فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۶۱ تا ۱۸٬۰۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه های اخیر، با توجه به آن که هزینه های جذب مشتری جدید به طور پیوسته در حال افزایش است، توجه به نگهداری مشتریان و بالا بردن وفاداری آن ها، برای سودآوری سازمان ها بسیار مهم و حساس است. از این رو سازمان ها برنامه های مختلفی را برای افزایش ماندگاری مشتریان خود اجرا می کنند. از سوی دیگر همه مشتریان سودآوری یکسانی برای سازمان ندارند و منابع محدود سازمان باید صرف مشتریان با ارزش شود. هدف این پژوهش ارائه مدلی ریاضی برای انتخاب بهینه مشتریان هدف جهت برنامه های ماندگاری و همچنین انتخاب میزان هزینه برای هر مشتری است. روش شناسی: اجرای تحقیق حاضر در 3 گام اصلی صورت گرفت. در گام اول با استفاده از داده کاوی احتمال رویگردانی مشتریان بدست می آید. در گام دوم ارزش دوره ی عمر مشتری محاسبه می شود و در گام آخر مدل بهینه سازی پیشنهادی حل می شود، برای حل مدل از LP-Metric استفاده شده و حل آن در نرم فزار GAMS انجام شده است. در حل مدل پیشنهادی داده های واقعی یکی از سازمان های بیمه ای کشور مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یک مدل بهینه سازی دو هدفه بر مبنای ارزش دوره عمر مشتری ارائه شده است. یکی از توابع هدف مربوط به بیشینه کردن ارزش دوره عمر مشتری با اجرای برنامه ماندگاری و هدف دیگر مربوط به کمینه کردن هزینه های برنامه است. نتیجه گیری: با حل مدل بهینه سازی پیشنهادی، یک نمودار پارتو بدست آمده که با در نظر گرفتن نظر کارشناسان، هر نقطه بر روی این نمودار می تواند یک جواب بهینه برای انتخاب مشتریان هدف برنامه های ماندگاری و شیوه هزینه کرد برای آن ها باشد.
بررسی توانایی معیار آنتروپی باقی مانده تجمعی در پیش بینی بحران بوسیله داده های شبیه ساز بحران نقشه لوجستیک و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۱
9 - 27
حوزههای تخصصی:
اهمیت پیش بینی در مباحث سرمایه گذاری موجب شده است که طیف وسیعی از روش ها در علوم مختلف جهت پیش بینی روندها و قیمت های آتی به کار گرفته شوند. پیش بینی بحران نیز در سال های گذشته نمود بیشتری پیدا کرده است. این موضوع نیازمند بررسی های بیشتر دینامیکی سیستم های پیچیده می باشد تا مشخص شود به هنگام بحران چه تغییراتی در دینامیک سیستم رخ می دهد. پژوهش پیش رو به بررسی توانایی پیش بینی بحران با معیار آنتروپی باقی مانده تجمعی در بورس اوراق بهادار تهران (به عنوان یک سیستم پیچیده) پرداخته است. در این پژوهش از داده های شبیه ساز بحران که بوسیله نقشه لوجستیک ساخته می شوند استفاده شده است تا توانایی معیار در حالت نظری بررسی گردد. در حالت کاربردی نیز از داده های شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از مهر 1389 تا شهریور 1398 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که معیار پیشنهادی توانایی پیش بینی بحران را دارد.
مدلی برای انتخاب مدیران شرکت های دولتی با تمرکز بر بُعد سیاسی؛ مورد مطالعه شرکت ملی نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای انتخاب مدیران شرکت های دولتی از طریق مشخص کردن ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های سیاسی و غیرسیاسی اثرگذار بر آن بود. در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته اکتشافی با استفاده از رویکرد فراترکیب ودلفی استفاده شد . جامعه آماری بخش کیفی شامل 46 مقاله از 761 مقاله مرتبط مربوط به بازه زمانی2007 تا 2019 بود که با مرور نظام مند، انتخاب و با تحلیل محتوا کدگذاری شد. در مرحله کمی به منظور بومی سازی مدل، روش دلفی با 18 نفرخبره به کار گرفته شد. در نهایت عوامل موثر بر انتخاب مدیران در قالب هفت بُعد، 20 مؤلفه و 101 شاخص طبقه بندی شد. نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر عوامل غیرسیاسی، مداخله گرهای سیاسی درون سازمانی( مهارت های سیاسی، شبکه های حمایتی درون سازمانی، ائتلاف های درون سازمانی، سیاست زدگی، سابقه فعالیت سیاسی، رﻓﺘﺎرﻫ ﺎی ﺳیﺎﺳی، ادراک کﺎرکﻨ ﺎن از سیاست، اراده سیاسی و ملاحظات سیاسی ) و مداخله گرهای سیاسی برون سازمانی ( اکولوژی سیاسی، فشارهای سیاسی گروه ها، قوم ها و احزاب، شبکه های حمایتی برون سازمانی، تغییرات ریاست جمهوری و نفوذ مقامات دستگاه های حکومتی ) در انتخاب مدیران مؤثر است.
تاثیر هوش و فرهنگ سازمانی بر کارآفرینی سازمانی در شرکت گاز شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی سازمانی عنصر بسیار مهمی در فرآیند توسعه سازمانی و اقتصادی است. از این رو، بررسی تاثیر هوش و فرهنگ سازمانی بر کارآفرینی سازمانی در شرکت گاز شیراز هدف این مطالعه قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مدیران شرکت گاز شهر شیراز به تعداد 230 نفر بود. بر اساس جدول مورگان حجم نمونه 140 نفر برآورد گردید. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی آلبرخت (2003)، فرهنگ سازمانی دنیسون (2000) و برای سنجش کارآفرینی سازمانی با استفاده از پرسشنامه استاندارد اکتان و بیولت(2008) گردآوری گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و سازه و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ و شاخص پایایی ترکیبی بررسی و مورد تایید قرار گرفت. اطلاعات گردآوری شده توسط نرم افزارهای لیزرل و اس پی اس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که هر دو عامل هوش و فرهنگ سازمانی بر کارآفرینی سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد .
تأثیر فناوری های نوین مالی بر زیست بوم مالی بانکداری بدون ربای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری های نوین مالی باعث تقویت نظام مالی جهت ارائه خدماتی هوشمندتر، چابکتر و گسترده تر می شوند. نفوذ گسترده فناوری های نوین مالی، موجب تغییر سبک زندگی مردم و نیز قواعد بانکداری شده است. شرکت های فعال و پیش رو در حوزه فناوری مالی، هر روز بخش های بیشتری از زنجیره ارزش بانک ها را تحت پوشش قرار می دهند. یکی از شرط های اصلی در مباحث رشد اقتصادی، بحث دسترسی عموم به خدمات مالی (شمول مالی) بوده که با اصول عدالت و برابری در نظام مالی اسلامی منطبق است. یکی از دیگر ثمرات مهم فین تک ها، ایجاد شفافیت مالی است که مورد تأکید اکثر ذی نفعان است. پژوهش حاضر با توجه به اهمیت بخش خدمات مالی و ظرفیت تحول آفرینی که فناوری های جدید در ارتقای خدمات بانک ها در راستای توسعه اقتصادی کشور و نقشی که در تداوم حیات و قدرت رقابت آنها دارند، انجام گردیده است. این پژوهش از لحاظ طبقه بندی بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، از نوع پیمایشی است. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل عاملی اکتشافی و از نرم افزارهایSPSS و AMOS استفاده شده است. نتایج حاصل از پرسشنامه ها برای طراحی مدل موردتأیید قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که متغیّر مستقل باعنوان فناوری های نوین مالی از طریق شاخص های کاهش هزینه، بهبود ارائه خدمات مالی، افزایش درآمد، امنیت مالی، شفافیت مالی، مدیریت دارایی ها، افزایش جریان نقدی، کاهش عدم تقارن اطلاعات و زمان انجام حسابرسی، بر متغیر وابسته(زیست بوم مالی بانک ها) به ویژه بانکداری بدون ربای ایران مؤثر است.
بررسی تأثیر برخی عوامل مؤثر بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام در ایران طی دوره 1396-1384
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
33 - 46
حوزههای تخصصی:
تعریف: کارکرد نظام های تأمین اجتماعی، دریافت حق بیمه بازنشستگی از افراد شاغل و سرمایه گذاری آنها و در نهایت، بازپرداخت مقرری بازنشستگی به افراد بازنشسته است؛ لذا تعیین سن بازنشستگی یکی از مسائل کلیدی در پایداری صندوق های تأمین اجتماعی به حساب می آید. با این حال، روند جمعیتی ایران به گونه ای است که به سمت سالمندی می رود؛ این امر باعث عدم توازن در منابع و مصارف صندوق ها می شود. در این میان، آنچه باعث اعمال فشار بیشتر بر صندوق ها می شود، بازنشستگی زودهنگام است. بازنشستگی زودهنگام به معنای افزایش تعداد مستمری بگیران و کاهش تعداد بیمه پردازان است که منجر به افزایش مصارف و کاهش منابع می شود. هدف: در این تحقیق تلاش شده است برخی عوامل مؤثر بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام، شناسایی و نحوه اثرگذاری آنها تجزیه وتحلیل شوند. بدون شک یافته های این تحقیق می تواند به مسئولان صندوق های تأمین اجتماعی کمک کند تا بتوانند سن بازنشستگی را مدیریت و از این طریق منابع و مصارف خود را به توازن نزدیک کنند. از این رو، این مطالعه عوامل تأثیرگذار بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام در ایران طی سال های 1384 تا 1396 را بررسی کرده و از بین این عوامل بر نرخ جایگزینی، مالیات ضمنی و نرخ بیکاری تمرکز شده است. روش: برای این منظور، مدل لاجیت در قالب الگوی داده های ترکیبی به کار گرفته شده است. در این پژوهش از داده های خام نیروی کار مرکز آمار ایران استفاده شده است. نتیجه: نتایج برآورد تحقیق نشان می دهد که مالیات ضمنی تأثیر مستقیم بر تقاضای بازنشستگی زودهنگام دارد؛ اما میان نرخ جایگزینی و نرخ بیکاری با تقاضای بازنشستگی زودهنگام رابطه معکوس برقرار است. طبقه بندی JEL، J26، J65.
ارائه مدل چندهدفه بر مبنای خانه گسترش کیفیت جهت انتخاب استراتژی های اثربخش در زنجیره تأمین بشردوستانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
462 - 484
حوزههای تخصصی:
هدف: عملیات بشردوستانه با وقوع فجایع به منظور حفظ زندگی مردم، کاهش آلام آسیب دیدگان و رفع نیازهای آنان به سرعت شروع می شود. جهت امدادرسانی و کمک به آسیب دیدگان می بایست استراتژی و راهکارهای مناسبی بکار گرفته شود. در همین راستا، این مقاله با هدف ارائه رویکردی ترکیبی جهت انتخاب استراتژی های اثربخش در زنجیره تأمین بشردوستانه صورت گرفته است.
روش: در این تحقیق در ابتدا نیازهای آسیب دیدگان شناسایی و دسته بندی گردید و وزن هر کدام از آن ها با استفاده از تکنیک سوارای فازی بدست آمد. سپس جهت انتخاب استراتژی به منظور رفع نیازهای آسیب دیدگان از رویکرد ترکیبی QFD و مدل سازی چندهدفه استفاده گردید. جهت حل مدل چندهدفه از روش های محدودیت اپسیلون و محدودیت اپسیلون تقویت شده و نرم افزار گمز استفاده شد.
یافته ها: : نیازهای آسیب دیدگان زلزله در کشور شناسایی و در پنج دسته نیازهای مواد غذایی، بهداشتی، روحی و روانی، اسکان و تسهیلات زندگی دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که نیاز به تغذیه و مواد غذایی، تخلیه و خروج گروه های آسیب دیده از محل حادثه و دسترسی به آب آشامیدنی مهم ترین احتیاجات آسیب دیدگان به هنگام وقوع زلزله می باشند. جهت کمک به آسیب دیدگان زلزله، تعداد 14 استراتژی در سه دسته استراتژی های مربوط به ساخت وساز، بهبود زیرساخت و تقویت فرآیندهای امدادرسانی تقسیم شدند.
نتیجه گیری: جهت کاهش آسیب ها به هنگام وقوع زلزله می بایست از مصالح سبک در ساخت وساز استفاده شود، فرهنگ سبک سازی تقویت گردد و در عین حال آگاهی ساکنین در بکارگیری مصالح بادوام ارتقاء یابد. همچنین سیستم های فرسوده آب، برق و گاز شهری توسعه یافته و بین آن ها یکپارچگی وجود داشته باشد. بعلاوه می بایست در حین امدادرسانی، نظام ارتباطات اصلاح شده، و مدیریت موجودی و مکان یابی تخلیه، تقویت شود.
طراحی مدل شایستگی های عمومی مدیران ارشد سازمان های دولتی افغانستان(مورد مطالعه: سازمان های دولتی استان هرات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تبیین شایستگی های عمومی مدیران ارشد سازمان های دولتی افغانستان است. با توجه به ماهیت توصیفی تحقیق، این پژوهش مبتنی بر راهبرد داده بنیان و مدل نظری استراوس و کوربین به عنوان رویکرد پژوهشی استفاده شده است. در این رویکرد مقولات فرعی در سلسله روابطی به یک مقوله مرتبط می شوند که بیانی از شرایط علی، پدیده، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ای، تعامل ها و پیامدهاست. گردآوری اطلاعات پژوهش مصاحبه ساخت یافته و نیمه ساخت یافته با 20 نفر از مدیران ارشد سازمان های دولتی استادان هرات افغانستان بوده است که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. نتایج نشان داده است که مهارت های ارتباطی، توانایی های حل تعارض، توانایی مدیریت استرس، توانایی مدیریت بحران، مدیریت زمان، حل مساله، توانایی تفویض اختیار، مهارتهای مذاکره و گفتگو، مهارت های غیرکلامی و مهارتهای کوانتمی به عنوان پدیده محوری. تجربه و تخصص، آگاهی ها، هوش و ذکاوت، روحیه و خط مشی فکری و ویژگی های شخصی به عنوان شرایط علی مطرح بوده که دارا بودن آنها برای مدیران ارشد شایسته سالاری، توسعه پایدار، بهره وری و عدالت اجتماعی را در پی خواهد داشت. هر چند در این الگو، عوامل زمینه ای (نظیر مهارتهای مدیریتی، مهارت های ادراکی، مهارت های فنی و مهارت های سیاسی) و شرایط مداخله گر (موانع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، شناختی و اقتصادی) روابط را تحت تاثیر قرار داده است.
آراستگی منفعت طلبانه ارقام سود (زیان) و بدهی با تاکید بر نقش نظام راهبری شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی آراستگی منفعت طلبانه ارقام سود و بدهی و اثر نظام راهبری شرکتی بر روی آن می پردازد. به منظور سنجش آراستگی روبه بالای سود و روبه پایین زیان و بدهی از شیوه ای به نام قاعده بنفورد (1938) استفاده شده است. نظام راهبری شرکتی نیز با استفاده از یک شاخص تجمیعی با استفاده از معیارهای استقلال هیئت مدیره، سهامداران نهادی، تمرکز مالکیت و نوع حسابرس سنجیده شد. در این راستا داده های 155 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 1387 الی 1397 آزمون شده است. برای بررسی و مقایسه توزیع واقعی اعداد سود (زیان) و بدهی با توزیع مورد انتظار(بنفورد)، از روش آزمون Z استاندارد، توزیع کای مربع و همچنین آزمون وی کرامر، استفاده شد. نتایج نشان داد مدیران ارقام سود را برای بهره مندی از واکنش های روانی استفاده کنندگان، به صورت معناداری به سمت بالا می آرایند؛ این در حالیست که چنین قاعده ای در خصوص ارقام زیان و بدهی برقرار نیست و این ارقام از سوی مدیران آراسته نمی شوند. بعلاوه، نتایج پژوهش حاکی از آن است که نظام راهبری شرکت توان مدیران را در آراستگی مبالغ سود (زیان) و بدهی کاهش نمی دهد.
ارائه مدل کنترل راهبردی در صنعت روغن کِشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
41 - 63
حوزههای تخصصی:
صنعت روغن کِشی ازجمله صنایعی است که در محیط بسیار متلاطم، متنوع و پیچیده ای قرار دارد و با تغییر و تحولات زیادی روبرو است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل کنترل راهبردی در صنعت روغن کِشی ایران می باشد. این پژوهش بر اساس روش کیفی و کمّی در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد و با استفاده از مصاحبه های کیفی نیمه ساختاریافته و عمیق با 14 نفر از خبرگان صنعت روغن کِشی و تحلیل آن در نرم افزار MAXQDA، شاخص ها و ابعاد مدل کنترل راهبردی صنعت شناسایی شدند. سپس در بخش کمّی با استفاده از رویکرد ساختاری-تفسیری (ISM) مدل مربوطه مورد آزمون قرار گرفت و با بهره گیری از تحلیل MICMAC روابط میان مضامین تحلیل گردید. یافته ها نشان داد صنعت روغن کِشی دارای اهرم های شانزده گانه مربوط به شاخص های کنترل راهبردی و همچنین اهرم های کنترلی ده گانه مربوط به ابعاد کنترل راهبردی است. در سطح «کنترل فرو راهبردی» ابعاد کنترل فردی، ساختاری و فرایندی؛ در سطح «کنترل راهبردی» ابعاد کنترل اجرای راهبرد و محتوای راهبرد؛ و در سطح «کنترل فرا راهبردی» ابعاد کنترل تعاملی، سیاسی، انطباقی، بینشی-ارزشی و کنترل آگاهی ویژه شناسایی شدند.
ایجاد تصویر برند: بررسی نقش تجربه کاربران اینستاگرام بر تصویر برند پلتفورم های اقتصاد اشتراکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال هفتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۱
83 - 126
حوزههای تخصصی:
با کاهش منابع اولیه و پیشرفت تکنولوژی در سطح دنیا بسیاری از افراد جهان را وادار به اشتراک گذاری دارایی های بلااستفاده از طریق پلتفرم های آنلاین کرده است. اینترنت بستری فراهم نموده تا کاربران تجربه خود را هنگام استفاده از پلتفرم ها در قالب نظر به اشتراک بگذارند که باعث ایجاد تصویر برند در ذهن سایر کاربران می شود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر تجربه کاربران بر تمایل به ایجاد محتوای آنلاین و تاثیر این محتوا در ایجاد تصویر برند از پلتفرم اقتصاد اشتراکی می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش پیمایشی می باشد. جهت انجام تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای پژوهش از مدل-یابی معادلات ساختاری با نرم افزار ای موس22 استفاده شده است بدین منظور از 394نفر از افرادی که از پلفترم اسنپ استفاده کرده و تجربیات خود را در اینستاگرام به اشتراک گذاشته اند با روش نمونه گیری تصادفی و از طریق پرسشنامه استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که تجربه مشتری عامل مهم انگیزاننده برای تولید محتوا در اینستاگرام است که به ایجاد تصویر برند از پلتفرم اقتصاد اشتراکی منجر می شود.
بررسی تاثیر بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی بر عملکرد صادرات (مورد مطالعه :شرکت های کوچک و متوسط فعال در عرصه صادرات بین المللی )
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این رساله بررسی تاثیر بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی بر عملکرد صادرات (مورد مطالعه :شرکت های کوچک و متوسط فعال در عرصه صادرات بین می باشد. در این تحقیق با استفاده از منابع مکتوب و نظر خبرگان و همچنین بررسی پیشینه پژوهش ها و مقاله های مجلات معتبر، مدل مفهومی پژوهش استخراج و متغیر مستقل (گرایش به کارآفرینی و بازارگرایی) و متغیر وابسته (عملکرد صادرت) در مدل مفهومی تحقیق قرار گرفتند و سپس با راهنمایی استاد راهنما پرسشنامه های استاندارد آنها تهیه گردید، برای تعیین روایی از روایی صوری و سازه و برای سنجش پایایی پرسشنامه ها ضریب آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر روش تصادفی طبقه ای بوده لذا حجم نمونه تحقیق بین پنج تا پانزده برابر تعداد سوالات پرسشنامه تعیین گردید و بین 138 نفر از مدیران ارشد و کارشناسان واحد بازرگانی و کارشناسان واحد تحقیق و توسعه ده شرکت کوچک و متوسط ایرانی فعال در عرصه صادرات توزیع گردید. پس از تکمیل و جمع آوری، داده های مورد نیاز تحقیق گردآوری و با استفاده از فنون آمارتوصیفی و نرم افزار SPSS22و فنون آمار استنباطی به کمک نرم افزارهای آماری AMOS با روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها حاکی از آن است که تمامی فرضیه های تحقیق که در آنها تاثیر معناداری بین ابعاد متغیر مستقل و متغیر وابسته را مورد بررسی قرار می داد مورد سنجش قرار گرفته و تمامی فرضیه ها پژوهش تایید گردید
ارائه مدل تربیت فرهنگی بر اساس آموزه های دینی نهج البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۳
33 - 51
حوزههای تخصصی:
تربیت یکی از مباحث مورد توجه ادیان و مکاتب مختلف در طول قرون و اعصار بوده است. تربیت ابعاد مختلفی را داراست که یکی از مهمترین این ابعاد، بعد تربیت فرهنگی است. برای تربیت فرهنگی نیز بهترین دوران، دوران کودکی است. زیرا این دوران زمان و فرصتی بسیار مناسب برای انواع یادگیری های فرهنگی است و روند تغییرات فرهنگی در سال های کودکی از سرعت بیشتری برخوردار است. تحقیق حاضر با هدف واکاوی آموزه های فرهنگی نهج البلاغه و به منظور ارائه مدلی برای تربیت فرهنگی انجام شده است. این مطالعه از نوع مطالعات کیفی بوده و روش اجرای آن، نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش عبارت از کلیه خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه می باشد که از میان آن ها ۳۰ خطبه، نامه و حکمت بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط رویکرد سیستماتیک (منظم) اجرا گردید و مراحل 3 گانه کدگذاری انجام شد. در مرحله کدگذاری باز، ۷۱ مقوله به دست آمد که این مفاهیم در مرحله کدگذاری محوری در 10 دسته طبقه بندی شدند. در مرحله کدگذاری انتخابی، طبقه اصلی یا محوری تحت عنوان ایمان به خدا و آخرت انتخاب شد و به عنوان مقوله کانونی، ارتباطش با سایر طبقات از جمله دوری از رذایل اخلاقی، پرورش فضایل اخلاقی، مردم داری و متعادل بودن مورد بررسی قرار گرفت. پس از این مراحل و با استناد به یافته های پژوهش؛ مبانی، اصول و روش های تربیت فرهنگی استخراج شده از آموزه های نهج البلاغه در قالب مدل پیشنهادی ارائه گردید.
بررسی رابطه اعتبارتجاری و ریسک سقوط قیمت سهام
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در سهام شرکتها کسب سود میباشد که این امر از طریق شناسایی قیمت صحیحی از بازار سهام به دست می آید. تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه اعتبارتجاری و ریسک سقوط قیمت سهام انجام شد. برای گردآوری داده ها، اطلاعات 113 شرکت پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 الی 1396 (565 سال - شرکت) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است، متغیرهای مستقل؛ اعتبارتجاری متغیرهای وابسته؛ ریسک سقوط قیمت سهام مبتنی بر معیار ضریب منفی چولگی و ریسک سقوط قیمت سهام معیار نوسان بازده هفتگی خاص است. داده ها پس از استخراج از بانک های اطلاعاتی، ابتدا توسط نرم افزار اکسل پردازش شده و سپس با استفاده از نرم افزار ایویز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق، بیانگر آن است که بین اعتبار تجاری با ریسک سقوط سهام و ریسک سقوط قیمت سهام معیار نوسان بازده هفتگی خاص رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد.
بررسی نقش پویای تعدیل کنندگی ریسک دادرسی بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و اندازه حسابرس: رویکرد خودرگرسیون برداری بیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال بیستم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۱
108-127
حوزههای تخصصی:
حرفه حسابرسی طی چند سال گذشته شاهد افزایش شکایت ها علیه حسابرسان و میزان خسارت های ناشی از این شکایت هاست. پیامدهای نامطلوب حاصل از این شکایت ها برای جامعه حسابرسی بسیار گران است و پایه این حرفه را با مشکل مواجه خواهد کرد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پویای بین کیفیت حسابرسی، اندازه حسابرسی و ریسک دادرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه این پژوهش با استفاده از روش حذف سیستماتیک و با اعمال محدودیت ها تعداد 84 شرکت طی سال های (1387-1396) انتخاب شد. فرضیه ها با استفاده از تکنیک آماری خودرگرسیون برداری بیزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان دهنده رابطه معناداری بین اندازه حسابرس و ریسک دادرسی با کیفیت حسابرسی موجود می باشد. همچنین ریسک دادرسی رابطه بین اندازه حسابرس و کیفیت حسابرسی را تعدیل و باعث بهبود کیفیت حسابرسی شرکت ها خواهد شد.
بررسی رابطه بین ویژگی های تداعی گر برند و قصد خرید برند با نقش واسط ارتباط احساسی مصرف کننده – برند(مورد مطالعه: مشتریان برند ال جی)
منبع:
پژوهش های علوم مدیریت سال دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵
74 - 66
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی های تداعی گر برند و قصد خریدبرند با نقش واسط ارتباط احساسی مصرف کننده برند انجام گرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری شامل مشتریان کالاهای لوازم خانگی برند ال جی در شهر بجنورد طی دوره زمانی 15 فروردین تا 25 اردیبهشت ماه سال 1399 می باشد. با توجه به نامشخص بودن حجم جامعه، برای تعیین حجم نمونه از فرمول جامعه نامحدود کوکران استفاده شد که این حجم در سطح اطمینان 95% برابر 384 نفر می باشد. ضمناً به منظور افزایش دقت نمونه گیری، افت احتمالی شرکت کنندگان و یا نقص در تکمیل ابزارها، حجم نهایی نمونه پژوهش 450 نفر در نظر گرفته شد. گزینش و آزمون نمونه های پژوهش به روش تصادفی ساده صورت خواهد پذیرفت. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به دو روش کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفت . ابزارتحقیق عبارت بوده است از پرسشنامه استاندارد پورآزاد و همکاران(2019) وبا توجه به این که پرسشنامه استاندارد است، روایی آن در مطالعات خارجی و داخلی تایید شده است. از سوی دیگر استادان راهنما و مشاور و چندین تن از متخصصان آماری پرسشنامه را به لحاظ روایی در این پژوهش مورد تایید قرار داده اند.ضریب پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ توسط پورآزادو همکاران(2019)،70/0 گزارش شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و روش مدل معادلات ساختاری مبتنی بر نرم افزار لیزرل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بوده و رابطه احساسی مصرف کننده برند، رابطه بین ویژگی های تداعی گر برند و قصد خرید را میانجی گری می کند.
گزارشگری مالی و غیر مالی
منبع:
پژوهش های علوم مدیریت سال دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵
91 - 82
حوزههای تخصصی:
امروزه گزارش دهی فقط برای اطلاع رسانی نیست بلکه با گسترش مفاهیم مدیریتی و کسب و کار، نگاه سازمان ها به سوی تمام ذی نفعان، معطوف شده و تغییرات عمده ای در روش های کسب و کار، شیوه تولید سرمایه و حیطه فعالیت کسب و کارها رخ داده است و برای رفع این نیاز، ایجاد ارتباط بین اطلاعات مالی و غیرمالی ضروری است. در این میان، افشاء اطلاعات مالی، که بیش تر به صورت افشاء اجباری مطرح است، نسبت به افشاء اطلاعات غیرمالی، که بیش تر به صورت اختیاری است، بیش تر مورد توجه نهادهای استانداردگذاری قرار گرفته است و یکی از دلایل وجودی آن، مطرح شدن مسئله نمایندگی است. در واقع، تفکیک مدیریت از مالکیت و نحوه کنترل شرکت ها، هزینه های نمایندگی را ایجاد می کنند و در نتیجه، تضاد منافع میان مدیریت و مالکیت، حتی در بین طبقات مالکان ایجاد می شود. اینجاست که نقش گزارشگری در جهت ایجاد شفافیت اهمیت بیشتری خواهد داشت و ایجاد ارتباط میان اطلاعات مالی و غیرمالی در گزارش ها ضرورت می یابد. در خصوص افشا اطلاعات مالی و غیرمالی نظریه های متعددی مطرح شده است که مهم ترین آن ها شامل چهار گروه نظریه های ابزاری، سیاسی، یکپارچه و اخلاقی است. در نظریه های ابزاری بر دستیابی به اهداف اقتصادی از طریق فعالیت های اجتماعی تاکید می شود. نظریه های سیاسی، گروه دوم هستند. تمرکز درنظریه های سیاسی بر این است که شرکت ها دارای قدرت اجتماعی هستند و در قبال آن مسئولیت دارند. گروه سوم، نظریه های یکپارچه هستند که بر یکپارچه بودن نیازهای جامعه تاکید دارند و در نظریه های اخلاقی ، صرف نظر از برآورده شدن و یا نشدن اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تاکید بر جنبه های اخلاقی بنگاه ها است.
طرحی نو در نمایه سازی علوم اسلامی
منبع:
مدیریت دانش اسلامی سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
101 - 122
حوزههای تخصصی:
نمایه سازی محتویات منابع علوم اسلامی از ضروری ترین کارهایی است که باید انجام بگیرد؛ چه اینکه به جهت گستردگی زمانی و اطلاعاتی، رسیدن به تمام محتوا که نقشی در نسبت ها و قضاوت ها دارد، بدون نمایه، براش شخص کاری غیرممکن است. این مقاله که با روش تحقیق کتابخانه ای انجام شده و براساس توصیف و تحلیل است، برای رسیدن به اهدافی که در نمایه سازی ذکر شده، شرایط ذیل را برای روش نمایه سازی منابع علوم اسلامی، بیان کرده است: 1. پیروی کامل از اصطلاح نامه ها؛ 2. استفاده از اصطلاح کامل؛ 3. از اصطلاحات اشاره ای استفاده نشود؛ 4. استفاده نکردن از اصطلاحات عطفی؛ 5. ملاک ترکیب نمایه ها، وحدت موضوع باشد نه چیزدیگر؛ 6. نمایه ها براساس دانش ذخیره شوند نه براساس کتاب؛ 7. از اصطلاحات مشترک استفاده نشود؛ 8. نمایه مربوط به یک علم زیرمجموعه اصطلاح همان علم قرار گیرد؛ 9. ذکر نام مؤلف در نمایه ها. درضمن نگاهی نقادانه هم به روش نمایه سازی پژوهشکده اطلاعات و مدارک اسلامی شده است که براساس واژه ها و موضوعات کنترل شده با استفاده از منابع معیار از قبیل اصطلاح نامه ها به سرانجام رسیده است. نقدها عبارت اند از: 1. استفاده از اصطلاحات تجزیه ای؛ 2. استفاده از اصطلاحات عطفی؛ 3. استفاده از اصطلاحات اشاره ای؛ 4. عدم ذکر نام مؤلف در نمایه ها؛ 5. ذخیره نمایه ها براساس کتاب؛ 6. استفاده از اصطلاحات مشترک برای ذخیره؛ 7. ذخیره نمایه ها در اصطلاحات علوم غیرمرتبط.
نقش شهید صیاد شیرازی در سه مقطع حساس از جنگ ایران و عراق به عنوان انسجام دهنده نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۴
119 - 148
حوزههای تخصصی:
دوران هشت سال دفاع مقدس (جنگ ایران عراق) سرشار از موفقیت ها و شکست ها، تلخی ها و شیرینی هاست. تعداد بی شماری از ایثارگران، رزمندگان و فرماندهان در این عرصه نقش آفرینی کردند. تاریخ دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بسیاری از این حماسه آفرینی ها را در خود ثبت و ضبط کرده است. در این میان برخی نقش ها برجسته تر و فراموش ناشدنی هستند. بر اساس شواهد تاریخی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی یکی از فرماندهانی است که نقش های اثرگذار و ارزشمندی بر حوادث و مقاطع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشته است. این پژوهش درصدد است تا نقش ایشان را به صورت گذشته نگر در سه مقطع آغاز سال دوم جنگ (دفع تجاوز)، مرحله سوم عملیات بیت المقدس (آزادی خرمشهر) و عملیات مرصاد (پایان جنگ ایران و عراق) را به عنوان کسی که توانست اتحاد و انسجام را به نیروهای مسلح برگرداند، منطبق بر اسناد و روایات شخصیت های مطلع و کارشناسان و شاهدان دوران دفاع مقدس و خاطرات منتشرشده آن شهید با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی، و جمع آوری به روش کتابخانه ای و تحقیق اینترنتی، تجزیه وتحلیل، بررسی و بازشناسی نماید.
ارائه چارچوبی متوازن برای اندازه گیری و ارزیابی نوآوری در سازمان های دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوآوری را می توان توسعه و به کارگیری راه های جدید و به طور چشمگیر بهبود یافته برای پاسخ گویی به نیازها و مسائل اجتماعی و اقتصادی تعریف کرد. تاکنون الگوها و رویکردهای متعددی در سطوح مختلف سازمانی و ملی برای اندازه گیری و ارزیابی نوآوری ارائه شده است. از طرفی، به دلیل ماهیت متفاوت سازمان های دفاعی، نوآوری در این سازمان ها شامل پیشران ها، الزامات و ملاحظات خاصی است. بنابراین، پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و استراتژی طرح چندشیوه ای شامل روش تحلیل مضمون و روش مدلسازی ساختاری تفسیری به ارائه چارچوبی متوازن برای اندازه گیری و ارزیابی نوآوری در سازمان های دفاعی پرداخته است. این چارچوب مشتمل بر دو دسته از مضامین فراگیر پیشران (تحلیل های راهبردی مبتنی بر دکترین دفاعی؛ تحلیل سبد محصولات و فناوری های دفاعی؛ شبکه سازی و توسعه همکاری های فناورانه؛ بازطراحی نهادها، فرآیندها و توسعه سرمایه های انسانی؛ مدیریت منابع، زیرساخت ها و ظرفیت ها) و مضامین فراگیر وابسته (نتایج سرمایه های انسانی؛ نتایج شبکه همکاران دفاعی؛ نتایج مشتریان و نیروهای مسلح؛ نتایج عملکردی نوآوری های دفاعی؛ نتایج مالی و ماموریتی؛ نتایج جامعه و امنیت ملی) است. ویژگی اصلی این چارچوب آن است که نوآوری های فناورانه و سازمانی، نوآوری های تدریجی و ریشه ای، افق زمانی گذشته، حال و آینده و ملاحظات اجتماعی، فنی و اقتصادی را به طور همزمان در برمی گیرد.