فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
طبق برخی از آیات قرآن کریم، روایت و احادیث، همچنین علم ژنتیک، نمی توان نقش انتقال خصوصیات روحی و اخلاقی را از طریق وراثت، در رفتار و سرنوشت انسان ها انکار کرد. برخی قائل به نقش انحصاری وراثت در تعیین سرنوشت انسان و برخی دیگر، آن را به منزله بستری می دانند که به نحو اقتضاء در اعمال فرد اثر دارد؛ نه به نحو علیت تامّه. سرنوشت قوم یهود هم بی تأثیر از خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنان نیست؛ چنانچه خداوند در قرآن، آن را دلیل سرگردانی و انحراف کنونی این قوم ذکر کرده است. این گونه سرپیچی و سرکشی ارادی قوم یهود در برابر فرامین الهی، در قرآن جحود خوانده می شود. این جستار با روش تحلیلی- توصیفی در پی پاسخ به این پرسش است که آیا می توان گفت که این خصوصیات ناپسند اخلاقی و رفتاری مذکور در قرآن در مورد قوم یهود، امری نژادی است؟ آیا منشأ رفتارهای غیرانسانی و جنایات آنان در سرزمین های اشغالی و غزه ریشه در سرکشی و جحودیت این قوم ندارد؟ اشاره قاطع قرآن به وجود ویژگی های رفتاری و اخلاقی ناپسند در میان این قوم تاریخی و تداوم آن به شکل انکار حق مسلم مسلمانان غزه در مورد کشورشان فلسطین و شکل د هی جنگ های جنایت کارانه علیه مسلمانان، علی الخصوص مردم مظلوم غزه و لبنان، نمود تداوم خصلت جحودیت و رفتارهای ناپسند این قوم است که می توان گفت یکی از جنبه های اعجاز قرآن کریم، در اثبات زمینه های نژادی صفات روحی و اخلاقی این قوم است و قرآن با ذکر و شرح خصایل این قوم، زمینه آگاهی و ایستادگی مسلمانان در برابر آنان را بارها گوشزد کرده است.
نقش یهود صهیونیسم در ترویج شیطان گرایی و مقابله با آن از منظر آیات قرآنی
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
125 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه، بررسی نقش یهود صهیونیست بر ترویج شیطان گرایی در عصر حاضر و مقابله با آن از منظر آیات قرآنی است. برابر شواهد تاریخی میان صهیونیسم و شیطان گرایی نسبت بالایی از همبستگی فکری و سیاسی وجود دارد، به گونه ای که نقطه مشترک این جریان های الحادی، خیزش ضد دینی است. لذا برخورد هوشمندانه در مقابله با نحله های نوظهور شیطان امری گریزناپذیر است. شیطان گرایی، یک باور فکری است که هواداران آن، شیطان را یک الگوی اصلی تصور می کنند. امروزه تقویت سواد معنوی و رسانه ای و ایمان دینی مهم ترین راهبرد کلیدی است که مانع نفوذ شیطان در انسان می شود. قرآن به عنوان کتاب هدایت با ترسیم راهکارهای تربیتی اثرگذار مثل تمسک به خدا، انجام عمل صالح، خردورزی، شکیبایی، اخلاص در عمل، استعاذه، و عزت نفس، با اندیشه شیطان گرایی مقابله می کند. تمسک به قرآن، می تواند نقشه های شیطانی را خنثی و سلامت فرد و جامعه را تضمین کند. روش انجام پژوهش کمی از شاخه مطالعات توصیفی- پیمایشی و از نظر زمانی مقطعی و از لحاظ هدف کاربردی است. ابزار اصلی یک پرسشنامه محقق ساخته است که از نظر میزان پایایی به وسیله آزمون آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفته است و دارای 84/0است ونشان می دهد پرسشنامه دارای پایایی قابل قبولی است. یافته های پژوهشی نشان می دهد، صهیونیسم بر ترویج شیطان گرایی و فراماسونری تأثیر مستقیم دارد؛ و بین دو متغیر شیطان گرایی و فراماسونری رابطه مثبت و معناداری برقراراست.
بررسی ارائۀ تجربیات عرفانی به زبان نمادین با تکیه بر آثار منظوم عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
تجربه های عرفانی، کلیدواژه ای متعالی و بیانگر اصالت عرفانِ عارفان در دوره های مختلف است. افرادی که در مسیر عرفان به تجربیاتی دست پیدامی کنند، برای بازتاب تجربیات خود، نیازمند زبانی برای بیان با بهره گیری از واژگان می باشند. به حتم می توان از واژگانی با کاربرد ثانویه که در حوزه بیان و بدیع فعالیت دارند، استفاده کرد و با اشارات رمزگونه برای اهل فن، حقایق عرفانی را که با پیمودن مسیر به دست آورده، در اختیار مریدان راه عرفان، قرارداد تا بدین وسیله ذوقی در دل و شوقی در ذهن آنان پدیدآورد. "عطار" نیز در بسیاری از داستان ها حقایق عرفانی را که منتج به حصول تجربیات می شود، برای پیروان خود به نمایش گذاشته است. بیان حقایق و مفاهیم عرفانی برای کسی که مسیر را پیموده و به درجه عارفی نایل آمده، امری فائق است و وظیفه ای که باید با هر زبانی که می تواند، در اختیار سالکان و پیروان عرفان قراردهد. مسئله پژوهش حاضر واکاوی دلایل ارائه تجربه های عرفانی برای تبیین و تدوین این موضوع است، که زبان در بازنمایی تجربیات عرفانی، با اهلی که توانایی درک این گفتمان را دارند، در برخی از مقامات، چاره ای جز بیان آنچه دیده و شنیده را ندارد. در این نوشتار، به روش توصیفی- تحلیلی، جایگاه تجربه های عرفانی از دیدگاه عارفان و بویژه"عطار" نقد و بررسی شده است.
هوش مصنوعی در پزشکی: ارزیابی اخلاقی تحولات و مسائل(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی (AI) به عنوان فناوری تحول آفرین، تأثیرات عمیقی بر پزشکی معاصر داشته و موجب تغییرات اساسی در فرآیندهای تشخیصی، درمانی و مدیریتی گردیده است. این تحول، ضمن بهبود دقت و کارایی سیستم های بهداشتی، مسائل اخلاقی پیچیده ای نیز به همراه داشته است.پرسش های اساسی شامل تأثیر AI بر استقلال پزشکان، مسئولیت پذیری در خطاهای تشخیصی، حفاظت از حریم خصوصی بیماران و عدالت در دسترسی به فناوری های پیشرفته می باشد. در این پژوهش، چالش های اخلاقی مرتبط با به کارگیری AI در حوزه پزشکی بررسی شده است.یافته ها نشان می دهد علی رغم مزایای قابل توجه، نظیر افزایش دقت تشخیص و کاهش خطای انسانی، نگرانی های اخلاقی متعددی همچون سوگیری الگوریتمی، تضعیف اعتماد پزشک-بیمار، و خطرات امنیتی مرتبط با داده های سلامت وجود دارد.علاوه بر این، ورود AI به حوزه پزشکی موجب تغییرات بنیادین در رابطه پزشک-بیمار شده که ممکن است منجر به "دیجیتالی شدن اعتماد" و کاهش نقش پزشک در تصمیم گیری گردد.نتایج بیانگر آن است که برای استفاده اخلاقی از AI، تدوین چارچوب های نظارتی دقیق، الگوریتم های شفاف، رعایت عدالت در توزیع فناوری، و حفظ حقوق بیماران ضروری است. توسعه این فناوری ها باید با مشارکت پزشکان، بیماران و سیاست گذاران صورت پذیرد تا از چالش های اخلاقی پیشگیری شود
حرف جر "علی" و زیبایی شناسی معانی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم که روشنگر تمامی جوانب زندگی بشر است، از همان قرن اول هجری از جنبه های مختلفی مانند: بلاغت، صرف و نحو، لغت و غیره مورد تحقیق و بررسی علمای بزرگ قرار گرفته است. حروف در قرآن و تغییرات معنایی آن ها زیبایی این کلام آسمانی را دوچندان نموده است. پرداختن به این حروف از منظر زیبایی-شناسی یکی از مباحثی است که نقش بنیادین در بازنمایی عظمت و شکوه این معجزه ی آسمانی دارد. گاهی در قرآن، علاوه بر حرف اصلی از مجموعه ایی حروف جانشین استفاده شده است. بدین ترتیب، برخی از معانی حروف با بیش از یک حرف جر بیان می شود. این امر اهمیت بررسی و شناخت این حروف را در ترجمه دوچندان می کند. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی زیبایی شناسی حرف جر "علی" در آیات مختلف قرآن پرداخته و وجوه معنایی آن را با استفاده از کتاب های نحوی و همچنین تفاسیر گوناگون، مورد بررسی قرار داده و نیز به شواهدی از شعر عربی در این رابطه اشاره کرده است. نتیجه این که این حرف علاوه بر معنای اصلی اش که "استعلاء" می باشد، در معانی حروف مختلفی چون: "مع"، "فی"، "لام"، "باء"و "عن" به کار رفته است. مهم ترین کارکردهای زیبایی شناختیِ جایگزینی و تغییرات معنایی این حرف در قرآن کریم عبارتند از: شمول و گستردگی معنا، تاکید و مبالغه است که متن قرآن را به متنی باز و گسسته تبدیل نموده و فضایی مناسب برای تأمل آگاهانه خواننده فراهم آورده است. هدف اصلی از این امر، انتقال بی کم و کاست، اثربخش، نگرش ساز و تعالی دهنده معنا به مخاطب است.
تحلیل مؤلفه های گفتمان مدار در رمان (الطنطوریه) بر اساس سطح توصیف نظریه نورمن فرکلاف
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
144 - 117
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان، یک رویکرد بین رشته ای برای مطالعه است که زبان را به عنوان شکلی از کارکرد اجتماعی، بررسی و به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن، تأکید می کند. این رویکرد ازیک طرف به روابط درون متن و از طرف دیگر به بافت موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی متن می پردازد. گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا می دهد؛ زیرا تحلیل گفتمان ازنظر شمول معنایی در گستره ای فراتر از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می شود و شکل انتقادی به خود می گیرد. نورمن فرکلاف منتقد و تحلیل گر انگلیسی مقالاتی را منتشر کرده است که نشان می دهد مشغله اصلی وی تحلیل گفتمان انتقادی است. فرکلاف متن را از سه منظرِ توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو سطح توصیف رویکرد فرکلاف، به بررسی ویژگی های زبانی و ساختارهای گفتمان مدار در رمان الطنطوریه اثر رضوی عاشور، می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق گویای این است که این رمان با گفتمانی ساده و روان و با موضوعات مهمی از جمله مقاومت و وطن دوستی، ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند و بستر تاریخی و اجتماعی داستان را تقویت می نماید. نویسنده در سطح توصیف از رهگذر شخصیت پردازی، برقراری ارتباط بین واژگان، ایجاد تقابل های دوگانه، خلق تصاویر نمایشی و کاربرد واژگان خاص در پی تبیین اندیشه های خویش است.
ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.
نقش امام صادق(ع) در تحریف زدایی ازتاریخ، سیره و سنت نبوی
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
9 - 30
حوزههای تخصصی:
سیره نبوی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) درقالب الگویی راهبردی برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفت و به ابزاری برای مشروعیت بخشی به دیدگاه های متعارض گروه های مختلف بدل شد. این رویکردهای متکثر در بهره گیری از سیره موجب بروز تحریفاتی در نقل وقایع، تضعیف یا برجسته سازی گزینشی شخصیت ها و جابه جایی در نقش آفرینی های تاریخی شد. ازاین رو، تحریف زدایی از اندیشه، احکام، شخصیت و حوادث مرتبط با پیامبر (ص) وظیفه ای ضروری برای عالمان صادق و آگاه شمرده می شد. با تدوین و کتابت احادیث و سیره، احتمال تثبیت تحریف ها و انتقال آنها به نسل های آتی افزایش یافت؛ امامان شیعه به ویژه امام صادق (ع) برای رویارویی با این تهدید، تلاش هایی را برای تبیین تاریخ، سیره و سنت نبوی صورت دادند. پژوهش حاضر باروش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که امام صادق (ع) باتکیه بر جایگاه علمی-معنوی و ظرفیت های اجتماعی که در اختیار داشت چه نقشی در فرآیند تحریف زدایی از تاریخ، سیره و سنت نبوی ایفا کرده است؟ یافته های پژوهش نشان داد که امام صادق(ع) اگرچه در شمار سیره نویسان اصطلاحی قرار نمی گیرد، در دو سطح مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه نقش آفرینی کرد که عبارتند از: نخست، اصلاح باورها، رفتارها و حافظه تاریخی جامعه و تقویت نگاه انتقادی به حدیث با رعایت مصالح اجتماعی. دوم، بسترسازی برای رشد جریان سیره نگاری از رهگذر آموزش روش شناسی نقد و تربیت شاگردانی که با بازنگری در روایت های موجود، زمینه خروج سیره نگاری از انحصار جریانات خاص را فراهم نمودند.
صحت سنجی وکالت معلق در طلاق با نگاهی به آراء قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تقسیمات کاربردی عقد و ایقاع، تقسیم به منجز و معلق است. عقد معلق به معنای عقدی است که ایجاد یا اثر آن متوقف بر امر دیگری خارج از عقد باشد. قصد طرفین در عقد معلق این است که عقد ایجاد شود؛ ولی اثر آن موکول به رخداد امر دیگری در آینده باشد. در وکالت معلق در طلاق، زوج زوجه را وکیل در امر طلاق می کند؛ لکن وکالت اثر اجرایی ندارد تا زمانی که معلق علیه، مثل اعتیاد زوج به مواد مخدر، محقق شود. این عقد وکالت معلق، ممکن است در قالب شرط نتیجه ضمن عقد نکاح یا به طور مستقل منعقد شود. در فقه امامیه اجماع بر اشتراط تنجیز در همه عقود و به طور خاص عقد وکالت و ایقاع طلاق وجود دارد؛ لکن بعضی از فقها در اشتراط تنجیز به استناد اجماع خدشه وارد کرده اند. دلایل عقلی دیگری نیز در اشتراط تنجیز در کتب فقهی ذکر شده، که همه آن ها خدشه پذیر است. این تحقیق بنیادی با روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه می رسد که با توجه به عمومات و اطلاقات ادله وجوب وفای به عقود و عدم قابلیت موانعی که برخی از فقها مطرح کرده اند، می توان عقد معلق را صحیح دانست. قانون مدنی نیز تنجیز در بعضی از عقود مثل ضمان و نکاح و ایقاعات را مثل طلاق به صراحت شرط دانسته، و درخصوص بعضی از عقود ساکت است. در رویه قضایی نیز وکالت معلق و به طور کلی عقد معلق پذیرفته شده است. راهکار حقوقی تصحیح وکالت معلق و به طور کلی عقد و ایقاع معلق، تفصیل بین تعلیق در انشاء (ایجاد) عقد و تعلیق در منشأ (اثر) عقد است. تعلیق در انشاء عقلاً محال است و تعلیق در منشأ عقد و ایقاع با توجه به ناتمام بودن ادله بطلان آن و با استناد به ادله عام عقود امضایی صحیح است.
طراحی الگوی تعلیم و تربیت اسلامی مبتنی بر منظومه فکری مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
163 - 192
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت یکی از محوری ترین مسائل در هر نظام و جامعه ای است، از همین رو مقام معظم رهبری به عنوان عالی ترین مقام در نظام سیاسی کشور و از شخصیت های برجسته جهان اسلام بارها در بیانات خود آن را مطرح کند. هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی تعلیم و تربیت در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد اتخاذی کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. میدان مطالعه 491 مورد از بیانات مقام معظم رهبری در طول دوره زعامت ایشان است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و حجم نمونه برابر جامعه منظور شده است. داده ها پس از فیش برداری اسنادی، اینترنتی به شیوه ی تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند و الگوی فرایندی تعلیم و تربیت اسلامی طراحی و ترسیم شد. طی این مطالعه 11 مضمون سازمان دهنده و 66 مضمون پایه شناسایی شد که در5 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. نتایج پژوهش موید این مطلب است که در دیدگاه مقام معظم رهبری، تعلیم و تربیت اسلامی دارای مبانی علمی، فلسفی و دینی است که توجه به این مبانی محتوا و مسیر تعلیم و تربیت را در مسیر صحیح و رو به سوی کمال حفظ و هدایت خواهد کرد. معظم له، مهمترین ارکان تعلیم وتربیت را کارگزار (معلم)، موضوع(دانش آموز) و روش تعلیم و تربیت می داند. دستیابی به اهداف غایی و واسطی تعلیم و تربیت اسلامی، نیازمند اتخاذ راهبرد مناسب در زمینه بهره گیری از منابع انسانی و فیزیکی است که با برنامه و روش بهینه عملیاتی خواهد شد. در این مسیر، پایش و ارزیابی مداوم، اقدام مهم و ضروری است که باید انجام شود. این الگو می تواند سرلوحه حرکت نظام تعلیم و تربیت کشور در تراز تمدن اسلامی قرار گیرد.
نقد انگاره ناکارامدی اسباب نزول در تفاسیر قرآن به قرآن با تأکید بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
135 - 152
حوزههای تخصصی:
رویکردهای مفسران در مواجهه با روایات سبب نزول را به سه رویکرد تبیین گرا، تحلیل گرا و تاریخی نگر می توان تقسیم کرد. در دوره معاصر با رواج روش تفسیری قرآن با قرآن رویکردی متفاوت نسبت به روایات سبب نزول شکل گرفت که آن را رویکرد تحلیل گرا نام نهاده ایم. قائلان به این رویکرد قواعدی برای ارزیابی سند و متن روایات در نظر گرفته اند و استفاده از روایات اسباب نزول در تفسیر را روشمند ساخته اند. هم زمان با این رویکرد این انگاره پدید آمده است که روایات اسباب نزول هیچ کارکردی در این تفاسیر ندارند. نگارندگان با مطالعه در این تفاسیر به نتایجی متفاوت با این انگاره رسیده و آن را مردود شمرده اند. بر اساس مطالعات انجام شده روایات اسباب نزول در المیزان (و سایر تفاسیر) را می توان به ۳ بخش تقسیم کرد: ۱-روایات دارای کارکرد مستقیم ۲-روایات دارای کارکرد غیرمستقیم ۳-روایات بدون کارکرد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی در صدد اثبات کارآمدی روایات اسباب نزول در تفاسیر قرآن با قرآن است. به طوری که برخی آیات کاملاً با تکیه بر روایات اسباب نزول تفسیر شده اند. نمونه های عینی از تفسیر المیزان به عنوان طلایه دار این رویکرد انتخاب شده است. حاصل پژوهش در تأیید کارآمدی روایات اسباب نزول در این تفسیر است.
تحلیل انتقادی قواعد وضع شناسی ابن تیمیه در احادیث القصّاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 173
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه ارزیابی و تحلیل قواعد وضع شناسی، مستلزم احصاء و استقصاء، طبقه بندی و تبیین میزان کاربرد هر یک از آنها و نهایتاً گزینش بهترین قواعد است؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، به نقد و بررسی قواعد وضع شناسی در احادیث القصاص پرداخته است و می کوشد تا با استخراج و سازماندهی قواعد تشخیص حدیث موضوع از نگاه ابن تیمیه، میزان دقت و کارآمدی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. هرچند ساماندهی این قواعد به خاطر توضحیات پراکنده اش پیرامون احادیث گوناگون کاری دشوار است، اما با توجه به تعداد و میزان استفاده او از آنها می توان گفت، ابن تیمیه در تشخیص احادیث موضوع از قواعدی از قبیل عرضه بر قرآن، عرضه بر سنت، مخالفت با عقل، اجماع و اتفاق نظر اهل علم، «لا اصل له»، و مخالفت با تاریخ بهره گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد ابن تیمیه در بسیاری از قواعد، به جای ارائه شواهدِ مستدل، صرفاً به ادعاهای کلی بسنده و به ظاهر حدیث استناد نموده که بیشتر بر پایه استنباطات شخصی اوست و در بهره گیری از قاعده عرضه بر قرآن برای سنجش اعتبار روایات، جامع و دقیق عمل نکرده است. همچنین قاعده «لا اصل له»، حاوی پیش داوری ها و نگرش های متعصبانه ای است که با اصول علمی حدیث شناسی در تضاد است. قاعده «اتفاق نظر اهل علم» نیز به دلیل محدودیت آن به نظر گروه خاصی از علمای گذشته که با ابن تیمیه هم عقیده بودند، از جامعیت و اعتبار لازم برخوردار نیست. بنابراین با وجود جایگاه ابن تیمیه در عرصه حدیث شناسی، برخی از قواعد وضع شناسی وی در این حوزه، مستلزم بازبینی و نقد جدی از سوی پژوهشگران است.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا درباره پیامبری عیسی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۶)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
مسیح شناسی، بنیادی ترین مسئله در الهیات مسیحی است که به جایگاه، سرشت و هویت انسانی یا خدایی و جایگاه مسیح در آموزه تثلیث می پردازد. الهیاتِ رایج مسیحی، عیسی(ع) را خدا و هم ذات با او می داند؛ درحالی که قرآن با تأکید بر پیامبری عیسی(ع)، این ادعا را رد می کند. این پژوهش با تحلیل متنی قرآن و اناجیل هم نوا، نشان می دهد هر دو منبع بر پیامبری عیسی(ع) تصریح دارند. یافته ها بر آن دلالت دارد که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع)، محصول تفاسیر بعدی برخی نویسندگان عهد جدید مانند پولس و یوحنا و الهی دانان مسیحی است و در آموزه های عیسی(ع) و باورهای اولیه مسیحیان ریشه ندارد.
سنجش سازگاری دیدگاه سعادت محوری در باب قلمرو دین، با آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
5 - 24
حوزههای تخصصی:
در میان نظریه های گوناگون متفکران معاصر در باب قلمرو دین، محوریت سعادت انسان را می توان شاخص ترین آن ها دانست. این نظریه، بر اساس مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، و بر اساس هدف آفرینش انسان، ماهیت دین را بیان راه ضروری سعادت حقیقی انسان می داند و در نتیجه، قلمرو دین را هم بر اساس ماهیت دین یا همان سعادت ابدی انسان ترسیم می کند. متفکرانی مانند مصباح یزدی، که از مهم ترین مدافعان این دیدگاه به حساب می آیند، به دلیل همین نگاه به قلمرو دین، با تفکیک میان ابعاد توصیفی و هنجاری علوم، تبیین پدیده های طبیعی و روابط میان آن پدیده ها و در نتیجه توصیفات علوم طبیعی و انسانی را، که تأثیر ضروری در سعادت حقیقی انسان ندارد، خارج از قلمرو دین می دانند. همین محدوددانستن قلمرو دین در این دیدگاه، نقدها و مخالفت هایی را در میان محققان فلسفه دین به همراه داشته است. نوشتار حاضر با هدف عرضه این نظریه به آیات و روایات مربوط به تبیین قلمرو دین در صدد است با روش درون دینی این دیدگاه را ارزیابی کند. اثبات انطباق این دیدگاه بر آیات و روایات مربوط به قلمرو دین مهم ترین یافته این تحقیق به شمار می آید. این یافته گامی نو در پذیرش این دیدگاه و پاسخ به برخی استبعادات در قبال آن است. برای نشان دادن اتقان این دیدگاه و با توجه به برخی شبهات قرآنی واردشده، به اجمال مهم ترین آیات ناظر به حداکثری بودن قلمرو دین و همچنین فلسفه وجود آیات غیرهنجاری در قرآن را هم بررسی و تحلیل کرده ایم.
اعجاز بیانی قرآن در گزینش الفاظ
حوزههای تخصصی:
اعجاز، دلیل صدق ادعای حقانیت هر پیامبر و مدعی رسالت الهی است. قرآن، معجزه پیامبر(ص) و اعجاز بیانی قرآن از برجسته ترین وجوه اعجاز قرآنی است که باوجود پیشرفت روزبه روز سطح سخنوری و فن بیان، عجز بشری از آوردن همانند آن نمایان است و جاودانگی آن به قوت خویش باقی است. یکی از وجوه اعجاز بیانی قرآن، گزینش الفاظ و انتخاب آنهاست. چینش کلمات در عبارت هاى قرآنى بسیار دقیق و جایگزین ناپذیر هستند به گونه ای که نمی توان کلمه اى را به جاى مترادف خود گذاشت. این دقت و ظرافت در کاربرد الفاظ قرآن فقط منحصر در قدرت الهى است و توان علم انسان در این زمینه محدود است و این نشانه اعجاز قرآن است که با گذر زمان فرسوده نمی شود. مقاله حاضر باشیوه توصیفی-تحلیلی، اعجاز بیانی قرآن در گزینش الفاظ را بررسی می کند و نمونه های متعددی از فرآیندهایی که در اتخاب واژگان قرآنی به کار گرفته شده را ارائه می دهد. استواری واژه ها، مأنوس بودن واژگان، خوش آهنگی، رعایت عفت، نکته سنجی، تناسب لفظی و معنایی، سهولت ادای کلمات و نوع تقابل واژه ها از مهمترین موارد است.
تحلیل انتقادی دیدگاه «خطابه ای بودن» زبان قرآن؛ از منظر انسجام مطالب در سوره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پذیرش انسجام آیات یا گسست موضوعی آیات در سوره های قرآن از جمله مبانی است که بر نحوه اندیشیدن درباره سوره های قرآن و فهم و تفسیر آنها اثرگذار است. برخی از قرآن پژوهان همچون نکونام و آیت الله معرفت، زبان قرآن را خطابه ای دانسته اند و در قالب این انگاره درباره پیوستگی مطالب در سوره های قرآن بر این باور شده اند که اولاً بخشهای مختلف یک سوره، لزوماً مرتبط با یکدیگر نیستند و ثانیاً سبب قرار گرفتن مطالب مختلف در کنار یکدیگر، در قالب سوره، صرفاً تقارن موضوع آنها در جامعه در زمان نزول است. اکنون سوال این است آیا می توان موضع گیری این دیدگاه درباره کیفیت ارتباط آیات در سوره های قرآن را پذیرفت؟ استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، در بررسی این دیدگاه که بر مبنای «مطابقت چینش آیات در همه سوره ها بر ترتیب نزول آنها» استوار است ، نشان می دهد بر این دیدگاه نقدهایی وارد است. از آن جمله، اولاً مبنای این انگاره یعنی تطابق چینش آیات در سوره ها بر ترتیب نزول آنها، در همه سوره های قرآن قابل اثبات نیست. ثانیاً نمونه های ارائه شده در این دیدگاه برای اثبات عدم پیوستگی موضوعی در سوره های قرآن، توان اثبات گسست موضوعی در سوره های قرآن را ندارد و ثالثاً پذیرش این دیدگاه به معنی پذیرش عدم حکمت در افعال الهی است و از این رو قابل قبول نیست. در نهایت باید پذیرفت چینش آیات در سوره های قرآن تابع زمان و شرایط نزول نیست بلکه تابع حکمت الهی است.
حل چالش فلسفی هویت روح قدیم بر اساس روایات امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
88 - 112
حوزههای تخصصی:
در انسان شناسی بر اساس روایات امامیه، انسان موجودی چندبعدی و دارای ارواح مختلفی است که هریک نقش خاصی ایفا می کنند. هویت روح قدیمه یکی از چالش های فلسفی در این انسان شناسی است. پژوهش حاضر به بررسی هویت و ویژگی های روح قدیم می پردازد و ارتباط آن با دیگر ارواح را تحلیل می کند. هدف این پژوهش این است که از یک سو، روشن کند آیا روح قدیمه، وجود مستقل و هویت منحاز و جدایی در ساحت حیات انسان دارد، و از سوی دیگر، این موجود چه کارویژه ای را دنبال می کند. این پژوهش با روش تحلیل روایات و با روش نص گرایی به دنبال حل این مسئله است. در روایات امامیه دو دسته ویژگی برای روح قدیمه شناسایی شده است: ویژگی های تمایزدهنده و ویژگی های عمومی. مهم ترین ویژگی روح قدیمه بُعد زمانی آن است که آن را از دیگر ارواح متمایز می کند. این بُعد به وجود روح قدیمه در اصلاب و ارحام اشاره دارد. این روح دارای حیات است؛ ولی این حیات تنها به نوع خاصی از حیات اختصاص دارد که همان حیات قدیم است. وظیفه آن حفظ هویت و زیست حداقلی در اصلاب و ارحام است. این روح فاقد شعور و اراده است و هیچ تأثیری در سعادت و شقاوت انسان ندارد. روح قدیمه در ساحت حیات انسان، به ویژه در زمان وجود در اصلاب و ارحام، موجودیت انسان را زنده نگه می دارد. این روح در مقابل «روح تحول»، «روح الحیات و البقاء» قرار می گیرد؛ به این معنا که حفظ هویت با روح قدیمه، و تغییر و رشد با روح تحول مرتبط است. روح قدیمه روح نباتی و روح حیوانی و نفس ناطقه، محل روح، استعداد انسان شدن، ارواح قبل از ابدان، موجود ذری نیست.
بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت(ع) بر اساس نظریه الگوی مقدس میرچا الیاده
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
21 - 36
حوزههای تخصصی:
عدالت یکی از قدیم ترین آموزه های ادیان در طول تاریخ بوده است. بر اساس نص قرآن کریم، اجرای عدالت در جوامع از اهداف دین به شمار می رود. از این رو در اسلام آموزه عدالت از نخستین مباحث نظری و عملی شناخته شده است؛ چنان که گروه فکری قدریه بر اساس اندیشه عدل الهی در قرون نخستین هجری در میان مسلمانان شکل گرفت. با وجود این، اختلاف پیرامون تعریف مفهوم عدالت، منجر به شکل گیری دو نحله عدلیه و غیرعدلیه در میان متکلمان شد. در این میان، اهل بیت: با شیوه ای ویژه به بازآفرینی آموزه عدالت پرداختند. اهتمام اهل بیت: به این امر، نشانگر توجه آنان به شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه در تشریح آموزه عدالت است. از این رو این پرسش مطرح است که بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت: چگونه بوده و از چه شیوه ای جهت بسط آن استفاده کرده اند؟ با بهره گیری از روش توصیف و تحلیل تاریخی و با ابتنا بر نظریه الگوی مقدس میرچا الیاده، مدعا این است که بازآفرینی آموزه عدالت در سیره اهل بیت:، با استفاده از تجسدبخشی به مفاهیم سه گانه «وصی»، «شهید» و «قائم» در قالب سه الگوی عینی امام علی، امام حسین و امام مهدی: بوده است. دستاورد پژوهش این است که برگزاری مناسک سه گانه عید غدیر، روز عاشورا و نیمه شعبان در سیره اهل بیت: راهکاری جهت بازگشت به زمان مقدس آغازین بوده است.
تحلیل زبان شناختی - تفسیری آیه «مُضارَّه»: نقد پیوند تربیتی و تبیین گسست معناشناختی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
154 - 184
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بازخوانی آیه233 سوره بقره (لَا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا...)، با ارائه نخستین تحلیل ترکیبی زبان شناختی، تفسیری و فقهی از این آیه، به نقد بنیادین خوانش تربیتی آن می پردازد و نشان می دهد چنین خوانشی بر گسستی معناشناختی از دلالت های اصلی آیه مبتنی است. برخی آثار فقهی معاصر، این فقره را ناظر به نهی از آسیب رسانی تربیتی والدین به فرزند دانسته و «ترک تربیت» را مصداق اصلی اضرار شمرده اند. این پژوهش در پنج محور، نادرستی این استناد را روشن می سازد: نخست، در ساختار «لَا تُضَارَّ» در رسم الخط، تفاوتی میان صیغه معلوم و مجهول نیست. دوم، جمله ساختاراً خبری است و ظهور در جعل حکم تکلیفی ندارد. سوم، متعلق ضرر در آیه، «اجرت رضاع» است و توسعه آن به حوزه تربیت، با اشکالاتی چون ساختار صرفی، عدم صدق ضرر بر افعال سلبی و ناتمام بودن ادله تعدّی روبه روست. چهارم، با آنکه جمله خبری است، مخاطب حکمی آن پدر است. پنجم، موضوع حکم، مطالبه اجرت مادر بابت رضاع است. بر این اساس، تفسیر آیه در چارچوب نهی از اضرار مالی، با سیاق و دلالت های آیه سازگاری بیشتری دارد. این پژوهش، به روش توصیفی - تحلیلی صورت گرفته، در بخش تحلیل و استنباط، از روش اجتهادی برای استخراج حکم شرعی و از روش تحلیل مفهومی برای واکاوی دلالی واژگان کلیدی بهره گرفته است. بر پایه یافته های تحقیق، عبارت مذکور (لَا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا...) درواقع ناظر به حل تعارضات مالی میان والدین در زمینه اجرت رضاع است، نه به اداره یا تربیت کودک.
جایگاه دنیاپردازی مؤمنانه در تمدن اسلامی؛ تبیینی زیبایی شناسانه از رابطه ایمان و دنیا بر اساس نظریه تناسب وجودی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
7 - 39
حوزههای تخصصی:
برای دستیابی به ویژگی های شاخص تمدن اسلامی، بررسی رویکرد ایمانی صحیح به دنیا امری لازم است. درباره رابطه ایمان و دنیا، به طور عمده دو رویکرد ممتاز قابل طرح است: 1. رویکرد غیرارزشی و ابزاری صرف که بر اساس آن، دنیا هیچ ارزش و اصالتی در ذات خود ندارد و تنها ابزاری برای کسب سعادت اخروی است؛ دنیاگریزی در بطن این رویکرد نهفته است. 2. رویکرد ارزشی اصیل که بر اساس آن جلوه های مختلف دنیا بخشی اساسی از زیبایی های آفرینش هستند و فرد مؤمن وظیفه دارد ضمن هماهنگی کامل با جهان آخرت، استعدادها و ظرفیت های خدادادی خود را برای تحقق بخشیدن به زیبایی های دنیا به کار گیرد؛ این رویکرد، دنیاگریزی را نفی، و دنیاپردازی مؤمنانه را تأیید می کند. نظریه تناسب وجودی مبنای نظری این رویکرد ارزشی را فراهم می کند. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و با بهره گیری از نظریه تناسب وجودی و تحلیل متون دینی سامان یافته است، از نظریه تناسب وجودی برای تبیین این رویکرد و از آموزه های دینی برای تأیید آن استفاده می شود و این نتیجه به دست می آید که در تمدن اسلامی، نه دنیاگرایی آخرت گریز جایگاهی دارد و نه آخرت گرایی دنیاگریز. شاخصه مهم جامعه متمدن اسلامی پرداختن به دنیا با جهت گیری ایمانی و آخرتی است.