مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱۱٬۴۰۱ تا ۱۱۱٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (فروردین) ۱۴۰۰ شماره ۹۷
103-112
حوزههای تخصصی:
زمینه: اوتیسم یکی از ناتوانی های تحولی پیچیده است که علاوه بر خود فرد، خانواده و جامعه را نیز دچار چالش می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مداخلات مبتنی بر آموزش ذهن آگاهی به مادران و لگودرمانی بر علایم اوتیسم در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی همراه با گروه گواه و پیگیری و از نظر هدف نیز پژوهشی کاربردی بود. جامعه آماری شامل 85 کودک مبتلا به اختلال اوتیسم بودندکه در سال 1398 به دو مرکز توانبخشی اوتیسم شهر تهران مراجعه کرده بودند. با روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر از آنان انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش (1 و 2) و گواه، هر گروه 10 نفر جایگزین شدند. برای گروه های آزمایش مداخله به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای ارائه شد و گروه گواه هیچ درمانی دریافت نکردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه اوتیسم گیلیام گارز (1994) بود و برای تحلیل داده ها از نرم افزار Spss22 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش ذهن آگاهی به مادران و لگودرمانی در کاهش علایم اوتیسم و ابعاد آن (تعاملات اجتماعی، ارتباطات و حرکات کلیشه ای) دارای اثربخشی هستند (0/001 > p ). همچنین روش لگودرمانی نسبت به آموزش ذهن آگاهی از اثربخشی بیشتری برخوردار بود. نتیجه گیری: روش درمانی لگو درمانی نسبت به مداخلات ذهن آگاهی به مادران تأثیر بیشتری بر کاهش علایم اوتیسم در کودکان دارد.
اثربخشی برنامه فرزندپروری مثبت بر والدگری مؤثر و کیفیت رابطه والد – فرزندی در مادران دارای نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۰ شماره ۹۸
185-198
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون فرزندپروری و کیفیت رابطه والد - فرزندی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی برنامه فرزندپروری مثبت بر والدگری مؤثر و کیفیت رابطه والد - فرزندی در مادران دارای نوجوان پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه فرزندپروری مثبت بر والدگری مؤثر و کیفیت رابطه والد - فرزندی در مادران دارای نوجوان پسر انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل مادران دارای دانش آموز سیزده تا پانزده سال در شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 بود. 16 آزمودنی با روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (8 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش حاضر عبارتند از: پرسشنامه والدگری مؤثر آلاباما (1991)، پرسشنامه کیفیت روابط والد – فرزندی (1983) و برنامه فرزندپروری مثبت (لارزره و همکاران، 2016). تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: برنامه فرزند پروری مثبت بر والدگری مؤثر و کیفیت رابطه والد - فرزندی تأثیر معنادار داشت (0/001 P< ). نتیجه گیری: میزان والدگری مؤثر و کیفیت رابطه والد – فرزندی در مادرانی که در برنامه فرزندپروری مثبت شرکت داشتند افزایش یافت.
مقایسه ابعاد همدلی درکودکان مبتلا به کمبود توجه / فزون کنشی و کودکان مبتلا به کندگامی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۰ شماره ۹۸
199-208
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات زیادی به نقص همدلی در کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی اشاره کرده اند، اما مسأله اصلی این است که آیا بین ابعاد همدلی کودکان مبتلا به اختلال کندگامی شناختی (که از نظر مشکلات توجه با اختلال کمبود توجه / فزون کنشی شباهت هایی دارد به همین دلیل افراد مبتلا به اشتباه برچسب کمبود توجه / فزون کنشی می خورند) با کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه / فزون کنشی تفاوت وجود دارد؟ هدف: مقایسه ابعاد همدلی درکودکان مبتلا به کمبود توجه / فزون کنشی و کودکان مبتلا به کندگامی شناختی بود. روش: پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کودکان پسر دوره ابتدایی (7 تا 12 ساله) شهر تبریز در سال تحصیلی 98-99 بود، که تعداد 100 پسر (50 نفر مبتلا به کمبود توجه / فزون کنشی و 50 نفر مبتلا به کندگامی شناختی) به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و با استفاده از مقیاس درجه بندی SNAP-IV (سوانسون، نولان و پلهام، 1980) و مقیاس SCT (پنی، واچبوچ، کلین، کورکوم و اسکیس، 2009) به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور سنجش همدلی از مقیاس همدلی شناختی و عاطفی کودکان (دادس و همکاران، 2008) استفاده گردید. نتایج با روش تحلیل واریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS20 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین کودکان مبتلا به کمبود توجه / فزون کنشی و کندگامی شناختی از نظر همدلی تفاوت معناداری وجود دارد (15/10 F= ، 0/05 > (p . نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که کودکان مبتلا به کندگامی شناختی در همدلی شناختی و عاطفی نسبت به کودکان مبتلا به کمبود توجه / فزون کنشی عملکرد ضعیف تری دارند.
تأثیر برنامه توان بخشی عصب - روانشناختی بر حافظه فعال و بازداری پاسخ دانش آموزان با ناتوانی یادگیری نوشتن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۰ شماره ۹۸
233-246
حوزههای تخصصی:
زمینه: دانش آموزان با ناتوانی نوشتن دارای نواقصی در حافظه فعال و توجه و بازداری پاسخ هستند، ولی به درمان نواقص این کودکان توجه چندانی نشده است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر برنامه توان بخشی عصب - روانشناختی بر حافظه فعال و بازداری پاسخ دانش آموزان با ناتوانی یادگیری نوشتن انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه های سوم و چهارم مدارس منطقه 16 شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند که از میان آنها تعداد 26 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با توجه به ملاک های ورود و خروج به مطالعه، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13 نفر) و گروه گواه (13 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 2 ماه، هر هفته 3 جلسه 30 تا 45 دقیقه ای، به صورت انفرادی در برنامه مداخله ای ساند اسمارت (2007) شرکت کردند؛ گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از آزمون هوش کودکان (وکسلر، 1991)، آزمون اختلال نوشتن (فلاح چای، 1374)، آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) (پیکرینگ و گدرکول، 2001) و آزمون بررسی یکپارچگی عملکرد دیداری - شنیداری (سندفورد و ترنر، 1994)، استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا)، استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون آزمودنی های گروه های آزمایش و گواه در متغیرهای حافظه فعال و بازداری پاسخ، تفاوت معناداری وجود داشت (0/001 > p ). نتیجه گیری: در مجموع، می توان گفت که برنامه توان بخشی عصب - روانشناختی بر افزایش حافظه فعال و بازداری پاسخ دانش آموزان با ناتوانی یادگیری نوشتن مؤثر بود.
اثربخشی گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری (CBPGT) بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (خرداد) ۱۴۰۰ شماره ۹۹
427-438
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات نشان داده اند که گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر بهبود مشکلات هیجانی و ارتباطی مؤثرند، اما پژوهشی که به تأثیر آن بر مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه بود. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمام زنان مطلقه ای که در سال 1397 به مراکز مشاوره خصوصی تحت نظارت بهزیستی شهر مشهد (84 مرکز) مراجعه کرده بودند را شامل می شد. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های مشکلات بین فردی ( IIP-60 ) و دشواری تنظیم هیجان ( DERS ) بود. گروه آزمایش، گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری (تردول، 2016) را در 16 جلسه 120 دقیقه ای دریافت کردند. تحلیل داده ها با بهره گیری از تحلیل کواریانس چندمتغیره، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی توسط نرم افزار SPSS 20 انجام شد. یافته ها: گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری بر کاهش مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه تأثیر معنادار داشت (0/05 p< ). این نتیجه در مرحله پیگیری هم پایدار بود. نتیجه گیری: گروه درمانی روان نمایشگری شناختی رفتاری می تواند مشکلات بین فردی و دشواری تنظیم هیجان در زنان مطلقه را کاهش دهد.
Assessment Alternatives in Developing L2 Listening Ability: Assessment FOR, OF, AS Learning or Integration? Assessment x̄ Approach
حوزههای تخصصی:
Uni-furcation of assessment and instruction has recently been realized in the form of purposeful assessment scenarios; Assessment x̄ Scenarios (analogous to Noam Chomsky's x̄ Theory!). x̄ here refers to any of the triple assessment scenarios including Assessment for Learning (AFL), Assessment as Learning (AAL), and Assessment of Learning (AOL), plus pairing each with another or integrating all three (i.e., Integrated Assessment Scenario). Comparative investigation of the effect of each scenario as to developing language skills particularly listening skill seems to be an intact area. In a bid to fill this gap, 100 conveniently sampled Iranian female EFL learners of 13-19 years old were randomly divided into three experimental and one control group. Prior to the treatment, their listening ability was measured through a pre-test. Then, each experimental group; AFL, AAL, and Integrated assessment, experienced the listening instruction based on the principles of each specific scenario, while the control group was treated based on AOL principles. Their listening ability was then measured in the light of an identical listening post-test to the pre-test. ANOVA, used to check the comparative performances of all groups, showed that AFL and AAL groups significantly outperformed over the AOL group, but the integrated assessment group significantly outperformed the other experimental groups. While the findings yield support to the bifurcation approach, they generate more prospective areas for further research.
پیش بینی آمادگی به اعتیاد بر اساس سواد سلامت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۹
43-64
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی آمادگی به اعتیاد بر اساس سواد سلامت در دانشجویان دانشگاه پیام نور آمل در سال 1398-1397 انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه دانشجویان دانشگاه پیام نور آمل بود که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 118 دانشجوی دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس آمادگی اعتیاد و پرسش نامه سواد سلامت برای جمع آوری داده ها استفاده شدند. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین آمادگی به اعتیاد و مولفه های سواد سلامت (دسترسی، مهارت خواندن، فهم، ارزیابی، تصمیم گیری و کاربرد اطلاعات) روابط منفی معنی داری وجود داشت. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که نمره کل سواد سلامت توانست به شکل منفی و معناداری 18 درصد واریانس آمادگی به اعتیاد را پیش بینی کند. از بین مولفه های سواد سلامت، فهم و تصمیم گیری و کاربرد اطلاعات توانستند 21 درصد از واریانس آمادگی به اعتیاد را به شکل منفی و معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری: می توان گفت سواد سلامت از متغیرهای مرتبط با آمادگی به اعتیاد در دانشجویان می باشد که باید در پیشگیری و درمان اعتیاد مورد توجه قرار گیرد .
ارزیابی ظرفیت ها و توانمندی های گردشگری بندر دلوار
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۲
144 - 155
حوزههای تخصصی:
گردشگری صنعتی است که توسعه آن نیازمند آگاهی و شناخت کافی از مسائل و عوامل مؤثر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بدون آگاهی از امکانات موجود در هر منطقه، امکان برنامه ریزی و پیش بینی علمی و اصولی وجود نخواهد داشت.درواقع شناخت توانهای طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و غیره در هرمنطقه، به برنامه ریزان این امکان را میدهد تا براساس وضع موجود و توان های منطقه، توسعه و جهت آن را شناسایی کند. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت ها و توانمندی های گردشگری بندر دلوار انجام شده، دارای روش تحقق توصیفی – تحلیلی میباشد. حجم نمونه که پرسشنامه در میان آنها توزیع شده 50 نفر می باشد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون T استفاده شده است. یافته ها نشان داد که توسعه گردشگری در شهر دلوار از جنبه اقتصادی با توجه به نتایج حاصل از تکمیل پرسشنامه که میانگین 69/3 بدست آمد حاکی از تاثیرگذاری بسیار بالای این شاخص است. بر این اساس میتوان اذعان داشت که در راستای کاهش موانع فراروی توسعه پایدارگردشگری و نقش روند توسعه بر توسعه پایدار شهر، توجه داشت. نتایج حاکی از آن است که با شناسایی توانایی های گردشگری در نواحی مختلف کشور از جمله نواحی ساحلی شهری، اقدامات و برنامه های مفیدی جهت استفاده بهینه از این پتانسیل ها و همچنین توسعه و گسترش اثرات مثبت گردشگری با کمک مدیران شهری در این نواحی صورت بگیرد
تعیین نحوه و میزان مسئولیت اشخاص بر مبنای تفویض اختیار در آیینه آراء هیاتهای مستشاری دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۲
349-369
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر تفویض اختیار منطبق با تبصره 1 ماده 53 قانون محاسبات کشور و بند ه ماده 224 قانون برنامه پنجم توسعه [1] در آراء (احکام) هیات مستشاری دیوان محاسبات کشور می باشد. در این پژوهش داده های احکام صادره از هیات دوم مستشاری برای سالهای 1392الی 1399 جمع آوری و روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و داده های گردآوری شده با استفاده از آزمونهای معناداری F و t مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش تعداد احکام صادره هیات مبنی بر محکومیت تفویض کننده و تفویض شونده به عنوان شاخص اندازه گیری تاثیر بند ه ماده 224 قانون برنامه پنجم توسعه در نظر گرفته شده است. لازم به ذکر است در سنوات بعد از حاکمیت قانون برنامه پنجم توسعه، پرونده هایی که مربوط به عملکرد مربوط به حاکمیت قانون مزبور بوده، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش آراء هیاتهای مستشاری مبنی بر محکومیت تفویض شونده، تفویض کننده به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده و براساس آن دو فرضیه تدوین شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش، نشان می دهد که بین تصویب بند ه ماده 224 قانون برنامه پنجم توسعه و تاثیر بر آراء صادره از هیات مستشاری در بازه زمانی تحقیق ارتباطی نداشته است. نتایج تحقیق همچنان حاکمیت دیدگاه ناشی از تبصره 1 ماده 53 قانون محاسبات عمومی کشور را نشان می دهد.
تبیین و اولویت سنجی عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خلاقیت و نوآوری یکی از عالی ترین و پیچیده ترین فعالیت های ذهن آدمی است که در تعلیم و تربیت باید به آن توجه نمود. پژوهش حاضر با هدف تبیین و اولویت سنجی عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره اول ابتدایی انجام یافته است. روش ها: پژوهش حاضر، با رویکرد کمی و به شیوه توصیفی- پیمایشی به رتبه بندی و اولویت سنجی مولفه ها در هریک از عناصر برنامه درسی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان برنامه ریزی درسی و آموزش علوم تجربیِ دوره ابتدایی در شهر تهران تشکیل دادند که تعداد 100 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه 40 سوالی محقق ساخته بر اساس مقیاس لیکرت مربوط به برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان تایید شد و پایایی براساس ضریب آلفای کرونباخ، 81/0 به دست آمد. یافته ها: تبیین و اولویت سنجی عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر پرورش خلاقیت در دوره ابتدایی انجام شد و میانگین واریانس بدست آمده در همه ابعاد بیشتر از 5/0 را نشان داد. بر اساس یافته ها، پایه و زیربنا بودن دوره ابتدایی در زمینه پرورش خلاقیت برای دوره های بعد به عنوان مهمترین اولویت در حیطه مفروضات، آموزش کاوشگری و حل مساله به عنوان مهمترین مولفه در حیطه اهداف، پرورش قوه تفکر خلاق به عنوان مولفه دارای اولویت در حیطه محتوا، اکتشافی بودن، به عنوان مهمترین مولفه در حیطه یاددهی-یادگیری، و در حیطه ارزشیابی مولفه استفاده از تشویق و تمجید به عنوان عامل دارای اولویت نخست شناخته شدند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر پرورش خلاقیت دانش آموز محور بوده که شاخص های دانش آموز محوری در دستور کار قرار گرفته است.
اصلِ بنیادین «اشه» خاستگاه تعالیم اخلاقی ایرانیان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آثار برجای مانده، به ویژه در نوشته های مورخان یونانی، از اخلاقیات نیک ایرانیان باستان و از بیگانگی آنان از دروغ به تأکید سخن رفته است. اهمیت و جایگاه اخلاق، به ویژه راست گویی نزد ایرانیان باستان موجب طرح این پرسش می شود که منشأ بایدها و نبایدهای اخلاقی در ایران باستان چه چیزی بوده است و آموزه های اخلاقی بر حسب کدامین معیارها سنجیده و ارزیابی می شده است. در پاسخ به سؤال مذکور و با بررسی تطبیقی و تحلیلی این فرضیه مورد ارزیابی قرار می گیرد که خاستگاه احکام اخلاقی در ایران باستان اصل بنیادی و کهن "اشه" بوده است و همین اصل در دین زرتشت مورد تأیید قرار گرفته و جامه دین بر خود پوشیده است. ادیان ایران باستان با تمام تفاوت هایی که داشتند، آموزه های خود را بر محور این اصل قرار داده و خطوط لازم در این حوزه را ترسیم نموده اند. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی به این نتیجه می رسد که به نظر می رسد، سرچشمه ها و معیارهای اخلاقی ایرانیان باستان تنها بدین صورت قابل ردیابی است.
شناسایی مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی مؤلفه ها، تعیین روابط بین آنها و ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای تقویت خودکارآمدی پژوهشی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی زمینه ای انجام شد. جامعه پژوهش اعضای هیئت علمی و پژوهشگران سازمان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق 26 مصاحبه باز و نیمه ساختاریافته گردآوری و مصاحبه ها تا زمانی که اطلاعات گردآوری شده تکراری شد و به اشباع رسید ادامه یافت. پس از پیاده سازی، متن مصاحبه ها در سه مرحله کدگذاری باز (اسخراج مفاهیم و مقوله های فرعی)، کدگذاری محوری (دسته بندی مقوله های فرعی در مقوله های اصلی) و کدگذاری انتخابی (شامل ارائه مدل نظری روابط بین مقوله های اصلی) تحلیل شد. یافته ها: 80 مقوله در رابطه با مقوله مرکزی «خودکارآمدی پژوهشی» شناسایی شد. این مقوله ها در 5 دسته: شرایط زمینه ای شامل 3 مفهوم، شرایط علّی شامل 16 مفهوم، شرایط مداخله گر شامل 21 مفهوم، راهبردها شامل 23 مفهوم و پیامدها شامل 17 مفهوم دسته بندی شدند. بیشترین فراوانی در مصاحبه ها از شرایط زمینه ای «ویژگی های روانشناختی» ، از شرایط علّی «اهمیت داشتن پژوهش در سازمان»، از مداخله گرها «مدیریت و برنامه ریزی در سازمان»، از راهبردها «حمایت های مادی و معنوی» و از پیامدها «ارتقای سازمان» بیشترین فراوانی را داشتند. نتیجه گیری: به طورکلی مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی در سازمان با عوامل فردی، سازمانی و فراسازمانی مرتبط است. تقویت و توجه به هریک از مؤلفه ها باعث رشد و تقویت خودکارآمدی پژوهشی در سازمان خواهد شد که در نهایت منجر به ارتقای جایگاه پژوهشی سازمان می شود. آنچه که از مصاحبه های انجام شده به دست آمد، نشان داد که مصاحبه شوندگان به اهمیت و جایگاه پژوهش در ارتقای جایگاه سازمان و نقش آفرینی اعضای هیئت علمی و پژوهشگران سازمان در تقویت مرجعیت سازمان اذعان داشتند و حمایت های سازمان از مقوله پژوهش از جمله »خودکارآمدی پژوهشی« را ضروری برشمردند.
پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس اجتناب تجربه ای و دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب مرتبط با کرونا تاثیرات نافذی برجنبه های مختلف افراد جامعه گذاشته است. بعضی افراد نسبت به این اوضاع پذیرش بهتری دارند و سایرین هیجانهای منفی زیادی را تجربه می کنند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، مطالعه ارتباط بین اجتناب تجربه ای و دشواری در تنظیم هیجان با میزان اضطراب از کرونا در جامعه شهر کرمانشاه بود. در این مطالعه 317 نفر به صورت آنلاین از طریق شبکه های مجازی به پرسشنامه های دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رو ئمر (2004)، نسخه دوم پذیرش و عمل بوند و همکاران (2007) و مقیاس اضطراب کرونا لی (2020) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که اضطراب کرونا با دشواری در تنظیم هیجان همبستگی مثبت معناداری دارد اما با اجتناب تجربه ای همسبتگی منفی دارد ) 01/0 (p< . نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که اجتناب تجربه ای و دشواری در تنظیم هیجان 305/0 از واریانس اضطراب کرونا را پیش بینی می کنند. این نتایج نشان داد افرادی که انعطاف پذیری کمتری دارند؛ نسبت به رویدادهای زندگی پذیرش کمتری نشان می دهند و کسانی که در تنظیم هیجانات خود با مشکل روبرو هستند، حوادثی مثل کرونا تاثیرات منفی بر آنها خواهد گذاشت. بنابراین برگزاری کارگاه های آموزشی آنلاین و طراحی مداخلات روان شناختی مناسب ضروری می باشد.
بررسی رابطه اعتقاد به آموزه های مذهبی دین اسلام و هوش هیجانی در دانش آموزان مقطع متوسطه دبیرستانهای اداره آموزش و پرورش منطقه عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم خرداد ۱۴۰۰ شماره ۳۶
148 - 138
حوزههای تخصصی:
طی سالهای اخیر، در حوزه های تحقیق در روانشناسی، هوش هیجانی مورد توجه قرار گرفته است. این نوع هوش در چگونگی سازگاری و موفقیت افراد نقشی مهم ایفا می کند. نظریه هوش هیجانی (سالوی و مایر، 1990)، حوزه وسیعی از تواناییهای مرتبط با شناخت و به کارگیری هیجانات را می تواند توجیه کند. این سازه روانی (روون بار اون، 1997 و دانیل گلمن، 1995) از جهات انگیزشی و مناسبات درون فردی و میان فردی مورد تحقیق قرار گرفته است. برخی از روان شناسان از جمله روون بار اون و جیمز پارکر (2000)، رابطه هوش هیجانی را با پنج مؤلفه شخصیتی یعنی روان نژندی و برون گرایی و گشادگی در مقابل تجربه و پذیرندگی و آگاهی مداری نیز بررسی کرده اند، در حالی که به نظر می رسد، مذهبی بودن و روحیه و رفتار دینی داشتن نیز باید بخشی از ویژگیهای شخصیت به حساب آید و به مطالعه رابطه آن با سایر سازه های روانی پرداخته شود. لازم است بدانیم در موضوع مهم و جدیدی چون هوش هیجانی، مذهبی بودن چه جایگاهی دارد و رابطه این دو سازه روانی چگونه است. اگر آن گونه که بار اون (به نقل از جلالی، 1381) و گلمن (1382) معتقدند هوش هیجانی با سلامت روانی، سازگاری و اخلاقیات مرتبط باشد، باید مشخص شود که این امر تا چه اندازه با وضعیت مذهبی نیز ارتباط دارد. زیرا، روان شناسان دیگر از جمله یونگ (به نقل از کرافورد، 2002) نیز به نقش و تأثیر مثبت مذهب در زندگی اعتقاد دارند. در پژوهش حاضر به بررسی رابطه اعتقاد به آموزه های مذهبی دین اسلام با هوش هیجانی در دانش آموزان متوسطه دوم اداره آموزش و پرورش منطقه عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد پرداخته ایم. . برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده و نتیجه نشان داده است که اعتقاد به آموزه های مذهبی دین اسلام دانش آموزان با هوش هیجانی آنان رابطه مثبت معنادار دارد. بنابراین آموزش دادن مسائل مذهبی و اصول اخلاقی روشی مکمل در آموزش هوش هیجانی به دختران و پسران متوسطه دوم است و زندگی بهتر را برای آنان به ارمغان می آورد.
نمودار تشکیلاتی سازمان اداری شورای اسلامی شهر با رویکرد نظریه پردازی داده بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شوراهای اسلامی از ارکان اساسی و تأثیرگذار نظام مدیریت شهری در ایران محسوب می شوند که مسئولیت های خطیری را بر عهده دارند. می توان پذیرفت که تحقق کامل این انتظارات و مأموریت ها مستلزم وجود بسترها و زمینه های متعددی است که در این میان، وجود سازمان اداری فعال و کارامد از اساسی ترین الزامات قلمداد می شود. این مطالعه کوشیده است تا ساختار تشکیلاتی مناسب برای بخش اداری شورای اسلامی شهر را طراحی کند. برای اجرای پژوهش حاضر که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی و از دسته مطالعات موردی محسوب می شود از رویکرد کیفی و راهبرد پژوهشی «نظریه پردازی داده بنیان» استفاده شده است؛ ضمن آن که برای گردآوری داده ها از ابزارهایی چون فرم های محقق ساخته، پرسشنامه، مصاحبه، چک لیست های کنترلی و فیش برداری بهره برداری شده است. روایی و پایایی سؤالات پرسشنامه و مصاحبه توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفته است. داده های موردنیاز برای اجرای پژوهش کیفی و توصیفی حاضر از چهار منبع (شامل مطالعه اسناد حقوقی؛ مصاحبه با مطلعان؛ مطالعه سازمان های مشابه و مطالعه کارسنجی) گردآوری شده است. تحلیل این داده ها با تکنیک کدگذاری و به صورت دستی صورت گرفته است و بر مبنای این تحلیل ها ضمن ترسیم نقشه فرایندی، الگویی از نمودار تشکیلاتی مناسب برای سازمان اداری شورای اسلامی شهر طراحی گردید که دربرگیرنده 68 پست سازمانی است و بخش عمده ای از آن به صورت ماتریسی و سایر اجزای آن به شکل وظیفه ای قابل اجرا می باشد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که شورای اسلامی شهر برای تحقق اهداف و اجرای مأموریت های خود به الگویی از ساختار سازمانی ماتریسی در سازمان اداری شورا نیاز دارد.
ارائه مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (استان تهران) بر اساس اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۷
259 - 279
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (استان تهران) بر اساس اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی بوده است. تحقیق حاضر ازنظر هدف در گروه تحقیق های توسعه ای قرار دارد و ازنظر نوع تحقیق، ترکیبی (آمیخته اکتشافی) است. تعداد 361 نفر به عنوان نمونه این پژوهش از بین جامعه آماری این پژوهش شامل 5371 نفر اعضای هیأت علمی رسمی و پیمانی تمام وقت و پاره وقت در سطح استان تهران با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردیدند. برای تبیین ابعاد و شاخص های مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی از روش دلفی استفاده شده است که در این بخش کیفی پژوهش نظرات 30 نفر از خبرگان مرتبط جمع آوری و تجزیه وتحلیل گردید. یافته های پژوهش در بخش کیفی پنج مؤلفه و 25 شاخص برای ارتقای مسؤولیت پذیری اجتماعی است و در بخش کمی حاکی از رابطه معنی دار بین اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی با مسئولیت اجتماعی اعضای هیأت علمی است. نتیجه این پژوهش ارائه مدلی برای ارتقای سطح مسؤولیت پذیری اجتماعی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان به عنوان و میزان تأثیر دو متغیر اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی به عنوان متغیرهای مستقل است که روابط مدل سازی شده و میزان تأثیر هر یک عوامل مشخص گردیده است که نشان می دهد اخلاق حرفه ای تأثیر و نقش پررنگ تری نسبت به عملکرد شغلی در مدل دارد.
تحلیل آثار و پیامدها مدگرایی در آموزه های اسلامی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم تیر ۱۴۰۰ شماره ۳۷
112 - 97
حوزههای تخصصی:
مد گرایی، تغییر سلیقه، اسلوب و روش موقتی که رفتار افراد و شیوه ی زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار داده و برخی را به نیاز فطری تنوع طلبی و زیبایی خواهی انسان، که ممکن است خوب یابد از آن استفاده شود تعبیر کنند. اسلام به آراستگی و زیبایی ظاهری سفارش کرده اما زیبایی و آراستگی در حد اعتدال را پذیرفته است. آنچه به نام مُد و تنوع طلبی در جامعه رواج یافته از زمان های بسیار دور، در زمان فتحعلی شاه و رضا شاه در اثر سفر به خارج از کشور و استقبال از پوشش و فرهنگ غربی می باشد. آنان با ترویج این عقیده که داشتن چنین پوششی جامعه را به سوی پیشرفت و ترقی می کشاند روز به روز از آنچه غرب به آنان تحمیل می کرد استقبال می کردند. مسلماً آنچه در اثر تقلید از فرهنگ غرب رواج یابد نمی توان آن را نوعی پوشش تلقی کرد در واقع تنوع طلبی منفی خواهد بود، گاهی روی آوردن به آنچه مُد روز می باشد شکل طبیعی خود را از دست داده و جامعه را به سوی فساد و تباهی می کشاند. در تحقیق حاضر در فصل اول سخن از تهاجم فرهنگی به میان آمده است، از آن جایی که اکثر قشر جامعه ایران را جوانان تشکیل می دهند، دشمن از طریق هدف قراردادن این قشر و به خصوص زنان جامعه قصد پیاده کردن نقشه های خود را دارد. دشمن از طریق تهاجم نظامی جوانان و زنان را مورد حمله قرار نمی دهد بلکه از طریق فرهنگ وارد شده و به رواج آنچه نام مدگرایی بر آن می نهند وارد می شود. آنان از طریق بی ارزش جلوه دادن دین و باروهای دینی، عقب مانده خواندن دین و برنامه های دینی سعی دارند قشر جوان جامعه را به سوی خود متمایل کنند. در این راستا از طریق برنامه های مستهجن، بازی های کامپیوتری، دفاع از حقوق بشر... و تهاجم خود را آغاز می کنند یکی از اهداف مهم دشمن ضربه زدن به نظام ولایت فقیه و از بین بردن نظام اسلام و جایگزین نمودن نظامی بر طبق قوانین خودشان می باشد. در فصل دوم از علل و عوامل مدگرایی سخن به میان آمده است، جونان و نوجوانان به دلیل آمادگی روحی و روانی، چه بسا بیشتر در معرض این خطر قرار دارند. آنان در پی کسب هویت و استقلال شخصیت هستند و به دنبال برگزیدن صفات لازم از دیگران پیروی می کنند آنان با انتخاب این نوع مد گرایی که غرب مروج آن است به دنبال خود نمایی، تشخیص طلبی، اظهار غنای مالی، چشم و هم چشمی و ... می باشند. این امور سبب می شود که فرد فقط به دنبال خواسته های نفسانی خود باشد وقتی فرد با چنین وضعی در اجتماع حضور پیدا کند حیاء و عفت او نیز ضعیف می شود. آنچه بیشتر از این پدیده را تشدید می کند ضعف غیرت در بعضی از مردان و بی توجهی خانواده ها است. در فصل سوم، از آثار و پیامدهای مدگرایی، تأثیر آن بر اجتماع، خانواده و مهم تر از همه بر فرد مدگرا سخن می گوید که مهم ترین علل این تأثیرات در نتیجه زیاده خواهی غیر معقولانه انسان و در نظر نگرفتن هدف اصلی از زندگی و بی توجهی به آخرت است. از جمله تأثراتی که فرد مدگرا معمولا به آن دچار می شود آن است که وی را فردی عصبی، دچار اضطراب و استرس روحی، تباهی شخصیت، کوتاهی عمر، عقده مند کردن، بلوغ زودرس جنسی است. اثر مدگرایی بر محیط خانواده، متزلزل کردن بنیان خانواده و تن ندادن به ازدواج است. فصل چهارم به مدگرایی در حد افراطی و منفی از دیدگاه آیات و روایات پرداخته و آن را مورد سرزنش قرارد داده است. چنین مدگرایی در نتیجه پیروی از هواهای نفسانی و خواسته دل می باشد. برای تمام حالات و رفتار زن در آیات و روایات حد و مرز تعیین شده است و به خاطر ظرافت زن، آیات و روایات رعایت حدود پوشش، زینت، صحبت کردن با نامحرم و ... را بیان کرده تا زن را از آسیب هایی که هم در دنیا و هم در آخرت در نتیجه رعایت نکردن این امور متوجه او است به دور نگه دارد. اسلام می خواهد از طریق رعایت حد و مرز بین زن و مرد و رعایت پوشش مناسب افراد را به اهداف بلند و آرمانی برساند.
تحلیل و نقد قانون بازتاب عرفان حلقه بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
177 - 203
حوزههای تخصصی:
قانون بازتاب از دیدگاه عرفان حلقه بیانگر آن است که چگونه بازتاب اعمال خیر و شرّ انسان پس از آن که با معیار وسع انسانی سنجیده شود به سوی عوالم بالا (خداوند) انعکاس می یابد و به شیوه خاصی از طریق شبکه های مثبت و منفی زمینه ساز اشتداد هدایت و ضلالت انسان و بهره وری او از برخی آگاهی های مثبت و منفی می شود. پیشینه کاوی این قانون نشان می دهد که نقد و بررسی علمی خاصی درباره آن انجام نشده است. در این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی و با هدف تحلیل انتقادی قانون بازتاب، با تکیه بر اندیشه کلامی و عرفانی علامه طباطبایی، ضمن توجه به نقاط مثبت این قانون، نقدهای متعددی همچون نادرستی مساوی پنداری بازتاب خیر و شرّ و بطلان انگاره انطباق آن بر چارچوب عدالت و بی توجهی به حقیقت تجسم عمل در عوالم دیگر و... به این قانون وارد کرده ایم؛ همچنین در نقدهایی مانند ابهام در تبیین جایگاه و شاخصه های وسع فرد در نمودار بازتاب و چرایی و چگونگی توقف ظهور بازتاب و... به ضعف مبانی و ظرفیت این قانون در تبیین زوایای این مباحث پرداخته ایم
مفهوم شناسی واژه «یؤوس» و «قنوط» در آیه 49 فصلت و ارائه معنای مناسب با بافت آیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
223-240
حوزههای تخصصی:
واژه های «یؤوس» و «قنوط» ازجمله واژگانی هستند که همزمان در یک آیه استعمال شده و بیشتر مترجمان آن را مترادف دانسته اند. اصل واژه «یؤوس» از «أیس» به معنای وجودداشتن و یافتن است و ارتباط آن با ناامیدی در جهت منفی و تقابلی با اصل، در این است که شخص ناامید تصور می کند که مطلوب وجود ندارد و نمی توان آن را یافت. واژه «قَنوط» از «قنط» در اصل به معنای بریدن و قطع کردن است و در قرآن در معانی ناامیدی، آشکارشدن ناامیدی در چهره، حزن و منع آمده است. در آیه 49 فصلت به معنای مانع شدن است و دلیل انتخاب این معنا، اقوال لغویان متقدم و نیز عطف آن دو به وسیله واو عاطفه است. بر این پایه معنای آیه این است که انسان از دعای خیر خسته نمی شود و اگر به او شر رسد، ناامید می گردد و به سبب آن مانع از دعاکردن می شود. در بین مترجمان، دهلوی و بهبودی ترجمه نسبتاً مناسبی را ارائه داده اند. آنها قنوط را به معنای قطع طمع دانسته اند. به نظر می رسد ترجمه های چون «ناامید است، به شدت ناامید است و ...» در برگردان کلام خدا نارساست؛ زیرا خداوند دو خبر در کلام آورده است و مترجم نیز باید دو خبر به مخاطب برساند.
رابطه نگرش معلمان به فناوری و سازگاری آنها با نخستین دوره آموزش مجازی در همه گیری کووید-19: نقش واسطه گری کفایت و اضطراب معلم نسبت به کاربرد فناوری در کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین سازگاری معلمان با نخستین دوره آموزش مجازی براساس نگرش شان نسبت به کاربرد فناوری در آموزش، با واسطه حس کفایت و اضطراب آنها در استفاده از فناوری در کلاس بود. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان رسمی و تمام وقت شهر کازرون در کلیه دوره های تحصیلی بود. نمونه ای شامل 263 نفر از این جامعه که در گردآوری آنلاین داده ها شرکت نموده بودند، به عنوان نمونه پژوهشی در نظر گرفته شد. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش نیز شامل مقیاس نگرش معلمان نسبت به فناوری آیدین و سیمرسی، پرسشنامه کفایت فناوری معلمان تندر و همکاران، سیاهه اضطراب معلمان در استفاده از فناوری وان آکر و همکاران، و یک سیاهه محقق ساخته جهت اندازه گیری سازگاری با نخستین دوره آموزش مجازی پس از شیوع کرونا بود. نتایج تحلیل که به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس-22 انجام گرفت، نشان داد که نگرش کلی معلمان پیرامون فناوری، به واسطه تاثیر غیرمستقیم بر افزایش حس کفایت آنها در کاربرد فناوری و نیز کاهش اضطراب نسبت به استفاده از فناوری در کلاس، بر سازگاری با نخستین دوره آموزش مجازی تاثیر گذاشته است. این موضوع ضرورت توجه به نگرش های معلمان نسبت به تغییر روزافزون شیوه های آموزشی در اثر فناوری های جدید را مورد تاکید قرار می دهد.






