ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۵۶۱.

عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
این مطالعه مروری به بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها می پردازد. رضایت شهروندان یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی کیفیت خدمات عمومی و عملکرد مدیریت شهری است که بر مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است. در این پژوهش، عوامل مختلفی همچون کیفیت خدمات شهری، فضای کالبدی و محیطی، شفافیت و پاسخ گویی مدیریت شهری، و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته اند. مرور ادبیات نشان می دهد که رضایت شهروندان به طور مستقیم با کیفیت خدمات ارائه شده، از جمله حمل ونقل، فضای سبز، مدیریت ترافیک، و فرآیندهای ارتباطی شهرداری ها مرتبط است. همچنین، شفافیت و پاسخ گویی مسئولان و فراهم آوردن فرصت های مشارکت فعال شهروندان، نقش مهمی در افزایش اعتماد و رضایتمندی دارند. این مطالعه چارچوبی مفهومی برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان فراهم کرده و اهمیت رویکردی جامع و چندبعدی را در مدیریت شهری نشان می دهد که می تواند به بهبود سیاست ها و عملکرد شهرداری ها منجر شود.
۵۶۲.

سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی در ایران: تحلیلی بر مبنای نقش ذی نفعان و فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
مالیات به عنوان محور اصلی تأمین منابع عمومی و ابزار سیاست گذاری اقتصادی، نقش مهمی در جهت دهی به رشد اقتصادی و توزیع درآمد دارد. در ایران، ساختار نهادی و سیاسی، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و نقش مؤثر گروه های ذی نفع باعث شده است که تغییرات در خط مشی های مالیاتی پیچیده و چندوجهی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی ایران، رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون (داده بنیاد) اتخاذ کرده و نقش ذی نفعان در فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی را مورد تحلیل قرار می دهد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان اقتصاد عمومی، مدیران و کارشناسان سازمان امور مالیاتی و نمایندگان بخش خصوصی و نهادهای مدنی گردآوری شد و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که (1) توزیع منافع میان گروه های ذی نفع و توازن قوا، تعیین کننده جهت و سرعت تغییرات مالیاتی است، (2) ناکارآمدی های نهادی، ضعف اطلاعات و مقاومت اجتماعی از موانع اصلی اصلاحات مالیاتی هستند، و (3) سیاست های مالیاتی کارا که مبتنی بر شفافیت، عدالت و مشارکت ذی نفعان طراحی شوند، می توانند منجر به افزایش درآمدهای پایدار و ارتقای رشد اقتصادی شوند. مقاله پیشنهاد می دهد که برای حصول به رشد اقتصادی متکی بر منابع داخلی، سیاست گذاران باید فرآیند خط مشی گذاری را بازطراحی کنند و نقش آموزه ها و ارزش های اجتماعی (از جمله آموزه های اسلامی در بستر ایران) را در قالب چارچوبی عملیاتی مورد توجه قرار دهند.
۵۶۳.

بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری: ارائه یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۱
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، در کنار گسترش الزامات پایداری و گزارشگری غیرمالی، آموزش حسابداری را با چالش ها و الزامات بنیادینی مواجه ساخته است. آموزش حسابداری سنتی که عمدتاً بر انتقال دانش فنی ایستا متمرکز بوده، دیگر پاسخ گوی نیازهای حرفه ای آینده نیست و ضرورت بازآفرینی آن بر مبنای رویکردی آینده نگر، هوشمند و پایدار بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک چارچوب یکپارچه برای بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری با تأکید بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی–کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی–تبیینی است و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه نظام مند ادبیات علمی بین المللی و اسناد نهادی حرفه حسابداری در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزش حسابداری، اساتید دانشگاه، حسابداران حرفه ای و متخصصان حوزه فناوری های مالی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد نظام مند براون و کلارک صورت گرفته و منجر به استخراج کدهای اولیه، مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازآفرینی آموزش حسابداری آینده نگر مستلزم هم افزایی میان هوش مصنوعی آموزشی، آموزش حسابداری پایداری، توسعه شایستگی های دیجیتال و استقرار یادگیری تطبیقی و مادام العمر است. نتایج همچنین بر نقش محوری قضاوت حرفه ای انسان–ماشین به عنوان سازوکاری تنظیم گر در حفظ بعد انسانی، اخلاق حرفه ای و کیفیت تصمیم گیری های حسابداری در محیط های آموزشی هوشمند تأکید دارد. افزون بر این، الزامات نهادی و حرفه ای به عنوان عامل جهت دهنده و مشروعیت بخش، نقش تعیین کننده ای در هم راستاسازی برنامه های آموزش حسابداری با تحولات فناورانه و الزامات پایداری ایفا می کنند. برآیند این یافته ها در قالب یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شده است که می تواند به عنوان نقشه راهی نظری و کاربردی برای دانشگاه ها، سیاست گذاران آموزشی و نهادهای حرفه ای در طراحی و اجرای آموزش حسابداری هوشمند، پایدار و آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.
۵۶۴.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۵۶۵.

شناخت و فهم چابکی هیجانی منابع انسانی؛ تحلیل عوامل موثر و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: چابکی هیجانی، ظرفیتی حیاتی در منابع انسانی برای انطباق مؤثر با تغییرات، حفظ تعادل در شرایط پراسترس و تقویت سازگاری سازمانی است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای چابکی هیجانی منابع انسانی انجام شد . روش: این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی ( کیفی کمی) با رویکرد قیاسی استقرایی است. در بخش کیفی با ۱۵ خبره، مصاحبه نیمه ساختاریافته تا حد اشباع نظری انجام شد. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار، از طریق روایی محتوایی و نظری و پایایی آن با روش توافق درون کدگذار و بین کدگذار تأیید شد. داده های کیفی با تحلیل محتوای موضوعی تحلیل شدند. در بخش کمّی، نقشه شناختی فازی ( FCM ) بر مبنای یافته های کیفی و با تکمیل پرسش نامه ای معتبر (دارای روایی محتوایی و پایایی بازآزمون) توسط همان خبرگان، طراحی و تحلیل شد .   یافته ها: بر اساس تحلیل ها، دو عامل کلیدی پیش برنده چابکی هیجانی، عبارت اند از: 1. افزایش قدرت پذیرش واقعیت و تغییرات و 2. آموزش تاب آوری مبتنی بر ذهن آگاهی. همچنین، مهم ترین پیامدهای این چابکی، تقویت تمرکز ذهنی و کاهش تعلل در نیروی انسانی و جلوگیری از تأثیر مخرب هیجان های منفی بر قضاوت و حل مسئله شناسایی شدند . نتیجه گیری: توسعه چابکی هیجانی در منابع انسانی، توانایی سازگاری با تغییرات و مدیریت هیجان های منفی را افزایش می دهد و به حفظ و بهبود عملکرد فردی و سازمانی منجر می شود.
۵۶۶.

بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف : کانون های ارزیابی به عنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفه ای دارند، اما اجرای آن ها با چالش های متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود . روش شناسی : این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفه ای و مدیران کانون های ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دوره های تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ مشارکت کننده گردآوری و پس از اشباع داده ها متوقف شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی ( ۱۹۷۸) صورت گرفت . یافته ها : در تحلیل داده ها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازمان دهی شدند: چالش های ساختاری کانون، چالش های مرتبط با ارزیابان، چالش های فرآیند اجرا، چالش های تجزیه وتحلیل داده ها، و چالش های سازمانی و مدیریتی . نتیجه گیری : نتایج نشان داد که به کارگیری کانون های ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانون ها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل داده ها و رفع کاستی های مدیریتی می تواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزش وپرورش کمک کند .
۵۶۷.

تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
خطاها بخش جدایی ناپذیر زندگی سازمانی هستند و حذف کامل تمامی انواع خطاهای سازمانی، تقریباً غیرِ ممکن است. برای حفظ موقعیت رقابتی در محیط پویای جهانی، سازمان ها باید کارکنان خود را به یادگیری و نوآوری از راه خطاهایشان ترغیب کنند. مدیریت خطا به عنوان یکی از ابعاد اساسی نقش رهبری مطرح می شود. همان گونه که سایر مهارت های کلاسیک به رهبران نسبت داده می شود، مدیریت خطا نیز باید بخشی از وظایف آن ها باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان بود. نوشتار پیشِ رو از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کمّی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت های دانش بنیان در شهر یزد بود که بر اساس اطلاعات موجود تعداد آنها 1500 نفر بوده است. با توجه به استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در تحلیل داده ها حجم نمونه 200 نفر برآورد گردید؛ اما به منظور افزایش دقت، تعداد 240 پرسش نامه از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس گردآوری و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شد. روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از راه مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20 و Lisrel 10.2 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها، مدیریت خطا تأثیر مستقیمی بر گرایش کارآفرینانه دارد و همچنین از طریق رهبری دوسوتوان، به طور غیرِ مستقیم بر آن تأثیر می گذارد، به این معنا که رهبری دوسوتوان نقش میانجی را ایفا می کند. نتایج از این جهت مهم هستند که بینش جدیدی در مورد اجرای یک رویکرد راهبردی مدیریت خطا در سازمان ها ارائه می دهند. همچنین، بر اهمیت رویکرد سازنده به خطاها تأکید دارند و نشان می دهند که رهبران برای توسعه فرهنگ مدیریت خطا در سازمان های خود باید نگرشی مثبت و سازنده نسبت به خطاها داشته باشند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.
۵۶۸.

مدل پیش بینی نوسان همزمان بازار سهام و ارز با استفاده از شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
افزایش پیچیدگی تعاملات میان بازارهای مالی، گسترش جریان های اطلاعاتی و تأثیرپذیری متقابل بازار سهام و ارز از عوامل اقتصادی و سیاسی، پیش بینی نوسانات این بازارها را به یکی از چالش های مهم حوزه مالی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل هوشمند برای پیش بینی همزمان نوسان بازار سهام و ارز مبتنی بر شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی انجام شده است. در این پژوهش، با بهره گیری از قابلیت شبکه های مولد تخاصمی در استخراج الگوهای پنهان و تولید نمایش های واقع گرایانه از داده ها و همچنین توانایی یادگیری چندمدلی در ادغام داده های مالی، اقتصادی و خبری، مدلی ترکیبی برای پیش بینی نوسانات بازار طراحی شد. داده های پژوهش شامل اطلاعات تاریخی شاخص های بازار سهام، نرخ ارز، متغیرهای کلان اقتصادی و داده های متنی اخبار مالی طی دوره 1400 تا 1404 است. پس از انجام مراحل پیش پردازش، استخراج ویژگی و همگام سازی داده های چندمنبعی، مدل پیشنهادی آموزش داده شد و عملکرد آن با مدل های GARCH، شبکه عصبی بازگشتی، حافظه بلندمدت کوتاه مدت (LSTM) و XGBoost مقایسه گردید. مدل پیشنهادی در معیارهای دقت پیش بینی، میانگین خطای مطلق، ریشه میانگین مربعات خطا و ضریب تعیین عملکرد برتری نسبت به مدل های مقایسه ای دارد. همچنین مدل توانسته است وابستگی های پیچیده و اثرات سرایتی میان بازار سهام و ارز را با دقت بیشتری شناسایی کرده و نوسانات آتی را در شرایط مختلف بازار پیش بینی کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که استفاده از شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی می تواند به بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران، مدیریت ریسک و توسعه سامانه های هوشمند تحلیل بازارهای مالی کمک کند.
۵۶۹.

توسعه چارچوب بلاکچین برای شفافیت و امنیت در تأمین مالی جمعی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
تأمین مالی جمعی اسلامی به عنوان یکی از سازوکارهای نوظهور در بازارهای مالی همسو با شریعت، نقش مهمی در تسهیل دسترسی کسب وکارهای کوچک و متوسط به منابع مالی ایفا می کند. این مدل مالی مبتنی بر اصول فقهی نظیر منع ربا، مشارکت در سود و زیان، شفافیت در معاملات و لزوم انطباق قراردادها با قواعد شرعی است. با این حال، پیاده سازی عملی آن با محدودیت های ساختاری متعددی از جمله عدم شفافیت کافی در جریان وجوه، ضعف در سازوکارهای نظارتی بر تخصیص سرمایه، ریسک بالای عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایه گذاران و مجریان پروژه و نیز نبود استانداردهای یکپارچه در طراحی و اجرای قراردادهای مالی اسلامی مواجه است. این چالش ها موجب کاهش اعتماد ذی نفعان و محدود شدن مقیاس پذیری این ابزار مالی شده اند. در این راستا، فناوری بلاکچین به عنوان یک زیرساخت تحول آفرین، قابلیت بازطراحی معماری تأمین مالی جمعی اسلامی را داراست. ویژگی های بنیادین این فناوری شامل تغییرناپذیری داده ها، شفافیت کامل تراکنش ها، قابلیت ردیابی لحظه ای جریان سرمایه و حذف واسطه های غیرضروری است که می تواند به طور مستقیم بسیاری از ناکارآمدی های موجود را برطرف سازد. علاوه بر این، به کارگیری قراردادهای هوشمند امکان خودکارسازی اجرای شروط فقهی در قالب مدل های مالی اسلامی نظیر مضاربه، مشارکت و مرابحه را فراهم می سازد. این مقاله با هدف ارتقای کارایی، شفافیت و انطباق شرعی، یک چارچوب مفهومی فنی یکپارچه ارائه می دهد که در آن لایه های معماری بلاکچین شامل ثبت تراکنش، قراردادهای هوشمند، ماژول تطبیق شریعت و لایه کاربردی به صورت هم افزا عمل می کنند. این چارچوب می تواند زمینه ساز توسعه یک اکوسیستم مالی اسلامی دیجیتال، شفاف و قابل اعتماد باشد.
۵۷۰.

مدل سازی اثرات توکنایزیشن دارایی های واقعی بر تأمین مالی اسلامی با بلاکچین لایه ۲، قراردادهای هوشمند و شبیه سازی کوانتومی مونت کارلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش با هدف ارائه یک چارچوب نوین برای تحلیل و مدل سازی نظام های مالی مبتنی بر دارایی های واقعی توکن شده، به بررسی اثر هم زمان توکنایزیشن دارایی ها، زیرساخت بلاکچین لایه دوم، قراردادهای هوشمند و روش های شبیه سازی پیشرفته بر کارایی، ریسک و نقدشوندگی در نظام های مالی غیرمتمرکز می پردازد. در سال های اخیر، توسعه فناوری های مالی و گسترش دارایی های دیجیتال موجب تغییر بنیادین در ساختار بازارهای مالی شده است؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند توکنایزیشن دارایی های واقعی و مالی غیرمتمرکز به عنوان عناصر کلیدی در بازطراحی زیرساخت های مالی مطرح شده اند. با این حال، چالش هایی نظیر مقیاس پذیری پایین، افزایش ریسک های سیستماتیک، و پیچیدگی تحلیل رفتار بازارهای دیجیتال همچنان پابرجا هستند. در این پژوهش، یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو کلاسیک و کوانتومی طراحی شده است تا رفتار دارایی های توکن شده تحت سناریوهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین اثر استفاده از بلاکچین لایه دوم بر کارایی شبکه از طریق شاخص نسبت تعداد تراکنش های پردازش شده به تأخیر شبکه تحلیل شده است. علاوه بر این، قراردادهای هوشمند به عنوان مکانیزم های خوداجرا برای کاهش هزینه های مبادله و افزایش شفافیت در نظر گرفته شده اند. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که افزایش نرخ توکنایزیشن تا سطح بهینه موجب افزایش نقدشوندگی و بازده دارایی ها می شود، اما در سطوح بالاتر، نوسان پذیری و ریسک سیستماتیک افزایش می یابد. همچنین استفاده از بلاکچین لایه دوم موجب بهبود قابل توجه کارایی شبکه و افزایش ظرفیت پردازش تراکنش ها شده است. مقایسه روش های محاسباتی نیز نشان می دهد که مونت کارلو کوانتومی در مقایسه با روش کلاسیک، از دقت بالاتر و پیچیدگی محاسباتی کمتری برخوردار است. در مجموع، یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترکیب فناوری های نوین مالی می تواند منجر به شکل گیری یک ساختار مالی کارآمدتر، شفاف تر و مقیاس پذیرتر شود، هرچند مدیریت ریسک های ناشی از افزایش دیجیتالی سازی دارایی ها همچنان یک ضرورت اساسی محسوب می شود.
۵۷۱.

طراحی سیستم کشف تقلب مالی بلادرنگ مبتنی بر معماری ترنسفورمر در تراکنش های بانکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
افزایش شتابان بانکداری دیجیتال، توسعه پرداخت های الکترونیکی و رشد خدمات مالی برخط، موجب افزایش پیچیدگی و تنوع الگوهای تقلب مالی در شبکه بانکی شده است. روش های سنتی کشف تقلب عمدتاً مبتنی بر قواعد ایستا و مدل های آماری کلاسیک هستند که در مواجهه با رفتارهای پیچیده و پویای متقلبانه کارایی محدودی دارند. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک سیستم کشف تقلب مالی بلادرنگ مبتنی بر معماری ترنسفورمر در تراکنش های بانکی انجام شده است. در این پژوهش، با بهره گیری از سازوکار توجه چندسری و قابلیت استخراج وابستگی های زمانی بلندمدت، مدلی هوشمند جهت شناسایی تراکنش های مشکوک طراحی شد. داده های پژوهش شامل مجموعه ای از تراکنش های بانکی شبیه سازی شده مبتنی بر الگوهای واقعی شبکه بانکی ایران طی دوره 1400 تا 1404 است. پس از مرحله پاک سازی، استخراج ویژگی و نرمال سازی داده ها، مدل ترنسفورمر آموزش داده شد و عملکرد آن با مدل های جنگل تصادفی، شبکه عصبی بازگشتی و XGBoost مقایسه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مدل پیشنهادی در معیارهای دقت، نرخ کشف تقلب، امتیاز F1 و کاهش خطای نوع دوم عملکرد بهتری نسبت به مدل های مقایسه ای دارد. همچنین مدل ترنسفورمر توانسته است الگوهای پیچیده تقلب زنجیره ای و رفتارهای غیرعادی را در محیط بلادرنگ با سرعت و دقت بالا شناسایی کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که استفاده از معماری ترنسفورمر می تواند به ارتقای سامانه های مدیریت ریسک و نظارت مالی در صنعت بانکداری کشور کمک کند.
۵۷۲.

مدل ترکیبی پیش بینی بحران نقدینگی شرکت ها با استفاده از یادگیری عمیق و داده های صورت های مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
افزایش در سال های اخیر، توسعه بازارهای مالی و افزایش پیچیدگی رفتار سرمایه گذاران، ضرورت بهره گیری از روش های نوین تحلیلی برای ارزیابی عملکرد ابزارهای مالی را دوچندان کرده است. در این میان، صندوق های سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مالی غیرمستقیم، نقش اساسی در تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی در بازار سرمایه ایفا می کنند. با توجه به نوسانات بالای بازار سرمایه و محدودیت روش های سنتی در تحلیل غیرخطی و پویا، استفاده از رویکردهای مبتنی بر یادگیری ماشین و به ویژه شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند در پیش بینی و ارزیابی عملکرد صندوق ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق و داده های سری زمانی بازار سرمایه جهت ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری و پیش بینی بازدهی آن ها است. در این راستا، داده های مربوط به بازدهی واحدهای سرمایه گذاری، شاخص کل بورس، نرخ ارز، نرخ سود بدون ریسک و متغیرهای کلان اقتصادی به عنوان ورودی های مدل مورد استفاده قرار گرفته اند. روش تحقیق از نوع توصیفی–کاربردی بوده و با استفاده از داده های واقعی بازار سرمایه ایران در یک بازه زمانی چندساله، مدل پیشنهادی آموزش و آزمون شده است. نتایج حاصل از مدل سازی نشان می دهد که شبکه های عصبی در مقایسه با روش های سنتی مانند رگرسیون خطی و مدل های کلاسیک ارزیابی عملکرد (مانند شارپ و ترینر)، توانایی بالاتری در شناسایی الگوهای غیرخطی و پیش بینی رفتار صندوق های سرمایه گذاری دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که ترکیب متغیرهای کلان اقتصادی با داده های معاملاتی، دقت پیش بینی مدل را به طور معناداری افزایش می دهد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از مدل های یادگیری عمیق می تواند به سرمایه گذاران و مدیران صندوق ها در تصمیم گیری های بهینه و مدیریت ریسک کمک شایانی نماید.
۵۷۳.

تحلیل علی چالش های پیاده سازی اقتصاد مدور و صنعت 0/4 در صنعت فولاد (مورد مطالعه: فولاد خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
اقتصاد مدور و صنعت 0/4 به عنوان دو رویکرد تحول آفرین در صنعت فولاد، هم زمان اهداف پایداری زیست محیطی و ارتقای بهره وری را دنبال می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چالش های کلیدی پیاده سازی این دو رویکرد در شرکت فولاد خوزستان انجام شد. نخست با مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از یافته های پیشین، مجموعه ای از چالش ها در ده بعد اصلی شناسایی شد. سپس برای بررسی روابط علی و معلولی بین چالش ها از روش دیمتل فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد منابع انسانی و مدیریت تغییر «ترس از کاهش جایگاه شغلی» و «ترس از انتقاد و نظارت»، در بعد مهارت های فنی «نیاز به آموزش های پیشرفته» و «نبود دانش تخصصی»، در بعد هزینه و بودجه «نیاز به سرمایه گذاری اولیه بالا» و «نیاز به نگهداری و ارتقای مستمر»، در بعد امنیت و حریم خصوصی «امنیت اطلاعات» و «ضعف سیاست های امنیتی»، در بعد توسعه فناوری «نبود زیرساخت شبکه» و «کمبود فناوری های بهبود»، در بعد پیچیدگی یکپارچگی «کمبود آگاهی از فناوری های نوین» و «کمبود شیوه نامه های اشتراک داده»، در بعد کلان داده و تحلیل ها «چالش ترکیب منابع مختلف داده» و «تفاوت در تفسیر داده ها»، در بعد راهبرد «نبود حمایت دولتی مؤثر» و «عدم برنامه ریزی برای صنایع نوین»، در بعد الگو مشارکتی «شکاف زیرساختی» و «ناسازگاری انسان و ماشین» و درنهایت در بعد آثار زیست محیطی «نبود قوانین زیست محیطی» و «کاهش منابع طبیعی» به ترتیب تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین چالش ها به شمار می آیند .
۵۷۴.

شناسایی عوامل مورد انتظار مشتریان آنلاین ایرانی از تعامل با چت بات ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
چت بات ها به عنوان یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، به طور فزاینده ای در تعامل میان مشتریان و سازمان ها مورد استفاده قرار می گیرند و نقش مهمی در بهبود تجربه مشتری ایفا می کنند. با وجود گسترش کاربرد این فناوری، شناخت نظام مند انتظارات کاربران از چت بات ها، به ویژه در بستر فرهنگی ایران، همچنان محدود است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین انتظارات مشتریان ایرانی از تعامل با چت بات ها در محیط های آنلاین است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل تم انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از کاربران دارای تجربه یا آشنایی کاربردی با چت بات ها گردآوری شد و نمونه گیری به روش گلوله برفی ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شود. در فرایند تحلیل داده ها، ۱۰۹ مضمون پایه استخراج و در قالب ۲۳ مضمون سازمان دهنده و ۶ مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهد که انتظارات مشتریان از چت بات ها در شش بعد اصلی شامل اثربخشی، کیفیت پاسخگویی، انسان گونگی، ارتباط گیری، امنیت و دسترسی قابل تبیین است. این ابعاد طیفی از انتظارات کارکردی، تعاملی و احساسی کاربران را در بر می گیرد و بیانگر آن است که مشتریان، علاوه بر سرعت و دقت پاسخ ها، به ویژگی هایی نظیر همدلی، درک زمینه گفتگو، شخصی سازی تعامل و حفظ حریم خصوصی نیز توجه ویژه دارند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی کاربردی برای طراحی، توسعه و بهبود چت بات های خدماتی متناسب با نیازها و ویژگی های کاربران ایرانی فراهم آورد.
۵۷۵.

مدل یابی معادلات ساختاری پیشایندها و پسایندهای رفتارهای فرانقش کارکنان دستگاه اجرایی استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: رفتارهای فرانقش در تحقق اهداف سازمانی، سلامت فردی و اجتماعی نقش ویژه ای ایفا می کند. بنابراین یکی از مهم ترین و شایع ترین مباحث قابل بررسی و پژوهش در مطالعات سازمانی تلقی می شوند. از این رو، هدف انجام این پژوهش پیشایندها و پسایندهای رفتارهای فرانقش کارکنان است. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دستگاه اجرایی استان کرمان در سال 1403 بودند که از بین آنها 728 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه 248 پرسشی محقق ساخته با روایی 756/0 و پایایی 96/0 بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که الگو پیشایندها و پسایندهای رفتارهای فرانقش کارکنان دستگاه اجرایی استان کرمان از برازش قابل قبولی برخوردار است. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش خصوصیات فردی، ویژگی های سازمان، شرایط شغلی، حمایت، پاداش به عنوان شرایط علی بر راهبردهای اجرای رفتارهای فرانقش با مؤلفه های معنویت گرایی، پشتیبانی، استقرار سیستم های اطلاعاتی، ارزیابی عملکرد، آموزش، انعطاف پذیری و هدف گذاری تأثیر معنا دار دارند. اجرای رفتارهای فرانقش پیامدهای عمومی، سازمانی و فردی دارند. توجه با نتایج پژوهش الگوی ارائه شده برای رفتارهای فرانقش کارکنان، یک الگوی جامعی است که با به کارگیری آن می توان در راهبرد انجام رفتارهای فرانقش به وسیله کارکنان گام های مثبتی برداشت.
۵۷۶.

ارزیابی تاثیر لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی بر ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۲۸۴
سهامداران و سایر استفاده کنندگان به منظور اتخاذ تصمیمات مناسب، نیازمند اطلاعات سودمند هستند. در میان اطلاعات سودمند، اطلاعات مربوط به گزارشات مالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا گزارشات مالی در ارزیابی چشم انداز آتی شرکتها نقش مهمی ایفا می نماید؛ بطوریکه بازار سرمایه نسبت به قابلیت اتکای گزارشات مالی کاملاً حساس است در سال های اخیر جنبه های مختلف اطلاعات کیفیِ گزارشهای مالی، مورد توجه قانون گذاران، نهادهای ناظر و نهادهای حرفه ای فعال در بازار سرمایه قرار گرفته است. در این تحقیق سعی گردید از سایر جنبه هایی که از دیدگاه سایر محققین مغفول مانده است مورد بررسی قرار گیرد بنابراین هدف اصلی این تحقیق ارزیابی تاثیر لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی بر ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران می باشد.برای انجام این تحقیق نمونه ای از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونه گیری انتخاب گردید . این پژوهش، برای دوره 1394 الی 1399 در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفت. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا می باشد.نتایج حاصل شده از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بهبود در لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی باعث افزایش در میزان ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران شده است.
۵۷۷.

برنامه ریزی سیستم های حمل ونقل یکپارچه با رویکرد الگوریتم جستجوی گرانشی توسعه یافته مبتنی برکنترلر فازی جهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۵۰
الگوریتم جستجوی گرانشی یک الگوریتم فراابتکاری تازه ظهوری است در این الگوریتم به دو روش میتوان نیروی گرانشی میان پاسخ ها را محاسبه کرد. در روش اول یک پاسخ از فضای همسایگی محلی پاسخ جاری انتخاب شده و نیروی گرانشی بین این دو پاسخ محاسبه می شود. در روش دوم، نیروی گرانشی بین تمام پاسخ های همسایه در فضای همسایگی پاسخ جاری محاسبه می شود و به یک پاسخ همسایه محدود نمی شود. این الگوریتم در برخی از مسائل بهینه سازی دچار همگرایی زودرس شده و در بهینه محلی گیر می کند و پیشرفتی برای پیدا کردن جواب بهینه ندارد که این مشکل جزء معایب این الگوریتم محسوب میشود. در مقاله این مشکل را در مرحله اول با مقایسه دو روش نامبرده تحت آزمون قرار گرفت که نتیجه آن بدینگونه می باشد: روش اول برتری نسبی از نظر پارامتر سرعت رسیدن به جواب و جواب برتر دارد و سپس با تعریف یک تابع جهش ابتکاری، که از کنترلر فازی جهت کنترل کردن میزان جهش استفاده می کند، برطرف میکند. روش پیشنهاد شده بر روی توابع محک استاندارد که شامل توابع تک مدی و چند مدی است ارزیابی شده است و نتایج حاصل از ارزیابی این دو روش با الگوریتم جستجوی گرانشی استاندارد (GSA) و الگوریتم جمعیت ذرات گرانشی (GPS)، الگوریتم بهینه ساز جمعیت ذرات (PSO) و الگوریتم وراثتی حقیقی (RGA) مقایسه شده است.آزمایشات مشاهده شده، نشان دهنده این است که این روش ارائه شده نتایج بهتری نسبت به دیگر الگوریتم های مقایسه شده دارد.
۵۷۸.

تأثیر ارزش ادراک شده برند، درگیری مشتری و رضایت مشتری بر وفاداری مشتری به برند بیمه البرز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۶۱۴
در دنیای اقتصاد، مشتریان عامل بقای سازمان هستند پس لازم است تا سازمان ها توانمندی خود را جهت جلب و حفظ مشتریان به کار گیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رضایت مشتری بر وفاداری مشتری در شرکت بیمه البرز است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی مشتریان بیمه البرز است که براساس جدول مورگان تعداد 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه طی محدوده ی زمانی 1403-1402 تعیین شد. پژوهش حاضر تحلیلی- کاربردی است که جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه الکترونیکی استفاده شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ مطلوب برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS و SPSS استفاده شده است. نتایج این بررسی حاکی از آن است که ارزش ادراک شده مشتری، درگیری مشتری و رضایت مشتری بر وفاداری مشتریان در شرکت بیمه البرز تأثیر مثبت و معنادار دارد که این اثرگذاری ها می توانند به جذب مشتری در شرکت بیمه البرز کمک شایانی نمایند.
۵۷۹.

تدوین الگوی توسعه استارتاپ ها در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
پیشینه و اهداف: امروزه با شکل گیری اقتصاد دیجیتال و تغییرات سریع فنّاورانه، صنعت بیمه مانند دیگر حوزه ها باید متحول شود. به این منظور بهره گیری از فنّاوری های نوین بیمه ای می تواند به مثابه مزیت رقابتی ارزشمندی برای شرکت ها و کارگزاران بیمه عمل کند و موجب تسهیل ارزش آفرینی در این صنعت شود. باوجوداین، توسعه استارت آپ های بیمه ای مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر و تعامل میان فنّاوری، بازار و مشتری است. ازاین رو، این پژوهش با هدف تدوین الگوی توسعه استارت آپ ها در صنعت بیمه ایران انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی –  توسعه ای، از دیدگاه ماهیت، توصیفی –  تحلیلی و از نوع اکتشافی و از نظر روش اجرای پژوهش، کیفی بود. داده های این پژوهش از داده های اولیه شامل مصاحبه ها و داده های ثانویه شامل کتاب ها، مقاله ها، اسناد، مدارک و تجربیات منتشرشده گردآوری شد. جامعه مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان صنعت بیمه، فعالان حوزه استارت آپ ی و اساتید صاحب نظر مرتبط در کشور با احراز شرایط خبرگی بودند. روش نمونه گیری، هدفمند قضاوتی و گلوله برفی بود و گردآوری داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت (14 نفر). ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته با تدوین پروتکل دقیق بود. در نهایت، به منظور تحلیل یافته ها از روش استراوس و کوربین استفاده شد. یافته ها : براساس تحلیل انجام شده در این پژوهش، 53 کد باز در 15 مفهوم طبقه بندی شدند که در مدل پارادایمی، توسعه استارت آپ های صنعت بیمه به عنوان پدیده محوری انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که شرایط علّی همچون توسعه و زیرساخت های فنّاوری و تجاری سازی فنّاوری بر پدیده محوری اثرگذار است. شرایط مداخله گر شامل تحول دیجیتال، مدیریت ریسک و مشتری مداری و شرایط زمینه ای شامل عوامل داخلی و خارجی استارت آپ همراه با پدیده محوری، راهبردها را تشکیل دادند؛ این راهبردها شامل همکاری و شبکه سازی، ایجاد و توسعه نوآوری های فنّاورانه، مشتری مداری و بازاریابی و توسعه سازمانی هستند. در نهایت پیامدهای توسعه استارت آپ ها که شامل رشد و توسعه صنعت بیمه، بهبود بهره وری، توسعه اقتصادی و اجتماعی و بهبود تجربه مشتری بودند، طبقه بندی شد. نتیجه گیری: رشد و به روز بودن استارت آپ ها یکی از موضوعات مهم در صنعت بیمه است. براساس مدل پارادایمی ارائه شده، پیشنهادهای ذیل را می توان مطرح کرد: (1) استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تحلیل داده های فردی (مانند سابقه پزشکی، عادات رانندگی، سبک زندگی) و ارائه پیشنهادهای بیمه ای شخصی سازی شده؛ (2) استفاده از بلاکچین در قراردادهای هوشمند بیمه که به طور خودکار در صورت وقوع شرایط خاص (مانند تأخیر پرواز، خسارت خودرو) پرداخت می شوند؛ و (3) طراحی و ارائه محصولات بیمه ای ساده و ارزان قیمت که برای پوشش ریسک های مالی جمعیت های کم درآمد (مانند کشاورزان، کارگران فصلی) مناسب باشد.
۵۸۰.

پس آیندهای خط مشی بانکداری دیجیتال در نظام بانکی کشور: واکاوی خروجی ها و اثرات بلندمدت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۶۹
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و تغییرات بانک ها شناخته می شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پس آیندهای (خروجی ها و اثرات) مورد انتظار پس از اجرای خط مشی استقرار بانکداری دیجیتال و با رویکردی اکتشافی و کاربردی-توسعه ای انجام شد. روش پژوهش به صورت آمیخته و شامل دو بخش کیفی و کمّی است. جامعه مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان حوزه بانکداری و خط مشی گذاری هستند. نمونه گیری با روش هدفمند انجام و با 25 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمّی نیز دیدگاه 354 نفر از مدیران و کارشناسان بانکی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از روش تحلیل کیفی مضمون و حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد که خروجی های اولیه ناشی از اجرای خط مشی استقرار بانکداری دیجیتال شامل ابعاد درآمد و موقعیت بازار، بهره وری هزینه، جذب و رضایت مشتریان، مشخصات پایه بانک، مدیریت داده ها، محصولات و خدمات، فناوری ها و کانال های بانکی و مدیریت ریسک می باشد. همچنین، اثرات بلندمدت و پایدار تحول دیجیتال در نظام بانکداری شامل ابعاد شفافیت و عدالت، خلق فرصت های جدید، چشم انداز بانکداری و اقتصاد کشور، تفکر و رهبری دیجیتال، تأثیرات اجتماعی و محیطی، خط مشی گذاری و برنامه ریزی بلندمدت و شبکه سازی داخلی و خارجی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان