فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۴۱ تا ۴٬۵۶۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه مقایسه ای اختلافات نظری غربگرایان و روحانیون مذهبی در انقلاب مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه روحانیون مشروطه خواه و روشنفکران غربگرا به عنوان ایدئولوگهای انقلاب مشروطه به حساب می آیند، اما این دو نحله فکری دارای تفاوت ها و تناقضات عمیقی بود که در نهایت آنها را از هم جدا کرد. ریشه این اختلافات به تفاوت در مبانی معرفت شناختی و جهان بینی دو طرف باز می گشت. روحانیون مشروطه خواه دیدگاه های خود را بر اساس ارزش های دین اسلام (تشیع) و آموزه های آن بیان می کردند ولی روشنفکران با الگوبرداری از همتایان اروپایی خود تلاش داشتند تا ساختارهای جدیدی در ایران مستقر سازند که بیشتر برآمده از مکاتب اومامنیسم، سکولاریسم، عقل گرایی و علم گرایی بود. هرچند شعارهای سیاسی آنها نسبتاً یکسان بود، ولی تفاسیر متفاوتی از آنها ارائه می کردند که در تفاوت جهان بینی آنها ریشه داشت. تفاسیری که متناقض یا بعضاً با هم در تضاد بودند و بارها در برابر هم قرار گرفتند. اندیشه سیاسی روشنفکران ریشه در اندیشه رنسانس اروپایی داشت که تلاش می کرد دین و نهادهای دینی را از امور دنیوی(سیاست، اقتصاد و فرهنگ و ...) دور کند. به همین دلیل دو جریان فکری فوق هیچگاه باهم به تعامل نرسیدند.
فردایی روشن: آینده شناسی اصلاحات در ایران
حوزههای تخصصی:
سؤالی که این مقاله به آن میپردازد این است که بهتر است آینده اصلاح و توسعه در ایران چگونه باشد. در پاسخ با تعریفی که از اصلاح میدهد و آن را معادل توسعه میداند، با تأکید بر ضرورت اصلاح و هدفگیری آن به سوی استقلال، آزادی، عدالت و معنویت، توصیه به توسعه همهجانبه با محدودیت توسعه اجتماعی میکند.
مناسبات دیپلماتیک تیموریان : دوره زمامداری سلطان حسین بایقرا
به گواهی منابع تاریخی، سلطان حسین بایقرا در نیمی از مدت زمان سلطنتش فلج بوده و بیتردید با توجه به وضعیت جسمانی در دو دهة پایانی حکومتش نمیتوانست رویارویی نظامی با دشمنان را به عنوان راهی مناسب برای حفظ قلمرو خود برگزیند، از این رو به نظر میرسد گفتگوهای دیپلماتیک انتخاب وی بوده است.
بررسی مقایسه ای چارچوب های تحلیلی و روش شناختی مطالعات نفت وسیاست
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا با رویکردی مقایسه ای نشان دهد که ادبیات دولت رانتیر در خلال حدود چهار دهه اخیر خلاف تصور رایج، نه به لحاظ محتوی و نه از نظر روش مطالعات، وضعیتی یکدست نداشته و فراز ونشیب های بسیاری را طی کرده است. این مطالعات را از نظر چارچوب های تحلیلی وروشی، به دو دسته متمایز از هم تقسیم کرده ایم. نسل اول این مطالعات از دهه 1970 آغاز شد اما ناکامی تحلیل های رانتیری در توضیح شرایط کشورهای نفت خیز و تبیین آثار کاهش شدید درآمدهای نفت در دهه 1980، انتقادهایی جدی را بر انگیخت. نقدهایی که در ارتباط با موج نخست این مطالعات مطرح شد، زمینه بازنگری های اساسی را در روش مطالعات و شیوه مفهوم سازی رانت های خارجی و سنجش آن ها فراهم کرد. در نتیجه به تدریج موج دومی از این دست مطالعات بویژه از دهه 1990 شکل گرفت که می توان آن را نوعی تجدیدنظرطلبی در مطالعات دولت رانتیر در نظر گرفت. این رویکرد بتدریج متغیرهای تازه ای در مطالعات وارد کرد و به پیشینه تاریخی کشورهای نفت خیز و زمان ورود درآمدهای نفت(با توجه به مراحل مختلف شکل گیری دولت و رژیم حاکم) توجه بیشتری نشان داد. همچنین با پرهیز از نگاه ساختاری به رانت های نفتی، بر رابطه دو سویه میان این گونه رانت ها و شرایط اجتماعی، سیاسی کشورهای نفت خیز تاکید کرد. شماری از هواداران این رویکرد جدید نیز معیارهای تازه ای برای سنجش آثار درآمدهای نفتی پیشنهاد کردند. این رویکرد جدید، امکان ارائه تحلیل هایی پیچیده تر را بویژه در حوزه های ثبات سیاسی و گذار دموکراتیک در کشورهای نفت خیز فراهم کرد؛ تحلیل هایی که تجربه های متفاوت دولت های متکی به صدور نفت را در این حوزه ها بهتر توضیح می دهند.
رویکردی تئوریک به ماهیت و ابعاد راهبردهای امنیتی اروپا در ساختار نظم تک قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید بتوان مهم ترین تأثیری را که فروپاشی شوروی در سال 1991 به عنوان نماد پایان نظام دوقطبی بر حوزه های کلان بین المللی گذارد، در قلمرو امنیتی دانست. این رخداد سبب شد بسیاری از کشورها با درک الزامات و شرایط جدید (ساختاری نوین با منطقی متفاوت از ساختار پیشین)، تداوم بقا و موجودیت خود را در راهبرد های جدید تعریف کنند. نوشتار حاضر با هدف تبیین ماهیت راهبردهای امنیتی اروپا بعد از جنگ سرد، با در نظر گیری نظریات واقع گرایانه ساختاری والتز و چهارچوب تک قطبی هنسن، معیارهایی را در نظر می گیرد که ضمن بررسی تعاملات اروپا با تک قطب، می توان راهبردهای امنیتی این واحد را استخراج کرد. با توجه به این موضوع، گرچه اروپا در عمل تلاش هایی را برای عملکرد مستقل انجام داد اما ناتوانی در مدیریت مسائل امنیتی درونی و نزدیکی ایدئولوژیک به تک قطب سبب شد تا راهبرد امنیتی آن بیش از آنکه بر عملکرد مجزا و مستقلانه از تک قطب ابتنا شود، عمدتاً در عملکرد نزدیک با تک قطب تعریف شود.
مسیحیت ارتدوکس شرق؛ روسیه، اوکراین وگرجستان (بررسی استراتژی همگرایی)
حوزههای تخصصی:
مسیحیت دارای سه مفهوم کلی فرقه ای کاتولیسیزم، ارتدوکسیسم و پروتستانتیزم اومانیسم گرا است، که در قرون متمادی درگذر زمان بوجود آمده است. پروتستانتیزم واسطه ای برای طی شدن این سه ایپزود می باشد. اگر چه ممکن است روند انشقاق چندان با خواست اصلاح گرایان مسیحی، همانند لوتر مطابقت نداشته باشد، لکن بعد از تحقق آن، سوال های بسیاری پیش روی متفکران این حوزه، برای به چالش کشاندن آئین مسیحیت فراهم آورد. این نوشتار به دلیل اهمیت حوزه تمدنی ارتدوکس شرق و امکان تقابل و یا تعامل آن با تمدن اسلامی، درصدد ارائه تحلیل کوتاهی از استراتژی همگرایی درونگرا درشاخه ارتدوکس شرق خواهد بود. این اثر ضمن معرفی حوزه های کلیسای ارتدوکس شرق و باز تعریف همگرایی ارتدوکس جدید، با محوریت مسکو، کیف و تفلیس، در قلمرو، منطقه ای و بین المللی، ما را بر تدوین استراتژی مقارن و معادل رهنمون می سازد.
عمل گرائی در سیاست خارجی و گسترش روابط اقتصادی ایران و چین (1999-1979)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی علل گسترش مناسبات تجاری و اقتصادی ایران و چین در فاصله زمانی 1979 تا 1999 می پردازد. استدلال اصلی مطرح شده آن است که گسترش روابط دو کشور در نتیجه اتخاذ خط مشی های عمل گرایانه و واقع بینانه توسط دولتمردان تهران و پکن است. به ویژه سیاست اصلاحات و نوسازی «دنگ شیائوپینگ» در دهه 1970 نقشی مهم در افزایش مبادلات اقتصادی دوجانبه داشته است. عمل گرایی در سیاست خارجی باعث شده است تا دو کشور با وجود ایدئولوژی و نظام های سیاسی کاملاً متفاوت به همدیگر نزدیک شده و با وجود مخالفت ایالات متحده به گسترش همکاری های فیمابین در زمینه های مختلف مبادرت ورزند.
مشروعیت حکومت و دولت (2)
ابزارها و ظرفیت های اکو در مسیر توسعه ایران
حوزههای تخصصی:
پس از گذشت 15 سال اینک بسیار منطقی است که بپرسیم که آیا اکو هنوز واقعا میتواند در توسعه ایران موثر باشد. این مقاله با طرح این پرسش و مرور ظرفیت های اقتصادی کشورهای منطقه اکو در دهه اخیر میلادی در دو عنوان کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای بنیانگذار، توفیق نسبی این اقتصادها را با استشهاد به پنج عنصر افزایش قیمت نفت و گاز و مواد خام و معدنی، افزایش قیمت مواد کشاورزی، جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، ثبات نسبی اقتصادی و سیاسی نشان میدهد و استدلال میکند که این شکوفایی موجب افزایش روزافزون اندازه بازار منطقه و حجم مبادلات درون منطقه ای و از این راه بستری مناسب برای توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
جایگاه ورزش در سیاست داخلی و بینالمللی برای ایجاد صلح و دوستی
حوزههای تخصصی:
ورزش و مسابقات ورزشی به طور گستردهای وارد زندگی خصوصی و عمومی مردم جهان شده و بر رفتار افراد، جوامع، دولت ها، رسانهها تأثیر میگذارد و صرف نظر از ابعاد زیستی، بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، سرگرمی و تفریحی ورزش و مسابقات ورزشی، این پدیده دارای نتایج سیاسی است که روابط دولت ها، گروه های اجتماعی را تحتالشعاع قرار می دهد و با مفاهیمی چون قدرت ملی، رقابت، همگرایی و صلح، واگرایی، ستیز و منازعه، ناسیونالیسم و ملیگرایی، اتحاد و وحدت ملی و نظایر آن پیوند میخورد و بر نگرش و رفتار دولت ها و ملت ها نسبت به یکدیگر تأثیر میگذارد. یافتههای پژوهش حاضر نشان می دهد که ورزش میتواند نقشهای مهم و راهبردی زیر را در روابط ملت ها و دولت ها در سطوح مختلف داشته باشد: بهبود و تصحیح تصویر یک ملت؛ تقویت دوستی، افزایش صلح و توسعه رفاقت بین ملت ها؛ پیشبرد تجارت و گردشگری؛ تشویق توسعه بینالمللی؛ وحدت بخشیدن به اقلیتها و مهم تر از همه، بهبود روابط بینالملل برای دوستی بین ملت ها از جمله این نقشهای راهبردی است. به عبارتی دیگر ورزش میتواند برای تقویت روابط، کمک و حمایت از صلح و بهبود روابط بینالمللی مورد استفاده ژئوپلیتیسینها، دیپلماتها و سیاستگذاران و نمایندگان سیاسی دولت ها و ملت ها، سازمان ها، بازیگران مختلف روابط بینالملل و بازیگران منطقهای مورد استفاده قرار گیرد. روش پژوهش مورد استفاده در این تحقیق روش توصیفی - تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات نیز کتابخانهای است.