علی محقر

علی محقر

مدرک تحصیلی: دانشیار، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۴ مورد.
۱.

تحلیل توانمندی-جذابیت کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینترنت اشیا صنعت مواد غذایی روش بهترین-بدترین روش تاپسیس تحلیل توانمندی-جذابیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۲
صنعت مواد غذایی در انقلاب صنعتی چهارم به ویژه با فناوری اینترنت اشیا متحول شده است. این فناوری با اتصال اجزای مختلف کارخانه به صورت باسیم و بی سیم، کارایی را افزایش داده و زمینه ساز توسعه کارخانه های هوشمند و اهداف پایداری شده است. هدف این پژوهش تحلیل توانمندی و جذابیت کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی بر اساس شاخص های پایداری و قابلیت شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی استان تهران در پیاده سازی این فناوری است. ابتدا با مرور نظام مند ادبیات، کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی و شاخص های جذابیت از منظر پایداری و توانمندی شناسایی شدند. خبرگان پژوهش متخصصان صنعت مواد غذایی استان تهران با سابقه مشارکت در پروژه های پیاده سازی فناوری اینترنت اشیا هستند. با طراحی و توزیع پرسشنامه ها به روش بهترین-بدترین، وزن شاخص ها تعیین شد. سپس ماتریس های تصمیم برای ارزیابی کاربردها بر اساس شاخص های جذابیت (پایداری) و توانمندی به صورت جداگانه تشکیل گردید و امتیاز هر کاربرد تعیین شد. با روش تاپسیس، امتیاز نهایی کاربردها استخراج و بر اساس ماتریس توانمندی-جذابیت، اولویت بندی انجام گرفت. نتایج نشان داد مهم ترین کاربردهای اینترنت اشیا با جذابیت و توانمندی بالا در شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی استان تهران، شامل «جمع آوری داده در زمان واقعی»، «مدیریت موجودی مواد و بازپرسازی قفسه»، «مدیریت مصرف انرژی» و «سیستم هوشمند شناسایی حریق» است. یافته ها راهنمایی ارزشمند برای شناسایی و به کارگیری کاربردهای اینترنت اشیا در صنعت مواد غذایی در کشور با توجه به ظرفیت و زیرساخت شرکت های فعال ارائه می دهد.
۲.

شناسایی ابعاد درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی بر نظام نوآوری بخشی بر مبنای روش داده بنیاد چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتقال دانش انتقال فناوری درونی سازی دانش نوآوری نظام نوآوری بخشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۴
امروزه، دست یابی به فناوری های نوین در بخش های گوناگون به توسعه دانش آن فناوری وابسته است. مرزشکنی های علمی می توانند مسیرهای جدیدی را به دنیای پیچیده و وسیع علوم باز کنند و از طریق دستیابی به دانشی که برای انسان قابل دسترس است، سطوح پیشرفته ای از فناوری را در صنایع مختلف تحقق بخشند. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی نظام نوآوری بخشی است. بدین منظور با روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد داده بنیاد چندگانه، در دو فاز فراترکیب و نظریه داده بنیاد به استخراج ابعاد و سنجه های مدل می پردازد. ابتدا پس از جمع آوری ادبیات موضوعی پژوهش و مرور پژوهش های موجود، پژوهش های مرتبط شناسایی و تحلیل شدند و سپس، با انجام مصاحبه هایی با ۱۸ نفر از خبرگان حوزه مورد بررسی، مقوله ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شدند و در پایان مدل مورد نظر استخراج گردید. مدل نهایی پژوهش با 93 شاخص با محوریت مقوله های علّی، شرایط زمینه ای، شرایط واسطه ای، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. به منظور بررسی اعتبار مدل، مدل توسط سه تن از نخبگان و اساتید دانشگاه مورد بررسی دوباره قرار گرفت و پس از حذف و اضافه شدن برخی کدهای اولیه و تأیید سایر مولفه های استخراجی، در پایان مدل با 74 شاخص (کد باز) تدوین گردید. به منظور درونی سازی دانش در انتقال فناوری در نظام نوآوری بخشی ایجاد پلتفرم های همکاری مشترک به همراه بهره مندی از شایستگی ها و قابلیت های کلیدی پیشنهاد می شود. ایجاد ظرفیت های فناورانه جدید، شکل گیری نهادهای حمایتی و شبکه های ارتباطی و همچنین تخصیص منابع بهینه به ظرفیت ها از راه برنامه های ملّی و خط مشی های پشتیانی از جمله عوامل کلیدی در ارتقاء موضوع درونی سازی دانش در انتقال فناوری است که می تواند توسعه فناوری در کشور را به شکل قابل ملاحظه ای ارتقاء دهد.
۳.

نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء با رویکرد «ناب، چابک، تاب آور، سبز»: یک فراترکیب در صنعت هواپیمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگهداری و تعمیرات هوشمند صنعت هواپیمایی رویکرد ناب - چابک -تاب آور -سبز- فناوری اینترنت اشیاء فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۵
هدف: فرآیند نگهداری ، تعمیرات و بازآماد هواپیما از جمله اقدام های پر اهمیت، گران و تخصصی در صنعت هواپیمایی است که اقدام درست در آن اطمینان و راحتی خیال مشتریان و سوددهی را فراهم می آورد. این صنعت به علت اهمیت صلاحیت پروازی یک هواپیما که ضامن جان مسافران و سلامت هواپیما است، بسیار نسبت به تغییرات و بکارگیری فناوری های نوین تحول گرا سخت گیر است و این موضوعات را با قوانین و رویه های متعدد نیازمند بررسی و تأیید می داند. به طور کلی این فناوری موجب ارتباط بین سیستم ها، زیر سیستم ها و انتقال داده ها بین آن ها می شود و می تواند داده های در لحظه ای را در اختیار پردازشگر قرار دهد که به موجب به کارگیری الگوریتم های هوش مصنوعی داده های پرداش شده، می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه پیشگویی اقدامات مرتبط با نگهداری و تعمیرات ایجاد گردد. با توجه به بررسی های انجام شده این فناوری خود می تواند نمایانگر ویژگی های رویکرد "ناب، چابک، تاب آوری، سبز" گردد، بدین ترتیب در این پژوهش سعی شده است این فناوری در کنار رویکرد مذکور مورد بررسی قرار داده شود تا موجب ارائه مدل تبیینی جامع و نوین از مؤلفه های نگهداری تعمیرات هوشمند با رویکرد"ناب، چابک، تاب آور، سبز و در بستر فناوری تحول آفرین اینترنت اشیاء گردد. روش: در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده می گردد به این ترتیب که با استخراج سوالات پژوهش، جست و جوی تمامی مقالات از سال 2015 تاکنون و در پایگاه های: وب آف ساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر و جهاد دانشگاهی و ایرانداک و با اعمال قیدهای مربوطه، ارزیابی مقالات با استفاده از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی، استخراج اطلاعات از مقالات، تجزیه و تحلیل و ترکیب نتایج، کنترل کیفیت پژوهش، نتایج و یافته ها ارائه می گردد. به این ترتیب تعداد 333 مقاله استخراج می گردد که پس از پالایش مقالات از نوع: عناوین، چکیده و کیفیت، از تعداد 35 مقاله مقوله های اصلی و فرعی بدست می آید. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، 44 کد باز عوامل مرتبط با نگهداری و تعمیرات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء و با رویکردهای «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و بر بستر اینترنت اشیاء را تبیین کردند که با بررسی مفاهیم نزدیک به هم این کد ها به 20 کدمحوری منتهی گردید و در مرحله آخر کدهای محوری در چهار مقوله اصلی دربرگیرنده: انگیزه های درون سازمانی، انگیزه های برون سازمانی، تصمیم گیری مبتنی بر داده، مدیریت سرمایه انسانی دسته بندی شدند. بر اساس یافته های پژوهش، در مقوله اصلی «انگیزه های درون سازمانی» دربرگیرنده هشت کد باز در قالب پنج کد محوری «کاهش هزینه ها و افزایش سود آوری» و «یکپارچگی جریان داخلی اطلاعات»، «تصمیم گیری گروهی»، «گردش مالی»، «محدودیت های مالی» است. در مقوله «انگیزه های برون سازمانی» هشت کدباز در قالب چهار کدمحوری «جلب رضایت مشتری»، «تقاضای اجتماعی»، «یکپارچگی جریان خارجی اطلاعات»، «الزامات قانونی» دسته بندی شدند. در مقوله«تصمیم گیری مبتنی بر داده» 16 کدباز در قالب6 کد محوری «گردآوری هوشمند اطلاعات»، «کیفیت اطلاعات» و «تصمیم گیری مبتنی بر داده»، «امنیت اطلاعات»، «تصمیم گیری خودکار» و «تجزیه و تحلیل داده» دسته بندی شدند. در مقوله «مدیریت سرمایه انسانی» تعداد 10 کد باز در قالب پنج کدمحوری «مهارت های تحلیلی»، «فرهنگ سازمان»، «پشتیبانی مدیریت»، «مهارت های سازگاری»، «مهارت های فناوری ارتباطات و اطلاعات»، طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: از آنجاییکه الگوی ارائه شده در این پژوهش همزمان نگهداری و تعمیرات هواپیما با رویکرد های «ناب، چابک، تاب آور، سبز» و مبتنی بر اینترنت اشیاء را مورد بررسی قرار داده است در واقع پژوهش های پیشین را توسعه داده و از رویکرد به نسبت جامع تری برخوردار است و در واقع نوآوری این پژوهش به کارگیری توأمان این رویکردها بر بستر اینترنت اشیاء و در صنعت هواپیمایی است. به این ترتیب الگوی ارائه شده می تواند کمک شایانی به کسب و کار های حوزه صنعت هواپیمایی در شناسایی و به کارگیری این مؤلفه ها و سپس بهره مندی از مزایای آن ها در کسب و کار مربوطه داشته باشد.
۴.

Advancing Intelligent Supply Chain Management in the Industry 4.0 Era: A Meta-Synthesis Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Process Management Systems Intelligent Supply Chain Management Industry 4.0 Meta-Synthesis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
Objective : In the Fourth Industrial Revolution, advanced technologies are revolutionizing supply chains by enhancing data collection, processing, and analysis across material, financial, and information flows. This shift enables businesses to adopt intelligent supply chain processes with unprecedented efficiency. The integration of intelligent strategies and process-oriented approaches, supported by tools like Intelligent Business Process Management Systems (iBPMS), holds transformative potential for supply chain management, paving the way for Intelligent Supply Chain Management (iSCM) models. This study aims to identify the key dimensions and sub-dimensions of intelligent supply chain processes within the context of Industry 4.0 technologies. Methods : The research employs a meta-synthesis methodology, systematically reviewing peer-reviewed literature and international publications from 2016 to 2025. Following strict meta-synthesis protocols, the study involved keyword screening, thematic evaluation, and iterative refinement, resulting in a curated selection of 62 high-impact journal articles and 4 seminal books. These sources underwent rigorous validation to ensure scholarly relevance before analysis.  Results : The findings identified 117 open codes related to intelligent supply chain processes, which were consolidated into 18 core codes and further classified into five key dimensions: (1) Intelligent Supply Chain Management (covering SCM and intelligent procurement); (2) Process Intelligent Automation (including automation approaches, intelligent processes, and equipment); (3) Process Management (focused on process-oriented approaches, systems, and modeling); (4) Technological Infrastructure (encompassing emerging technologies, ICT infrastructure, software maturity, and robotics); and (5) Macro & Structural Dimensions (addressing managerial, industrial, e-business, market, and organizational factors). Conclusion : The study concludes that Industry 4.0 technologies—such as IoT, AI, blockchain, robotics, and big data analytics—facilitate advanced data-driven supply chain management. When integrated with iBPMS, these innovations enhance efficiency, agility, and end-to-end visibility, establishing a foundation for next-generation intelligent supply chains
۵.

ارائه چارچوبی برای مدیریت ریسک پروژه های توسعه ای صنعت پتروشیمی با تمرکز بر قابلیت های مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پروژه های توسعه ای ریسک ریسک پروژه مدیریت ریسک مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
صنعت پتروشیمی نقش مهمی در توسعه اقتصاد و رهایی از وابستگی به نفت دارد، توسعه این صنعت اما با ریسک های مختلف مواجه است. این پژوهش از نظر گردآوری داده ها، میدانی بوده و از حیث جهت گیری، کاربردی است. جامعه نظری، مدیران و مشاوران پروژه های توسعه ای صنعت پتروشیمی بوده و نمونه گیری به صورت قضاوتی انجام شد. حجم نمونه برابر با 10 نفر بود و ابزارهای گردآوری میدانی عبارتند از: پرسشنامه های خبره سنجی، اولویت سنجی و البته مصاحبه ساختاریافته. در گام نخست، 25 ریسک از طریق مرور ادبیات و اخذ نظر از خبرگان استخراج گردید؛ این ریسک ها در قالب پنج دسته اقتصادی، فنی، قانونی و حقوقی، محیطی و زنجیره تأمین، طبقه بندی و با روش دلفی فازی ارزیابی شدند. هشت ریسک دارای عدد دیفازی مطلوب بودند و برای اولویت بندی نهایی انتخاب شدند. ریسک های نهایی با روش کپراس رتبه بندی شد و ریسک های اولویت دار عبارت بودند از: ریسک های مرتبط با کاهش تقاضای جهانی برای محصولات پتروشیمی، هزینه های تأمین مالی، افزایش هزینه های لجستیکی و حمل ونقل، خرابی تجهیزات و فناوری های مورد استفاده، و نوسانات نرخ ارز. پیشنهادهای کاربردی با توجه به ریسک های اولویت دار و مصاحبه با گروه های کانونی با در نظر گرفتن رویکرد مدیریت دانش، توسعه یافتند. مدیریت دانش در صنعت پتروشیمی با استفاده از تحلیل کلان داده و هوش کسب وکار، به پیش بینی تقاضا، بهینه سازی زنجیره تأمین، مدیریت منابع مالی و کنترل ریسک کمک می کند. با شبیه سازی روندهای بازار، ثبت تجربیات و بهره گیری از فناوری هایی مانند اینترنت اشیاء سبب کاهش هزینه ها و افزایش کارایی گشته و اشتراک اطلاعات بین بخش های سازمان، تصمیم گیری هوشمندتر و واکنش به چالش ها را تسهیل می کند.
۶.

Key Success Factors to Implement IoT in the Food Supply Chain(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Internet of Things (IoT) Food Supply Chain Key Success Factors (KSF) structural equation modeling (SEM) Grey DEMATEL

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۵
In the Industry 4.0 era, many pioneering industries are leveraging emerging technologies such as the Internet of Things (IoT) as solutions in the digital age. One of the largest and most active industries in Iran is the food industry, which stands to benefit significantly from these advancements. Achieving a sustainable competitive advantage is often possible at the level of the supply chain, where companies use information and communication technologies, such as IoT, to coordinate information, finances, and materials among supply chain actors. This research aimed to identify the key success factors (KSFs) for implementing IoT in the food supply chain. Firstly, through a systematic literature review, the KSFs for IoT implementation in the food supply chain were identified. To develop a measurement model, confirmatory factor analysis using structural equation modeling was employed, making the research applied-descriptive. A questionnaire was designed and completed by 142 members of the "Amadeh Laziz" supply chain (a case study), who were selected using a stratified random sampling method. Confirmatory factor analysis and LISREL 8.83 were then used to validate the proposed model. Finally, the cause-and-effect relationship between KSFs in IoT implementation in the food supply chain was analyzed using Grey DEMATEL. Based on the confirmatory factor analysis findings, the KSFs in implementing IoT in the food supply chain were identified as technical, economic, legal, cultural and social, security, applicability of IoT throughout the supply chain, and implementation of IoT applications. Thus, the measurement model included eight factors and 27 measures. According to the cause-and-effect relationship findings, "Implementation of IoT applications" and "Economic" factors were found to be mostly influenced, while "Applicability of IoT throughout the supply chain" and "Technical" factors were recognized as the most influential. The results of this research can guide food producers and technology policymakers in their supply chains and help avoid trial and error in IoT implementation by leveraging global and national experiences.
۷.

شناسایی و تدوین معیارهای دخیل در الگوی رفتار خرید بر اساس ریسک های زنجیره تامین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار خرید ریسک زنجیره تأمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۵
شرایط زندگی امروز به دلیل تغییرات روزافزون جهان در قرن اخیر تغییر کرده است، شرایطی که زنجیره های تأمین با آن روبه رو هستند و از آن تأثیر می پذیرند نیز دچار تغییر شده است. مدیران با شرایط ناشناخته تر و ریسک های جدیدی روبه رو می شوند که لازم است خود را برای مدیریت فعال و مؤثر آن ها آماده سازند؛ درنتیجه امروزه مدیریت ریسک زنجیره تأمین توجه زیادی را به خود جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تدوین معیارهای دخیل در الگوی رفتار خرید بر اساس ریسک های زنجیره تأمین بود. پژوهش حاضر از نوع رویکرد آمیخته و به صورت کیفی و کمی  است. جامعه آماری در بخش اول پژوهش که دارای بخش های کیفی است، شامل مدیران شرکت های فعال در مجتمع فولاد مبارکه بود که به روش غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شد. نمونه گیری در بخش کیفی نیز به صورت هدفمند بود که 12 نفر از مدیران شرکت فولاد مبارکه با توجه به اشباع نظری به عنوان نمونه نهایی بخش کیفی انتخاب شد. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. نتایج پژوهش حاضر، نشان دهنده شناسایی تعداد 63 کدباز، 15 خرده مقوله یا مفهوم و 6 مقوله کلی بود که در قالب مدل پارادایمی شاملِ شرایط علی (قدرت تأمین، ریسک های لجستیک، امنیت اطلاعات)؛ مقوله محوری (انتقال دانش و تجربیات)؛ راهبردها (ارزیابی پایداری مالی، استفاده از فناوری، توسعه روابط مستمر)؛ شرایط مداخله ای (توانایی ارزیابی و مدیریت ریسک، انعطاف پذیری و راه کارهای جایگزین)؛ زمینه (ثبات سیاسی و اقتصادی، کیفیت و استانداردها، رعایت قوانین و مقررات، قدرت مذاکره و شرایط قراردادی)؛ پیامدها (بهبود کیفیت محصولات، مدیریت بهتر ریسک ها)؛ رفتار خرید شرکت های فعال در مجتمع فولاد مبارکه در انتخاب تأمین کنندگان خارجی بر اساس ریسک های زنجیره تأمین و روابط بین ابعاد مختلف و عناصرشان را انعکاس می دهند. در بخش کمی مدل حاصل از روش تئوری داده بنیاد، به منظور پیمایش مدل در سایر خوشه ها و اطمینان از تائید بودن، با روش معادلات ساختاریافته مورد آزمون قرار گرفت. برای ارزیابی مدل پژوهش، 80 نفر از کارکنان شرکت های فعال در مجتمع فولاد مبارکه مورد آزمون قرار گرفتند. در ارزیابی کمی مدل، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. نتایج پیمایش، حکایت از تأیید کامل مدل حاصل از روش تئوری داده بنیاد داشت. نتایج حاصل از تحلیل داده های پیمایش نشان داد که شاخص های برازش مدل، بارهای عاملی و روایی همگرا و واگرا در سطح مطلوبی قرار دارند و داده های تجربی از ساختار مفهومی پیشنهاد شده حمایت می کنند.
۸.

مدل برنامه ریزی برونسپاری لجستیک معکوس بر پایه تحلیل فازی شهودی با در نظر گرفتن روش های هوش مصنوعی (مورد مطالعه: شرکت سایپا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار برنامه ریزی صحیح آمیخته شبکه عصبی مصنوعی سود عملیاتی شرکت سایپا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۴۷
مقدمه و اهداف: توسعه پایدار، توسعه ای است که نیازهای نسل حاضر را تأمین می کند؛ بدون اینکه در پاسخگویی نیازهای نسل آینده خللی ایجاد کند. توسعه پایدار دارای سه بُعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که باید به صورت هم زمان در نظر گرفته شود. با رشد و اهمیت توسعه پایدار، بسیاری از شرکت های موجود در سطح دنیا نیز به دلایل و انگیزه های کنشی و یا واکنشی اقدام به جمع آوری محصولات فرسوده خود می کنند. در چنین شرایطی وجود یک شبکه لجستیک معکوس که مبتنی بر توسعه پایدار باشد، ضروری است. تصمیم بر برون سپاری لجستیک به دلیل اجتناب از هزینه های ثابت، سرمایه گذاری سنگین و دستیابی به مزیت اقتصادی، بسیار اهمیت یافته است و شرکت های بسیاری مزایای بالقوه را که از خدمات لجستیکی باکیفیت حاصل می شود، دریافته اند.روش: در پژوهش حاضر، یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح آمیخته به منظور برنامه ریزی برون سپاری لجستیک معکوس در چرخه مونتاژ صنعت خودروسازی بر پایه تابع هدف هزینه گرا ارائه شده است. قلمرو موضوعی پژوهش متمرکز بر چرخه مونتاژ خطوط تولید به صورت عام و با اولویت خودروسازان پرتیراژ (سواری سبک) است که شامل گروه صنعتی خودروسازی سایپا شامل گروه لیزینگ رایان سایپا است. قلمرو زمانی پژوهش، یک بازه مشخص از سال 1389 تا سال 1398 است. متغیرهایی نظیر دریافتی های غیرتجاری، جمع کل دارایی ها، سود عملیاتی، سود خالص و ارزش بازار هستند که از طریق آمار منتشرشده «شرکت سایپا» با استفاده از نرم افزار متلب ارزیابی می شوند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان متغیرهای دریافتی های غیرتجاری، جمع کل دارایی ها، سود عملیاتی، سود خالص و ارزش بازار، سود خالص به سود عملیاتی و فروش (درآمدهای عملیاتی) از اهمیت بالایی برخوردار هستند. بیشترین میزان دریافتی های غیرتجاری برای شرکت خودروسازی سایپا در بازه زمانی 1389 تا 1398 در سال 1398 و در فصل تابستان است و برای کل دارایی ها برای سال 1392 و فصل تابستان است؛ همچنین بیشترین میزان سود عملیاتی برای سال 1398 و فصل زمستان و برای سود خالص برای سال 1390 و فصل بهار است. میزان همگرایی داده ها در نمودار رگرسیونی فروش (درآمدهای عملیاتی) به سود عملیاتی و سود خالص به سود عملیاتی برای سال های 1389-1398 محاسبه شد. میزان همگرایی داده ها در نمودار رگرسیونی فروش (درآمدهای عملیاتی) به سود عملیاتی بر مبنای مدل مفهومی در سال 1398 برابر با 9895/0 و نمودار رگرسیونی سود خالص به سود عملیاتی در سال 1398 بر مبنای مدل مفهومی در نظر گرفته شده برابر با 9961/0 است. میزان رگرسیون برای مدل مفهومی در مرحله آزمون برابر با 79/0 به دست آمد. میزان رگرسیون حاصل از پردازش در مرحله کلی برابر با 79/0 حاصل شد. میزان خطای هیستوگرام برای هر سه مرحله یادگیری، اعتبارسنجی و آزمون محاسبه شد. این میزان خطا با توجه به خطای صفر، برابر با 002375/0 است که به دلیل نزدیک بودن به صفر از سطح قابل قبولی برخوردار است و به مقدار صفر نمی رسد و در مقایسه با نتایج پژوهش های دیگر نشان دهنده بهبود میزان رگرسیون و خطا در تجزیه وتحلیل تابع هدف است.نتیجه گیری: با توجه به وزن محاسبه شده معیارها در مسائل بالانس خطوط مونتاژ دوطرفه می توان نتیجه گرفت که گروه تصمیم در کنار مسائل تولیدی به مسائل استراتژیک توجه خاصی دارند؛ زیرا نرخ تولید خط که معکوس زمان چرخه تولید است، در درازمدت بر سهم بازار شرکت تأثیر می گذارد و موجب افزایش سهم شرکت در بازار می شود.
۹.

ارائه مدلی برای انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنجیره تأمین صنعت لیزینگ خودرو نظریه داده بنیاد مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: انعطاف پذیری زنجیره تأمین به مقابله باعدم قطعیت های موجود محیط رقابتی کمک می کند. از این رو، هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرایندی انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو در ایران است.   روش: روش تحقیق این پژوهش، آمیخته از نوع اکتشافی است. ابتدا با استفاده از نظریه داده بنیاد، به عنوان روشی کیفی، پس از ۲۱ مصاحبه و اشباع نظری، مدل انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو ایران با ۲۴ مقوله فرعی در قالب ۶ مقوله اصلی شکل گرفت. سپس در بخش کمّی پژوهش، بعد از توزیع و تکمیل ۲۶۰ پرسش نامه در سطح سازمان های لیزینگ خودرو ایران با روش مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر فرضیه های مربوط به روابط ابعاد مدل انجام گرفت و اعتبارسنجی مدل در مورد مطالعه بررسی شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، شرایط علّی انعطاف پذیری عبارت اند از: «انتظارات مرتبط با مشتریان»، «عوامل مرتبط با تأمین کنندگان» و «انگیزه های مرتبط با تأمین مالی». شرایط زمینه ای به دست آمده عبارت اند از: «عوامل مرتبط به قانونی مقرراتی»، «عوامل مالی اقتصادی»، «عوامل مرتبط به شرایط زیست محیطی» و «عوامل فرهنگی اجتماعی مرتبط». شرایط مداخله گر انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی به دست آمده عبارت اند از: «ترکیب مالکیت و سهام داران شرکت لیزینگ»، «عوامل مرتبط با ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «عوامل مرتبط با سیستم ها و زیرساخت های صنعت»، «عوامل مرتبط با حمل ونقل و جابه جایی». پدیده انعطاف پذیری مالی در زنجیره تأمین در برگیرنده «راه حل های تأمین مالی»، «ارتباطات مؤثر عناصر زنجیره تأمین»، «عوامل مرتبط با توانایی اعتباردهی» و «مدیریت ریسک مناسب» تعریف شد. همچنین، راهبردهای انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی دربرگیرنده «نوآوری و توسعه محصولات جدید»، «توسعه شبکه فروش و خدمات پس از فروش»، «توسعه مهارت های آموزش و خدماتی» و «توسعه همکاری های بین زنجیره تأمین» تعیین شد. پیامدهای انعطاف پذیری مالی در زنجیره تأمین شرکت های لیزینگ عبارت اند از: «افزایش تولید محصولات خودرویی»، «افزایش سطح دسترسی به خدمات»، «دسترسی آسان تر به منابع مالی»، «بهبود گردش اطلاعات مالی» و «افزایش بهره وری زنجیره تأمین». در بخش کمّی پژوهش، بر اساس نتایج مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر انجام شده، «عوامل مداخله گر انعطاف پذیری» بر «شرایط علّی انعطاف پذیری» و «راهبردهای انعطاف پذیری» مؤثر است. «شرایط علّی انعطاف پذیری» بر «توجه به انعطاف پذیری» اثر دارد. همچنین ابعاد «عوامل زمینه ای انعطاف پذیری» و «توجه به انعطاف پذیری» بر «راهبردهای انعطاف پذیری زنجیره تأمین» اثر معناداری دارند و در نهایت «راهبردهای انعطاف پذیری» بر «پیامدهای انعطاف پذیری» مؤثر است. نتیجه گیری: برای افزایش انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی، الگوبرداری از تجارب نمونه های موفق شرکت های داخلی و بین المللی در توسعه محصولات جدید، به ویژه در بستر فناوری های نوپدید، نظیر اینترنت اشیا توصیه می شود. در ضمن، مدیریت مشکلات خدمات پس از فروش، افزایش اعتماد و ارتباط مؤثر با مشتریان و افزایش دانش، تجربه و مهارت های کارکنان متناسب با تغییر و تحولات صنعت، از مهم ترین ارتقادهندگان انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی صنعت لیزینگ خودرو ایران است.
۱۰.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی در فضای مجازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه های اجتماعی ایرانی فضای مجازی اولویت بندی تصمیم گیری چندشاخصه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف: پژوهشحاضر به دنبال شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی است. با وجود رشد مطلوب شبکه های اجتماعی داخلی در سال های اخیر، این شبکه ها در مقایسه با نمونه های خارجی کامیابی چندانی نداشته اند. روش: پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی و از حیث گردآوری داده ها، یک مطالعه میدانی است. جامعه نظری پژوهش، خبرگان شبکه های اجتماعی مورد استفاده در ایران، از قبیل بله، آیگپ، ایتا و... بود و نمونه گیری بر اساس تخصص خبرگان در این حوزه، به صورت قضاوتی انجام شد. حجم نمونه برابر با ۱۰ نفر بود. مهم ترین ابزارهای گردآوری داده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه های خبره سنجی و پرسش نامه های اولویت سنجی. یافته ها: پژوهش حاضر در سه مرحله انجام شد. در گام نخست، ۲۴ عامل از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. در مرحله بعد، این عوامل با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و روش دلفی فازی غربال شدند. عدد دی فازی هشت عامل بالاتر از ۷/۰ به دست آمد و این عوامل برای رتبه بندی نهایی انتخاب شدند. در نهایت، عوامل غربال شده با توزیع پرسش نامه های اولویت سنجی و روش کوکوسو رتبه بندی شدند. عوامل اولویت دار عبارت بودند از: تنوع خدمات ارائه شده توسط شبکه اجتماعی مدنظر، اعتماد کاربران به شبکه اجتماعی مد نظر، حریم خصوصی کاربران و امنیت و خط مشی های درآمدزایی شبکه های اجتماعی. نتیجه گیری: پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهم ترین عوامل توسعه یافت. برخی پیشنهادهای کاربردی عبارت اند از: توسعه یک مدل کسب وکار مشخص، جلب اعتماد کاربران، تنظیم مقررات، داشتن پلن درآمدی مشخص و توجه به اخلاق فناوری.
۱۱.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر بلوغ شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی با رویکرد صنعت نسل چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلوغ سازمانی شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی صنعت نسل چهارم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف: تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر بلوغ شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی با تمرکز بر رویکرد صنعت نسل چهارم است.روش: تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از منظر روش شناسی، یک مطالعه کمی است. جامعه نظری پژوهش، متخصصان بلوغ سازمانی و صنعت نسل چهارم در صنعت مواد غذایی هستند. نمونه گیری در این پژوهش بر اساس تخصص خبرگان در حوزه تحقیق انجام شد. در این پژوهش از روش دلفی فازی برای غربال عوامل و از فنون کپراس و ماباک برای اولویت بندی عوامل غربال شده استفاده شد. همچنین از مصاحبه با گروه های کانونی به منظور ارایه پیشنهادهای کاربردی بهره گرفته شد.یافته ها: تحقیق حاضر در چند مرحله اجرا شد. در گام اول، عوامل موثر بر بلوغ شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. برای غربال عوامل، پرسشنامه های خبره سنجی بین خبرگان توزیع شد و خبرگان، نظرات خود را در مورد هر یک از عوامل در قالب طیف پنج درجه فازی بیان کردند. 10 عامل دارای عدد دی فازی مطلوبی بودند و برای اولویت بندی نهایی گزینش شدند. عوامل غربال شده با توزیع پرسشنامه های اولویت سنجی و فنون کپراس و ماباک ارزیابی شدند. خبرگان نظرات خود را در قالب طیف 10تایی بر اساس چهار شاخص بیان کردند. عوامل اولویت دار عبارت بودند از حاکمیت فرهنگ تصمیم گیری داده محور، میزان استفاده از روش های نوین یادگیری در سازمان، میزان استفاده از پلتفرم های ابری در سازمان، میزان استفاده از ماشین آلات و تجهیزات هوشمند در شرکت و سیاست های نوآوری در سازمان.اصالت/ارزش افزوده علمی: پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهم ترین عوامل توسعه یافت. برخی پیشنهادها عبارت بودند از استفاده از فناوری های داده محور مثل هوش کسب وکار و کلان داده ها برای تقویت تصمیم گیری داده محور، استفاده از رویکرد ترکیبی در آموزش و کاربست فناوری های نوین در حوزه آموزش مثل متاورس، استفاده از فناوری های اینترنت اشیا و بلاک چین برای خودکارسازی و هوشمندسازی فرآیندها و نهایتا حرکت به سمت سیاست نوآوری باز.
۱۲.

شبیه سازی عامل بنیان روابط بازیگران زنجیره تأمین مواد غذایی آماده و نیمه آماده برای صادرات در دوران همه گیری کرونا (مورد مطالعه: شرکت آماده لذیذ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیه سازی عامل بنیان همه گیری کرونا دیمتل فازی مواد غذایی نیمه آماده زنجیره تأمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
مقدمه و اهداف: عدم اطمینان در تأمین مواد غذایی در کشور، توجه به زنجیره تأمین مواد غذایی نیمه آماده را افزایش داده است. زنجیره تأمین مواد غذایی همانند بسیاری از بخش های اقتصادی کشور، از همه گیری کرونا مصون نمانده است. تأمین مواد غذایی، با توجه به رفتاری که دولت و مشتریان در این شرایط بروز می دهند، می تواند بر عدم اطمینان زنجیره تأمین بیفزاید و لزوم شبیه سازی رفتار بازیگران زنجیره تأمین در این شرایط را بیشتر کند. از این رو، هدف این پژوهش، شبیه سازی عامل بنیان برای تبیین روابط بازیگران زنجیره تأمین غذای آماده و نیمه آماده برای واردات مواد اولیه و صادرات محصولات نهایی در دوران همه گیری کرونا است.  روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر نحوه گردآوری داده ها، با توجه به استفاده از روش شبیه سازی عامل بنیان از نوع تحلیلی-توصیفی می باشد. مورد مطالعه این پژوهش برای شبیه سازی شرایط همه گیری کرونا در زنجیره تأمین، یکی از شرکت های موادغذایی آماده و نیمه آماده در استان تهران (با ظرفیت تولید 216 هزار تن در ماه) در نظر گرفته شده است. جهت شناسایی عوامل، متغیرها و پارامترهای مدل عامل بنیان، از روش تحلیل مضمون با بررسی پیشنه پژوهش و انجام مصاحبه با 20 نفر از خبرگان فعال در صنعت مواد غذایی آماده و نیمه آماده و خبرگان زنجیره تأمین شرکت آماده لذیذ استفاده شده است.  یافته ها:  بر اساس یافته های به دست آمده، سه عاملِ «دولت» (شامل: گمرک، سازمان ملی استاندارد، سازمان حمایت از مصرف کنندگان، بانک صنعت و معدن، اتاق بازرگانی- صنایع-معادن و کشاورزی ایران و سازمان غذا و دارو)، «شرکت های زنجیره تأمین» (شامل: تأمین داخلی، تأمین کننده خارجی، تولیدکننده، و پخش کننده) و «مشتری نهایی» (شامل مشتریان داخلی و مشتریان خارجی) مهم ترین عوامل زنجیره تأمین مواد غذایی هستند که در بحث صادارات نقش آفرینی می کنند. بر اساس مصاحبه ها، مهم ترین عدم اطمینان شناسایی شده، مداخله و عدم مداخله دولت در امر صادرات و واردات هستند. بر این اساس، دو سناریوی «دخالت دولت در صادارات و واردات» و «عدم دخالت حمایتی دولت» در شرایط همه گیری، مطرح و توسعه داده شد و روابط و ویژگی آن ها و در نهایت، رفتار و تصمیم های بازیگران زنجیره تأمین (عوامل) با روش عامل بنیان شبیه سازی شد. به عنوان یکی از گام های شبیه سازی از روش دیمتل فازی به منزله روشی مکمل برای شناسایی مهم ترین روابط اصلی بین بازیگران زنجیره تأمین مواد غذایی آماده و نیمه آماده استفاده شد. پارامترهای شبیه سازی در این پژوهش شامل: تعرفه های واردات مواد اولیه (برحسب درصد)،  تعرفه های صادرات محصولات (درصد)، حجم کل تقاضای داخلی ماهانه (هزار تن)، حجم کل تقاضای خارجی ماهانه (هزار تن)، حجم کل تقاضا ماهانه (هزارتن) و حداکثر ظرفیت تولید (هزار تن) در نظر گرفته شد. همچنین متغیرهای مورد استفاده در شبیه سازی این پژوهش شامل: درصد تغییرات قیمت تمام شده نسبت به قیمت پایه، درصد تکمیل سفارشات مشتریان داخلی، درصد تکمیل سفارشات مشتریان خارجی، کل سفارشات تکمیل شده (حجم فروش کل)، میزان سود دریافتی از بازار داخلی، میزان سود دریافتی از بازار خارجی و درصد سود کل به دست آمد. در این بخش، شبیه سازی بر اساس دوسناریوی عدم مداخله حمایتی و مداخله حمایتی دولت در واردات مواد اولیه و صادارت محصولات نهایی، با تأکید بر دو متغیر اصلی «سودآوری» و «درصد تحقق سفارشات» که برآیند همه متغیرهای مدل هستند، شبیه سازی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، در سناریوی مداخله حمایتی دولت، درصد سودآوری 6% و تحقق سفارشات کل 14% افزایش برآورد شد. با توجه به دوشاخص تعریف شده برای مقایسه سناریوها، سناریو دوم شرایط مطلوب تری را برای حمایت از تولید داخلی، افزایش سطح اشتغال و امنیت مواد غذایی در بازار داخلی و خارجی ایجاد می نماید.
۱۳.

ارائه راهکار فراترکیب به منظور بهبود فرآیند توسعه محصول جدید مبتنی بر مدیریت ریسک محصولات تند گردش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گام های اجرایی فرآیند ریسک نظارت ریسک بازخورد و اصلاح روند روش فراترکیب چارچوب کوزو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۲
مقدمه و اهداف: با توسعه نسل چهارم صنعت، ترجیحات مشتریان در حال تغییر مداوم بوده و چرخه عمر محصولات کوتاه تر شده است. بنابراین فرآیندهای توسعه محصول جدید در شرکت ها به یک ضرورت تبدیل شده است. دسترسی به صنایع پایدار نیازمند فرآیندی است که در آن ریسک های نوظهور مهار شوند. به بیان دیگر استفاده از مفاهیم مدیریت ریسک در فرایند توسعه محصول جدید می تواند زمینه ساز ارتقاء عملکرد سازمان باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، دستیابی به چارچوبی برای مدیریت ریسک در فرآیند توسعه محصول جدید تند گردش است.  روش: ابتدا تحقیقات مرتبط با توسعه محصول جدید مرور و مفاهیم فرآیند توسعه محصول جدید، ریسک و محصولات تند گردش تعریف گردیده تا بیان مسئله شفاف و نیازمندی به مدیریت ریسک در این حوزه مشخص شود. مطالب این قسمت در قالب دو بخش کلی ادبیات نظری و ادبیات تجربی ارائه شده است. سپس با مرور مطالعات برجسته در این حوزه، از میان 95 مقاله، 18 مورد از مدل های مدیریت ریسک به تفضیل بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طبق تحقیقات، این مقالات برخی از فازهای پنج گانه مدل های مدیریت ریسک و یا گام هایی از آن را بررسی کردند، گاها تغییراتی در مدل ها ایجاد شده است، اما هیچکدام از مدل ها همه فعالیت ها و فازها را پوشش ندادند. سپس با کمک روش فراترکیب و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو، و با در نظر گرفتن همه کاستی ها و نقاط ضعف و قوت مدل های مرور شده، مدل مدیریت ریسک نوینی برای بهبود فرآیند توسعه محصول جدید با 6 گام ارائه و نحوه پیاده سازی مراحل، گام ها و زیرگام های مدل معرفی شد. این مدل علاوه بر داشتن نقاط قوت مدل های موجود، نواقص کمتری نیز دارد. می توان نوآوری این مدل را در ژرف نگری و بیان دقیق گام های اجرایی فرآیند ریسک و همچنین تمرکز بر بهبود مسیر تعیین راهکار پاسخ به ریسک دانست. تاثیر صنعت محصولات تندگردش بر این مدل، در استقلال مدیریت ریسک و نظارت ریسک است. این تحقیق با استفاده از مدل های موجود و مبتنی بر روش فراترکیب استخراج شد و سپس با نظر خبرگان حوزه مدیریت ریسک و متخصصین حوزه محصولات تند مصرف و مطالعه موردی وضعیت فعلی محصول در شرکت گلرنگ بررسی و تکمیل شد. دو معیار عمده برای آزمون صحت و خوب بودن سنجه ها، روایی و پایایی است. سنجش روایی در این تحقیق، نخست از طریق ارزیابی دقیق و گسترده پیشینه تحقیق انجام شد. سپس مؤلفه ها و شاخص های بدست آمده مورد نظرسنجى خبرگان این حوزه قرار گرفت و تأیید نهایى صورت پذیرفت. همچنین جهت جمع آوری داده های مورد نیاز، از دو سری مصاحبه نیز استفاده شده است. سری نخست مصاحبه ها با هدف شناسایی ریسک های موجود در فرآیند توسعه محصول جدید انجام شد. سری دوم مصاحبه ها نیز با هدف تعیین راهکارهای پاسخ به هر یک از ریسک های اولویت دار انجام شد.   نتیجه گیری: حلقه بازخورد به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در ارتباط با محصولات تند گردش به شمار می رود؛ زیرا عدم توجه به بازخورد و اصلاح روند توسعه، می تواند منجر به خروج محصول از گردونه رقابت شود. خبرگان بر این باورند که در محصولات تند گردش، مدیریت ریسک، نظارت و ارزیابی ریسک باید به صورت مستقل انجام شوند؛ زیرا به دلیل سرعت فساد محصولات تند گردش، فرصت از دست رفته می تواند زیان های جبران ناپذیری به همراه داشته باشد و سرعت عمل از اهمیت ویژه ای در مدیریت ریسک محصولات تند گردش برخوردار است. با توجه به عمر کوتاه این محصولات، هرگونه تأخیر در تصمیم گیری خسارات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. بنابراین، سرعت در مدیریت ریسک این محصولات بسیار حیاتی است. برای دستیابی به نتایج مورد انتظار، توسعه سیستم های جمع آوری و تحلیل داده برای ارزیابی ریسک این محصولات ضروری است.
۱۴.

مدل سازی عوامل آمادگی سازمانی استقرار کنترل فرایند آماری هوشمند در عصر صنعت 4.0 با رویکرد ساختاری- تفسیری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صنعت 4.0 کنترل فرایند آماری هوشمند آمادگی سازمانی مدل سازی ساختاری تفسیری فازی مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۱
یکی از ویژگی های انقلاب صنعتی چهارم، ایجاد هوشمندی تولید از طریق داده های بلادرنگ برای اخذ تصمیم های دقیق و به موقع است؛ بنابراین انتظار می رود که کنترل فرآیندهای آماری مبتنی بر داده به میزان زیادی به پیشرفت تولید هوشمند کمک کند. به همین سبب کنترل فرایند آماری به یکی از پرکاربردترین ابزارها برای حفظ سطح قابل قبولی از خصوصیات کیفی در عصر صنعت 4.0 تبدیل شده است. در این پژوهش، عوامل آمادگی سازمانی برای استقرار کنترل فرایند آماری هوشمند در عصر انقلاب صنعتی چهارم در صنعت گاز موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور پس از شناسایی ساختار کنترل فرایند آماری هوشمند با به کارگیری مبانی نظری، 12 عامل آمادگی سازمانی در راستای دستیابی به این مهم در قالب یک چارچوب ارائه شد؛ سپس ارتباط و توالی این عوامل با مدل سازی ساختاری تفسیری فازی مشخص شد. در ادامه مدل به دست آمده با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاریافته تأیید شد. مدل ارائه شده می تواند راهنمای صنعت گاز در پیاده سازی سیستم کنترل فرایند آماری هوشمند برای ارائه خدمات بهتر و نقص کمتر باشد.
۱۵.

طراحی مدل مدیریت زنجیره تامین پروژه ساخت مبتنی بر مدلسازی سیستم های مانا (مورد مطالعه: پروژه ساخت پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنجیره تامین عارضه یابی مدل سیستم مانا ساخت پروژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۸۳
به کارگیری مدیریت زنجیره تامین در صنعت ساخت با دشواری های جدی از قبیل طبیعت گذرای پروژه ، سفارشی سازی زیاد، تکرارپذیری پایین فعالیت ها، عدم وجود خط تولید و وابستگی رفت و برگشتی فعالیت ها مواجه است. زنجیره تامین پروژه های ساخت پتروشیمی، سیستم های بسیار پیچیده ای هستند که عملکرد نهایی آنها به ترکیب صدها تصمیم اتخاذی در چندین شرکت مستقل بستگی داشته و تعاملات ذینفعان و ویژگی های خاص هر پروژه، در زمره ی پدیده های پیچیده ای هستند که عناصر و متغیرهای بسیاری در آنها دخیل بوده و بصورتی درهمبافته، با یکدیگر در تعاملند. از آنجا که مدل سیستم مانا ریشه در سایبرنتیک سازمانی داشته و یکی از روش های س اختار یافت ه برای مواجهه با مسائل پیچیده و ساختار نایافته است، اتخاذ چنین رویکردی، تحلیلگر را قادر م ی س ازد ت ا عمیق اً از اش کالات ک ارکردی سیس تم کنونی، آگاهی یافته و چگ ونگی اعم ال تغیی رات در طراح ی سیس تم ب ه منظ ور سازگاری با آش فتگی ه ای داخل ی و خ ارجی را دریاب د. در پژوهش حاضر، با توجه به این ماهی ت آس یب شناس انه و ساختارگرایانه، مدیریت زنجیره تامین یک پروژه پتروشیمی عارض ه ی ابی ش ده است. این عارضه یابی، منجر به ارائه مدل و شناسایی نقاط ضعف زنجیره تامین از منظر سیستم های پنج گانه و کانال های ارتباطی، جهت دستیابی به مانایی شده اس ت. اعتبار روش شناسی و یافته های پژوهش از مجرای مشارکت جمعی از خبرگان مورد تایید قرار گرفته و ن وآوری ان، عارضه یابی زنجیره تامین مبتنی بر مدل سیستم مانا و از مجرای انجام مطالعه موردی است.
۱۶.

ارائه مدلی برای بهینه سازی استقرار تجهیزات کنارجاده ای در شبکه خودرویی سیستم حمل و نقل هوشمند به منظور حداکثری سازی پوشش شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کلیدواژه ها: تجهیزات کنارجاده ای سیستم حمل و نقل هوشمند شبکه خودرویی مسئله حداکثر پوشش مجموعه مکان یابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۶۷
تجهیزات کنارجاده ای از اجزای اصلی سیستم های حمل ونقل هوشمند هستند که ارتباط اطلاعاتی خودرو خودرو و خودرو تجهیزات را فراهم می سازند. با توجه به گران بودن، چالش مهم استقرار تجهیزات است. هدف پژوهش حاضر، مدل سازی استقرار بهینه تجهیزات کنار جاده ای برای دستیابی به حداکثر پوشش است. یک مدل ریاضی چندهدفه بر اساس سه پارامتر اصلی حجم ترافیک، نرخ سوانح و نزدیکی به مراکز (تجاری، اورژانسی و غیره) نقاط کاندیدا، ارائه شده است. با توجه به ماهیت NP–Hard مسئله، امکان ارائه روش های مرسوم دقیق و کارآمد برای حل در مقیاس بزرگ وجود ندارد. یک روش فراابتکاری مبتنی بر الگوریتم حریصانه با امکان نشانه گذاری نقاط با اولویت انتخاب قطعی و یا غیرقابل انتخاب، توسعه داده شد. عملکرد مدل از طریق آزمون سه سناریوی مختلف با شعاع پوششی ۲۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰ متر تجهیزات، در منطقه پنج شهرداری تهران و با نرم افزار متلب مورد ارزیابی قرار گرفت و سناریوی ۱۰۰۰ متر با پوشش امتیازی ۷۱ درصد انتخاب شد. مشاهدات نشان داد که تأثیر پارامترهای مختلف نظیر شعاع پوشش تجهیزات، تعداد تجهیزات و بودجه طرح بر نتایج استقرار تجهیزات تأثیرگذار است. الگوریتم ارائه شده با استفاده از موقعیت جغرافیایی نقاط کاندیدا امکان حل مسئله را در مقیاس بزرگ به وجود می آورد.
۱۷.

ارائه مدلی برای بهینه سازی شبیه سازی رویکردهای مدل تعالی سازمانی EFQM با استفاده از پویایی شناسی سیستم ها و الگوریتم ژنتیک در شبکه بانکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهینه سازیِ شبیه سازی پویایی شناسی سیستم ها مدل تعالی سازمانی EFQM مدل سازی دینامیکی خوشه بندی فازی حلقه های علی معادلات ساختاریافته

تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۲۸
امروزه ورود به حوزه مدیریت کیفیت برای سازمان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مدل های تعالی سازمانی ابزاری است که سازمان ها را در این مسیر رهنمون می کند. بدین منظور، سازمان ها ازجمله شبکه بانکی کشور، رویکردهای گوناگونی را در سازمان خود در راستای تحقق ارزش های مدل های تعالی استقرار می کنند؛ اما محدودیت منابع موجود از قبیل هزینه، نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و غیره، استقرار تمامی این رویکردها را میسر نمی سازد؛ ازاین رو مسئله اصلی این است که کدام رویکردها بیشترین تأثیر را در ارتقای سطح کیفیت خواهند داشت. هدف اصلی این پژوهش، کشف روابط پویای موجود بین رویکردها و معیارها و زیرمعیارهای مدل تعالی سازمانی EFQM و پس ازآن کشف روابط دینامیکی موجود بین این رویکردها و درنهایت بهینه سازی مدل شبیه سازی استخراج شده است. برای این منظور ابتدا رویکردهای معمول در مدل تعالی سازمانی استخراج و خوشه بندی شدند؛ سپس با استفاده از روش پویایی شناسی سیستم ها، حلقه های علّی بین متغیرها که همان رویکرد ها است، کشف و روابط دینامیکی استخراج شده است. درنهایت با پارامترهای موجود در شبکه بانکی، موارد شبیه سازی شده و میزان رشد تعالی سازمانی در بانک یادشده در طول 20 سال بهینه سازی شده است. جامعه آماری شبکه بانکی کشور بوده است و داده ها در بازه زمانی سال های 1397 و 1398 استخراج و مدل سازی شده اند.
۱۸.

مدل تعیین سیاست های پیش فروش در راستای تسهیل تولید مسکن و دستیابی به منافع مالی سازنده و خریدار بر اساس رویکرد پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیش فروش مسکن تأمین منابع مالی تولید مسکن کاهش تأخیر در تولید واحدهای مسکونی دستیابی به منافع سازنده و خریدار مسکن پویایی سیستم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۴۲
تأخیرهای طولانی در تکمیل واحدهای مسکونی، ناشی از عدم تأمین منابع مالی کافی و به موقع یکی از مشکلات سازندگان در فرآیند تولید مسکن است؛ بنابراین پژوهش حاضر با توجه به چالش هایی که مانع پیش فروش مؤثر واحدهای مسکونی برای تأمین منابع مالی هستند، بر آن است تا با ارائه مدلی بر اساس رویکرد پویایی سیستم، سیاست های پیش فروش مسکن را در راستای تأمین منابع مالی مکفی و به موقع، کاهش تأخیر در تکمیل، کاهش هزینه فرصت ازدست رفته و حصول توازن بین سود سازنده و سود خریدار تعیین کند. پس از ایجاد مدل دینامیکی و اعتبارسنجی آن، 48 سناریو متشکل از حالت های پنج متغیر اهرمی، شبیه سازی شده و پس از تحلیل نتایج، سیاست های بهبود مشتمل بر چهار راهکار استخراج شد. نتایج نشان می دهد برای تولید واحدهای مسکونی با قیمت متوسط، چنانچه درصد متراژ ارائه شده برای پیش فروش اولیه 30 درصد، ضریب تخفیف پیش فروش اولیه نسبت به قیمت واحد تکمیل شده 6 درصد، ضریب پیش پرداخت 30 درصد، ضریب قسط پیش از تحویل 30 درصد و عملکرد در تصمیم پیش فروش جبرانی در حالت عدم تأخیر قرار گیرد، به کاهش قابل توجه تأخیر در تکمیل و هزینه فرصت ازدست رفته و ایجاد توازن بین سود سازنده و خریدار منجر می شود.
۱۹.

ارائه الگوی تحلیل رفتار خرید شرکت های فعال در مجتمع فولاد مبارکه در انتخاب تأمین کنندگان خارجی بر اساس ریسک های زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل رفتار خرید تأمین کنندگان خارجی مجتمع فولاد مبارکه ریسک های زنجیره تأمین

تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۲۷۶
امروزه سیر تحولات پرشتاب جهانی، سازمان ها را برآن داشته تا برای غلبه بر شرایط نامطمئن پیرامون خود به تحقیق در زمینه مدیریت ریسک در زنجیره تامین بپردازند. هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی تحلیل رفتار خرید شرکت های فعال در مجتمع فولاد مبارکه در انتخاب تأمین کنندگان خارجی بر اساس ریسک های زنجیره تأمین است. این پژوهش از نظر ماهیت و نوع داده ها از نوع آمیخته، از نظر هدف بنیادی و کاربردی، از نظر اجرا توصیفی و از لحاظ روش اکتشافی بوده که در دو مرحله به صورت آمیخته کیفی و کمی مورد اجرا قرار گرفت. در مرحله کیفی، روش تحقیق، مطالعه موردی بوده و جامعه آماری را مدیران خرید فولاد مبارکه و نیز تامین کنندگان تشکیل داده اند. در این مرحله از روش نمونه گیری در دسترس-گلوله برفی جهت انتخاب ۲۰ نفر برای مصاحبه استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این روش مصاحبه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی (تم) با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری و انتخابی همراه با ارائه شواهد مستند انجام گرفته است. در مرحله کمی پژوهش، روش تحقیق توصیفی بوده و برای تعیین حجم نمونه از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان استفاده شد. به این منظور از بین شرکت های تامین کننده فعال که بالغ بر ۸۰ شرکت بودند، تعداد ۶۶ شرکت به عنوان نمونه انتخاب شد؛ که  از این بین ۶۲ پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین ریسک تامین کنندگان خارجی و رفتار خرید مشتریان صنعتی رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین الگوی ارائه شده از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج این تحقیق نشان داد که در صنعت فولادسازی، سیستم ها ی ارتباطی و عوامل زیست محیطی، تاثیر کمتری نسبت به بقیه عوامل دارند؛ زیرا تأمین کنندگان به قیمت و مخصوصاً کیفیت که اولویت خطوط تولید فولاد مبارکه است، بیشتر بها می دهند. به موازات شرایط مطلوب انتخاب تأمین کننده نباید از ریسک های محیطی چشم پوشی کرد
۲۰.

توسعه مدل کسب وکار تاب آور برای سازمان های پیچیده فنی - اجتماعی به روش فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری سیستم پیچیده فنی اجتماعی فراترکیب مدل کسب وکار

تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۶۴
هدف: وجود فضای پرالتهاب اقتصادی و اجتماعی، کسب وکارها را به سمت ارتقای سطح پایداری سوق داده است. از طرفی ظهور سیستم هایی متشکل از ترکیب فرایندهای فنی جای گرفته در شبکه های اجتماعی که از آن با عنوان سیستم های پیچیده فنی اجتماعی یاد می شود، موجب شده است که پیچیدگی هایی در تدوین مدل کسب وکار این نوع سازمان ها ایجاد شود. توجه هم زمان به مسائل اجتماعی و فرایند های فنی و در نظر گرفتن تأثیرهای این دو بر یکدیگر، در انتخاب و طراحی مدل کسب وکار از اهمیت ویژه برخوردار است. مطالعه حاضر در تلاش است با بررسی تحقیقات گذشته، به شناسایی ویژگی ها و عوامل مؤثر بر تاب آوری مدل کسب وکار سازمان های پیچیده فنی اجتماعی بپردازد و مدلی را برای ارتقای سطح تاب آوری مدل کسب وکار این نوع سازمان ها ارائه دهد؛ از این رو هدف این پژوهش توسعه مدل کسب وکار تاب آور برای سازمان هایی با این ویژگی است. روش: برای انجام این پژوهش و همچنین، استخراج مؤلفه های مؤثر بر تاب آوری کسب وکار، از روش فراترکیب استفاده شده است؛ از این رو ابتدا استراتژی مدنظر جهت جست وجو و انتخاب مقاله ها تعیین شد؛ سپس مقاله های مرتبط و معتبر بین سال های 2000 تا 2022 میلادی استخراج شد و پس از پالایش مقاله ها، تحلیل محتوای 78 مقاله نهایی انجام گرفت. یافته ها: 85 کد فرعی که نشان دهنده عوامل مؤثر بر تاب آوری مدل کسب وکار است، استخراج شد. در مرحله بعد با استفاده از این کدها و با توجه به نزدیکی معانی و تعاریف آن ها، 21 کد محوری (تم) تعریف شد و در مرحله آخر، تم های تدوین شده ذیل چهار مؤلفه اصلی آنتولوژی مدل کسب وکار، دسته های مشتری، مدیریت زیرساخت، جریان های مالی و ارزش پیشنهادی قرار گرفتند. نتیجه گیری: به دلیل بررسی هم زمان عوامل اجتماعی و فرایند های فنی سازمان، مدل نهایی ارائه شده در مقایسه با سایر مطالعات انجام شده، از جامعیت کامل تری برخوردار است و می تواند به مدیران ارشد سازمان ها در انتخاب و تدوین مدل کسب وکار تاب آور کمک شایانی کند. همچنین، این مدل جهت ارزیابی میزان تاب آوری مدل کسب وکار سازمان های منطبق بر سیستم های فنی اجتماعی، می تواند مرجع مناسب و جامعی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان