فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۳٬۴۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از رویکردهای ایمن سازی جامعه در برابر همه گیری اطلاعات در بحران ها، افزایش سواد رسانه ای است. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین سواد رسانه ای و توانایی تشخیص اخبار جعلی مرتبط با کووید-19 در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بود. روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز 7494 نفر، و حجم نمونه 367 نفر بود. جهت سنجش متغیرها از پرسشنامه های "سواد رسانه ای" (آلفای کرونباخ 0/738) و "توانایی تشخیص اخبار جعلی مرتبط با کووید-19" (آلفای کرونباخ 0/864) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و تحلیلی استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS 26 تحلیل شد. یافته ها: در این پژوهش، 42/2 درصد مرد و 57/8 درصد زن بودند. سواد رسانه ای مرتبط با کووید-19 در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز نشان دهنده سواد رسانه ای کافی (66/1 تا 84) آنان است. میانگین توانایی تشخیص اخبار جعلی مرتبط با کووید-19 و تمامی مؤلفه های آن در دانشجویان این دانشگاه از حد متوسط بیشتر است. بین دانشجویان زن و مرد و بین دانشجویان سطوح مختلف تحصیلی از لحاظ سواد رسانه ای، تفاوت معنی دار وجود داشت. توانایی تشخیص اخبار جعلی مرتبط با کووید-19 در دانشجویان زن و مرد و در سطوح مختلف تحصیلی معنی دار نبود. نتیجه گیری: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز دارای سواد رسانه ای کافی هستند و می توانند اخبار جعلی را تشخیص دهند. ایجاد فضایی برای مشارکت دانشجویان در تولید و انتشار اخبار و محتواهای علمی و آموزشی معتبر در حوزه کووید-19 پیشنهاد می شود.
امکان سنجی کاربست فیلم مستند در فراهم سازی شواهد سیاستی در سیاست گذاری مبتنی بر شواهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
486 - 518
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت سیاست گذاری شواهدمحور در حوزه اقتصاد و نقش بالقوه فیلم مستند در فراهم سازی این شواهد، پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی کاربست فیلم مستند و پیشنهاد یک مدل کاربردی برای استفاده از این محصول رسانه ای در فرایند سیاست گذاری شواهدمحور اجرا شد.
روش: این پژوهش از ترکیب روش های کمی و کیفی بهره برده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش نمونه گیری ملاکی، ۸ فیلم مستند اقتصادی با معیارهایی همچون تک قسمتی بودن، پرداختن به مشکلات اقتصاد ایران، جدید بودن، کیفیت نسبی بالا در تولید، حضور در بین فیلم های پذیرفته شده و جایزه گرفته در جشنواره های مستند داخلی انتخاب شد؛ سپس بر اساس کدهای قیاسی مبتنی بر ادبیات نظری رویکرد شواهدمحور، این فیلم ها تحلیل محتوا شدند. در بخش کمّی، برای سنجش میزان اجماع در خصوص ۶۱ گزاره پژوهشی حاصل از تحلیل محتوا، از روش دلفی در سه فاز استفاده شد. جامعه آماری بخش کمّی، متخصصان حوزه اقتصاد بود که از بین آن ها ۲۵ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد.
یافته ها: بر اساس تحلیل محتوای انجام شده، ۶۱ گزاره پژوهشی استخراج شد. پس سه دور اجرای دلفی، ۴۰ گزاره، نمره بالای ۷۵ درصد و ۲۱ گزاره، نمره بالای ۵۰ درصد را به دست آوردند و متخصصان آن ها را تأیید کردند. گزاره های استخراج شده دربرگیرنده این موضوعات بودند: انواع شواهد قابل ارائه در فیلم مستند، نحوه گردآوری و به کارگیری آن ها در سیاست گذاری اقتصادی و معیارهای کیفیت و اعتبار این شواهد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که فیلم مستند می تواند به عنوان ابزاری کارآمد، شواهد مورد نیاز سیاست گذاری اقتصادی را فراهم کند. بر این اساس، یک مدل عملیاتی برای تعامل فیلم مستند با فرایند سیاست گذاری شواهدمحور ارائه شد. همچنین برای ارتقای کیفیت و کاربردپذیری فیلم مستند اقتصادی در این زمینه، پیشنهادهایی ارائه شد.
مبانی و ویژگی های معماری و شهرسازی اسلامی از منظر عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
293 - 325
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی که مبتنی بر عشق حقیقی و جمال است، می تواند در هنر اسلامی ازجمله معماری و شهرسازی اسلامی تجلی یابد. این عشق و تجلی عارفانه که ریشه در جمال و زیبایی خداوندی دارد، در آیات و روایات شیعه و ادبیات و اشعار عرفای مسلمان تأکید شده است. عرفان اسلامی و تجلی عارفانه عشق الهی در معماری و شهرسازی اسلامی دارای ویژگی هایی همچون معنویت، نمودی از بهشت، وحدت و کثرت، آرامش بخشی، هماهنگی و تنوع است. امری که شهرسازی و شهرهای معاصر با الگوگیری از شهرسازی غربی، قرابت چندانی با عرفان اسلامی و عشق و زیبایی ندارند. ازاین رو، هدف این مقاله تبیین مبانی و ویژگی های معماری و شهرسازی اسلامی از منظر عرفان اسلامی است که با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی با رویکرد میان رشته ای و کیفی انجام می شود. از منظر عرفان اسلامی، بر مبنای آیه شریفه «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد» معماری و شهرسازی اسلامی می تواند نمودی از بهشت را در شهرهای اسلامی متجلی کند. تجلی عارفانه با ویژگی های معنویت، وحدت و کثرت، سلسله مراتب، هندسه اسلامی و تکریم طبیعت، در مکان هایی همچون مساجد، آرامگاه ها، باغ های ایرانی و خانه ایرانی نمود می یابد.
عرفان اسلامی که مبتنی بر عشق حقیقی و جمال است، می تواند در هنر اسلامی ازجمله معماری و شهرسازی اسلامی تجلی یابد. این عشق و تجلی عارفانه که ریشه در جمال و زیبایی خداوندی دارد، در آیات و روایات شیعه و ادبیات و اشعار عرفای مسلمان تأکید شده است. عرفان اسلامی و تجلی عارفانه عشق الهی در معماری و شهرسازی اسلامی دارای ویژگی هایی همچون معنویت، نمودی از بهشت، وحدت و کثرت، آرامش بخشی، هماهنگی و تنوع است. امری که شهرسازی و شهرهای معاصر با الگوگیری از شهرسازی غربی، قرابت چندانی با عرفان اسلامی و عشق و زیبایی ندارند. ازاین رو، هدف این مقاله تبیین مبانی و ویژگی های معماری و شهرسازی اسلامی از منظر عرفان اسلامی است که با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی با رویکرد میان رشته ای و کیفی انجام می شود. از منظر عرفان اسلامی، بر مبنای آیه شریفه «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد» معماری و شهرسازی اسلامی می تواند نمودی از بهشت را در شهرهای اسلامی متجلی کند. تجلی عارفانه با ویژگی های معنویت، وحدت و کثرت، سلسله مراتب، هندسه اسلامی و تکریم طبیعت، در مکان هایی همچون مساجد، آرامگاه ها، باغ های ایرانی و خانه ایرانی نمود می یابد.
تأثیر بی نزاکتی خانوادگی بر قلدری در محیط کار با نقش میانجی امنیت روانی در سازمان های رسانه ای (مورد مطالعه: روزنامه های شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
466 - 485
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش ها نشان داده اند که تأثیر بی نزاکتی خانوادگی با پیامدهای منفی متعدد کاری و غیرکاری مرتبط است. سازوکار های زیربنایی توضیح می دهد که چرا تأثیر بی نزاکتی خانوادگی با این نتایج مرتبط است؛ با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بی نزاکتی خانوادگی، بر قلدری در محیط کار با نقش میانجی امنیت روانی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع هم بستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شاغلان حوزه مطبوعات شهر اصفهان به تعداد ۳۵۰ نفر بود که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۷۰ نفر محاسبه شد و افراد نمونه با استفاده از روش هدفمند مبتنی بر معیار انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد بی نزاکتی خانوادگی لیم و تای (۲۰۱۴)، پرسش نامه استاندارد قلدری در محیط نوتلرز و همکاران (2019) و پرسش نامه استاندارد امنیت روانی می و همکاران (۲۰۰۴) بود که روایی پرسش نامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه بررسی شد و پس از اصطلاحات لازم، روایی آن به تأیید رسید. از سوی دیگر، پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 80/0 ، 90/0 و 80/0 برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده ها در سطح استنباطی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بی نزاکتی خانوادگی، بر قلدری در محیط کار تأثیر مثبت می گذارد و ضریب تأثیر آن 55/0 به دست آمد. همچنین، امنیت روانی در بین رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی با قلدری در محیط کار، به عنوان متغیر میانجی با ضریب 45/0 نقش ایفا کرد.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش درک این موضوع را گسترش می دهد که چگونه یک عامل استرس زای غیرکاری می تواند بر قلدری در محیط کار در سازمان های رسانه ای تأثیر بگذارد. یافته های مطالعه برای کاهش اثرهای نامطلوب بی نزاکتی خانوادگی و گسترش مجموعه دانش موجود، جهت گیری های ارزشمندی را ارائه می دهد.
اثر آسیب روحی سازمانی بر سایش اجتماعی با نقش های میانجی اندوه مقایسه و حسادت خاموش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
233 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی اثر آسیب روحی سازمانی بر سایش اجتماعی با نقش های میانجی اندوه مقایسه و حسادت خاموش است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری تمامی اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1401-1402 بوده اند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسش نامه های سایش اجتماعی (دافی و همکاران، 2012)، آسیب روحی سازمانی (ویوان و هورمان، 2015)، جهت گیری مقایسه اجتماعی (احمدی قوزلوجه و مهدیزاده تواسانی، 1398) و حسادت (ولی زاده و آذربایجانی، 1389) مطالعه شده اند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شده است. براساس یافته ها بین آسیب روحی سازمانی، سایش اجتماعی، اندوه مقایسه و حسادت خاموش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و اثر مستقیم آسیب روحی سازمانی بر سایش اجتماعی، اثر غیرمستقیم آسیب روحی سازمانی بر سایش اجتماعی با نقش میانجی اندوه مقایسه و اثر غیرمستقیم آسیب روحی سازمانی بر سایش اجتماعی با نقش میانجی حسادت خاموش مثبت و معنادار بود. بنابراین، مدیران سازمانی می توانند با کاهش تبعیض و بی عدالتی، حمایت سازمانی، تأکید بر شفافیت، صداقت و اعتماد سازمانی، توجه به مدیریت مشارکتی، توجه به تعاملات و تعارضات انسانی، گسترش اخلاقیات در محیط کار، ایجاد نظام شایسته سالاری، کاهش رقابت ناسالم در سازمان شرایط را برای کاهش پدیده های منفی چون آسیب روحی سازمانی، اندوه مقایسه، سایش اجتماعی و حسادت سازمانی فراهم کنند.
طراحی مدل تسهیم درآمدی برای پلتفرم های پژوهشی با رویکرد مدل استروالدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
212 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی مدل های کسب وکار در پلتفرم ها، یکی از حوزه های پژوهشی پلتفرم هاست. این پژوهش به بررسی و طراحی مدل کسب وکار پلتفرم های پژوهشی می پردازد که هدف اصلی آن، تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی و حفظ رضایت ذی نفعان است. در دنیای امروز با افزایش رقابت در حوزه های علمی و پژوهشی، نیاز به ایجاد مدل های کسب وکار کارآمد و پایدار، برای پلتفرم های پژوهشی بیش از پیش احساس می شود. این پژوهش تلاش می کند که با شناسایی و تحلیل نیازهای ذی نفعان، راه کارهایی برای بهینه سازی فرایندهای تجاری سازی ارائه دهد.روش: پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی انجام شده است. با مرور مقاله های مرتبط با مدل های کسب وکار، مدل تسهیم درآمد پلتفرم های پژوهشی طراحی شد. در این راستا، از روش گروه کانونی برای شناسایی و تعیین شرکای کلیدی، ساختار هزینه ها و مدل درآمدی پلتفرم همانندجو استفاده شد. این روش به پژوهشگران امکان می دهد که نظرها و تجربه های مختلف ذی نفعان را جمع آوری کند و به یک مدل جامع و کارآمد دست یابند.یافته ها: از مهم ترین دستاوردهای کاربرد این مدل برای پلتفرم های پژوهشی، می توان به تأثیر کیفیت پژوهش ها بر درآمد حاصل از این گونه پلتفرم ها اشاره کرد؛ به طوری که در این پژوهش، هرچه کیفیت پایان نامه ها و رساله ها در مؤسسه های آموزشی و پژوهشی بهتر باشد، سهم آن مؤسسه از درآمد حاصل از همانندجویی نیز بیشتر خواهد بود. این یافته ها نشان دهنده اهمیت توجه به کیفیت پژوهش ها و تأثیر آن بر موفقیت مالی پلتفرم های پژوهشی است.نتیجه گیری: طراحی مدل پیشنهادی می تواند به بهبود کیفیت پژوهش ها و افزایش درآمد مؤسسه های آموزشی و پژوهشی در طراحی پلتفرم های پژوهشی کمک کند و در نهایت، به حفظ رضایت ذی نفعان منجر شود. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود که مؤسسه های آموزشی و پژوهشی، به سرمایه گذاری در بهبود کیفیت پژوهش ها و ایجاد همکاری های مؤثر با پلتفرم های پژوهشی بپردازند تا از مزیت های مالی و علمی بیشتری بهره مند شوند. این رویکرد، نه تنها به نفع مؤسسه ها خواهد بود، بلکه به ارتقای سطح علمی جامعه نیز کمک خواهد کرد.
مدل سازی و تحلیل سناریو نوآوری دیجیتال در بخش خدمات درمانی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه دیجیتالی شدن یک عامل حیاتی برای نوآوری در شرکت ها، مراکز تحقیقاتی و سازمان های دولتی است. این مطالعه باهدف شناسایی محرک های نوآوری دیجیتال، ترسیم شبکه روابط بین آنها و تحلیل سناریو مسیرهای مؤثر محرک ها در بیمارستان های دولتی شهر رفسنجان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات توصیفی - پیمایشی است که در سال 1402 انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان بیمارستان های دولتی و دانشگاه علوم پزشکی شهر رفسنجان بود. نمونه شامل 12 نفر از خبرگان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. روایی داده ها با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوا تائید شد. داده های جمع آوری شده با روش نقشه شناختی فازی و با نرم افزارهای Fcmapper، Pajek و Excel تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس نتایج 12 عامل کلیدی به عنوان محرک های نوآوری دیجیتال در بیمارستان های دولتی شناسایی شد. نتایج اجرای تکنیک نقشه شناختی فازی نشان داد که محرک حمایت مدیریت ارشد با ضریب 1/57 دارای بیشترین تأثیرگذاری، محرک ظرفیت دیجیتال سازمان با ضریب 3/24 دارای بیشترین تأثیرپذیری و محرک ظرفیت دیجیتال سازمان با ضریب 3/89 دارای بیشترین مرکزیت هستند. طبق نتایج سناریوها، توجه به محرک حمایت مدیریت ارشد، اندازه سازمان، و پهنای باند بهبود اتوماسیون بیمارستان را فراهم می کند.. نتیجه گیری: باتوجه به شناسایی 12 محرک نوآوری دیجیتالی و بررسی روابط علّی میان این محرک ها، به نظر می رسد که مسئولان بیمارستانی برای تسهیل فرایند نوآوری دیجیتالی باید اولویت ویژه ای به محرک «نیازهای شهروندان» اختصاص دهند.
روند ساختار منابع مالی بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان: 1400-1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۳)
۱۷۹-۱۶۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تجزیه وتحلیل مالی اطلاعات مهمی را در اختیار مدیران بیمارستان ها قرار می دهد و سبب می شود تا منابع با دقت بیشتری تخصیص یابند. هدف مطالعه حاضر، شناسایی ساختار منابع مالی (عمومی و اختصاصی) بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی سال های 1400-1390 بود. روش ها: پژوهش کاربردی حاضر، از نوع توصیفی بود. داده های نه بیمارستان از واحد بودجه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و نیز امور مالی و سیستم اطلاعات بیمارستان (HIS) در بیمارستان های مورد بررسی اخذ گردید. تحلیل داده ها با روش آمار توصیفی در نرم افزار اکسل نسخه 2016 انجام شد. یافته ها: درآمد کل، اعتبارات بودجه جاری و منابع اختصاصی بیمارستان های منتخب به قیمت جاری طی بازه یازده ساله همواره روند صعودی داشته اند. درآمد کل بیمارستان ها به قیمت ثابت در سال 1400 نسبت به سال 1390 افزایش 20 درصدی داشته و روند منابع اختصاصی بیمارستان ها به قیمت ثابت نیز در اکثر این سال ها نزولی بوده است. نتایج میانگین سهم منابع مالی نشان داد که درآمدهای عملیاتی، بیشترین سهم و درآمدهای غیرعملیاتی و هدایا و کمک های مالی دریافتی نیز کمترین سهم را از منابع مالی داشته اند. میانگین سهم منابع اختصاصی (56/41درصد) در سال های مورد بررسی بیشتر از میانگین سهم منابع عمومی (43/59درصد) بوده است. نتیجه گیری: روشن شدن ساختار درآمد بیمارستان می تواند تحلیل جامعی از وضعیت موجود ارائه دهد که مبنای تصمیم گیری و سیاست گذاری مدیران قرار گیرد. نتایج این مطالعه حاکی از روند نزولی درآمدهای اختصاصی واقعی بیمارستان ها در سال های مورد بررسی است که نشان می دهد ظرفیت درآمدزایی بیمارستان های دولتی در حال کاهش است. کاهش قابل توجه درآمدهای عملیاتی بیمارستان ها و عدم جبران آن توسط دولت در قالب اعتبارات ردیف های ابلاغی، خودگردان بودن این بیمارستان ها را با چالش جدی مواجه کرده است. بنابراین، سیاست گذاران نظام سلامت بایستی به بازنگری یا اصلاح طرح خودگردانی در بیمارستان های دولتی توجه جدی و فوری داشته باشند.
تبیین رویکرد چابکی سازمانی مبتنی بر آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درپی آن است که با واکاوی و دلالت پژوهی آیات و روایات، الگویی دینی برای مفهوم چابکی سازمانی ارائه کند؛ ازاین رو با مرور منابع دینی و آیات و احادیثی که مفهوم آنها از دلالت هایی بر چابکی برخوردار است، داده ها شناسایی شدند و با استفاده روش پژوهش کیفی و ابزار تحلیل تم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج اجرای فرایند تحلیل تم، به شناس ایی 83 مضمون پایه منجر شد که این مضامین نیز در 14 مضمون سازمان دهنده دسته بندی شده و مضامین سازمان دهنده نیز خود ذیل 6 مضمون فراگیر تحت عناوین جهادکاری، برنامه ریزی هوشمندانه، کل گرایی، خلق موقعیت راهبردی و برخورد فعالانه با محیط، پویایی سازمانی و وجدان کاری تقسیم بندی شده اند تا ضمن تبیین، الگوی مناسبی از چابکی سازمانی مبتنی بر آموزه های دینی ارائه دهند. در انتهای پژوهش نیز ارزش های شکل دهنده چابکی سازمانی شامل سه مؤلفه تلاش مجاهدانه، توکل به سنت الهی و پایداری و استقامت شناسایی شده اند که می توان آنها را به عنوان ارزش های بنیادین سازمان در تحقق چابکی مطلوب قلمداد نمود.
طراحی الگوی راهبردی زیست بوم سرمایه اجتماعی دانشگاهی در نظام سلامت ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
۱۱۹-۱۰۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی مجموعه ای از خصیصه های محیطی و روابط اجتماعی تعریف شده است که موجب دستیابی به مقاصد و منافع مشترک در سازمان می شود. دانشگاه های علوم پزشکی برای تحقق اهداف خود باید از الگوی سرمایه اجتماعی مناسب پیروی کنند.. روش ها: پژوهش حاضر ازنظر هدف، توسعه ای و کاربردی و ازنظر ماهیت داده ها، کیفی است. عوامل شکل دهنده سرمایه اجتماعی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (Interpretive Structural Modelling (ISM، سطح بندی و با استفاده از تحلیل ساختاری (میک مک) (MICMACCross-Impact Matrix Multiplication Applied to Classification (طبقه بندی شد. جامعه آماری این تحقیق اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند و برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نمونه گیری به روش نظری انجام و تا دستیابی به معیار کفایت نظری داده ها ادامه یافت و در مجموع با 15 نفر از اساتید مصاحبه شد. یافته ها: ابعاد سرمایه اجتماعی شامل هویت در سطح یک، اعتماد و تعهدات در سطح دو، زبان، شناسه ها و فرهنگ مشترک در سطح سه، پیوندهای شبکه ای در سطح چهار، پیکره بندی روابط شبکه ای و سازماندهی مناسب در سطح پنج و هنجارها در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری: ابعاد پیکره بندی روابط شبکه ای، سازماندهی مناسب و هنجارها در خوشه محرک (متغیرهایی با کمترین قدرت وابستگی و بیشترین قدرت نفوذ) قرار گرفتند. پیشنهاد می شود دانشگاه در جهت تعریف دقیق هنجارها، ایجاد ساختار منعطف، توسعه پیوندهای قوی تر بین افراد، شبکه سازی گسترده تر، تأکید بر اشتراکات بین افراد، شفاف سازی، یادگیری گروهی و ایجاد اعتماد و تعهد بین کارکنان گام بردارد.
سنجش روابط علی تخطی نظارتی، ادراک از عدالت سازمانی و رفتار تسهیم دانش (مطالعه موردی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶۴
۳۰-۱۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تسهیم دانش مکانیزمی است که با انتشار و کمک به کاربرد دانش، کارکنان را در تحقق وظایف شغلی خود یاری می کند. این مکانیزم می تواند تحت تأثیر عوامل مختلف فردی و سازمانی باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به ارائه الگوی علّی تخطّی نظارتی، ادراک از عدالت سازمانی و رفتار تسهیم دانش در بین کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز پرداخته است. روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری بود. نمونه تحقیق شامل 215 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از بین تقریباً 700 نفر از کارکنان انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس های سنجش تخطّی نظارتی، رفتار تسهیم دانش و ادراک از عدالت سازمانی بود که با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن روایی پرسشنامه ها و با بکارگیری ضریب آلفای کرونباخ پایایی آن ها محاسبه گردید و نتایج حاکی از روایی و پایایی مطلوبی پرسشنامه ها بود. یافته ها: تخطّی نظارتی بر ادراک از عدالت سازمانی و رفتار تسهیم دانش کارکنان تأثیر منفی و معناداری دارد. به علاوه ادراک از عدالت سازمانی سهم واسطه گری در روابط بین تخطّی نظارتی و رفتار تسهیم دانش کارکنان ندارد. نتیجه گیری: مدیران سازمان های سلامت محور جهت افزایش تسهیم دانش در بین کارکنان خود باید مراقب رفتارهای نظارتی خود باشند و با پرهیز از تخطّی از وظایف نظارتی خود، باعث افزایش تسهیم دانش و در نتیجه موفقیت سازمان خود گردند.
تحلیل اقدامات امام علی(ع) برای بهبود روابط فرادست و فرودست در محیط های کاری با تأکید بر«فاصله قدرت»(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای امام علی(ع)، منبع اطمینان بخشی از سبک زندگی اسلامی است؛ رفتارهایی برآمده از آموزه های وحیانی که اخلاق نبوی را نشان می دهد. در این میان، آن دست از رفتارهایی که در تنظیم روابط بینافردی و اجتماعی کاربرد دارد، از اهمیتی مضاعف برخوردار است. چه این که بسیاری از مشکلات، تابعی از رفتارهای ناصحیح و چالش بر انگیز است که در رویارویی افراد با یکدیگر در سویه های «هم گرایانه» و «واگرایانه» رخ می نماید. ذیل سویه هم گرایانه، درباره مناسبات کاری، باید گفت زندگی امیرمؤمنان(ع) دربردارنده رهنمودهای کاربردی در زمینه فرهنگ کار و نحوه تنظیم روابط کاری است؛ آموزه هایی که بر پایه کرامت انسانی و بایسته های اخلاقی، طریقه صحیح تعاملات بین عوامل انسانی فرادست و فرودست را نشان می دهد. برپایه مقاله حاضر که با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه ای سامان یافته، امام علی(ع) قائل به فاصله قدرت نبود و روابط عوامل انسانی در محیط کار را معطوف به اخلاق و کرامت انسانی می خواست. آن حضرت در این رابطه، به اقداماتی دست زد که پنداره شکنی برای کاستن از ارج فاصله قدرت و حذف حاشیه امن در مناسبات کاری از مهم ترین این اقدامات بود. همچنین با توجه به شایستگی های اخلاقی و شغلی، الگویی از رفتار حرفه ای در شایسته گزینی را به یادگار گذاشت.
دیدگاه دانشجویان و دانش آموختگان رشته سلامت در بلایا و فوریت ها در خصوص آموزش پاسخگو(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
۱۴۰-۱۲۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از آن جا که فارغ التحصیلان رشته سلامت در بلایا و فوریت ها نقش مهمی در رفع نیازهای مردم در مناطق آسیب دیده از بلایا دارند، ضروری است که آموزش در این رشته مبتنی بر نیازهای جامعه صورت گیرد. این مطالعه با هدف دستیابی به دیدگاه های دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته در مورد میزان پاسخگویی آموزش های فراگرفته شده انجام شد. روش ها: این مطالعه کیفی با رویکرد گرانهایم و لاندمن در سال 1402 انجام شد. مشارکت کنندگان 16 نفر از دانش آموختگان و دانشجویان رشته سلامت در بلایا و فوریت ها از دانشگاه های علوم پزشکی، بیمارستان ها و سازمان هلال احمر در سراسر کشور ایران بودند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری و به روش تحلیل محتوا بررسی شد. یافته ها: سه مضمون اصلی، هشت طبقه و 52 زیرطبقه به دست آمد. نتایج در بخش چالش ها (ضعف در سازمان دهی دانش آموختگان و دانشجویان در حوادث واقعی، ضعف در کسب مهارت عملی و نبود تناسب بین آموزش های نظری با نیازهای جامعه)، در بخش نقاط قوت (وجود اساتید متبحر در علوم نظری و چندبعدی بودن آموزش) و در بخش راهکارها (ظرفیت سازی، بسترسازی و آموزش مبتنی بر نیازهای جامعه) بودند. نتیجه گیری: آموزش در رشته سلامت در بلایا و فوریت ها به گونه ای که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد، نیاز به ارتقا و تغییرات بنیادین در برنامه و سیاست های آموزشی این رشته و گنجاندن آن در ارزشیابی های دانشگاه ها دارد.
تاثیر استفاده از پورتال های بیمار در آموزش به بیمار: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش به بیماران از طریق پورتال نقش مهمی در بهبود پیامدهای سلامت آنان دارد. بنابراین، هدف از این مرور نظام مند بررسی تاثیر استفاده از پورتال های بیمار در آموزش به بیمار می باشد. روش ها: این مرور نظام مند با جستجوی کلید واژه ها در عنوان، چکیده و کلید واژه های مطالعات در پایگاه داده های علمی معتبر Embase، Web of Science،Scopus، PubMed در تاریخ 4 مارس 2024 بدون محدودیت زمانی انجام شد. از دستورالعمل موارد گزارش ترجیحی برای مرورهای نظام مند و فراتحلیل برای بررسی مقالات استفاده شد. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی بود، به این صورت که ابتدا بر اساس مولفه های یکسان طبق چک لیست استاندارد، داده ها استخراج و به صورت کیفی مطالعات سنتز و نتایج ارائه شد. یافته ها: یازده مطالعه دارای معیارهای ورود وارد این بررسی شد. مداخلات آموزشی شناسایی شده در این بررسی بر روی چهار جنبه مختلف از جمله خودمدیریتی، خودمراقبتی، بهبود دانش و مدیریت بیماری متمرکز شده اند. رویکردهای آموزشی در پورتال در هفت دسته مختلف پیام متنی، پیام تصویری، پیام ویدئویی، پست الکترونیک، سوالات متداول، پیوند به منابع آموزشی و ویدیوهای یوتیوب طبقه بندی شد. پیام های متنی رایج ترین رویکرد آموزشی مورد استفاده برای ارائه مطالب آموزشی از طریق پورتال بود. یافته های مطالعات نشان می دهد مداخلات آموزشی از طریق پورتال باعث بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، افزایش مهارت های سواد سلامت الکترونیک، بهبود دانش، تسهیل ارتباط با ارائه دهندگان مراقبت های سلامت و افزایش دانش بیمار از طریق ارائه توصیه های خودمراقبتی می شود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که نظرات بیماران در خصوص پورتال حاکی از برداشت مثبت آن ها از پورتال بیمار است. بیماران از منابع آموزشی پورتال استفاده می کنند وآن ها را مفید می دانند. پورتال ها می توانند به بیماران کمک کنند تا توصیه های پیچیده درمانی راه درک کرده و به آن پایبند باشند.
ابعاد و مؤلفه های جهاد علمی در اندیشه امام خامنه ای (دام ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
61 - 105
حوزههای تخصصی:
جهاد علمی به طور مکرر در بیانات امام خامنه ای مورد تاکید قرار گرفته؛ چنانچه یکی از محورهای بیانیه گام دوم انقلاب نیز جهاد علمی است. نظر به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و مولفه های جهاد علمی در اندیشه امام خامنه ای انجام شده است. نوع تحقیق کیفی است.برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده و300 مضمون پایه، 79 مضمون سازمان دهنده و19مضمون فراگیر استخراج و در سه بعد مبانی، زمینه ها و نتایج دسته بندی شد. بر اساس یافته های تحقیق، مبانی جهاد علمی در اندیشه امام خامنه ای شامل مولفه های: ارزش و اهمیت علم، تکریم علم و معلم در اسلام، علم توام با معنویت، علم اخلاق مدار و عدالت محور، تعلیم و تربیت متعالی وعلم نافع و کاربردی؛ الزامات آن شامل داشتن چشم انداز علمی تمدن ساز، تولید علم و جهاد علمی مستمر، پرشتاب و تمدن ساز، نوآوری وخلاقیت علمی، لزوم تحول عمیق در نظام آموزش و پرورش، لزوم تحول عمیق در نظام آموزش عالی، پژوهش محوری با رویکرد حل مسائل کشور، نخبه پروری و جذب نخبگان، تعامل و هم افزایی علمی و صنعت و اقتصاد دانش بنیان و نتایج آن شامل عزت و اقتدار،پیشرفت همه جانبه،حل مسائل کشور، آینده روشن و کسب مرجعیت علمی در جهان است.بر اساس نتایج تحقیق،امام خامنه ای برجهاد علمی مستمر، پرشتاب و تمدن ساز به عنوان یک فریضه و مطالبه عمومی، برای تولید علم نافع، کاربردی، خلاق و نوآور، همراه با تربیت متعالی، معنویت، اخلاق و عدالت، به عنوان یکی از ارکان تمدن نوین اسلامی و موتور پیشران کشور در جهت حل مسائل کشور و پیشرفت همه جانبه، با هدف شکستن مرزهای کنونی دانش و کسب مرجعیت علمی در جهان تاکید دارند.
ظرفیت تبیین مسائل فقهی در بهبود کار سازمانی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کار ارزشمند ترین رفتار انسان است که اگر در چارچوب های پذیرفته شده اسلامی باشد؛ مرضی الهی نیز قرار خواهد گرفت. در فقه اسلامی، توصیه های ارزشمندی درباره کار سازمانی یافت می شود که می تواند راهنمای خوبی برای کارکنان سازمان ها باشد. فقه اسلامی می تواند وضعیت سازمان ها را بهبود بخشد. تقویت این عرصه با استخراج و دسته بندی مسائل فقه سازمانی صورت می گیرد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت کیفی است و رویکرد به روش «تحلیلی توصیفی» است که با استفاده از منابع دینی انجام شده است. این پژوهش به برخی از ابعاد فقهی کار سازمانی، یعنی استخدام نیروی انسانی، کسب مهارت کار، ساعت کار در سازمان و استفاده از اموال سازمانی پرداخته است تا شیوه ای برای طراحی بهبود کار سازمانی به مثابه نمونه ارائه دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد برای بهبود وضعیت کار در سازمان ها، نیازمند استفاده از ظرفیت فقه اسلامی در تدوین قوانین، اصلاح ساختارها، آموزش منابع انسانی و برنامه های سازمان هستیم.
کنترل استراتژیک از نگاه نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنترل و نظارت استراتژیک یکی از وظایف اصلی مدیریت استراتژیک است که تحقق جهت گیری ها، اهداف و راهبردهای تدوین شده را پی گیری می کند. اهمیت کنترل و نظارت استراتژیک با افزایش پویایی و پیچیدگی بستر محیط خارجی و داخلی بیشتر می شود. در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) اشخاص امین و خبره و قابل اعتماد برای کارهای گوناگون منصوب می شدند و از آنان خواسته می شد تا در بخش های مختلف روابط اجتماعی، حاضر و ناظر و امین و رابط و چشم حکومت باشند و مسائل گوناگون را به حکومت و یا مردم منتقل کنند و پل ارتباطی میان مسئولان جامعه و مردم باشند. این مطالعه کیفی که روش جمع آوری اطلاعات و داده های آن، اسنادی و کتابخانه ای بوده، با هدف یافتن و توصیف انواع نظارت و کنترل استراتژیک در مدیریت اسلامی با تأکید بر کتاب نهج البلاغه انجام گرفته و به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و تکنیک فیش برداری، به تشریح اهمیت کنترل و نظارت راهبردی و ارائه کلیاتی از مفاهیم و بخش های مختلف این حوزه پرداخته است. در این مطالعه، حدود 1696 مضمون از کتاب نهج البلاغه استخراج، پایش، خلاصه و طبقه بندی گردیده است و درانتها به 14 مفهوم کلیدی دست یافته و در قالب مدلی ارائه شده است. پایه گذاری یک جامعه اسلامی که می خواهد بر اساس مبانی و ارزش های اسلامی و در جهت تحقق اهداف اسلامی شود، مستلزم نظام های کنترلی هماهنگ با این ارزش ها و اهداف می باشد.
طراحی مدل حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی سازمان های هوشمند (مورد مطالعه: شرکت مپنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
131 - 154
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: با وجود ظهور مفاهیمی چون هوشمندسازی محیط کار، تحول دیجیتال و صنعت 4.0 که باعث تغییرات عظیمی در محیط کسب وکار شده است، اما منابع انسانی همچنان ضروری ترین منبع برای پایداری سازمان ها هستند. نکته بسیار کلیدی در مدیریت سازمان های هوشمند، تمرکز بیش از حد مدیران چنین سازمان هایی بر تکنولوژی و غفلت از نقش منابع انسانی است. یکی از مشکلات اصلی سازمان ها در دنیای متحول و به شدت متغیر امروزی، شناسایی عواملی است که می تواند در بروز رفتار شهروندی سازمانی که یکی از پدیده های نوظهور است، تاثیر بگذارد. در حالی که بسیاری از مدیران بر روش های مبتنی بر پاداش مانند افزایش حقوق ماهیانه، ترفیع شغلی و غیره به عنوان عوامل موثر بر بروز رفتار شهروندی تاکید داشته اند، اما تحقیقات جدید نشان می دهد که عوامل روحی-روانی بیش از پاداش بر بروز چنین رفتارهایی تاثیر دارند. این مساله، یکی از مهم ترین چالش ها در سازمان های هوشمند محسوب می شود؛ بدین معنی که مدیران فکر می کنند با فراهم آوردن بسترهای سخت افزاری و نرم افزاری تکنولوژی می توانند باعث تعالی و موفقیت سازمان شوند. این در حالی است که حتی در سازمان های هوشمند نیز کماکان نیروی انسانی عامل اصلی موفقیت/شکست سازمان است. از طرف دیگر ادبیات پژوهش نشان می دهد که تاکنون هیچ تلاشی برای برجسته تر کردن نقش رفتارهای شهروندی در سازمان های هوشمند انجام نشده است و به طور مشخص الگوی خاصی جهت توسعه رفتار شهروندی سازمانی در سازمان های هوشمند انجام نشده است. با این توضیحات و با در نظر گرفتن این شکاف تحقیقاتی عمده، در پژوهش حاضر به طراحی مدل حمایتی سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی سازمان های هوشمند پرداخته می شود.روش : این پژوهش از لحاظ فلسفه تحقیق ذیل مطالعات کاربردی (پراگماتیسم) قرار می گیرد. از لحاظ رویکرد پژوهش، یک مطالعه استقرایی است؛ از لحاظ استراتژی، با رویکرد داده بنیاد انجام می شود؛ از لحاظ نوع روش به صورت کیفی و از لحاظ زمانی به صورت مقطعی انجام می شود. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در این پژوهش از رویکرد داده بنیاد استفاده شده است. نظریه داده بنیاد یک روش تحقیق قوی و استقرایی برای کشف نظریه های جدید است. در این روش، محقق با هیچ فرضیه ازپیش تعیین شده ای در مورد نتیجه وارد نمی شود و نگران اعتبار یا توصیف نیست. در عوض، محقق به داده هایی که جمع آوری می کند اجازه می دهد تا تجزیه وتحلیل و ایجاد نظریه او را هدایت کند و منجربه اکتشافات جدید شود. جامعه آماری شامل گروهی از خبرگان حوزه مدیریت دولتی، مدیران سازمان های هوشمند و رفتار شهروندی است. نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی انجام شده است. نمونه گیری از صاحب نظران در این پژوهش تا زمانی ادامه پیدا کرده که فرایند اکتشاف و تجزیه وتحلیل به نقطه اشباع نظری برسد. در تحقیق حاضر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. پس از انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران، مصاحبه ها پیاده سازی و سپس داده های جمع آوری شده تحلیل و ترکیب شده اند. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد (گراندد تئوری) و با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شده است.نتایج: براساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی شش دسته از عوامل شامل عوامل علی (تعهد مدیریت نسبت به کارکنان، مالکیت روان شناختی، برندسازی داخلی، رهبری اخلاقی و اعتماد سازمانی)، زمینه ای (جو سازمانی حامی رفتار شهروندی)، مداخله گر (بوروکراسی سازمانی)، پدیده محوری (حمایت سازمانی مبتنی بر رفتار شهروندی)، راهبردها (توانمندسازی کارکنان)، و پیامدها (رضایت و پیشرفت شغلی) شناسایی شد. براساس مولفه های شناسایی شده، مدل پارادایمی حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی توسعه داده شد.بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده جو سازمانی حامی رفتار شهروندی به عنوان شرایط زمینه ای شناسایی شد. یک محیط کاری مثبت باعث بهبود روحیه کارکنان، حفظ و بهره وری می شود. این به بهتر شدن یک محل کار برای همه کمک می کند. محیط کار این پتانسیل را دارد که به طور قابل توجهی بر روحیه کارکنان، روابط محل کار، عملکرد، رضایت شغلی و سلامت کارکنان تأثیر بگذارد. براساس نتایج به دست آمده، تعهد مدیریت نسبت به کارکنان، مالکیت روان شناختی، برندسازی داخلی، رهبری اخلاقی و اعتماد سازمانی به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند. در رابطه با تعهد مدیریت باید عنوان کرد که بروز رفتارهای شهروندی کارکنان نتیجه یک بده بستان بین کارکنان و مدیران است، به شکلی که اگر مدیران نسبت به دغدغه های کارکنان اهمیت نشان دهند در این صورت کارکنان نیز به احتمال بیشتری رفتار شهروندی از خود بروز می دهند. در رابطه با مالکیت روان شناختی باید عنوان کرد که مالکیت روان شناختی وضعیتی است که در آن، فرد به یک هدف یا بخشی از آنکه از نظر ماهیت می تواند مادی یا غیرمادی باشد، احساس مالکیت می کند و می گوید «آن مال من است». در واقع، مالکیت روان شناختی بازنمای تعلق عاطفی و شناختی بین فرد و سازمان است که بر رفتار و ادراک فرد از خود اثر می گذارد. ازاین رو می توان احساس مالکیت روان شناختی را یکی از عوامل موجد رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفت. رهبری اخلاقی نیز شکلی از رهبری است که بر ارزش های اخلاقی چه از سوی مدیران و چه از سوی کارکنان تاکید زیادی دارد. همچنین اعتماد یک عامل اجتناب ناپذیر در شکل گیری رفتارهای شهروندی است؛ به شکلی که در غیاب اعتماد - حتی اگر سایر شرایط محیط نیز مناسب باشد - نمی توان انتظار بروز رفتارهای شهروندی سازمانی را داشت.براساس نتایج کدگذاری ثانویه پژوهش، بوروکراسی سازمانی شامل شاخص های نگرش های منفی مدیران به کارمندمحوری، بی توجهی به استقلال شغلی، عدم حضور کارکنان در تصمیم گیری، رهبری استبدادی، تمرکز اکید بر سلسله مراتب، تمرکز بر روش های سنتی مدیریت، ناکافی بودن اقدامات مدیریت منابع انسانی، کمبود روابط درون سازمانی به عنوان مقوله شرایط مداخله گر در ارائه مدل حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی انتخاب شدند. بوروکراسی - حتی اگر برای پیشبرد فعالیت های سازمان ضروری باشد - به عنوان یک عامل بسیار منفی بر رفتارهای کارکنان عمل می کند؛ زیرا کارکنان پیش از آنکه ابزار و پیچ و مهره ساختار عظیمی به نام سازمان باشند، انسان هستند. براساس نتایج کدگذاری ثانویه پژوهش، توانمندسازی کارکنان شامل ایجاد تناسب میان توانایی و وظیفه محوله، رفع تضاد میان کار و خانواده، تجربه کاری و تسلط داشتن بر حرفه خود، تقویت خودپنداره به عنوان مقوله راهبردها و اقدامات در ارائه مدل حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی انتخاب شدند.رضایت و پیشرفت شغلی به عنوان پیامدهای حمایت سازمانی برای توسعه رفتار شهروندی شناسایی شدند. مفهوم رضایت شغلی بیانگر احساسات و نگرش های مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است؛ یعنی به طور کلی، شغلش را دوست می دارد، برای آن ارزش زیادی قائل است و به گونه ای مثبت به آن می نگرد و در مجموع، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار می باشد. در رابطه با شرایط زمینه ای اقداماتی چون ارتباطات درون سازمانی، کارمندمحوری، افزایش مشارکت کارکنان در تصمیمات سازمانی و تجمیع سرمایه اجتماعی پیشنهاد می شود. در رابطه با عوامل علّی، اقداماتی چون مدیریت منابع انسانی برندمحور، افزایش مسئولیت پذیری و پاسخگویی، توسعه و ترویج برنامه های قدردانی و تشویق و افزایش خودآگاهی و بصیرت کارکنان توصیه می شود. در رابطه با پدیده محوری، رعایت ملاحظات شخصی کارکنان، بهبود کیفیت زندگی کاری، تقدیر از رفتارهای فرانقش، ارائه مشاوره، و تقویت سیستم بازخورد توصیه می شود. در رابطه با شرایط مداخله گر، کاهش سلسله مراتب سازمانی و تقویت رهبری مشارکتی توصیه می شود. در رابطه با راهبردها، افزایش اختیارات به کارکنان، تاکید بیشتر بر کار تیمی، تقدیر از ایده های نوآورانه کارکنان و تقویت تصمیم گیری های مشارکتی توصیه می شود. در رابطه با پیامدها، تقویت و به روزرسانی سیستم ارزیابی عملکرد، ترفیع سازمانی براساس عدالت و انصاف و همچنین حمایت بیشتر از ارزش های اخلاقی توصیه می شود.
مبانی دینی - اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و استخراج برخی از مهم ترین مبانی دینی اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق حاضر این بوده که مبانی اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش و استخراج مضامین مرتبط با این موضوع، با استفاده از روش ترکیبی «استنباطی تحلیلی» (تحلیل مضمون)، با جست وجوی واژگانی و نیز با مراجعه مستقیم و مطالعه ترتیبی متون منابع، تحقیق گسترده ای انجام شد. نتیجه تحقیق با انجام سه مرحله رمزگذاری توصیفی، تفسیری و رابطه ای، دستیابی به 197 مضمون توصیفی یا پایه و 19 مضمون تفسیری یا سازمان دهنده و 5 مضمون رابطه ای یا فراگیر بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد «علم و معرفت» با دو مؤلفه، «ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد آن» با سه مؤلفه اصلی، «نگاه به هستی از منظر دینی» با دو مؤلفه، «نگاه به انسان از منظر دینی» با پنج مؤلفه و «ایمان به سنت های الهی» با سه مؤلفه به مثابه مبانی دینی و اعتقادی یا مبانی خاص برای مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی مطرح اند.
نوآوری رسانهای و هوش مصنوعی
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
476-477
حوزههای تخصصی:
نوآوری نیروی محرکۀ تحولات در هر صنعتی است؛ اما در صنعت رسانه، این تحول بهشکلی بسیار سریعتر و ملموستری رخ داده است. در سالهای اخیر، هوش مصنوعی، از ابزاری جانبی، به محرک اصلی نوآوری رسانهای تبدیل شده است. از پیشنهاد محتوای شخصیسازی شده تا تولید هوشمند اخبار، رسانههای هوشمند و نظارت خودکار آنها بر محتوای کاربرساخته، هوش مصنوعی در حال بازتعریف نحوۀ تولید، توزیع و مصرف محتواست (مکاستی[1]، 2020). با پیشرفت سریع قابلیتهای هوش مصنوعی، سازمانهای رسانهای باید با پویاییهای جدید سازگار شوند و در عین بهرهگیری از فرصتها، ملاحظات اخلاقی و اجتماعی را نیز جدی بگیرند.