فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
موقعیت ممتاز، تاریخی و جغرافیایی ایران، موجب بسط تجارت و انباشت سرمایه در غالب ادوار تاریخی این سرزمین بوده است. در دوره قاجار، این برتری راهبردی کشور، با توسعه تجارت جهانی همراه گشته، رونق دوچندان اقتصادی و بازرگانی ایران را به ارمغان آوردند. این وضع، شکوفایی چشمگیر تعدادی از کلان شهرهای کشور نظیر یزد را سبب گردید. نوشتار حاضر، با بهره گیری از نتایج پژوهش های تاریخی و منابع مکتوب و شواهد عینیِ فرهنگی تاریخی شهر یزد، دلایل رونق اقتصادی شهر یزد در دوران قاجار و تأثیر بازرگانان بر بافت تاریخی آن را مورد بررسی قرار داده است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که تحولات ناشی از انقلاب صنعتی در تجارت جهانی، رونق تجارت خارجی ایران، موقعیت راهبردی شهر یزد و استقرار زرتشیان تجارت پیشه ای را که با پارسیان هند ارتباط بازرگانی گسترده داشته اند، از دلایل مؤثر پیشرفت اقتصادی و بازرگانی یزد در دوران قاجار بوده است. این شکوفایی اقتصادی، خود زمینه ساز حضور تعداد بسیاری از بازرگانان در این شهر گردید که با اسکان در محلات مختلف شهری، بافت تاریخی آن را دگرگون ساختند.
تجارت خارجی ماوراءالنهر در دوره ی سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارت از مهم ترین شاخص های اقتصادی ماوراءالنهر بود و بازرگانان این منطقه از دیرباز با نواحی اطراف مناسبات تجاری داشتند. هر چند تجارت داخلی در ماوراءالنهر در قرون اولیه اسلامی رونق داشت؛ اما تجارت خارجی این سرزمین از سده ی چهارم هجری، هم زمان با تثبیت حکومت سامانیان بر این منطقه، رونق گرفت. مقاله ی حاضر بر این هدف است تا با روش توصیفی-تحلیلی مشخص سازد، سامانیان چگونه و با کمک چه عواملی به توسعه ی تجارت خارجی ماوراءالنهر پرداختند و عمده ی تجارت خارجی آنها با کدام سرزمین ها بود. یافته های تحقیق نشان می دهد، تجدید حیات اقتصادی و تجاری ماوراءالنهر در عصر سامانیان بازتابی از نظم و امنیت سیاسی و اجتماعی این دوره بود. امرای سامانی، علاوه بر ایجاد وحدت سیاسی، با سامان دادن به امور اقتصادی و ایجاد شبکه ی ارتباطی مناسب و همچنین کاهش عوارض و مالیات، موجب سرازیر شدن کاروان های تجاری به این سرزمین و رشد تجارت خارجی در ماوراءالنهر شدند. تجارت خارجی ماوراءالنهر در دوره ی سامانیان، به طور عمده، با بازرگانان سرزمین های چین و تبت، سرزمین ترکان، اروپای شرقی، خراسان و عراق انجام می شد.
وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی در مدارس آن ها در عصر پهلوی دوم (1357-1320ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی هویت به شمار می رود. اقلیت های جامعه ی ایران، ازجمله اقلیت های دینی، همواره در زمینه ی آموزش زبان خود با چالش ها و مشکلات متعددی روبه رو بوده اند. اقلیت های دینی رسمی ایران، یعنی مسیحیان، زرتشتیان و کلیمیان، در دوره ی رضاشاه در فضای گفتمان حاکم ملی گرایانه ی دولت نه تنها قادر نبودند به آموزش زبان خود در مدارس بپردازند، بلکه مدارس شان به تعطیلی نیز کشانده شد. با کناره گیری رضاشاه وضعیت آموزشی اقلیت های دینی به تدریج بهبود یافت، مدارس جدید تأسیس گردید و برنامه ی آموزشی آن ها دچار تغییرات اساسی شد. در این دوره اقلیت های دینی توانستند حقوق و امتیازهایی مبنی بر تدریس زبان خود در مدارس را در حد چند ساعت در کنار زبان فارسی که زبان رسمی کشور بود، به دست آورند. لذا مقاله حاضر درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک آرشیوی به این سؤال پاسخ دهد که وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی رسمی کشور در مدارس عصر پهلوی دوم چگونه بود؟
تکاپوهای سیاسی اجتماعی ذهبیه از سقوط اصفهان تا برآمدن قاجاریه (1135-1210ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلسله ذهبیه با داشتن پیشینه حمایت همه سویه از حکومت صفوی (907-1135ق)، به ناگهان با سقوط اصفهان و حوادث پس از آن، از جمله روی کارآمدن حاکمیت افشاریه و زندیه (1149-1209ق)، روبرو گردید. سیر فعالیتهای اجتماعی – سیاسی این سلسله در طول این سال ها، از جمله دوره هایی است که پژوهش روشمند و مستقلی درباره آن انجام نگرفته است. از این رو مسأله اصلی پژوهش حاضر هم ناظر به چگونگی تعامل و سلوک سلسله ذهبیه با حاکمیت سیاسی در طول سالیان مورد بررسی می باشد.
پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از منابع اصلی و منابع طریقتی سلسله ذهبیه، در روشن شدن این مسأله گامی بردارد. بر اساس یافته های تحقیق، طریقت ذهبیه در دوره افغان ها، در برگرداندن خاندان صفوی بر سریر سلطنت تلاش کرد، در زمان نادر شاه با توجه به سیاستهای مذهبی خاص او، این سلسله به دوران رکود و انزوا رفت. اما در عصر کریم خان با انتخاب شیراز به عنوان پایتخت و ارادت کریم خان به قطب ذهبیِ عصر خود، این طریقت دوباره اوج گرفت. از اینرو فرایند رفتار ذهبیان در پیوند با مواضع فرمانروائیهای سه گانه –افغانها، افشاریه و زندیه- شکل گرفت. مواضعی که در گستره دوری تا نزدیکی با صفویان نیز معنا می یافت.
مجازات های عرفی مجرمان در عصر قاجاریه (از آغاز تا مشروطه 1209- 1324ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مأموریت های اصلی سلسله های حکومت گر در ایران برای تداوم قدرت سیاسی خود، برقراری امنیت اجتماعی و مقابله با پدیده هایی بود که آرامش و ثبات کشور را در هم می ریخت. از این رو پدیده هایی چون شورش های اجتماعی، راهزنی و دزدی، بی اعتنایی به فرامین شاه و مأموران دولت، اختلال در وضعیت ارزاق عمومی و بازار، قتل، تجاوز به عنف، بدمستی و اموری از این قبیل؛ مجازات هایی را درپی داشت که بدون ضابطه ی مشخصی به شیوه های گوناگونی در محاکم عرفی یا به امر شاه، دستور حاکم و یا از سوی برخی مناصب سنتی امنیتی شهرها به اجرا درمی آمد. بسیاری از این مجازات ها بر مبانی فقهی و شرع استوار نبود بلکه بر اساس عرف، مصلحت های حکومت و اختیار صاحبان قدرت قرار داشت. این شیوه مجازات های مبتنی بر عرف در دوره قاجاریه به دلیل ناامنی های گسترده اجتماعی بسیار بارز بود و در گزارش های مورخان و نیز سیاحان اروپایی دیدار کننده از ایران در این دوره بازتاب یافته است. در این مقاله انواع مجازات های مجرمان و شیوه اجرای آنها در دوره قاجاریه تا پیش از وقوع انقلاب مشروطه که تغییراتی در ساختار قدرت پدید می آید، تبیین شده است. یافته پژوهش نشان داده است که کیفر جرایم تابع رویه حقوقی مشخص و ضابطه مند نبوده بلکه خواست و اراده شاه و صاحب منصبان حکومتی و تصمیم مأموران اجرایی کیفیت آن را تعیین می کرده و غالباً با شیوه خشونت و مجازات های سخت انجام می شده است.
تأثیر اصلاحات غازان بر وضعیت کشاورزی قلمرو ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اوضاع اقتصادی ایران به ویژه کشاورزی از ایلغار مغول به شدت آسیب دید. غازان خان در طول حکومت نسبتاً کوتاه خود، با انجام اصلاحاتی در صدد ترمیم و جبران آسیب های وارده بر اوضاع اقتصادی قلمرو ایلخانی برآمد، اما با توجه به مرگ زود هنگام غازان، این تردید وجود دارد که تأثیر این اصلاحات بر اوضاع کشاورزی در قلمرو ایلخانی ، پایدار بوده باشد.
این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی در صدد است تا تأثیر این اصلاحات غازانی را بر بهبود وضعیت کشاورزی و کشاورزان در قلمرو ایلخانی مورد بررسی قرار دهد.
این مقاله نشان می دهد که اگر چه بعد از درگذشت خواجه رشیدالدین فضل الله ، تداوم روند اصلاحات منقطع شد و دوباره عوامل مخرب بر زندگی کشاورزان مسلط شد،اما رونق کشاورزی خیلی تحت الشعاع قرار نگرفته و همچنان روند رو به رشد خود را حفظ کرد.
بحران سیاسی- اجتماعی کرمان در نیمه دوم قرن ششم و تأثیر آن در مهاجرت اوحدالدین کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ اوحداالدین حامد بن ابوالفخر کرمانی (635-561) از شعرا و صوفیان مشهور قرن هفتم هجری می باشد که به دلیل بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، خاستگاه اصلی خود کرمان را به قصد بغداد ترک نمود. آغاز دوره فترت سلاجقه کرمان مصادف با حیات کودکی و نوجوانی این شاعر صوفی است که به دنبال مرگ طغرل بن محمد و درگیری های داخلی بین شاهزادگان رخ داد. البته متعاقب این بحران داخلی، حمله خارجی غزها نیز موجب تشدید بحران داخلی و در نهایت منجر به سقوط این خاندان ترک در کرمان شد. در واقع بروز بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایط حیات را آنچنان طاقت فرسا نمود که طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه مجبور به جلای وطن شدند. لذا اوحدالدین کرمانی از جمله این افراد بود که در 16 سالگی موطن خود را ترک کرد. در مورد نسب اوحدالدین کرمانی اقوال متفاوتی از سوی مناقب نامه وی و به تبع آن برخی منابع ارایه شده است. مؤلف مناقب نامه خواسته و ناخواسته با انتساب وی به خاندان سلاجقه کرمان به نوعی اقدام به مجعول نمودن نسب این صوفی بزرگ نموده است. در این راستا، برخی آثار نیز بدون دقت نظر در این موضوع و با تکیه بر مستندات بی اساس نسبت به اثبات این مساله اهتمام نموده اند. در رابطه با این صوفی و شاعر بزرگ دو مسأله مطرح است: اول این که وی به چه دلیل مجبور به مهاجرت از کرمان شد؟ دوم این که آیا وی واقعا به لحاظ نسبی می تواند به خاندان سلاجقه کرمان و ترک منتسب باشد یا خیر؟
برای پاسخگویی به دلایل خروج شیخ اوحدالدین از کرمان، با تکیه بر منابع آن عصر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان اساسی ترین عامل خروج این صوفی بزرگ، مورد بررسی و نقد قرار گرفته شده است. از سوی دیگر در رابطه با مسأله انتساب وی به خاندان سلجوقی نیز با استناد به منابع دست اول به رد این ادعای بی اساس پرداخته شده است.
وقایع تنگک و تنگستان ساحلی در نخستین ماههای جنگ جهانی اول؛ نقض بی طرفی ایران و شکل گیری مقاومت های مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرچند در سراسر سالهای جنگ جهانی اول گستره ی جغرافیایی ایران عرصه مقاومت ملیون در برابر نیروهای بیگانه بوده است، اما در این میان تنگستان و تنگستانی ها آوازه ای بلند یافته اند. یکی از دلایل این امر پیوستگی خاک تنگستان به بوشهر، مهمترین بندر تجاری ایران در دوره قاجاریه بود . دلیل دیگر پیشقدمی تنگستانی ها در مقابله با متجاوزانی بود که بی طرفی ایران را در جنگ نقض کرده بودند. در این راستا روستای کوچک تنگک و کدخدای آن حاج علی تنگکی از یک طرف و باریکه ساحلی تنگستان با ضابطی رئیسعلی دلواری نقش خاصی در آغاز شکل گیری مقاومت عمومی مردم جنوب ایران طی ماه های اول جنگ جهانی اول داشته اند ، بطوریکه این ناحیه کوچک و رویدادهای آن که ابعادی محلی داشت، در کانون تحولات ملی ایران آن روزگار قرار گرفت. اگرچه نقض بی طرفی ایران در جنگ جهانی اول در مقیاس های ملی و بین المللی مورد بررسی قرار گرفته است. اما هدف این تحقیق آن است تا با روش استنادی نشان دهد ، رخدادهایی هرچند در مقیاس محلی چگونه آغازگر نقض بی طرفی ایران شده اند و بدین ترتیب ابعاد جدیدی از ظرفیت های تحقیق در تاریخ محلی مورد بررسی قرار گیرد. چنانکه در این تحقیق نخستین بار بطور مستند و مبسوط نقش حاج علی تنگکی بازشناسی و معرفی شده است.
واکاوی زمینه ها و علل شورش اورامان در عصر ناصری (1284ه .ق تا سال1288ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه اورامان از توابع والی نشین اردلان در دوره ناصری صحنه شورش گسترده ای گردید که حدود یک دهه والیان اردلان و بعد از آن حاکمان قاجاری را به خود مشغول داشت که سیاست انتخاب حاکمان غیربومی و فشارهای مالیاتی نقش موثری در شکل گیری این شورش داشت. بیشتر منابع دوره قاجار- جز معدودی از منابع محلی- اشاراتی ولو گذرا به شورش اورامان نکرده اند. از این رو، مقاله حاضر، فتح بابی در شناسائی و مطالعه شورش مذکور و همچنین بررسی زمینه ها و شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بروز شورش و استمرار آن است. این پژوهش در پی پاسخ به این دو سوال است؛ اول اینکه چه علل و عواملی باعث به وجود آمدن شورش اورامان شدند؟ و سوال دوم اینکه شورش اورامان چه پیامد و نتایجی را در پی داشت؟ در مقام پاسخ به سؤال اول می توان این فرضیه را مورد توجه قرار داد که عدم نظارت حکومت مرکزی برحکمرانی والیان خراج گذار، همچنین مشکلات اقتصادی و حضور والیان غیر بومی، موجب جذب توده مردم به سوی رهبران شورش شده است، و در توضیح فرضیه دوم نیز باید یادآور شد، تأثیر این شورش بر روابط ایران و عثمانی به شکل ناآرامی و درگیری هایی منجر گشت و این درگیری ها روابط دولتین و مناسبات سیاسی را دستخوش تغییر و تحولات گسترده ای ساخت. البته باید اشاره کرد که نتایج این تحقیق فرضیات مذکور را تأیید می نماید. روش تحقیق انجام شده از نوع نظری و مبتنی بر شیوه توصیفی- تحلیلی است که برای جمع آوری اطلاعات و داده های لازم، روش کتابخانه ای استفاده شده است.
شورش هُورآمان در عصر ناصرالدین شاه قاجار (1284 - 1286ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناحیه هورامان در غرب کردستان از سده 4ق تا پایان سده 12ق توسط حُکام محلی این ناحیه و تحت نظارت مستقیم حکومت مرکزی ایران اداره می شده است. با شروع سده 13ق شاهان قاجار بی توجه به این مسأله و همچنین اختلافات قومی حاکمان هورامان با والیان اردلان کردستان، در پی واگذاری کامل هورامان به والیان اردلان برآمدند که این مسأله باعث شکل گیری شورش هورامان در دوره ناصری شد. روابط حاکمان این ناحیه با والیان اردلان، حکومت مرکزی قاجار و دولت عثمانی نیازمند تحلیل و بررسی است. پرسشی که این مقاله حول محور آن شکل گرفته، این است که چه علل و عواملی سبب شکل گیری این شورش شد و چه پیامدها و نتایجی در پی داشت؟ این پژوهش بیشتر با تکیه بر اسناد و روزنامه های دوره قاجار و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، سعی در روشن کردن این مسأله دارد که چگونه با وجود تبعیت کامل حُکام هورامان از حکومت مرکزی ایران پیش از دوره قاجار، در این دوره شرایطی فراهم شد که سرانجام آن شورشی بود که علاوه بر هزینه های گزاف برای والیان اردلان و دولت مرکزی قاجار، توانست به عنوان یکی از علل مهم در سقوط حکومت اردلان ها و دخالت دوباره دولت عثمانی در مسأله مرزها به نفع خود، نقش بازی کند.
نفت شمال و تأثیر آن بر روابط خارجی در دوره رضاشاه
حوزههای تخصصی:
مسئله نفت شمال ایران که بعد از جدا کردن پنج استان شمالی از امتیاز دارسی (تبعه بریتانیا) در عصر قاجار به سال 1319ق./ 1901م. مطرح شد، در تاریخ معاصر این کشور، جایگاه ویژه ای را از آن خود کرده است. ناصرالدین شاه قاجار در 1313ق. طی فرمانی، اجازه استخراج نفت در تنکابن، کجور، کلارستاق (مازنداران) را به محمد ولیخان خلعتبری داده است. خلعتبری بعداً این امتیاز را به خوشتاریا واگذار نمود. خوشتاریا نیز این امتیاز را به انگلیسی ها فروخت. بدین صورت بخشی از تاریخ نفت شمال آغاز شد. در این مقاله، این مسئله از آخرین روزهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تا پایان سلطنت رضاشاه مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از نگارش این نوشتار، پاسخ دادن به این پرسش است که موضوع نفت شمال و رقابت روس و انگلیس بر سر تحصیل آن، چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران در دوره ی رضاشاه داشت؟ در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با شیوه کتابخانه ای اسنادی به این مسئله پرداخته می شود. یکی از شاخصه های مهم سیاست خارجی ایران در آن زمان، رقابت انگلیس و روس بر سر احراز این امتیاز است و پس از انقلاب اکتبر روسیه، رقابت انگلیس بر سر این قضیه با اتحاد جماهیر شوروی ادامه پیدا کرد. آمریکا هم که با اعتراض به امتیاز خریداری شده انگلیس از خوشتاریا وارد این میدان شد، با استفاده از سیاست خارجی دولت ایران و از آن جمله رضاخان که سعی در ایجاد نیروی سوم به منظور کاهش نفوذ انگلیس و شوروی داشتند، موازنه این رقابت را به نفع خود تغییر داد و امتیاز نفت شمال توسط دولت ایران به شرکت های آمریکایی داده شد. این قدرت سوم که کشور آمریکا بود، همانند روس و انگلیس به منابع نفتی ایران چشم داشت. در نهایت این سیاست رضاخان به نتیجه ای نرسید.
نقش شاملوها در تأسیس و تداوم دولت صفویه (984- 906ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس آگاهی های تاریخی، شاملوها از بزرگترین و پرجمعیت ترین طوایف قزلباش بودند که در تأسیس دولت صفویه نقش چشمگیری داشته و در روند حیات دولت صفوی نیز با تصدی مناصب و مقامات اداری، امور فرماندهی نظامی، اداره ایالات، عهده داری امر لَلَگی شاهزادگان صفوی و غیره به ایفای نقش پرداختند. با این وجود در برهه هایی قدرت این طایفه دچار ضعف شد که رقابت های ایلی و سیاست های پادشاهان صفویه بر این نوسان قدرت تأثیر داشته است. این پژوهش به هدف بررسی نقش شاملوها در تأسیس و تداوم دولت صفویه و چگونگی وضعیت قدرت و نفوذ شاملوها ( نوسان شدت و ضعف قدرت آنان) در روند تحولات سیاسی و نظامی دولت صفویه از ابتدای تأسیس این سلسله تا پایان حکومت شاه طهماسب اول (984- 906ق.) سامان یافته است. یافته پژوهش نشان می دهد که شاملوها نقش مهم و برجسته ای در تأسیس و تداوم دولت صفوی داشته اند و هرچند که به سبب پاره ای عوامل، گاه منحنی قدرت آنان با شیب کاهشی همراه می شد اما در مجموع توانستند جایگاه سیاسی و اجتماعی خویش را در دولت حفظ کنند و حتی در روی کار آوردن شاه عباس اول نیز مؤثّر واقع شدند. .
عوامل بازدارنده و مشکلات اجرای یاسا در ایران عهد ایلخانان
حوزههای تخصصی:
در سال 656 قمری، هلاکو حکومت ایلخانان را در ایران بنیان نهاد. از این رو، مغولان در صدد اجرای فرهنگ خود به خصوص قوانین یاسای چنگیز خان در ایران برآمدند. این پژوهش تاریخی به روش توصیفی تحلیلی این هدف را دارد تا عوامل بازدارنده و مشکلات اجرای قوانین یاسا را در ایران تبیین کند. در مورد احکام یاسا، مورخان در قالب کلیت تاریخ مغولان آثاری به نگارش درآورده اند. علاوه بر این، مقالاتی نیز در باب این قوانین از سوی محققان حقوق به رشته تحریر در آمده است. اما این آثار به اینکه قوانین یاسا چگونه در ایران اجرا می شد؟ و چه مشکلاتی داشت، نپرداخته اند. بررسی فرضیه اصلی مبنی بر اینکه مانع اصلی اجرای یاسا در ایران، احکام اسلام بود، نشان می دهد علاوه بر موضوع فوق، تاثیر گرایش برخی ایلخانان به اسلام خصوصا غازان خان، به کم توجهی به یاسا و احکام آن در ایران منتج شده است، زیرا غازان یرلیغ هایی را تدوین کرد که بیشتر براساس جامعه و فرهنگ ایران ریخته شده بودند. هرچند در مبارزه طولانی این دو فرهنگ، در نهایت، توفیق با فرهنگ ایرانی اسلامی بود، اما فرهنگ مغولان با فراز و فرود در خلال حکومت ایلخانان تا آغاز حکومت تیموریان دوام داشت.
بررسی مشارکت های اقتصادی زنان عصر قاجار با تکیه بر گزارش سیاحان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم محدودیت های زنان عصر قاجار از جهت حضور در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، برخی از روایات تاریخی متضمن اشاراتی در باب مشارکت های اقتصادی زنان در جامعه آن روز است. از میان منابع موجود، سفرنامه ها به ویژه گزارش سیاحان خارجی بیشتر از سایر آثار به این مسأله پرداخته اند.
نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که زنان عصر قاجار اعم از زنان شهری، روستایی و عشایری براساس موقعیت، تجربیات و توانمندی هایشان در عرصه های اقتصادی فعالیت داشته اند. در بین این زنان، زنان شهری تحت تأثیر افکار روشنفکران و ورود نوگرایی، حوزه های فعالیت اقتصادی خود را گسترش داده و در مواردی در جراید نسوان، ایده هایی را در جهت تقویت اقتصاد بومی و خودکفایی ابراز نمودند. پژوهش حاضر بر آن است با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی ضمن تحلیل و بررسی نحوه ی مشارکت اقتصادی زنان و ابعاد مختلف آن در گونه های زیست شهری، روستایی و عشایری در عصر قاجاریه به تبیین اندیشه های نوگرایانه در میان زنان طبقه شهری بپردازد.
بررسی جرائم مذهبی در عصر ناصری
حوزههای تخصصی:
جرم یا به عبارتی بزه عملی ناپسند و برخلاف مقررات تعیین شده در یک جامعه است. قانون شکنی به نحوی از انحاء در تمامی مقاطع و دوران ها وجود داشته و مختص جامعه یا فرهنگ خاصی نیست. با توجه به اهمیت دوران ناصری به عنوان مقطعی حساس در تاریخ ایران، بررسی جرم به عنوان یکی از پدیده های مهم این دوران می تواند پرده از ابهامات بسیاری در زمینه-های مختلف ارتکاب جرم (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی) بردارد. بر همین اساس در این پژوهش تلاش شده، جرام مذهبی عهد ناصری سنخ شناسی و همچنین نقش عوامل مختلف در این معضل اجتماعی به ویژه نقش دوگانه ی حکومت در آن مشخص گردد. در همین راستا با تکیه بر مستندات تاریخی و همچنین منابع کتابخانه ای موجود و با بررسی آماری جرائم این دوره، به سنخ شناسی جرائم مذهبی در این عهد پرداخته و با بیان برخی از عوامل مؤثر در وقوع این جرائم تا آن جا که امکان داشت از دیدگاه تحلیلی نیز به آن ها نگریسته شد. بر این اساس یافته های پژوهش حاکی از آن است جرائم مذهبی پایین ترین میزان جرائم در دوره ناصری را به خود اختصاص داده است. در حوزه ی جرائم مذهبی زنا با 8/52% بیشترین و بدعت با 3/12% کمترین میزان جرائم را به خود اختصاص داده اند. هر چند حکومت ناصری اصلی ترین عامل اجرایی در برخورد با مجرمان بود با این حال خود به نحوی بستر جرم را مهیا می کرد و در بسیاری از موارد بر میزان آن ها نیز می افزود.
بررسی دیوان سالاری سلجوقیان با تکیه بر تشکیلات قضایی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی دیوان سالاری سلجوقیان با تکیه بر تشکیلات قضایی در این دوران می باشد. لذا این تحقیق از طریق بررسی ساختار دیوان قضایی دوره سلجوقیان، از جمله نحوه انتصاب، میزان اختیارات، حوزه نفوذ و غیره تلاش می کند تا به شناخت دقیق تحولات قضایی آنان دست یابد. با وجود این، یافته های پژوهش حاکی از آن است که تشکیلات دیوان-سالاری ایران در عهد حاکمیت سلجوقیان دستخوش دگرگونی های قابل توجهی گردید. در این میان تسلط سلجوقیان و تأسیس سلسله سلجوقی منجر به ورود سنت ها و عناصر جدیدی در تشکیلات قضایی سلجوقیان شد که از اندیشه های غزالی و ماوردی اقتباس شده بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است.
بررسی تعامل و مؤلفه های آن در روابط امام خمینی(ره) و جنبش های دانشجویی خارج از کشور بین سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور موجب تحول در جهان بینی انسان ایرانی گردید. نشانه های این تحول پس از انقلاب مشروطه، تشکیل نخستین گروه های اپوزیسیون دانشجویی خارج از کشور در زمان رضاشاه بود. این حرکت های سیاسی که در دهه ۲۰ و ۳۰ ادامه یافت، متأثر از جریان های سیاسی درون کشور بود. در دهه ۴۰ تحولات سیاسی شتاب بیشتری یافت و با سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید امام به خارج از کشور، دانشجویان با تأسیس تشکل هایی طی سال های دهه ۴۰ و ۵۰ با ایشان ارتباط برقرار کرده و خواهان روابط متقابل جهت مبارزه با استبداد و استعمار شدند. ایشان با استقبال از فعالیت های دانشجویان، آنان را تشویق و نسبت به آینده کشور امیدوار کرد. در مقاله حاضر تلاش می شود علل و مؤلفه های تعامل میان امام و جنبش های دانشجویی خارج از کشور بین سال های ۱۳۵۷ ۱۳۴۲ بررسی شود.
مُهر انگشتر سلاطین متأخر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهر انگشتر یکی از متداول ترین مهرهای سلطنتی در تشکیلات دیوانی و اداری دوران صفویه است. با این حال، مطابق مهرنامه شاه سلیمان صفوی، این مهر از دوران شاه عباس اول ابداع شده و در دوران شاه عباس دوم نمونه ثانی آن نیز ساخته و استفاده می شده است. استفادة همزمان از دو مهر انگشتر در میان مهرهای دیوانی دوران صفویه تاکنون مطرح نبوده است و شناخت دقیق آنها می تواند در مطالعات سندشناسی و مهرشناسی اسلامی مفید واقع شود.
هدف پژوهش: هدف این مقاله بررسی مشخصات ظاهری و دیوانی مهر انگشتر سلاطین صفوی از شاه عباس اول تا شاه سلیمان است.
روش/ رویکرد پژوهش: این مقاله، با ماهیت و روش تحقیق تاریخی- توصیفی و تطبیقی، و بر پایه منشآت و متون دست اول تاریخی و تحقیقی نوشته شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: مهر انگشتر سلاطین متأخر صفوی، در متون تاریخی و منشآت دیوانی، بیشتر با عنوان «مهر کوچک» یا «مهر کوچک انگشتر» شناخته شده است. هویت دیوانی این مهر در دوران شاه عباس اول بسیار برجسته شده است و بیشتر مخصوص مهر کردن ارقام و احکامی بود که به صورت شفاهی از سوی پادشاه صادر می شد. همچنین، شغل «واقعه نویس»(مجلس نویس) و «دواتدار مهر انگشتر آفتاب اثر» مهم ترین مناصبی است که به طورمستقیم با مهر انگشتر سلاطین صفوی مربوط بوده است و طغرای سیاه رنگ «حکم جهان مطاع شد» بارزترین نشانه حضور این مهر در پای اسناد و مکاتبات به شمار می رود. به این مهر می توان «مهر رقم یا «مهر فصول» نیز گفت. به نظر می رسد مهر انگشتر دیگری که از روی این مهر در دوره شاه عباس ثانی با عنوان «مهر انگشتر کوچک» ساخته شده، برای مدتی به جای مهر کوچک انگشتر در تهیه جواب های فصول مورد استفاده قرار گرفته است. در عین حال، استفاده نامنظم و عمر کوتاه دیوانی این مهر از جمله نشانه هایی است که جایگاه و کارکرد واقعی آن را در نظام دیوانی صفوی تا اندازه زیادی کاهش داده است.
بازکاوی نقش انگلستان و کمپانی هند شرقی در جدایی افغانستان از ایرانِ دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار، افغانستان به علت سرکشی مقطعی و توأم با تجاوز حکام هرات و قندهار و کابل، به دیگر نواحی خراسان وتمایل قاجار ها برای اعاده حاکمیت ایران در این مناطق، در کانون توجه قرار گرفت. در عرصه بین المللی نیز، سلطه انگلستان و کمپانی هندشرقی اش بر هندوستان و ترس و واهمه آنان از حملات افغانان دُرانی به آنجا ورقابت های استعماری با فرانسه و روسیه، سبب اهمیت یافتن این منطقه شد. انگلیسی ها در زمان فتحعلی شاه، با سیاست اعزام سفیر و انعقاد برخی قراردادها، وی را بر ضد زمان شاه دُرانی تحریک کردند؛ سپس با وعده های واهی، مانند مساعدت مالی و نظامی برای مقابله با روس ها و استرداد مناطق قفقاز، مانع از اتحاد فرانسویان با ایران و نفوذ احتمالی شان در افغانستان و هندوستان شدند. در زمان محمدشاه، ترس از نفوذ روس ها در آسیای مرکزی و افغانستان، آنان را واداشت تا با بهره گیری از سیاست ایجاد چالش و تهدید، هم حاکم هرات را علیه دولت ایران بشورانند و هم با حمله به جزایر خلیج فارس، مانع از فتح هرات و دیگر نواحی افغانستان توسط ایران شوند. در دوره ناصری نیز، بی درایتی ناصرالدین شاه و صدراعظم وی، آقاخان، سبب شد تا انگلیسی ها ابتدا قرار داد سال 1269ق/1852م را به ایران تحمیل کرده و سپس، با استفاده از سیاست جنگ طلبی و اشغال جنوب ایران و تحمیل عهدنامه پاریس، افغانستان را از ایران جدا کنند.