فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۶۰۱ تا ۱۴٬۶۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
41-60
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش تأویل در فهم متون دینی و عدول از ظواهر الفاظ آیات قرآن، یکی از چالش برانگیزترین مسائل مسلمانان بوده است. در سده اخیر طرح مکتب تفکیک و مشخصاً طرد تأویل و تأکید بر خالصمانی ظواهر متون قرآنی، نزد این مکتب، دو قطب طرفداران و مخالفان تأویل در حوزه دین پژوهی را بدنبال داشته است. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیل و مقایسه آثار استاد حکیمی و علامه طباطبایی، این مسئله را موردبررسی قرار داده است که یافته ها، حاکی از نهایت افتراق و جدایی بین دو دیدگاه در نوع تبیین و روش اتخاذی آنان است. و نیز با توجه به ذوبطون بودن کلام وحی هیچ فرقه و مکتبی گریزی از تأویل نداشته و برخلاف مشی تفکیکیان و استاد حکیمی فهم عمیق معانی دین و رسیدن به گوهر ناب و خالص کلام وحی، نه در عصری سازی آن متون، که مرهون بکارگیری تأویل است و طرح تفکیک ظواهر متون دینی برای پرهیز از تأویل در مقام یک ایده و رؤیای غیرعملی بازخواهد ماند.
نقش توحیدباوری در پیشگیری از مفاسد اقتصادی کارگزاران از منظر نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
توحید از مباحث مهم اعتقادی است که زندگی پاک و واقعی انسان را از زندگی معمولی جدا می سازد. انسان علاوه بر زندگی فردی، مسئولیت های گوناگون اجتماعی را نیز دارا بوده و ملزم به رعایت آنهاست. یکی از مسئولیت ها، در بُعد اقتصادی تعریف شده که از اساسی ترین مسائل حکومت ها و حیات جامعه به شمار می آید و در نگاه رهبر انقلاب، یک نقطه کلیدی تعیین کننده است. امّا متأسفانه کشور ایران با پدیده شوم فساد اقتصادی مواجه بوده که مقام معظم رهبری در بند چهارم بیانیه گام دوم، خطاب به ملت با تیتر «عدالت و مبارزه با فساد» به اهمیت و یک وظیفه همگانی در تحقق آن اشاره نموده است. بر اساس نتایج این پژوهش، از بین رفتن فساد، سببِ عدالت در جامعه، فقرزدایی و ایجاد امید و اعتماد عمومی مردم به کارگزاران می باشد. در مقاله حاضر به روش توصیفی و تحلیلی تلاش شد تا تأثیر اندیشه توحیدی به عنوان عامل مهم بازدارنده در پیشگیری از فساد اقتصادی کارگزاران با الهام از بیانات علوی تبیین گردد.
کارکردهای اجتماعی دین در بیانیه گام از منظر نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰شماره ۱۵
150 - 173
حوزههای تخصصی:
موضوع کارکرد دین در دهه های اخیر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام کمونیستی و ابطال نظریه «افیون بودن دین» و تجربه موفق حضور دین در عرصه های مختلف و تأکید معمار بزرگ انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بر جامعیت اسلام و پیوند ناگسستنی دین و سیاست، به صورت جدی تری در گام دوم انقلاب اسلامی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف آشکارکردن کارایی دین در عصر حاضر و نتایج حضور دین در عرصه های اجتماعی، به روش درون دینی و با بهره گیری از منابع مکتوب کتابخانه ای، به تحلیل کارکردهای اجتماعی دین در گام دوم انقلاب اسلامی از منظر نهج البلاغه و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته است. این کارکردها به روشنی در آیات وحی، خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه آمده است. مقام معظم رهبری در تعیین سیاست های کلی نظام در گام دوم انقلاب اسلامی با تمسک به قرآن و سنّت به ویژه نهج البلاغه، به کارکردهای اجتماعی دین پرداخته اند و از نیروی جوان به طور خاص برای تحقق آن دعوت کرده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تشکیل حکومت اسلامی، عدالت و مبارزه با فساد، افزایش اخلاق و معنویت، استقلال و آزادی، بصیرت افزایی در مقابله با دشمن و وحدت و جلوگیری از اختلاف و تفرقه، از مهم ترین کارکردهای دین در اجتماع است. بارزترین دستاورد بررسی کارکردهای اجتماعی دین، اثبات جامعیت و کارکرد حداکثری دین در اداره جامعه است که بررسی سیره امام علی(ع) و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، این حقیقت را به خوبی نمایان می کند.
تحلیل روایات نهی از احتجاج قرآنی با خوارج(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰شماره ۱۵
401 - 425
حوزههای تخصصی:
بر اساس روایت مشهوری، امیرمؤمنان علی(ع) در هنگامه صفین و جریان حکمیت، با فرستادن ابن عباس به سوی خوارج، وی را از «مخاصمه» یا «محاجّه» با ایشان به وسیله قرآن نهی فرمود. در اوان کلام به نظر می رسد آن حضرت با این استدلال که قرآن پذیرنده وجوه گوناگون و دارای معانی احتمالی چندگانه است، از تکیه بر قرآن در مخاصمه نهی فرموده و محاجه یا مخاصمه با کمک سنت نبوی را به عنوان راهکاری موثر فراروی ابن عباس قرار می دهد. مهم ترین پرسش در این جا آن است که با عنایت به تأکیدات قرآن و سنت نبوی بر لزوم مراجعه و تمسک به قرآن در همه احوال، به ویژه در فتنه ها، چرا آن حضرت در هنگامه فتن های مانند صفین، از احتجاج به قرآن و تکیه بر آیات وحی در برابر موضع گیری های خوارج نهی فرموده است؟ در این جستار با روش توصیفی - تحلیلی و در نگاهی تحقیقی مشخص گردید؛ اولا: نسبت ارجاع از قرآن به سنت نبوی، نسبت رجوع مثال به مُمَثّل (حقیقت مجسم شده) است گویی پهنه آیات قرآن از قبیل مفهوم است و مفهوم نیز می تواند تأویل های متعددی را پذیرا باشد اما سنت نبوی - صورت و تجسم به نسبت معنی و حقیقت – به عنوان مصداق وجود یافته و امکان تغییر و تبدّل در آن وجود ندارد و به قول امام راه گریزی از آن وجود ندارد. ثانیا: امیرمؤمنان(ع) در مقام نهی مطلق و همگانی از محاجّه با قرآن نبوده است و این نهی خاص، به خاطر ویژگی های دستگاه فکری و نظام اخلاقی مخاطبان ویژه آن یعنی خوارج بوده است.
از کرانه تا ژرفا؛ انتقال از ظاهر به باطن قرآن در پرتو روایات اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع روایی شیعه روایات بسیاری در تأویل آیات قرآن کریم از معصومان: گزارش شده که در آن ها معانی باطنی فراوانی برای آیات کریمه قرآن بیان شده است. در این روایات آیات قرآن به مقامات اهل بیت: تأویل شده و یا گاه بر دشمنان ایشان تطبیق داده شده است. هدف اصلی این نوشتار تلاش برای تحلیل این روایات و پاسخ به این پرسش است که استخراج معانی تأویلی یاد شده در روایات از سوی اهل بیت: بر چه مبانی و روش ها و پیش فرضهایی استوار بوده است. تأکید این نوشتار بر این نکته بوده است که بدون شناخت این مبانی و در نظر گرفتن آن پیش فرضها، فهم و ارزیابی این روایات - که حجم فراوانی از میراث تفسیری شیعه را به خود اختصاص می دهد - ناقص و در مواردی حتی نادرست خواهد بود.
معناشناسی روایت احمرین از منظر فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰شماره ۱۴
195 - 212
حوزههای تخصصی:
روایت «احمرین» از زمره روایاتی است که به نقل از پیامبر اکرمJ در جوامع حدیثی شیعه و اهل تسنن، البته با تفاوت هایی در عبارات، نقل شده است. در میان تحقیقات شیعی سخنی جامع در تبیین مفهوم روایت یافت نشد. این مقاله سعی کرده با روش توصیفی و تحلیلِ متنی و با در نظرگرفتن نقل های مختلف در فریقین، معناشناسی دقیقی از نقلِ شیعی این روایت ارائه دهد. احتمال می رفت که شباهت فراوان نقل فریقین، یکی بودن دو روایت را تقویت کند، اما وجود برخی نکات، نشان می دهد که نمی توان دلیل متقنی برای یکی بودن دو نقل ارائه داد. اما با این حال، توجه به هر دو نقل منجر به معناشناسی دقیق نقلِ شیعی از این روایت می شود و معنای صحیح روایت این گونه است که «هلاکت و سقوط زنان امت من به دست خودشان در دو چیز قرمز (از باب تغلیب) است یکی طلا و دیگری لباس های نازک و بدن نما و هلاکت مردان امت من در رهاکردن یادگیری علوم دینی و الهی و همچنین در جمع کردن اموال دنیا که موجب انجام گناهان بشود، است».
مدیریت فرهنگی بر مبنای آموزه های قرآنی وسیره اهل بیت (علیهم السلام) (گامی در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال دوم پاییز ۱۴۰۰شماره ۱ (پیاپی ۵)
104 - 125
حوزههای تخصصی:
مدیریت فرهنگی ، ویژگیها و مؤلفه های متعددی دارد، از جمله سعه صدر، قاطعیت، مردمی بودن، نگرش عمیق و سیستمی به امور. یک مدیر فرهنگی ،رکن قرآن محوری و حدیث شناسی، ظرفیت شناسی را می بایست مدنظر داشته باشد تا اقداماتش قرین به موفقیت باشد. اموری چون روش شناسی، عقلانی و هدفداربودن ، انعطاف پذیری ، قدرت نمایی در برخورد بافرهنگ های دیگر ، تسامح و تساهل در انجام امور ، قواعد و معیارهای است که پاییندی به آنها تضمین کننده ی حرکت فرهنگ و تمدن اسلامی در مسیر صحیح خواهد بود.مقاله برمبنای یک مطالعه تاریخی به شیوه توصیفی- تحلیلی با بهره گیری ازآیات قرآنی و روایات اسلامی ، مفهوم مدیریت فرهنگی را مورد بررسی قرار داده و نقش این عنصر کلیدی در اعتلای فرهنگ جامعه اسلامی را مورد بررسی قرار می دهد.رهیافت پژوهشی مقاله آنکه اجرای صحیح مدیریت فرهنگی برمبنای آموزه های قرآنی و سیره اهل بیت (علیهم السلام) در نهایت باعث اعتلای تمدن و فرهنگ اسلامی بر اساس موازین دین مبین اسلام شده و خاستگاه و منبع الهام تمدن و فرهنگ های دیگر می گردد. از سوی دیگر تحقق این اصل مهم، بالندگی تمدن و فرهنگ اسلامی را به همراه داشته و خود ضامن حفظ وترویج آموزه های اسلامی است. این رابطه دو سویه، هم در حوزه داخلی تمدن و فرهنگ اسلامی و هم در حوزه تعامل با فرهنگ و تمدن های دیگر همچنان برقرار خواهد بود و عامل اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی و تمدن های دیگر می گردد.
گذار از حقوق سخت به حقوق نرم در حقوق بین الملل با تأکید بر توافق نامه آب و هوایی پاریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحث گذار از مقررات سخت از جنبه های مغفول حقوق بین الملل است که در این مقاله تلاش شده با تأکید بر کنوانسیون تغییرات اقلیمی پاریس تبیین و تحلیل شود. مواد و روش ها: مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورداشاره پرداخته است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: در حقوق بین الملل شاهد گذار از حقوق سخت به حقوق نرم هستیم. این به ویژه در زمینه مسائل زیست محیطی مصداق دارد. حقوق نرم به دلیل انعطاف و انطباق با شرایط، ایجاد شرایط مشارکت گسترده دولت ها و کاهش مقاومت آن ها در قبال اجرای دستورالعمل ها بیش از پیش موردتوجه روزافزون قرارگرفته است. ویژگی های مورداشاره حقوق نرم سبب شده، دارای پتانسیل بالایی در توافقات و تصمیمات جمعی بین المللی به ویژه در زمینه مسائل زیست محیطی داشته باشد. نتیجه گیری: کنوانسیون تغییرات اقلیمی پاریس تعهدات متعددی برای کشورهای پیشرفته، درحال توسعه و کوچک در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای تعریف کرده است که در چارچوب حقوق نرم قابل تبیین است. فقدان ضمانت اجرای الزام آور آن گونه که در حقوق سخت مطرح است و تعهدات داوطلبانه اعضاء مبتنی بر همکاری و همزیستی دولت ها و تدوین مکانیسم حل و فصل اختلافات مبتنی بر سازش و همکاری مهمترین مصادیق و جنبه های گذار از حقوق سخت به حقوق نرم در کنوانسیون تغییرت اقلیمی پاریس است.
تحلیل موضوعی اصول حقوقی مقرر در معاهدات بین المللی مالکیت فکری بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: پذیرش معاهدات بین المللی مالکیت فکری همچون؛ پاریس، برن، واشنگتن، رم و تریپس توسط اکثریت کشورهای جهان از اسباب حمایت بین المللی مالکیت فکری می باشد. در این معاهدات به اصولی اشاره شده که به جهت نقش موثر شان در تفسیر قواعد مقرر در معاهدات و تعیین حدود حمایت بین المللی مالکیت فکری در مطالعات حقوق مالکیت فکری حائز اهمیت می باشند. اهم این اصول عبارتند از: اصل رفتار ملی، اصل کامله الوداد، اصل لزوم پیش بینی حداقل حقوق، اصل استقلال حقوق، اصل منع رقابت غیرمنصفانه و اصل منع سوءاستفاده از حق. مواد و روش ها: مطالعه مباحث توصیفی_تحلیلی، برمبنای اطلاعات کتابخانه ای و سایت های معتبر می باشد. یافته ها: دولتها جهت جلب حمایت حقوق مالکیت فکری اتباع اشان توسط سایر دولتها، ناچار به عضویت در معاهدات بین المللی مالکیت فکری و پذیرش اصول مقرر در آن می باشند که نتیجه این امر، حمایت حقوقی بین المللی برخی از مصادیق فکری است. ملاحظات اخلاقی: مقاله حاضر با رعایت حقوق معنوی نویسندگانی می باشد که از تألیفات ایشان بهره برداری شده است. نتیجه گیری: نظر به ماندگاری اصول تحت بررسی{ اصل رفتار ملی، کامله الوداد، لزوم پیش بینی حداقل حقوق، استقلال حقوق، منع رقابت غیرمنصفانه و منع سوءاستفاده از حق} توسط دول متعاهد و وحدت ملاک از بخش ج بند ۱ ماده ۳۸ دیوان بین المللی دادگستری لاهه، این نظریه قابل طرح است که اصول مزبور را به جهت پذیرش آن توسط ملل متمدن که همان دول متعاهد می باشند، اصول کلی حقوق بین المللی مالکیت فکری بنامیم.
ویژگی ها، عناصر و مؤلفه های بنیادگرایان سلفی شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بنیادگرایی معمولاً هم نشین با معنای سنت گرایی و متضاد با گفتمان مدرنیته و به مفهوم بازگشت به اصول اولیه و دوران باعظمت گذشته با رجوع به متن کتاب و سنت به کار رفته است. سلفیه از فرقه های معاصری است که گاهی از آن ها با نام بنیادگرایان اسلامی یاد می شود. بنیادگرایان سلفی معاصر به سه گرایش بنیادگرایان سلفی آفریقا، بنیادگرایان سلفی حجاز و یمن و بنیادگرایان سلفی شبه قاره هند تقسیم پذیرند. از این میان سلفیان شبه قاره هند کمتر شناخته شده هستند. بخشی از سلفیان شبه قاره در همسایگی شرق ایران هستند که شناخت عمیق آن ها از دید امنیتی و فرهنگی به ویژه در شرایط کنونی با روی کارآمدن طالبان ضرورت بیشتری دارد.هدف ما در این پژوهش ارائه تعریفی از بنیادگرایی و تبیین اصلی ترین عناصر بنیادگرایی سلفی شرق ایران است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بنیادگرایان سلفی معاصر جنبشی یکدست و یکپارچه با باورهای مشترک نیستند. این جنبش ها از ظرفیت هایی بهرمند هستند که بسته به تعامل با دیگران می تواند فرصت باشد یا تهدید. برخی از این ویژگی ها و جنبه های مثبت بنیادگرایان شرقی نوع نگاه آن ها به استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل و همچنین داشتن گرایش های صوفیانه و عارفانه است. ایستادگی در برابر فرهنگ مدرن و مدرنیته و غرب ستیزی آن ها نیز از دیگر وجوه متمایز بنیادگرایان افغانستان و پاکستان است. گرایش به ابوحنیفه و ابومنصور ماتریدی فرصتی برای گفت وگوهای عقلی و پذیرش قواعد عقلانی بین المللی در میان آن ها به وجود آورده است.
تبیین ماهیّت معجزه از دیدگاه علّامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین مفهوم خارق العادگی در تعریف معجزه، تقریری از دیدگاه علّامه طباطبائی درباره ماهیت معجزه، ارائه می کند که برخی تعارضات ظاهری در بیان ایشان را رفع می نماید. در این راستا با الگوگیری از روش مفسر المیزان بر اساس تحلیل جامع آیات قرآن، تبیینی نو از مفاهیم کلیدی قرآنی مورد استفاده در این بحث مانند نفس، روح، ملکوت و پیوند میان آن ها ارائه شده و روشن می گردد، معجزه هرگز قوانین طبیعت را نقض نمی کند و مساله عدم سنخیت علت و معلول که عامل ظهور یک تناقض در بحث علامه شده است، با معرفی عاملی مادی در نفس پیامبر به عنوان علت معجزه حل می شود؛ البته از سوی دیگر بر وجود مساله ارتباط مادی و مجرد به شکلی کلان و عام در همه پدیده ها تاکید می شود؛ به این معنا که همه پدیده ها از سطح ظاهری یا مادّی و به تعبیر قرآن خلقی برخوردارند و در عین حال و در پیوند با همین سطح، از جنبه ای باطنی یا مجرّد و به تعبیر قرآن ملکوتی بهره مند هستند و این دو سطح در سراسر هستی با یکدیگر تعامل دارد و مساله دشوار فلسفه، تبیین این پیوند و تعامل سراسری است؛ بنابراین معجزه به عنوان یک استثناء برای اصل سنخیت مورد بحث نخواهد بود؛ زیرا در معجزه جنبه ملکوتی انسان برگزیده در جنبه ملکوتی سایر پدیده ها اثر می گذارد و در سطح مشهود نفس مادی او بر طبیعت اشیاء اثرگذار است
نقدی بر نقایص و اشتباهات کتاب فهرست نسخه های عهد ایلخانی با تکیه بر نسخ خطی کتابخانه آیت الله مرعشی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ آذر و دی ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۱۹۱)
185 - 193
حوزههای تخصصی:
کتاب فهرست نسخه های عهد ایلخانی در کتابخانه های ایران تألیف علی بهرامیان، طرح مشترک مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه ایران با آکادمی علوم مغولستان است که در سال 1396 ش. منتشر شد. هدف کتاب، شناسایی همه نسخه های خطی موجود در کتابخانه های ایران از هجوم چنگیز تا سقوط حکومت ایلخانی است. نویسنده در نوشتار حاضر به ارائه فهرستی از نقایص کتاب مذکور با تکیه بر نسخه های خطی موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی همت گماشته است.
مقایسه تحلیلی رویکردهای مبتنی بر اخلاق فضیلت: «اخلاق فلسفی» در اسلام و «تربیت منش» در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۳
۹۰-۷۳
حوزههای تخصصی:
رشد و بالندگی اندیشه های فیلسوفان یونانی و بنیان گذاران اخلاق فضیلت، در بستر اسلام موجبِ شکل گیری یکی از مهمترین رویکردهای تربیت اخلاق دینی، «اخلاق فلسفی» شد. در غربِ معاصر، رویکردِ «تربیت منش» به عنوان فضیلت گرایی نوین، توانست در مواجهه با سال ها مقابله با بنیان های تربیت سنتی، دوباره مورد توجه اندیشمندان تربیتی قرار گیرد. این مقاله برای اولین بار، به مقایسه اصول و روش های تربیتی این دو رویکرد با خاستگاه مشترک که در دو بستر متفاوت رشد یافته اند، می پردازد. هرچند هردو رویکرد، در همه جانبه نگری، استفاده از روش های تربیت مستقیم و غیرمستقیم، اهمیت به جایگاهِ تمامی عوامل موثر در رفتار و بسیاری از روش ها همسانند، این مقاله توانسته است نقاط تمایز آنها را درمیزانِ تاکید در عوامل موثر دررفتار و معرفی اصول، راهبرد و روش های خاصِ هردو رویکرد ارائه نماید که مهمترین آنها، بهره مندی رویکرد اخلاق فلسفی از مبانی، اصول و آموزه های دین مبین اسلام است.
تحلیل النموذج المبدئی لـ «التکبر» فی بناء نظره عالمیه سردیه؛ روایه الخطبه القاصعه من نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ق) العدد ۳ (المتوالی ۹)
63 - 75
حوزههای تخصصی:
لقد حلل الإمام علی (ع) موضوع "التکبر" بحذر شدید فی خطبته القاصعه فی نهج البلاغه. تهدف هذه المقاله إلى النظر فی أهمیه "التکبر " فی روایه خطبه القاصعه، والتی یتم التعبیر عنها جنباً إلى جنب مع روایه خلق آدم (علیه السلام) وإبلیس من منظور مقوِّمات السرد الأساسیه ونظریه دیفید هیرمان (2009) وتحلل توالی الأحداث فی بحث النموذج المبدئی ثم العولمه السردیه فی بحث العوالم المحتمله. تنطلق المقاله بالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی من أنّ موضوع التکبر تتحوّل إلى نموذج مبدئی کان منذ بدایه خلق آدم (علیه السلام) إلى بعثه النبی محمد (صلى الله علیه وآله) وإمامه الإمام علی (علیه السلام) إحدى الروایات فوق السردیه المعرفیه للعقل البشری، وبصفتها روایه فوق سردیه فی عالم الکبریاء الإلهی، فإنها تبنی عالمین محتملین یُطلق علیهما العالم الخارق للإنسان والعالم اللخارق للشیطان. أخیراً، خلص المقال إلى أن الإمام علی (ع) من خلال إظهار الشیطان کمؤشر على التکبر فی مواجهه عالم الکبریاء الإلهی ثم من خلال تقدیم شخصیات متعجرفه ومتواضعه عبر التاریخ حتى عصره، یقدم مقوله نموذجیه معرفیه ویُظهر أخیراً مؤشر الإدراک الحسی المناسب للنسیج العقلی للإنسان فی هذا النموذج المعرفی من خلال تقدیم فرضیه الإنسان المثالی والذی یتمتع بالتشابه والتوافق مع عالم الکبریاء الإلهی.
منهجیه شرح أعلام نهج البلاغه لعلی بن ناصر السرخسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ق) العدد ۳ (المتوالی ۹)
145 - 158
حوزههای تخصصی:
یُعدّ التعریف بشروح نهج البلاغه من خلال المناهج والاتجاهات المختلفه وسیلهً للوصول إلی أفضل طرق شرح نهج البلاغه. والقضیه الأساسیه التی یبحث عنها هذا البحث، هی التعریف بطریقه شرح علی بن ناصر السرخسی فی شرحه «أعلام نهج البلاغه». یتطرق هذا الشرح فی مجلد واحد، إلی معانی المفردات والألفاظ المشکله والغریبه فی کلمات الإمام أمیر المؤمنین لیقوم بإیضاحها وشرحها مستفیدًا من آراء اللغویین والآیات القرآنیه والأحادیث النبویه وأشعار العرب. کما أنه خلال شرحه الموسوم بسمه الاختصار یستفید من الآیات والروایات النبویه ویناقش القضیه المهدویه والشعر والأحداث التاریخیه والفلسفیه- الکلامیه کذلک یعتنی فی شرحه بنسخ نهج البلاغه الأخری وبتعلیقات السید الرضی والشروح السابقه. السرخسی لم یذکر جمیع عبارات نهج البلاغه فی شرحه بل یقتصر علی العباره التی ینوی شرحها. کما أنه وبسبب جنوحه ومقدرته علی تبیین القضایا اللغویه والصرف والنحو والبلاغه، نجد أن هذه الجوانب تطغی علی سائرالقضایا ویأخذ أسلوبه فی الشرح صبغه أدبیه. یهدف هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی أن یدرس منهج السرخسیّ فی شرحه کلام الإمام أمیر المؤمنیین @فی کتاب نهج البلاغه. الکلمات المفتاحیه : تبیین منهج شروح- نهج البلاغه- أعلام نهج البلاغه- الشرح اللغوی-الأدبی علی بن ناصر السرخسی
بررسی اختلاف قرائات پنج نسخه خطی قرآن کریم از قرن ششم هجری درکتابخانه آستان قدس رضوی(4)
منبع:
تأمل سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱
41 - 60
حوزههای تخصصی:
قرآن کلام خدا و کتاب آسمانی مسلمانان است که به وسیله جبرئیل% به حضرت محمد6 وحی شد. مسلمانان محتوا و الفاظ قرآن را نازل شده از سوی خداوند می دانند؛ همچنین معتقدند قرآن، معجزه جاودانه، نشانه پیامبری حضرت محمد6 و آخرین کتاب الهی وآسمانی است. قرآن معجزه بودن خود تأکید دارد و دلیل اعجازش را آن دانسته است که کسی نمی تواند مانندی برای آن بیاورد. درقرآن یکی ازمسایل مهمی که باید واضح و روشن شود، قرائت می باشد. درموضوع قرائت واحد بودن یا متعدد بودنش بحث عمیقی وجود دارد. ادله عقلی ونقلی ثابت میکند که قرآن به قرائت واحد نازل شده وازطرق تواتراز پیامبر اکرم ص به ما رسیده است. مهم ترین پرسش این است که آیا همه قرائت های گوناگونِ قرآن کریم که از قرّاءِ مشهور روایت شده، معتبر و حجت است یا تنها یک قرائت حجت است؟ یا قرآن کریم با یک قرائت بر پیامبر6 نازل گردیده یا آنکه به وجوه لفظی مختلفی نازل شده است؟ اگر قرآن کریم با یک قرائت نازل شده باشد، طبعاً همان یک قرائت، قرآن به شمار می رود آن کدام قرائت می باشد؟و راه شناخت آن از بین قرائت های گونا گون چیست؟ برای شناخت آن قرائت واحد که باید متصف به تواتر نیز باشد؛ تحقیق میدانی و بررسی قرائت مضبوط در مصاحف قرون گذشته می باشد.
تبیینی غیر امیدبخش از معاد مبتنی بر معادل انگاری رجاء با تصدیق در آیه 7 سوره یونس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۴
251 - 278
حوزههای تخصصی:
مفسران واژه «رجاء» در عبارت «لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا» (یونس/ 7) را با احتمالات مختلفی چون: خوف، طمع، توقع و تصدیق تبیین کرده اند. در این میان با اینکه «تصدیق» از جمله مدلولاتی است که به دلیل دور بودنش از معنای موضوع له رجاء، تبیین سازوکار ارتباطی بین آن با رجاء ضروری می نماید، مفسران بدان نپرداخته اند و همین مسئله، جواز حمل آن بر آیه را با ابهام و چالش جدی مواجهه کرده است. مشکل دیگری که به نحوی شامل اکثر خوانش های تفسیری پیش گفته از جمله «تصدیق» می شود، عدم توجه به رویکرد انگیزشی آیه در تبلیغ آخرت گروی امیدمحور به جای آخرت باوری استدلال محور است؛ نکته ای که علی رغم دارا بودن مٶیداتی چون گزینش و چینش واژگانی آیه، در تفاسیر مفغول مانده و مورد بی توجهی قرار گرفته است. یعنی با مطالعه تفاسیر، ذهن مخاطب معطوف به معادباوری و تبعات ناگوار معادگریزی به عنوان یک اصل اعتقادی می شود؛ در حالی که آیه سعی دارد پنجره دیگری غیر از آنچه معاد را به عنوان یک باور و اصل اعتقادی لازم الاطاعه می نمایاند، به روی مخاطب بگشاید و قوای ذهنی او را نسبت به ظرفیت امیدبخش معاد تهییج و در یک کلام معادگرایی و نه معادباوری را ترویج نماید. این نوشتار با هدف تقریر و تحلیل دیدگاه ناظر به معادل انگاری رجاء با تصدیق و طرح این ادعا که این آیه به خصوص، با موضوع محوری معاد در صدد ایجاد گرایش و نه بینش نسبت به حیات اخروی است، به سامان رسیده است.
پارادایم های حاکم بر مفهوم حق (مطالعه رویکرد فقه و فقهای اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲۷
67 - 49
حوزههای تخصصی:
حق، ادعایی معن ادار، منطق ی و موجه شدنی در گستره انسان و به دست آمده در راستای منزلت و شرافت او است. در این میان، حق در طیفی از نظریات مختلف، متفاوت و گاه متعارض فهم شده است. این اندیشه های فقهی، بسته به پارادایم هایی که عموما از آن سخن گفته نشده، مفهوم حق را از جنس فروتر یا والاتر با حکم دانسته اند. بنابراین مساله تحقیق پیش رو، تحلیل علل و عوامل تحولات عارض بر فهم فقها از حق است. در حقیقت، رویکرد فتوایی در فقه (به معنای عام)-به عنوان هویتی کاملا شکل یافته و رایج- که معیار درستی را مبتنی بر "حجیت" و پیمایش طریق سنتی و فنی در اتم گزاره های فقهی (: موضوع و حکم) می داند، شان فتوا را متوجه معنایی از حق می داند که گرچه عمدتا مفهومی ایستا است ولی متاثر از پارادایم های متعددی است؛ همچون: معنای انسان، پیش فهم ها به نصوص (نظیر عقلانیت گزاره ای، مقاصد، گستره انتظار از دین و..)، فطرت، جعل استقلالی حق و نیز امکان خلو واقعه از حکم. این نوشته مبتنی بر مطالعات توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای به شناسایی زمینه ها و تاثیر آنها بر تفاوت فهم از حق می پردازد.
بررسی آثار تربیتی «خوف و رجا» از دیدگاه اسلام با تأکید بر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«خوف» و «رجا» از موضوعات بسیار مهم در رابطه با چگونگی زندگی انسان و تربیت وی می باشند از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی آثار تربیتی خوف ورجا از دیدگاه اسلام با تأکید بر قرآن کریم است. جهت دست یابی به این هدف، از روش تحلیل زبانی و مفهومی بهره گرفته شده است. مضامین استخراج شده پژوهش نشان داد، قرآن خوف و رجا را به عنوان مکمل یکدیگر معرفی می کند و نظارت خداوند بر رفتار انسان را به واسطه این دو حالت نفسانی برمی شمارد؛ به نحوی که هر دو را سبب تنظیم رفتار انسان قلمداد می کند و اذعان دارد که به موجب آن ها نابهنجاری ها کنترل می شوند. با بررسی آیات پیرامون خوف و رجا و نقش تربیتی این دو ویژگی اخلاقی، این نتیجه حاصل شد: به استناد قرآن کریم، خوف و رجا برای انسان دستاوردهای تربیتی متعددی در سطح فردی و اجتماعی به ارمغان می آورد که بخشی از این دستاوردها ویژه خوف هستند، بخش دیگر، مختصِ رجا و پاره ای هم، توأمان شامل خوف و رجا با یکدیگر می شود. این امر بدان جهت است که هرکدام از این واژه ها، در برخی از آیات قرآن کریم به صورتِ تنها و در بعضی دیگر به طورِ توأمان آورده شده اند. دستاوردهای یادشده در متن مقاله، تبیین و بررسی شده اند.
رهیافتی بر تشخیص احادیث زمانمند و غیرزمانمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
66 - 45
حوزههای تخصصی:
در میان دانش های حدیثی، «فقه الحدیث» از جایگاه رفیعی برخوردار است. بر این پایه، دانشیان حدیث با کاربست قواعد فهم حدیث، تلاش کرده اند تا حدیث، روشمندانه فهم گردد. از سوی دیگر همواره فهم حدیث دچار آسیب هایی گشته است. «تعمیم گرایی» یا تسری دادن آموزه حدیثی درباره فرد، گروه، زمان و مکان خاصی به افراد، گروه ها، زمان ها و مکان های دیگر از آسیب هایی است که گاه فهم مقصود اصلی گوینده را تهدید می کند. این نوشتار درصدد راه های تشخیص گزاره های حدیثی «تعمیم ناپذیر» از گزاره های حدیثی «تعمیم پذیر» و بررسی زمینه های پدیداری «تعمیم گرایی» است. با توجه به شأن صدور، تصریح معصوم، بی تأثیری رفتاری در زمانی دیگر، نبودن مصداق در شرایط امروزی، متکلم بودن پیامبر و امام و توجه به مَصَبِّ حدیث می توان به تفکیک میان گزاره های حدیثی تعمیم پذیر از تعمیم ناپذیر اقدام کرد.