فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
موضوع آزاد های اجتماعی از دغدغه های ملی و جهانی است. آیا مبانی حکمت متعالیه با آن همگرایی و تجانس دارد یا موضع سلبی؟ مقاله پیش رو بر پایه بنیادهای اندیشه ملاصدرا، پرسمان آزادی اجتماعی و حدود و ثغور آن را واکاوی نموده است. در میان مکاتب فلسفی چهارگانه مشاء سینوی، اشراق سهروردی، یمانی میرداماد و متعالیه صدرایی، بهترین بازگفت و استقبال از آزادی اجتماعی را میتوان در حکمت متعالیه یافت. ملاصدرا ادراکات و مفاهیمی همچون مفهوم آزادی اجتماعی و ارزشگذاری آن را ذومراتب و مقول به تشکیک میداند. او اندیشه ها را مصون از اشتباه نمیداند و مانع فکر، قلم و نقد نیست. وی انسانی که به مقام شهود رسیده را به سعه وجودی و پذیرش و برتابیدن اندیشه ها توصیف میکند. در حکمت متعالیه، غایت فرجامین انسان، رسیدن به مقام عبودیت و سعادت است و «اختیار» ابزار نیل به آن است. ارزش انسان، بیش از آزادی بعنوان وسیله، رسیدن به مقصد است و بهمین دلیل آزادی اجتماعی باید در راستای رسیدن به غایت آفرینش انسان ساماندهی شود. حکمت متعالیه که به پشتوانه دلایل عقلی و نقلی، تنها عقیده صحیح را وحدت وجود و «توحید» میداند، مبارزه با توحید و لوازم آن را نمیپذیرد. علاوه بر این، زندگی اجتماعی، نیازمند قانون است و رسیدن به سعادت نیز نیازمند نقشه راه. بهترین قانونگذار و طراح نقشه راه تکامل، خالق هستی است که از طریق شرع، قوانین را ترسیم کرده و پیامبران را برای تبیین و اجرا، برانگیخته است.
ماهیّت قراردادی هدنه(آتش بس) و تأثیر آن بر إعطای اقامت در بلاد اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
106 - 132
حوزههای تخصصی:
یکی از قراردادهایی که در پی مخاصمات مسلّحانه از طرف حاکم اسلامی با کفار منعقد می شود، قرارداد هُدنه (آتش بس) است. گرچه اندیشمندان و محققان اسلامی به چیستی این قرارداد و مسائل پیرامون آن توجه داده اند؛ اما تا کنون به الگوی قراردادی مبتنی بر چارچوب های حاکم بر قراردادهای مرسوم فقهی و حقوقی پرداخته نشده است. رفع این خلاء از آن رو ضروری است که با تطبیق هدنه بر قالب قراردادهای فقهی رایج، شاکله ماهوی این نهاد به شکلی ضابطه مند نمایان خواهد شد. علاوه بر این، در چنین وضعیتی، إعطای حق اقامت به کافر معاهَد به مثابه یکی از مهمترین پیامد های حقوقی این قرارداد، می باشد. از این رو، در این نوشتار پس از گردآوری داده های کتابخانه ای و اتخاذ رویکرد توصیفی و تحلیلی در ارزیابی داده ها، یک الگویی قراردادی برای هدنه ارائه شده است که در ضمن آن طرفین قرارداد، شرایط و موارد فسخ آن تشریح شده و سپس تأثیر آن بر إعطای حق اقامت کافر معاهد تبیین شده است.
فردیت و تنهایی در اندیشه دینی کیرکگور و دلالت های تربیتی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
103 - 129
حوزههای تخصصی:
در فلسفه تعلیم و تربیت، به دو مؤلفه فردیت و تنهایی کمتر پرداخته شده است. درواقع فردیت اشخاص به مثابه سوژه های تنها، همانند تابویی در امر تربیت بوده که به فرایند پرورش انسان، شکلی ناممکن و ضد فرهنگی می داده است؛ اما کیرکگور در اندیشه تربیتی خود می کوشد، همانند تمام ساختار فلسفی اش، به امکان ها و محدودیت هایی در رشد انسان اشاره کند که تا به حال، به آن پرداخته نشده است. از نظر او، فردیت حقیقتی است که در مسیر رشد و شکوفایی انسان، به آن توجه نشده است. اگر بخواهیم اصلی ترین قاعده تربیتی کیرکگور را بیان کنیم، چیزی به غیر از ایجاد یک امکان در تغییر درونی فرد بر مبنای ایمان دینی و خودفعالیتی نیست. درواقع تأمل و تفکر بدون درنظرگرفتن اشتیاق و ایمان درونی در انسان، برای انجام کنش های فردی نمی تواند به نتیجه مطلوب در شکل دادن به اصالت فرد منتهی شود. بنابراین در این نوشتار تلاش می کنیم با به کارگیری روش تحلیلی - توصیفی، به بررسی آرای کیرکگور در باب فردیت، تنهایی و ایمان دینی بپردازیم و درنهایت دلالت های تربیتی آن را مشخص کنیم.
ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
39 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: ارتباط نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد. آدمی از طریق پیام های کلامی و غیرکلامی که از محیط دریافت می کند، نظام فکری، عاطفی و رفتار های خود را شکل می دهد. این امر در ارتباط مربی و متربی نیز مطرح است، تا جایی که مربی می تواند الگودهنده و هدایت کننده مسیر زندگی و سعادت متربیان باشد. رابطه مربی و متربی در مراکز علمی محدود به انتقال مفاهیم و دانش نیست، بلکه در کنار مسائل علمی و اطلاعاتی، متربیان با شخصیت و صفات و ویژگی های رفتاری مربی همانندسازی می کنند. رابطه مثبت معلم و شاگرد حمایت اجتماعی مهمی تلقی می گردد که می تواند متربی را در برخورد با مسائل مختلف یاری رساند. در فرایند آموزشی نیز ارتباط میان معلم و شاگرد از اهمیت بسیاری برخوردار است. رابطه مربی و متربی، رابطه اساسی توأم با شناخت یکدیگر است. مهم ترین هدف از برقراری چنین ارتباطی ایجاد تغییر، هدایت و تربیت جنبه های مختلف شناختی، عاطفی و رفتاری متربیان است. مربی که وظیفه تربیت و هدایت متربیان را برعهده دارد، نقش مهمی در برقراری و حفظ ارتباط دارد. وی می کوشد تا از راه های مختلف با متربیان ارتباط بیشتر و موثرتری برقرار نماید تا بتواند در آنان تغییرات مطلوبی ایجاد نماید و توانایی ها و استعدادهای آنان را شکوفا سازد. هدف اصلی از این پژوهش بررسی ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی است. در جهت تحقق اصلی پژوهش، اهداف جزیی زیر بررسی می شوند: 1. رویکردها و الگوهای ارتباط مربی و متربی؛ 2. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی در رویکردها و الگوهای یادشده؛ 3. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و استنتاجی است. در این روش، ابتدا تمام شرایط و روابط توصیف و تشریح می شود و سپس داده ها مورد تحلیل قرار گرفته، استنتاجاتی از آن به عمل می آید. جمع آوری مطالب موجود اسنادی است که در آن، نخست، داده های مورد نیاز از منابع معتبر جمع آوری شده اند و پس از آن، مطالب مورد نظر براساس پرسش ها استخراج گردیده و مورد تحلیل و استنباط قرار گرفته اند. در پاسخ به پرسش اول و دوم، با استفاده از منابع مرتبط با الگوهای ارتباط مربی و متربی، مطالب مورد نظر بیشتر مورد توصیف قرار گرفته اند، ولی در پاسخ به پرسش سوم، افزون بر این، از روش تحلیلی و استنتاجی نیز استفاده شده است تا ضمن تفسیر و تحلیل آموزه های اسلامی موجود درباره علم و دانش و مربی و متربی، رویکرد اسلامی ارتباط مربی و متربی و ابعاد و مؤلفه های آن به صورت ضمنی استنتاج شود. ازاین رو، منابع اطلاعاتی این پژوهش شامل اسناد و مدارک مرتبط با موضوع و منابع دینی است که طیف گسترده ای از کتاب ها، پژوهش ها و مقالات را در بردارد. نتایج: مسئولیت پذیری و مواجهه عادلانه با متربی محورهای اصلی رویکرد اسلامی را تشکیل می دهد. در مقایسه با الگوی ارتباطی لیری که بر محور سلطه گری در برابر سلطه پذیری و هم کاری در برابر مخالفت جویی می چرخد، در رویکرد اسلامی بر مسئولیت پذیری در برابر مسامحه کاری و مواجهه عادلانه در برابر رفتار تبعیض آمیز تأکید می شود. ازاین رو، دغدغه اصلی مربی مسئولیت پذیری و رفتار عادلانه وی با متربی است. همچنین، مؤلفه هایی نیز در رویکرد اسلامی وجود دارد که در برابر هشت نوع رفتار مربی شامل رهبری، کمک کننده و دوستانه، درک کننده و دوستانه، مبتنی بر دادن آزادی و مسئولیت، نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس در مدل رفتاری تعامل بین فردی وابلز و همکاران قرار دارد. همچنانکه در مدل رفتاری وابلز و همکاران برخی مؤلفه ها مثبت و برخی دیگر منفی اند، در رویکرد اسلامی نیز این دو نوع دسته بندی مطرح است. افزون بر این، مؤلفه رهبری، حمایت کننده، درک کننده و اعطای آزادی و مسئولیت، در هر دو نوع رویکرد مشترک اند. بااین همه، در رویکرد اسلامی، مؤلفه های مثبتی چون توجه به توان و نیاز متربی و رفتار محبت آمیز و نیز مؤلفه های منفی مانند عدم توجه به عواطف و شخصیت متربی، عدم توجه به نیازهای مادی و معنوی، عدم مراقبت و نظارت و رفتار توهین آمیز، وجود دارند که در مدل رفتاری وابلز و همکاران به چشم نمی خورد. در برابر، در مدل رفتاری وابلز و همکاران بر مؤلفه های منفی همچون رفتار نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس تأکید می شود. بحث و نتیجه گیری: در رویکرد اسلامی، مربی به گونه ای با متربی برخورد می کند که در چارچوب رفتار مسئولانه و عادلانه و توجه به نیازهای آنان و توان شان، به رهبری آنان می پردازد و رفتار یاری کننده و درک کننده و محبت آمیز از خود نشان می دهد. همچنین، وی از تسامح و بی تفاوتی دوری می جوید و نسبت به نیازها و عواطف شان بی توجه نیست و رفتار توهین آمیز از خود نشان نمی دهد. افزون بر این، مربی رابطه مستحکمی با آنان برقرار می کند و نقش محبتی، حمایتی و مراقبتی، آموزشی، تادیبی، انضباطی دارد. در این رویکرد، مربی از هیچ نوع راهنمایی به متربی خویش دریغ نمی کند، خیر و سعادت آنان را می خواهد و به آنان احترام می گذارد و در تکریم شخصیت آنان می کوشد و آنان را وادار به عصیان در برابر مربیان نمی کند. توان متربی یکی از محورهای مهم الگوی ارتباطی بین مربی و متربی به شمار می رود، چراکه چنانچه مربی بیش ازحد از متربی انتظار داشته باشد، متربی به علت عدم توانایی در انجام آن انزوا و گوشه گیری را در پیش گرفته و به آسیب های اجتماعی و روانی دچار خواهد شد. همچنین، مربی مسئولیت پذیر باید به نیازهای متربیان اعم از جسمانی، روانی، ذهنی، اجتماعی و معنوی متربی توجه نماید و زمینه های تربیتی را به گونه ای فراهم آورد که این نوع نیازها برآورده شود تا وی به عنوان یک فرد جامع پرورش یابد. افزون بر این، رعایت عدالت و انصاف یکی دیگر از محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی است. متربیان مواجهه مربی با همنوعان خود را می سنجند؛ اگر رفتار مربی را عادلانه یا تبعیض آمیز ببینند، آن را می آموزند و همان رفتار را در مواجهه با دیگران بکار می گیرند. افزون بر محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی که مورد بررسی قرار گرفت، مؤلفه هایی نیز در این رویکرد قرار دارند که مؤلفه رهبری، رفتار یاری کننده و درک کننده، رفتار مبتنی بر اعطای مسئولیت و آزادی، رفتار محبت آمیز و ایجاد انگیزه، از مهمترین مؤلفه های مطلوب به شمار می روند. در مقابل مربی مسئولیت پذیر از رفتار تبعیض آمیز، توهین و تحقیر و عدم توجه به نیازهای متربی پرهیز می کند، به عواطف و شخصیت متربی خود احترام می گذارد و در تمام روند تعلیم وتربیت از متربی خویش مراقبت و نظارت به عمل می آورد تا مبادا دچار لغزش و غفلت گردیده و دچار انحراف گردد.
تحلیل انتقادی روایات معارض با عصمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصمت پیامبراسلام(ص) یکی از موضوعات مهمّی است که در قرآن و روایات صحیح به آن اشاره و تأکید شده است؛ همچنان که سیره عقلا نیز مویّد و موکّد این مساله است؛ با این وجود، در برخی منابع روائی مهمِّ اهل سنت، روایاتی وارد شده، که این عصمت را خدشه دار می کند و شخصیت معنوی و اخلاقی آن حضرت را تنزّل می دهد. نقل این روایات علاوه بر تشکیکِ عصمت پیامبراسلام، ابزاری برای شبهه افکنی برخی از مستشرقان و مخالفان در رابطه با شخصیت ایشان شده است؛ بر این اساس، جستار پیش رو با روش توصیفی _ تحلیلی و رویکرد نقد الحدیثی از نوع نقد متن، ضمن نقد این روایات با استناد به آیات قرآن و شواهد قاطع و قابل اعتماد، عصمت پیامبراسلام را قبل و بعد از بعثت، اثبات می نماید. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که: روایاتِ معارض با عصمت پیامبراسلام، در تعارض تباینی با آیات قرآن کریم و ادله نقلی و عقلی متقن هستند و به این دلیل، قابل پذیرش نیستند؛ از سوی دیگر، مجموعِ ادله نقلی و عقلی به عنوان براهین متقن، منبعی در نقد و رد هر روایت معارض(حتی با سند صحیح و نقل در کتاب معتبر) با عصمت پیامبراسلام است.
تدوین مدل خوش بینی تحصیلی براساس نشاط ذهنی و هوش زیباشناختی با میانجی گری جو عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
163 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل معادلات ساختاری برای پیش بینی خوش بینی تحصیلی بر اساس هوش زیباشناختی و جو عاطفی خانواده با نقش میانجی جو عاطفی خانواده در نوجوانان انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و نحوه گردآوری داده ها از نوع همبستگی و توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان رده سنی 18-10 سال شهر تهران بود. نمونه پژوهش 380 نوجوان بود که در دو مرحله نمونه گیری خوشه ای و در دسترس در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران (2013)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، پرسشنامه نشاط ذهنی ریان و فردریک (1997)، پرسشنامه هوش زیباشناسی رشید و همکاران (1396) است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و LISREL8.8 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل تحقیق برازش خوبی دارد (90/0=GFI) و هوش زیباشناختی و نشاط ذهنی پیش بینی کننده خوش بینی تحصیلی در نوجوانان است و جو عاطفی خانواده می تواند این تأثیرات را تعدیل کند. براین اساس، تکیه بر هوش زیباشناختی و بهره گیری از درک زیبایی های جهان در نوجوانان می تواند زمینه افزایش خوش بینی تحصیلی و پدیدایی پیامدهای مثبت تحصیلی را فراهم سازد.
واکاوی نقش وکلای اربعه در انتقال تراث شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
246 - 265
حوزههای تخصصی:
دوره غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام (ع) از آن رو اهمیت می یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوران پایه گذاری گردیده است. این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکیلان به عنوان کانال ارتباطی میان ایشان و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله سفیران به شیعیان منتقل گردیده است. اینکه وکیلان چه مضامین و آموزه هایی را به امامیه منتقل نموده و یا در مسیر انتقال آن ها فعال بوده اند؛ سوالی است که با استناد به متون روایی و رجالی تاریخ شیعه در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم. به نظر می رسد با توجه به نقش کلیدی ارتباطی که وکیلان در این دوران ایفا می نمودند، بررسی این مضامین کمک خواهد کرد تا درک بهتری از روند شکل گیری مفاهیم شیعی و نقش وکیلان چهارگانه در ترویج و تثبیت اصول شیعه پیدا کنیم. یقینِ سفیران به ولادت و غیبت امام و القاء آن به مخاطبان خود از طریق بیان گزارش هایی از دیدار با امام(ع) و محافظت کامل از نام و نشان امام دوازدهم به گونه ای که یکی از اصلی ترین مسائلی که به وسیله ایشان بر آن تأکید می شد نهی از نام بردن از امام بود؛ مهمترین آموزه هایی است که به وسیله ایشان تولید و به جامعه شیعه عرضه گردیده، و از آن طریق سبب تقویت بنیه اعتقادی شیعه به وجود امام دوازدهم در آن روزگار و پس از آن شده است.
تحلیل مؤلفه شفاعت در تجربیات نزدیک به مرگ با دیدگاه علّامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
53 - 78
حوزههای تخصصی:
مسلمانان بر پذیرفتن اصل شفاعت در دستگاه مشیت الهی و نظام حساب و کتاب اعمال، اجماع دارند. شفاعت نزد شیعیان جایگاهی ممتازتر دارد تا جایی که در کتب متقدمین به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه نام برده شده است. لکن درباره عرصه ظهور آن اختلاف نظر وجود دارد. علامه طباطبایی با رویکرد خردورزانه به بررسی شفاعت پرداخته اند و آن را از تفاسیر و برداشت های سطحی اندیشانه تجرید کرده اند. بحث ایشان مرکب از تفسیر آیات، روایات، برهان عقلی و ساختارشناسی نظام تکوین است. از واکاوی آرای علامه می توان دریافت ماهیت وجودشناختی تجارب نزدیک به مرگ، با مرحله سکرات موت و ورود به عالم برزخ بیشترین انطباق را دارد. جمع بندی و تحلیل آرای این اندیشمند شیعی و مقایسه آن با نتایج ثبت شده از صد تجربه نزدیک به مرگ شیعیان به روش توصیفی-تحلیلی، نشان می دهد شفاعت در مراتب برزخ و مبادی آن در تجربه های نزدیک به مرگ، به منظور اعطای فرصت حیات مجدد وجود دارد. ازآنجاکه به تصریح برخی روایات، شفاعت به معنای آمرزش گناهان مستوجب آتش جهنم، خاص قیامت بوده و دربردارنده برزخ نمی شود، برخی عنوان کرامت و تفضّل را بر آن نهاده اند. اما شفاعت به معنای دستگیری و انضمام مشفوع به شفیع در تجربه نزدیک به مرگ در جلوه برزخی آن که تأثیرش در بازگشت ایشان به دنیا و اعطای فرصت ادای مافات بوده است، در این تجربه ها بارها رخ داده است.
بررسی تحلیلی ملازمات فلسفی «معرفت نفس» با «معرفت ربّ» با محوریت رابطه نفس و بدن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
87 - 120
حوزههای تخصصی:
یکی از احادیث بسیار مهم در باب ارتباط خودشناسی با خداشناسی حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» می باشد. روایت یادشده، توسط بسیاری از اندیشمندان مسلمان، مورد بررسی، تبیین و تحلیل قرار گرفته است. در این میان، علامه حسن زاده آملی، اندیشمند فیلسوف و عارف معاصری است که در یکی از آثار خود 92 معنای فلسفی و عرفانی و کلامی برای این حدیث بیان نموده است. در میان این تفاسیر، وجوه متعددی به رابطه میان نفس و بدن اشاره دارد و رابطه نفس و بدن از جهات گوناگونی می تواند باعث شناخت رابطه حق و خلق شود. در پژوهش حاضر به شانزده وجه فلسفی و عرفانی در باب رابطه نفس و بدن و رابطه حق و خلق اشاره شده است. در پایان این نتیجه حاصل آمده که مبانی فلسفی و عرفانی فراوانی همچون «احاطه وجودی خداوند بر موجودات، قیام صدوری موجودات به حق متعال، علم احاطی خداوند به موجودات، تساوی نسبت حق متعال به همه اجزای عالم، توحید در ربوبیت، قیامت صغری و قیامت کبری، آینه بودن خلق برای حق و حق برای خلق، تدبیر عالم با عالم، طاعت ذاتی موجودات و...» از طریق رابطه نفس و بدن، قابل استنباط و اثبات است؛ و بدین وسیله اهمیت توجه به مبانی حکمی و شهودی برای فهم لایه های عمیق آموزه های صادر از لسان اهل بیت، بیش از پیش برای خردمندان آشکار می شود.
روش ارائه راهکارهای دفع و رفع رذایل اخلاقی در کتاب شرح چهل حدیث و مراحل اخلاق در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
153 - 176
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی روش امام خمینی; و آیت الله جوادی آملی در ارائه راهکارهای دفع و رفع رذائل اخلاقی در دو اثر «شرح چهل حدیث» و «مراحل اخلاق در قرآن کریم» می پردازد. تهذیب نفس و تربیت اخلاقی، به عنوان یکی از مهم ترین اهداف اخلاق اسلامی، محور اصلی این دو رویکرد است. امام خمینی; با تأکید بر جهاد نفس، تفکر، عزم، مشارطه، مراقبه و محاسبه، و همچنین بهره گیری از موعظه و ارتباط عاطفی، راهکاری عملی و تدریجی برای اصلاح اخلاق ارائه می کند. ایشان به نقش استاد سلوکی، دعا و ذکر، و همچنین استفاده از مثال های ساده و ملموس توجه ویژه ای دارد. آیت الله جوادی آملی نیز با تأکید بر مراحل مانع زدایی نظیر توبه، زهد، ریاضت، مراقبت و محاسبه، و با استفاده از زبان ادبی و علمی، به ارائه شیوه ای فلسفی تر و نظام مند برای تهذیب اخلاق می پردازد. ایشان رذائل را اموری عارضی و فضایل را فطری می داند و معتقد است که با زدودن رذایل، فضایل فطری شکوفا می شوند. هر دو رویکرد در هدف، یعنی پالایش عقل و تزکیه نفس برای رسیدن به توحید، مشترک اند؛ اما در روش، تفاوت هایی دارند. روش امام خمینی بیشتر بر موعظه، ارتباط عاطفی و تربیت عملی متمرکز است، در حالی که روش آیت الله جوادی آملی بر تحلیل فلسفی، خودآگاهی و بیداری فردی تأکید دارد. این تفاوت ها نشان دهنده تنوع و غنای رویکردهای تربیتی در اخلاق اسلامی است.
بررسی عوامل مؤثر بر گسترش جشن میلاد امام رضا(ع) از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
7 - 40
حوزههای تخصصی:
فرهنگ شیعی از دوره صفویه در ایران گسترش بیشتری یافت و مراسم و آیین های متعددی در بزرگداشت ائمه شکل گرفت. جشن های میلاد ائمه از جمله مناسبت های فرهنگی بوده که طی دو قرن اخیر رشد بیشتری یافته و جزئی از آداب و رسوم شیعیان شده است. بیشتر مراسم مذهبی شامل سوگواری ها و جشن ها در بارگاه رضوی به طور مفصل و طبق تشریفاتی خاص برگزار می شود. برخی از این مراسم ریشه در ابتکارات دوره قاجار و پهلوی دارد و شناخت نحوه شکل گیری و عوامل موثر بر آن از لحاظ فرهنگی، جامعه شناسی و تاریخی حائز اهمیت است. جشن میلاد امام رضا (ع) یکی از مهم ترین مراسم مذهبی شیعیان در مشهد است که در دو قرن اخیر با شکوه بیشتری برگزار شده است. سوال اصلی پژوهش این است که عوامل موثر بر تبدیل مراسم میلاد امام رضا (ع) به یک جشن بزرگ شیعی از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی چه بوده است؟ این پژوهش به روش پژوهش های تاریخی و با استفاده از منابع اسنادی، مطبوعاتی و کتابخانه ای به صورت توصیفی تحلیلی جشن میلاد امام رضا (ع) را از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی بررسی و از اسناد کتابخانه آستان قدس رضوی و مطبوعات آن مجموعه استفاده کرده است. این پژوهش نشان می دهد قاجارها با ابتکاراتی توسط ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و صاحب منصبان مستقر در مشهد نقش مهمی در گسترش جشن میلاد امام رضا (ع) داشتند و از دوره پهلوی انضباط اداری و دستورالعمل های اجرایی، ایجاد موقوفات خاص و انعکاس رسانه ای باعث گسترش و عمومیت جشن میلاد امام رضا (ع) در مشهد شد.
تحلیل سندی و دلالی حدیث معرفت به مقام امام رضا(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
141 - 175
حوزههای تخصصی:
زیارت اماکن متبرکه از والاترین مراتب عبادت و فرصتی ممتاز برای طهارت روح و تربیتی معنوی زائر و نیز تجدید پیمانی با اولیای الهی در مسیر آرمان مقدس توحیدی به شمار می رود. پژوهش های دینی زیارت نشان می دهد که زیارت خاندان عصمت و طهارت(ع) دارای شرایطی است که در پرتوی این چنین شرایط، زیارت حقیقی معنا پیدا خواهد کرد و موجب رشد و پیشرفت فرد و جامعه اسلامی بر سه محور خودسازی، دگرپردازی و تمدن سازی خواهد شد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی روایت «عارفاً بحقه» که از امام صادق(ع) درباره زیارت علی بن موسی الرضا(ع) وارد شده است، نشان می دهد که این روایت از نظر سندی صحیح است و برای درک فیض زیارت معصوم، باید معرفت حقیقی به امام کسب کرد. مقصود از شناخت حق وی، اعتقاد به واجب الاطاعه بودن، حجت خدا بر خلق و امام را واسطه رزق الهی دانستن و دیگر موارد است.
رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
182 - 206
حوزههای تخصصی:
محمد ابراهیم باستانی پاریزی از نویسندگان و محققین پرکار و صاحب سبک در تاریخ نگاری ایران می باشد که توانست از تلفیق تاریخ با روایت داستانی، جذابیت خاصی به علاقمندان مطالعه کتب تاریخی بدهد. سبک تاریخ نگاری باستانی پاریزی در مقایسه با نویسندگان دانشگاهی متمایز و خاص است. او با تلفیق تاریخ، ادبیات و روایت داستانی، توانست توجه افراد زیادی از طبقات مختلف جامعه را به مطالعه کتب و آثار تاریخی جلب نماید. باستانی پاریزی در پی جذاب نمودن تاریخ بود، بدون اینکه آن را تا سطح نازلی مانند رُمان تاریخی یا وقایع نگاری پایین بیاورد. لذا مسأله اصلی تحقیق این است، رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین چگونه بوده است؟ در پژوهش حاضر سعی می شود، رویکردهای باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین که در نوشتار محققین قبلی کمتر به آن توجه شده است، با روش توصیفی و تحلیلی تبیین گردد. یافته های تحقیق، بیانگر این مسأله است که باستانی پاریزی تحلیل های عمیق و نکته های دقیقی از وقایع ساده تاریخی استخراج می کرد و آنها را در سطح کلی برای استفاده حال و آینده عموم جامعه تعمیم می داد. وی در تاریخ نگاری خود، به دنبال راه حلی برای پاسخ به پرسش های مخاطبان خود و فراهم نمودن فضای مناسب اخلاقی برای جامعه معاصرش بود. لذا منش تاریخ نگاری باستانی پاریزی، از روش خاص تاریخ نگاری او برجسته تر بوده است.
امکان سنجی دریافت خسارات مازاد بر دیه بر مبنای تعزیر مالی مرتکب(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
193 - 212
حوزههای تخصصی:
دیه از احکام امضایی اسلام است که در قبال جنایات غیرعمدی به مجنی ٌعلیه یا اولیا ی دم وی پرداخت می شود. بعد از انعکاس نهاد دیه در قوانین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره یکی از مباحث مهم در محافل علمی، موضوع چگونگی پرداخت خسارات مازاد بر دیه بوده است. یکی از راه های پرداخت این گونه خسارات، الزام مرتکب بر مبنای تعزیر مالی است. لذا مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مشروعیت دریافت این خسارات بر مبنای تعزیر مرتکب است. برآمد این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی آن است که با عنایت به ایراد سندی یا دلالی روایات مورد استناد برای اثبات جواز تعزیر مالی مرتکب و نیز خروج موضوعی قاعده «التعزیر بما یراه الحاکم» برای اثبات این دیدگاه، ادله ی دیدگاه عدم جواز یعنی مقطوع بودن دیه، ممنوعیت مجازات مضاعف، اصل عدم ولایت و اصل برائت بدون معارض خواهند بود. بنابراین، با عنایت به اتقان ادله دیدگاه عدم جواز، تنها راه جبران خسارات مازاد بر دیه، واقعی کردن نرخ دیه مطابق با دیه ی مقرر در شرع و تأمین آن از طریق نهادهای مردمی است.
خوانشی جدید از شرط عقل و عدالت در حاکم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
31 - 62
حوزههای تخصصی:
بررسی اجمالی کتب فقهی نشانگر آن است که تمام فقها - چه قدما و چه معاصرین - «بلوغ»، «عقل» و «عدالت» - به معنای ترک گناه - را برای شرایط حاکم اسلامی ذکر نموده اند و حال آن که این قلم به کلّی منکر سه شرط فوق بوده و مدّعی است که شروط فوق یا از نگاه ناصحیح به مسأله و سطحی پنداشتن آن نشأت گرفته است، مانند دو شرط اول و یا از عدم دقّت در ادلّه به جود آمده است، مانند شرط عدالت؛ از اینرو باید شرایطی مانند «نخبه بودن»، «ذکاوت» و «تحقّق عدالت اجتماعی» - که لزوماً به معنای ترک گناه نیست - را مطرح نمود. این پژوهش برای اثبات ادعای فوق، ضمن نقد دیدگاه فقها پیرامون شرایط حاکم و تحلیل روایات مورد استشهاد آنان، به تبیین قول مختار که لزوم عدالت اجتماعی و شرط نخبه بودن است پرداخته و ادله آن را مورد بررسی قرار داده است.
احکام اعتکاف بانوان در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
235 - 258
حوزههای تخصصی:
اعتکاف، به معنای ماندن در مسجد از مناسک آیینی است که تأثیر ویژه ای بر تزکیه نفس و آرامش روان دارد. این عبادت در ادیان قبل وجود داشته و مورد تأیید و تأکید اسلام قرار گرفته است. غالب احکام اعتکاف میان مردان و زنان مشترک بوده و مذاهب فقهی در تأثیر جنسیت بر محل اعتکاف بانوان، جایگاه اذن زوج بر صحت اعتکاف، حکم اجتماع عده با اعتکاف و. اختلاف نظر دارند. مقاله حاضر براساس روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی به بررسی تطبیقی احکام اعتکاف خاص بانوان در فقه اسلامی پرداخته است. بررسی دیدگاه های فقهی بیانگر آن است که نظر راجح درخصوص محل اعتکاف بانوان آن است که در مسجد باشد؛ هرچند حنفیه اعتکاف در منزل را برای زنان افضل دانسته اند. با توجه به عدم وجوب نماز جمعه بر بانوان، جامع بودن مسجد شرط صحت اعتکاف نیست. از نگاه فقهی، کسب اجازه و استئذان از شوهر برای زنان متأهل لازم است. در صورت اجتماع عده و اعتکاف، فقها دو دیدگاهِ ابتدا اتمام اعتکاف و سپس رجوع به منزل و گذراندن عده و عکس آن را بیان نموده اند. حیض و نفاس از مبطلات اعتکاف بانوان است که پس از اتمام آنها، امکان رجوع به مسجد و ازسرگیری اعتکاف با رعایت شرایط آن وجود دارد؛ اما استحاضه از مبطلات اعتکاف به شمار نمی آید.
اعتبارسنجی روایتی منقول از امام رضا(ع) پیرامون مسخ در تفسیر آیه 102 بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
23 - 39
حوزههای تخصصی:
شیخ صدوق روایتی به نقل از علی بن محمد بن جهم از امام رضا(ع) نقل کرده است که ایشان در روایتی به موضوع مسخ فریبنده هاروت و ماروت اشاره کرده و پس از اشاره به فرشته بودنهاروت و ماروت ابراز داشته اند مردم اشتباه می کنند که آن موجود مسخ شده ستاره زهره است، بلکه او به صورت حیوانی مسخ شده است که دردریاهاست. سند این روایت به سبب وجود دونفر راوی مجهول و دو روای ضعیف، از ضعف شدیدی برخوردار است. علاوه بر آن، بررسی روایات دیگر نقل شده توسط علی بن محمد بن جهم نشان می دهد که روایات او از منظر ورود مطالب اسرائیلی شدیداً آسیب پذیر بوده است. حتی وی در مناظره با امام رضا(ع) به برخی اسرائیلیات در ارتباط با پیامبران استناد کرده که با واکنش امام(ع) مواجه شده است. پذیرش مسخ فریبنده هاروت و ماروت رابطه تنگاتنگی با پذیرش فریفته شدن فرشتگانی دارد که بنابر آیات قرآن و روایات معتبر از خطا و نافرمانی مصون هستند. از طرفی دیگر مسخ آن شخص فریبنده در قالب حیوانی که مطلقاً توسط مردم شناخته شده نیست دلیل دیگری بر ضعف متنی روایت است. پژوهش حاضر به هدف تنقیح مطالب منسوب به امام رضا(ع) به بررسی سندی و متنی این روایت پرداخته است.
نقش ارتباطات اجتماعی در اربعین حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
293-325
حوزههای تخصصی:
تاثیر مناسک و آئین های مذهبی در زندگی اجتماعی بشر سبب شده تا محققان علوم اجتماعی به بررسی و تحلیل آنها بپردازند که تجمع اربعین به عنوان بزرگترین تجمع انسانی در جهان از آن جمله است. آئین اجتماعی اربعین تبلوری از آداب، فرهنگ و تاریخ تشییع است که علاوه بر یک آیین شیعی، نمونه بارزی از همبستگی اجتماعی بینادینی است که محصول محبتی مشترک به سیدالشهدا بوده و منجر به شکل گیری بهترین جامعه و تجمع، بر اساس محبت مبتنی بر ارزش واحد است. در تجمع خود جوش و مردمی اربعین به عنوان یک آئین که جنبه عملی از دین را به ظهور رسانده است نیاز است تا با نگاهی پژوهشی به ابعاد اجتماعی آن بتوان استفاده حداکثری از ظرفیت پنهان آن نمود که هدف این پژوهش بر همین أساس می باشد تا با بررسی ارتباطات اجتماعی این تجمع بتوان با نگاهی علمی به این واقعه پرداخت. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و مصاحبه با کارشناسان حوزه های جامعه شناسی و علوم ارتباطات که تجربه حضور در این تجمع را داشته اند صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که انسجام بخشی درون دینی و برون دینی، انتقال مؤلفه های ارزشی قیام حسینی به سایر ادیان، تغییر در سبک زندگی کنشگران، تقویت باور و یاد خداوند، ارائه نمونه ای عینی از سبک زندگی مهدوی، میل به ایثار و فداکاری و ارائه چهره ای واقعی از شیعه به دنیا از جمله آثار ارتباطی تجمع اربعین حسینی می باشد.
بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در تفسیر روح البیان و جایگاه آن در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن، به عنوان متنی الهی و زنده، محدود به یک ساحت معرفتی خاص نیست و همواره بستر گسترش پذیری معنا را برای قرائت های عقلانی و شهودی فراهم می آورد. عرفان، به ویژه در صیغه ی تأویلی خود، یکی از مهم ترین میدان های این گسترش معنایی است. با این حال، هر تأویل عرفانی که فاقد بنیاد عقلانی و التزام شرعی باشد و صرفاً بر ذوق شخصی مفسر تکیه کند، از اعتبار معرفتی و دینی ساقط می شود و از مسیر مقاصد وحی فاصله می گیرد. در این میان، اسماعیل حقّی بروسوی، مفسر برجسته سده یازدهم هجری، در تفسیر پرحجم و مشهور خود روح البیان، کوشیده است میان ظاهر شریعت و باطن طریقت پیوندی معنادار برقرار سازد و آیات الهی را در پرتو شهود عرفانی و با رعایت ساختار ظاهری آن بازخوانی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ساختارشناختی، به بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در روح البیان پرداخته و جایگاه آن را در منظومه عرفانی ابن عربی بازکاوی کرده است. یافته ها نشان می دهد که دستگاه تفسیری بروسوی از یک سو متأثر از مبانی وحدت وجودی و تأویلات اشراقی ابن عربی است، و از سوی دیگر، به سبب تأکید بر مراتب معنا و تقدم ظاهر بر باطن، از پیروی مطلق از مکتب ابن عربی فاصله می گیرد.
Application Analysis of the Historical-Critical Method of Source Criticism in the Quran, with Emphasis on the Two-Source Hypothesis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
171 - 198
حوزههای تخصصی:
The present study aims to examine the foundations and implications of the historical-critical method of source criticism in Qur'anic studies. It employs a descriptive-analytical approach, relying on library-based sources. Source criticism seeks to identify the historical background, possible sources, and stages of the composition of a text. In Qur'anic studies, it endeavors to elucidate the processes through which the various sections of the Qur'an were compiled and arranged into a specific canonical form. This research analyzes three prominent approaches to the application of source criticism to the Qur'an: "Angelika Neuwirth’s theory of the secondary insertion of Medinan surahs, Nicolai Sinai’s evolutionary model, and Gabriel Reynolds’s Two-Source Hypothesis." Reynolds, based on the presence of Meccan-Meccan and Medinan-Medinan doublets in the Qur'an, proposes the existence of a Meccan sub-corpus and a Medinan sub-corpus underlying the Qur'anic text. This study critically evaluates Reynolds’s formulation of the Two-Source Hypothesis concerning the Qur'an, organizing the critique into two major domains: "Methodological criticism and historical criticism, each with several subcategories." The findings of this research indicate that the assumption of two distinct sources for the Qur'an lacks theoretical rigor and sufficient evidence. The results suggest that while source criticism may be useful in analyzing the internal evolution of the Qur'an and the differences between surahs, its invocation of hypothetical lost documents without historical substantiation cannot be accepted within the framework of sound Qur'anic scholarship.