اللهیار قاسمی

اللهیار قاسمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

چگونگی دستیابی به تغییرات ترجیحات بر پایه تغییر نیازها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترجیح برند نیاز های مصرف کننده تغییر برند توسعه برند نوآوری برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۰
هدف این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیر تغییرات نیازهای مصرف‌کنندگان بر ترجیحات برند است. با توجه به نقش محوری نیازها در شکل‌گیری ترجیحات مصرف‌کنندگان، مطالعه تغییرات این نیازها و تأثیر آن‌ها بر ترجیحات برند از اهمیتی ویژه برخوردار است. این تحقیق با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد نسل سوم انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 16 نفر از متخصصان حوزه برند در صنعت و اساتید دانشگاهی جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA 2024 استفاده شد که منجر به شناسایی 68 کدگذاری باز و 9 کدگذاری انتخابی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که عوامل زیر در تغییر ترجیحات برند نقش کلیدی دارند: توجه به نیازهای نوظهور مصرف‌کنندگان و سازگاری با آن‌ها؛ تلفیق تنوع‌گرایی و کارکردگرایی برای پاسخ‌گویی به نیازهای پیچیده افراد؛ افزایش تقاضای مصرف‌کنندگان برای بهره‌گیری از فناوری‌های نوین؛ خلق نیازهای جدید در مصرف‌کنندگان برای محصولات نوآورانه؛ هوشمندسازی برند از طریق همسویی با روندهای نوظهور و تغییرات نیازها؛ تمرکز بر تحولات محصول متناسب با نیازهای مصرف‌کنندگان؛ توسعه برند با تأکید بر نوآوری‌ها و نیازهای بازار؛ اولویت‌بندی نیازهای اساسی در طراحی محصولات؛ ارتقای عملکرد برند از طریق خلق ارزش ویژه با توجه به نیازهای مصرف‌کنندگان. بر اساس این یافته‌ها، مدلی ارائه شده است که ارتباط میان تغییرات نیازهای مصرف‌کنندگان و چگونگی شکل‌گیری ترجیحات برند را تبیین می‌کند. این مدل می‌تواند به برندها در تدوین استراتژی‌های مؤثر برای انطباق با نیازهای پویای بازار و تقویت مزیت رقابتی یاری رساند.
۲.

مدل سازی شناختی-هیجانی تبلیغات یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پاسخ شناختی پاسخ هیجانی تبلیغات یکپارچه نوآوری شعارهای سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۲۵۰
این پژوهش با هدف، مدل سازی شناختی- هیجانی تبلیغات یکپارچه صورت گرفته است. در این پژوهش، با شناسایی و کشف عناصر و مولفه های شناختی و هیجانی در ابزارهای مختلف تبلیغاتی، مدلی متشکل از ابزارهای مختلف تبلیغاتی، همراه با عناصر شناختی و هیجانی شناسایی شده ، تبیین شده است. رویکرد این پژوهش نظریه داده بنیاد کلاسیک می باشد؛ در این رویکرد بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، کدگذاری باز ضمن پیاده سازی های مصاحبه ها، انجام گردید. در این مرحله، شکل گیری مقوله ها و مفاهیم و همچنین کدگذاری انتخابی که به جهت اشباع مقوله ها و مفاهیم کشف شده می باشد، صورت می گیرد. در این پژوهش پس از ۱۶ مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد؛ سپس در کد گذاری نظری، چگونگی ارتباط مقوله ها با یکدیگر مفهوم سازی گردید. در این مرحله و از طریق کدهای نظری، مفاهیم به یکدیگر مرتبط و مدل پژوهش ایجاد و تبیین گردید. پس از انجام مراحل بیان شده، ۱۱۳ کد استخراج شده است که منجر به پیدایش سه مقوله ۱) برقراری ارتباط دوسویه و دوستانه با مشتری بالقوه با استفاده از عناصر شناختی و هیجانی وب سایت سازمانی، ۲) افزایش اثربخشی ابعاد بصری شناختی و هیجانی تبلیغات محیطی سازمان، و ۳) توسعه تعامل و مشارکت مخاطبان پلتفرم اینستاگرام در انتشار محتوای شناختی و هیجانی، گردیده، این سه مقوله دارای نه مفهوم سازنده می باشند. برای موفقیت در کمپین های تبلیغاتی، می بایست، عناصر شناختی و هیجانی کشف شده در تبلیغات یکپارچه به درستی طرح ریزی و اجرا شود، تا همراه با برانگیختی هیجانات نسبت به تبلیغات، باعث ایجاد و افزایش توجه و شناخت گردد.
۳.

رتبه بندی موانع استقرار پروژه شهرهای هوشمند از نظر انرژی در ایران، بر اساس تکنیک دیماتل(DEMATEL)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انرژی هوشمندسازی شهرهای هوشمند تکنیک دیماتل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۴۳۰
هدف از پژوهش حاضر، رتبه بندی موانع استقرار پروژه شهرهای هوشمند از نظر انرژی در ایران، بر اساس تکنیک دیماتل( DEMATEL ) می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق؛ مدیران عالی و باتجربه در شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ و شرکت گاز استان تهران، به تعداد 20 نفربوده و روش نمونه گیری، سرشماری بوده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه، جمع آوری و از طریق نرم افزار DEMATEL مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها در خصوص سوال اصلی نشان داد، موانع مالی با مقدار R+J برابر با 81/14 دارای بیشترین تعامل (الویت اول) و موانع سیاسی و بازار با مقدار R+J برابر با 87/11 اولویت هفتم در میزان تعامل (میزان تاثیرگذاری و تاثیر پذیری) را دارا بوده اند. در سوال های ویژه؛ مولفه « عدم تعهد و حمایت های سیاسی - محلی در بلندمدت » با مقدار R+J برابر با 92/40 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های سیاسی و بازار، مولفه « فقدان موسسات / مکانیزم برای انتشار اطلاعات و عدم مشارکت عمومی » با مقدار R+J برابر با 68/13 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های اداری (اجرایی)، مولفه « انگیزه های مالی ناکافی یا ناایمن » با مقدار R+J برابر با 23/6 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های حقوقی (مقرراتی)، مولفه « خطر و عدم اطمینان و همچنین؛ بحران اقتصادی » با مقدار R+J برابر با 83/23 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های مالی، مولفه « مشکل کار مجدد در خانه های مسکونی و در حال استفاده » با مقدار R+J برابر با 43/12 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های فنی، مولفه « عدم ارزش قائل بودن و علاقه به اندازه گیری های بهینه سازی انرژی » با مقدار R+J برابر با 24/15 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های اجتماعی و محیطی و در نهایت، مولفه « عدم آگاهی در میان عموم مردم درباره مزایای هوشمندسازی شهرها از نظر انررژی » با مقدار R+J برابر با 79/9 دارای بیشترین تعامل در بین مولفه های اطلاعات و اطلاع رسانی، به خود اختصاص داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان