امر سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران سرگردان و مشوش است. با گذشت نزدیک به پنج دهه از انقلاب اسلامی، نخبگان و رهبران سیاسی هنوز در خصوص ماهیت و انتیک امر سیاسی درک و فهم مشترک و به همین دلیل توافق و اجماع بین الاذهانی دست نیافته اند. ازاین رو، بسته به شرایط متحول دوران به گونه های متفاوت و بعضاً متعارضی از امر سیاسی روی آورده اند. در دهه نخست آشکارا سیاست را با پیمان اخوت و برادری یکسان گرفتند و در دهه های بعد دوست و دشمن و گاهی در این میان اختلافات را نتیجه سلیقه دانسته اند. در این مقاله در پاسخ به این سؤال که نابسامانی سیاسی در رقابت های سیاسی و منازعات شدید میان نهادهای سیاسی ناشی از چیست؟ تلاش شده تا از طریق بررسی های اپیزودیکی اندیشه ای نشان داده شود که بخش زیادی از این نابسامانی ریشه در عدم فهم یا درک نادرست از خود مفهوم امر سیاسی است. به همین سان در بخش نتیجه گیری با طرح سیاست اگونیستی به عنوان جایگزین گزینه های ناسیاسی، پساسیاسی و آنتاگونیسم یک امکان برون رفت را مطرح کرده ایم. روش این مقاله توصیفی- تحلیلی و تجویزی است.