آیین حکمت

آیین حکمت

آیین حکمت سال 17 زمستان 1404 شماره 66 (مقاله پژوهشی حوزه)

مقالات

۱.

نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون رفت از اشکال ذهن گرایی، عبارات وصفی در گزاره های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده اند؛ کریپکی معتقد است این گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم ترین دلایل این نظریه می پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش گفته تدارک می گردد. در این میان به پیامد های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
۲.

بررسی اختلاف فارابی و ابن سینا درباره جهات در منفصله(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۷
ابن سینا پذیرش «جهات» را به قضایای شرطیه متصله محدود می کند و کاربرد آنها را در شرطیه منفصله ناموجه می داند. با توجه به نقش بنیادین جهت در تحلیل صدق، دوام و ضرورت قضایا، این موضع ابن سینا خلأ نظری مهمی پدید می آورد: اگر منفصله ها همانند متصله ها دارای سور هستند، چرا نتوانند واجد جهت باشند؟ این مقاله با برجسته کردن این تعارض، دو پرسش محوری را پی می گیرد: نخست: چرا از منظر ابن سینا «عناد» و «اتفاق» را نمی توان جهات منفصله دانست؟ دوم: چرا جهات مشهورِ «ضرورت»، «دوام» و «امکان» قابلیت اطلاق بر منفصله را ندارند؟ در حالی که محقق طوسی با پذیرش بی جهتیِ منفصله پاسخی اجمالی عرضه می کند، این پژوهش نشان می دهد پاسخ دقیق تر به دو مبنای اساسی در اندیشه ابن سینا وابسته است: تلقی خاص او از چیستی قضیه منفصله و حقیقت «انفصال» در تمایز با فارابی، و انکار تمایز واقعی میان ضرورت و دوام. بر این اساس، مقاله استدلال می کند که هیچ یک از جهات چهارگانه مشهور نمی توانند در شرطیه منفصله جاری شوند؛ درنتیجه تقسیم منفصله به موجهه و مطلقه از نظر ابن سینا ناموجه است.
۳.

اثبات تناظر مراتب چهارگانه معارف با عوالم چهارگانه وجود بر اساس روایتی از امام صادق (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
این نوشتار به بررسی شواهد تناظر مراتب چهارگانه معارف و عوالم چهارگانه وجود می پردازد. نویسنده برای دست یابی به این مهم ابتدا بر اساس روایتی از امام صادق (ع)، مراتب چهارگانه معارف را تبیین کرده است. این امر به فهم عمیق متون دینی و کشف وجوه هستی شناسانه آنها بسیار کمک می کند. متون دینی ضمن نشان دادن راه هدایت، واقعیت جهان را نیز به انسان نشان می دهند. غفلت از این مهم، بستر فهم سطحی از متون دینی را فراهم می آورد و از طرف دیگر علوم عقلی را از یک منبع الهام بخش برای تفکر محروم می سازد. چنان که خواهد آمد، در این روایت کعبه، بیت المعمور، عرش و تسبیحات چهار مرتبه از نماد یک فرع دینی (حجّ) معرفی شده است. سه مرتبه از این مراتب در عالم فراماده قرار دارد. در عوالم چهارگانه هستی نیز سه عالم غیرمادی وجود دارد. محتوای موجود در علوم عقلی در خصوص عوالم چهارگانه، شباهت چشمگیری با توصیف های آموزه های دینی در خصوص بیت المعمور، عرش و ... دارد.
۴.

تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
در قلمرو معارف دینی، بهره گیری از عقل برهانی برای درک مفاهیم والا در همه انسان ها امکان پذیر نیست؛ زیرا بیشتر افراد با عالم محسوسات انس دارند و تحت تأثیر صور خیالی اند. بر این اساس قوه خیال به مثابه نقطه کانونی مشاعر انسان، با محاکات، خلاقیت و صورتگری در مقام تبدیل محسوس به معقول و برعکس نقش مهمی در معارف دینی در جایگاه نقطه آغازین (نه نقطه اوج) مورد توجه انبیای الهی بوده است. با بررسی آیات قرآن کریم و روایات معصومان (ع) نیز این حقیقت نمایان می شود که قرآن و اهل بیت (ع) از این روش برای القای معارف دینی در جان مخاطبان و پیروان خود بهره جسته اند. همین امر سبب شده است تا در فرایند تحلیل چگونگی وحی و ارتباط نبی با فرشته وحی و کیفیت ارتباط با مردم، نقش محاکاتی قوه خیال و تخیل ویژه نبی به مثابه مباحث ارزنده حکمت اسلامی مطرح باشد. در این مقاله با بررسی منابع دینی و حکمت اسلامی به روش تحلیلی، به تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی پرداخته می شود.
۵.

سنجش تضاد درونی با تنازع واقعی و آرمانی در انسان شناسی افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۵
تضاد در سایه نزاع و بحران میان قوای درونی انسان و در قلمرو انسان شناسی افلاطون ساختار پیدا می کند. مسئله مقاله حاضر این است که با توجه به امکانات مفهومی فلسفه افلاطون، نسبت میان نزاع درونی قوا با معرفت و اخلاق را بسنجد؛ سپس با صورت بندی نوآورانه این نزاع در قالب دوگانه «تضاد آرمانی و واقعی» پیامد متفاوت هر کدام از آن دو نوع را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش محوری است که نزاع درونی در چه حالتی به تضاد آرمانی یا واقعی تبدیل می شود؟ یافته ها نشان می دهد که سرانجام تنازع، تعیین کننده نوع تضاد است. هرگاه میل یا اراده با تحمیل خود بر دیگر قوا، نفس را به محسوسات متوجه کنند، نزاع واقعی خواهد بود؛ در این تنازع سایر قوا حذف و تلاش برای حفظ بقاست. اما اگر عقل بر پایه حکمت و اقناع سایر قوا را به سمت عالم مُثُل متوجه کند، در این حالت نزاع شکل آرمانی خواهد داشت و پیامد آن هماهنگی قوای انسانی در حرکت به سمت بقای متعالی خواهد بود. سعادت در مدیریت نزاع قوای نفس توسط عقل و تبدیل آن به یک تضاد آرمانی است
۶.

تحلیل آرای مثبتان و منکران قاعده الواحد در سنت فلسفی و کلامی با تأکید بر نوآوری های ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
«قاعده الواحد» به مثابه اصلی بنیادین در تبیین علیت و نظام صدور، امتناع صدور کثیر از واحد بالذات را لازمه بساطت و وحدت حیث تعقل و تعلق آن می داند؛ زیرا صدور کثیر متوقف بر حیثیات متکثره و تعینات متباینه در مبدأ فاعلی است که با اطلاق وحدت حقیقی ذات واجب الوجود در تعارض است. ابن سینا و خواجه نصیر در سنت مشاء، این قاعده را از بدیهیاتی نزدیک به فطریات عقل معرفی کرده اند؛ در مقابل، متکلمانی چون شیخ مفید و غزالی با استناد به تجرد مطلق ذات و توحید افعالی، قاعده الواحد را نفی و صدور کثرت را با تساوی نسبت فعل الهی به ممکنات و نفی ترجیح بلامرجح توجیه می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شیوه تطبیقی و انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ابتدا به تبیین مفهوم الواحد می پردازد و سپس مهم ترین آرای مثبتان و منکران این قاعده را بررسی و در بعضی فروض نقد می کند و درنهایت بر دیدگاه ملاصدرا و نوآوری او تأکید می ورزد. منشأ انکار الواحد بر اساس این پژوهش، نداشتن تصور صحیح وحدت حقیقی و بساطت ذات واجب است و رأی مختار، دیدگاه ملاصدرا است که با ارتقای تبیین الواحد به رویکردی تجلّی محور و تلقی صدور به مثابه تجلی وجود بسیط الحقیقه، نظامی منسجم بنا می نهد که هم مقتضای برهان عقلی و هم هم ساز با شهود عرفانی است؛ در این نگاه، کثرت نه نافی وحدت، بلکه مرتبه ای از تعین حقیقت واحد است و رابطه واحد و کثیر نه تقابل عرضی، بلکه تشأن طولی در سیر وجود است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۴