ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۲۲۶۱.

ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف این تحقیق ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل ۲۲ هزار رسانه نگار کشور می باشد که 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که محتوای تولیدی در رسانه های ارتباط جمعی مانند شبکه های صدا و سیما، خبرگزاری ها، مطبوعات و پایگاه های خبری نمی تواند به صورت یکسان در شبکه های اجتماعی منتشر شود. در انتخاب و تولید محتوا برای شبکه های اجتماعی، ویژگی هایی مانند تازگی، جذابیت، کاربرپسندی، چندرسانه ای بودن، سرعت در انتشار و حرفه ای بودن باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، یافته ها نشان داد که شبکه های صدا و سیما به طور کامل از ظرفیت شبکه های اجتماعی خارجی استفاده نمی کنند و خبرگزاری ها، رسانه ها و پایگاه های خبری نیز به شبکه های اجتماعی داخلی توجه کافی نمی کنند. با این حال، باید توجه شود که مخاطبان در تمام بسترها و سکوهای اجتماعی حضور دارند و رسانه ها باید در همه این بسترها فعالیت موثری داشته باشند. در بخش شبکه های اجتماعی، برخی پارامترهای مهم شامل تعداد کانال، تعداد عضو، تعداد پست، تعداد بازدید، تعداد بازنشر و تعداد لایک است. این پارامترها باعث تولید محتوای بهتر و افزایش تأثیرگذاری محتوا و خبر بر مخاطب می شوند. همچنین، در تعامل با مخاطب، عواملی مانند دروازه بانی(گیت کیپینگ)، داده کاوی، سوژه یابی و رصد نیز باید مد نظر قرار گیرند.
۲۲۶۲.

پیش بینی توسعه کارآفرینی دیجیتال بر مبنای رهبری کارآفرینانه: سنجش یک مدل مفهومی در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان، به‌عنوان نیروی محرکه اصلی توسعه فناوری‌های نوین و تجاری‌سازی دانش، نقشی کلیدی در تحول صنعت و اقتصاد ایفا می‌کند. این نوع کارآفرینی نه‌تنها موجب شتاب در رشد و نوآوری می‌شود، بلکه با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته، زمینه ایجاد مزیت رقابتی پایدار در بازارهای جهانی را فراهم می‌سازد. شرکت‌های دانش‌بنیان از طریق تلفیق دانش فنی و مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال می‌توانند به خلق محصولات و خدمات نوآورانه دست یابند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری کارآفرینانه بر توسعه کارآفرینی دیجیتال با در نظر گرفتن نقش میانجی تشخیص فرصت‌های کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی است. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی- همبستگی و به‌صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات شهر اصفهان به تعداد ۲۳۰ نفر بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس و بر مبنای جدول مورگان، حجم نمونه ۱۴۰ نفر تعیین شد. با توجه به‌احتمال عدم بازگشت پرسشنامه‌ها، لینک پرسشنامه الکترونیکی میان ۱۶۰ نفر توزیع گردید که در نهایت ۱۴۳ پرسشنامه کامل و بی‌نقص برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. برای سنجش پایایی و روایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بهره گرفته شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS انجام پذیرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که رهبری کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال، خودکارآمدی کارآفرینی و تشخیص فرصت‌های کارآفرینی دارد. همچنین، خودکارآمدی کارآفرینی و تشخیص فرصت‌های کارآفرینی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال دارند. نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی در رابطه بین رهبری کارآفرینانه و توسعه کارآفرینی دیجیتال تائید نشد؛ اما تشخیص فرصت‌های کارآفرینی این رابطه را به‌طور معناداری میانجی‌گری می‌کند. افزون بر این، نقش تعدیل‌گری شایستگی‌های فناوری اطلاعات رهبر در رابطه بین رهبری کارآفرینانه و توسعه کارآفرینی دیجیتال مورد تائید قرار گرفت. نتیجه‌گیری / دستاوردها: تقویت نقش شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات در عصر اقتصاد دیجیتال و توسعه کارآفرینی دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. این شرکت‌ها به‌عنوان منابع مهم درآمدزایی، اشتغال آفرینی و موتور محرک توسعه اقتصادی شناخته می‌شوند. در واقع، کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان درک مناسبی از پیوند کارآفرینی با فناوری اطلاعات و ارتباطات و تأثیر این فناوری‌ها بر فرآیندهای کارآفرینانه ارائه می‌دهد. به‌کارگیری کارآفرینی دیجیتال در این شرکت‌ها، ضمن ایجاد تغییر در روند بازار، انتظارات مشتریان و راهبردهای رقبا، به خلق ارزش افزوده بیشتر در جامعه می‌انجامد؛ بنابراین، استقرار کارآفرینی دیجیتال در سطح شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات، بستری مناسب برای رشد، تمایز و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار فراهم می‌کند و در مقیاس کلان، به صرفه‌جویی در وقت و هزینه و نیز اشتغال‌زایی مؤثرتر کمک خواهد نمود.
۲۲۶۳.

شناسایی عناصر و مولفه های اولیه موثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این پژوهش شناسایی عناصر و مؤلفه های اولیه مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و روش اجرا به صورت تکنیک دلفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 35 نفر از مدرسین، اساتید و اعضاء هیات علمی دانشگده مدیریت و همچنین کارشناسان ارشد و مدیران بانک های خصوصی می باشد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اعضاء پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و به منظور رسیدن به اجماع در مورد مؤلفه های بدست آمده از تحقیقات پیشین و مقالات منتشر شده در سایت های علمی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به عوامل علی؛ شامل عوامل انسانی؛ عوامل تکنولوژی؛ عوامل پشتیبانی؛ و عوامل زمینه ای شامل عوامل فرهنگی و عواملِ صنعت؛ عوامل سازمانی شامل عوامل طراحی سازمان و عوامل مشتری؛ به عنوان متغیرهای مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونکی شناسایی و دسته بندی گردید. همچنین رضایت و وفاداری بعنوان پیامدهای بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی شناخته شد.
۲۲۶۴.

شناسایی و تبیین مؤلفه های کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: خدمات انتظامی ازجمله مهم ترین و اساسی ترین خدمات موردنیاز جوامع است. هرچه این خدمات به نحو مطلوب و مؤثری به جامعه ارائه شود، مزایا و منافع آن هم برای نهاد ارائه کننده و هم برای جامعه بیشتر خواهد شد. از همین رو، هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی و تبیین عوامل و مؤلفه های کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند بود. روش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن، روش گروه کانونی ازجمله مهم ترین روش های کیفی است. جامعه آماری تحقیق متشکل از خبرگان حوزه مدیریت دولتی، مدیریت کیفیّت، خدمات عمومی، مدیریت انتظامی، خدمات انتظامی، مدیریت فناوری اطلاعات می باشند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند شناسایی و مورد مصاحبه قرار گرفتند. مطابق با قاعده اشباع نظری، تعداد شانزده مصاحبه گردآوری و تحلیل شد. ابزار اصلی مورداستفاده در پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است که در دو پنل تخصصی گروه کانونی از خبرگان به عمل آمد. شیوه کدگذاری در این روش، رویکرد کینگ و هاروکز (2010) می باشد که مؤلفه ها و شاخص ها را در سه دسته بندی کلیدی، یکپارچه کننده و کلان قرار می دهد. یافته ها: با بررسی مصاحبه های گردآوری شده درنهایت، 137 گزاره خام، 76 کد کلیدی، 32 کد یکپارچه کننده و 5 کد کلان حاصل شدند که 5 کد کلان تحت عناوین «شفافیت و سلامت اداری؛ قابلیت و امکان تعامل؛ پاسخگویی عمومی؛ قابلیت ارائه خدمات؛ سرعت و دقت» به عنوان مؤلفه های کلیدی و 32 کد یکپارچه کننده به عنوان عوامل کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند در نظر گرفته شد. نتیجه گیری: درنهایت، می توان نتیجه گرفت که توسعه و تعالی خدمات انتظامی هوشمند، پایداری و حتی سرمایه اجتماعی و رابطه ای را هم در فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) و هم در جامعه ارتقا می دهد که به خدمات انتظامی مدرن، مترقی و معاصر منتج می شود.
۲۲۶۵.

توصیف شبکه یادگیری سازمانی و تبیین عوامل موثر بر شکل گیری آن با استفاده از روش تحلیل شبکه (مورد مطالعه: شرکت برق منطقه ای خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
در سازمان های معاصر که بقا و رشد آن ها به چابکی و توانایی انطباق با تغییرات محیطی بستگی دارد، تسهیل فرآیند یادگیری و پیوند آن با فعالیت های روزمره کارکنان به چالشی اساسی برای رهبران تبدیل شده است. عدم اثربخشی فرآیندهای آموزش رسمی و ضرورت توجه به تعاملات اجتماعی کارکنان برای تسهیل یادگیری، نیاز به رویکردهای نوآورانه در زمینه یادگیری سازمانی را تقویت می کند. این پژوهش درصدد تبیین ساختار شبکه یادگیری سازمانی و شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری آن در شرکت برق منطقه ای خراسان است. برای دستیابی به این هدف با اتخاذ رویکردی کمی و به کارگیری شاخص های روشمند تحلیل شبکه اجتماعی در جایگاه روش پژوهش ساختار کلی شبکه یادگیری بر مبنای شاخص های توصیفی تحلیل شبکه اجتماعی احصا و موقعیت کنشگران در آن تبیین شد. جامعه آماری در این پژوهش متشکل از 327 از کارشناسان و مدیران شرکت برق منطقه ای خراسان می باشد. گردآوری داده های رابطه ای دراین جامعه با استفاده ازپرسش نامه تحلیل شبکه اجتماعی انجام شد. در این پژوهش از نرم افزار VOSviewer برای تحلیل داده های رابطه ای و طیف گسترده ای از شاخص های آماری تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از یافته های این پژوهش، شبکه یادگیری سازمانی شرکت برق منطقه ای خراسان پراکنده و از انسجام کافی برخوردار نمی باشد. درصد زیادی از کنشگران در موقعیت-های پیرامونی این شبکه قرار دارند و در جایگاه مصرف کنندگان دانش موجود ایفای نقش می کنند. همچنین نتایج حاکی از تحلیل عوامل موثر نشان داد که همسانی معاونت، جنسیت، تحصیلات و سابقه کاری کنشگران از متغیرهای مهم در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی به شمار می آیند، این در حالی است که اثر آموزش های سازمانی که با شیوه های مرسوم و سنتی در سازمان ها برنامه ریزی و اجرا می شود، در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی معنی دار نمی باشد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد می شود که رهبران سازمان با تقویت ارتباطات میان حوزه ای، توسعه فرهنگ اشتراک دانش، ایجاد و توسعه اجتماعات کاری حرفه ای در قالب کمیته و کارگروه های تخصصی، زمینه سازی برای برقراری پیوند میان هادیان جریان یادگیری با سایر کنشگران، گامی اساسی در تقویت پیوند های مبتنی بر اشتراک دانش و تسهیل فرآیند یادگیری در سازمان بردارند.
۲۲۶۶.

ارائه مدل برنامه ریزی آرمانی مسیریابی استوار شبکه حمل و نقل چندوجهی در شرایط عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
انتخاب مسیر در شبکه های حمل ونقل چندوجهی یکی از مسائل کلیدی در مدیریت و برنامه ریزی حمل ونقل است که با توجه به ماهیت چندوجهی و پیچیدگی های ناشی از عدم قطعیت، نیازمند رویکردهای پیشرفته در مدل سازی و بهینه سازی است. هدف این پژوهش ارائه یک مدل ریاضی چندهدفه برای انتخاب مسیر بهینه در شبکه حمل ونقل چندوجهی است که در آن هزینه های حمل ونقل، انتشار کربن و انحراف زمان ارسال به حداقل برسد ضمن اینکه ارزش کالا حفظ شود. این مدل با در نظر گرفتن پنجره های زمانی و مدیریت عدم قطعیت، به دنبال ارائه راه حل های پایدار برای بهبود عملکرد سیستم های حمل ونقل است. در این مدل ظرفیت و تقاضا حمل ونقل در هر دوره ثابت و هزینه ها و زمان غیر قطعی هستند. خروجی حل این مدل انتخاب مسیر و حالات حمل ونقل به گونه ای است که اهداف مدل بهینه شود. همچنین از رویکرد بهینه سازی استوار برای مدیریت عدم قطعیت و ارائه مدلی که در شرایط غیرقطعی نیز قابلیت اطمینان خود را حفظ کند، استفاده شده است. به منظور اعتبارسنجی مدل، یک مثال عددی شبکه حمل ونقل چندوجهی با رویکرد برنامه ریزی آرمانی حل شده است. نتایج نشان می دهند که مدل پیشنهادی با استفاده از بهینه سازی استوار، انعطاف پذیری لازم برای تطبیق با تغییرات را دارد و می تواند به بهبود کیفیت خدمات و کاهش هزینه های عملیاتی کمک کند. همچنین استفاده از رویکرد بهینه سازی استوار در شبکه حمل ونقل چندوجهی منجر به افزایش تاب آوری و کارایی شبکه می گردد.
۲۲۶۷.

بازآفرینی برند، تجربه مشتری و تأثیر آن ها بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
تغییرات سریع و مداوم در محیط کسب وکار، بازآفرینی برند را به عنوان ابزاری استراتژیک در حوزه مدیریت برند با هدف ایجاد نگرش مطلوب تر در ذهن مصرف کننده،کسب هویت و تصویر جدید از برند تبدیل کرده است؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر وفاداری مشتری با در نظر گرفتن متغیر میانجی کیفیت خدمات انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی با رویکرد کمّی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی_پیمایشی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مشتریان بانک سامان مستقر در شهر تهران هستند که در سال های اخیر از بازآفرینی هویت برند استفاده کرده اند. داده ها با استفاده از روش میدانی پرسش نامه از ۳۸۴ مشتری جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیات از حداقل مجذورات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها حاکی ازآن است که بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری تأثیر مستقیم و معنادار دارد و تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری در بانک سامان نیز معنادار است. همچنین میانجی گری کیفیت خدمات در رابطه بین بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری و وفاداری مشتری به شکل معناداری تأیید شد. ایجاد هویتی مشخص برای برند، ساختن ارزش، تفاوت قابل تشخیص با رقبا و افزایش ارتباطات و بهبود تجربه مشتری اهمیت ویژه ای در ماندگاری یک برند در چرخه رقابت و اذهان مشتریان در فرایند بازآفرینی برند خواهد داشت.
۲۲۶۸.

واکاوی نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه ایده آموزشی مایکل کانلی با عنوان«مدارس به عنوان مکان های عملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویت های آموزشی دانشگاه فرهنگیان در بسط ایده مدارس به عنوان مکان های عملی در چارچوب اندیشه های فکری مایکل کانلی انجام گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تاکید بر ماهیت موضوعی آن بود. در این راستا 12 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از مصاحبه های کانونی از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اعتبارپذیری داده ها از روش خود بازبینی محقق و کنترل مشارکت کنندگان و برای تاییدپذیری داده ها از روش مقایسه نظام مند استفاده شد. یافته ها نشان داد که 7 مولفه زیست پذیری آموزشی، تلفیق برنامه درسی، دانش پروری، تعامل گرایی، فرهنگ معلم عملی، خودکاوی آموزشی و کارآفرینی کدهای اصلی هستند که با 18 کد محوری و 97 کد اولیه چارچوب مدارس با کارکرد عملی را از طریق آموزش های دانشگاهی فراهم می سازند. نتایج نشان می دهد که دانشگاه فرهنگیان باید مدارس را به عنوان بستر فعالیت های آموزشی دانشجو معلمان با درجه آزمایشی در نظر بگیرد. به عبارت دیگر مدارس با شبیه سازی تفکرات دانشجویان در قالب مدارس آزمایشگاهی معیار تصمیم گیری های آموزشی تلقی شده و شاخصی برای برآورد تحقق اهداف دانشگاه فرهنگیان به شمار آید. .
۲۲۶۹.

الگوی مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: هدف تحقیق، شناسایی مؤلفه های مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه بود که با روش تحلیل محتوا استقرایی بر پایه تحلیل خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه بود. روش: روش تحلیل داده ها، کدگذاری سه مرحله ای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود. در نهایت برای درک بیشتر نتایج، مدل نهایی تحقیق بر اساس الگوی کوربین و استراوس طراحی شد. یافته ها: یافته های تحقیق شامل 155 مفهوم، 42 مؤلفه و چهار بُعد بود. مؤلفه های شناسایی شده، شامل بهسازی فنی، بهسازی رفتاری، بهسازی نگرشی و بهسازی ارتباطی بود. نتیجه گیری: بهسازی فنی و بهسازی رفتاری در دسته عوامل اصلی، بهسازی نگرشی در دسته عوامل میانجی و بهسازی ارتباطی در دسته عوامل زمینه ای قرار گرفتند. همچنین شخصیت پروری، تفکر انتقادی و آموزش چندجانبه، به عنوان راهبردها و اثربخشی سازمانی؛ محبوبیت سازمانی و انعطاف پذیری سازمانی نیز به عنوان پیامدهای آن شناسایی شدند.
۲۲۷۰.

شناسایی و اولویت بندی چالش های سیاستگذاری عمومی در بخش حکمرانی آب استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: امروزه سیاستگذاری عمومی در حوزه حکمرانی آب با چه چالش های مواجه است ، آنها چقدر برای حکمرانی آب مؤثر هستند و چگونه می توان آن چالش ها را برطرف کرد، موضوع قابل توجهی برای دولت ها می باشد. از همین رو، هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی چالش های سیاستگذاری عمومی در بخش حکمرانی آب استان مازندران است. روش پژوهش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اثرات متقابل ساختاری (Structural MICMAC) است که امکان تحلیل روابط علی و ساختاری میان چالش های سیاست گذاری را فراهم می سازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که چالش های نبود نظارت دولتی بر دستگاههای اجرایی ، مدیریت توزیع آب، سد سازی غیر اصولی، نابودی و تخریب زیست بوم های آبی،عدم انسجام دستگاههای درگیر به ترتیب رتبه های نفوذ ۱ تا ۵ را به خود اختصاص دادند و مدیریت پساب و فاضلاب و کاهش آب های تجدید پذیر در رتبه های آخر قرار گرفتند. نتیجه گیری: شناسایی چالش ها و رسیدگی به حل آنها به ترتیب الویت می تواند به سیاستگذاران حوزه آب مازندران کمک کند تا با مشارکت و همکاری با سایر ارگان ها و ذینفعان مختلف دولتی و غیردولتی برای مقابله با چالش های حکمرانی آب در سطوح شهرستانی، استانی و بین حوضه ای اقدامات موثری را انجام دهند.
۲۲۷۱.

تجزیه و تحلیل پویایی بازار کارمزد در چرخه عمر شبکه بیت کوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: بیت کوین از زمان آغاز به کار خود در سال ۲۰۰۹، از نظر پذیرش عمومی به عنوان قدیمی ترین ارز دیجیتال، رشد فوق العاده ای را تجربه کرده است؛ با این حال، تحول آن از یک ارز دیجیتال آزمایشی، به یک شبکه پرداخت مالی اصلی، چالش های جدیدی را در رابطه با مقیاس پذیری و ظرفیت ایجاد کرد. این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی پاسخ کارمزد تراکنش بیت کوین به عوامل مالی و فنی درون شبکه در دوره های مختلف عمر آن است. این پژوهش دیدگاه نوینی درباره پویایی یک ارز و بلوغ شبکه پرداخت غیرمتمرکز ارائه می دهد. روش: داده های شبکه بلاکچین بیت کوین از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ جمع آوری و در سه دوره، شامل دوره پذیرش اولیه (۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴)، دوره سوداگرانه (۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸) و دوره چالش مقیاسپذیری (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳) تفکیک و تحلیل شده است. مدل سازی ARDL برای تحلیل روابط کوتاه مدت و بلندمدت استفاده شده است. متغیر وابسته کارمزد تراکنش و متغیرهای توضیحی، شامل قیمت بیت کوین، متوسط ارزش تراکنش ها به بیت کوین، اندازه بلاک، سختی شبکه و حجم تراکنش است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که در دوره پذیرش اولیه که قیمت و کارمزد روز قبل در دوره کوتاه مدت بر کارمزد تراکنش مؤثر است، قیمت نیز در بلندمدت بر کارمزد تراکنش تأثیر می گذارد. در دوره سوداگرانه، حجم تراکنش ارسالی، اندازه بلاک و کارمزد روز قبل در کوتاه مدت و در بلندمدت سختی شبکه، بر کارمزد تراکنش اثرگذاری معناداری دارد. در دوره چالش مقیاس پذیری، در کوتاه مدت کارمزد تراکنش روز قبل، قیمت بیت کوین، متوسط ارزش تراکنش ها به بیت کوین، اندازه بلاک، سختی شبکه و حجم تراکنش و در بلندمدت سختی شبکه و سایز بلاک بر کارمزد اثر معناداری دارد. همچنین در دوره چالش مقیاس پذیری، کارمزد روز قبل اثرگذاری بالایی بر کارمزد روز جاری دارد؛ به طوری که نوعی چسبندگی را ایجاد کرده است که تا پایان دوره ادامه می یابد. به طور کلی، کارمزدها در طول دوره ها از طریق یادگیری عوامل مؤثر بر آن تثبیت می شوند؛ زیرا رفتار کاربران و استخراج کنندگان پیرامون محدودیت های بلاک و انگیزههای پاداش استخراج، بهینه شده اند. در طول دوره پذیرش اولیه، کارمزد تراکنش ها به دلیل نوپا بودن بیت کوین و استفاده محدود، نوسان های بالایی داشت. همان طور که ارزهای دیجیتال به طور فزاینده به عنوان سازوکار پرداخت در دوره سوداگرانه مورد استفاده قرار گرفت، پارامترهای فنی اثرگذار بر اندازه بلاک و ظرفیت پردازش باعث شد که کارمزدها بیشتر منعکس کننده تقاضای در شبکه باشند. ظهور محدودیت های مقیاس پذیری که بلاکچین در دوره چالش مقیاس پذیری با آن مواجه است، باعث شد که پویایی کارمزدها به معیارهای بیشتری مرتبط شود که به عنوان نماینده هایی برای سطح فعالیت و استفاده از شبکه عمل می کنند. نتیجه گیری: همان طور که بیت کوین در مفهوم جدید به شبکه پرداخت تبدیل شد، کارمزدها به جای نوسان تصادفی در دوره پذیرش اولیه، با تقاضا و انگیزه های مشارکت کنندگان شبکه در دوره چالش مقیاس پذیری هم سو شده است. تفکیک داده های شبکه بیت کوین به سه دوره زمانی، دیدگاه نوینی از چگونگی کارکرد شبکه های غیرمتمرکز و عوامل مؤثر بر بازار کارمزد در دوره های مختلف بلوغ شبکه را فراهم می کند.  
۲۲۷۲.

آسیب شناسی فرآیند استانداردگذاری رفع تعهد ارزی در ایران از منظر حسابداری و گزارشگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۷
در سال‌های اخیر، سیاست رفع تعهد ارزی به‌عنوان ابزار کنترلی بانک مرکزی برای مدیریت منابع ارزی کشور در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، فقدان استانداردهای شفاف حسابداری و عدم انسجام نهادی در اجرای این فرآیند، چالش‌های متعددی را برای شرکت‌های صادرکننده، حسابرسان و نهادهای ناظر به‌وجود آورده است. این چالش‌ها منجر به کاهش شفافیت، کاهش قابلیت مقایسه گزارش‌های مالی و تضعیف کارایی سیاست‌های ارزی شده‌اند. لذا هدف این پژوهش، آسیب‌شناسی فرآیند استانداردگذاری رفع تعهد ارزی در ایران است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه حسابداری، حسابرسی و سیاست‌گذاری مالی، گردآوری و با تکنیک کُدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند. خبرگان مصاحبه شونده 16 نفر می‌باشند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهند که فرآیند رفع تعهد ارزی با پنج تم اصلی مواجه است: ضعف چارچوب نظری و مقرراتی، ناهماهنگی نهادی و تضاد بین سازمانی، ناکارآمدی در گزارشگری مالی، چالش‌های اجرایی و ساختاری، کاستی در آموزش و توانمندسازی حرفه‌ای. هر یک از این تم‌ها با مجموعه‌ای از کُدهای محوری و مفهومی حمایت شده و به تبیین ریشه‌ای ناکارآمدی استانداردگذاری می‌پردازند. وجود خلاء جدی در حوزه استانداردهای حسابداری مرتبط با رفع تعهد ارزی و تعارضات بین بخشی، ضرورت بازنگری در نظام نظارتی و تدوین استانداردهای خاص در این حوزه را آشکار می‌کند. یکی از نتایج اجرایی مهم در این راستا ضرورت تدوین یک استاندارد اختصاصی برای رفع تعهد ارزی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نبود یک استاندارد حسابداری مستقل و شفاف در این زمینه منجر به برداشت‌های متفاوت شرکت‌ها و حسابرسان شده است و سازمان حسابرسی و هیئت تدوین استانداردهای حسابداری باید با همکاری بانک مرکزی، یک استاندارد ملی در حوزه رفع تعهد ارزی تدوین کنند و این استاندارد باید به صراحت روش‌های تسعیر ارز، زمان شناسایی درآمد و افشای کامل فرآیند بازگشت ارز صادراتی را مشخص نماید.
۲۲۷۳.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان به مثابه یک کارکرد رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
یکی از هدف های اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان دختر پایه ی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانش آموز با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، پرسشنامه ی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسه ی 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. داده های گرداوری شده در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس و مانکوا) با استفاده از نرم-افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانش آموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر تمامی مولفه ها تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که میانگین پس آزمون این مولفه ها در گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانش آموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد می شود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.
۲۲۷۴.

بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر ارتباط بین حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بخش بانکداری دولتی (مورد مطالعه: بانک سپه استان تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در ارتباط میان حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بانک سپه استان تهران است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس مدل معادلات ساختاری واریانس محور (PLS-SEM) انجام شده و جامعه آماری شامل ۵۱۱ نفر از کارکنان دارای پست های سازمانی مختلف در بانک سپه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۲۱۹ نفره انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و اعتبار روایی و پایایی ابزار با شاخص های AVE، قابلیت اطمینان مرکب و آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج آزمون های توصیفی نشان داد بیشترین فراوانی متعلق به گروه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود و همچنین غالب شرکت کنندگان دارای سابقه کاری ۱۰ تا ۱۵ سال و رشته تحصیلی حسابداری بودند. یافته ها نشان داد تمام متغیرهای مدل پژوهش از توزیع نرمال تبعیت نمی کنند، لذا تحلیل و آزمون فرضیات با رویکرد PLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد کیفیت داده ها، کیفیت سیستم و کیفیت اطلاعات همگی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تصمیم گیری دارند و کیفیت اطلاعات نقش میانجیگری معناداری در روابط میان کیفیت داده و سیستم با کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند. همچنین، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی نیز رابطه بین کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری را به طور معنادار تعدیل می نماید. شاخص های برازش مدل چون SRMR، R² و Q² همگی کفایت و مطلوبیت مدل مفهومی را تایید کردند. پژوهش حاضر با ارائه شواهد تجربی، بر اهمیت ارتقای کیفیت داده، اطلاعات و سیستم های حسابداری دیجیتال بانک ها و تقویت فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بهبود فرآیندهای تصمیم سازی در سازمان های مالی دولتی تأکید دارد.
۲۲۷۵.

بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403- 1402 می باشد که تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی (استیفان چو و باولی، ۲۰۰۷)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان ۱۹۹۹)، یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهدکه محیط یادگیری الکترونیکی با یادگیری مشارکتی (05/0, P –Value ≤ 69/9, t =572/0β =)، خودکارآمدی تحصیلی ، (05/0, P –Value ≤ 45/9, t =555/0β =) رابطه معنی داری دارد و محیط یادگیری الکترونیکی سبب بهبود یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی می شود. محیط یادگیری الکترونیکی با فرصت ها و منابعی که در اختیار دانشجویان قرار می دهد سبب می شود تا آنها بتوانند با استفاده از این مولفه ها یادگیری شان را بهبود بخشند، روابط و تعاملات گسترده تری را شکل دهند و رضایت بیشتری از تحصیل داشته باشند.
۲۲۷۶.

تاثیر ایدئولوژی محافظه کارانه و لیبرال بر پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی: مطالعه موردی شرکت های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۱
موضوع و هدف مقاله: هدف اصلی این مقاله آن است تا با استفاده از نظریه سطوح بالا، ارتباط میان ایدئولوژی سیاسی محافظه کارانه و لیبرال مدیران شرکت های دولتی در انتخاب و پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. از نظر ماهیت و رویکرد پژوهش جز پژوهش های توصیفی - پیمایشی است. در همین راستا پژوهش حاضر از نظر روش جمع آوری اطلاعات جز پژوهش های کمی است. نمونه آماری مورد نظر در این پژوهش، مدیران مالی و حسابداران شرکت های با مدیریت دولتی به تعداد 291 نفر است . روش نمونه گیری نیز به صورت در دسترس است. ابزار گردآوری داده در این پژوهش پرسش نامه بوده و زمان انجام آن نیز سال 1403 است. یافته های پژوهش: نتایج نشان می دهد ایدئولوژی محافظه کارانه، رابطه ای معنی دار و مثبت با پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی دارد. اما ایدئولوژی لیبرال، رابطه ای معنی دار با پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی ندارد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: این پژوهش با توجه به نظریه سطوح بالا تایید می نماید که ویژگی هایی چون باور و ایدئولوژی سیاسی افراد که برخاسته از ریشه های فرهنگی جامعه است بر تصمیم گیری در افشای اطلاعات حسابداری از جمله گزارش های حسابداری مدیریت زیست محیطی تاثیرگذار است. ارزش افزوده این مقاله آن است که به عنوان یک مطالعه میان رشته ای می تواند شکاف های علمی میان رشته حسابداری و سایر رشته ها را تا حدودی برطرف نماید.
۲۲۷۷.

روش شناسی دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی: رویکردی نوین در زاویه بندی پژوهش های مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف از این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی روش ترکیبی نوآورانه (هیبریدی) بر پایه تلفیق تکنیک دلفی کلاسیک و قابلیت های هوش مصنوعی است و به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از هم افزایی میان توانمندی های هوش مصنوعی و بینش انسانی، برای رفع نیازهای نوظهور پژوهشگران در حوزه تحقیق و توسعه بهره گرفت. در این راستا، پژوهش حاضر، نخستین پژوهش است که در ایران با محوریت دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، به توسعه چارچوب روش شناختی نوین با تکیه بر مدل های زبانی پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع مطالعات آمیخته است که با هدف توسعه رویکردی نوین در حوزه پژوهش اجرا شده است. برای ارزیابی اعتبار این رویکرد، کاربرد آن در زمینه مربیگری بررسی شده است؛ از این رو، این مطالعه در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان انسانی و مدل های زبانی هوش مصنوعی بودند. در بخش کلاسیک، ۱۵ نفر از متخصصان حوزه منابع انسانی، مربیگری و توسعه فردی، به روش گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش مبتنی بر هوش مصنوعی نیز، سه مدل زبانی ChatGPT، Microsoft Copilot و Gemini با نظر متخصصان و ارزیابی تطبیقی برگزیده شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه و مطابق با اصول دلفی انجام شد. به منظور بررسی اعتبار داده ها، از رویکرد زاویه بندی شامل الگوریتم، محقق، داده و نظریه استفاده شد. همچنین، برای رسیدن به اشباع نظری در تعامل با مدل های زبانی، اقدام هایی مانند آموزش اولیه، بازبینی چندمرحله ای پاسخ ها و بهره گیری از قابلیت های به روزرسانی مدل ها صورت گرفت. در نهایت، به منظور سنجش هم راستایی و اختلاف میان دیدگاه های انسانی و نتایج مدل های هوش مصنوعی، از روش مقایسه میانگین زوجی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، با بهره گیری از روش شناسی نوین تلفیقی، ترکیبی از دلفی کلاسیک و دلفی مبتنی بر مدل های زبانی هوش مصنوعی به کار گرفته شد تا ضمن معرفی روشی جدید در حوزه پژوهش، اولویت های توسعه فردی مدیران منابع انسانی شناسایی شود. در بخش کیفی، ارزیابی مؤلفه ها در سه دور دلفی کلاسیک، به اجماع قوی خبرگان با افزایش ضریب هماهنگی کندال منجر شد. در بخش کمّی، مقایسه دیدگاه های خبرگان انسانی و مدل های هوش مصنوعی با استفاده از مقایسه میانگین زوجی نشان داد که تفاوت معناداری میان دو رویکرد وجود ندارد و داده ها از پایداری و قابلیت اطمینان بالایی برخوردارند. یافته ها همچنین نشان می دهد که بهره گیری از هوش مصنوعی با پرامپت نویسی هدفمند و تحلیل چرخشی، ضمن تسهیل تحلیل چندلایه داده های کیفی، باعث افزایش دقت، تنوع دیدگاه ها، کاهش خستگی پاسخ دهندگان و تسریع در دستیابی به اجماع می شود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، توانایی چشمگیری در ارتقای کیفیت فرایندهای پژوهش و تصمیم گیری دارد. ترکیب قابلیت های پیشرفته مدل های زبانی با خِرَد انسانی، امکان انجام تحلیل های دقیق تر، چندبُعدی و با قابلیت تکرار را فراهم می سازد. به دلیل تنوع عملکرد مدل ها، چالش هایی در همگرایی نتایج مشاهده می شود؛ اما استفاده از رویکردهای ترکیبی، راه کاری مؤثر برای افزایش اعتبار یافته ها محسوب می شود. همچنین، اعتبارسنجی این روش در حوزه مربیگری توسعه فردی، گواهی بر قابلیت تعمیم آن به مطالعات مدیریتی و سایر حوزه های پژوهشی است. در کل می توان گفت که این پژوهش، به صورت نوآورانه، به نحوه بهره گیری و حدود کاربرد هوش مصنوعی در فرایندهای تحقیقاتی پرداخته که تاکنون کمتر به آن توجه شده است؛ از این رو می تواند دریچه ای تازه در حوزه روش شناسی مطالعات مدیریتی بگشاید.
۲۲۷۸.

واکاوی ابعاد ادراک از عدم اطمینان محیطی در صادرات با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد ادراک مدیران از عدم اطمینان محیطی در زمینه صادرات انجام شده است. با توجه به پیچیدگی فزاینده محیط بین الملل، شناخت دقیق این ابعاد برای تدوین راهبردهای اثربخش صادراتی یک الزام کلیدی محسوب می شود. تحقیق حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ در مرحله کیفی، از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تحلیل مضمون (کدگذاری سه مرحله ای)، ۵ مقوله اصلی و ۱۳ مقوله فرعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، برای غربال و اولویت بندی این ابعاد از روش دلفی فازی طی دو مرحله استفاده شد. یافته های بخش کمی نشان داد که «مشکلات مبادله ارز» با میانگین فازی قطعی ۸۶۹/۰ و «نوسانات نرخ ارز» با میانگین ۸۴۵/۰ بالاترین رتبه را در ایجاد ادراک عدم اطمینان دارند، در حالی که مؤلفه «تغییرات اقلیمی و آب وهوایی» در دور اول دلفی فازی حذف گردید. نتایج نهایی بیانگر آن است که درک دقیق این ابعاد به شرکت ها کمک می کند  تا در محیط های پرتلاطم، واکنش های سریع تر و استراتژی های سازگارتر اتخاذ کنند. در نهایت، پژوهش بر ضرورت تقویت یادگیری سازمانی و بهبود سازوکارهای تحلیل محیطی برای ارتقای عملکرد صادراتی تأکید دارد.
۲۲۷۹.

تاثیر کلان روندهای فناورانه بر توسعه دانشگاه ها در ایران؛ بررسی موردی آثار تحولات فناورانه بر تأمین مالی دانشگاه های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۶
دانشگاه ها تحت تأثیر آثار تغییرات فناورانه هستند و چنین تغییراتی بر کارکردهای کلیدی دانشگاه همچون توسعه و مدیریت دانش و فناوری و تربیت نیروی انسانی مؤثر می باشد. به همین جهت لازم است کلان روندهای مؤثر بر دانشگاه های آینده از منظر تحولات فناورانه شناسایی و اثر آن بر اقتصاد آموزش عالی تحلیل شود. تحولات فناورانه بر دانشگاه ها، بر آینده آموزش عالی در ایران نیز در ابعاد مختلف اثرگذار است. در این مقاله با توجه به محدوده پژوهش، ضمن شناسایی کلان روندهای فناورانه موثر بر آینده دانشگاه ها در ایران، آثار این کلان روندها بر تامین مالی دانشگاه های دولتی مورد بررسی قرار گرفت. برای اجرای این پژوهش از روش شناسی مطالعه موردی تک موردی استفاده شد. پژوهش مذکور در سطح سیاستگذاری کلان می باشد و مورد مطالعه دانشگاه های دولتی است. در این پژوهش بر اساس روش شناسی مطالعه موردی از طریق مطالعه ادبیات، کلان روندهای مؤثر بر آینده دانشگاه ها از منظر تحولات فناورانه شناسایی شد. سپس بر اساس مطالعات پیشین، سلسله شواهد، رویدادها و آمارها و همچنین مصاحبه های اکتشافی با کانون متخصصان، چارچوب نظری اولیه پژوهش مشتمل بر 15 کلان روند ارائه شدند. در ادامه چارچوب نظری اولیه با استفاده از ابزارهایی همچون مطالعه مستندات و مطالعات پیشین، آمارها و رویدادها و مصاحبه با 13 خبره تدقیق شد. انتخاب خبرگان بر اساس شناسایی مستقیم و روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. مصاحبه با خبرگان کدگذاری شد و در مقاله برخی از نقطه نظرات خبرگان مرتبط با هر کلان روند ارائه شده است. بر این اساس در چارچوب نهایی تعداد کلان روندها از 15 کلان روند به 8 کلان روند کاهش یافت و 19 پیشنهاد سیاستی ارائه شد. 8 کلان روند ارائه شده در چارچوب نهایی شامل مربیگری، خودآموزی، آموزش های بین رشته ای و مبتنی بر مهارت آموزی، یادگیری تلفیقی، آزمایشگاه های آنلاین و شبیه سازی شده، آزمون های آنلاین، ورود به بخش های جدید در آموزش و رقابت جهانی در جذب دانشجو می باشد.
۲۲۸۰.

عوامل کلیدی مؤثر بر اشتغال پایدار و درآمدزایی دانش آموختگان مدیریت برای ورود به دنیای تجارت: یک مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
در سال های اخیر، مسئله محدود شدن شغل یا بیکاری و نیز تغییرات سریع در بازار کار، اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی به ویژه در رشته مدیریت را با چالش هایی روبه رو کرده است. پژوهش حاضر از نوع مرور دامنه ای بر آن است تا عوامل کلیدی مؤثر در اشتغال و درآمدزایی پایدار دانش آموختگان مدیریت را شناسایی کند. در این پژوهش، یافتن ادبیات و ترکیب شواهد با استفاده از دو روش مرور دامنه ای و تحلیل مضمون انجام شد. در آغاز با جستجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، تعداد 1005 مطالعه شناسایی شد. سپس با اجرای فرایند غربالگری، تعداد 922 مطالعه شامل موارد تکراری، دسترس ناپذیر و عدم ربط کافی حذف شدند و تعداد 83 مطالعه کاملاً مرتبط حفط شدند. با تجزیه و تحلیل این پژوهش ها، عوامل کلیدی مرتبط با اشتغال پایدار و درآمدزاییدانش آموختگان مدیریت در سه دسته عوامل فردی، عوامل شغلی و عوامل محیطی نامگذاری شدند. این الزام های شغلی، قابلیت گسترش چشم انداز افزایش ایجاد شغل در جامعه را دارند و پاسخی دو جانبه به بحران بیکاری است که علاوه بر ایجاد شغل، با ایجاد ثروت به توسعه اقتصادی جامعه نیز کمک می کنند. یافته ها همچنین بر ضرورت تغییر ذهنیت دانش آموختگان از جستجوی صرف شغل به سمت خلق و توسعه شغل تأکید دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان