دانش حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی
دانش حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی سال 8 تابستان 1404 شماره 2 (پیاپی 24) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف این ﭘﮋوﻫﺶ، ارزیابی ﮐﯿﻔﯿﺖ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ دوره ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ» ﻣﺮﻣﺖ و اﺣﯿﺎی اﺑﻨﯿﻪ و ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی تاریخی«در ایران اﺳﺖ. ﺗﻤﺮﮐﺰ اﺻﻠﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﺰان آﻣﺎدﮔﯽ ﺣﺮﻓﻪای داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﮕﺎن و ﻣﯿﺰان اﻧﻄﺒﺎق ﺳﺎﺧﺘﺎر آﻣﻮزﺷﯽ این دوره ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت نوین ﺑﺎزار ﮐﺎر، ﭘﯿﺸﺮﻓﺖﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ و اﻟﺰاﻣﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻗﺮار دارد. ﭘﺮﺳﺶ اﺻﻠﯽ ﺗﺤﻘﯿﻖ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻓﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺣﺮﻓﻪای و ﺗﺤﻮﻻ ت ﺟﺎری در ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ و اﺣﯿﺎی ﺑﻨﺎﻫﺎ و ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی تاریخی ﻫﻤﺴﻮ اﺳﺖ. این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از رویکردی ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﺷﺎﻣﻞ روشﻫﺎی ﮐﻤﯽ و ﮐﯿﻔﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ. از یک ﺳﻮ، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی درﺳﯽ داﻧﺸﮕﺎهﻫﺎی ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ؛ و از ﺳﻮی دیگر، دادهﻫﺎی ﺣﺎﺻﻞ از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎی ﻧﯿﻤﻪﺳﺎﺧﺘﺎر یافته ﺑﺎ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﮕﺎن، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮماﻓﺰار MaxQDA ﺗﺤﻠﯿﻞ گردید. این دو ﻣﺴﯿﺮ ﻣﮑﻤﻞ، زﻣﯿﻨﻪ را ﺑﺮای ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﺤﻮرﻫﺎی ﮐﻠﯿﺪی در ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ. یافته ها ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﺎف ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﯽ ﻣﯿﺎن آﻣﻮزشﻫﺎی داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺣﺮﻓﻪای وﺟﻮد دارد. ﺷﺮﮐﺖﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﺮ ﺿﺮورت تقویت آﻣﻮزشﻫﺎی ﻋﻤﻠﯽ، ﺗﺠﺮﺑﻪﻣﺤﻮر ﺑﻮدن یادگیری از طریق ﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎ و ﭘﺮوژهﻫﺎی واﻗﻌﯽ، ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین در ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی و ﺗﺤﻠﯿﻞ، و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ارﺗﻘﺎء ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم ﻧﻈﯿﺮ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺣﺮﻓﻪای و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺣﻘﻮق و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﯽ ﺗﺄﮐﯿﺪ داﺷﺘﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻟﺰوم ﮔﻨﺠﺎﻧﺪن دروس ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﯿﻄﯽ و رویکردﻫﺎی ﻣﯿﺎن رﺷﺘﻪای ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮ ﺿﺮورت ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯿﺎن داﻧﺶ ﻧﻈﺮی و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت ﺟﻬﺎﻧﯽ و ارﺗﻘﺎء ﻇﺮﻓﯿﺖ اﻧﻄﺒﺎقﭘﺬیری ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی آینده ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد؛ ﻣﺴﯿﺮی ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﮔﺎﻣﯽ ﻣﺆﺛﺮ در ﺟﻬﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮ ی داﻧﺸﮕﺎهﻫﺎی ﻧﺴﻞ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮد.
بررسی ارتباط روش های هوش مصنوعی با آموزش مرم بر مبنای نظریه های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یکی از ﺣﻮزهﻫﺎی ﻧﻮین ﻓﻨﺎوری ﮐﻪ وﺟﻮه ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن را ﻣﺘﺤﻮل ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻘﺸﯽ ﮐﻠﯿﺪی در ارﺗﻘﺎ آﻣﻮزش ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ایفا ﮐﻨﺪ. ﺑﺎ این ﺣﺎل ﻧﻘﺶ این ﻓﻨﺎوری در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﭼﻨﺪان ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺳﻌﯽ دارد ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﻈﺮیهﻫﺎی یادگیری، وﺟﻮه اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ. در این ﭘﮋوﻫﺶ از روش اﺳﻨﺎدی و ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﺎص روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮای ﮐﯿﻔﯽ ﺟﻬﺖدار ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ده ﺳﺎل اﺧﯿﺮ (٢٠٢۵-٢٠١۵). اﺳﺘﻔﺎده و ارﺗﺒﺎط ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻈﺮیه یادگیری) یادگیری ﺗﺠﺮﺑﯽ، یادگیری سازنده گرا و یادگیری ارتباط گرا). بررسی می شود. ﮐﺪﮔﺬاری دادهﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎی ﻫﺮ یک از ﺳﻪ ﻧﻈﺮیه یادگیری اﺳﺖ و ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﻗﺒﻠﯽ ﺑﺮ این اﺳﺎس ﻣﻮرد ﺗﺠﺰ یه و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ در ﺣﻮزه یادگیری ﺗﺠﺮﺑﯽ، ﻣﻮﻟﻔﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﯿﻨﯽ، در ﺧﺼﻮص یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا، ﻣﺆ ﻟﻔﻪﻫﺎی ﺗﻌﺎﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺑﻌﺪ از آن یادگیری ﻓﻌﺎل، و ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ داﻧﺶ ﻗﺒﻠﯽ ﺑﺎ اﻗﺒﺎل ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ و در ﺧﺼﻮص یادگیری ارﺗﺒﺎطﮔﺮا، ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﺮ ﺷﺒﮑﻪﺳﺎزی و ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻓﻨﺎوری، یادگیری ﻣﺪاوم، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻫﻤﮑﺎری دیجیتال ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ سایر ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎ ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﺸﺘﺮی دارﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﺪودیتﻫﺎی ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ در دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ داﻧﺶ ﻣﺮﻣﺖ، ﺑﺮ ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﻮری ﮐﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﻪ داﻧﺶ زﻣﯿﻨﻪای اﺳﺖ اﺛﺮﮔﺬار اﺳﺖ و در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ این ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺶ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ و ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﯿﺮد ﺗﺎ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ویژﮔﯽﻫﺎی دروس ﻣﺮﻣﺖ و ﻧﯿﺎزﻫﺎی یادگیری ﻫﺮ ﮐﺪام، روش ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ را اﻧﺘﺨﺎب یا ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ.
تحلیل تطبیقی و ﻧﻘﺪ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آثار تاریخی: از تدوین نخستین در سال ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری، تصویب و اجرا در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه های نظری، تاریخی و اجرایی شکل گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.
آموزش مبتنی بر یادگیری سازنده گرا در حفاظت از بناهای تاریخی: ارائه و تحلیل تجربه آموزش مسئله محور در قالب تمرین های حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین های ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به عنوان نمونه ای ﺑﺮای تقویت مهارت های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.
روشی نوین و تعمیم پذیر در آموزش ترسیم «ده کُند»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دَ ه کُند» یا «ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ»، مهم ترین گره در بین گره های ایرانی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ به قدر و اهمیتی ﮐﻪ دارد، «اُ ّم اﻟﮕﺮه» (گره مادر) نامیده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، روش های مختلفی ﺑﺮای ترسیم این ﮔﺮه، ﺑﯿﺎنﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪام ﺑﻪ نحوی، اﻣﮑﺎن رﺳﻢ «واﮔﯿﺮه» یا زمینه کامل تری از آن را ﻓﺮاﻫﻢ می آورد. این در حالی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم روش های ذﮐﺮﺷﺪه، ﻋﻤﻼً ﺑﻪ نسخه ای از رﺳﻢ متوالی ﺧﻄﻮطِ دستوری ﺑﺪل شده اند ﮐﻪ ﺑﺪون آنﮐﻪ دلیل و مبنایشان روﺷﻦ ﺷﻮد، ﺑﻪ شکلی کورکورانه تقلید و ﺗﮑﺮار ﺷﺪه اﺳﺖ. اتفاقی ﮐﻪ به طو اﺧﺺ، در ﺑﺎب آﻣﻮزش روش های ترسیم، مسئله ساز و ﭼﺎﻟﺶبرانگیز ﺷﺪه اﺳﺖ و اﻏﻠﺐ، ﺑﻌﺪ از کوتاه مدتی، از ذﻫﻦ و یاد ﻣﺨﺎﻃﺐ می رود. این ﻣﻘﺎﻟﻪ در پی آن اﺳﺖ ﺗﺎ به جای ﺧﻄﻮط و ﻓﻮاﺻﻞ رمزگونه، ﺑﺎ خوانشی هندسی از محتوای واگیره، ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت و ﻣﻨﻄﻖ هندسی آن را در روندی ﺧﻮاﻧﺎﺗﺮ و آﻣﻮزش پذیرتر از ترسیمات، اﺳﺘﺨﺮاج و ﺑﯿﺎن ﮐﻨﺪ. این ﻣﻬﻢ، ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﺷﮑﻞ پنج ضلعی آﻟﺖ «ﭘﻨﺞ ﮐُﻨﺪ» ﮐﻪ در این ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮای اولین ﺑﺎر «ﻣﻨﺘﻈﻢ ﺑﻮدن» آن در این ﮔﺮه اﺛﺒﺎت ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻫﺪف اصلی مقاله را ﺑﺎ یافتن روشی جدید از رﺳﻢ ﮔﺮه، ﻣﺤﻘﻖ می سازد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ وﺟﻮد آنﮐﻪ روندی از یک تحقیق کیفی را در محتوای کلی ﺧﻮد، یعنی یافتن و ارائه راه حلی جدید از ترسیم گره ده کُند، ﺑﺎﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﮑﺘﻮب دﻧﺒﺎل می کند، درعینﺣﺎل، نتایج ﺣﺎﺻﻞ از یک آزﻣﻮن تجربی، بین دو ﮔﺮوه از داﻧﺸﺠﻮیان را نیز در بیان کارایی آﻣﻮزشی روش پیشنهادی ﺧﻮد در قیاس ﺑﺎ روش ﻣﻌﻤﻮل، ارائه ﮐﺮده اﺳﺖ. درنهایت، ﻣﺎﺣﺼﻞ این تحقیق، شیوه های جدید از آﻣﻮزش ترسیم ﮔﺮه ده ﮐُﻨﺪ (ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ) را تبیین می کند ﮐﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﻨﺎد آﻧﭽﻪ ﮐﻪ در ﻣﺘﻦ پیش رو آﻣﺪه اﺳﺖ، ﻋﻼوه ﺑﺮ قابلیت فراگیری ﺑﻬﺘﺮ، وجوهی از «تعمیم پذیری» را نیز در ﻗﺒﺎل آﻣﻮزش ترسیم گره های دیگر آﺷﮑﺎر می سازد.
آموزش نوین مرمت از انتقال دانش فنی تا تربیت متخصصان شایسته: دانشکده حفاظت و مرمت دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جدایی ناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب می شود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگی های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بی بدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
تجزیه و تحلیل ریز ساختار ناخالصی در سکه های زرین ایلخانی (مطالعه موردی سه عدد سکه زرین ابوسعید بهادر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکه های طلا از مهم ترین مواد باستان شناختی است که از دوران تاریخی در مناطق مختلف ایران ضرب شده اند. با مطالعات روشمند ساختار بیرونی و درونی سکه ها، علاوه بر احراز هویت تاریخی و تعیین اصالت، در زمینه ی کاربرد رویکردهای تحلیلی در رفع ابهامات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوره های مختلف تاریخی اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، سه عدد سکه ی طلا از ضرابخانه های مختلف از مجموعه سکه های زرین سلطان ابوسعید بهادر، فرمانروای ایلخانی، موجود در مخزن موزه ملی مورد مطالعه باستان شناختی و باستان سنجی قرار گرفت. در گام نخست، با هدف دسترسی به مستندات احراز هویت و شناسایی عناصر تشکیل دهنده سطح بیرونی، مراحل مستندنگاری و خوانش نقوش و خط نگاره ها و توزین و اندازه گیری قطر سکه ها انجام شد. در گام بعدی و در مهم ترین مرحله پژوهش، به منظور شناسایی ساختار درونی سکه های مورد مطالعه، آنالیز عنصری فلز سکه به منظور شناسایی ساختار متالورژیکی سکه ها انجام شد. در این مرحله بر روی نمونه ها آزمایش غیرمخرب پیکسی انجام شد. این آزمایش روشی غیرمخرب با حساسیت تحلیلی بالا و همچنین ابزاری علمی، دقیق و کاربردی برای تجزیه وتحلیل سکه های تاریخی می باشد. آنالیز با کاربرد شتاب دهنده و اندوگراف پژوهشکده فیزیک و شتابگرها در آزمایشگاه انرژی اتمی ایران انجام شد. پس از دستیابی به داده های ریزساختار اصلی، از آن جا که درصد ناخالصی نقش مهمی در تعیین عیار سکه های طلا دارد، بنابراین با هدف تعیین میزان خلوص، با تمرکز بر داده های ریزساختار ناخالصی، درجه خلوص و تغییرات عیاری در هر سه سکه با کاربرد روش آمار تحلیلی- استنباطی و بهره گیری از نرم افزار SPSS مدل واریانس یک طرفه داده ها استخراج و به منظور دقت بالا در نتایج حاصله، تفاوت در شاخص های توصیفی با انجام آزمون توکی داده های به دست آمده آزمایش گردید.