فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۲۱ تا ۴٬۵۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
202 - 175
حوزههای تخصصی:
چالش های توسعه ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با دو متغیر بنیادین ارتباط دارد. نخست، ایران تلاش دارد تا فراتر از توزیع قدرت در ساختار نظام بین الملل برای خود جایگاه اقتصادی، سیاسی و راهبردی برتری در منطقه به دست آورد، و چنین رویکردی می تواند موازنه قدرت در اقتصاد و سیاست جهانی را با چالش روبه رو کند. دوم، ایران رویکرد سیاسی خود را در تقابل با ساختار، و نظام سلطه قرار داده است و الگوی حاکم بر آن را ناعادلانه می داند. تجربه تاریخی نشان داده است که نظام سرمایه داری جهانی نیز با نیروهای انتقادی و چالشگر برخورد مقابله جویانه داشته و دارد. بنابراین، محور اصلی تأخیر در توسعه یافتگی ایران در سال های پس از انقلاب 1357 را باید در جهت گیری تقابل جویانه نظام بین الملل به ویژه امریکا در برابر ایران دانست. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به پرسش های پژوهشی زیر است: 1. ماهیت تعامل جمهوری اسلامی ایران با نظام بین الملل چه بوده است؟ 2. دلایل تقابل گرایی در برخورد ایران با نظام بین الملل چیست؟ 3. تا چه اندازه این نوع مواجهه ایران با نظام بین الملل بر توسعه کشور در دوره پساانقلاب اسلامی تأثیر گذاشته است؟ در فرضیه پژوهش، استدلال می شود که چگونگی مواجهه نظام بین الملل با ایران و واکنش کنشگران مهم به رفتار سیاست خارجی کشور بر توسعه ایران تأثیر منفی گذاشته است. با بهره گیری از نظریه واقع گرایی انتقادی روی باسکار، پیامدهای چگونگی مواجهه ایران با ساخت نظام بین الملل، براساس نحوه تعامل تقابلی کارگزار داخلی با اجزای نظام بین الملل (ساختار، نهادها و هنجارهای آن) برای توسعه ایران تبیین می شود. با تحلیل داده های موجود در گزارش های رسمی ارائه شده در زمینه عملکرد اقتصادی از سوی نهادهای دولتی ایرانی و بین المللی، و نیز بررسی ارزیابی های کارشناسان مسائل اقتصاد سیاسی بین المللی چگونگی رابطه بین توسعه ایران و موانع یا عوامل محدودکننده در سطوح ملی و نظام بین الملل تبیین می شود. نتایج نشان دهنده این است که ناهمسویی و تضاد ایدئولوژیک نظام بین الملل به کند شدن روند توسعه کشور منجر شده است.
همپوشانی دیپلماسی دفاعی و بین منطقه گرایی؛ کارویژه های آن برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۵
129 - 157
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی سیستم بین الملل استفاده از ظرفیت های هم افزایی ناشی از بین منطقه گرایی یکی از بدیل های مناسب برای دیپلماسی دفاعی دولت ها محسوب می شود. پرسش اصلی این پژوهش این است که چرا ظرفیت های بین منطقه ای منجر به تقویت دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران می شود؟ روش این پژوهش مبتنی بر دو گام است؛ در گام اول مدلی تحلیلی- نظری ارائه می شود و در گام دوم با استفاده از داده های تجربی ظرفیت های بالفعل و بالقوه دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران و بین منطقه گرایی موردبررسی قرار می گیرد. مطابق فرضیه این پژوهش بین منطقه گرایی فضای کنش راهبردی و دفاعی را تحت تأثیر قرار داده است. دیپلماسی دفاعی دولت ها تحت تأثیر بین منطقه گرایی نیازمند افزایش هم افزایی در شبکه های بین منطقه ای هستند. جمهوری اسلامی ایران در سیستم بین الملل دارای شبکه های بین منطقه ای تعاملی و تأسیسی در ابعاد ژئوپولیتیکی، ژئوکالچری و ژئواکونومیکی است. این شبکه های بین منطقه ای از طریق تداخل شبکه ای می تواند ظرفیت های بالقوه فراوانی برای دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران فراهم کند.
موانع شکل گیری رژیم همکاری زیست محیطی در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت بحران های منطقه ای نیازمند شکل گیری همکاری و همگرایی میان کشورهای یک منطقه است. حل بحرانهای زیست محیطی نیز از جمله مسائلی است که از این امر مستثنی نیست. بدیهی است در صورت عدم شکل گیری همگرایی منطقه ای، مدیریت این بحران با چالش جدی مواجه خواهد شد. بحران زیست محیطی به ویژه بحران ریزگردها که طی سالهای اخیر چالشی جدی برای منطقه خاورمیانه بوده است، همکاری کشورهای منطقه را می طلبد. اما برخلاف انتظار تاکنون کشورهای منطقه تمایلی در راستای شکل گیری یک رژیم همکاری دسته جمعی از خود نشان نداده اند. در این پژوهش موانع فراروی شکل گیری این همگرایی مورد بررسی قرار گرفته است. سوال این است که موانع فراروی شکل گیری رژیم همکاری زیست محیطی در خاورمیانه چیست؟ فرضیه پایان نامه این است که مدیریت بحرانهای زیست محیطی نیازمند مجموعه ای از عوامل همچون اجماع سازی، بکارگیری دیپلماسی چند جانبه و رژیم های بین المللی است، در مقطع کنونی در منطقه خاورمیانه، وجود بحرانها و کشمکش های سیاسی از جمله اشغال عراق، تحولات 2011 وپیامدهای آن و نیز اختلافات هیدروپلتیک میان کشورهای منطقه شرایط نامساعدی را برای مدیریت بحران های زیست محیطی از جمله مساله ریزگردها رقم زده است. در این پایان نامه از روش تحلیلی – توصیفی استفاده شده است.
رویکردی بحران محور به زمینه های فکری تأسیس جنبش انصارالله یمن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹۸
143 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است تا با تمرکز بر اندیشه ی رهبران جنبش انصارالله، بحران موجود در جامعه ی یمن را از منظر آنان به تصویر کشیده و راهبرد خروج از این وضعیت را تشریح کند. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج نشان می دهند که رهبران جنبش انصارالله، به خطرافتادن هویت زیدی را بحران اصلی تلقی می کنند و علت آن را در سطح ملی، سقوط دولت زیدی؛ و در سطح فراملی، خطر گسترش سلفیه می دانند. آرمان آن ها نیز بازگشت به حکومت اسلامی با مبانی زیدی است؛ راهکار رسیدن به این هدف در نزد ایشان، تاسیس جنبش است. تجربه ی سال های اخیر یمن نشان می دهد که این جنبش در ابتدا با رویکردی علمی و تبلیغی، سپس با سامان دهی ساختار فرهنگی و در قامت «شباب المومن»، و در آخر نیز با رویکردی عملیاتی توانسته است در یک دوره ی سی ساله از گروه فرهنگی کوچکی در مساجد استان های صعده و عمران یمن، به بازیگر اصلی صحنه ی سیاسی این کشور و عضوی از محور مقاومت در منطقه تبدیل شود. بازخوانی کامل و صحیح روند پیدایش حرکت هایی همانند جنبش انصارالله می تواند به عنوان الگویی برای تشکیل چنین حرکت هایی در مناطق دیگر جهان اسلام پیش روی محققان و سیاست مداران قرار بگیرد.
تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر گرایش به سلفی گری در استان خوزستان؛ مورد مطالعه: جوانان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ معاصر استان خوزستان در اثر وجود برخی مشکلات اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی در داخل و مداخلات تاریخی عوامل بیرونی با مسائل تجزیه گرایی قومی، معضلات امنیتی و برخی جرائم و ناهنجاری های سیاسی اجتماعی پیوند خورده است. استمرار برخی معضلات داخلی و تبلیغات رسانه ای جبهه عربی و فرامنطقه ای باعث تحریک و تهییج معترضان قومی و بدنبال آن پیوند تفکرات قومیت طلبی با اندیشه های وهابیت و تکفیری ها در مناطقی از این استان انجامید. بر این اساس هدف اصلی پژوهش؛ شناسایی مؤلفه های مؤثر در گرایش برخی جوانان شیعی اهواز به تفکرات سلفی- تکفیری و انجام رفتارهای تروریستی در بخش هایی از این استان بود. پژوهش از نوع رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان گرایش یافته به تفکرات سلفی و صاحب نظران مطلع در مورد مسئله بود که به شیوه هدفمند انتخاب و پس از 17 مورد مصاحبه عمیق، اشباع نظری حاصل گردید. در ادامه با تکیه بر رویکرد نظام مند داده بنیاد و فرآیند کدگذاری باز، محوری و گزینشی و الگوی پارادایمی تحقیق ترسیم گردید. نتایج و یافته های پژوهش حاکی از آن بود که مؤلفه های فرهنگی، اقتصادی، رسانه ای، جغرافیایی و بیرونی نقش اصلی و مؤلفه های روان شناختی و سیاسی نقش تسهیل گر را در گرایش جوانان به این تفکرات بر عهده داشته اند.
حکمرانی محیط زیست و کارآمدی دولت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط زیست، یک سیستم پیچیده است و تحت تأثیر متغیرهای زیادی است و این متغیرها غیرقابل پیش بینی هستند. پیچیدگی ها و متغیرهای غیرقابل پیش بینی مسائل محیط زیستی در مرحله عمل مشخص می شوند. پیچیدگی مسائل زیست محیطی وقتی که با منافع، امنیت، قدرت و سیاست پیوند می خورند، بیشتر می شود. بدین ترتیب، راه حل فنی در سیاست گذاری نمی تواند ریسک حاصل از محیط زیست را برای جامعه کاهش دهد، بلکه همان طور که نظریه الریش بک به ما نشان می دهد ابعاد اجتماعی محیط زیست بسیار دارای اهمیت است و به نوعی محیط زیست امری اجتماعی و سیاسی است. بدین ترتیب، یافته های تحقیق در پاسخ به این سؤال که میزان ریسک در محیط زیست ایران چگونه است و چه تأثیری بر کارآمدی دولت دارد؟ به خوبی نشان می دهد که محیط زیست ایران، پیچیده، چندبعدی و با ریسک بالا است. از این رهگذر محیط زیست، با سیاست به طور اعم و با کارآمدی دولت به طور اخص پیوند نزدیکی دارد و فقدان حکمرانی فعال در این حوزه می تواند کارآمدی دولت را تحت تأثیر قرار دهد. این تحقیق با روش تحلیلی- توصیفی و داده های ثانویه؛ بانک جهانی، وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سیستم اطلاعات US، گزارش آماری BP و ترازنامه انرژی، با استفاده از نظریه «جامعه در آغوش خطر» الریش بک به بررسی وضعیت محیط زیست ایران پرداخته است.
لیبرالیسم، حقوق بین الملل و حکمرانی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
از منظر رئالیست ها، «هژمون» برای تداوم مشروعیت و نهادینه نمودن ارزش های خود، نیازمند استفاده از ابزاری نظیرحقوق بین الملل است. زیرا ثبات نظم هژمونیک و تداوم وضع موجود بیشترین سود را نصیب او می سازد. مشروعیت سازی در سایه اجرای قواعد حقوق بین الملل، توانسته برای تثبیت موقعیت برترکشورهای مسلط کارآمد عمل کند. دولت ها به عنوان کنش گران محوری سیاست بین الملل برای تحکیم قدرت در محاسبه ی سود و هزینه غوطه ورند و زمانی همکاری را ترجبح می دهند که به سود منافع ملی آنان باشد. در مقابل لیبرالیسم با خوشبینی به حقوق بین الملل برای دستیابی به صلح پایدار نقش بی بدیلی را در توسعه آن ایفاء کرده است و با گره زدن تحقق صلح بین المللی به مشروعیت نظام نمایندگی و مولفه های داخلی دولت ها، راهی برای تقویت رعایت قواعد حقوق بشرگشوده است. با این پیش فرض که همبستگی و صلح بین المللی لیبرالی در سایه برقراری حکمرانی مطلوب در سطح داخلی محقق می شود، این مقاله به این سوال پاسخ می دهدکه آیا رویکرد لیبرالیسم به حقوق بین الملل، توانسته استانداردهای حکمرانی را در جامعه جهانی ارتقاء بخشد؟ ما با تمسک به روش گردآوری داده ها از گونه اسنادی که از طریق کتاب ها، مقالات، سایت ها و منابع اینترنتی انجام شد، به این نتیجه رسیدیم که لیبرالیسم به عنوان یکی از پایه های نظری حکمرانی خوب با جهانی نمودن هنجارهای حقوق بشر سعی نموده تا با استانداردسازی شیوه ی حکومت داری و افزایش دولت های لیبرال، هم اجرای حقوق بشر تضمین و فراگیرشود و هم صلح و امنیت در جامعه جهانی پایدار گردد.
بحران کرونا و نقش یابی مرزها در عصر پساوستفالیایی دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
34 - 63
حوزههای تخصصی:
مرزها به دلیل پویایی درونی از یک سو، و از دیگر سو اتکای به یک کلیت فلسفی در تفکیک هویت ها و منطق عقلایی مستحکم در دفاع از حاکمیت و امنیت ملی، از بین نمی روند، بلکه دچار باز تعریف در کارکردها می شوند. معتقدین به فروپاشی نظام وستفالیایی به تأسی از بنیان های نظری فرااثبات گرایانه و متعاقباً تحولات ناشی از فرایند جهانی شدن، عقیده دارند که جهان کنونی وارد دوره ای موسوم به نظام پساوستفالیایی شده، که همانند گذشته پدیده های مدرنِ حاصل از میراث عصر وستفالیایی، نظیر دولت، سرزمین و مرز و غیر، دیگر آن کارایی سُنَتی خود را ندارند. این نوشتار با مقایسه ماهیت، هویت و کارکرد مرز در دو عصر دولت وستفالیایی و عصر پساوستفالیایی دولت، عقیده دارد جهان کنونی به وسعت همه پیشرفت هایش در فناوری و تکنولوژی، درگیر بحران ها و تهدیدهای روزافزون است؛ نطیر بحران ویروس کرونا. اغراق نیست اگر بگوییم این بحران، عامل خیزش مجدد مرزهای جغرافیای سیاسی در همه مقیاس ها، از محلی/ مکانی تا بین المللی بود. بحران نام برده، ضمن یادآوری مفاهیم پایه در جغرافیای سیاسی (سرزمین، ملت، زیستگاه، حاکمیت، حکومت، امنیت، دولت، قلمرو، مرز و...)، با یادآوری نقش مرزها در دفاع از اصل امنیت ملی، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، استقلال ملی، قلمرو آرایی و...، هشدار مجددی بود در جهت فلسفی اندیشی و نگرش عقلایی و واقع بینانه به هستی و کارکرد مرزها. در حقیقت بحران ناشی از ویروس کرونا مثال قابل دفاعی از ماندگاری مرزها در عصر پساوستفالیایی دولت است.
تعمیق مناسبات چین و رژیم صهیونیستی و تأثیر آن بر منافع و امنیت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
11 - 43
حوزههای تخصصی:
محیط آنارشیک نظام بین الملل و نبود یک قدرت مسلط و مشروع، هر یک از بازیگران را ملزم به بهره گیری از ظرفیت، اهداف و منافع مورد نظر خود در محیط پیچیده و شبکه ای نظام بین الملل می کند. اسرائیل به دلیل ضعف های راهبردی سعی دارد برای ارتقاء موقعیت منطقه ای و بهبود چهره جهانی و جایگاه بین المللی، مناسبات خود را با کشور چین به صورت همه جانبه توسعه دهد. به هر میزان سطح همکاری و تعاملات پکن – تل آویو گسترش یابد، عملاً بر امنیت و منافع ایران تأثیر منفی می گذارد و بر عکس. در این روند، از جمله پیامدهای تقویت و توسعه روابط چین و اسرائیل، رویکردهایی نظیر؛ شکاف میان ایران و چین، تأثیر منفی بر روند صلح مطلوب ایران در موضوع فلسطین، ترغیب چین از سوی اسرائیل مبنی بر عدم فروش تسلیحات به ایران، تشکیل گروهها و لابی های یهودی علیه منافع ایران در چین، اختلال در بازار فروش نفت و گاز ایران به چین، همراهی چین با نظم مطلوب منطقه ای اسرائیل و عدم حمایت از ایران در برنامه هسته ای می باشد. مفصل بندی این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها نیز به روش کیفی و به صورت اسنادی و کتابخانه ای تنظیم یافته است.
آیت الله سید علی سیستانی، واقع گرایی اسلامی، صلح و امنیت در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
نقش مرجعیت در جوشش و اعتلای حوزه نجف اشرف و همچنین تحولات عراق بسیار پُررنگ بوده است. در این میان به ویژه آیت الله سیستانی به خاطر داشتن شخصیتی کاریزماتیک، عملگرا بودن، واقع گرایی و مصلحت گرایی، موقعیتی راهبردی داشته اند که در دوره اخیر کاملاً برجسته است. سؤال اصلی این پژوهش ناظر بر نقش ایشان در برقراری صلح، وفاق و امنیت ملی در داخل عراق و همچنین در سیاست خارجی صلح آمیز این کشور با دیگر کشورها است. برای این منظور محققان از نظریه و الگوی تحلیلی برآمده از واقع گرایی اسلامی بهره برده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیت الله سیستانی به ترکیبی مؤثر و هدفمند از اصول اسلامی و هنجارهای پذیرفته شده جامعه جهانی برای تحقق آرمان سیاسی دست یافته اند که امکان تأسیس و تقویت اصل صلح را در گستره داخلی عراق و مناسبات خارجی این کشور فراهم ساخته است.
تأثیر دکترین مقاومت بر مقاومت انصار الله یمن در برابر ائتلاف سعودی
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
91-116
حوزههای تخصصی:
بدون تردید شکل گیری جنبش انصار الله در یمن و رشد و توسعه سریع و تأثیرگذار آن را باید ازجمله پیامدهای انقلاب اسلامی ایران در سطح منطقه غرب آسیا ارزیابی نمود. جنبشی که با الهام از اندیشه ها و آرمان های انقلاب اسلامی و بهره گیری از خط مشی و دکترین مقاومت توانست در مدت کوتاهی به یکی از مؤثرترین حرکت های سیاسی در سطح منطقه تبدیل گردد. در چنین شرایطی عربستان سعودی با تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی، تهاجم هوایی خود را علیه انصار الله یمن با ادعای حمایت از رئیس جمهور مستعفی این کشور، آغاز کرد که همچنان این روند ادامه دارد. سؤال پژوهش این است که چگونه دکترین مقاومت بر مقاومت انصار الله یمن در روند جنگ ائتلاف سعودی با این کشور تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه این پژوهش این است که با توجه به تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جنبش انصار الله یمن، به نظر می رسد دکترین مقاومت بیش از هر چیز از منظر ایدئولوژیکی و فکری و از طریق الگوبرداری درروند جنگ ائتلاف سعودی با این کشور تأثیر داشته است.
واکاوی ضرورت مصادرۀ اموال دشمن در جنگ (در صدر اسلام و جنگ های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
329 - 357
حوزههای تخصصی:
برداشت های چندگانه و متفاوت از ضرورت مصادره اموال دشمن و ابهام در ماهیت، آثار و شرایط این اصل در جنگ، منجر به نقض حقوق مالکیت بشری شده است. یکی از روش های خوب برای رفع ابهامات، مطالعه تطبیقی در خصوص مصادره اموال در جنگ در صدر اسلام و جنگ های جهانی است. بنابراین، پرسش هایی که مطرح می شود این است که در جنگ مصادره چه اموالی ضروری است و چه اموالی متعلق به دشمن است؟ فرض بر این است که مصادره اموالی ضروری است که مستقیماً برای اهداف نظامی استفاده می شود و ممکن است باعث تغییر اهداف نظامی یا کند شدن دسترسی دشمن به اهداف نظامی شود و مصادره اموالی که کاربرد نظامی داشته و متعلق به دشمن باشد، ممکن است. پس، در این نوشتار با روش تحلیلی-تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، درصدد تجزیه وتحلیل اموال دشمن (اموال نظامی و غیرنظامی) و تأثیر مصادره این اموال در دستیابی به اهداف نظامی هستیم. در هر دو دوره صدر اسلام و جنگ جهانی مصادره اموال دشمن پذیرفته شد، اما تفاوت در تناسب، ضرورت و تفکیک بین اموال نظامی و غیرنظامی است. در اسلام اموال مصادره شده متناسب با اوضاع واحوال و شرایط هر جنگ است، اما در جنگ جهانی بین اموال مصادره شده هیچ ضرورت، تناسب و تفکیکی وجود نداشت.
شناسایی عوامل مؤثر بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان و فارغ التحصیلان ایرانی خارج از کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۸)
155 - 175
حوزههای تخصصی:
در گذشته نگاه یک طرفه ای مبتنی بر راهبرد بازدارندگی در قبال مهاجرت متخصصان وجود داشت، اما امروزه بازگشت متخصصان به میهن خود در قالب مجاری متنوعی از جمله بازگشت کارآفرینانه در دستور کار دولت ها قرار دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان ایرانی خارج از کشور، به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را مجموعه 217 نفر از متخصصان و فارغ التحصیلانی که از طریق طرح همکاری با متخصصان و دانشمندان ایرانی غیرمقیم به کشور بازگشته و کسب وکار خود را راه اندازی کرده اند، تشکیل می دهند. نتایج حاصل از توزیع پرسشنامه حاکی از آن است که نُه عامل بر بازگشت کارآفرینانه متخصصان و فارغ التحصیلان ایرانی اثرگذار هستند که به ترتیب اهمیت عبارتند از: دسترسی به شبکه های شخصی و خانوادگی، احساس وظیفه نسبت به کشور مادری، هزینه های پایین تر راه اندازی کسب وکار، فرصت های کارآفرینی، وضعیت اکوسیستم کارآفرینی، دسترسی به شبکه های علمی و دولتی، وضعیت کلی کشور، برنامه ها و سیاست های تشویقی دولت و چالش های مهاجران در کشور میزبان.
تنگناها و الزامات راهبردی ج.ا.ایران برای تعامل و همکاری با گروه ویژه اقدام مالی(FATF) و گروه اگمونت(EGMONT)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۱ زمستان۱۴۰۱ شماره ۱۰۵
609 - 634
حوزههای تخصصی:
پولشویی، تأمین مالی تروریسم و اشاعه تسلیحات کشتار جمعی از مهمترین دغدغه دولت ها و نهادهای مالی بین المللی است. در عرصة بین المللی ارگان متوّلی مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، «گروه ویژه اقدام مالی»(FATF) است که از ظرفیت های کارشناسی گروه «واحدهای اطلاعات مالی»(FIUs) به نام «گروه اگمونت» (EGMONT) استفاده می کند تا از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی کشورها، بتواند با تهدیدات نظام مالی بین المللی مبارزة کند. در حقیقت گروه اگمونت مهمترین بازوی اجرایی و فنی «اف ای تی اف» است. سوال اصلی این تحقیق این است که ضرورت ها و تنگناهای راهبردی ج.ا.ایران در تعامل با اف ای تی اف و گروه اگمونت کدامند؟ و پذیرش توصیه ها و الزامات اف ای تی اف و اجرای روشهای تبادل داده های مالی اگمونت چه آثار و تبعاتی حقوقی و امنیتی برای ایران در پی دارد؟ پژوهش حاضر که با رویکرد کیفی و با روش توصیفی انجام گرفته، با بررسی توصیه های 40گانه اف ای تی اف، چرایی تعامل و همکاری ایران با این دو گروه را مورد نقد و تحلیل قرار داده و ضمن توجه به موانع و ظرفیتهای ناشی از اجرای الزامات حقوقی آنها، راهکارهایی برای تعامل بیشتر با این دو نهاد بین المللی ارائه نموده است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ تبعیت ایران از توصیه های 40گانه در قالب اجرای "برنامه اقدام" ایران، فرصت های متعددی برای برقراری شفافیت در نظام اقتصادی، مالی و بانکی کشور ایجاد می کند؛ اما تضمین کافی و سازوکار لازم برای صیانت از اطلاعات مالی کشورها وجود ندارد که این می تواند منجر به تهدید علیه امنیّت ملی و افشای روش های دور زدن تحریم ها شود.
The Effect of Russian Populism on the Iranian Intellectual Society (1917-1979)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
With the beginning of the new era after the Renaissance, the Enlightenment and the Great Industrial Revolution in the West, the issue of the spread of new western ideas became a complex reality for all societies, including Iran, and there was no escaping this situation. Especially since the 19th century and the wars between Iran and Russia, as the first blow to the intellectual traditions of the Iranian people, the issue of transferring new ideas has become an undeniable reality for us Iranians, and this issue is mainly according to Iran's military needs due to the defeat of the Tsarist army. It was for the first time that Qajar Crown Prince Abbas Mirza came to the conclusion that he could not defend his land without using the tools of the new world and by sending a group headed by his son Khosrow Mirza, he opened the first intellectual interactions with the Western world and Russia. And this first step led to the education of a generation of Iranians who later became the initiators of modernization in Iran, and although they failed in this path, they should be considered serious in every word about the modernization of Iranians. Undoubtedly, the Russian Revolution is considered one of the greatest events in the history of the world in terms of its impact, and countless works have been produced in connection with it, but few works have been published about the influence of Russia in the 19th century on the intellectual atmosphere of Iran. which have been less expressive of this effect. Therefore, the main issue in this research is how and the specific mechanisms of the influence of political ideas on Iranian intellectuals in the late 19th century and early 20th century, a subject that naturally requires intellectual exploration and reflection in its dimensions and angles. It can open the knot of many intellectual and thought problems of Iran at that time.
The political and Administrative Justice in Civil Society(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Every civil society needs the development of justice for its survival and in the modern era, one of the most important manifestations of that is administrative justice. The conception of administrative justice in any legal system is a function of political action. That is, it is more a product of the political agreement of the nation of land than a metaphysics conception. This concept primarily focuses on the fair distribution of resources and then on fair administrative decisions. Administrative justice is the basis for the structuring of the administrative system into an advanced legal system that applies to the equitable distribution of wealth through administrative law and legal principles derived from the customary concept and are sometimes defined in procedural and substantive principles in administrative court proceedings. Therefore, we are faced with a concrete concept that understands the system of administrative law and public law as defined by legal principles. Administrative justice is made by political affairs and is paid through legal institutions. These concepts are shaped by common social values and, after legal incorporation, their customary concept becomes legal. The concept of administrative justice in the judgments of the Administrative Justice has been expressed in two principles of impartiality and proportionality. The first principal deals with the concept of administrative justice procedures and the principle of proportionality of its substantive concept. Therefore, the most important application of the concept of administrative justice is to determine the legal principles that are relevant to it in administrative proceedings and in the jurisdiction of the administrative justice court.
رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در حمایت از گروه های تکفیری-جهادی (مطالعه موردی بحران سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
149 - 173
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه خاورمیانه در طول دهه های گذشته در چهارچوب یک کشور محافظه کار عمل کرده و عمدتاً به عنوان کنشگری که طرفدار وضع موجود و مخالف تغییر هست، شناخته شده است. اما در طول دوره بیداری اسلامی و به خصوص از سال 2011 در وقایع بحران سوریه، رفتارهای عربستان در عرصه منطقه ای نشانگر عبور این کشور از رویکرد محافظه کاری و متمایل شدن به سمت و سوی رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی است. بر این اساس، سوال اصلی این است که: رویکرد ساسیت خارجی عربستان در حمایت از گروه های تکفیری –جهادی چگونه است؟(مسئله) برای پاسخ به سوال مذکور، بااستفاده از روش توصیفی –تحلیلی و جمع آوری داده ها با بهره گیری از مقالات، اسناد و منابع کتابخانه ای موجود (روش) این نتیجه حاصل شده است که راهبردهای عربستان در قبال گروه های تکفیری –جهادی در منطقه و بالاخص در سوریه، طیف های متنوعی از حمایت مستقیم، اجماع سازی در سطح سازمان های منطقه ای همسو و ائتلاف سازی با برخی کشورهای منطقه را در بر می گیرد که در نهایت می توان اذعان کرد که این نوع رویکردهای تهاجمی و الگو برداری از گروه های تکفیری-جهادی در آینده ای نزدیک برای حاکمیت و گفتمان وهابیت عربستان نیز دردسرساز خواهد شد(یافته ها).
تبیین فرصت های ژئواکونومیکی ج.ا. ایران در فضای پساجنگ سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشورهای مختلف به فراخور ویژ گی های متفاوت جغرافیایی که دارند، نقشی چندبعدی در راهبردهای سیاست خارجی بازیگران منطقه ای و جهانی ایفا می کنند. سوریه نیز از این قاعده مستثنا نیست و با توجّه به اختصاصات مختلف جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که دارد، جایگاهی چندبعدی در سپهر سیاست خارجی ج.ا. ایران ایفا کرده است. باوجود اینکه موقعیت راهبردی سوریه در محور مقاومت دیگر ابعاد اهمیت این کشور را متأثر ساخته است، با این حال سوریه از ظرفیت های ژئوکالچری و ژئواکونومیکی بالایی برخوردار است که در صورت توجّه جدی می تواند به کنش گری فعال و چند سویه در راهبردهای سیاست خارجی ایران در آینده بدل شود. این مقاله به روش توصیفی _تحلیلی و با بهره گیری از منابع مختلف کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که مهم ترین فرصت های ژئواکونویکی ایران در فضای پساجنگ داخلی سوریه کدم اند؟ یافته بیانگر آن است که سوریه دارای ظرفیت های ژئواکونومیکی مختلفی همچون قرارگیری در کریدور انرژی ایران –عراق- سوریه- اروپا (پرسین پایپ)، کریدور زمینی خلیج فارس- مدیترانه و همچنین محیط مناسبی برای سرمایه گذاری ایران در بخش های نفت و معادن، با توجّه به نیاز سوریه به بازسازی های گسترده بعد از جنگ داخلی است. درواقع سوریه را می توان مکمل ژئواکونومیک ایران در حوزه صدور انرژی و همچنین دسترسی به بازارهای اروپایی دانست.
تغییرات اقلیمی و امنیت بین الملل در قرن 21(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی تهدید امنیتی عینی، جهانی، بدون عامل و غیردولتی است که با تهدیدهای سنتی تفاوت بنیادی دارد. در پاسخ به این پرسش که تغییرات اقلیمی چه تأثیراتی بر امنیت در سطح بین المللی دارد؟ فرضیه تحقیق این بود که تغییرات اقلیمی، مفهوم امنیت را متحول کرده و خطرها و تهدیدهای امنیتی بیشتر و بزرگ تری ایجاد کرده است. با افزایش پیامدهای آن، امنیت در سطح جهانی و در ابعاد مختلف امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و انسانی، بیش از پیش به خطر خواهد افتاد. براساس یافته های تحقیق باید گفت که در اثر تغییرات اقلیمی امروزه هیچ جای امنی در دنیا وجود ندارد و اشکال مختلف امنیت در سطح فردی، ملی و بین المللی با چالش و تهدید مواجه است. تغییرات اقلیمی تهدیدهای امنیتی موجود را تشدید و خطرناک تر کرده و جنبه های جدید ناامنی مانند ناامنی غذایی یا محیطی انسان های بیشتری را تهدید می کند. در نتیجه، هیچ توافق حقوقی محدود یا اقدامات اقلیمی یک یا چند کشور نمی تواند اثرات آن را از بین برد و همکاری های جهانی دولتی و مردمی برای مقابله با آن ضروری است. تحقیق حاضر با بهره گیری از نظریه امنیتی مکتب کپنهاک، به ویژه آرای باری بوزان به شیوه تبیینی نوشته شده است.
پیامدهای امنیتی مناسبات چین و اسراییل برای آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرصه روابط بین الملل در ساختاری آنارشیک روابطی با نگاه امنیتی و قدرت جویانه را موجب می شود و اقداماتی جهت توسعه قدرت در نظم خودیارانه انگاره تضعیف امنیت را در میان دولت های در حال رقابت ایجاد می کند. رقابت کنونی ایالات متحده و چین به عنوان قدرتی نوظهور در این چارچوب قابل بررسی است. ایالات متحده حضور چین در خاورمیانه و تعامل روبه گسترش چین و اسراییل را نفوذ در حیطه استراتژیک خود ارزیابی می کند؛ مناسباتی که امروزه ابزاری است که در دست چین خوب عمل کرده. پژوهش حاضر به منظور بررسی عرصه نوین رقابتی ایالات متحده و چین حضور چین در حیات خلوت ایالات متحده یعنی اسراییل را مدنظر قرار داده. گسترش روابط و تعاملات دو کشور که نفوذ قدرت چین در اسرائیل را به همراه دارد از ابعاد گوناگون قابل توجه است. حال پرسش این است که «پیامدهای امنیتی گسترش حوزه نفوذ چین در اسرائیل برای ایالات متحده کدم اند؟» در پاسخ و با بهره از رویکرد تحلیلی توصیفی و با روش کتابخانه ای می توان بیان داشت که «تعاملات روبه رشد چین و اسرائیل دربردارنده پیامدهای امنیتی برای ایالات متحده خواهد بود که در ابعاد فناورانه، زیرساختی، سایبری و تجاری قابل بررسی است» با بهره از تئوری معمای امنیتی می توان ابعاد گسترش حضور چین در منطقه خاورمیانه و با تأکید بر اسراییل را تشریح و پیامد امنیتی آن را برای آمریکا تبیین نمود. درنتیجه این تسری نفوذ چند پیامد امنیتی برای ایالات متحده محتمل است که در صورت عدم توجه ایالات متحده و گسترش دامنه تنش میان دو قطب اقتصادی شرایط را برای ایالات متحده پیچیده خواهد کرد