریتی بهینه ای را تدوین و پیشنهاد دهد. از نظر روش شناسی، در این پژوهش تلفیقی از روش های بومی شده ارزیابی، مطالعات میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است.امنیت گردشگران و مقاصد ژئوتوریسم از عوامل مهم موفقیت و رشد پایدار طرح های گردشگری است؛ به طوری که در صورت فقدان امنیت، توسعه اقتصادی و فرهنگی ناشی از مدیریت بهینه ژئوتوریسم در محوطه موردپژوهش، محقق نخواهد شد. بر این اساس، یافته های پژوهش، مبتنی بر تدوین و اجرای الگوی مدیریتی در ژئوتوریسم (موردمطالعه: غار نمکدان ژئوپارک قشم) است که مؤلفه های مدیریتی را همگام با سایر معیارهای مؤثر در توسعه ژئوتوریسم مطالعه کرده است.نتایج پژوهش نشان داد، در الگوی مدیریت بهینه امنیتی ژئومورفوسایت غار نمکدان، پیش از تنظیم مؤلفه های مدیریتی جغرافیای طبیعی و انسانی محوطه، لازم است ابتدا مؤلفه های مدیریت نظم و امنیت در این منطقه شامل اقدامات حوزه امنیت بهره برداری، امنیت انسانی، تبلیغات مجازی و ... پیاده سازی شود، همچنین وظایف اصلی و خطوط کلی اقدامات اساسی مجری اصلی این رویه (فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در شهرستان قشم) مشخص شود.
بررسی تغییر مفهوم عکاسی در ایران در گذار از گفتمان انقلابی به سازندگی بر اساس نظریه نهادگرایی گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق می کوشد سیر تحول مفهوم عکاسی ایران در دو دهه نخست پس از انقلاب را در نسبت با گفتمان های سیاسی و فرهنگی حاکم بر هر دوره بررسی نماید. در این پژوهش از روش شناسی «نهادگرایی گفتمانی» بهره گرفته شده است که در آن هم زمان به نقش نهادها و ایده ها توجه می شود. در واقع از طریق تجزیه و تحلیل نظرات عکاسان ایرانی از یک سو و هم چنین بررسی گفتمان حاکم بر سازمان های متولی عکاسی تلاش می شود تا نشان دهیم که با گذار از گفتمان انقلابی (دهه نخست انقلاب) به گفتمان سازندگی، چگونه عکاسان ایرانی رفته رفته از صرف ثبت واقعیت (گرفتن عکس) فاصله گرفته و به جنبه ذهنی و بیان فردی (ساختن عکس) روی آورده اند. به عبارت دیگر، این پژوهش نشان می دهد که چگونه ارزش مستندنگارانه عکس رفته رفته جای خود را به ارزش هنری و نمایشی می بخشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که با نزدیک شدن به سال های پایانی دهه شصت، با قوت گرفتن نگرش فرمالیستی ابتدا مقوله ی تعهد و رسالت در عکاسی کمرنگ شده و سپس در نتیجه ی تحولاتی مانند دانشگاهی شدن عکاسی، رشد سازمان های متولی عکاسی و افزایش کتاب های نظری، عکاسان به شکلی از ساخت عکس روی می آورند که ذهنیت عکاس را بیش از پیش در خلق اثر دخیل می سازد.
شناسایی و اجرای موافقت نامه های حل وفصل اختلاف بین المللی ناشی از میانجیگری در چارچوب کنوانسیون سنگاپور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حقوق مدنی سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
93 - 108
حوزههای تخصصی:
کنوانسیون سنگاپور در خصوص میانجیگری معاهده ای است چندجانبه که توسط کمیسیون حقوق تجارت بین الملل (آنسیترال) ایجاد شده و چارچوب متحدالشکل و کارآمدی را برای اجرای موافقت نامه های حل وفصل اختلافات ناشی از میانجیگری فراهم کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی سازوکار پیش بینی شده در کنوانسیون سنگاپور به منظور شناسایی و اجرای موافقت نامه های حاصل از میانجیگری است. در این مقاله به روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، با تحلیل و تشریح قلمرو و آیین اجرایی موافقت نامه های مذکور و نیز شرایط و موانع درخواست اجرا در چارچوب کنوانسیون سنگاپور به این نتیجه دست یافتیم که کنوانسیون سنگاپور و قانون نمونه میانجیگری می تواند پاسخی به نگرانی عدم ضمانت کافی موافقت نامه های ناشی از میانجیگری باشد. نخست آنکه دادگاه ها موافقت نامه های حل وفصل اختلاف را بدون نیاز به طرح دعوا تحت عنوان نقض قرارداد به رسمیت شناخته و اجرا نمایند و دوم اینکه موافقت نامه های واجد شرایط بر اساس کنوانسیون، دارای اعتبار امر قضاوت شده تلقی گردند. همچنین در خصوص کشورهایی که همانند ایران دارای قانون میانجیگری نیستند، مناسب است تا کنوانسیون سنگاپور را همراه با قانون نمونه میانجیگری 2018 یا مقررات مشابه آن تصویب کند.
مطالعه تطبیقی رجوع از ایجاب در نظام حقوقی افغانستان، ترکیه و کنوانسیون بیع بین المللی کالا (CTSG)
حوزههای تخصصی:
در تمام نظام های حقوقی برای تشکیل عقد حداقل وجود دو اراده انشائی متقابل و متناسب به هم لازم است که در اصطلاح حقوق به آنها ایجاب و قبول می گویند. به اولین بیان اراده در جهت انعقاد عقد ایجاب گفته می شود. در حالت انعقاد عقد بشکل غیر حضوری، بین زمان ایجاب موجب و رسیدن آن به مخاطب، قبولی طرف مقابل و انعقاد عقد مدت زمانی نسبتا طولانی سپری می شود. در چنین حالتی آیا امکان رجوع از ایجاب وجود دارد یا خیر؟ کنوانسیون بیع بین المللی کالا در ماده 15 و 16 خود موضوع رجوع از ایجاب را به صورت قاعد مطرح نموده است. به این معنی که از مواد 14 و 15 این کنوانسیون می توان به این نتیجه رسید که ایجاب اصولاً عمل حقوقی قابل رجوع می باشد. نظام حقوقی ترکیه نیز در ماده 10 قانون تعهدات مصوب 2013 خود در مورد رجوع از ایجاب با اندکی تفاوت از کنوانسیون اصل را بر قابل رجوع بودن ایجاب دانسته است. با توجه به اینکه افغانستان عضویت کنوانسیون فوق را به دست نیاورده است لذا در مورد رجوع از ایجاب نظریه متفاوت از کنوانسیون و نظام حقوقی ترکیه را پذیرفته است. قانون مدنی افغانستان در ماده 516 خود ایجاب را اصولاً عمل حقوقی غیرقابل رجوع میداند. این نبشه ببررسی رجوع از ایجاب در نظام حقوقی افغانستان و ترکیه در روشنایی کنوانسیون بیع بین المللی کالا می پردازد.
تحولات صلاحیت دادگاه های انقلاب در جرائم علیه امنیت
منبع:
فصلنامه رأی دوره دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۶
47 - 68
حوزههای تخصصی:
حق برخورداری افراد از دادگاهی عمومی و تساوی افراد در این خصوص علاوه بر اسناد بین المللی از قبیل ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی ایران هم مورداشاره قرارگرفته است در این نوشتار سعی شده است تا تحولاتی که از زمان تشکیل این نهاد در قوانین به وجود آمده و این مرجع تحت تأثیر آن قرارگرفته را بررسی کرده و میزان توسعه و تحدید صلاحیت این مرجع با توجه به نوع خاص جرائمی که تحت صلاحیت دادگاه قرارگرفته یا می گیرند را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده تا مشخص شود این توسعه یا تحدید در ارتباط با چه موضوعاتی بوده و طی این چهار دهه که از حیات این نهاد می گذرد رویه قضایی تا چه میزان در ایجاد این تحولات نقش داشته است. علاوه بر مواردی که در بالا مطرح شد بایستی مشخص شود که حقوق دفاعی متهم در پی این تغییر و تحولات از چه تضمیناتی برخوردار شده و درنهایت نیز با توجه به بدیع بودن این نوشتار و اینکه تاکنون به دادگاه انقلاب از این منظر پرداخته نشده است می توان مهم ترین دستاورد این تحقیق را در اصلاح قوانین آتی در خصوص دادگاه انقلاب به عنوان محکمه ای اختصاصی که با توجه به متفاوت بودن جنس جرائم تحت صلاحیت این دادگاه ایجاد شعب تخصصی برای این جرائم و تنظیم مقررات کارآمدتر و پویاتر با استفاده از تجربیات قانونی و قضایی گذشته در این خصوص دانست.






