فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
بازنمایی مشارکت سیاسی روستاییان و مهاجران روستایی در داستان های دوره پهلوی دوم (1357-1340)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش روستاییان در فعالیت های سیاسی همواره از مباحث مناقشه برانگیز بوده و نظرات مختلف از حضور پررنگ تا انفعال و روحیه محافظه کارانه شان آنان را در بر می گیرد. در این پژوهش شناسایی احکام دو گفتمان ""شهری"" و ""روستایی"" در زمینه مشارکت سیاسی روستاییان و مهاجران روستایی پیش از انقلاب 1357 مد نظر استو . برای دست یابی به دیدگاه روستاییان داستان ها به عنوان منابع پژوهش انتخاب شده اند. پرسش اصلی پژوهش این است که مشارکت روستاییان در داستان های دوره پهلوی دوم چگونه بازنمایی شده است و دیدگاه نویسندگان روستایی در این زمینه چه تفاوتی با نویسندگان شهری دارد؟ فرضیه ما این است که آثار داستان نویسان شهری همچون آثار پژوهشی به همان سه دسته تقسیم می شوند، اما بر اساس نظر داستان نویسان روستایی اغلب روستاییان و مهاجران به مسائل سیاسی توجهی نداشته اند که این بی توجهی ناشی از روحیه محافظه کارانه آنان نیست.
اهداف و کارکرد سازمان شاهنشاهی در دوره پهلوی دوم
حوزههای تخصصی:
در تاریخ معاصر سازمان بازرسی به صورت تشکیلاتی که وظیفه نظارت بر حسن اجرای امور سازمان های اداری و همچنین اجرای صحیح قوانین را به عهده دارد، از مؤسساتی است که پس از تصویب قانون تأسیس سازمان بازرسی شاهنشاهی در دوره محمدرضا پهلوی در سال 1347 و در مجلس بیست ودوم در 14 ماده و 2 تبصره به طور قانونی شروع به کار کرد. این مقاله با روش کتابخانه ای با استفاده از منابع و اسناد این دوره درصدد پاسخگویی به این پرسش است که هدف دولت مرکزی از تشکیل سازمان بازرسی شاهنشاهی چه بود؟ و همچنین کارکرد این سازمان در طول حیات آن چه بود؟ در واقع این سازمان پس از انقلاب سفید شاه و در راستای نظارت بر اجرای برنامه های انقلاب سفید با هدف نظارت حکومت مرکزی بر عملکرد سازمان های دولتی و ممانعت از گسترش روزافزون فساد مالی و اداری موجود در کشور و همچنین آرام کردن اعتراضات از طریق جلب اعتماد مردم و در نتیجه تثبیت و تداوم قدرت حکومت مرکزی در دوره محمدرضا شاه تشکیل گردید.
پارت و خراسان در دوره ساسانی: پژوهشی در جغرافیای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی پیشینه تاریخی سرزمین های ایرانی در دوره باستان، به روشن بودن زمینه جغرافیایی آن ها بسیار وابسته است. در این میان ابهام در موقعیت ایالات/نواحی ایران می تواند به پریشانی و جابجایی رویدادهای تاریخی، و در نتیجه بر تحلیل پیامدهای آن ها تأثیر بگذارد. ابهام در جایگاه پارت در دوره ساسانی، نمونه روشنی است که سبب آشفتگی در توصیف تاریخی و جغرافیایی نواحی دیگر پیوسته به آن نیز گردیده است. بر خلاف تصور رایج که پارتِ دوره ساسانی را در شمال شرق فلات ایران می داند که سپس به خراسان تغییر نام یافت، مدارک موجود از اوایل دوره ساسانی تأیید نمی کنند که پارت در این زمان در شمال شرق ایران قرار داشته است. در منابع کتیبه ای اوایل ساسانی همچون کتیبه شاپور یکم بر کعبه زردشت، ابرشهر در شمار ایالت های شمال شرق ایران، و پارت ایالتی در نواحی مرکزی، در شمال پارس و خوزستان نام برده شده است. در اصلاحات اداری سده ششم م.، تقسیمات اداری تازه ای جایگزین نظام پیشین شد که در نتیجه آن، کشور به چهار بخش (کوست)، هر یک شامل چند ایالت تقسیم شد. در این میان، نام خراسان برای نخستین بار به صورت یکی از بخش های چهارگانه کشور و شامل ایالت های پیشین شمال شرق ایران در منابع کتیبه ای این دوره و منابع کتبی پس از آن ظاهر شد و بدین سان، نگارنده با مقایسه این دو دسته از مدارک، نتیجه گرفته است که تغییری در نام، از پارت به خراسان، در دوره ساسانی صورت نگرفته است.
تجاری شدن تریاک در اقتصاد ایران دوره قاجار ( 1210-1344ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات اقتصادی در قرن نوزدهم، معادلات اقتصادی را در کل دنیا تغییر داد. اقتصاد ایران نیز از این تحولات مصون نماند و در مواجهه با اقتصاد سرمایه داری،از یک اقتصاد معیشتی و سنتی به یک اقتصاد نیمه معیشتی و شبه سرمایه داری تغییر یافت. اقتصاد ایران در شکل جدید متحول شده خود، به الگوی اقتصادهای کشورهای پیرامونی نزدیک، و به یکی از تولیدکنندگان مواد خام برای بازارهای جهانی تبدیل شد. تا پیش از این تحولات؛ تریاک در اقتصاد سنتی ایران به عنوان یک کالای غیر تجاری شناخته می شد. از نیمه دوم قرن نوزدهم م. تریاک به یک کالای تجاری در اقتصاد ایران تبدیل شد. شاخص های وابستگی، مانند رونق تولید مواد خام، افزایش حجم تجارت، زوال صنایع دستی و نقش انگلستان به عنوان مرکز اقتصاد سرمایه داری، از علل اصلی تجاری شدن تریاک در اقتصاد ایران هستند. در کنار این علل بیرونی برخی عوامل داخلی مانند بیماری کرم ابریشم، تراز منفی تجاری، نقش فعالانه حکومت قاجاری و برخی دولتمردان مانند میرزا حسین خان سپهسالار در رابطه با تریاک و ویژگی های منحصر به فرد این ماده خام، موجب تشدید تولید تریاک شدند. در نتیجه چنین عواملی بود که این ماده خام در فاصله کمی بعد از تجاری شدن در اقتصاد ایران به مهم ترین کالای صادراتی تبدیل شد و نقش مهمی در روند اقتصادی ایران ایفا کرد. این پژوهش بر آن است با تکیه بر مبانی نظری و بر اساس منابع تاریخی علل تبدیل تریاک در اقتصاد ایران به یک کالای تجاری را بررسی کند.
نقد دیدگاه شرق شناسان قرن نوزدهم به کارکرد اجتماعی روحانیان عصر قاجار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از رویکرد نوشته ها و مطالعات غربیان دربارة وجوه گوناگون حیات فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سرزمین های دیگر در قرن نوزدهم به عنوان «سنت شرق شناسانه» یاد می شود. شرق شناسان که گروه های متفاوتی، اعم از مأمور سیاسی تا مسافر و محقق را شامل می شوند اجزای گوناگون جوامع شرقی را از نگاه و چارچوب سنت فکری خویش مطالعه و توصیف کرده اند. یکی از گرو ه های جامعة ایران که در قرن نوزدهم از سوی شرق شناسان مطالعه شده، روحانیان شیعی ایرانی بودند. به سبب تضاد اندیشه ای این دو گروه، یعنی روحانیان حافظ سنت در جامعة ایران و شرق شناسان دلبسته و مبلغ تجدد و مدرنیته، نوعی رویارویی بین آنان رخ داد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شرق شناسان روحانیان را به عنوان یک رقیب و دشمن فکری و سد نفوذناپذیر در مقابل تجدد مدنظر داشته و سعی کرده اند در چارچوب نظریة شرق شناسی، با یک نگاه تعمیم گرایانه و کل گرایانه، صفات غیرواقع و کارکردهای غیرواقعی را به این گروه منتسب کنند، هرچند نباید از دستاوردهای مطالعاتی این گروه در شناخت نسبی روحانیان دوره قاجار، مانند جایگاه، کارکردها، ضعف ها، و رابطة آنها با مردم غفلت کرد. هدف این تحقیق آن است که روحانیان را از دریچة نگاه شرق شناسان شناسایی و بررسی کند. روش تحقیق در این پژوهش، «توصیفی- تحلیلی» و روش جمع آوری اطلاعات «کتابخانه ای» است.
دولت پهلوی اول (رضاشاه) و تحدید علمای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده
مقابله با علمای دینی و محدود کردن حوزه عمل و نظر آنان و درنهایت، مذهب زدایی از حوزه های سیاست و حکومت و مبارزه با مظاهر و مجامع مذهبی در عرصه اجتماع، یکی از اهداف سلاطین زورمدار و دین گریز در طول تاریخ سیاسی ایران بوده است. رضاشاه در این میان بیشتر از همه، خود را درگیر چنین مسائلی کرد. وی در سال ۱۳۰۴ش پادشاه ایران گردید و به تدریج بر آن شد تا بنیاد روحانیت و مذهب تشیع را ویران و یا حداقل سست و لرزان کند. جدا از اعمال و رفتارهای مقابله آمیز با مذهب تشیع و مظاهر اساسی آن، کوشش های او در محصور کردن علمای دینی از اهمیت بسزایی برخوردار است. پس از بررسی اقدامات پهلوی اول (انجام اصلاحات آموزشی، تأسیس محاکم عرفی و تشکیلات دادگستری و غیره) یافته های پژوهش حاکی از آن است که رضاشاه به دنبال تضعیف مذهب تشیع در ایران و به حاشیه راندن علمای دینی از سیاست و جامعه بود.
تحلیل تاریخی علل باداشت و تبعید ایرانیان توسط متفقین در دوره اشغال: شهریور 1320 شهریور 1324(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متفقین (انگلستان و شوروی)، پس از تمهیدات لازم و با دستاویز حضور و فعالیت آلمانی های مقیم ایران بر ضد متفقین، در 3 شهریور 1320 ایران را اشغال و رضاشاه را وادار به استعفا و تبعید از ایران کردند و در مرحله بعد، اقدام به ایجاد دولت دست نشانده و تحمیل پیمان اتحاد سه گانه کردند. آن دو کشور اندکی پس از اشغال ایران اقدام به بازداشت ایرانیان از اقشار گوناگون و ایجاد بازداشتگاه در درون قلمرو حاکمیت دولت ایران در شهرهای اراک، تهران و رشت کردند. بخشی از ایرانیان را نیز از اوطان خود به شهرهای دیگر تبعید کردند. هر دو اقدام در تناقض آشکار با پیمان اتحاد ایران با متفقین و ناقض حق حاکمیت ایران بود. علت ظاهری بازداشت ها و تبعیدها همکاری و تمایل افراد مذکور به آلمانی ها با عنوان ستون پنجم بود که گرچه در مورد عده کمی صدق می کرد، ولی علل اصلی آن جلوگیری از انتخاب رجال مخالف انگلیس و شوروی و مخالفان اشغال به نمایندگی دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، تهدید و جلوگیری از اقدامات مخالفت آمیز اصحاب مطبوعات، ملیون و نظامیان و برخورد با مخالفان قدیم و جدید سیاست های انگلیس و شوروی در ایران بود. همچنین بخشی از پرسنل وزارت راه و راه آهن را که به برخی اطلاعات جنگ جهانی دوم مثل میزان و نوع محمولات نظامی و تدارکاتی متفقین، مسیرها و گذرگاه های سوق الجیشی دسترسی داشتند، بازداشت کردند. این مقاله درصدد است تا با بهره گیری از اسناد تاریخی و خاطراتِ افراد بازداشت و تبعیدشده به بازنمایی چگونگی بازداشت و محیط بازداشت گاه ها و علل ظاهری و واقعی بازداشت ها و تبعیدها بپردازد..
بررسی جایگاه علم و هنر در دربار امیر تیمور گورکانی
حوزههای تخصصی:
در فاصلهٔ مرگ ابوسعید ایلخانی(در سیزدهم ربیع الاول ۷۳۶ ه. ق. / سی نوامبر ۱۳۳۵ ) تا ظهور تیمور(۷۸۱ ه .ق.) اوضاع ایران آشفته و قدرت ها و سلسله های کوچک و بزرگ و امرای محلی در شهرهای مختلف به قدرت رسیدند، با استفاده از همین اوضاع آشفته تیمور توانست قدرت را به دست بگیرد و طی لشکرکشی های بعدی بنیان حکمومت تیموریان را در ایران بنا نهد. با توجه به اینکه بیشتر اوقات تیمور صرف لشکرکشی به سرزمین های مختلف میشد، اما وی دوست دار علما و دانشمندان بود و نتیجه ی آن اجتماع بسیاری از دانشمندان در دربار او و تبدیل شدن سمرقند به مرکزی علمی و مذهبی مشرق زمین بود. این پژوهش با استفاده از روش اسنادی-کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی قدرت یابی حکومت تیمور پرداخته و جایگاه هنرمندان و دانشمندان را در دربار مورد بررسی قرار می دهد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که علی رغم این جنگ ها و یورش های تیمور که از او در تاریخ مانده وی به هنرمندان و دانشمندان علاقه مند و بسیاری از آنان را به دلیل مهارت آنان به سمرقند کوچ داد و در دربار او از ارج و قرب زیادی برخوردار بودند.
بررسی شناخت مفاهیم هنر معماری اصفهان در سفرنامه های عصر صفوی و چگونگی انتقال آنها به اروپا؛ مطالعه موردی سفرنامه های دلاواله، تاورنیه، شاردن، سانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت خاص ژئوپلتیکی و جاذبههای طبیعی و تاریخی ایران، توجه
بسیاری از سیاحان را به خود جلب کرده است. در دوره صفویه شاهد حضور
سیاحان اروپایی بسیاری در اصفهان هستیم که سفرنامههایی را پیرامون
بناهای تاریخی اصفهان و چگونگی معماری آنها به نگارش درآوردهاند و
ضمن مقایسه معماری بناهای اصفهان با بناهای اروپایی، نکات درخور
نگرشی را گوشزد کردهاند که توجه به آنها میتواند به شناسایی مفاهیم و
اندیشههای منتقل شده در این عصر کمک کند. چرایی نگرش سیاحان
عصر صفوی به هنر معماری این دوره، چگونگی توصیف بناها و معماری
آنها و کشف عناصر و مفاهیم کلیدی در سفرنامهها که راه را برای مطالعه
سبکشناسی هنری در دورههای بعد فراهم آورد، از سؤالاتی هستند که این
پژوهش درصدد یافتن پاسخهایی برای آن است.
یافتههای پژوهش حاکی از آن است که نگرش و دیدگاه سیاحان
اروپایی به معماری اصفهان و پرداختن آنها به شناسایی مفاهیم و
اندیشههای معماری در سفرنامههای عصر صفوی، چگونگی انتقال این
مفاهیم از طریق انتشار سفرنامهها را در اروپا فراهم آورد و همچنین
تصاویری که برخی از سیاحان از آثار تاریخی اصفهان برداشتهاند و تأثیری
که این تصاویر در هنر و معماری غرب داشته است، زمینههای نفوذ و
انتقال اندیشههای سبک معماری ایران عصر صفوی را در اروپا با خود به
همراه داشت. در این پژوهش بر آن هستیم تا با روش توصیفی و تحلیلی
به بررسی شناخت و انتقال اندیشههای هنر معماری اصفهان عصر
صفوی، از منظر سفرنامهها بپردازیم.
تاملی بر زمینه های اقتصادی - اجتماعی فتح اسلامی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر اصفهان در مرکز فلات ایران، اقلیم مناسب و شرایط اقتصادی و راهبردی قابل اعتنایی دارد. این شرایط ضمن تاثیرگذاری بر ساختار حیات جمعی ساکنان شهر در سیر تحول تاریخی آن نیز موثر بوده است. اصفهانِ اواخر دوران ساسانی از مراکز مهم تجاری، کشاورزی و نظامی ایران بود و این اهمیت تا حدی است که یزدگرد سوم به هنگام گریز در برابر اعراب،به اصفهان وارد شد اما شرایط موجود را به نفع خویش ندید. اعراب نیز پس از گشودن مرزهای بیرونی ایران؛ فتح اصفهان را نخستین هدف خویش در درون فلات مرکزی برگزیدند و این شهر پراهمیت را به صلح تصرف نمودند. درحالی که مسلمانان در فتوحات خود در ایران با مقاومت مردم شهری مواجه بودند و در مواضع چندی به تصرف مجدد شهرها مجبور می شدند؛ فتح اصفهان آسان ترانجام گرفت و واکنش های مردمی بعدی درپی نداشت. در همین جهت، مساله نوشتار حاضر تبیین موقعیت ممتاز اصفهان و اهمیت آن در فاصله زمانی اواخر حکومت ساسانیان و اوایل دوران اسلامی و نیز تشریح زمینه های فتح آن در قیاس با فتح سایر شهرهای بزرگ ایران توسط اعراب است. یافته های تحقیق که با بررسی منابع تاریخی و تاریخ نگاری و به شیوه کتابخانه ای به دست آمده و تفسیر شده است نشان می دهد فتح اصفهان به عنوان شهری برخوردار، خوش موقعیت و مرکز توجه طبقات ممتاز ساسانی، تحت تاثیر عوامل مختلفی صورت گرفته که در این میان سلوک آگاهانه و مصلحت جویانه ی اقشار شهری در برخورد مسالمت آمیز با فاتحان سهم به سزایی داشته است.
وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی در مدارس آن ها در عصر پهلوی دوم (1357-1320ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی هویت به شمار می رود. اقلیت های جامعه ی ایران، ازجمله اقلیت های دینی، همواره در زمینه ی آموزش زبان خود با چالش ها و مشکلات متعددی روبه رو بوده اند. اقلیت های دینی رسمی ایران، یعنی مسیحیان، زرتشتیان و کلیمیان، در دوره ی رضاشاه در فضای گفتمان حاکم ملی گرایانه ی دولت نه تنها قادر نبودند به آموزش زبان خود در مدارس بپردازند، بلکه مدارس شان به تعطیلی نیز کشانده شد. با کناره گیری رضاشاه وضعیت آموزشی اقلیت های دینی به تدریج بهبود یافت، مدارس جدید تأسیس گردید و برنامه ی آموزشی آن ها دچار تغییرات اساسی شد. در این دوره اقلیت های دینی توانستند حقوق و امتیازهایی مبنی بر تدریس زبان خود در مدارس را در حد چند ساعت در کنار زبان فارسی که زبان رسمی کشور بود، به دست آورند. لذا مقاله حاضر درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک آرشیوی به این سؤال پاسخ دهد که وضعیت آموزش زبان اقلیت های دینی رسمی کشور در مدارس عصر پهلوی دوم چگونه بود؟
عوامل بازدارنده و مشکلات اجرای یاسا در ایران عهد ایلخانان
حوزههای تخصصی:
در سال 656 قمری، هلاکو حکومت ایلخانان را در ایران بنیان نهاد. از این رو، مغولان در صدد اجرای فرهنگ خود به خصوص قوانین یاسای چنگیز خان در ایران برآمدند. این پژوهش تاریخی به روش توصیفی تحلیلی این هدف را دارد تا عوامل بازدارنده و مشکلات اجرای قوانین یاسا را در ایران تبیین کند. در مورد احکام یاسا، مورخان در قالب کلیت تاریخ مغولان آثاری به نگارش درآورده اند. علاوه بر این، مقالاتی نیز در باب این قوانین از سوی محققان حقوق به رشته تحریر در آمده است. اما این آثار به اینکه قوانین یاسا چگونه در ایران اجرا می شد؟ و چه مشکلاتی داشت، نپرداخته اند. بررسی فرضیه اصلی مبنی بر اینکه مانع اصلی اجرای یاسا در ایران، احکام اسلام بود، نشان می دهد علاوه بر موضوع فوق، تاثیر گرایش برخی ایلخانان به اسلام خصوصا غازان خان، به کم توجهی به یاسا و احکام آن در ایران منتج شده است، زیرا غازان یرلیغ هایی را تدوین کرد که بیشتر براساس جامعه و فرهنگ ایران ریخته شده بودند. هرچند در مبارزه طولانی این دو فرهنگ، در نهایت، توفیق با فرهنگ ایرانی اسلامی بود، اما فرهنگ مغولان با فراز و فرود در خلال حکومت ایلخانان تا آغاز حکومت تیموریان دوام داشت.
بحران سیاسی- اجتماعی کرمان در نیمه دوم قرن ششم و تأثیر آن در مهاجرت اوحدالدین کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ اوحداالدین حامد بن ابوالفخر کرمانی (635-561) از شعرا و صوفیان مشهور قرن هفتم هجری می باشد که به دلیل بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، خاستگاه اصلی خود کرمان را به قصد بغداد ترک نمود. آغاز دوره فترت سلاجقه کرمان مصادف با حیات کودکی و نوجوانی این شاعر صوفی است که به دنبال مرگ طغرل بن محمد و درگیری های داخلی بین شاهزادگان رخ داد. البته متعاقب این بحران داخلی، حمله خارجی غزها نیز موجب تشدید بحران داخلی و در نهایت منجر به سقوط این خاندان ترک در کرمان شد. در واقع بروز بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایط حیات را آنچنان طاقت فرسا نمود که طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه مجبور به جلای وطن شدند. لذا اوحدالدین کرمانی از جمله این افراد بود که در 16 سالگی موطن خود را ترک کرد. در مورد نسب اوحدالدین کرمانی اقوال متفاوتی از سوی مناقب نامه وی و به تبع آن برخی منابع ارایه شده است. مؤلف مناقب نامه خواسته و ناخواسته با انتساب وی به خاندان سلاجقه کرمان به نوعی اقدام به مجعول نمودن نسب این صوفی بزرگ نموده است. در این راستا، برخی آثار نیز بدون دقت نظر در این موضوع و با تکیه بر مستندات بی اساس نسبت به اثبات این مساله اهتمام نموده اند. در رابطه با این صوفی و شاعر بزرگ دو مسأله مطرح است: اول این که وی به چه دلیل مجبور به مهاجرت از کرمان شد؟ دوم این که آیا وی واقعا به لحاظ نسبی می تواند به خاندان سلاجقه کرمان و ترک منتسب باشد یا خیر؟
برای پاسخگویی به دلایل خروج شیخ اوحدالدین از کرمان، با تکیه بر منابع آن عصر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان اساسی ترین عامل خروج این صوفی بزرگ، مورد بررسی و نقد قرار گرفته شده است. از سوی دیگر در رابطه با مسأله انتساب وی به خاندان سلجوقی نیز با استناد به منابع دست اول به رد این ادعای بی اساس پرداخته شده است.
نفت شمال و تأثیر آن بر روابط خارجی در دوره رضاشاه
حوزههای تخصصی:
مسئله نفت شمال ایران که بعد از جدا کردن پنج استان شمالی از امتیاز دارسی (تبعه بریتانیا) در عصر قاجار به سال 1319ق./ 1901م. مطرح شد، در تاریخ معاصر این کشور، جایگاه ویژه ای را از آن خود کرده است. ناصرالدین شاه قاجار در 1313ق. طی فرمانی، اجازه استخراج نفت در تنکابن، کجور، کلارستاق (مازنداران) را به محمد ولیخان خلعتبری داده است. خلعتبری بعداً این امتیاز را به خوشتاریا واگذار نمود. خوشتاریا نیز این امتیاز را به انگلیسی ها فروخت. بدین صورت بخشی از تاریخ نفت شمال آغاز شد. در این مقاله، این مسئله از آخرین روزهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تا پایان سلطنت رضاشاه مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از نگارش این نوشتار، پاسخ دادن به این پرسش است که موضوع نفت شمال و رقابت روس و انگلیس بر سر تحصیل آن، چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران در دوره ی رضاشاه داشت؟ در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با شیوه کتابخانه ای اسنادی به این مسئله پرداخته می شود. یکی از شاخصه های مهم سیاست خارجی ایران در آن زمان، رقابت انگلیس و روس بر سر احراز این امتیاز است و پس از انقلاب اکتبر روسیه، رقابت انگلیس بر سر این قضیه با اتحاد جماهیر شوروی ادامه پیدا کرد. آمریکا هم که با اعتراض به امتیاز خریداری شده انگلیس از خوشتاریا وارد این میدان شد، با استفاده از سیاست خارجی دولت ایران و از آن جمله رضاخان که سعی در ایجاد نیروی سوم به منظور کاهش نفوذ انگلیس و شوروی داشتند، موازنه این رقابت را به نفع خود تغییر داد و امتیاز نفت شمال توسط دولت ایران به شرکت های آمریکایی داده شد. این قدرت سوم که کشور آمریکا بود، همانند روس و انگلیس به منابع نفتی ایران چشم داشت. در نهایت این سیاست رضاخان به نتیجه ای نرسید.
جدال میرمهنا باکریم خان وکمپانی های خارجی وسیاست دوگانه انگلیس در سرکوبی وی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس ازمرگ نادرشاه افشار اغتشاشات زیادی در ایران برپا شد
.کریمخانزند، پس از چند سال کشمکش موفق شد بر اکثر نواحی
ایران تسلط یابد. میرمهنا با استفاده از وضعیت موجود توانست
حکمران بلامنازع بندرریگ گردد .وی برخلاف سایر رؤسا که با
کریمخانزند متحد بودند، علیه کریمخان علم طغیان برداشت.
سپاهیان زند برای سرکوبی او بندرریگ را مورد حمله قرار داده و
میرمهنا را به اسارت خود درآوردند. میرمهنا به محض آزادی و
بازگشت به بندرریگ نسبت به تخریب دفتر تجاری و قلعه انگلیسی
ها اقدام و انگلیسیها را از بندرریگ اخراج کرد. این رویداد موجب
شد بندر ریگ مجدداً مورد حمله قوای خان زند قرارگیرد. ناتوانی
کریم خان در سرکوبی میرمهنا، منجر به عقد قرارداد با انگلیس
گردید . براساس این قرارداد، در صورت شکست میرمهنا، جزیره
خارگ به انگلیسیها واگذار میشد. این پژوهش به بررسی مسائلی
که موجب چالش میان کریمخانزند و میرمهنا، همچنین کشمکش
میان میرمهنا و کمپانیهای خارجی گردید و نقش دول خارجی، به
ویژه انگلیس، در سرکوبی میرمهنا می پردازد.
تجارت خارجی ماوراءالنهر در دوره ی سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارت از مهم ترین شاخص های اقتصادی ماوراءالنهر بود و بازرگانان این منطقه از دیرباز با نواحی اطراف مناسبات تجاری داشتند. هر چند تجارت داخلی در ماوراءالنهر در قرون اولیه اسلامی رونق داشت؛ اما تجارت خارجی این سرزمین از سده ی چهارم هجری، هم زمان با تثبیت حکومت سامانیان بر این منطقه، رونق گرفت. مقاله ی حاضر بر این هدف است تا با روش توصیفی-تحلیلی مشخص سازد، سامانیان چگونه و با کمک چه عواملی به توسعه ی تجارت خارجی ماوراءالنهر پرداختند و عمده ی تجارت خارجی آنها با کدام سرزمین ها بود. یافته های تحقیق نشان می دهد، تجدید حیات اقتصادی و تجاری ماوراءالنهر در عصر سامانیان بازتابی از نظم و امنیت سیاسی و اجتماعی این دوره بود. امرای سامانی، علاوه بر ایجاد وحدت سیاسی، با سامان دادن به امور اقتصادی و ایجاد شبکه ی ارتباطی مناسب و همچنین کاهش عوارض و مالیات، موجب سرازیر شدن کاروان های تجاری به این سرزمین و رشد تجارت خارجی در ماوراءالنهر شدند. تجارت خارجی ماوراءالنهر در دوره ی سامانیان، به طور عمده، با بازرگانان سرزمین های چین و تبت، سرزمین ترکان، اروپای شرقی، خراسان و عراق انجام می شد.
تأثیر سیاست و رویکرد مذهبی ایلخانان بر اوضاع مسیحیان جنوب قفقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله سرزمین هایی که توسط مغولان فتح شده و سپس به عنوان منطقه تابع ایلخانان اداره می شد، جنوب قفقاز بود. در دوره ایلخانان، حکومت باگراتیون قدرت برتر در این منطقه بود و امرای این نواحی به جز مناطقی خاص در اران و قراباغ که به طور مستقیم اداره می شد، وابسته و تحت فرمان حکومت باگراتیون بودند. عوامل چندی بر سیاست و روابط حاکمان جنوب قفقاز و ایلخانان تأثیر می گذاشت. مقاله حاضر به دنبال تبیین و تحلیل تحولات مربوط به جنوب قفقاز در پیوند با ایلخانان از منظر دینی است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که سیاست خارجی ایلخانان از جمله سیاست مذهبی آنان، چه تأثیری بر اوضاع مسیحیان این منطقه در دوره حکومت ایلخانی داشت؟ یافته های این تحقیق که به صورت کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است، نشان می دهد جنوب قفقاز به دلیل موقعیت راهبردی و ادعاهای ارضی اردوی زرین در این منطقه، اهمیتی خاص برای ایلخانان داشت. ایلخانان غیرمسلمان تلاش می کردند تا علاوه بر سیاست های معمول به وسیله اعطای امتیازات به مسیحیان منطقه از اتحاد آنان با اردوی زرین جلوگیری کرده و از دشمنی آنان با مسلمانان به خوبی برای جنگ علیه اردوی زرین و ممالیک بهره برند. از طرف دیگر، مسیحیان جنوب قفقاز نیز تلاش می کردند تا از تفاوت باورهای ایلخانان غیرمسلمان، علیه مسلمانان و در جهت اعتلای دین مسیحیت استفاده کنند. مسلمان شدن ایلخانان باعث تغییر در سیاست مذهبی آنان در مقابل مسیحیان و اعمال سختگیری و فشار بر مسیحیان جنوب قفقاز شد. گرچه فشار بر مسیحیان منطقه تاحدی بر روابط سیاسی آنان با ایلخانان مسلمان تأثیر گذاشت؛ اما سیاست کلی ایلخانان مسلمان در جنوب قفقاز با ایلخانان غیر مسلمان در استفاده از نیروی نظامی آن، علیه دشمنان و نیز حفظ منطقه به عنوان سرزمین حایل و مهم راهبردی در مقابل اردوی زرین تغییری نکرد.