فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۰۸۱ تا ۱۳٬۱۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
بیشتر معارف اسلامی از طریق روایات به مسلمانان منتقل شده است. با توجّه به فاصله زمانی طولانی با عصر صدور و آسیب های مختلفی همچون جعل، تصحیف، تقیّه و ... که به این میراث حدیثی وارد آمده، ضرورت دستیابی به معیارهایی برای تشخیص حدیث معتبر و قابل اعتماد، همواره مورد بحث عالمان بوده است. در این زمینه دو مبنا میان علما مطرح است: «وثوق سندی» و «وثوق صدوری». از آنجا که مبنای صحیح در نظر قدما و بسیاری از محقّقان معاصر، وثوق صدوری حدیث است، این مقاله با مفروض دانستن این مبنا پس از اشاره مختصر به معیارهای کاشف از عدم صدور و عدم اعتبار حدیث، درصدد احصای قرائن و معیارهایی برآمده که موجب اطمینان و وثوق نوعی به صدور حدیث و در نتیجه، اعتبار و حجّیت آن می گردد. در این بررسی مجموعاً هفت معیار به عنوان ملاک های مقبول، ذکر شده است.
مأخذشناسی توصیفی آثار جدید درباره آیه امامت ابراهیم× (آیه 124 سوره بقره)
حوزههای تخصصی:
از قرون نخستین اسلامی تاکنون، رسائل و کتاب های بسیاری درباره مسأله جانشینی پیامبر’، امامت اهل بیت و نیز مناقشات درباره آن، به ویژه در میان شیعیان، نوشته شده است. به عقیده شیعیان، در آیات متعدّدی از قرآن مجید، بیان و اثبات امامت ائمّه طاهرین وجود دارد. در دوره کنونی، بسیاری از نوشته های پیرامون امامت، به آیات قرآن و از جمله آیه ابتلای ابراهیم (بقره، 124)، به عنوان مهم ترین دلیل قرآنی بر اثبات امامت و برخی از مختصّات آن، پرداخته اند. با توجّه به اهمّیت آیه ابتلا در موضوع امامت و تفاسیر مختلفی که درباره آن ارائه شده، لازم است تحقیقات بیشتر و جدیدتری درباره این آیه صورت گیرد. پژوهشگران علاقه مند به این حوزه، نیازمند مأخذ شناسی آثار پیرامون آیه ابتلا به ویژه شناخت آثار دهه های اخیر هستند. در نگاشته حاضر، 3۶ اثر جدید درباره آیه ابتلا شناسایی و معرّفی گردیده است. در آخر این تحقیق، عناوین و موضوعات جدیدی، برای انجام پژوهش های تازه درباره این آیه پیشنهاد شده است.
تبیین ادله و مستندات «نظام واره معنایی» قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
159 - 192
حوزههای تخصصی:
از ابعاد زبان شناختیِ متن قرآنی که مُهر تأییدی بر جنبه اعجاز و وحیانی بودن این کلام الهی نهاده، نظام معناسازی و روابط بینامتنی در سطوح گوناگونِ «مفاهیم، آیه ها و سوره ها» است. اتخاذ این شیوه نظم پذیری که می توان از آن، تحت عنوان «نظم شبکه ای متن قرآنی» یاد نمود، کارکردهای فراوانی را در فراورده های تفسیری به ارمغان می آورد. از جانبی دیگر، لزوم تمسک به نگرش جامع نگرانه و تشکیل نظام واره های قرآن بنیان، مستلزم مبنایابی درون دینی است. این مقاله با اتخاذ رویکردی پسینی، از رهگذر استنطاق در کاربست های قرآنی، علاوه بر بازکاوی دو تعبیر همسوی قرآنی، یعنی ایضاح شعاع دلالت «مثانی» (زمر/ 23) بر روابط درون متنی قرآن، و هماهنگی آیات آن در ساحت کلان متن (نساء/ 82)، از رهگذر تمسک به پاره ای از احادیث معصومان ، به تبیین ادله درون دینی «نظام واره معنایی قرآن کریم» پرداخته است. لذا این پیوندهای شبکه ای نه تنها در ابعاد «مفهومی» و «موضوعی»، بلکه در گستره روابط شبکه ایِ «بیناآیه ای» و «بیناسوره ای» در متن قرآنی قابل ارائه است.
اصفهان در آثار نظامی گنجوی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۹۴)
215 - 226
حوزههای تخصصی:
نظامی گنجوی در برخی آثار خویش از اصفهان یاد کرده و به توصیف آن پرداخته است. در این مقاله، ابیات متضمن ذکر اصفهان در آن آثار را از نظر گذرانده و توصیفات نظامی را با منابع دیگر سنجیده ایم. نیز این پرسش را درانداخته ایم که آیا نظامی با شیوه ای که به اصفهان پرداخته، مقصودی خاص داشته؛ و اگر چنین است، آن مقصود چه می توانسته باشد.
واکاوی جواز شرعی وقف پول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسایل اختلافی در موضوع وقف، بحث از جواز یا عدم جواز وقف پول است. در این خصوص دیدگاههایی از عدم جواز، تردید در جواز، جواز به صورت مشروط و جواز بدون قید و شرط در بین فقهای شیعه وجود دارد. این اختلاف در بین فقهای مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز کم و بیش وجود دارد. مخالفان جواز و نیز تردیدکنندگان، عقیده خود را بر این دلیل استوار کرده اند که در وقف پول، عین آن باقی نمانده بلکه در مسیر اضمحلال قرار می گیرد و در نتیجه منفعتی بر چنین وقفی مترتب نخواهد بود. در مقابل موافقان جواز معتقد به حفظ عین موقوفه بوده و وقف پول را با فرض انتفاع مستمر موقوف علیهم بلامانع اعلام کرده اند. مستند عقیده موافقان، وجود روایاتی است که ناظر برحفظ عین موقوفه و بلکه مالیت و ارزش ذاتی آن است، همانگونه که در قرض الحسنه و عاریه، اصل بر بقای عین نقدینگی و استرداد آن به صاحبان اموال است.
بررسی دیدگاه مفسران معاصر در تفسیر آیه 18 زخرف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم اذعان قرآن به بهره مندی زن و مرد از کرامت ذاتی، ابزارهای کسب ایمان و عمل صالح و قوای ادراکی حسی، عقلی و قلبی یکسان؛ اما برداشت اکثر مفسران معاصر از آیه ی 18 سوره ی زخرف، کاستی عقل زن نسبت به مرد است. از منظر این گروه از مفسران معاصر دو صفت ذکرشده در این آیه برای زن، یعنی علاقه مندی به زیور آلات و ضعف از بیان مقصود در نزاع و مخاصمه ناشی از موقعیت اجتماعی و روانی زن و خصوصیات خدادادی بوده و دلیلی بر نقصان عقل زن دانسته اند. در مقابل اندکی از مفسران معاصر دلالت آیه ی مذکور بر نقص عقلی زنان را برداشتی نادرست می دانند. این نوشته با روش توصیفی- تحلیلی بعد از بررسی سیاق آیه و تأمل در اطراف موضوع به این نتیجه انجامید که برخلاف دیدگاه اکثریت مفسران معاصر، پرورش زن در لابه لای زینت ها و ضعف وی در جدال و مخاصمه، وصفی ذاتی و تغییرناپذیر نیست و میان علاقه ی زن به زینت و زیور و عطوفت ورزی ملازمه ای وجود ندارد. بلکه این اوصاف اولاً از طریق آموزش و اکتساب قابل تغییر بوده و امکان تقویت و رشد خردورزی زن مقدور است، ثانیاً این نگرش حاکی از نوع نگاه عصر جاهلیت به زن و نظام های تربیتی غیر اسلامی می باشد. بنابراین در نظام تربیتی قرآنی زن می تواند با فراگیری حکمت های علمی و عملی، موجب رشد و طراوت قوه ی تعقل شود و قوای طبیعی خود را نیز تحت زعامت عقل درآورد.
نشان گذاری تخصّصی روایات و کارکردهای آن در پردازش داده
حوزههای تخصصی:
در فرایند بهره برداری از روایات، اساسی ترین نیاز، شناخت و فهم قطعات مختلف یک داده حدیثی و تحلیل آن با دیگر احادیث است که از دیرباز، به صورت دستی انجام می گرفته است. معجم های لفظی و موضوعی، با پشتوانه پژوهش انسانی، آماده سازی مطالب را با هدف دسترسی آسان فراهم نموده اند و آنچه در فرمت تخصّصی به عنوان یک فرایند خاصّ، مورد توجّه است، بارور نمودن و ارزش دار کردن کلمات و جملاتی است که هیچ یک از آنها، به جز در حروف و ساختار لفظی، تفاوتی با یکدیگر ندارند و رایانه به طور عادی، قابلیت فهم معنای آنها را ندارد. فرمت گذاری تخصّصی و ایجاد شبکه ارتباطی معنایی میان کلمات و به دنبال آن، بانک بزرگ داده های روایی، به عنوان پشتوانه ای غنی برای تغذیه و پردازش داده به شمار رفته و خروجی های جدیدی را در راستای زمینه سازی برای تولید علم و توسعه حدیث پژوهی و فراهم سازی بستری جامع برای مطالعه، تحقیق و دانش افزایی مخاطبان ارائه خواهد داد.
درآمدی انتقادی به طرح تمدنی حسن حنفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
63 - 83
حوزههای تخصصی:
حسن حنفی، از جمله اندیشمندانی است که مسئله انحطاط و برون رفت از آن، دغدغه ذهنی وی بوده و دارای طرح تمدنی مشخصی در این زمینه بود. در این نوشتار تلاش شده است با روش توصیفی، تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که عامل اصلی عقب ماندگی جهان اسلام از دیدگاه حنفی و طرح او برای برون رفت از این وضعیت چیست؟ بر اساس یافته های تحقیق، حنفی مشکل اصلی را در عدم نوسازی میراث تمدنی مسلمانان و ناکارآمدی آن در پاسخگویی به نیازهای زمان دانسته، بر این اساس طرح تمدنی خود را بر نوسازی میراث متمرکز نموده است. این طرح از سه بخش اصلی تشکیل شده است:1. موضع ما نسبت به میراث قدیم؛2. موضع ما نسبت به غرب و 3. موضع ما نسبت به واقعیت کنونی. وی درصدد است با بازخوانی میراث، بویژه میراث علمی مسلمانان و نوسازی آن بر اساس واقیعت های زمان حاضر، با بهره گیری از روشهای علمی نوین غرب، زمینه احیاء و نوسازی تمدن اسلامی را فراهم سازد. این طرح، به رغم نقاط قوتی که دارد، از جنبه هایی نیز قابل نقد است که مهمترین آن تأثیرپذیری از برخی مکاتب فکری غربی، التقاط فکری در نوع نگرش به دین و میراث و روش نوسازی آن، و آسیب های نگرش اومانیستی و کاربردی به دین و میراث دینی است.
تکامل حوزه در تعامل با سیاست
منبع:
حوزه دوره جدید بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶ و ۱۷
160 - 167
حوزههای تخصصی:
واکاوی مانع انگاری نفی تکاثر، تحقیر دنیا و محدودیت کمّی مالکیت، برای تولید ثروت و سرمایه
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
124 - 150
حوزههای تخصصی:
نکوهش قرآن و روایات از «تکاثر» در کنار مذمت جمع مال و تحقیر دنیا، و روایات تحدید کمّی مالکیت، این شبهه را ایجاد کرده است که آموزه های دینی، در برابر تولید ثروت و انباشت سرمایه، رویکردی منفی دارند و انعکاس همین رویکرد در فرهنگ مسلمانان، از عوامل عقب ماندگی آنان است؛ چه رشد و پیشرفت اقتصادی بدون تولید ثروت و سرمایه گذاری های کلان شدنی نیست. این تحقیق که به روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی سامان یافته است، درصدد تحلیل صحیح آموزه های مرتبط با تکاثر و پاسخ به شبهه یادشده است. فرضیه تحقیق این است که اصولاً «تکاثر»، مقوله ای فرهنگی و اخلاقی است و با موضوع اقتصادی تولید ثروت و انباشت سرمایه تمایز دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد آموزه های دینی، همگام با هشدار در مورد تکاثر، بر تولید ثروت و سرمایه تأکید دارند و رویکرد فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی در برابر این مقوله ها، همسو و هم جهت با یکدیگرند؛ چنان که نکوهش دنیا، ناظر به «هوس های سیری ناپذیر»، «مقایسه دنیا با آخرت» و «دلبستگی افراطی به دنیا» است که منافاتی با سرمایه گذاری و تولید ثروت ندارد. همچنین محدودیت کمّی برای تملک قابل اثبات نیست و استناد به روایات در این باره، نقدپذیر است.
السَّرد الفسیفسائی ومواصفاته فی روایه "رمل المایه" لواسینی الأعرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنَّ السرد الفسیفسائی أسلوب من أسالیب السرد العربی الحدیث تمّ استخدامه فی العدید من الروایات الجدیده. یمتاز هذا الأسلوب السردی بالتداخل والتناقض والتشظی والتشابک والتفکک. یولّدُ عبر توظیف هذه التقنیه نصّ روائی متشابک من حیث العناصر الذاتیه والرئیسه للسرد کالزمن والمکان والشخصیه کما یتجاوز السرد عن الطریقه التقلیدیه من حیث العناصر الإطاریه وتمیل الروایه نحو الشعر والمسرحیه والقصه القصیره. جاء هذا المنهج السردیّ تلبیه للحاجات السردیه العربیه فی مسار تطورها ونضجها وظهر لیفکّک المنطق السردی القدیم المرتکز علی الخطیه والاتّساق. نظراً لأهمیه التعرف علی الأنساق السردیه الجدیده، تتوخی هذه المقاله بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی لدراسه هذا الأسلوب فی روایه "رَمل المایه" للروائی الجزائری الشهیر واسینی الأعرج الذی یبحث فیها عن سبل تعبیریه جدیده. تظهر النتائج أنَّ "رَمل المایه" من أقرب الروایات من البنیه السردیه الفُسَیفسائیه. واسینی نظراً للبنیه المقتبسه فی سرده للروایه المذکوره من "ألف لیله ولیله" یخطو نحو التجدید والإبداع فیضفی بدوره علی السرد التراثی أحداثاً جدیدهً داعیاً إلی تقدیم الفکره الجدیده والتجربه الروائیه المتشظیه، إذ یقوم بتحطیم المنطق السردی القدیم مضموناً وصیاغهً فیتولد من شفتیه نص سردی مفکک متشظِّی یتّسم بالتعددیه والتشابک. انطلاقاً من هنا، نجد أنّ الوصف یهیمن علی الروایه، والسارد یهتمّ بالجمالیات اللغویه والدلالات والتعابیر النابضه الرائعه فیقدم الأشیاء والذوات والشخصیات بالوصف ولایعتنی بکینونه السرد وتطوره؛ فالسرد یتحول إلی کتابات إعلامیه مانیفستیه عبر هذه الأوصاف المکثفه، کما أن هذه البنیه انتهت إلی تداخل الأزمنه والأمکنه وعدم اختیار الخیط الزمکانی المتسق. الزمن والمکان لم یحددا فی السرد، فالأحداث تجری فی الأمکنه والأزمنه المختلفه، فهما یتمتعان بالتداخلات والتمازجات والقفزات والاستباقات الکثیره فیدوران بین الحاضر والماضی والشمال والجنوب والدنیا والآخره، کما أنّ الشخصیه والذات أیضاً اتسما بالتعددیه والتداخل فالروایه تفتقد الشخصیه الرئیسه بل هناک عده شخصیات تظهر فی السرد علی حده، وفی النهایه اللغه والبنیه فیها تمتازان بالانسیابیه الملحوظه والنقل بین الحالات الشعریه والقصصیه والعامیه والفصحی؛ فهی فی کل حال تتجاوز اللغه السردیه المعتاده بفضل حرکیتها ودینامیتها.
رهیافت قرآنیِ علامه طباطبایی در تبیین مفهوم اجابت دعا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳
189 - 202
حوزههای تخصصی:
دعا یکی از مفاهیم مهم دینی، و از جمله کُنش های قلبی و قالَبی انسان موحّد برای رفع نیازها، خروج از نقص ها و اوج گیری به سوی کمال است. عالمان اسلامی در تحلیل ابعاد مختلف دعا، به مدد آیات و روایات، کوشش ها نموده و نکته سنجی ها داشته اند. در میان جنبه های مختلف دعا، تبیین دقیق مفهوم اجابت که در واقع ثمره دعا و علت غایی آن است، از اهمیت بسیاری برخوردار است. علامه طباطبایی، با رهیافتی قرآنی، مفهوم اجابت دعا را بر بستر معارف وحیانی و ذوق فلسفی و عرفانی، و در بافتار باور به نظام احسن که محفوف به روابط علّی در شبکه اسباب می باشد، موشکافانه به بحث نشسته است. در رهیافت قرآنیِ علامه، و بر اساس مبانی عقلی و نقلی، پروردگار متعال، ذاتی است همواره مُعطی و مُجیب که هیچ گونه مانعی از جانب او برای اجابت دعا متصور نیست. در این صورت جای این پرسش باقی است که چرا همواره و بدون تخلف دعای داعیان را به اجابت نمی رساند؟ پاسخ تحلیلی این موضوع به طور عمده منوط به بررسی منشأ نیازورزی و دعای انسان است که آیا خاستگاهی فطری و توحیدی دارد، یا منشأی توهّمی و اسباب گرا. علامه با ترسیم دقیق نظام اسباب و در عین حال نفی کلّی استقلال از آن، و نیز با تبیین چیستی نیازهای فطری انسان، ثمره دعا با خاستگاه نخست را اجابت قطعی، و دستاورد دومی را اجابتی ممکن و محتمل، و نه ضروری و قطعی، دانسته است.
تبیین جایگاه، مصادیق و ثمرات «قیام لله» از منظر امام خمینی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۴
7 - 28
حوزههای تخصصی:
امام خمینی یک عالم دور از اجتماع نبود و فعالیت های سیاسی را جزئی از وظایف دینی خود می پنداشت و با این دید به تحولی بنیادین و انقلابی اسلامی دست زد. سوال اصلی پژوهش این است که از منظر ایشان به عنوان یک شخص انقلاب آفرین، کدام مولفه در تربیت، تکامل و رسیدن به غایات آدمی موثرترین است. بعد از فهم چیستی این مولفه که همانا قیام لله است، ابعاد و مصادیق مختلف این قیام را برشمرده ایم. برای وصول به این هدف با مراجعه به سخنان امام از روش توصیفی- تحلیلی بهره برده ایم. یافته های ما بیان می کند در اندیشه امام، قیام لله از یک طرف تکیه گاه و از طرف دیگر محور تمامی مبانی فکری و اعتقادی دین مبین و شرع مقدس اسلام است. این قیام شؤون مختلفی دارد که از مبارزه با نفس آغاز می شود و با قیام بر ضد جهل و تفرقه ادامه می یابد و با توسل به عقل و علم و اتحاد به قیام بر ضد طاغوت بیرونی و تشکیل حکومت منجر می شود. حکومتی که سعی دارد با ایجاد تمدن نوین اسلامی، علاوه بر ارائه الگویی از حکومت معیار اسلامی به جهانیان، زمینه ساز حکومت واحد جهانی و زمینه ساز عصر ظهور باشد.
بررسی و نقد ادلّه ی قرآنی عبدالکریم سروش در باب کثرت گرایی دینی و تنکیر صراط مستقیم با تأکید بر آراء علامه طباطبایی
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات کلامی که همواره مورد توجّه قرآن پژوهان مسلمان بوده و در سال های اخیر، به طور ویژه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است، پلورالیسم یا همان کثرت گرایی دینی است. برخی از نو اندیشان معاصر همانند عبدالکریم سروش با استناد به برخی از آیات قرآن کریم که در آن ها، صراط مستقیم به صورت نکره ذکر گردیده است، آن را دلیل بر تعدّد صراط مستقیم پنداشته و ادّعای کثرت گرایی دینی نموده اند. از جمله آیاتی که بدان استناد جسته اند، عبارتند از : «إِنَّکَ عَلى صِراطٍ مُستَقیمٍ» (زخرف: 43)؛ «عَلى صِراطٍ مُستَقیمٍ» (یس: 4)؛ «وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُستَقیماً» (فتح: 2)؛ «وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُستَقیمٍ» (نحل: 121) که در سه آیه ی نخست، هدایت بر صراط مستقیم، مرتبط با پیامبر اکرم (ص) و در آیه ی چهارم، مرتبط با حضرت ابراهیم (ع) می باشد. رهیافت مقاله ی حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از آراء مفسّران و اندیشمندان قرآنی به ویژه علامه طباطبایی، آیات یاد شده را دلیل بر تفخیم، مبالغه و تعظیم صراط مستقیم دانسته و استناد این آیات، بر پلورالیسم دینی را مردود نموده و یگانه راه سعادت و آیین حق را دین مبین اسلام دانسته که صراط مستقیم در انحصار آن است.
بررسی نسبت دادن «سرقت جام مَلِک» توسط حضرت یوسف علیه السلام به برادرانش
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله از متشابهات قرآنی است که جز با تمسک به محکمات حل نمی شود. محکماتی که در سه دسته عام، خاص و سیاق، به عنوان کلید هایی هستند که می توان با آن ها به گنجینه فهم حدودی متشابهات دست یافت. حضرت یوسف بر اساس محکمات عام نبوت و ویژگی های خاص خود، اهدافی والا از جمله تربیت و هدایت مردم را در نظر داشت. در همین راستا نقشه نگه داشتن برادر تنی نزد خود و نسبت دادن سرقت به سایر برادران با هدف متنبه کردن آنها به گناهشان بود تا به خود آمده و توبه کنند. این هدف از طریق سارق خواندن آنها در ملأ عام و شرمسار کردنشان میان کاروان ممکن می شد. ضمن آن که با این کار باعث می شد خواسته دیگر خود یعنی مهاجرت خانواده اش به مصر میسر شود. به این نحو، شبهه کذب و افترا توسط پیامبر خدا حل می شود. چنانچه روایات تفسیری نیز مؤید این نظر هستند. اگرچه احتمالات تفسیری دیگری نیز برای این آیات ذکر شده است از جمله: «موجه بودن گناه تهمت به خاطر هدف والا»، «انشائی بودن جمله اعلانی» یا «اعلان توسط مسؤول امر»؛ اما با توجه به محکمات و دلایل، آنها را بعید می دانیم.
دادرسی منصفانه در کمیسیون ماده صد قانون شهرداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
85 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کمیسیون ماده صد قانون شهرداری از مهم ترین مراجع اختصاصی اداری است که آراء آن آثار و پیامدهای مالی مهمی به دنبال دارد. بحث دادرسی در کمیسیون مذکور از موضوعات مهمی است که تلاش شده در این مقاله بررسی شود. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: دادرسی منصفانه در کمیسیون ماده صد قانون شهرداری از برخی جهات رعایت نمی شود. عدم استقلال و بی طرفی اعضاء کمیسیون ماده صد از حمله موارد عدم رعایت دادرسی منصفانه در کمیسیون مورداشاره است. همچنین رسیدگی علنی به عنوان یک تضمین اساسی برای عادلانه بودن، ابزاری حمایتی برای اعتماد عمومی و نظام قضائی است که در کمیسیون ماده صد رعایت نمی شود. علاوه بر این، عدم امکان حضور طرف دعوی و فقدان قواعد مشخص آیین دادرسی و رعایت تشریفات مربوط به آن با حقوق طرفین دعوی منافات داشته و مخالف اصول دادرسی منصفانه است. نتیجه گیری: لازم است، قوانین و مقررات رسیدگی در کمیسیون ماده صد تغییر و اصول آیین دادرسی مستقلی برای رسیدگی به تخلفات در این کمیسیون مدنظر قرار گیرد. در جهت استقلال قضات می بایست راهکارهایی اندیشیده شود تا وابستگی مالی و استخدامی قضات رسیدگی کننده به شهرداری ها به حداقل ممکن برسد. رسیدگی های به صورت علنی و حضوری صورت گیرد تا اصحاب دعوی دارای حق دفاع منصفانه باشند و از تضییع حقوق اشخاص جلوگیری گردد.
بررسی ریشه نظری عینیت مبیع در نظام حقوقی ایران و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیع، از کهن ترین و رایج ترین عقود در جوامع بشری است. این عقد پر اهمیت، مورد امضای شارع در شریعت مقدس اسلام قرار گرفته و با توجه به ماهیت عرفی آن فقیهان تعاریفی از عقد بیع ارائه نموده اند. با تأمل در اغلب این تعاریف استنباط می شود که مبیع باید «عین» باشد، درحالی که امروزه اموالی که وجود خارجی ندارند مانند ارزهای دیجیتال و انواع مختلف حقوق ازجمله حق تألیف، سرقفلی و... به کثرت در عرف، مورد خریدوفروش واقع می شوند. با تدقیق در دیدگاه فقیهان، مشخص می شود که در رابطه با الزام عین بودن مبیع، بین فقها اختلاف نظر وجود دارد و برخی از آنان، بیع را «انتقال ملک» و بعضی دیگر «انتقال عین» تعریف کرده اند. اختلاف نظر در این زمینه در نظرات حقوق دانان هم قابل مشاهده است. در کتاب و سنت نیز مطلبی در رابطه با ضرورت عین بودن مبیع مطرح نگردیده و همچنین برای این موضوع نصی در منابع فقهی یافت نشده و فقهای متقدم نیز بر مبنای فتاوی سایر فقها به این شرط تصریح کرده اند. اگر چه در سال 1307 تعریف عقد بیع، تعریفی سازگار با جامعه و عرف تلقی می شده است، اما در دوره زمانی کنونی ادله طرفداران عینیت مبیع مورد قبول نبوده و محل انتقاد هستند و باید قید «عین» از تعاریف مذکور حذف و تعبیری مناسب با واقعیت عرفی ارائه گردد که به اعتقاد نگارندگان این تعبیر، «مال» اعم از عین خارجی، حق، منفعت و... است. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای انجام شده است
شناسایی و مقابله با جرایم تروریستی در چارچوب مفاد سند الحاقی به اساسنامه دیوان آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قاره آفریقا به دلایلی نظیر جاهلیت، فرقه گرایی، تحولات سیاسی و اقتصادی، عدم وجود یک دولت ملی، گسترش فساد و غیره همیشه مستعد ظهور گروه های تروریستی و بازیگران غیردولتی در ایجاد ناامنی بوده است. این در حالی است که یک چهارم میانگین اقدامات تروریستی در جهان در آفریقا روی می دهد، زیرا گروه های تروریستی در نیمی از کشورهای آفریقایی فعال هستند. ازاین رو، به رغم تصویب اسناد متعددی از سوی جامعه بین المللی و ایجاد ساختار در قالب تصویب اساسنامه روم برای تأسیس دیوان کیفری بین المللی و نیز تأسیس محاکم کیفری بین المللی موردی و مختلط، اما سازوکارهای حقوقی محاکم مزبور به نحوی در مقابله با جرایم بین المللی در قاره آفریقا از طریق اِعمال صلاحیت دیوان کیفری بین المللی مؤثر نبود، چرا که موضع دیوان برای رسیدگی به جرایم تحت صلاحیت، دولت های آفریقایی را با چالش هایی مواجه ساخت که در سال های متمادی و دهه های اخیر موجبات عدم همکاری، تهدید به خروج یا کناره گیری از دیوان با ادعای عدم درنظر گرفتن مصونیت سران عالی رتبه حاکمیتی و نیز رسیدگی های تبعیض آمیز در قلمرو صلاحیت قضایی دیوان، فراهم نمود. بنابراین، عدم همکاری دولت های آفریقایی با دیوان منجر به تأسیس دیوان آفریقا و الحاق سند «مالابو» به آن در سال 2014 شد که وفق ماده «28چ» سند الحاقی به اساسنامه دیوان آفریقا، رسیدگی به جرایم تروریستی در صلاحیت قضایی دیوان آفریقا قرار گرفت. ازاین رو، این مقاله برای شناسایی قلمرو صلاحیت دیوان، ضمن مطالعه نگرش سند الحاقی در مصداق سنجی جرایم تروریستی، چالش های پیش روی دیوان آفریقا را در دستاوردهای حقوقی وفق چارچوب سند الحاقی مورد سنجش قرار می دهد.
تمهیدات و مختصات سیاست جنایی متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست جنایی به تدبیر علمی و تدبّر عملی درباره پدیده مجرمانه میپردازد و از لحاظ اینکه با پدیده مجرمانه مرتبط است، از هنجارها و ارزشهای موجود در جامعه متأثر شده و باید بر اساس آن ارزشها و باورها سامان یابد. در جامعه یا نظامی که ایدئولوژی و ارزشهای غالب آن دینی است نمیتوان از سیاستهای وارداتی یا ترجمانی که ریشه در اصول مورد پذیرش مبدأ صدور آن دارد، کارآیی لازم را انتظار داشت. بهمین دلیل پایه ریزی الگویی از سیاست جنایی که با اصول و ارزشهای پذیرفته شده در جامعه هدف متناسب باشد، امری مهم تلقی میشود. سیاست جنایی متعالیه الگویی است که ابتنای نظری آن برگرفته از حکمت متعالیه صدرالمتألهین است. این الگو علاوه بر جامعیت در تأمین مصالح مادی و دنیوی، بر خلاف سیاستهای جنایی متعارف، دارای ابعاد متافیزیکی و معنوی و مطابق با باورهای دینی و آموزه های اسلامی و مشترکات فطری و انسانی است که هدف غایی آن، نورانیت انسان و جامعه و در نهایت، تأمین سعادت انسان و رساندن وی به قرب الهی است. مقاله حاضر بمثابه یک پیشگفتار، درصدد تبیین مختصات و مؤلفه های این الگو با نگاهی به قوانین موجود کشور برآمده است.
اسطورۀ هیولای مشائی در چارچوب حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل فلسفی تغییرات اجسام طبیعی، فیلسوفان مشاء را به آموزه هیولی رسانید. هیولی، جوهری ذاتاً فاقد فعلیت است که در فرایند تغییر ثابت باقی میماند. فیلسوفان مشاء در بسیاری از مباحث فلسفی، ازجمله تقسیم مشهور موجودات به مادی و مجرد، آموزه هیولی را بکار گرفته اند. اما برغم تأکید فیلسوفان مشائی بر این آموزه، سهروردی وجود هیولای مشائی را انکار کرد. در مورد صدرالمتألهین نیز گرچه خود در جایی بصراحت ابعاد و زوایای دیدگاهش درباره هیولی را تشریح نکرده، اما با تتبع در آثار او و بویژه با توجه به مبانی فلسفیش میتوان استنباط کرد که هیولای مشائی در حکمت متعالیه پذیرفتنی نیست؛ تا آنجا که برخی فیلسوفان معاصر حتی مدعای هیولای مشائی را در چارچوب حکمت متعالیه خودمتناقض دانسته اند. در عین حال، واژگان هیولی و ماده همچنان در آثار صدرالمتألهین پرکاربردند، چراکه فارغ از مواردی که او درصدد شرح آراء گذشتگان است، خود او نیز به نوعی هیولی باور دارد که باید آن را «هیولای تحلیلی» نامید. هیولای تحلیلی یک معقول ثانی فلسفی است که از تحلیل حرکت جوهری انتزاع میشود. این هیولی با صورت، ترکیب اتحادی دارد و بر اساس آن میتوان موجودات را به ثابت و سیال تقسیم کرد.