فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش برسی اثربخشی آموزش حجاب و عفاف در بستر سوره نور بر نگرش به حجاب و خودمهارگری دانش آموزان دختر متوسطه شهر مشهد بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش انجام آن شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. از میان جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ۲ گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، پروتکل آموزش حجاب و عفاف در بستر سوره نور را در هشت جلسه 60 دقیقه ای دریافت و گروه کنترل آموزش ها را دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خود مهارگری تانجی و پرسشنامه نگرش به حجاب کریم زاده استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش حجاب و عفاف مبتنی بر سوره نور بر خود مهارگری و ابعاد نگرش به حجاب دانش آموزان تاثیر مثبت دارد. لذا آموزش های مبتنی بر قرآن می تواند در این زمینه حائز اهمیت بوده و با ایجاد بینش و شناخت دانش آموزان را به زیست عفیفانه فارغ از هرگونه اجباری سوق دهد. از این رو لازم است توام با قانونگذاری تلاشهایی در جهت آموزش و ارتقا آگاهی انجام شود.
مؤلفه های تأثیرگذار بر پایداری ازدواج مجدد: پژوهش کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته افرادی بود که تجربه ازدواج مجدد پایدار داشتند. رویکرد مورد مطالعه در این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جمعیت مورد مطالعه شامل کلیه افرادی بود که تجربه ازدواج مجدد داشتند. با استفاده از شیوه نمونه گیری نظری 12 نفر انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته موردبررسی قرار گرفتند. داده ها به شیوه استراوس و کوربین تحلیل شد. در مجموع 81 مفهوم، 24 مقوله اولیه و 10 مقوله ثانویه، استخراج شد. این مقوله ها عبارت اند از: شرایط علی (حل وفصل مشکلات ازدواج قبلی، طرح ریزی برای ازدواج مجدد، سست شدن موقعیت بیگانه و خودی)، راهبردها (به رسمیت شناختن اختلاف نظرها، حل مشکل در سطح واحد زوجی، راهبردهای مقابله ای مناسب)، شرایط مداخله گر (تائید خانواده اصلی و توجه به ارزش های اخلاقی و مذهبی)، شرایط زمینه ای (درک چالش های زندگی و انعطاف پذیری در مواجه با آن ها، مدیریت اوقات دو نفره، به اشتراک گذاری صمیمیت و بیان احساسات) و پیامدها (تعهد به ازدواج مجدد)، این عوامل را می توان در سه طبقه مسائل قبل، حین و بعد از ازدواج مجدد طبقه بندی کرد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر طرح ریزی و آمادگی برای ازدواج و اتخاذ راهبردهای مقابله ای مناسب در مواجهه با چالش های زندگی، پایداری ازدواج مجدد را باعث می شود.
بررسی اثربخشی مداخلات آنلاین سازگاری بعد از طلاق بر روی استرس، اضطراب و کیفیت زندگی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
219 - 241
حوزههای تخصصی:
یکی از خدماتی که از پیامدهای بیماری کرونا متاثر شد، خدمات مشاوره و روانشناختی بود. در حالی که قبل از این بیماری افراد به صورت حضوری از خدمات مشاوره و روانشناختی بهره می بردند ولی در حال حاضر با وضعیت جدید روبرو شده به طوری که ادامه خدمات با استفاده از ابزارهای ارتباطی از راه دور ممکن خواهد بود و لذا آموزش ها و خدمات روانشناختی نیز به سمت و سوی خدمات غیرحضوری سوق پیدا کردند. هدف از پژوهش حاضر اثربخشی مداخلات آنلاین سازگاری بعد از طلاق بر روی استرس، اضطراب و کیفیت زندگی در افراد مطلقه شهرستان ایذه در سال 1400 بود. پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه مداخله و گروه گواه بود. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی افراد مطلقه شهرستان ایذه در سال 1400بودند. نمونه آماری شامل 24 نفر، دو گروه 12 نفره (گروه اول با مداخلات آنلاین و گروه دوم بدون مداخله) بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس برای گروه آزمایش مداخلات آنلاین (پروتکل مداخلات آنلاین سازگاری بعد از طلاق صادقی، گودرزی و کریمی ثانی، 1400) طراحی شده در یک اپلیکیشن در مدت 6 ماه و گروه کنترل بدون مداخله انجام شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن، مقیاس اضطراب بک و پرسشنامه کیفیت زندگی وبر و شربون بود. یافته ها نشان داد که مداخلات آنلاین سازگاری بعد از طلاق بر روی استرس، اضطراب و کیفیت زندگی در افراد مطلقه شهرستان ایذه موثر می باشد. بنابراین در زمان آموزش های غیرحضوری می توان از این اپلیکیشن برای سازگاری بعد از طلاق افراد مطلقه استفاده کرد.
آزمون مدل ساختاری رابطه بین ترومای کودکی با اضطراب مرگ و میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان زن از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
95 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل ساختاری رابطه بین ترومای کودکی با اضطراب مرگ و میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان زن از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان زن دانشگاه آزاد کرج در سال 1403 بود که 249 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. شرکت کنندگان به پرسشنامه های اضطراب مرگ کالت-لستر (1969)، عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994)، و ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS برای سنجش همبستگی بین متغیرها و نرم افزار Amos برای تحلیل متغیر میانجی استفاده شد. نتایج نشان داد ترومای کودکی به طور مستقیم بر عملکرد عدم تحمل بلاتکلیفی تاثیر دارد. و عدم تحمل بلاتکلیفی نیز به طور مستقیم بر اضطراب مرگ تاثیر دارد. ترومای کودکی بر اضطراب مرگ از طریق متغیر عدم تحمل بلاتکلیفی تاثیر غیرمستقیم دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبتی با هر دو متغیر دیگر دارد. هم چنین نتایج نشان داد که کاهش تجربیات تروماتیک دوران کودکی، به کاهش غیرمستقیم اضطراب مرگ منجر می شود. و عدم تحمل بلاتکلیفی نقش مهمی در این رابطه ایفا کرد. بنابراین مداخلات روان شناختی مبتنی بر فرهنگ بر بهبود تحمل بلاتکلیفی و کاهش تاثیرات ترومای کودکی و کاهش اضطراب مرگ تاثیردارد.
نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و بررسی عوامل تأثیرگذار در آن (مطالعه موردی: دختران و زنان 20 تا 40 سال شهر تهران در سال 1400-1401)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
77 - 98
حوزههای تخصصی:
پوشاک زنان در نقش پدیده ای اجتماعی پس از انقلاب، تغییرات فراوانی پیدا کرد و سبک خیابانی پوشش روزمره تنوع یافت. با توجه به آنکه تیپ هنری یکی از سبک های رایج پوشش دهه های اخیر و از خرده فرهنگ های شکل دهنده فرهنگ ایرانی است، پژوهش حاضر با هدف شناخت تیپ هنری به گروش پوشاک دختران و زنان شهر تهران صورت گرفته و نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و عوامل اثرگذار در آن را بررسی می کند. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری آن شامل دختران و زنان 20 تا 40 ساله هنری پوش است. حجم نمونه 123 نفر از بین گروه های هنری و غیرهنری انتخاب شد و جمع آوری داده ها با پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. براساس یافته ها، رشته تحصیلی و شغل هنری با گروش به تیپ هنری ارتباط دارد. بین تنوع و آزادی در طرح و رنگ، اکسسوری ها، جذابیت، به کارگیری و تلفیق نقوش سنتی، مدرن و دست دوز، ارتباط معنادار وجود دارد. گسترش تبلیغات در شبکه های اجتماعی، افزایش هنرمندان دانشگاهی و غیردانشگاهی، بازاندیشی هویت زنان در جامعه ایران با گروش به تیپ هنری ارتباط معناداری دارد. طبق نتایج، تیپ هنری در بین هنرمندان، فراوانی بیشتری دارد. خاستگاه خانوادگی تأثیری در گروش به این سبک ندارد. گروش رشته ها و مشاغل غیرهنری نشان داد تیپ هنری به عنوان یکی از سبک های خرده فرهنگ خاص بر سایر افراد جامعه تأثیرگذار است. طیف وسیع طرح، رنگ و مدل بیشترین تأثیر را در گروش به تیپ هنری نشان داد
مسئله بی حجابی: ستیز فرهنگی و کنشی سیاسی و امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مسئله شناسی بی حجابی در جامعه ایران انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی زمینه ای و با بکارگیری تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از اساتید (14 مرد و 6 زن) رشته های علوم اجتماعی و آینده پژوهی از دانشگاه های تهران، علامه طباطبائی و شهید بهشتی به عنوان جامعه نخبگانی مصاحبه شد. روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری بود. متن مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار 10MAXQDA کدگذاری شد. نتایج نشان داد ستیز فرهنگی و کنش سیاسی و امنیتی بی حجابی در ایران به عنوان مقوله هسته پژوهش در دو قالب عدم پذیرش حجاب به عنوان یک تکلیف قانونی و شکل گیری اعتراض در قالب نافرمانی مدنی به شکل عادی سازی پوشش های ناهنجار نمایان شده است. همچنین مقوله هایی چون تغییر تدریجی فضای گفتمانی جامعه زنان به ازای افزایش بهره مندی علمی و شکل دهی به جنبش های اجتماعی، کم رنگ شدن فضا-مکان های زنانه و محوری شدن فضا-مکان خیابان به عرصه کنشگری زنانه و همراهی مرجعیت الگویی در قالب سلبریتی ها در باورمندی به پدیده بی حجابی به عنوان عوامل ستیز فرهنگی جامعه شناسایی شد که در مواجهه با آنها، راهکارهایی نظیر ِفعال کردن مکانیسم و شیوه های بازدارندگی بدحجابی و بی حجابی از مسیر تقویت بنیان خانواده، اجتناب از دوگانه سازی گفتمان شرعی -الزام قانونی، کثرت گرایی فرهنگی-سیاسی سبک زندگی مطابق با قواعد نظام و اتخاذ سیاستگذاری مناسب در محیط های کسب و کار خصوصی و غیر خصوصی از طریق ارائه دستورالعمل های خاص مربوط به نوع پوشش در محیط های کسب وکار و تقویت گفتمان اقناع سازی ارائه شد. با توجه به نتایج پژوهش، برای جلوگیری از نافرمانی مدنی به کنش سیاسی توجّه همزمان به دو بعد فرهنگی و سیاسی حجاب به صورت توأمان پیشنهاد می گردد.
بررسی وضعیت توانمندسازی زنان در نواحی روستایی دارای دهیار زن شهرستان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان با اینکه نیمی از جمعیت روستایی را تشکیل داده و از پتانسیل های زیادی برای مشارکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی برخوردار هستند؛ اما بی توجهی به ارتقای ظرفیت و توانمندسازی آنها، چالش های فراوانی برای زنان روستایی و توانمندی آنها ایجاد نموده است. هدف این پژوهش تحلیل نقش دهیاران زن در ارتقای توانمندسازی زنان در نواحی روستایی شهرستان اصفهان است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع مطالعه توصیفی _تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات نیز پیمایشی است. جامعه مطالعاتی شامل 171 نفر از روستاییان زن (اعم از دهیار، کارمند و روستاییان) است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از SPSS و روش معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری PLS متغیر توانمندی بهداشتی با ضریب تاثیر کل (523/1) بیشترین تاثیر را داشته است و سپس به ترتیب مولفه های توانمندی اقتصادی (256/1)، توانمندی فرهنگی (895/0)، توانمندتوانمندی کالبدی (687/0)، توانمندی اجتماعی (622/0) و توانمندی روان شناختی (160/0) موثر بر توانمندسازی زنان می باشند.
واکاوی جایگاه فرهنگی حجاب اسلامی در ارضاء نیازهای زیستی و معنوی بانوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
81 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی جایگاه فرهنگی حجاب در ارضاء نیازهای زیستی و معنوی بانوان بود. جامعه پژوهش، تمامی متون مربوط به حجاب بود. نمونه پژوهش، مطالب مرتبط با حجاب و نیازهای زیستی ومعنوی بانوان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و به صورت فیش برداری ازمنابع مکتوب صورت گرفت. سپس داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که در آیات قرآن و روایات معصومان، حدود و شرایط پوشش برای حجاب مشخص شده است. هم چنین نتایج حاکی از این است که نیازهای زیستی انسان طبق نظر مزلو، نیاز فیزیولوژیکی و نیاز به ایمنی است و نیازهای روانی-معنوی نیز شامل نیاز به تعلق پذیری و محبت، نیاز به احترام، نیاز به خودشکوفایی، نیاز ربط و تعلق به خدا، نیازهای ایمنی جویی معنوی، نیاز دوستی با خدا، نیاز به کرامت(عزت نفس و آزادگی اخلاقی)، نیاز به خودشکوفایی معنوی و تقرب به خدا بود. به عبارتی رعایت حجاب در ارضاء این نیازها در بانوان تاثیرات به سزایی دارد و با رعایت پوشش مورد توصیه در اسلام، ارضاء این نیازها نیز تسهیل می شود. در کل حجاب نقش مهمی در ارضای نیازهای زیستی و روانی-معنوی زنان دارد.
نقش واسطه ای مراقبت گری در رابطه رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان
منبع:
پژوهش های میان رشته ای زنان دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
107 - 120
حوزههای تخصصی:
مراقبت گری برای روابط انسانی بنیادی است و نقش تعیین کننده ای در کیفیت و ثبات روابط زناشویی ایفا می کند؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبت گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش توصیفی- همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان در بازه زمانی اردیبهشت ماه تا خردادماه سال 1403 بودند که بر اساس مدل کلاین تعداد 200 نفر آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. از نمونه های انتخابی به منظور شرکت در مطالعه رضایت آگاهانه اخذ شده و به شرکت کنندگان اطمینان داده شد که اصل امانت داری در خصوص نتایج پژوهش رعایت شده و اطلاعات به دست آمده محرمانه خواهد ماند. شرکت کنندگان پژوهش مقیاس مراقبت گری کانس و شاور (1994)، پرسشنامه تمایل جنسی توسط هالبرت (1992) و پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (1992) را تکمیل نمودند. داده ها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS22 و AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد ابعاد مراقبت گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (01/0>P). نتایج حاکی از آن است که میل جنسی به تنهایی نمی تواند رضایت جنسی را به طور مستقیم و کامل توضیح دهد و وجود مراقبت گری به عنوان رفتاری حساس و پاسخگو، واسطه و تقویت کننده این رابطه است.
بازتاب هویت جنسیتی در آثار سه هنرمند زن معاصر جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
171 - 194
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخصه های عمده شناختی انسان، خصوصاً در عصر مدرن و پس از آن، هویت جنسیتی است که از طریق آن مرز میان خود و دیگری قابل ادراک می شود و قلمرو تعریف و تحدید ماهوی شخص معین می شود. بازتاب این مسئله در آثار هنرمندان معاصر، به ویژه هنرمندان زن مسلمان، به عنوان یک دغدغه ای جدی قابل مطالعه و تحلیل است. پژوهش حاضر با مبنا قراردادن آثار سه هنرمند زن معاصر در جهان اسلام، مونا حاتوم (هنرمند فلسطینی تبار، متولد 1952)، للا السعیدی (هنرمند مراکشی، متولد 1956) و بشری المتوکل (هنرمند یمنی، متولد 1969)، درصدد پاسخ به این پرسش است که کدام عوامل موجب بازتاب هویت جنسیتی در آثار این سه هنرمند شده و هرکدام، چگونه آن را در آثار خود انعکاس داده اند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و گردآوری اطلاعات از طریق اسناد کتابخانه ای صورت گرفته است. شیوه تجزیه و تحلیل کیفی است و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، از روش استقرایی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که هویت جنسیتی زنان، وضعیت افراط گرایی های مذهبی در کنار هویت های قومی و دلالت های زبانی، محور اصلی آثار مورد مطالعه را تشکیل می دهند. سیالیت هویت و نمایش روابط خلاقانه و دگرگون شده زنان، گاه در قیاس با مردان و گاه به صورت مستقل، نمودی از دغدغه های هویت جنسیتی نزد این هنرمندان است و آنان از طریق عکاسی، ویدیو و بهره گیری از عنصر نوشتار، این عوامل را در آثار خود انعکاس داده اند.
تجربه زیسته زنان زندانی در یزد؛ مواجهه با انگ، انزوا و چالش های بازاجتماعی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
289 - 312
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان زندانی شدن زنان در سال های اخیر، مطالعه تجربه زیسته آنان به عنوان موضوعی اساسی در حوزه جرم شناسی و جامعه شناسی مطرح شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و روش نظریه زمینه ای به دنبال درک تجربه زیسته زنان زندانی است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است. نمونه مورد بررسی ۲۱ زن زندانی گروه سنی 19-65 سال هستند. نمونه حاضر از میان زنان زندانی شهر یزد به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زیست در چرخه انحراف ساختاری به منزله پدیده اصلی حضور یافته است. این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند خرده فرهنگ بزه آفرین، بحران عاطفی و انحراف ثانویه در زنان و نیز با مداخله شرایطی مانند حاشیه نشینی اقتصادی و فرهنگی، کودکی سرکوب شده و پاره ای عوامل زمینه ای مانند عواطف مخاطره آمیز، انسداد مهارتی و فقر قابلیتی به ورود زنان به فضای بزه و جرم و زیستن در چرخه انحراف ساختاری منجر می شود. مطابق نتایج، زنان زندانی پیامدهای انزوا تدافعی، فرسایش روانی و هویت تعلیقی را به دوش کشیده اند و درنهایت کنش زنان زندانی در مقابل مشکلات، به صورت بازآفرینی هویت، احیای معنوی و پالایش روانی رخ داده است.
بررسی و تحلیل کهن الگوی مادر مثالی در اشعار سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
یونگ، روان پزشک سوئیسی، در روان شناسی تحلیلی خود کهن الگوهای بسیاری را مطرح کرده است که می توانند معیارها و ملاک های مفیدی در سنجش، بررسی و تحلیل آثار ادبی در نقد روان شناختی باشند. تمرکز یونگ بر روی کهن الگوها بوده است. یکی از مهم ترین و حیاتی ترین این کهن الگوها، کهن الگوی «مادر مثالی» است که تصویری ذهنی و جهان شمول در شخصیت و فردیّت بشر است و به دو صورت مثبت و منفی جلوه می کند. سیمین بهبهانی از جمله شاعران معاصر ادبیات فارسی است که نمودهای مادر مثالی در اشعار او بازتاب داشته است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر جزئیات مد نظر یونگ انجام گرفته است، به دنبال کشف نمودهای کهن الگویی مادر مثالی در مفاهیم و سازه های شعری سیمین بهبهانی و شناسایی نمودهای مثبت و منفی آن با نگرش نقد اسطوره ای-روان شناختی است. نتایج پژوهش نشان از بازتاب 60 درصدی نمود مثبت و 40 درصدی نمود منفی مادر مثالی در شعر سیمین بهبهانی دارد؛ به گونه ای که در شکل مثبت به ترتیب بسامد، همذات پنداری با گیاهان، مادر زمینی، زایش و پرورش، شوق و شفقت، فصل بهار، آفتاب و وطن بیشترین نمود را دارند و در بعد منفی بیشترین بسامد مربوط به فصل های منفی (تابستان، پاییز و زمستان)، مرگ اندیشی، شب، مرداب، زمین سترون و شهر است.
طراحی الگوی خانواده کارآمد ایرانی- اسلامی و اثربخشی آن بر تعارضات زناشویی زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی خانواده کارآمد ایرانی اسلامی و اثربخشی آن بر تعارضات زناشویی زوجین متقاضی طلاق است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش اجرا آمیخته است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر در بخش کیفی اساتید حوزه روانشناسی اسلامی و اساتید علوم اسلامی به روش غیرتصادفی گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی نیز شامل متقاضیان طلاق مراجعه کننده به دادگاه در شهر کرمانشاه در سال 1401 شامل 30 زوج (15 نفر زن و 15 نفر مرد) به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمّی پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1379) بود. براساس نتایج به دست آمده عوامل زمینه ساز خانواده کارامد ایرانی – اسلامی شامل سلامت محیط کار، سلامت خانواده، سلامت جامعه، سلامت روابط، تفریح های سالم، تجربه بالا، دانش کافی، فرهنگ سازی صحیح، تمیز کار از خانواده، عوامل مداخله گر شامل ناظر تلقی نمودن خدا، پرورش توحیدی خود، اعتقاد به معاد، مقابله با خودخواهی، روزی حلال، دعا در حق خانواده، تربیت صحیح فرزندان در هر دوران، بردباری، غلبه بر نفس اماره، حکمفرمایی قانون، باور به موهبت بودن خانواده، امر به معروف در خانواده، احترام به یکدیگر، حساب شده بودن امر و نهی ها، رازداری و خویشتن داری، خیرخواهی در حق یکدیگر، فرهنگ سازی در خانواده، راهبردها شامل مراجعه زوجین به مشاوره، آموزش احترام به یکدیگر، آموزش مسئولیت پذیری، برنامه ریزی کردن برای تفریح، کنترل روابط با جنس مخالف، آموزش احترام به یکدیگر، پرورش زوجین، آموزش و فرهنگ سازی صحیح در خانواده ها، توکل به خدا، آموزش تعامل صحیح زوجین با یکدیگر شناسایی شدند. نتایج بخش اثربخشی نشان داد که الگوی خانواده کارامد ایرانی – اسلامی بر تعارضات زناشویی زوجین متقاضی طلاق اثربخش بود.
بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری
حوزههای تخصصی:
کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می دانند. بسیاری از آنان دغدغه هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
بررسی تأثیر تقسیم کار جنسیتی در منزل بر رفتار باروری زنان با استفاده از شبیه سازی عامل بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
891 - 915
حوزههای تخصصی:
با کاهش باروری به زیر سطح جانشینی، نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده تصمیمات و رفتارهای باروری مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر، بررسی و پیش بینی نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل بر رفتار باروری زنان استان تهران با استفاده از ابزار مدلسازی عامل بنیان است. برای این منظور، از بخشی از داده های طرح تحولات باروری در استان تهران (سال 1396) استفاده شد. نتایج شبیه سازی حاکی از روند تند کاهش باروری در ده سال آینده در استان تهران است. براساس این نتایج، پیش بینی می شود میزان باروری کل در استان تهران در سال 1408 به 06/1 فرزند برسد. در ادامه، سناریوهای کاهش و افزایش مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل در نرم افزار انی لاجیک اجرا شد و براساس این سناریوها، به پیش بینی میزان باروری کل استان تهران تا سال 1408 پرداخته شد. نتایج شبیه سازی عامل بنیان نشان داد در صورت کاهش 15 درصدی مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل، میزان باروری کل در استان تهران به 03/1 فرزند خواهد رسید. در مقابل، در صورت افزایش 15 درصدی مشارکت مردان در تقسیم کار جنسیتی در منزل، میزان باروری کل به 09/1 فرزند در سال 1408 خواهد رسید. در بخش پیشنهادها، براساس نتایج مهم است که سیاست های افزایش جمعیت و سیاست های دوستدار خانواده، شامل مجموعه ای از ارزش های فرهنگی و اجتماعی در زمینه مشارکت مردان در امور منزل باشد تا بتوان روند کاهش نابرابری جنسیتی را با هدف افزایش باروری تقویت کرد.
اثربخشی آموزش مهارت بازسازی زندگی پس از طلاق بر ناگویی هیجانی، خود ارزشمندی و سازگاری بعد از طلاق در زنان مطلقه مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
34 - 39
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت بازسازی زندگی پس از طلاق بر ناگویی هیجانی، خودارزشمندی و سازگاری بعد از طلاق در زنان مطلقه مبتلا به درد مزمن شهر اهواز بود. روش : طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل زنان مطلقه مبتلا به درد مزمن شهر اهواز در سال 1401 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 زن مطلقه مبتلا به درد مزمن بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994)، پرسش نامه احساس خودارزشمندی دوستی و حسینی نیا (1399) و پرسش نامه سازگاری پس از طلاق فیشر (2004) بودند. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد برنامه آموزش بازسازی زندگی پس از طلاق موجب کاهش ناگویی هیجانی و همچنین بر بهبود احساس خودارزشمندی و سازگاری پس از طلاق در زنان مطلقه دارای درد مزمن شد (05/0> P). نتیجه گیری: آموزش بازسازی زندگی پس از طلاق به عنوان شیوه ای برای کاهش ناگویی هیجانی و ارتقای شرایط زندگی از طریق افزایش احساس خودارزشمندی و سازگاری در زنان مطلقه دارای درد مزمن در کنار سایر آموزش ها می تواند نتایج مفیدی داشته باشد.
شرط برائت زوج از انفاق ضمن عقد نکاح با مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
103-129
حوزههای تخصصی:
نهاد ازدواج که نمادی از پیوند مقدس بین زن و شوهر است، تعهدات متقابلی را بر دو طرف تحمیل می کند. از جمله وظایف اساسی که بر عهده مردان گذاشته می شود، تأمین کمک مالی به نام «نفقه» برای همسرانشان است و این تعهد به صراحت در قانون مدنی آمده است. اما این سؤال که آیا می توان در ضمن عقد شرط معافیت از نفقه قید کرد، نظرات متفاوتی را در پی داشته است. برخی استدلال می کنند که چنین شرطی باطل است، در حالی که برخی دیگر اعتبار چنین شرطی را حفظ می کنند. جهت بررسی این موضوع این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی به مفهوم «اعراض زوج» در نظام حقوقی ایران و مصر پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد که شرط معافیت یک طرفه تحمیل شده توسط شوهر با نظم عمومی و هنجارهای اخلاقی در تضاد است و آن را باطل می کند. با این وجود، عقد نکاح را باطل نمی کند؛ اما در صورتی که شرط معافیت با توافق و رضایت زوجه احراز شود معتبر تلقی می شود. بنابراین پژوهش حاضر با استناد به پژوهش های صورت گرفته در این خصوص و تحلیل مواد قانون مدنی به این نتیجه رسید که درج یک جانبه شرط از طرف زوج چون بر خلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه است، باطل است ولی عقد را باطل نمی کند ولی اگر با توافق زوجین و رضایت زن صورت گیرد صحیح است. لذا پژوهش حاضر می تواند به عنوان پایه ای برای اصلاحات قانونی مربوط به قوانین نفقه در ایران راهگشای قانون گذار در جهت احیاء مجدد این قانون و پیش بینی قوانین مرتبط با آن در حقوق ایران در راستای کمک به حفظ نظم عمومی باشد.
طراحی مدل کارآفرینی دیجیتالی زنان برای مشاغل خانگی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
941 - 963
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی دیجیتال به عنوان مفهومی نوین در عرصه کسب وکارها، به معنای بهره گیری از فرصت های فراهم شده توسط اینترنت، فناوری موبایل و رسانه های جدید است. هدف اصلی تحقیق حاضر طراحی مدل کارآفرینی دیجیتالی زنان برای مشاغل خانگی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است که با رویکرد داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام گرفته و از نظر ماهیت، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل استادان دانشگاهی و کارآفرینانی است که از طریق رسانه های اجتماعی و فضای دیجیتال کسب وکار خانگی راه اندازی کرده اند و سابقه کاری بیشتر از پنج سال دارند. در این تحقیق از روش نمونه گیری هدفمند و در برخی موارد از روش گلوله برفی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته بود که با 14 نفر انجام گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفت. متن مصاحبه ها با نرم افزار MAXQDA و با فنون کدگذاری و به صورت تحلیل محتوای آشکار و نهفته تحلیل و درنهایت مدل پارادایمی ارائه شد. نتایج بیانگر این است که توانمندسازی کارآفرینانه، فناوری، عوامل فردی شرایط علی، فرصت ها، زیرساخت ها، دانش افراد، عوامل زمینه ای، و عوامل درونی و برقراری ارتباطات مؤثر، شرایط مداخله گر کارآفرینی دیجیتال برای مشاغل خانگی هستند. در این راستا، راهبردهای پیشنهادی شامل بازاریابی دیجیتال، قوانین و مقررات دیجیتال، رهبری و مدیریت متخصص و پتانسیل تبلیغات اینترنتی هستند که کاربست این راهبردها پیامدهایی نظیر ایجاد شبکه ای از روابط فراملی، ارزش آفرینی شغلی برای زنان و بهبود عملکرد اقتصادی دارد.
تجربه دوگانه نان آوری زنان؛ مطالعه ای بر زندگی زنان سرپرست خانوار شهرستان بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
965 - 988
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناخت و فهم تجربه زنان سرپرست خانوار از نقش نان آوری و چگونگی اجرای آن به عنوان سرپرست خانوار است. در این بررسی برای دستیابی به اهداف پژوهش از نظریه داده بنیاد استفاده شد و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با 33 نفر از زنان سرپرست خانوار ساکن شهرستان بهشهر گردآوری شد. کدگذاری باز داده ها به ظهور چهار مقوله اصلی انجامید: 1. سرپرستی خانوار؛ 2. فقر زنان سرپرست؛ 3. تنهایی زنان در اداره خانوار؛ و 4. کسب درآمد و نان آوری. نتایج پژوهش بیانگر آن بود که این زنان پس از پذیرش نقش سرپرستی و در نقش نان آور به دو شکل فعالیت های اقتصادی خود را انجام می دهند: 1. فعالیت های اقتصادی از داخل خانه؛ 2. فعالیت های اقتصادی خارج از خانه. آنان در دو الگوی پارادایمی قرار می گیرند: 1. خود به مثابه عامل تغییر و 2. خود به مثابه نیازمند حمایت. پارادایم اول درک زنان از زنانگی، توانایی تغییر در زندگی و موفقیت در اهداف است، اما زنان در پارادایم دوم از اعتمادبه نفس لازم برای استقلال برخوردار نیستند و درک آنان از زنانگی، مانع تلاش برای تغییر در زندگی بدون حمایت دیگران است. پیامد حمایت طلبی زنان، احساس فناشدن و نبود سرمایه های اقتصادی و اجتماعی است. یافته ها نشان می دهد در چگونگی ایفای نقش زنان به عنوان زن سرپرست خانوار، عوامل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، جنسیت و حمایت نهادهای دولتی تأثیرگذار هستند، اما مقوله هسته نشان از اهمیت فهم زنان از زنانگی خود دارد. از این رو مداخله ها و حمایت های دولتی لازم است با توجه به این ویژگی انجام شود.
تزاحم حقوق و تکالیف زوجین در فرض اختلال عملکرد جنسی زوجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
95 - 114
حوزههای تخصصی:
روابط جنسی زوجین بر سایر روابط آنها اثرگذار است و تأمین کننده یکی از مقاصد کلان ازدواج یعنی، توالد و تناسل است که وجود احکام متعدد شرعی دراین مورد، گواهی بر این مدعاست. براین اساس، بررسی اختلالات عملکرد جنسی زوجین به ویژه زوجه و تأثیر آن بر حقوق ایشان و تزاحم های احتمالی دراین مورد اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی این سؤال که آیا تزاحمی بین حقوق زوج و زوجه در فرض اختلال عملکرد جنسی زوجه وجود دارد؟ به شیوه تحلیلی- اسنادی انجام شد. یافته ها نشان داد که قانون گذار برخلاف شیوع و تنوّع اختلالات جنسی زوجه، فقط دومورد از این اختلالات را احصاء نموده است که به نوبه خود سبب تشتّت آرای قضایی می شود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تزاحمی بین تکلیف زوج به پرداخت نفقه و مهریه و اختلال عملکرد جنسی زوجه وجود ندارد و تکلیف زوج به پرداخت آنها امری ثابت است و اختلال عملکرد جنسی زوجه سبب اسقاط این حقوق زوجه نمی شود، اما در فرض بیش فعالی جنسی زوجه، حق مواقعه زوجه به میزان چهارماه یک بار، منتفی بوده و تکلیف زوج به مواقعه، فاقد محدودیت زمانی است که این موضوع نشان دهنده از وجود تزاحم بین حقوق و تکالیف زوجین دراین مورد است. یافته ها همچنین بیانگر آن است که قانون گذار برخلاف شیوع و تنوّع اختلالات جنسی زوجه، فقط دومورد از این اختلالات را احصاء نموده است که به نوبه خود سبب تشتّت آرای قضایی می شود.