ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۵۶۱٬۶۰۰ مورد.
۵۸۱.

تحلیل معنای واژگان «خوف»، «خشیت» و «وَجَل» بر اساس روایات تفسیری اهل بیت(علیهم السلام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۵
مفهوم «ترس» در قرآن کریم، با واژگانی چون «خوف»، «خشیت» و «وجل» بازنمایی شده که هر یک دارای بار معنایی و کاربرد خاص خود در سیاق های مختلف است. در نگاه نخست، این واژگان مترادف به نظر می رسند، اما تحلیل معنای واژگان آن ها، تفاوت های بنیادینی را از نظر ریشه شناسی، بافت کاربردی و دلالت معرفتی آشکار می سازد. هدف این مقاله، تبیین تفاوت معنایی این واژگان در پرتو تفاسیر روایی اهل بیت(علیهم السلام) و بررسی نقش این روایات در تفسیر دقیق مفاهیم مرتبط با ترس در قرآن است. تحلیل های روایی ارائه شده در این مقاله نشان می دهد که اهل بیت(علیهم السلام) با دقت بالایی در بیان تفاوت های این واژگان نقش آفرین بوده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحلیل معنای واژگان ترس در قرآن بدون در نظر گرفتن تفاسیر روایی اهل بیت(علیهم السلام)، ناقص خواهد بود. این روایات نه تنها ابعاد ظاهری و لغوی واژگان را روشن می سازند، بلکه سیاق، شأن نزول و جایگاه کاربردی آن ها را نیز در بافت کلام الهی تبیین می کنند. از این رو، استفاده همزمان از تحلیل زبانی و داده های روایی، روشی جامع برای تفسیر دقیق و عمیق مفاهیم اخلاقی معرفتی در قرآن کریم ارائه می دهد.
۵۸۲.

پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۳
پیشینه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز بود. روش ها : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی و پیش بینی می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان (800 نفر) شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سقز بود که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تدریس بودند. از این تعداد حدود 351 نفر مرد و 449 نفر هم زن بود. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای (با رعایت نسبت زن و مرد) بود که با توجه به جدول مورگان و بر اساس حجم جامعه، حجم نمونه 300 نفر شد. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سبک تدریس گراشا(1996)، سه گانه تاریک شخصیت جنسیون و ویستر(2010)، قدرت ایگو مارک استروم(1997) و باورهای معرفت شناختی شومر(1990) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رابطه معنی دار و منفی بین متغیر سه گانه تاریک شخصیت و سبک تدریس وجود داشت و بین قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی با سبک تدریس معلمان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که سبک تدریس به عنوان یک متغیر متأثر از سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی می باشد. به عبارتی می توان گفت ویژگی های شخصیتی، ساختار و انسجام روانی و ذهنیت و نظام باورهای معلمان بر سبک تدریس آنان تأثیر می گذارد.
۵۸۳.

Beyond Dualisms: An Ecofeminist Critique of Patriarchal Oppression in Margaret Atwood’s The Testaments(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
This paper examines how patriarchal control impacts both women and nature in Margaret Atwood’s The Testaments in light of Val Plumwood’s environmentalism. Plumwood critiques dualistic thinking that privileges masculinity and culture over femininity and nature, outlining five mechanisms of domination—“backgrounding,” “radical exclusion,” “incorporation,” “instrumentalism,” and “homogenization”— that create a hierarchy of superiority and inferiority. Drawing on this framework, the study investigates how The Testaments portrays the intertwined oppression of women and the environment in the male-dominated society of Gilead, highlighting their shared struggle for survival. The novel not only depicts how dualisms sustain oppression but also reveals moments of resistance and survival that challenge these binaries. By bringing ecological and feminist concerns into dialogue, this paper highlights the interconnectedness of environmental degradation and gendered violence. It ultimately argues for dismantling oppressive dualisms in favor of an alternative worldview based on intrinsic value, mutual respect, and symbiosis between all genders and nature.
۵۸۴.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۱
نگرش های انسان شناختی زیربنای خودپنداره، عزت نفس و رفتارهای فردی و اجتماعی هستند. با توجه به خلأ وجود بسته آموزشی استاندارد برای دوره اول ابتدایی، پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان پایه اول تا سوم انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. بسته آموزشی ۱۰ جلسه ای بر اساس پنج مضمون اصلی مستخرج از پژوهش های کیفی پیشین (ماهیت انسان، تمایز با حیوانات، هدف زندگی، آغاز و انجام زندگی) تدوین شد. اعتباریابی بسته توسط ۱۰ متخصص با استفاده از شاخص های CVR (لاوشه، ۱۹۷۵) و CVI (والتز و باسل، ۱۹۸۱) انجام شد. پایایی بسته نیز با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد میانگین CVR کل بسته ۰.۷۲ و میانگین CVI ۰.۹۱ بود. ۷ جلسه (۷۰%) دارای CVR معنادار و CVI عالی بودند. جلسات ۱، ۳، ۵ و ۷ با CVR مساوی ۱ بالاترین ضرورت را داشتند. پایایی کل بسته ۰.۸۴ بود. جلسه ۹ (پایان زندگی) با CVR معادل۰.۴۰ و CVI معادل۰.۷۵ پایین ترین امتیاز را کسب کرد. بسته آموزشی از روایی محتوایی مطلوب و پایایی قابل قبول برخوردار است. جلسات مرتبط با مفاهیم عینی بدون تغییر قابل اجرا هستند، اما جلسات مرتبط با مفاهیم انتزاعی و حساس نیازمند بازطراحی با رویکرد تدریجی و تمثیلی می باشند. اجرای آزمایشی و بازطراحی جلسات ۴، ۹ و ۱۰ پیشنهاد می شود.
۵۸۵.

جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل و بازخوانی معیار فوریت در دفاع مشروع دولت ها با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه: تحولات ناشی از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بار دیگر مسئله توسل به زور و شرایط اعمال دفاع مشروع در حقوق بین الملل را برجسته ساخت. یکی از عناصر اساسی در ارزیابی مشروعیت دفاع مشروع، معیار «فوریت» است که در برداشت های سنتی به ضرورت واکنش سریع دولت در برابر یک حمله مسلحانه اشاره دارد. بااین حال، ظهور تهدیدهای نوین همچون جنگ های ترکیبی، عملیات سایبری و محیط های امنیتی مبتنی بر داده، درک کلاسیک از این معیار را با چالش مواجه کرده است؛ زیرا تهدیدها اغلب از طریق مجموعه ای از نشانه ها و فعالیت های تدریجی شکل می گیرند و تشخیص زمان عبور از آستانه حمله مسلحانه را پیچیده تر می سازند. در این میان، پیشرفت های هوش مصنوعی امکان تحلیل سریع حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی و امنیتی را فراهم کرده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مفهوم فوریت در حقوق بین الملل  معاصر و بررسی ظرفیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدهای قریب الوقوع با مطالعه موردی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است.   روش ها: این پژوهش با رویکردی تحلیلی-اکتشافی و با بهره گیری از رهیافت میان رشته ای انجام شده است. در این راستا، ابتدا مبانی حقوقی معیار فوریت در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد و اصول ضرورت و تناسب بررسی شده و سپس تحولات مربوط به ماهیت تهدیدهای معاصر، به ویژه در حوزه جنگ های ترکیبی و عملیات سایبری، تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع حقوقی و ادبیات علمی در کنار مطالعه موردی کیفی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است تا نقش تحلیل های داده محور و فناوری های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدها و تصمیم گیری های مرتبط با دفاع مشروع مورد بررسی قرار گیرد.   یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در منازعات معاصر، مفهوم فوریت در دفاع مشروع دیگر نمی تواند صرفاً به معنای واکنش فوری پس از وقوع یک حمله مسلحانه تلقی شود، بلکه باید در پرتو تحول ماهیت تهدیدات و افزایش سرعت جریان اطلاعات مورد بازخوانی قرار گیرد. در جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، ارزیابی وضعیت های منتهی به دفاع مشروع نه تنها بر اساس وقوع یک اقدام نظامی آشکار، بلکه در چارچوب مجموعه ای از داده های اطلاعاتی، ارزیابی های امنیتی، تحلیل های سایبری و نشانه های مرحله ای تهدید انجام شده است. این امر نشان می دهد که تشخیص عبور از آستانه حمله مسلحانه در بسیاری از موارد مستلزم تحلیل هم زمان داده های متنوع و پویایی است که با روش های سنتی ارزیابی حقوقی به تنهایی قابل فهم کامل نیست. در چنین شرایطی، سامانه های هوش مصنوعی می توانند با پردازش هم زمان حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی، به شناسایی الگوهای تهدید، کشف روابط میان متغیرهای امنیتی و ارائه برآوردهای سریع از سطح خطر کمک کنند و بدین ترتیب نقش مهمی در پشتیبانی از فرایند تصمیم سازی دفاعی ایفا نمایند. توانایی این سامانه ها در تحلیل کلان داده ها، کاهش خطاهای انسانی ناشی از محدودیت های زمانی و ادراکی و ارائه تحلیل های بلادرنگ می تواند دقت و سرعت تشخیص وضعیت های اضطراری را افزایش دهد. با وجود این، یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزیابی فوریت در دفاع مشروع همچنان دارای دو بُعد مکمل عینی و ذهنی است. بُعد عینی به وجود شواهد خارجی و قابل سنجش از خطر قریب الوقوع اشاره دارد، در حالی که بُعد ذهنی به برداشت و ارزیابی دولت در مواجهه با تهدید مربوط می شود. هوش مصنوعی می تواند در تقویت بُعد عینی این معیار نقش مؤثری ایفا کند، زیرا قادر است داده های پراکنده و ناهمگون را در مدت زمان کوتاه تحلیل کرده و تصویری جامع از وضعیت تهدید ارائه دهد. بااین حال، مشروعیت تصمیم درباره توسل به دفاع مشروع نمی تواند صرفاً بر مبنای تحلیل های الگوریتمی تعیین شود، زیرا چنین تصمیمی مستلزم تفسیر هنجارهای حقوق بین الملل، ارزیابی ضرورت و تناسب واکنش و پذیرش مسئولیت حقوقی و سیاسی در سطح بین المللی است. بنابراین، هرچند هوش مصنوعی می تواند ابزار مؤثری برای پشتیبانی از تصمیم گیری باشد، اما جایگزین قضاوت حقوقی و انسانی نخواهد بود. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی فوریت تنها در صورتی با الزام های حقوق بین الملل سازگار خواهد بود که با مجموعه ای از سازوکارهای نظارتی و تضمین های حقوقی همراه باشد. از جمله این الزام ها می توان به نظارت انسانی مؤثر بر فرایند تصمیم سازی، شفافیت نسبی در الگوریتم ها و داده های مورد استفاده، حفظ اصل پاسخگویی دولت ها در قبال تصمیم های اتخاذشده، کنترل سوگیری های الگوریتمی و تضمین کیفیت و اعتبار داده های ورودی اشاره کرد. در غیر این صورت، اتکای بیش از حد به سامانه های هوش مصنوعی ممکن است به خطا در تشخیص سطح تهدید، تضعیف اصل مسئولیت دولت ها و حتی گسترش تفسیرهای موسع و غیرموجه از حق دفاع مشروع منجر شود. از این رو، تحلیل ها نشان می دهد که کارکرد اصلی هوش مصنوعی در این حوزه باید به عنوان ابزاری تکمیلی برای ارتقای دقت و سرعت تحلیل تهدیدات در چارچوب قواعد موجود حقوق بین الملل در نظر گرفته شود.   نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که بازخوانی معیار فوریت در حقوق بین الملل معاصر مستلزم موازنه ای میان تحولات فناورانه و الزام های هنجاری نظام حقوقی بین المللی است. هوش مصنوعی می تواند با تقویت ظرفیت های تحلیلی دولت ها در شناسایی تهدیدات و ارزیابی شرایط بحرانی، به کارآمدتر شدن فرایند تشخیص فوریت کمک کند؛ بااین حال، مشروعیت استفاده از آن تنها در صورتی قابل پذیرش است که نقش نهایی قضاوت انسانی حفظ شود و اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی و نظارت حقوقی بر فرایند تصمیم گیری حاکم باشد.
۵۸۶.

واکاوی فعالیت های نهضت آزادی جهت حفظ هویت سیاسی-ایدئولوژیک و استمرار مبارزه در دوران فترت فعالیت های سیاسی(1356-1342)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۴
نهضت آزادی ایران، با توجه به تأثیرات انکارناپذیر خود بر روند تحولات انقلابی، بخش قابل توجهی از مطالعات سیاسی معاصر را به خود معطوف داشته است. این حزب، اندکی پس از تأسیس، با بازداشت گسترده رهبران خود روبه رو شد و محدودیت های شدیدی را تجربه کرد؛ به گونه ای که تا آغاز فضای باز سیاسی، از هرگونه فعالیت حزبی و تشکیلاتی علنی بازماند. با این حال، این جریان توانست با اتخاذ سازوکارهایی متناسب با دوران فترت، هویت سیاسی–ایدئولوژیک خود را حفظ کرده و در مسیر مبارزه علیه حکومت پهلوی، به همگرایی با جریان انقلابی دست یابد. از این رو، پژوهش حاضر با روشی تاریخی و رویکردی توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، نشریات و اسناد، در پی آن است تا چگونگی استمرار مبارزه و بازسازی تشکیلاتی این حزب را در دوره رکود فعالیت های سیاسی مورد واکاوی قرار دهد. در این راستا، یافته های پژوهش با طرح این پرسش که «نهضت آزادی چگونه توانست هویت سیاسی–ایدئولوژیک و تداوم روند مبارزاتی خود را در دوران فترت فعالیت های سیاسی علیه حکومت پهلوی حفظ کند؟» بر این مبنا استوار است: نهضت آزادی در این شرایط، با بهره گیری از ظرفیت نیروهای جوان برای ایجاد تشکیلات زیرزمینی و فعالیت های مخفیانه، سازمان دهی فعالیت های آموزشی و پژوهشی و برگزاری جلسات مناظره و سخنرانی در زندان، سازمان دهی و مدیریت شاخه های خارج از کشور و تعامل فعال با مجامع بین المللی و امام خمینی، و در نهایت فعالیت فکری-اسلامی در سایه نهادهای مرتبط و ساماندهی مجدد فعالیت های حزبی از طریق مؤسسان اولیه اش، توانست از هویت سیاسی–ایدئولوژیک خویش صیانت کند و تداوم جریان مبارزاتی خود را تضمین نماید.
۵۸۷.

نیازسنجیِ دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی زائران حسینی در پیاده روی عظیم اربعین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
بی‌گمان، تجلی‌گاه بزرگ‌ترین گردهمایی آیینی‌ ـ ‌مذهبی را می‌توان در پیاده‌روی اربعین به‌تماشا نشست. به‌سبب حضور زائرانی از ملیت‌های مختلف با فرهنگ‌ها و آیین‌های متفاوت در عراق، این مراسم به‌جهت‌های مختلفی رنگ‌وبوی خاصی پیدا کرده است. ازاین‌رو، اولاً باتوجه به‌حضور زائران در این کشور و ثانیاً مواجهه با فرهنگ‌ها، آیین‌ها و نگرش‌های مختلف، انجام نیازسنجی در چهار حوزة دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی از زائران حسینیِ اربعین برای به‌جا آوردن زیارتی عارفانه و با معنویت بیشتر، لازم است. بنابراین، نیازسنجی زائران در این چهار حوزه ضروری است. این پژوهش از نظر نوع تحقیق (هدف)، کاربردی و به‌‌لحاظ روش، کیفی است. در این بخش برای رسیدن به‌نیاز‌های زائران اربعین در چهار حوزة یادشده، از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. بدین‌منظور، پژوهشگران با برگزاری 25 مصاحبه با افرادی که پیش از این، سابقه بیش از سه سفر پیاده‌روی اربعین را داشتند و با استفاده از روش «تحلیل تم»، به‌این نتیجه رسیدند که بین فاصله موجود و مطلوب در هر چهار حوزه شکاف عمیقی وجود دارد و چنانچه دست‌اندرکاران مراسم اربعین، پیش از سفرِ زائران در چهار حوزة یادشده زمینه آموزش‌های مختلف را فراهم نمایند، ضمن دست‌یابی به وضع مطلوب، زیارتی عارفانه نیز نصیب زائران خواهد شد.
۵۸۸.

اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه: آموزش تقویت مقابله زوجی یکی از آموزش های نوین برای زوج ها است که مقابله با استرس را به صورت زوجی آموزش می دهد. از این رو هدف پژوهش اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع تحلیل تک موردی و به این صورت بود که آزمودنی ها در مراحل خط پایه، آموزش و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ جامعه مورد مطالعه تمامی زوج های آشفته شهر اصفهان در سال 1401 بودند که از میان آنان نمونه هشت نفری (چهار زوج)، به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ماشدن تاپکواوزر (2020) و پرسشنامه آشفتگی زناشویی ویشمن و همکاران (2009) مورد ارزیابی قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل برای تحلیل دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در اثر آموزش مقابله زوجی (CCET) توانستند بهبود کمی را در ماشدن تجربه کنند که این مقادیر در زنان بیشتر بود ولی اثر بخشی آموزش تقویت مقابله زوجی بر آشفتگی زناشویی 6 نفر (سه زوج اول، دوم و چهارم) در مرحله پیگیری معنادار به دست آمد. نتیجه گیری: در نتیجه برنامه آموزش تقویت مقابله زوجی توانست به کاهش آشفتگی زناشویی زوج های آشفته کمک کند؛ اما در مورد ماشدن که احساسی عمیق در یک رابطه زناشویی است و لازمه آن رسیدن به معنا و دید مشترک در رابطه است، این آموزش به تنهایی اثربخشی لازم را نشان نداد.
۵۸۹.

طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور (مورد مطالعه: یک سازمان بیمه گر اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۹
پیشینه و اهداف: امروزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور یکی از مفاهیم مورد مطالعه گسترده در ادبیات مدیریت، پایداری و نوآوری است. علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. از طرفی یکی از بحران های جدی پیش روی آتی در سطح کشور، بحران ناپایداری مالی کسب و کار صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و پیشروی بحران به سمت نقطه ای غیرقابل بازگشت باشد. بنابراین طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص این نوع کسب و کارها می تواند به عنوان یک راهکار مدنظر قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس روش مطالعه موردی در خصوص بزرگترین سازمان بیمه گر اجتماعی کشور برای نخستین بار می باشد. روش شناسی: در این پژوهش از روش مطالعه موردی استفاده گردیده است. به دلیل ویژگی های خاص مورد مطالعه، مطالعه تک موردی در خصوص سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفت. بدین منظور از ابزارهای مستندات و اسناد بایگانی (62 مستند)، مصاحبه (23 مصاحبه) و مشاهده مشارکتی محقق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده گردید. در ادامه میزان پشتیبانی از هر یک از مولفه ها و رتبه بندی با استفاده از آنتروپی شانون تعیین گردیده است. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با تحلیل محتوای داده های کیفی حاصله و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، مورد تحلیل و دسته بندی گردید. بر این اساس 63 مولفه و 279 کد در مورد ویژگی های مدل کسب و کار پایدار و نوآور سازمان تامین اجتماعی و در سه سطح پیشران ها، مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها شناسایی گردید. نتایج رتبه بندی نشان می دهد در بخش پیشران ها مولفه قابلیت-های پویا، در مدل کسب و کار مولفه نوآوری های افزایش وصول حق بیمه (حق بیمه اجباری، حق بیمه غیراجباری و حسابرسی دفاتر قانونی) و کاهش هزینه های تعهدات (کوتاه مدت، بلندمدت و درمان) و در پیامدها مزیت رقابتی و بازار مهمترین مولفه ها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش در قالب ارائه یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص مورد مطالعه ارائه گردید. مدل ارائه شده در بخش پیشران ها (درونی و بیرونی)، مدل کسب و کار (بر اساس چارچوب ارائه شده منابع علمی و در چهار زیربخش ایجاد ارزش، ارزش پیشنهادی، بهره برداری از ارزش و تحویل ارزش ها) و در بخش پیامدها (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) می تواند به عنوان یک راهنمای عملی توسط مدیران در صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و سیاست گذاران در حوزه های رفاه و تامین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت پژوهش در حوزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور در حوزه خدمات دارای نوآوری عملی می باشد.
۵۹۰.

فعالیت های اقتصادی آتوسا بر اساس الواح تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
آتوسا، دختر کورش بزرگ و همسر کمبوجیه و داریوش اول، یکی از برجسته ترین و تأثیرگذارترین زنان دوران هخامنشی به شمار می رود که در حوزه های اقتصادی و اجتماعی نقش چشم گیری ایفا کرده است. این پژوهش با تکیه بر یافته های تازه ی باستان شناسی، به ویژه تحلیل الواح گِلی تخت جمشید، تلاش می کند تصویری روشن تر از زندگی و نقش آتوسا ارائه دهد. همچنین، با مقایسه ی این داده ها با روایت های مورخان یونانی، می کوشد تصویری بی طرف و واقع گرایانه از او ترسیم کند. این تحقیق به روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوای اسناد تاریخی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که برخلاف تصویر اغراق آمیز منابع یونانی که آتوسا را زنی جاه طلب، توطئه گر و مداخله گر در سیاست معرفی کرده اند، او مدیری کارآمد و مسئولیت پذیر بوده که از طریق شبکه ای از کارگزاران، املاک وسیع خود را اداره می کرده، جیره ها را توزیع می نموده و بر کارگاه های اقتصادی پررونق نظارت داشته است. آتوسا در ساختار درباری هخامنشی، نقشی فعال و معتبر داشته و زندگی اش مطابق با سنت ها و هنجارهای رایج در دربار بوده است. از سوی دیگر، انتخاب خشیارشا به عنوان جانشین داریوش، برخلاف ادعای برخی منابع یونانی، نتیجه ی سنجش دقیق شایستگی های او و تصمیم مستقیم داریوش بوده است، نه حاصل دسیسه چینی آتوسا. در نهایت، این پژوهش با تمرکز بر جایگاه اجتماعی و اقتصادی آتوسا، اهمیت توجه به منابع کتیبه شناختی را برجسته می سازد و نقش آن ها را در بازسازی واقع بینانه ی تاریخ نشان می دهد.
۵۹۱.

Habeas Narrativum: Kafka’s Trial, Legal Discourse, and the Right to Review-Ready Reasons(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
This article proposes habeas narrativum: a translation protocol that treats literary form as procedural evidence within legal discourse and converts scenes of injury in Kafka’s The Trial into administrable minima for decisions in informational regimes. Rather than reading Kafka as allegory or doctrine, the method isolates recurrent formal injuries (non-notice, non-reasons, secret files, and credibility theater) and renders them as four predicates that make authority answerable: (1) prospectively intelligible notice identifying the items at issue, the operative rule text, and the time window; (2) review-ready reasons that are case specific, traceable to the disclosed record, falsifiable by counterevidence, and timely; (3) access and rectification through a contestable record bundle; and (4) a standard of review that prefers evidence over demeanor heuristics and specifies remedies keyed to missing predicates. Read this way, The Trial functions as a forensic archive whose scenes document which minima are absent and, therefore, what a reviewer must be able to demand on the record. To demonstrate portability beyond the literary court, a brief platform-moderation mini-case shows how these predicates reorganize routine review: requiring itemized notices, record-tied reasons, and rectification channels without demanding model transparency, thereby turning literary diagnosis into enforceable review practice in contemporary legal discourse.
۵۹۲.

تبیین فضایی پدیده اعیانی سازی در شهرهای گردشگری ساحلی (نمونه موردی: شهر چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۹
پدیده اعیانی سازی به عنوان یکی از اشکال بازساخت فضایی در شهرهای معاصر، به ویژه در شهرهای گردشگری ساحلی، آثار قابل توجهی بر ترکیب اجتماعی، ساختار مالکیت و الگوهای فضایی سکونت دارد. شهر چابهار طی سال های اخیر با دگرگونی های اجتماعی و کالبدی مواجه شده که نشانه هایی از اعیانی سازی را در بافت شهری آن آشکار می سازد. هدف این پژوهش، تبیین فضایی الگوهای اعیانی سازی در چابهار است. این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد تبیینی-فضایی انجام شده است. داده های مورد استفاده شامل ده شاخص بوده اند که از بلوک های آماری سرشماری سال های 1385 و ۱۳۹۵ استخراج شده اند. برای شناسایی الگوهای پنهان، از الگوریتم K-Means استفاده شد و خروجی در قالب پنج خوشه طبیعی فضایی تحلیل گردید. تحلیل خوشه بندی چندمتغیره نشان داد که خوشه سوم و چهارم معرف نواحی اعیان شده با بالاترین سطح سرمایه اجتماعی، اقتصادی و کالبدی هستند. خوشه اول، با دسترسی بالا و سرمایه فرهنگی و مالکیتی متوسط، در آستانه اعیانی سازی قرار دارد. خوشه پنجم، ساختاری میان پایدار با پیوستگی اجتماعی نسبی دارد. در مقابل، خوشه دوم با ضعف در تمامی شاخص ها، بازتاب دهنده بافتی محروم و فاقد ظرفیت مقاومت یا جذب در برابر اعیانی سازی است. پیشنهاد می شود در نواحی در معرض اعیانی سازی، سیاست های کنترلی شامل باید سیاست هایی پیشگیرانه برای کنترل افزایش قیمت زمین و اجاره مسکن اتخاذ شود. این مداخلات باید با هدف حفظ تنوع اجتماعی و کاهش جابه جایی گروه های آسیب پذیر طراحی گردند.
۵۹۳.

بررسی سیاست های دولت در مهار تورم و گران فروشی در مشهد در سالهای پایانی حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
در سال های پایانی حکومت پهلوی دوم، ایران با چالش های اقتصادی عدیده ای مواجه بود که تورم و گران فروشی از جمله مهم ترین آن ها بودند. این مقاله به بررسی سیاست های اتخاذ شده توسط دولت پهلوی برای مهار این مسائل در شهر مشهد می پردازد. با استفاده از داده های تاریخی و اسناد آرشیوی، تلاش شده است تا تصویری دقیق از رویکردها و تدابیر اتخاذ شده توسط دولت و همچنین واکنش های اصناف و بازاریان مشهد به این سیاست ها ارائه شود. مقاله همچنین به تحلیل پیامدهای این سیاست ها بر اقتصاد محلی و تأثیر آن ها بر زندگی روزمره مردم می پردازد. نتایج نشان می دهند که در حالی که برخی ا ز این تدابیر موقتاً موفق به کنترل قیمت ها شدند، اما در بلندمدت نتوانستند مشکلات ساختاری اقتصادی را حل کنند و در برخی موارد حتی ممکن است به تشدید تورم و نارضایتی اجتماعی منجر شده باشند و حتی تلاش ستاد مبارزه با گران فروشی علی رغم تلاش های صورت گرفته، در کنترل این مشکلات موفق نبود.
۵۹۴.

بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روانشناسی تحلیلی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۴۳۸
زمینه: گلستان سعدی به عنوان یکی از شاهکارهای تعلیمی ادبیات فارسی، همواره از منظرهای گوناگون بررسی شده است. با این حال، علی رغم اهمیت کهن الگوها در روان شناسی تحلیلی یونگ برای درک لایه های عمیق متون ادبی، جایگاه و کارکرد کهن الگوی «آنیما» در حکایات منثور این اثر مغفول مانده است. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ تحقیقی و اثبات نوآوری در این حوزه انجام شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روان شناسی تحلیلی یونگ انجام گرفت. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای تحلیل محتوای کیفی به انجام رسیده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و با بررسی مستقیم حکایات منتخب از گلستان که در آن ها ردپای آنیما مشهود است، گردآوری و بر اساس مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ تحلیل شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که آنیما در گلستان صرفاً یک تصویر زنانه نیست، بلکه نیرویی روانی و پویا با دو چهره متضاد است: از یک سو، در وجه منفی خود به صورت نیرویی اغواگر و ویرانگر ظاهر می شود که شخصیت ها را به ورطه سقوط روانی می کشاند (آنیمای منفی)؛ و از سوی دیگر، در وجه مثبت خود به عنوان منبع الهام، ایثار و راهنمای رسیدن به تمامیت روانی و فردیّت عمل می کند (آنیمای مثبت). این پژوهش همچنین نشان داد که جدال میان این نیروی ناهشیار و ساختارهای خودآگاه (چون عقل و تقوی) یکی از محورهای اصلی روانشناختی در حکایات است و تجلی آنیما تنها به شخصیت های انسانی محدود نشده و در نمادهای طبیعت (مانند آب و باغ) نیز بازتاب یافته است. نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود که تحلیل گلستان از منظر کهن الگوی آنیما، بعدی نوین و روانشناختی به حکایات تعلیمی سعدی می افزاید. این رویکرد نشان می دهد که سعدی نه تنها یک حکیم و آموزگار اخلاق، بلکه یک روان شناس ژرف نگر بوده که به خوبی از تأثیر نیروهای ناهشیار بر سرنوشت انسان آگاهی داشته است. این پژوهش با آشکار ساختن این لایه پنهان در نثر سعدی، به درک عمیق تری از پیچیدگی های شخصیت پردازی در این شاهکار ادبی کمک می کند.
۵۹۵.

The Impact of the American War on the American Soldiers: An Examination of Survival Psychology in Scranton's War Porn and Powers’ The Yellow Birds(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۳۳۳
This research explores fictional representations of the Iraq War by American writers, focusing on how neglecting soldiers’ individuality renders their psychological suffering invisible. This theme is especially prominent in American literature on the Iraq War, where protagonists — often American soldiers — experience deep psychological crises and struggle to reintegrate into civilian life. Kevin Powers' The Yellow Birds and Roy Scranton’s War Porn portray the war’s devastating consequences and lasting impact on soldiers. Even after returning home, these soldiers face ongoing psychological battles. Using theories of Survival Psychology and Post-Traumatic Stress Disorder, this paper analyzes how these novels illuminate the American war in Iraq and its far-reaching effects. The war affected not only Iraqi civilians but also American combatants, inflicting enduring psychological harm. This study identifies a recurring pattern of destruction that affects both the external environment and individual identity. By highlighting the psychological trauma and the depersonalization of soldiers’ suffering in War Porn and The Yellow Birds , the paper exposes the complex and often baffling aftermath of war. These narratives reveal how war continues to shape the lives of American veterans long after combat ends, offering a deeper understanding of the hidden psychological toll of modern warfare.
۵۹۶.

Rethinking Failure: A Decolonial Reassessment of Ralph Ellison's Invisible Man and Arundhati Roy's The God of Small Things(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۵
This article reconceptualizes the concept of failure through a decolonial lens, arguing that failure is not a deficit or lack, but a form of resistance against colonial, capitalist, racial and patriarchal systems. Rethinking failure by adopting theories of Jack Halberstam, decolonial theories of Walter Mignolo and Ramon Grosfoguel, and the key concepts of Critical Race Theory, this paper presents a comparative reading of Ralph Ellison’s Invisible Man (1947) and Arundhati Roy’s The God of Small Things (1997). Both novels resist dominant narratives of success and visibility through characters whose failed form of being disrupts the rigid societal hierarchies rooted in class, race, and gender. The unnamed narrator of Invisible Man embraces invisibility as an agentive act of nonconformism, while the decolonial love of Ammu and Velutha undermines the caste-oriented, patriarchal norms. Through these narratives, this study aims to reveal how literary failure can be employed as a strategy to delink from the colonial system of values and a new form of being, or re-existence. Integrating African American and postcolonial narratives, this article argues for a decolonial comparative literature that privileges relationality over universalism and makes space for subaltern ways of being and knowing.
۵۹۷.

شناسایی موانع تأثیرگذار بر توسعه گردشگری کودک در شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۱
در سال های اخیر گردشگری کودک با توجه به اهمیت سنین کودکی و تأثیرات گردشگری بر شکل گیری شخصیت کودکان موردتوجه متخصصان و برنامه ریزان قرارگرفته است. ازاین رو در این پژوهش بررسی عوامل تأثیرگذار بر توسعه گردشگری کودک در شهر رشت به عنوان یکی از مهم ترین مقصدهای گردشگری ایران پرداخته شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی، ازنظر روش توصیفی پیمایشی و با استفاده از روش مطالعه میدانی و به شکل مقطعی انجام شد. پژوهش حاضر در دو قسمت کیفی و کمی انجام گردید. به این صورت که در بخش نخست، هدف شناسایی موانع توسعه گردشگری کودک در شهر رشت بوده که به وسیله انجام مصاحبه با تعداد 23 نفر از کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان، کارمندان آژانس های مسافرتی و گردشگران ورودی به شهر رشت تا مرحله اشباع تئوریک انجام شد. داده های حاصله با استفاده از روش بنیانی و در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بودند. در قسمت دوم که هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر توسعه گردشگری کودک بوده، جامعه آماری گردشگران بودند که تعداد 384 نفر از آنان به عنوان نمونه جهت تکمیل پرسشنامه به شکل تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد از دیدگاه خبرگان عوامل تأثیرگذار بر گردشگری کودک در شهر رشت تحت 5 دسته عوامل اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی، مدیریتی و زیرساختی قرار دارند. همچنین از دیدگاه گردشگران نیز مؤلفه های ایمنی و امنیت، مدیریتی، زیرساختی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی و فرهنگی از اولویت های دارای اهمیت در گردشگری کودک می باشند.
۵۹۸.

ارائه مدلی برای جذب منابع مالی پروژه های شهر هوشمند (مطالعه موردی: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
با توجه به گسترش نیاز به توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات در مسیر تحقق شهر هوشمند، تأمین مالی پایدار برای پروژه های فناوری اطلاعات در نهادهای عمومی نظیر شهرداری ها به یک چالش کلیدی تبدیل شده است. این تحقیق با هدف طراحی مدلی برای انتخاب مناسب ترین روش های تأمین مالی پروژه های فناوری اطلاعات در شهرداری تهران انجام شده است. در گام نخست، شاخص های کلیدی مؤثر بر انتخاب روش های تأمین مالی با مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. سپس، با بهره گیری از روش بهترین بدترین وزن شاخص ها تعیین شد. در ادامه با استفاده از مدل تصمیم گیری برناردو و لحاظ کردن محدودیت های مالی، نهادی، حقوقی و فناوری، هفت گزینه اصلی تأمین مالی شامل خصوصی سازی، منابع داخلی، منابع عمومی، مشارکتی، بدهی سنتی و خدمات محور و نتیجه گرا شناسایی شدند. به منظور بررسی پایداری و انطباق مدل با شرایط واقعی، شبیه سازی مونت کارلو بر پایه داده های واقعی انجام شد. نتایج 1000 بار شبیه سازی نشان داد روش های منابع داخلی، منابع عمومی و روش های مشارکتی بالاترین نرخ انتخاب را دارند و با عملکرد فعلی شهرداری تهران نیز هم راستا هستند. از جمله نوآوری های این تحقیق می توان به ترکیب روش های بهترین بدترین، برناردو و شبیه سازی مونت کارلو، تمرکز بر حوزه فناوری اطلاعات و استفاده از شاخص های نوینی همچون زنجیره بلوکی اشاره کرد.
۵۹۹.

ارزیابی مدل ایده پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های آسیب های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0 P< ). نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل گیری افکار خودکشی به ویژه نسبت به عوامل میانجی می توان، مقدماتی برای طراحی برنامه های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست .
۶۰۰.

رهیافت میان رشته ای در خوانش حس مکان از منظر هنر های معماری و سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
حس مکان، به عنوان مفهومی میان رشته ای و چندلایه، نقشی محوری در درک تجربه زیسته انسان ایفا می کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری حس مکان در دو حوزه معماری و سینما می پردازد و با تکیه بر ظرفیت های تحلیلی مطالعات میان رشته ای، چارچوبی برای خوانش این پدیده ارائه می دهد. هدف اصلی پژوهش، تبیین بنیان های مشترک حس مکان در قالب رویکرد میان رشته ای است. این مطالعه به عنوان نمونه ای از به کارگیری رویکرد میان رشته ای در علوم انسانی، هم به توسعه روش شناسی تحقیق میان رشته ای و هم به درک عمیق تر مفهوم حس مکان کمک می کند. در این راستا، سه بعد فیزیکی، فعالیتی و معنایی به عنوان ابعاد اصلی تحلیل انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد سازوکارهای شکل گیری حس مکان در هر دو حوزه، از الگویی مشابه پیروی می کنند و از طریق تعامل عناصر کالبدی، رفتاری و معنایی، موجب تجربه ای یکپارچه و معنامند می شوند. پژوهش حاضر بر ظرفیت هم افزای معماری و سینما در خلق فضاهای معنادار و روایت محور تأکید دارد و رهیافت میان رشته ای را ابزاری کارآمد برای فهم پیچیدگی های تجربه مکان در بسترهای فرهنگی و اجتماعی معاصر معرفی می کند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان