کاربست نظریه "مثلث عشق" استرنبرگ در خصوص شخصیت های "زن عاشق" در خسرووشیرین، لیلی ومجنون، و هفت پیکر نظامی به منظور خلق درام های عاشقانه بومی
منبع:
مطالعات دینی رسانه سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷ و ۱۸
100 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف: عشق از مهم ترین مضامین موجود در دنیای ادبیاتِ همه فرهنگ های جهان، از جمله ادبیات فارسی، است. و به طبع این امر، نظریه های گوناگونی در باب عشق عرضه شده است. از جمله، استرنبرگ در نظریه مثلث عشق معتقد است که وجود مؤلفه های صمیمیت، شور و تعهد می توانند هفت نوع عشق را بسازد. هدف از پژوهش حاضر کاربست این نظریه در خصوص زنان عاشق در سه منظومه نظامی است. به عبارت دیگر، در این پژوهش می کوشیم نظریه استرنبرگ در باب عشق را در مورد زنان عاشق در سه منظوره مذکور به کار ببندیم تا ببینیم که عشق آنان از چه نوع است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش توصیفی اطلاعات از طریق اسنادی و کتابخانه ای به دست آمده و در بخش تحلیلی برای دست یابی به هدف پژوهش، سه منظومه نظامی به طور کامل مورد مطالعه قرار گرفت و مضامین ارتباطات عاطفی، کنش ها و مکالمات شخصیت های زن داستانی که دلالت بر عشق دارند با توجه به نظریه مثلث عشق استرنبرگ استخراج شده و سپس به تحلیل محتوای این مطالب پرداخته شده است.یافته ها: ماحصل کاربست نظریه استنبرگ در باب عشق بر شخصیت های زن عاشق در سه منظومه نظامی در این مقاله این بود که چهار نوع عشق در آن ها یافت شد: عشق آرمانی، عشق کورکورانه، عشق متعهدانه و عشق رمانتیک.بحث و نتیجه گیری: عشق های زنان در سه منظوره مذکور بازتابی از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق است و به نظر می رسد که نظامی در بازنمایی این ناخودآگاه جمعی کوشیده است. اقبال عامّ مخاطبان به این مجموعه علی القاعده ریشه در همین امر دارد.