ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
۲۲۰۱.

The Impact of the COVID-19 Crisis on the Speed of Adjusting the Commercial Credit of Companies, Considering the Ability of Managers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: commercial credit the crisis of the spread of COVID-19 the ability of managers the speed of adjustment of commercial credit

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
Objectives: This study aims to investigate the impact of the COVID-19 crisis on the speed of adjustment of trade credit among companies listed on the Tehran Stock Exchange (TSE), with particular attention to the moderating role of managerial ability. Methodology/Design/Approach: The research sample includes 131 listed firms observed over a ten-year period (2013–2022), selected using the systematic exclusion method. A multivariable linear regression model was employed to test the research hypotheses. The model developed by Luo (2022) was used to measure the speed of adjustment of trade credit before and after the COVID-19 outbreak, while the model of Demerjian et al. (2012) was applied to evaluate managerial ability. Findings: The results indicate that, on the demand side of trade credit, the speed of adjustment of accounts payable increased by approximately 17% after the COVID-19 outbreak, with capable managers further accelerating this trend. Conversely, on the supply side, the speed of adjustment of accounts receivable declined by nearly 50%. This decline is attributed to rising inflation and economic instability during the post-crisis period, which led managers— including highly capable ones—to deliberately slow the adjustment of credit sales in order to benefit from inventory retention and mitigate risks in inflationary conditions. Innovation: This study extends the literature by demonstrating how crises such as COVID-19 reshape trade credit dynamics in emerging markets. It highlights the asymmetric effects on the supply and demand sides of trade credit and underscores the role of managerial ability in adapting financial policies under conditions of uncertainty and economic instability.
۲۲۰۲.

تقدیس «هوش مصنوعی» از منظر الهیّات معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی مدرنیته تقدیس الهیات قرن 21

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
هوش مصنوعی (AI) در قرن بیست ویکم از ابزاری فنی به پدیده ای با جایگاه فرهنگی و نمادین تبدیل شده که در جوامع مدرن به عنوان نیرویی متعالی بازنمایی می شود. این پژوهش به بررسی فرآیند ارج گذاری نمادین به هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر باورها، هویت ها و ارزش های انسانی در چارچوب الهیات معاصر می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی تبدیل هوش مصنوعی به اسطوره ای مدرن و تأثیر آن بر معنویت و هویت در جوامع متنوع است. روش تحقیق، رویکردی کیفی و میان رشته ای است که با تحلیل گفتمان های فرهنگی و دینی، زمینه ها، نمودها و پیامدهای این پدیده را کاوش می کند. یافته ها نشان می دهند که ویژگی های فنی مانند خودیادگیری و پیش بینی پذیری، همراه با نیازهای روان شناختی برای معنا و نظم، هوش مصنوعی را به نمادی مقدس تبدیل کرده اند. این فرآیند در برخی جوامع به توانمندسازی منجر شده، اما در دیگر جوامع، هویت فردی و جمعی، باورهای دینی و روابط عاطفی را به بازاندیشی واداشته است. نتیجه کلی اینکه، ارج گذاری به هوش مصنوعی، با بازتعریف نقش انسان در برابر فناوری، پرسش های عمیقی درباره معنا، هویت و جایگاه انسان در عصر مدرن ایجاد کرده و ضرورت مدیریت مسئولانه این فناوری را در فرهنگ و دین برجسته می کند.
۲۲۰۳.

تغییرات طبقات اجتماعی در ایالت اصفهان از سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصفهان فتوحات طبقات اجتماعی ساسانیان اعراب مسلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
ایالت اصفهان همراه با دیگر نواحی مرکزی فلات ایران در دهه های نخست قرن یکم هجری به فتح عرب درآمد. این فتح همراه با تبعات و تغییرات اجتماعی چشم گیری بود. پرسش بنیادین پژوهش این است که طبقات اجتماعی ایالت اصفهان از دوره سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان چه تغییراتی به خود دیدند؟ این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته است و نتیجه می گیرد که بدلیل اثرات عمیق فتح و پیامدهای ناشی از آن، برخی طبقات اجتماعی دچار تغییرات ماهیتی بنیادین شدند. برخی از آنها مانند طبقه کشاورزان تقریباً با کارکرد قبلی به حیات خود ادامه دادند. برخی مانند طبقه نظامیان پس از فروپاشی ساسانیان از بین رفتند و باقیمانده آنها در لشکر اعراب مستحیل شدند. بعضی طبقات نیز مانند کاتبان و عالمان دینی همراه با مهاجرت عرب با دین جدید و سلطه ایشان، به اقتضای حکومت اعراب مسلمان بوجود آمده یا از دل روحانیت زردشتی منشعب گشتند. بسیاری از کاتبان و علمای مسلمان بازمانده های خاندان های کهن و روحانیون زردشتی بودند.
۲۲۰۴.

روابط اقتصادی ایران و آلمان نازی، 1933-1941م(1320-1312ه.ش) با تاکید بر فعالیت های دکتر یالمار شاخت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روابط اقتصادی تجارت ایران رضاشاه آلمان نازی یالمار شاخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
گسترش روابط اقتصادی بین آلمان و ایران دوره رضاشاه، معلول علل مختلفی بود. از جمله نیاز آلمان به احیای اقتصادی که تامین مواد خام از لوازم دست یابی به این هدف بود و نیز ایدوئولوژی ناسیونالیستی که هردو ساختار سیاسی به آن مجهز بودند. بعد از ملاقات دکتر یالمار شاخت وزیر اقتصاد آلمان از تهران، این روابط سازماندهی شد و طبق برنامه ای مشخص تدوین گردید. پرسش مهمی که مقاله حاضر به آن می پردازد این است که روابط اقتصادی بین دو کشوردر چه زمینه هایی توسعه یافته است و دیدار دکتر شاخت از ایران و طرح اقتصادی او چه تاثیراتی بر این روابط داشته است. در این پژوهش، ابتدا زمینه ها و عوامل نزدیکی آلمان نازی و ایران دوره رضاشاه مورد بررسی قرار می گیرد و در ادامه ضمن بررسی جایگاه آلمان در اقتصاد ایران تا قبل از ورود دکتر شاخت به ایران، به طرح اقتصادی او و بازدید او از ایران پرداخته می شود و سپس روابط اقتصادی آلمان از 1936 (1315ه.ش) تا سقوط رضاشاه مورد مطالعه قرار می گیرد.
۲۲۰۵.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: رمان فارسی رویکردهای اجتماعی نظریه گریماس دختر رعیت به آذین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۵
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۲۲۰۶.

Desirable Difficulties and long term Learning Outcomes in German as a Foreign Language: Evidence from Iranian Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: Desirable Difficulties Educational design German as a Foreign Language Iranian learners Long Term Retention

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
This paper explores how the application of desirable difficulties—spacing, interleaving, retrieval, and generative learning—affects long‑term retention and productive performance among Iranian learners of German as a Foreign Language (GFL). Building on a cognitive framework that distinguishes the durability of stored knowledge from its momentary accessibility, the study adopted a mixed‑methods design with A1‑level learners from Tehran. A total of twenty participants (N = 20) were randomly assigned to an experimental group (n = 10) receiving instruction based on desirable difficulties and a control group (n = 10) following massed‑practice routines. Quantitative analysis showed that the experimental group had significantly higher retention and production skills scores in the delayed post-tests, and the results were statistically significant (p < 0.01). Qualitative data derived from semi‑structured interviews with six volunteer learners from the experimental group indicated that participants associated increased cognitive challenge with deeper understanding and enhanced motivation. The results show that including challenging but beneficial activities helps make language knowledge more lasting and easier to use in different situations. This offers support for the idea of using spaced retrieval and interleaved practice in teaching foreign languages in a structured way to help learners develop strong and long-term language skills.
۲۲۰۷.

عوامل و شاخصه های داخلی زوال سیاسی در امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زوال سیاسی نهادگرایی جامعه شناختی تثبیت زدایی دموکراتیک سوسیالیسم امریکایی لابی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۶
مجموعه تحولات و روندهای منجر به بازتوزیع قدرت بین المللی و تحول در قواعد و نرم های زیست بین الملل و همچنین افزایش قطبیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخل امریکا طی چند دهه اخیر، باعث تغییر در نظریه ها و روایت های کلان و خرد سیاسی به مفاهیم بنیادی حوزه سیاست شده است. سه دهه پس از آنکه فوکویاما امکان وجود جهانی متفاوت از دنیای تحت سیطره لیبرال دموکراسی را در قالب بشارت پایان تاریخ، منتفی دانست برخی محققان علوم سیاسی امریکایی هشدار می دهند که لیبرال دموکراسی اکنون نه فقط نظامی ابدی نیست که شاخصه های زوال آن نیز نمایان شده است. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که عوامل و شاخصه های داخلی زوال(افول) سیاسی در امریکا کدامند؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که مجموعه عواملی در محیط داخلی ایالات متحده شامل تثبیت زدایی دموکراتیک، بروز سوسیالیسم امریکایی، افزایش نابرابری و قدرت فزاینده لابی ها در فرایند زوال سیاسی امریکا موثر بوده و نمی توان صرفا شاخصه های بین المللی را در این امر موثر دانست. یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که افول هنجارها و الگوهای رفتاری، عامل افول سیاسی در محیط داخلی امریکاست و شاخصه هایی همچون عوامل چهارگانه مذکور به روند افول سیاسی شتاب و ستیزهای اجتماعی را شدت می بخشند.
۲۲۰۸.

فروپاشی معنا در زبان شعر: خوانشی ساختارشکنانه از «مرگ ناصری» احمد شاملو بر پایه نظریه ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارشکنی ژاک دریدا تحلیل گفتمان احمد شاملو مرگ ناصری دیفرنس سوژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله با اتکا به نظریه ساختارشکنی ژاک دریدا، به تحلیلی چندسطحی از شعر مرگ ناصری سروده احمد شاملو می پردازد. در این خوانش، زبان شعر نه ابزار تثبیت معنا، بلکه بستر تعلیق، واژگونی و لغزش دلالت ها تلقی می شود. بر پایه مفاهیم کلیدی همچون "دیفرنس"، "غیاب مرکز" و "فروپاشی تقابل های دوتایی" نشان داده می شود که چگونه معنا در متن به جای استقرار، همواره در حال تعویق و بازتولید است. تحلیل گفتمانیِ ساختارهای دستوری امری چون «شتاب کن ناصری!» و همچنین بررسی سکوت ناصری به مثابه نوعی مقاومت، از جمله مواردی است که این مقاله به آن ها پرداخته است. شعر شاملو با بهره گیری از نمادهای متضاد ("تاج خار"، "ریسمان سرخ"، "قوی مغرور") صدای تماشاگران، کنش منفعل العازر و ساختار گفتمانی چندصدایی، روایت کلاسیک و تقابل های تثبیت شده را فرو می پاشد. در این میان، جابه جایی نقش سوژه ها، تعلیق زمان و غیاب گفتار، به فهمی تازه از نسبت زبان و قدرت، و معنا و هویت می انجامد. این تحلیل نشان می دهد که شعر مرگ ناصری نه فقط بازتابی از رنج فردی، بلکه میدان گفتمانی بازتعریف معنا در مواجهه با خشونت، قضاوت و حذف است؛ متنی که ساختارشکنی را نه فقط به مثابه نظریه، بلکه به مثابه روش زبانیِ خود شعر به کار می گیرد.
۲۲۰۹.

برساختن واگرایی: تبیین نقش بازیگران داخلی در تیرگی روابط ایران و مصر (1357-1400)(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ایران مصر سازه انگاری واگرایی رسانه احزاب اسلام سیاسی ایران هراسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
روابط میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عربی مصر، به عنوان دو قدرت کلیدی و تأثیرگذار در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا، در چهار دهه گذشته با فراز و فرودهای عمیق و دوره های طولانی تیرگی و گسست همراه بوده است. با وجود زمینه های تاریخی و تمدنی مشترک و ظرفیت های بالقوه برای همکاری، مسیر روابط این دو کشور پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، با چالش های جدی مواجه شد. در سال های اخیر، تحولات ژئواستراتژیک منطقه ای، از جمله کاهش مداخله قدرت های فرامنطقه ای و بازآرایی ائتلاف ها، فضایی جدید برای تجدیدنظر در این روابط و حرکت به سوی همگرایی ایجاد کرده است؛ با این حال همچنان موانع متعددی بر سر راه عادی سازی کامل روابط میان این دو کشور اسلامی وجود دارد. این مقاله با تمرکز بر یکی از مهم ترین این موانع، در صدد پاسخ گویی به این پرسش اصلی است که بازیگران داخلی (شامل رسانه ها، احزاب سلفی و ملی گرا، نخبگان سیاسی و جریان های اسلام سیاسی) در ایران و مصر، چگونه و با چه سازوکار هایی بر تداوم تیرگی و واگرایی در روابط دو کشور در فاصله سال های ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۰ تأثیر گذاشته اند؟ این پژوهش با اتکا به چارچوب نظری «سازه انگاری» در روابط بین الملل و با بهره گیری از روش کتابخانه ای و تحلیلی- توصیفی، این فرضیه را به آزمون می گذارد که بازیگران داخلی این رابطه، به دلیل هراس از نفوذ سیاسی و مذهبی ایران در مصر و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، عامدانه یا ناخودآگاه مانع شکل گیری روابط پایدار و سازنده میان دو کشور شده اند. بر اساس رویکرد سازه انگارانه، هویت ها، ادراکات، هنجارها و گفتمان ها نقشی تعیین کننده در تعریف منافع و شکل دهی به رفتار دولت ها دارند. از این منظر، دلایل تیرگی روابط ایران و مصر نه صرفاً مادی یا ساختاری، بلکه به شدّت در برساخت های ذهنی، نگرش های تاریخی و روایت های رسانه ای ریشه دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بازیگران داخلی در هر دو کشور از طریق سازوکار های مختلفی به این واگرایی دامن زده اند. رسانه ها در هر دو کشور، با اتخاذ رویکردهای ایدئولوژیک و انتشار ادبیات نامناسب، به تقویت کلیشه های منفی و امنیتی سازی تصویر طرف مقابل پرداخته اند. رسانه های مصری، به ویژه جریان های نزدیک به نهادهای امنیتی و سلفی، با طرح مسائلی همچون «نقشه ایران برای نفوذ فرهنگی» یا «خطر ترویج تشیع»، پیوسته ایران هراسی را در افکار عمومی ترویج کرده اند. در مقابل، برخی رسانه های ایرانی نیز با تمرکز بر مسائلی مانند پیمان کمپ دیوید یا روابط مصر با غرب، تصویری منفی از سیاست های مصر ارائه داده اند. این رویارویی رسانه ای که در چارچوب «قدرت نرم» و «نبرد روایت ها» قابل تحلیل است، به شکل گیری یک محیط ادراکی مبتنی بر بی اعتمادی و تهدید کمک کرده است. در این میان، احزاب و جریان های سیاسی نیز نقشی کلیدی ایفا کرده اند. در مصر، احزاب ملی گرا و سکولار، به همراه جریان های قدرتمند سلفی، همواره با هرگونه نزدیکی به ایران مخالفت کرده و آن را تهدیدی علیه امنیت ملی و هویت سنّی جامعه مصر تلقی کرده اند. از سوی دیگر نبود اجماع میان نخبگان در هر دو کشور، از تدوین یک سیاست خارجی منسجم و پایدار مانع شده است. در ایران، اختلاف دیدگاه میان جریان های میانه رو (مبتنی بر عمل گرایی و مصالح ملی) و جریان های اصول گرا (مبتنی بر اولویت های ایدئولوژیک) وجود داشته است. در مصر نیز، شکاف میان نهادهای نظامی-امنیتی، جریان های اسلام گرا (مانند اخوان المسلمین) و نخبگان لیبرال، به اتخاذ سیاست های متناقض و شکننده در قبال ایران منجر شده است. این نبود اجماع که در هویت ها و ادراکات متفاوت از «خود» و «دیگری» ریشه دارد، هرگونه تلاش برای بهبود روابط را با چالش های جدی داخلی مواجه ساخته است. در نهایت جریان اسلام سیاسی نیز به عنوان یک عامل دوگانه عمل کرده است؛ در حالی که می توانست زمینه ساز همگرایی باشد، تفاوت در مدل حکمرانی دینی و رقابت های منطقه ای، آن را به یکی از منابع تنش تبدیل کرده است. نتیجه نهایی پژوهش اینکه بازیگران داخلی از طریق برساختن و تقویت هویت های متعارض، ترویج گفتمان های تهدیدمحور و ایجاد موانع ادراکی، نقشی تعیین کننده در جلوگیری از بهبود روابط ایران و مصر داشته اند و هرگونه تلاش برای عادی سازی روابط در آینده، بدون توجه به این عوامل ذهنی و هویتی و تلاش برای بازسازی ادراکات متقابل، به شکست خواهد انجامید.
۲۲۱۰.

تدوین مدل تأثیرات توسعه خانه های دوم گردشگری در محدوده های روستایی بر ابعاد مفهوم دلبستگی به مکان (موردکاوی روستاهای هروی و بیرق از توابع شهرستان تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانه های دوم گردشگری خانه های روستایی دلبستگی به مکان روستاهای هروی و بیرق

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۹
| طی دهه های اخیر سکونتگاه های روستایی ایران، از نظر شیوه زندگی، دستخوش تغییرات گسترده ای بوده اند و به دنبال آن ساختار کالبدی و معانی و مفاهیم وابسته به خانه های روستایی نیز تحولات گسترده ای داشته است. توسعه خانه های دوم گردشگری در محدوده های روستایی، اهمیت و جایگاه ویژه ای در این تحولات ساختاری، اجتماعی و فرهنگی روستاها یافته اند. هدف پژوهش حاضر واکاوی تأثیرات این پدیده بر مؤلفه های دلبستگی به روستا و خانه های روستایی به عنوان یکی از شاخصه های مهم معنایی و فرهنگی سکونت است. این پژوهش تحولات ایجاد شده بر این مفهوم را از دیدگاه ساکنان دائمی روستایی در روستاهای هروی و بیرق از توابع شهرستان تبریز، مورد سنجش قرار می دهد. بدین منظور، رویکرد آمیخته متوالی، شامل یک بررسی اکتشافی کیفی با هدف کشف و پالایش سازه های مفهوم کلان دلبستگی به مکان از ادبیات موضوع و مرحله پیمایشی کمی، انجام گرفت. داده های میدانی از 562 پرسشنامه، در قالب طیف لیکرتِ پنج درجه ای، گردآوری شد. جهت آزمون مدل مفهومی، از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که هر چهار بُعد دلبستگی عاطفی، وابستگی به مکان، هویت مکانی و پیوند اجتماعی، در نتیجه تأثیرات پدیده خانه های دوم گردشگری در بستر روستاهای مورد مطالعه، به طور معناداری بر سازه کلان دلبستگی به مکان، اثرگذار هستند. در مجموع، در بستر مورد مطالعه، جامعه محلی با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی-عاطفی خود، تغییرات ناشی از گسترش خانه های دوم را به صورت پدیده ای دوسویه تجربه می کند؛ پدیده ای که می تواند توأمان چالش ها و فرصت هایی را در پایداری اجتماعی و فرهنگی روستاها فراهم سازد..
۲۲۱۱.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هنر اسلامی هنر عربی هنر جهان اسلام هنر مسلمانان هنر دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۲۲۱۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودبازداری درمان مبتنی بر شفقت متادون مصرف مواد نگرش های ناکارآمدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون پرداخت. روش: این پژوهش نیمه- آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شوشتر در سال 1403 بود. از بین این جامعه، تعداد 40 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودبازداری و نگرش های ناکارآمد استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه درمان مبتنی بر شفقت گیلبرت (2010) را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر نگرش های ناکارآمد و خودبازداری تفاوت معنی داری وجود داشت. به طور خاص، درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر شفقت با بهره گیری از فنونی همانند آموزش آگاهی از تجربیات مثبت و منفی و اصلاح رفتار از طریق تقویت کننده های محیطی می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش خودبازداری در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون مورد استفاده قرار گیرد.
۲۲۱۳.

The New Interpretation of the Scene of “Šābuhr Killing Deer” on the Sasanian Silver Plate from the British Museum(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Iranian Mithraism Sasanian Iconography Sasanian Silver Mithraism Tauroctony Sasanian art

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۳۴۱
The silver plate from the British Museum (inv. 124091) usually attributed as depicting “Šābuhr killing deer”does not have a direct parallel in Sasanian iconography. The attempts were made to explain the image in perspective of relation to Mithraism, however no detailed analysis was done. The plate represents features typical for the Sasanian silver but, at the same time it is modelled upon Mithraic tauroctony. This makes the scene a possibly important argument in discussion regarding the very existence of Iranian Mithraism. The fact that the scene is not a direct copy of the Roman tauroctony arguments for association with Iranian imagery. The scene had to be understood in Iranian terms, despite referring to Roman depictions. This supports the view of Iranian, pre-Zoroastrian Mithraic cult. 
۲۲۱۴.

اعتبارسنجی تفسیر عینی مبتنی بر ظهور لفظ، در برابر تفسیر شخصی متکی بر قرائن گمان آور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفسیر عینی تفسیر شخصی ظهور لفظ ساختار لفظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۶
«تفسیر» در اصطلاح، پرده برداری از معنای مراد گوینده است، به طوری که مراد او آشکار گردد. در علم حقوق، تفسیر قانون را به معنای «کشف مقصود قانون گذار از طریق کاربست قواعد و مقررات ادبی، منطقی و یا استفاده از سوابق تاریخی» دانسته اند. هر نوع تبیین معنای لفظ، متضمن عمل تفسیر در معنای لغوی آن است، چه اینکه خود لفظ پرده ای است میان مخاطب و مراد گوینده؛ مخاطب از طریق لفظ صادر شده از گوینده است که معنای موردنظر او را می فهمد. اگر مخاطب نتواند از پلِ لفظ عبور کند، مآلاً نمی تواند به مقصود گوینده پی ببرد، لذا در این جستار تفسیر در معنای عام لغوی آن به کار رفته است. پرسش مقاله پیش رو آن است که «آیا برای فهم معنای مراد گوینده از متن، روشی وجود دارد که تنها یک معنا را به گوینده منتسب کند، یا اینکه هر فردی بر اساس دانش و شرایط ذهنی خویش، برداشتی گوناگون از متن خواهد داشت؟ آیا تفسیر، عملی ذهنی است که به طور نسبی از فردی به فرد دیگر نتیجه متفاوتی خواهد داشت، یا عملی است که به شرط اعمال درست روش تفسیر، نتیجه واحد و عینی خواهد داشت؟» در این مقاله که ضمن روش توصیفی تحلیلی با نقد و بررسی آراء و اندیشه علمای اصول فقه در خصوص تعریف «ظهور لفظ» صورت گرفته، نشان داده شده است که تفسیر متن بر اساس معنای ظاهر، تفسیری عینی خواهد بود که از فردی به فرد دیگر تغییر نخواهد کرد.
۲۲۱۵.

مدل پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک دلبستگی ایمن دلبستگی اجتنابی سبک دلبستگی دوسوگرا توانمندی ایگو ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۳۴۶
زمینه: سبک های دلبستگی و ذهنی سازی از جمله عوامل روانشناختی هستند که با مهارت های تنظیم هیجانی مرتبط هستند استفاده از توانایی ذهنی سازی با توانایی ایگو در افراد مرتبط است. بنابراین بررسی مسیر تحول ذهنی سازی از طریق سبک های دلبستگی به توانمندی ایگو یک ضرورت اساسی است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد قم در سال 1403-1402 می باشد. نمونه پژوهش 335 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت آنلاین به پرسشنامه های عملکرد بازتابی (فوناگی و همکاران، 2016)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید، 1990) و مقیاس توانمندی ایگو (مارکستروم و همکاران، 1997) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و Amos نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو بر اطمینان و عدم اطمینان اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا، سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی بر توانمندی ایگو اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین نتایج نشان داد که 60 درصد از واریانس توانمندی ایگو توسط سبک های دلبستگی تبیین می شود؛ 23 درصد از واریانس اطمینان و 46 درصد از واریانس عدم اطمینان توسط سبک های دلبستگی و توانمندی ایگو تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو به عنوان عوامل مؤثر بر ذهنی سازی می توانند ما را به درک عمیق تری از ذهنی سازی برسانند و با آموزش شکل گیری سبک های گوناگون دلبستگی و ساختار ایگو به دانشجویان می توان ذهنی سازی را در آنان تقویت کرد.
۲۲۱۶.

ناکارآمدی های طرحواره در تعاملات زناشویی: یک پژوهش کیفی با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرح واره تعاملات ناکارآمد زوج درمانی طرح واره درمانی تعاملات زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۳۵
زمینه: طرحوارهها بر باورهای ارتباطی و الگوهای حل تعارضات زوجین تأثیرگذار هستند و از تقابل خلقوخو و محرکهای فرهنگی- اجتماعی و تربیتی شکل میگیرند. در نتیجه برای درک آنها نیاز به توجه به بافت فرهنگی و تجربه زیسته افراد است. با این حال، پژوهشهای محدودی به بررسی تأثیر این طرحوارهها در بستر فرهنگی ایران و چگونگی شکلگیری الگوهای تعاملی ناکارآمد پرداختهاند. هدف:هدف از این پژوهش شناسایی الگوهای تعاملی ناکارآمد و طرحواره محور زوجین بر اساس بافت جامعه ایرانی و ارائه الگوی مفهومی بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی زوج درمانگران با رویکرد طرحواره محور شهر تهران بودندکه از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 8 زوج درمانگر جمعآوری شد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای ارزشیابی اعتبار یافتههای مصاحبهها از روش تأمل مشارکتکنندگان و مرور خبرگان غیرشرکتکننده استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرمافزار Maxqda نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از دو مقوله محوری و 14 مقوله اصلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل 2 مقوله محوری )ناامنی و نامتمایز یافتگی(، شرایط علی )سیستم خانواده، سبک فرزندپروری والدین، الگوگیری از والدین، سنتها وآموزههای ناکارآمد، توصیه به بیاعتمادی، تجربه طرد و تحقیرشدن(، شرایط زمینهای )فرهنگ(، شرایط میانجی )عوامل درون فردی، عوامل محیطی(، راهبردها )اجتناب، تسلیم، جبران افراطی( و پیامدها )تعامالت ناکارامد( سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برای درک بهتر و حل تعارضات روابط زناشویی توجه به بافت فرهنگی و تجارب زیسته افراد ضروری است. شناسایی و درک این الگوهای تعاملی ناکارآمد و طرحوارهمحور میتواند در طراحی برنامههای درمانی و مشاورهای مؤثرتر برای زوجین در جامعه ایرانی کمک کننده باشد
۲۲۱۷.

بررسی انتقادی چیستی و چرایی تربیت در «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش سند تحول مبانی نظری هدف غایی اهداف میانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۴۸
«مبانی نظری تحول بنیادین» به دلیل اهمیت و جایگاه بلندی که در تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ازهمین رو به سبب نقش مؤثری که در سامان دادن و اصلاح نظام تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران دارد، لازم است پیوسته مورد بررسی و نقد و بازخوانی قرار گیرد. این مقاله تعریف و اهداف تربیت را که در این سند تحت عنوان چیستی تربیت و چرایی تربیت مطرح شده اند، بررسی کرده و برخی کاستی های نیازمند بازخوانی و اصلاح را یادآور شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نقد درونی و بیرونی است. مهم ترین کاستی ها در بخش چیستی تربیت عبارت اند از: ابهام و اشکال در روش شناسی؛ ابهام و تداخل در مفاهیم کلیدی؛ و ابهام در مفهوم هویت؛ و در بخش چرایی تربیت، مهم ترین کاستی ها عبارت اند از: انتخاب عنوان های نامناسب؛ ابهام در هدف غایی؛ روشن نبودن هدف کلی؛ ضابطه مند نبودن بیان اهداف واسطی؛ بیان نشدن مستندها و ادله اهداف واسطی؛ روشن نبودن رابطه اهداف میانی با هدف کلی؛ و عدم جامعیت اهداف میانی.
۲۲۱۸.

تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینستاگرام برند شخصی ابعاد برند شخصی هوش هیجانی جوانان شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۸۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
۲۲۱۹.

دینداری و مصرف رسانه های جمعی (مورد مطالعه: افراد بالای هجده سال شهر گرگان)

کلیدواژه‌ها: دینداری مصرف رسانه ای صدا و سیما ماهواره شبکه های اجتماعی گرگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۹۸
هدف: این پژوهش بر آن بوده تا با تحقیق در مورد دین داری افراد بالای هجده سال گرگانی و نوع و میزان مصرف رسانه ای آنها، پرده از تعامل بین این دو مقوله بردارد.روش شناسی پژوهش: در این تحقیق، به روش پیمایش کمّی و نوع نمونه گیری سهمیه ای (متناسب با جمعیت ساکن در مناطق مختلف شهری)، 300 نفر مورد پرسش قرار گرفتند.یافته ها: نتایج آماری حاصل از همبستگی پیرسون، نشان داد که استفاده از رسانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با دین داری (سنجش شده در چارچوب مدل گلاک و استارک با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 8/.) رابطه مثبت دارد، (به میزان 37/.) ولی با استفاده از ماهواره (به میزان 21/.-) و شبکه های اجتماعی خارجی (واتساپ، تلگرام و اینستاگرام) رابطه ای منفی نشان داد (تقریبا به میزان 24/.-). ارتباط معناداری بین دین داری و استفاده از رسانه های مکتوب (کتب غیر درسی، روزنامه ها و مجلات) مشاهده نشد. بنابراین، می توان ادعا کرد با توجه به وجه غالب محتواسازی و نظارت بر آن در انواع رسانه و فعّال و گزینشگر بودن مخاطبان، رسانه و مخاطب یکدیگر را پیدا و تقویت می نمایند.بحث و نتیجه گیری: مصرف کنندگان رسانه در گرگان را می توان مخاطبان فعّالی در نظر گرفت که بر اساس نیازها و با هدف رضامندی بیشینه خود، رسانه های مختلف را انتخاب می کنند.
۲۲۲۰.

سنجش ابعاد حکمروایی خوب شهری و عوامل کلیدی اثرگذار بر وضعیت آن در شهرهای قومی (مطالعه موردی: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمروایی خوب شهری توسعه پایدار شهرهای قومی روش های آینده پژوهی یاسوج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۹۲
حکمروایی شهری یکی ازالگوهای نوین مدیریت شهری است که به دنبال دستیابی به توسعه انسانی پایداروایجاد شهری پایداراست.این الگو برتعامل پویای سازمان های دولتی،نیروهای بازار و نهادهای اجتماعی تأکید دارد و شهروندان در آن نه تنها شرکت کننده فردی نیستند،بلکه به صورت سازمان یافته نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی جامع ابعاد و شاخص های حکمروایی خوب شهری و عوامل موثر در وضعیت امروز این ابعاد در شهر یاسوج است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی و با توجه به هدف، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان، متخصصین و کارشناسان آگاه به موضوع حاضر و روش های آینده پژوهی است. نمونه پژوهش نیز به ترتیب 50 نفر از خبرگان برای بررسی وضعیت ابعاد حکمروایی و 15 نفر نیز برای علت یابی وضع موجود بود که با نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش پنل دلفی انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS ،Mic Mac و Scenariowizard استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد،شهر یاسوج ازنظر حکمروایی خوب شهری وابعاد مورد بررسی آن وضعیت مناسبی ندارد ودر این بین ابعاد مشارکت،قانون مداری و امنیت وهمچنین گویه های میزان رضایت ازمشارکت شهروندان درتصمیم گیری های شهری،تعدد خدمات تأثیرگذاردربهبودامنیت فضایی،عدالت جنسیتی درشهر،زیباسازی شهرتوسط شهرداری،همبستگی بین مردم ومسئولان ازطریق پاسخ گویی مدیران دارای بدترین شرایط دربین ابعادوشاخص های موردبررسی بودند.همچنین نتایج تحلیل اثرات متقاطعدرنرم افزارمیک مک نشان داد،عوامل حاکمیت نگاه قومی وطایفه ای درمدیریت شهری،مدیران ناآشنا بامبانی برنامه ریزی شهری،ساختار تصمیم گیری بالا به پایین،عدم هماهنگی بین نهادهای مدیریت شهری وعدم مشارکت باساکنین درطرح های توسعه شهری دارای بیش ترین اثرگذاری بروضعیت امروزحکمروایی درشهریاسوج هستند.درآخر نیز باسناریونویسی به ارائه راهبردهای نوین اقدام شد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان