ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
۱۹۰۱.

در جستجوی کبریت احمر (دیدگاه عطّار در مورد نیاز مرید به پیر و مراد در مصیبت نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کبریت احمر پیر عرفانی مرید و مراد عطار نیشابوری مصیبت نامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۱
سلوک دارای دو بعد عرفان و تصوّف است، در آن جا که سخن از بعد نظری سلوک در میان باشد، عرفان مدّنظر خواهد بود، و در جایی که سخن از بعد عملی سلوک و طیف های گوناگون صوفیّه مدّنظر باشد، وارد حیطه تصوّف شده ایم. سالک پس از این که شعله ای از آتش عشق معشوق ازلی بر جان او زده می شود و او را وارد مرحله طلب می کند، باید بر اثر کوشش بی انتهای خویش به دنبال پیدا کردن کبریت احمر باشد، تا موفّق شود، تحت نظارت آن پیر دل فروز - که نظری چون کیمیا دارد - و کشش معشوق، مراحل صعب العبور و طاقت فرسای سیر و سلوک را در دو بعد آفاقی و انفسی آن به استناد آیه شریفه «سَنُریهم آیاتِنا فی الآفاق و فی انفسهِم حتّی یَتبیّن اَنّه الحقّ» (فصّلت/53) به پایان ببرد، تا بدین وسیله در سایه کیمیا نظر پیر، مس وجود خویش را به زر تبدیل کند. در ضمن عطار در امر سلوک علاوه بر نقش تعیین کننده پیر، سهم بزرگی برای کشش معشوق(حق) در نظر گرفته و برای ملموس نمودن عشق حقیقی از رابطه عشق مجازی محمود و ایاز بهره بسیار برده است. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی تهیّه شده است، ضمن برشمردن نکات اشتراک دیدگاه عطار با دیگران در مورد نیاز مرید به پیر، به نکات افتراق دیدگاه او با دیگران نیز اشاره شده است.
۱۹۰۲.

از نگاه عربی: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (3) احمد فردید: فیلسوفِ ضد فلسفه

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: احمد فردید غرب زدگی مارتین هایدگر ابن عربی فلسفه معاصر ایران حکمت انسی حلقه فردیدی هانری کربن طه عبدالرحمن نقد مدرنیته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۶
این مقاله به تحلیل اندیشه های احمد فردید، از چهره های جنجالی فلسفه معاصر ایران می پردازد. فردید که خود را فیلسوف می خواند، با ابداع مفاهیمی منحصربه فرد مانند «غرب زدگی»، خوانشی خاص و تلفیقی از فلسفه مارتین هایدگر و عرفان ابن عربی ارائه داد. او با بهره گیری از دانش عمیق زبان شناسی و توانایی خارق العاده در ساخت اصطلاحات نو، گفتمانی پیچیده و ابهام آمیز آفرید که نیم قرن فضای فکری ایران را تحت تأثیر قرار داد. این مقاله با بررسی سیر زندگی فردید و تشکیل «حلقه فردیدی» و مفاهیم محوری اندیشه او مانند «حکمت اُنسی» و «علم اسمای تاریخی»، نشان می دهد که چگونه فردید با ترکیبی ناهمگون از نظام های معرفتی متفاوت، موضعی رادیکال علیه تمدن غرب و مدرنیته و علوم انسانی و دموکراسی و حقوق بشر اتخاذ کرد و با قضاوت های تند خود، اغلب فیلسوفان شرق و غرب را به «غرب زدگی» متهم نمود. در نهایت، مقاله با مقایسه ای اجمالی با طه عبدالرحمن متفکر مراکشی این نتیجه را پیش می کشد که فردید را باید «فیلسوف ضدفلسفه» دانست؛ اندیشمندی که اگرچه از هوش و استعداد زبانی کم نظیری برخوردار بود، اندیشه اش فاقد انسجام منطقی و عقلانیِ لازم برای تفکر فلسفی بود. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف محترم به فارسی گردانیده شده است.  
۱۹۰۳.

عدالت در اندیشه افلاطون و امام علی(ع): از نظم عقلانی تا قسط الهی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: افلاطون امام علی (ع) عدالت عقل فضیلت قسط نظم وحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
عدالت مفهومی بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است و در میان فیلسوفان یونانی و متفکران اسلامی جایگاه ویژه ای داشته است. افلاطون عدالت را در قالب نظم عقلانی نفس و جامعه تبیین می کند، در حالی که امام علی(ع) آن را رکن دیانت و قوام جامعه می داند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عدالت در اندیشه این دو متفکر چگونه تعریف و مبناگذاری شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی در کارکرد آن وجود دارد. اگرچه مبانی هستی شناختی و معرفتی این دو دیدگاه متفاوت است، اما هر دو بر نظم طبیعی، جایگاه شایسته افراد و ساختار جامعه تأکید دارند و عدالت را شرط ضروری قوام جامعه می دانند. این مقاله با رویکردی تطبیقی، به بررسی وجوه اشتراک و افتراق عدالت در اندیشه این دو متفکر می پردازد. از منظر افلاطون، عدالت هماهنگی قوای سه گانه نفس (خرد، شهوت و اراده) و کارکردهای طبقات جامعه است. امام علی(ع)، در مقابل، عدالت را نه تنها فضیلتی فردی، بلکه غایتی الهی می داند که باید در ساحت سیاست، اقتصاد و اجتماع محقق شود. مقاله حاضر با تحلیل متون اصلی چون « جمهوری » افلاطون و « نهج البلاغه » امام علی(ع)، ابعاد مفهومی، معرفتی و کارکردی عدالت را بررسی کرده و نشان می دهد که عدالت در اندیشه امام علی(ع)، ریشه در وحی دارد و غایت آن قرب الهی است، در حالی که در فلسفه افلاطونی، غایت عدالت، رسیدن به نفسِ متعادل است و غایت آن حصول تعادل در اجتماع و تشکیل آرمان شهر زمینی است.
۱۹۰۴.

رد پای نورشناسی ابن هیثم در یک متن نجومی سده نهم: فصل نورشناسی از شرح التذکره فتح اللّه شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ابن هیثم ارجاعات شروانی به ابن هیثم المناظر تنقیح المناظر شرح التذکره شروانی فتح الله شروانی نورشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
ابوعلی حسن بن حسن بن هیثم (354-430 ق)، معروف به الهازن در اروپا، با اصلاحات بنیادین در علم اپتیک هندسی و نقد نظریات رایج زمان خود، نقشی کلیدی در پیشرفت نورشناسی ایفا کرده است. با وجود آشنایی اروپاییان با نظریات او از طریق ترجمه لاتینی المناظر، در سنت علمی اسلامی تا قرون میانی توجه چندانی به این مباحث نشده بود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که ابن هیثم در آثار شاگردان و شارحان بعدی، به ویژه در جهان اسلام، تا چه اندازه مورد توجه و اقتباس قرار گرفته است. برای پاسخ به این پرسش، روش پژوهش بر تحلیل نسخه خطی شرح فتح اللّه شروانی (سده نهم هجری) بر تذکره خواجه نصیرالدین طوسی استوار است. در این بررسی، با مقایسه دیدگاه های شروانی و ابن هیثم، نشان داده می شود که شروانی به طور گسترده به مباحث نورشناسی ابن هیثم پرداخته و آن ها را در قالبی تازه و مرتبط با علم هیئت عرضه کرده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که او مفاهیمی چون شکست و بازتاب نور، نظریه های بینایی و برهان های مربوط به بزرگ تر دیده شدن اجرام در افق را به دقت بازنویسی و ساده سازی کرده است. بدین سان، شروانی نخستین کسی است که اپتیک را در رساله نجومی خود به طور مستقل مطرح کرده و آن را مقدمه ای برای مباحث هیئت قرار داده است .
۱۹۰۵.

بازاندیشی درباره «بازدارندگی» در منازعه جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بازدارندگی جنگ رژیم صهیونیستی جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
با تشدید منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر 2023، مفهوم بازدارندگی بیش از پیش در تحلیل ها محوریت یافته است. بسیاری با محوریت قراردادن بازدارندگی به عنوان چهارچوبی برای تحلیل این منازعه، از تغییرات آن در ایران می گویند. اما سؤال اساسی آن است که آیا این مفهوم راهبردی، برای تبیین منازعه میان این دو بازیگر، از کفایت نظری برخوردار است؟ هدف از طرح این سؤال، ارائه چهارچوبی است که بتواند این منازعه را با دقت بیشتری تبیین کند تا امکان آسیب شناسی آن از منظر امنیت ملی، بیشتر فراهم شود. در پاسخ، این فرضیه درنظر گرفته شده که بازدارندگی ذیل سیاست های دفاعی یک بازیگر قرار می گیرد و بنابراین باتوجه به محوریت سیاست تهاجمی ایران و رژیم صهیونیستی در تقابل با یکدیگر، اگرچه تحت چهارچوبی قابل بهره برداری است اما برای تبیین این منازعه، از کفایت نظری برخوردار نیست. این فرضیه با رویکرد توصیفی و تحلیلی و با داده های حاصل از جمع آوری اسنادی، مورد پردازش قرار گرفته است. 
۱۹۰۶.

تحلیل رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال مسئله فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راه حل دو دولتی مناقشه اسرائیل-فلسطین راه حل یک دولتی سیاست حفظ وضع موجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۶
به دنبال بی اعتنایی رژیم صهیونیستی به «طرح تقسیم 1947 سازمان ملل متحد» و ادامه مناقشه اسرائیل و فلسطین به عنوان یکی از مهم ترین مناقشات هفتاد و شش سال گذشته در نظام بین الملل، راه حل های مختلفی از سوی بازیگران ملی و فراملی عرصه بین الملل برای حل این مناقشه ارائه شده که یکی از آن ها، راه حل دو دولتی است. البته در این میان جریان راست گرای اسرائیل همواره به دنبال دستیابی به راه حل یک دولتی بوده است. این پژوهش از طریق بررسی مقایسه ای پیامدهای راه حل دو دولتی و یک دولتی به دنبال پاسخ به این سوال است که راهبرد واقعی اسرائیل در قبال مساله فلسطین چیست؟ نتایج این بررسی ها بر اساس شاخص های دهگانه سرنوشت هویت یهودی، دموکراسی، امنیت، سهولت در اجرای طرح، میزان حمایت داخلی در اسرائیل، مقبولیت طرح از نظر آمریکا، مقبولیت طرح در اتحادیه اروپا و سازمان های بین المللی، مقبولیت طرح در میان کشورهای عربی، هزینه های مستقیم و هزینه های غیرمستقیم نشان داده است که هر یک از این دو راه حل تبعات امنیتی مخصوص به خود را برای رژیم صهیونیستی به همراه دارند و لذا این رژیم در واقع به دنبال ادامه سیاست حفظ وضع موجود و الحاق خزنده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی ذیل روش مطالعه مقایسه ای است که داده های لازم برای آن با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده اند. 
۱۹۰۷.

An Analysis of the Principal Components of the Semantic System of "Security" in the Holy Quran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: safety Tranquility Peace Security in the Quran Substitute Concepts

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
Considering the common components emphasized in various definitions of "Security" reveals that these definitions have predominantly focused on either its negative (removal of threats) or positive (provision of well-being) aspects, but have not concurrently addressed both dimensions. The central question of this research is to determine which components constitute security from the perspective of the Holy Quran and which aspect—negative or positive—is emphasized in the context of its formation. The results of this study, using a descriptive-analytical method and employing the analysis of substitute concepts, indicate that security in the Quranic view consists of two main components, "Safety" and "Tranquility," the former being based on the negative aspect and the latter on the positive aspect. Within the semantic framework of the Holy Quran, the synergy of these negative and positive aspects yields a more complete level of security, referred to by the superior term " Salām " (peace). "Peace" is higher and more sublime than "Safety" because it describes a situation not only devoid of anything that causes human aversion but also replete with everything that is agreeable to human nature.
۱۹۰۸.

تحلیل حکم فقهی حجاب استایل و تفاوت آن با زینت و تبرج(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حجاب استایل حجاب شرعی زینت و تبرج پوشش اسلامی الگوی حجاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۱۸
پوشش زنان همواره یکی از مسائل چالش برانگیز در طول تاریخ بوده است که از فرهنگ ها و جوامع مختلف تأثیر گرفته و مفاهیمی متفاوت به خود گرفته است. این چالش ها تا زمان معاصر ادامه یافته اند، بویژه با ظهور مفاهیم نوینی نظیر «حجاب استایل» که در جامعه امروز مطرح شده و بحث های فراوانی را پیرامون نقش و معنای حجاب برانگیخته است. پرسش تحقیق آن است که حکم فقهی حجاب استایل چیست؟ برخی افراد و جریان ها نسبت به این نوع پوشش انتقاداتی وارد کرده اند؛ نه صرفاً به خاطر تفاوت های ظاهری آن با الگوی سنتی حجاب، بلکه به دلیل آنکه معتقدند این سبک پوشش در عمل موجب کمرنگ شدن مرزهای شرعی و فرهنگی حجاب شده و با روح حیا و وقار دینی فاصله گرفته است. در مقابل، گروهی همچنان از این سبک دفاع می کنند و آن را جلوه ای نوین از هویت زن مسلمان می دانند. تبرّج و زینت، هرچند از نظر مفهومی با یکدیگر ارتباط دارند، اما از منظر فقهی دو مقوله متمایز به شمار رفته و تبرّج، نوعی کاربرد خاص از زینت است که در آن جلوه گری و خودنمایی موجب جلب توجه نامناسب و تحریک آمیز در فضای اجتماعی می شود. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که حجاب استایل با وجود پوشاندن تمام بدن، به دلیل جلب توجه و نمایش خود در برابر دیگران، نگاه نامحرم را به سمت فرد متمایل می کند. هرچند «حجاب استایل» در ظاهر نوعی پوشش اسلامی تلقی شود لکن به سبب ماهیت مدگرایانه و انگیزه های نمایشی نهفته، نمی تواند هدف غایی حجاب را محقق کند و آثار خاصی را در سطح فردی و اجتماعی به دنبال دارد. یافته ها نشان داد که «حجاب استایل» صرفاً تنوعی مشروع در پوشش نیست که بتوان آن را در چارچوب مد یا زینت متعادل تعریف کرد؛ بلکه در بسیاری موارد، به سبب برجسته سازی ظاهر و جلب توجه، از مصادیق تطبیقی آشکار کردن زینت های باطن است و مشمول نهی شارع مقدس می شود.
۱۹۰۹.

Conceptual Appropriateness of the Surahs al-Furqān and Fāṭir Based on the Order of Revelation(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Conceptual Appropriateness Surahs al-Furqān and Fāṭir Order of Revelation Context Meccan Period

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
The present study aims to examine and analyze the Surahs al-Furqān and Fāṭir according to their order of revelation to determine how the order of revelation and the historical context affect the conceptual appropriateness of the Surahs. To this aim, a discourse analysis method with a descriptive-analytical approach was employed. After gathering information about Surahs al-Furqān and Fāṭir and understanding their historical contexts, we explored their conceptual units under the themes of: The Quran, Jihad, polytheists, disbelievers, and how these themes manifested during that time period. The results indicated that the order of revelation plays a significant role in uncovering the themes and content of Surahs al-Furqān and Fāṭir. It was discovered that, according to the order of revelation, the Quran's stance toward the polytheists of Quraysh and the Jews of Mecca in both Surahs, during the years 6 and 7 of the prophethood, was wise and pedagogical. However, in line with the social conditions of the polytheists and disbelievers in Mecca, there was an effort during a certain period, through the verses of Surah al-Furqān, to convey the guiding themes of the Quran with persuasive actions and soft language. The intensification of mockery from these groups in the subsequent revelation of Surah Fāṭir transformed the discourse of the Quran into declarative and harsh actions.
۱۹۱۰.

A Qur’anic Conceptual Model of the Relationship between Civilization and Lifestyle: A Structural and Quantitative Analysis of Surah al-Ḥadīd(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: the Qur’an Civilization-building components Conceptual Model lifestyle Surah al-Ḥadīd

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
This article conceptualizes the relationship between the components of modern Islamic civilization and the indicators of Islamic lifestyle on the basis of a structural analysis of the geometric organization of Surah al-Ḥadīd. It addresses the main question of how the Islamic lifestyle in the modern age can be modeled in light of civilizational components such as faith and a monotheistic worldview, rationality, spirituality, economic justice, Islamic governance, and faith-based, mission-driven management. The methodological approach relies on analyzing the four thematic segments of the surah, identifying the relevant components, and assessing their connections with both theoretical and practical lifestyle indicators, while quantifying verse–indicator relations and employing measures such as the number of possible links, a “decision number,” and TF–IDF weighting. The findings indicate that, at the civilizational level, faith and a monotheistic worldview occupy the central position of the model, with rationality, spirituality, and Islamic governance forming the main pillars of Islamic civilization, and economic justice and faith-based, mission-driven management also playing indispensable roles. At the lifestyle level, emulation of  the Prophet and the infallibles in the theoretical domain,  and divine servitude in the practical domain, emerge as the key axes that  orient other indicators and function as the connective link between the monotheistic worldview and the regulation of economic, social, and moral relations within the framework of Islamic governance.
۱۹۱۱.

تحلیل فلسفی امکان رجعت بر اساس مبانی نفس در حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: رجعت نفس ملاصدرا حکمت متعالیه تجرد نفس حرکت جوهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۱۲
رجعت به مثابه بازگشت برخی انسان ها پس از مرگ به زندگی دنیوی، یکی از باورهای خاص در منظومه مهدویت است. این باور، افزون بر پشتوانه های روایی، نیازمند تحلیل فلسفی در بستر هستی شناسی نفس است. حکمت متعالیه به عنوان یکی از غنی ترین نظام های فلسفی اسلامی، با مباحث عمیق درباره حقیقت نفس، تجرد و اتحاد آن با بدن و بقاء پس از مرگ، می تواند زمینه ای برای تبیین عقلانی رجعت فراهم سازد. این رویکرد با ترکیب مبانی وجودشناسی تشکیکی، حرکت جوهری و معرفت شناسی صدرایی، الگویی بدیع در تبیین نسبت مراتب نفس و رجعت ارائه میدهد که هم از حیث روش شناسی و هم در نتایج، نوآوری محسوب میشود. این مقاله با رویکرد توصیفی_تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، به بررسی امکان رجعت بر اساس مبانی فلسفه نفس در حکمت متعالیه می پردازد. در فلسفه صدرایی، نفس انسانی موجودی زنده و متحرک است که به تدریج از مرتبه جسمانی به سوی کمالات معنوی و تجرد حرکت می کند. ملاصدرا با تبیین تجرد و فاعلیت وجودی نفس و تفکیک مراتب تجرد، مبنایی فلسفی برای تحلیل معقول رجعت ارائه می دهد؛ به گونه ای که بازگشت برخی نفوس به بدن های پیشین، با توجه به تعلق تدبیری و فاعلی نفس به بدن، نه تنها ممکن بلکه معقول نیز خواهد بود. بر اساس این دیدگاه، نفس می تواند بدن جدیدی را به عنوان مظهر وجودی خود ایجاد کند. این تحلیل، امکان رجعت را به عنوان پدیده ای عقل پذیر و متفاوت با تناسخ ونظریه های پیشین تفسیر می کند.
۱۹۱۲.

بررسی مسئله ی شر در اندیشه ی بارکلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسئله ی شرّ بارکلی نسبیت گرایی ارزش داوری انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
بررسی مسئله ی شر در اندیشه ی بارکلی (Berkeley) موضوعی پیچیده و درعین حال اساسی است. عدم وضوح و پراکندگی در تعریف، سبب ابهام در درک دقیق اندیشه ی بارکلی شده است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر مبانی وجودشناسانه ی بارکلی، تلاش شده است تا پاسخ های بارکلی به مسئله ی شر به دقت بررسی گردد. بارکلی طی تلاش برای خوانشی متمایز از مسئله ی شر، آن را نه به عنوان حقیقتی مستقل، بلکه برگرفته از نوعی ارزش داوری انسانی تعبیر کرده است. بارکلی شریرانگاشتن افراد و شردانستن افعال را نتیجه ی نقص شناخت انسان از حقیقت دانسته و آن را برگرفته از محدودیت های ذهنی انسان می داند. این مقاله بر آن است تا نشان دهد بارکلی با بهره گیری از اصول ایدئالیسم خود، چگونه مسئله ی شر را تبیین کرده و از این منظر، چه راه حلی برای تناقضات رایج در اندیشه های دینی و فلسفی ارائه می کند.
۱۹۱۳.

آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تمدن اسلامی انحطاط تمدن اسلامی اندیشمندان معاصر عرب جهان اسلامی رویارویی با تمدن غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۴
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
۱۹۱۴.

نقش اخلاق درپی ریزی نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکیدبر روایات امام صادق(ع)

کلیدواژه‌ها: امام صادق (ع) نقش اخلاق در اقتصاد نظام اقتصادی اقتصاد در تمدن نوین اسلامی عدالت اقتصادی سلامت اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۳
تمدن نوین اسلامی به مثابه طرح و گفتمانی نوین، نیازمند تبیین مبانی نظری خود براساس معارف و آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) است. از مهم ترین ارکان هر تمدن، به ویژه تمدن اسلامی، مقوله اخلاق به شمار می رود. با توجه به جایگاه برجسته اخلاق در آموزه های اسلام و معارف اهل بیت(ع)، این پژوهش به بررسی نقش و کارکرد اخلاق در نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکید بر روایات امام صادق(ع) می پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که آموزه های اخلاقی امام صادق(ع) چه نقشی در شکل گیری و جهت دهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی دارند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های اخلاقی، از جمله تشویق به کار و تلاش، پرهیز از بیکاری و تنبلی، استقامت و پایداری در کار، رعایت عدالت، اصل مساوات، تقوا و نظم در امور، توجه به خیر و صلاح دیگران، پای بندی به عهد و پیمان ها، پرهیز از اضرار به غیر، یاری رسانی به نیازمندان، اجتناب از اسراف و تبذیر و موارد مشابه، نقشی بنیادین در پایه گذاری و سامان دهی یک نظام اقتصادی اخلاق محور در تمدن نوین اسلامی ایفا می کنند.  
۱۹۱۵.

تأثیر عوامل سیاسی بر کاهش ارزش پول ایران در سده دوازدهم هجری قمری(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: تاریخ ایران اوضاع اقتصادی ایران کاهش ارزش پول افاغنه زندیه افشاریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۲
یکی از مباحث مهمّ اقتصادی قرن دوازدهم هجری قمری، کاهش ارزش پول ایران بوده است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل سیاسی مؤثر بر روند کاهش ارزش پولی ایران در سده دوازدهم هجری قمری است که با روش وصفی- تبیینی صورت گرفته است. در این نوشتار، با بررسی متغیر سیاست به عنوان متغیر مستقل و اقتصاد به عنوان متغیر وابسته، میزان تأثیرپذیری این دو بر یکدیگر ارزیابی شده تا نقش عوامل سیاسی در کاهش ارزش پول ایران در این دوره روشن گردد. به همین منظور، ضمن بررسی تحولات پولی ایران در قرن دوازدهم قمری، نقش عوامل سیاسی مؤثر بر کاهش ارزش پول ایران در طول حاکمیت افاغنه (1135-1142ق)، افشاریه (1148-1210ق) و زندیه (1173-1209ق) تشریح و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سده دوازدهم هجری، هم زمان با برافتادن صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، از وجوه گوناگون در تاریخ ایران دارای اهمیت است؛ زیرا نشان دهنده دوران ناتوانی و انحطاط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است. در این دوره، در نتیجه وقوع شورش ها، جنگ های متمادی داخلی و خارجی و خط مشی سردمداران قدرت، هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی زیادی بر کشور تحمیل گردید و سبب بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور شد. نبود ثبات و امنیت سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت، اخذ مالیات های سنگین، ناامنی راه ها، قتل و غارت و کاهش جمعیت فعال کشور، به رکود و انحطاط اقتصادی و توقف تولید و تجارت داخلی و خارجی و اختلال در نظام پولی و تولیدی و کاهش هرچه بیشتر ارزش پول منجر شد. یکی دیگر از تأثیرات منفیِ متأثر از سیاست های غلط داخلی و خارجی، کمبود فلز پول بود که بر اثر آن، حاکمیت مجبور شد برای تأمین هزینه ها، میزان عیار و وزن مسکوکات را کاهش دهد. بیشتر حکومت هایی که در تنگنای مالی قرار می گرفتند و به پول احتیاج داشتند، با این روش می توانستند مشکلات اقتصادی خود را حل کنند؛ اما تنزل عیار که نشان دهنده کاهش ارزش پول در این دوره بود، باعث افزایش بی رویه قیمت ها و تورم فراگیر شد. از این رو، در تعیین ارزش داخلی پول، سطح عمومی قیمت ها را باید در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر قیمت ها بالا رود، ارزش پول پایین می آید و اگر قیمت ها تنزل کند، ارزش پول بالا می رود. بر پایه آنچه گفته شد، مهم ترین علل کاهش ارزش پولی ایران در این قرن، با تأکید بر نقش عوامل سیاسی، عبارت اند از ضعیف شدن بنیه اقتصادی کشور در پی بی ثباتی سیاسی ناشی از بروز جنگ های زیاد داخلی و خارجی و تنزل عیار مسکوکات پول توسط حاکمیت مرکزی.
۱۹۱۶.

بررسی تطبیقی رابطه انسان و خدا در فلسفه ابن باجه و افلاطون و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان خدا ابن باجه افلاطون فارابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
ابن باجه در زمینه انسان شناسی از فیلسوفان یونان به طور مشخص. افلاطون و از فلاسفه اسلامی از فارابی تأثیر گرفته است. یکی از مسائل انسان شناسی فلسفی ابن باجه رابطه انسان و خدا است. در این نوشتار با روش توص.یفی تحلیلی و تطبیقی، تأثیرپذیری ابن باجه از افلاطون و فارابی در رابطه انسان و خدا را بررسی می کنیم و در پی پاسخ به این پرسش هستیم که ابن باجه در این مسئله از افلاطون و فارابی چه تأثیراتی گرفته است. همچنین، این یافته ها دست به دست آمد که ابن باجه در رساله اتصال فی عقل فعال در بحث از مراتب انسانی از افلاطون تأثیر گرفته و در مسئله اتصال به عقل فعال و فیض از فارابی تأثیر پذیرفته است. درنهایت، به این نتیجه می رسیم که ارتباط انسان و خدا در ابن باجه و فارابی ازطریق اتصال به عقل فعال و دریافت موهبت و فیض و در افلاطون ازطریق دیالکتیک است.
۱۹۱۷.

نقض حقوق بشر در خشونت خانگی علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقض حقوق بشر خشونت خشونت خانگی علیه زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه و هدف : خشونت خانگی، به عنوان یک معضل جهانی، نقض آشکار حقوق اساسی بشر تلقی می شود و پیامدهای ناگوار متعددی را بر زندگی زنان تحمیل می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقض حقوق بشر در خشونت خانگی علیه زنان انجام شده است، زیرا این پدیده آثار مخرب گسترده ای را در ابعاد مختلف زندگی آنان به دنبال دارد. مواد و روش ها : این پژوهش، با رویکردی توصیفی – تحلیلی و از منابع کتابخانه ای تدوین شده است. ملاحظات اخلاقی : در نگارش مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافته ها : باتوجه به پیامدهای زیان بار و مخرب ناشی از نقض حقوق بشر در این مسئله، اتخاذ تدابیر قاطع و مؤثر به منظور پیشگیری و کاهش این اثرات ناگوار، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. نقض حق حیات و کرامت انسانی، تبعیض جنسیتی و نقض حق بر سلامت، از جمله مهم ترین و بارزترین پیامدهای خشونت خانگی به شمار می روند. نتیجه : تدوین و تصویب قوانین حمایتی و پیشگیرانه در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان، اقدامی اساسی و ضروری در راستای کاهش و تعدیل آثار و گستره این پدیده مخرب اجتماعی تلقی می شود. این قوانین، با ایجاد سازوکارهای قانونی کارآمد، قادرند ضمن ارائه حمایت های لازم به زنان در معرض خطر و قربانیان خشونت، نقش بازدارنده ای در برابر رفتارهای خشونت آمیز ایفا نمایند. آموزش و آگاه سازی جامعه در خصوص حقوق زنان و پیامدهای زیان بار خشونت خانگی، می تواند تأثیر بسزایی در تغییر نگرش ها و اصلاح رفتارهای نامناسب داشته باشد. در نهایت، توانمندسازی زنان از طریق فراهم نمودن دسترسی به آموزش، فرصت های شغلی و حمایت های اجتماعی، می تواند به آنان کمک نماید.
۱۹۱۸.

جرم انگاری بی حجابی با تأکید بر قاعده نفی ضرر؛ چالش های نظری و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاعده لاضرر بی حجابی جرم انگاری آزادی حمایت گرایی قانونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
در سال های اخیر به ویژه، بحث حجاب به یکی از موضوعات مهم اجتماعی تبدیل شده است که درخصوص آن اختلاف نظر وجود داشته و برخی مخالفان بی حجابی معتقد به جرم انگاری و استفاده از ضمانت اجرای کیفری برای بی حجابی هستند. مقاله حاضر درصد بررسی جرم انگاری بی حجابی با تأکید بر قاعده نفی ضرر و چالش های نظری و حقوقی آن است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. از منظر قاعده لاضرر، عدم رعایت پوشش می تواند باعث خسارات جبران ناپذیر روحی و روانی و برهم زدن آسایش افراد گردد. قاعده لاضرر که توسط فقیهان عامه و خاصه، پیوسته در مورد خسارات مادی به کار رفته است، با تحلیل روایت مأثوره از پیامبر اکرم (ص) می تواند در مورد زیان های معنوی نیز به کار رود، اما جرم انگاری بی حجابی از منظر قاعده لاضرر با چالش های جرم شناختی مواجه است. اصول حاکم بر جرم انگاری جامعه شناختی، ازقبیل اصل پدرسالاری یا حمایت گرایی قانونی و یا حمایت گرایی اخلاقی برای جرم انگاری عدم رعایت پوشش در جامعه دینی مناسب نیست، بلکه حکومت اسلامی می تواند با توسل به آیات و روایات و تمسک به اصل تکلیف مداری احکام الهی و به لحاظ اصول خسارات باری معنوی در بی حجابی و توجیه ناپذیری آن، آزادی های افراد را محدود و مبادرت به جرم انگاری و درنهایت تعزیر مستنکفین آن نماید.
۱۹۱۹.

رویکرد فقه و حقوق ایران به حقوق فردی بشر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حقوق فردی حقوق بشر قانون اساسی حقوق ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه و هدف: حقوق بشر یکی از موضوعات مهم در هر نظام حقوقی می باشد؛ در یک تقسیم بندی کلی، حقوق بشر به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم می گردد. هدف از پژوهش حاضر تبیین رویکرد فقه و حقوق ایران به حقوق فردی بشر است. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: در متن اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران واژه حقوق بشر به کار نرفته، ولی در عوض، از تعبیراتی چون حقوق ملت، حقوق عامه، چند بار استفاده شده است. در نتیجه، تقسیم بندی حقوق بشر فردی و اجتماعی نیز به صورت صریح در قانون اساسی وجود ندارد. نتیجه : نتایج پژوهش نشان می دهد عدم تقسیم بندی مصادیق حقوق بشر به حقوق فردی و اجتماعی، نقطه قوت قانون اساسی محسوب می گردد. در واقع، با توجه به بهم پیوستگی موجود میان مصادیق حقوق بشر، آثار مصادیق مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط با یکدیگر قرار دارند. رویکرد فقه در تبیین مصادیق حقوق بشر نیز به همین گونه است. به همین دلیل است که، در مسائل راجع به ابواب مختلف، پرسش ها و پاسخ هایی در موارد ارتباط مصادیق مختلف حقوق بشر وجود دارد.
۱۹۲۰.

ارائه الگوی جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی در حسابداری با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی جامعه پذیری حسابداران داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
با توسعه امور حسابداری شرکت های خصوصی و دولتی استفاده از هوش مصنوعی امری واجب به نظر می رسد، تا هم از حجم فعالیت ها بکاهد و هم اطلاعات مالی شفاف تر و دقیق تر استخراج گردد. در این راستا، استفاده از هوش مصنوعی برای جامعه حسابداران ضروری به نظر می رسد. که نیازمند پذیرش هوش مصنوعی در حسابداران می باشد. هدف مطالعه حاضر ارائه الگوی جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی در حسابداری با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش مطالعه حاضر با رویکرد داده بنیاد و با مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. که در این رابطه با 12 نفر از از مهندسان تحصیل کرده در هوش مصنوعی، اعضای هیات مدیره، مدیران مالی، حسابداران و حسابرسان تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه صورت گرفته است. نتایج حاصل از کدگذاری های ثانویه در 11 مقوله اصلی و 35 مقوله فرعی و در 6 دسته مولقه علی، محوری، راهبردها، مداخله گر، کنش ها و پیامدها دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که برای جامعه پذیری از هوش مصنوعی در حوزه حسابداری برخی زیرساخت ها و فناوریه ای اساسی وجود دارند که می توانند به این امر کمک کنند. همچنین حسابداران می توانند با ارائه اطلاعات مالی مربوطه به ذینفعان مالی و پشتیبانی از اطلاعات مالی نقش مهمی در استفاده مؤثر از هوش مصنوعی داشته باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان