مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
آمایش سرزمین دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
رشد سریع شهرنشینی در شهرهایی مانند زاهدان موجب نابرابری فضایی در توزیع خدمات شهری، به ویژه فضای سبز، شده است. فضای سبز نه تنها عنصری زیباشناختی بلکه عاملی مؤثر در ارتقای سلامت، تعاملات اجتماعی، و کیفیت زندگی شهری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و توزیع فضای سبز شهری در پنج منطقه زاهدان و سنجش آن از منظر عدالت اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحلیل تصاویر ماهواره ای لندست 9 و سنتینل 2 از طریق شاخص NDVI در بستر google earth engine است. داده های جمعیتی و تحلیل های مکانی نیز با استفاده از نرم افزار ArcGIS انجام شد. یافته ها نشان داد میانگین سرانه فضای سبز در زاهدان بسیار پایین تر از استاندارد جهانی است (حدود ۱/۵۶ متر مربع در برابر ۹ متر مربع جهانی) و این میزان در مناطق کم برخوردار، مانند منطقه ۳، به کمتر از ۰/۲۸ متر مربع می رسد. درحالی که منطقه ۵ به دلیل استقرار نهادهای مهم وضعیت بهتری دارد. بسیاری از پارک های شهری فاقد پوشش گیاهی واقعی هستند و بخش زیادی از زمین های شهری بدون بهره برداری سبز باقی مانده اند. در نتیجه، زاهدان با بحران عدالت محیطی روبه روست. برای حل این مشکل، پیشنهاد می شود مدیریت شهری با استفاده از داده های مکانی، رویکردهای مشارکتی، و الگوبرداری از شهرهای مشابه اقدام به بازتوزیع منابع، توسعه فضاهای سبز محلی، بهره گیری از گیاهان بومی، و احیای اراضی بایر کند. توسعه متوازن فضای سبز می تواند نقش مؤثری در ارتقای سلامت، کاهش نابرابری، و افزایش سرزندگی اجتماعی ایفا کند.
عوامل موثر بر انگیزه به اشتراک گذاری تجارب سفر از طریق رسانه های اجتماعی: مطالعه ی گردشگران شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پشتیبانی فناوری های اطلاعات و ارتباطاتی جدید، مردم از اشتراک گذاری تجارب سفرشان در شبکه های اجتماعی و وب سایت های گردشگری لذت می برند. اطلاعات استخراج شده از این منابع حتی جریان های سفر در سطح دنیا را هدایت می کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر انگیزه به اشتراک گذاری تجارب سفر در رسانه های اجتماعی توسط گردشگران شهر شیراز است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نوع تحقیقات همبستگی است،داده های میدانی با استفاده از پرسشنامه تبادل تجربیات سفر در رسانه های اجتماعی به روش پیمایشی گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل همه گردشگرانی است که در سال 1399 و نیمه اول ۱۴۰۰، از شهر شیراز بازدید و تجربیات سفرشان را در سایت های اینترنتی منتخب این پژوهش به زبان فارسی به اشتراک گذاشته اند. پرسشنامه پژوهش بصورت تصادفی در اختیار عده ای از این گردشگران قرار گرفت و در نهایت تعداد ۳۸۴ پرسشنامه قابل تحلیل گردآوری شد. تحلیل های آماری با نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 انجام شده است. یافته های نشان می دهد که 8 عامل(شامل تعلق به گروه، ارزش های مشترک، انطباق، لذت ادراک شده، انگیزه های نوع دوستی، خود شکوفایی یا کمال شخصی، محیط تعاملات و عوامل شخصی)، بر انگیزه به اشتراک گذاری تجارب سفر از طریق رسانه های اجتماعی تأثیر مثیت دارند ولی، اثر منفی محیط تعاملات و حفظ حریم خصوصی بر اشتراک گذاری تجربه سفر مورد تأیید قرار نگرفت.
ارزیابی و تحلیلی بر زیست پذیری نواحی شهری خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مفهوم شهر زیست پذیر از مهمترین دغدغه های سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران شهری بوده و هدف تمام برنامه ریزی های شهری، تبدیل فضای شهر به محیطی زیست پذیر و با قابلیت زندگی برای شهروندان است. در همین ارتباط، این پژوهش با هدف سنجش میزان زیست پذیری در سطح نواحی شهر خرم آباد انجام یافته است.. داده و روش : روش تحقیق به لحاظ ماهیت، تحلیلی توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. داده ها و اطلاعات از طریق دو روش اسنادی ( مطالعات کتابخانه ای) و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است. جهت تحلیل داده های گردآوری شده از آزمون تی تک نمونه ای در قالب نرم افزار SPSS و برای رتبه بندی نواحی، از روش تصمیم گیری چند شاخصه VIKOR استفاده شده است.. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که از میان شاخص های 9 گانه، شهر خرم آباد فقط در سه شاخص آموزش عمومی، بهداشت و تعلق مکانی وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشته است اما در دیگر شاخص ها، از نظر شهروندان نواحی شهری خرم آباد وضعیتی نامطلوب داشته است. همچنین وضعیت سطح بندی نواحی شهری بر اساس مجموع شاخص ها نشان داد که فقط در یک ناحیه ( ناحیه6) از مجموع 24 ناحیه شهری از وضعیت مطلوب زیست پذیری برخوردارند و مابقی نواحی در وضعیت قابل تحمل تا نامطلوب قرار دارند. نتیجه گیری : در مجموع می توان بیان داشت که روند مدیریت شهری در شهر خرم آباد نتوانسته است نتایج مطلوبی را از نظر ارتقاء شاخص های زیست پذیری شهری داشته باشد.
تبیین تأثیر کیفیت محیط کالبدی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری (محدوده مورد مطالعاتی: خیابان شریعتی بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ایجاد محیط های شهری مناسب برای تشویق پیاده روی و تعاملات اجتماعی، یک استراتژی اصلی برای ارتقای کیفیت محیط در شهرها است. پیاده روی نه تنها بر سلامت تأثیر می گذارد بلکه ترافیک و آلودگی را کاهش می دهد. خیابان شریعتی بابل به عنوان یکی از شریان های اصلی این شهر با مشکلات ترافیکی مواجه است و فاقد مسیر جداگانه برای پیاده روی است. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت کالبدی خیابان ها بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی می پردازد تا با برنامه ریزی مناسب بتوان محیطی استاندارد ایجاد کرد. داده و روش : داده ها از طریق جست وجو در پایگاه های مختلف و برداشت های میدانی جمع آوری شده اند. پایایی و روایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ و نظر متخصصان تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی، استنباطی و مدل ساختاری معادلات به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 27 و پی ال اس نسخه 3 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی تأثیر مثبت و معناداری بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی دارد. محیط های با کیفیت بالا، افراد را به پیاده روی بیشتر ترغیب می کنند و پیاده روی نیز بر تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پیاده روی به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین کیفیت محیط کالبدی و تعاملات اجتماعی عمل می کند. نتیجه گیری : کیفیت محیط کالبدی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق افزایش پیاده روی، بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد. بهبود کیفیت خیابان های شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و پیاده روی کمک کند و در طراحی فضاهای عمومی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان مفید باشد.
مطالعه عوامل مؤثر بر بیادآوری برند مقصد گردشگری (شهر اصفهان به عنوان مورد مطالعه): در راستای ارائه یک راهبرد برای توسعه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی گردشگری امروز، مقاصدی موفق خواهند بود که بتوانند بند خود را در ذهن گردشگر ثبت کنند و گردشگر در زمان تصمیم گیری برای سفر براحتی بتواند برند مقصد مربوطه با بیاد بیاورد. از این رو شناسایی و مطالعه عواملی که بر بیادآوری مقاصد گردشگری تاثیرگذار هستن از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر بیادآوری برند مقصد گردشگری است. جامعه آماری پژوهش شامل آن دسته از گردشگران خارجی است که در آبان ماه سال 1396 به شهر اصفهان سفر کرده اند. از این جامعه نمونه ای به حجم 200 نفر و به روش نمونه-گیری تصادفی انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای با 37 سؤال تدوین شد و مورد استفاده قرار گرفت. به این منظور، ابتدا روایی و پایایی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت و از آن اطمینان حاصل گردید. به منظور بررسی داده های پژوهش و آزمون فرضیه ها از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد ارتباطات دهان به دهان تأثیر معنی داری بر تصویر ذهنی برند مقصد گردشگری و همخوانی خودپنداره گردشگر با برند مقصد گردشگری دارد؛ تجربه برند مقصد تأثیر معنی داری بر تصویر ذهنی برند مقصد گردشگری، همخوانی خودپنداره گردشگر با برند مقصد گردشگری و بیادآوری برند مقصد گردشگری دارد؛ همخوانی خود پنداره با برند مقصد تأثیر معنی داری بر تصویر ذهنی برند مقصد گردشگری، اعتماد به برند مقصد گردشگری و بیادآوری برند مقصد گردشگری دارد؛ اعتماد به برند مقصد تأثیر معنی داری بر بیادآوری برند مقصد گردشگری دارد.
همه گیری بیماری کووید 19 و تغییر الگوی مصرف گوشت قرمز در ایران: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
از زمان شیوع کووید 19، زندگی همه افراد در سراسر جهان تحت تأثیر قرار گرفت. بخش کشاورزی و غذایی یکی از مهم ترین بخش هایی است که به علت اجرا شدن محدودیت ها، تعطیلی ها و قرنطینه در اغلب کشورها و ایران، از این بیماری تأثیر پذیرفت. از این رو، رفتار مصرف کنندگان و ترجیحات در انتخاب و مصرف مواد غذایی نیز در راستای اختلالات اقتصادی- اجتماعی ناشی از این ویروس تغییر کرد. از گذشته تا به امروز، یکی از مهم ترین و ضروری ترین اقلام غذایی مصرفی مردم گوشت قرمز بوده است. هدف مطالعه حاضر بررسی مؤلفه های مؤثر بر روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز در دوره همه گیری بیماری کرونا و الگوی مصرف گوشت بود. بدین منظور، داده های پژوهش، با تکمیل چهارصد نمونه پرسشنامه از طریق توزیع برخط (آنلاین) بین ساکنان شهر تهران، در سال 1400، گردآوری شد. روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز در این دوره از سوی مصرف کنندگان یادشده در پنج گروه «بسیار کاهش یافته»، «کاهش یافته»، «تغییر نکرده»، «افزایش یافته» و «بسیار افزایش یافته» تقسیم شد. بر این اساس، روند تغییر سهم مخارج گوشت قرمز حدود 28 درصد از پاسخ گویان در دوره همه گیری بیماری کرونا کاهشی و حدود چهارده درصد نیز افزایشی بوده است. نتایج به کار گیری الگوی لاجیت ترتیبی نشان داد که در دوره یادشده، متغیرهای سطح تحصیلات، مسئولیت خرید مواد غذایی و صرف غذا در رستوران اثر منفی و معنی دار بر افزایش سطوح سهم مخارج گوشت قرمز دارند، در حالی که اثر متغیرهای دسترسی آسان به فروشگاه های غذایی، سهم مخارج گوشت مرغ و شیر و فرآورده های آن مثبت و معنی دار بر افزایش سطوح سهم مخارج گوشت قرمز است. بنابراین، برای حفظ جایگاه گوشت قرمز در سبد غذایی در این دوره، توسعه سکوهای برخط، برچسب گذاری های استاندارد و بسته بندی های متناسب با کیفیت گوشت پیشنهاد می شود؛ و همچنین، برای افرادی که به دلایلی به جز اقتصادی گوشت مصرف نمی کنند، شایسته است که به طراحی سازه های نگهدارنده یا استندهای جذاب در فروشگاه های مواد غذایی و تبلیغات مؤثر برای مصرف محصولات جایگزین گوشت قرمز در این دوره نیز پرداخته شود..
واکاوی نقش اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی در گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
295 - 310
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: شرکت های بیمه ای، به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، نقشی محوری در مدیریت ریسک های اقتصادی و تأمین امنیت مالی برای اشخاص حقیقی و حقوقی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی و اثربخشی کمیته حسابرسی به عنوان سازوکار های نظارتی اصلی، علاوه بر نظارت بر سیستم های مالی و کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در ارتقای اعتبار و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام حکمرانی شرکتی، به طور مستقیم بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات ارائه شده در گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. کمیته حسابرسی نیز که نهاد نظارتی مستقل در ساختار حکمرانی شرکتی است، نقشی محوری در نظارت بر فرایندهای گزارشگری مالی و غیرمالی دارد. اثربخشی کمیته حسابرسی به طور مستقیم بر کیفیت گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. با توجه به اهمیت روزافزون مسئولیت پذیری اجتماعی در صنعت بیمه، این پژوهش به بررسی تأثیر اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه ای ایران پرداخته است. روش شناسی: روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . جامعه آماری شامل تمامی شرکت های بیمه ای در ایران است که به منظور دستیابی به هدف پژوهش ، دورهه زمانی بین سال های 1398 تا 1402، به عنوان نمونه انتخاب شده است . یافته ها : نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش ، بیانگر تأثیر معنادار و مستقیم (مثبت ) اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر بهبود گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. به طور مشخص، افزایش اثربخشی کمیته حسابرسی و ارتقای کیفیت حسابرسی داخلی به افزایش شفافیت، دقت، و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر می شود. این نتایج بیانگر آن است که ساختار حکمرانی شرکتی قوی، به ویژه از طریق عملکرد مؤثر کمیته های حسابرسی و واحدهای حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی اجتماعی و افزایش اعتماد ذی نفعان کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با ارائه شواهد تجربی جدید، به ادبیات موجود در حوزه گزارشگری مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی در صنعت بیمه کمک می کند. یافته های این پژوهش می تواند به مثابه مبنایی برای سیاست گذاران، مدیران، و نهادهای نظارتی در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت در شرکت های بیمه ای استفاده شود.
برآورد احتمال نکول تسهیلات اعطایی در بانک ملی: مقایسه رویکردهای یادگیری ماشین و اقتصادسنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، 56,965 فقره تسهیلات اعطایی طی سال های 1398 تا 1403 در شعب شمال تهران بانک ملی ایران، به منظور برآورد احتمال نکول وام مورد بررسی قرار گرفتند. برای پیش بینی رفتار اعتباری مشتریان، سه مدل شامل رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی و تقویت گرادیان حداکثری به کار گرفته شده است. متغیرهای ورودی شامل 29 متغیر در سه دسته اصلی بودند: مشخصات قرارداد تسهیلات (مبلغ، دوره بازپرداخت، نوع وثیقه و...)، ویژگی های فردی تسهیلات گیرنده (سن، شغل، سابقه اعتباری و...) و مشخصات شعبه (استان، نوع شعبه و...). همچنین پیش پردازش هایی مانند حذف مقادیر پرت، دسته بندی متون، استخراج سن و دوره تنفس از داده های موجود انجام شده است و مدل ها در دو حالت پایه و بهینه سازی شده (با تنظیم ابرپارامترها) ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که مدل های یادگیری ماشین عملکرد بهتری نسبت به روش سنتی دارند. شاخص ROC-AUC برای مدل تقویت گرادیان حداکثری معادل 73/99 و برای جنگل تصادفی نیز 68/99 درصد برآورد شد درحالی که این مقدار برای رگرسیون لجستیک تنها 34/75 درصد بود. اختلاف میانگین AUC بین مدل های یادگیری ماشین و رگرسیون لجستیک حدود 243/0 بود و در همه موارد، آزمون های آماری و فاصله اطمینان 95 درصد، بر معناداری این اختلاف تأکید داشتند. یافته ها برتری قابل اتکای روش های یادگیری ماشین در پیش بینی نکول تسهیلات را تأیید می کند.
بررسی مانعیت روایات ضرب از حجیت تفسیر موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
37 - 48
حوزههای تخصصی:
در مجامع حدیثی فریقین روایاتی در ذم ضرب قرآن به قرآن وارد شده است. مفهوم شناسی این اصطلاح و اعتبارسنجی این روایات از جهت احتمال مانعیت از تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی قرآن کریم که بهترین ابزار برای دستیابی به مقاصد شارع در کتاب الهی است، ضرورت دارد. این پژوهش درصدد بررسی سندی و دلالی روایات ضرب در احادیث خاصه و عامه و نسبت این روایات با ادله حجیت تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی با روش اجتهادی فقهی و اصولی است. مهم ترین نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. این روایات به لحاظ سندی معتبر است. 2. مقصود از ضرب مذموم قرآن در این روایات عدم رعایت ضوابط تفسیر مثل ملاحظه عام و خاص و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبیّن در استخراج مقاصد الهی است که مهم ترین عامل آن جدایی از اهل بیت(ع) به عنوان عالمان کامل به قرآن کریم است. 3. این روایات مانع از حجیت تفسیر قرآن به قرآن و موضوعی با رعایت کامل ضوابط تفسیر و در نظر گرفتن دیدگاه اهل بیت(ع) در حد میسور از جهت اعتبار و مدلول روایات تفسیری نیست. مهم ترین نوآوری این تحقیق، روش بررسی اجتهادی فقهی و اصولیِ این روایات است که در پژوهش های گذشته دیده نمی شود.
تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» در منظومه خسرو و شیرین : از کهن الگو تا تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
135 - 180
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی، جایگاه او را به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی، از دو منظرِ نظریه مثلث عشق استرنبرگ و کهن الگوهای یونگ، به واکاوی عناصر سازنده شخصیت شیرین می پردازد و نشان می دهد که عشقِ شیرین واجد هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد است و در عین حال، ویژگی های کهن الگویی او همچون زیبایی، پاکدامنی، پویایی، خردمندی، حساسیت و کینه جویی نقشی کلیدی در ساختار دراماتیک روایت دارند. از منظر دراماتیک، شیرین به عنوان شخصیت محوریِ داستان مسیر تحول و تعالی ای پیچیده را طی می کند که از عشقی آرمانی آغاز می شود و درنهایت به انتخابی تراژیک می انجامد. تحلیل روابط او با سایر شخصیت ها، ازجمله خسرو، فرهاد و شیرویه، نشان می دهد که داستان عمدتاً حول واکنش آن ها به کنش های شیرین شکل می گیرد و به پیش می رود. درنهایت، شاید بشود گفت که این پژوهش از سویی می تواند الهام بخش درام پردازی معاصر باشد و از سوی دیگر راه را برای بررسی های بیشتر در حوزه بازنمایی زنان عاشق در ادبیات فارسی به مثابه منابعی ارزشمند از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق بگشاید.
آمایش سیاسی فضا به مثابه استراتژی توسعل محلی با تأکید بر تجربه کشور سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
65 - 92
حوزههای تخصصی:
هزاره سوم میلادی، هزاره شهرنشینی است و روند گسترش آن طی زمان این انتظار را برآورده می کند، که کره زمین به جهان شهری بزرگ مبدل می شود. در این گذار، جایگاه برنامه ریزی شهری قوت بیشتری می یابد. برنامه ریزی که ماهیتاً سیاسی است. تصمیمات متخصصان شهری، درمورد تخصیص منابع برای زیرساخت ها و ذینفعان خاص، پیامدهای سیاسی دارد و اغلب به حفظ یا تغییر قدرت منجر می شود. اغلب این تصمیمات تحت تأثیر عوامل متنوعی ازجمله اقتصادی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شکل گیری و تغییر مکان های شهری منجر می شود. این پژوهش با هدف بررسی آمایش سیاسی فضا در سوئد با تأکید بر کمون ها انجام گرفته و از روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای و اسنادی انجام استفاده شده است و نمونه موفقی از مدیریت شهری و آمایش سیاسی فضا را برای شهرها معرفی و توصیف کرد. خط مشی قانونی در کشورهایی ازجمله سوئد به عنوان نمونه موفق از اجرایی شدن آمایش سیاسی فضا به شکل گیری صحیحِ آزادی های بی شمار ازجمله عقیده و حقوق شهروندی براساس قانون اساسی در قالب تشکیل کمون ها و قانون دولت پارلمانی به نام ریکسداگ منجر شده است. نتایج حاکی از آن است که در این کشور حکمرانی شهری، به شکلی واقعی با نگاهی از پایین به بالا و مشارکت جویانه میان بازیگران اصلی و ذینفعان مناطق برقرار شده است. قدرت برنامه ریزی برای ساخت آنچه باید ایجاد شود، با مشارکت پویای سیاستمداران، برنامه ریزان و بازیگران عمومی و خصوصی و شهرداری ها ایجاد شده است .
تحلیل نقش هیئت های مذهبی در تبدیل سرمایه اجتماعی به موتور محرکه اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۹
209 - 247
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هیئت های مذهبی در ایران، به عنوان نهادهای مردمی ریشه دار در فرهنگ شیعی، از طریق سرمایه اجتماعی می توانند به عنوان واسطه ای بین جامعه و اقتصاد کلان عمل کنند. این مطالعه کیفی نقش این نهادها را در تقویت اقتصاد مقاومتی بررسی می کند تا الگویی بومی برای پیشرفت اقتصادی اسلامی ارائه دهد. هدف: این پژوهش با هدف تحلیل نقش هیئت های مذهبی در تبدیل سرمایه اجتماعی به فعالیت های اقتصادی مولد، به بررسی چگونگی تقویت اقتصاد مقاومتی از طریق شبکه های اعتماد و همکاری می پردازد و مزایای این الگو را نسبت به مدل های سکولار نشان می دهد. روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمونی و از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند با 30 عضو فعال هیئت های مذهبی در مناطق شهری و روستایی ایران انجام شده است. تمرکز بر شناسایی مکانیزم های تبدیل سرمایه اجتماعی به فعالیت های اقتصادی است. یافته ها: هیئت ها از طریق نذرهای هدف مند (هدایت نذورات به تولید)، تعاونی های هیئت محور (کاهش ریسک با اعتماد نهادی) و بازاریابی آیینی (ترویج محصولات محلی در مراسم) سرمایه اجتماعی را به فعالیت های مولد هدایت می کنند. آموزش های دینی-اقتصادی نیز ذهنیت اعضا را به تولیدمحوری سوق داده، مشارکت جمعی را تقویت می کند. چالش اصلی حفظ تعادل بین کارکرد معنوی و اهداف اقتصادی است. نتیجه گیری: هیئت های مذهبی با تکیه بر شبکه های اعتماد به عنوان نهادهای واسطه ای الگویی بومی برای پیشرفت اقتصاد مقاومتی ارائه می دهند. این الگو تولید ملّی را تقویت کرده، برای سیاست گذاری مشارکتی در شرایط تحریم راهگشاست.
EFL Teachers’ Use of Technology in Task-Based Language Teaching in Teaching Reading: Perceptions, Variety and Intensity(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۸۹)
255 - 289
حوزههای تخصصی:
This research is aimed to capture EFL teachers’ use of technology in Task-Based Language Teaching (TBLT) by focusing on the variety and intensity of tasks in teaching reading. Driven by the survey research, the data were collected from 71 teachers of English as a Foreign Language (EFL) in Indonesia and analyzed descriptively. The findings show that the EFL teachers perceived that the use of technology in TBLT in teaching reading is important and it can enhance students' language learning experiences. Technology offers engaging materials and activities that aid reading comprehension. Furthermore, EFL teachers' use of various tasks and resources may indicate a need for continuing professional development to improve digital literacy skills and pedagogical strategies of English teachers in EFL context. Although the findings of this survey give an insight into the data of English teachers’ use of technology in TBLT in terms of variety and intensity in teaching reading, this survey has its limitations with regard to the numbers of participants. This research highlights the dynamic relationship among technology, TBLT, and reading instruction in the EFL context, and suggests the need for continued research and exploration of best practices in this area. The current study succeeded in adding new empirical studies related to the variety and intensity in pre-reading, whilst-reading and post-reading activities of EFL teachers enacting teaching reading with the use of TBLT.
قراردادپذیری حقوق معنوی مؤلف در ایران و اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
147 - 186
حوزههای تخصصی:
آفرینه های فکری مخلوق اندیشه، ذوق و قریحه انسانی هستند. پدیدآورندگان با آفرینش آثار ادبی و هنری شخصیت، تمایلات و احساسات خود را در آن منعکس می نمایند و بدین ترتیب هر اثر بخشی از شخصیت آن ها خواهد بود. به سبب همین نزدیکی میان حقوق معنوی با شخصیت آفرینندگان اثر است که از خصیصه ی «سلب ناپذیری» به عنوان یکی از اساسی ترین اوصاف این حقوق یاد می شود که نه تنها انتقال حقوق مزبور را ناممکن می سازد، بلکه هر اقدامی که سبب خروج همیشگی و دائمی حقوق معنوی از دامنه ی حقوق پدیدآورندگان شود را نیز نفی می نماید. با این حال، لزوم توجه به ابعاد اقتصادی حقوق معنوی و نیز تحقق اراده ی آزاد پدیدآورنده در تعیین سرنوشت اثر در آیینه تمایزات آن از حقوق شخصیت و همچنین قابلیت اسقاط این حقوق تحت شرایط و تدابیر مشخص، توافق پذیری حقوق مذکور را به طرق و شیوه های گوناگون ممکن می گرداند؛ تصویری که ممکن است در نگاه تابعان نظام حقوق نوشته از جمله نظام حقوقی ایران و اتحادیه اروپا ناممکن و مذموم قلمداد شود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی - توصیفی به این نتیجه دست می یابد که با وجود پذیرش اصل سلب ناپذیری در دو نظام حقوقی مذکور، به سبب وجود توجیهات اقتصادی و ملاحظات فنی و عملی در قراردادهای بهره برداری از حقوق مؤلف، توافقات راجع به حقوق معنوی امری دور از ذهن نبوده و تحت شرایط مشخص و با اهداف گوناگون امکان پذیر است و در این راستا از ظرفیت های قانونی نیز امکان بهره گیری وجود خواهد داشت.
Automation of Algorithmic Trading Strategies in Artificial Financial Markets by Combining Machine Learning Techniques and Agent-based Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۹, Issue ۳, Summer ۲۰۲۵
95 - 134
حوزههای تخصصی:
This study aims to demonstrate the performance of algorithmic trading strategies compared to traditional trading methods in artificial financial markets. This research uses a hybrid model based on agent-based modeling and machine learning methods to simulate agents' behavior in an artificial financial market. This model includes two categories, traditional agents and intelligent agents. Traditional agents are divided into three groups: liquidity providers, liquidity consumers, and noise traders. Intelligent agents are trained using deep learning techniques and recurrent neural networks. Based on the developed algorithms, the agent-based model simulates both categories of traditional and trained agents in an artificial financial market. Sensitivity analysis tests were used to test the validity and reliability of the model, and the values of the fat-tailed distribution of returns, volatility clustering, autocorrelation of returns, long memory in order flow, concave price impact, and extreme price events are calculated in the model and compared with the standardized values. Historical data was used to predict stock prices, and model simulations were used to generate trading signals and update the limited order book. The results of executing the model show the ability of intelligent agents to trade in artificial financial markets compared to traditional agents.
Exploring the Role of Artificial Intelligence in Corporate Financial Asset Allocation: Evidence from the Tehran Stock Exchange(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۹, Issue ۳, Summer ۲۰۲۵
166 - 186
حوزههای تخصصی:
Although previous research has examined the application of artificial intelligence (AI) across various areas of finance, there remains limited empirical evidence regarding its impact on corporate financial asset allocation. This gap is particularly evident when considering the organisational capabilities that enable firms to utilise AI technologies effectively. In the rapidly evolving technological landscape, artificial intelligence (AI) has emerged as a pivotal force driving innovation and transformation within corporate financial management. By embedding AI into organisational processes, companies have fundamentally reshaped their financial decision-making frameworks. However, the exact mechanisms through which AI adoption shapes the allocation of financial assets are still not fully understood. This study examines how artificial intelligence (AI) technologies influence the allocation of financial assets within corporations, with a specific focus on the moderating influence of three dynamic organisational capabilities: absorptive capacity, innovation capability, and adaptability. Based on panel data collected from companies listed on the Tehran Stock Exchange between 2020 and 2024, AI adoption is measured through textual analysis of management commentary reports obtained from the Codal system. The dependent variable comprises a set of financial ratios, including the proportion of financial assets relative to a firm’s total assets. The analysis employs multiple regression models with interaction terms to test the proposed hypotheses. Findings indicate that the adoption of AI substantially enhances the effectiveness of distributing financial assets. Moreover, absorptive capacity and innovation capability strengthen the association between AI adoption and the allocation of financial assets within firms' performance, while adaptability shows no statistically significant moderating effect. These results highlight the importance of both technological infrastructure and internal capabilities for leveraging advanced technologies to their fullest potential. This research not only enriches the academic discourse with fresh empirical insights but also offers valuable implications for financial managers, capital market regulators, and policymakers engaged in organisational digital transformation strategies.
طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه خلاق و اثربخش: رویکردی بر پایه اجتماع کاوشگر
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. هدف از پژوهش حاضر، طراحی مشارکت علمی دانشجویی در دانشگاه در چارچوب الگوی «دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر یادگیرنده» است. در سال های اخیر، دانشگاه ها در سراسر جهان به سوی حکمرانی مشارکتی و یادگیری سازمانی حرکت کرده اند؛ اما در نظام آموزش عالی ایران، مشارکت دانشجویان در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها اغلب در سطحی نمادین و غیرساختاری باقی مانده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و اسنادی–تحلیلی و با هدف ارائه ی راهکارهای سیاستی مبتنی بر شواهد انجام شده است. در گام نخست، بیش از ۷۰ منبع شامل مقالات علمی، آیین نامه ها، و اسناد سیاستی گردآوری و با معیارهای علمی غربالگری به ۲۶ منبع کلیدی کاهش یافت. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی، مؤلفه ها و روابط کلیدی مدل استخراج و مدل مفهومی اولیه طراحی شد. به منظور اعتبارسنجی مدل، ۱۰ نفر از خبرگان حوزه آموزش عالی و سیاست گذاری علمی مدل را ارزیابی کردند و میزان توافق آنان با استفاده از ضریب کاپای کوهن محاسبه گردید. نتایج نشان داد مقدار کاپا برابر با 0.82 بوده و از نظر آماری در سطح 0.01 معنی دار است که بر اساس معیار Landis و Koch (1977) بیانگر توافق بسیار بالا است. یافته ها نشان داد که مشارکت ساختاریافته ی انجمن های علمی دانشجویی می تواند چرخه ی تصمیم سازی، اجرا و بازخورد در دانشگاه را به چرخه ای یادگیرنده و بازتابی تبدیل کند و پیامدهایی چون شفافیت، پاسخ گویی، خودتنظیمی، خلاقیت سازمانی و تعلق نهادی را به دنبال داشته باشد. بدین ترتیب، مدل نهایی پژوهش چارچوبی مفهومی برای ارتقای دانشگاه به مثابه اجتماع کاوشگر و توسعه ی سیاست های مشارکتی در آموزش عالی ایران ارائه می دهد.
مطالعه تطبیقی عملکرد سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا در قبال جرائم سایبری بین المللی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جرایم سایبری به طور بالقوه مضر و چند وجهی هستند. بنابراین، جرایم سایبری تقریباً همه دولت ها را تحت تأثیر قرار می دهد. توسعه و تکامل فضای سایبری منجر به پیدایش انواع جرایم سایبری شده است و از این رو در دهه های اخیر کشورها در راستای تدوین معاهدات بین المللی برای مبارزه با جرایم سایبری گام برداشته اند. در مورد لزوم مضر بودن و سازگاری با قوانینی که شامل همکاری بین المللی برای مبارزه با جرایم سایبری می شود، تردیدی وجود ندارد. تغییرات ساختاری ناشی از بکارگیری فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، جوامع بشری را با چالش های جدیدی مواجه کرده و زمینه ها و افق های جدیدی را برای بشریت گشوده است. روابط بین الملل نمی تواند نسبت به جرایم فضای مجازی بی تفاوت باشد که محرکی برای طمع مهاجمان فضای مجازی و نتیجه رفتارهای مجرمانه جدی خواهد بود. یکی از این معاهدات بین المللی، معاهده جرایم سایبری شورای اروپا (کنوانسیون بوداپست) در سال 2001 به عنوان اولین معاهده در زمینه جرایم سایبری نوشته شد. بر اساس گزارش کارگروه کارشناسان دولتی از سال 2015، سازمان ملل متحد و تمامی دولت ها در طراحی مفهوم توانمندسازی سایبری به طور همزمان چندین هدف را در نظر گرفته اند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: ایجاد مانع سایبری برای مبارزه موثر با فعالیت های مخرب و ناقض حقوق بین المللی نهادهای دولتی یا غیردولتی، ایجاد شبکه ای موثر برای مبارزه با جرایم سازمان یافته بین المللی و ارتقای استانداردهای حقوق بشر با هدف ایجاد شفافیت.
بی خانمانی به مثابه یک مسئله اجتماعی: با تاکید بر امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی. مورد مطالعه:شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
29 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بی خانمانی با متغیرهای امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی انجام شده است بنابراین ازنظر هدف، کاربردی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر به روش کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته در میان بی خانمان های شهر کرج اجرا شد؛ بنابراین ازنظر گردآوری اطلاعات پیمایشی، ازنظر ماهیت از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر شهر کرج به سر می برند. آمار ثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر است. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۷ است که محقق با مشورت استاد راهنما و با توجه به دقت کار آن را به ۳۵۰ نفر پاسخگو افزایش داده است. روش نمونه گیری در مرحله اول به صورت خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلا شهر کرج) استفاده شد و در مرحله بعد تصادفی است. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون چند متغیره استفاده شد و به وسیله نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد بین امنیت اقتصادی (با ضریب بتا ۵۱۶/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اقتصادی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است. از سویی دیگر بین انسجام اجتماعی (با ضریب ۵۱۲/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل انسجام اجتماعی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است؛ و در آخر بین امنیت اجتماعی (با ضریب بتا ۳۶۸/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اجتماعی ۳۶ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است.
Explaining and Analyzing the Impact of Smart Living on Urban Security Development in the City of Semnan(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
BACKGROUND AND OBJECTIVES: With rapid population growth and increasing urban complexities, there is a need for innovative and practical solutions. In this context, smart living can play a fundamental role in improving urban security. This study aims to explain and analyze the impact of smart living on the development of urban security in the city of Semnan. METHODS: The research method is descriptive-analytical and statistical, conducted through a mixed approach (quantitative and qualitative). Quantitative data were collected using a standardized questionnaire from a sample of 384 citizens, and qualitative data were gathered through semi-structured interviews with 30 urban and security experts. For data analysis, SPSS and AMOS software were used for the quantitative section, and thematic analysis along with the SOAR technique were employed for the qualitative section. FINDINGS: Statistical analysis using Pearson’s correlation coefficient shows a positive relationship between smart living and urban security in Semnan, with a correlation value of r=0.30 and a significance level of 0.000, indicating that this relationship is statistically very significant and reliable. CONCLUSION: Ultimately, it can be concluded that increasing smart living indicators—including the use of modern technologies, advanced security systems, and smart urban services—leads to improved living conditions, enhanced social interactions, strengthened sense of solidarity and responsibility within the community, and ultimately, the enhancement of urban security.









