فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۴۱ تا ۱۱٬۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
إن الأسلوبیه فی المصطلحات الأدبیه هی تفسیر النص بناءً على اختیار الشاعر اللغه ولحن النص. فالأسلبه کانت موقفا عاطفیا وخیالی للعالم الداخلی والخارجی، وترتبط بلغه تصویریه وعاطفیه، وعاده لا تستخدم الکلمات والجمل فی معناها الأصلی؛ والجمالیه تشرح جمالیات الشعر بالإدراک الحسی، وتعنی وصف الحقیقه الخفیه وتفسیرها فی الفن والأدب. وثمه شتی المشترکات بین هذین المصطلحین، والفوارق أیضا. وحسب الدراسه إن العلاقه بینهما، علاقه العموم والخصوص من وجه. إتجهت الدراسه هذه، إلی آثار حب الوطن فی شعر الشاعر العمانی المعاصر سعید الصقلاوی معتمدهً علی النظرات النقدیه الاُسلوبیه والجمالیه. الحدیث فی الدراسه هو التحلیل وشرح العلاقات بینهما فی أشعار الصقلاوی عن الموطن والوطن الذی هو من أجمل مظاهر العواطف الإنسانیه فی الشعر، إن طریقه البحث، مکتبیه والمنهج فیه، هو المنهج الوصفی– التحلیلی- الإسنادی.
معیار عاطفی در نقد ادبی سده های اول تا سوم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار ادبی پس از آفرینش، به ناگزیر در برابر نگاه ناقدانه ی ادیبان و همچنین مردم عادی قرار می گیرند و از آن پس، پیوسته داوری و ارزیابی می شوند. نقد به همراه تحلیل اثر ادبی و هنری و سنجش و ارزیابی آن با معیارهای علمی، از سویی خواننده را به سوی گزینش اثر برتر رهنمون می شود و از سویی دیگر چون راهنمایی با بصیرت، ادیبان و هنرمندان را به سوی آفرینش آثاری نیکوتر سوق می دهد. از آنجاکه نقد و گزینش آثار ادبی در درازای تاریخ ادبیات، پیوسته بر پایه معیارهایی انجام شده است، چگونگی و نیز چرایی پدید آمدن هر کدام از آن معیارها در بستر دوره های ادبی گوناگون، بیانگر بسیاری از واقعیات در زمینه های متفاوت تاریخی، فرهنگی و ادبی است. واقعیت هایی که با گذشت زمان دستخوش دگرگونی های فراوانی نیز شده است. پژوهش پیش رو تلاش نموده تا روشن نماید که ادبیات غنایی سده های نخستین هجری، در نبود بسیاری از معیارهای ادبی که نتیجه پیدایش دیرهنگام و یا عدم تدوین کامل دانش های ادبی در آن زمان بوده است، چگونه توانسته با تکیه بر اندک معیارهای شخصی و به ویژه با تکیه بر جنبه های لفظی و معنایی معیاری مانند معیار عاطفی و همچنین انطباق آن با ادبیات غنایی سده های نخستین، تا مرز شکوفایی ادبی پیش برود و اینکه این معیار در درازای سه سده نخستین هجری چه دگرگونی هایی را پذیرفته و از آن مهمتر چه تأثیراتی بر بهبود آثار ادبی سده های یاد شده و در نهایت بر روی ادبیات پس از آن بر جای گذاشته است.
بررسی تأثیر اسقاط خیار در موضوع عقد از منظر حقوق و اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
61 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مسائل بسیار مهم که کمتر بدان پرداخته شده و تا حد زیادی مغفول واقع شده تأثیر اسقاط خیار در معامله بر اقتصاد (جبران خسارت) با رویکرد فقهی حقوقی است؛ بدین معنا که اسقاط خیار در معامله چه تأثیری بر جبران خسارت داشته و در حالتی که یکی از طرفین اقدام به اسقاط حق خیار خویش نموده است چگونه و با تکیه بر چه مبانی ای می تواند مباردت به دریافت خسارت نماید. در مقاله حاضر به بررسی موضوع مورداشاره پرداخته شده است. مواد و روش ها: مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورداشاره پرداخته است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد اسقاط خیار در معامله از منظر اقتصادی لزوما به معنای عدم جبران خسارت نیست، در پرتو قواعد فقهی مانند قاعده لاضرر و قاعده نفی عسر و حرج و اصول حقوقی چون دارا شدن بلاجهت، می توان قائل به پذیرش این نظر شد که علی رغم اقدام به اسقاط حق فسخ، جبران خسارت همچنان امکان پذیر است. نتیجه گیری: اسقاط حق خیار صرفا در صورتی امکان پذیر است که مشخص شود مبنای خیار، جبران ضرر است و با رفع ضرر، نیازی به وجود خیار نیست. اما آنجا که مبنای خیار برهم خوردن تعادل بهای عوضین نیز هست خیار از بین نمی رود.
تأثیر رانت خواری بر اقتصاد با رویکرد فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
129 - 145
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رانت خواری یکی از جلوه های فساد است که آثار آن در حوزه اقتصاد بسیار قابل توجه است. پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی تأثیر رانت خواری بر اقتصاد از منظر فقهی بپردازد. مواد و روش ها: روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفری و مراجعه به متون فقهی، اسناد حقوقی، مقالات و تحقیقات نگاشته شده در این زمینه است. یافته ها: رانت خواری دارای انواعی از رانت اطلاعاتی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی، قضایی و امنیتی است و به دلیل دسترسی ایجاد کردن برای عده ای و محروم ماندن عده ای دیگر، از مظاهر ظلم و فساد است. در فقه، رانت خواری عملی قبیح و حرام اعلام شده است. ملاحظات اخلاقی: پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن اصول اخلاقی در ارجاع دهی و استفاده از منابع فقهی و متون دست اول نگارش شده است. نتیجه گیری: شکوفایی اقتصادی نیازمند کار و تلاش مولد و دوری از روش هایی است که باعث دسترسی عده ای به منافع و محروم ماندن عده ای دیگر شود. از این جهت، رانت باعث نابرابری، ظلم و ستم و همچنین شکل گیری باندهای مافیایی ثروت و قدرت می شود. فقه اسلامی مخالف ثروت اندوزی نامشروع از جمله رانت خواری است.
ادراک عدالت در فرادست: سازه ای مغفول در عدالت سازمانی (نقدی بر نگرش جاری عدالت در سازمان مبتنی بر دلالت های نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام علی(ع) با تاکید بر دوسویه بودن حق در نهج البلاغه، امکان تضییع حق فرادست توسط زیردست و به تبع آن بی عدالتی نسبت به فرادست را وارد می دانند. مفهومی که در ادبیات عدالت سازمانی مغفول مانده است. بنابراین، هدف این پژوهش احصاء دلالت های ادراک عدالت فرادستان در سازمان مبتنی بر راهبرد دلالت پژوهی از نهج البلاغه است. با تعریف عدالت به معنی دادن حق به صاحب حق، دلالت های احصاءشده مبین ذی حق بودن فرادستان و برخورداری زیردستان از قدرت و انگیزه نقض این حق است، که امام(ع) به ویژگی های ادراک کننده (فرادست)، ادراک شونده (زیردست) و زمینه های این ادراک اشاره کرده اند. علاوه بر معرفی عدالت فرادست به عنوان سازه ای جدید، یافته های پژوهش نشان می دهد، با ورود این سازه در مفهوم عدالت سازمانی، تحولی پارادایماتیک رخ می دهد. از این منظر، عدالت موهبتی نیست که توسط فرادستان به زیردستان اعطا و یا دریغ شود، بلکه عدالت مفهومی است محیط بر کنش گران سازمان. بر این اساس، ادراک عدالت، مفهومی ایستا، درخصوص یک رفتار یا واقعه نیست بلکه، ادراکی است تجمعی و پویا که در کنش های اجتماعیِ مشارکت کنندگان، متجلی شده و تبدیل به جو غالب می گردد، که نه فرادستان می توانند از مسئولیت خود در قبال آن شانه خالی کنند و نه زیردستان آنقدر کوچک فرض می شوند که تاثیری در آن نداشته باشند.
بررسی انتقادی شیوه سهروردی در تعریف اشیاء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
49 - 66
حوزههای تخصصی:
سهروردی در مبحث «تعریف» با وارد نمودن پنج اشکال، ناکارآمدی نظریه تعریف مشائی را نشان داده و بجای آن شیوه دیگری برای تعریف اشیاء مطرح کرده است. این شیوه که با عنوان «تعریف مفهومی» مشهور است، بر تبادر و فهم عرفی از معنای لغت متکی میباشد و طبق آن، لفظ از طریق بیان مقومات مفهومیش از منظر اهل لسان تعریف میشود. در این مقاله پس از تبیین شیوه سهروردی در تعریف اشیاء، به بررسی و نقد آن پرداخته شده است. تحلیل و بررسی انتقادی دیدگاه سهروردی نشان میدهد که نتیجه منطقی اشکالات او به نظریه تعریف مشائی، تصحیح نظریه مشائیان از طریق بکارگیری «شهود» است، نه کنارنهادن تعریف شیء بحسب ماهیت و روی آوردن به نظریه تعریف مفهومی. علاوه بر این ، نظریه تعریف سهروردی بعنوان جایگزین نظریه تعریف مشائی دارای اشکالاتی متعدد است؛ بهمین دلیل، با فرض پذیرفتن اشکالات سهروردی به نظریه تعریف مشائی، شیوه خود او نیز در نظریهتعریف، فی نفسه قابل قبول نیست. در پایان این نوشتار، دیدگاه یکی از سهروردی پژوهان معاصر که معتقد است رابطه منطق تعریف ابن سینا و سهروردی رابطه تکامل است نه تباین، تبیین و نقد شده است.
نقش صبر در تکامل روحی انسان از دیدگاه آیات و روایات
منبع:
مطالعات دین پژوهی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
75 - 90
حوزههای تخصصی:
دغدغه و آرزوی دیرینه بسیاری از انسان ها، رسیدن به قله کمال است. صبر که در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) به وفور از آن یاد شده است عامل تکامل دهنده روح و بعد معنوی انسان است. صبر بر طاعت، صبر بر مصیبت، صبر بر دوری از گناه و معصیت از عوامل مهم در آیات قرآن است که می توان با آن، موانع تکامل گرایی را از سر راه برداشته و به سرمنزل مقصود نهایی رسید. نوشتار حاضر با مراجعه به روایات اهل بیت (ع)، آیات قرآن و سخنان اندیشمندان بزرگ مسلمان با بررسی انواع صبر و تحلیل آن برای رسیدن به کمال نوشته شده است. نتایج نشان می دهد که انسان با صبر می تواند از گناهان دوری کند، سختی ها و مصائب را تحمل کرده و با پرورگار عالم هستی انس و الفت بگیرد. این عوامل مهم، زمینه ساز رسیدن انسان به کمال مطلق است. روایات اهل بیت (ع) به ویژه سخنان حضرت علی(ع) در برجسته کردن ارتباط صبر و تکامل روحی درخور توجه است.
شخصیت از دیدگاه اسلام
منبع:
مطالعات دین پژوهی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
91 - 122
حوزههای تخصصی:
روان شناسی شخصیت سالم یکی از مباحث بنیادین در اندیشه معاصر است که روان شناسان در معرفی آن، نظر واحدی ندارند. ازآنجاکه تأثیر مبانی فلسفی در حوزه روان شناسی امری بدیهی است، نظریه های غربی که ریشه در فلسفه پوزیتیویستی و یا فلسفه کانت و اگزیستانسیالیستی مادی گرایانه دارند تأثیر زیادی بر نگرش های روان شناسانه به انسان و شخصیت او دارند. نگاه مادی به انسان، نگاه او از زاویه محدود است و این باعث می شود بسیاری از ابعاد وجود او مورد غفلت قرار بگیرد. باتوجه به نکات فوق در پژوهش حاضر تلاش می شود که دیدگاه اسلام برای مثال یک ایدئولوژی فرامادی درباره شخصیت ارائه شود. بدین منظور ابتدا چیستی شخصیت از دیدگاه اسلام و مؤلفه های ساختاری شخصیت بررسی شده و در ادامه، رابطه نفس و شخصیت، فطرت و شخصیت و عقل و شخصیت بررسی و سپس رشد و تحول شخصیت و مفاهیم مهم رشد و تحول شخصیت تبیین می شود. در آخر نیز شخصیت بهنجار از دیدگاه اسلام و روش های تغییر و اصلاح شخصیت از دیدگاه اسلام مطرح شده است.
بازشناسی کتاب «بصائرالدرجات» و بررسی تحلیلی روایات و انتساب آن به صفار قمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب بصائرالدرجات منسوب به صفار قمی، از جمله کتب متقدم شیعه محسوب و جایگاه مهمی در منظومه اعتقادی شیعه در مسأله امامت دارد و حاوی 1881 روایت است؛ در مورد این کتاب، دو چالش؛ انتساب بصائر به صفار قمی و وجود روایات غلوآمیز در آن، بحث های زیادی را برانگیخته است. پژوهه پیش رو، به صورت توصیفی _ تحلیلی، علاوه بر بررسی شخصیت علمی صفار و نقش او در انتقال معارف اعتقادی شیعه، به بررسی کتاب بصائرالدرجات تنها اثر باقی مانده وی، پرداخته و روایات آن را، بازکاوی و بررسی نموده است. یافته های این پژوهش، نشانگر آن است که انتساب این کتاب به صفار، قطعی می باشد و بحث های چالشی برخی در انتسابِ بصائر به وی، از قرن پنجم نشأت می گیرد که جو حاکم بر محافل امامیه، تحت تأثیر عقل گرایی، این بود که گرایش فکری اهل سنت را آشکارا به چالش نکشند، همین امر سبب شد نسبت به محتوا و ماهیت کتابِ بصائرالدرجات، با نوعی از کتمان، طوری وانمود شده که گویا این کتاب متعلق به صفار قمی نیست. چالش دوم؛ یعنی وجود روایات غلوآمیزِ هر چند اندک در بصائر، ناشی از تفاوت مبانی و روش ابن داوود حلی با وی و متأثر از اختلافِ معنا و مصادیق غلو، نزد محدثان و عالمان قرن چهارمِ شهر قم بوده است.
واکاوی برآیندی آثار فزاینده و کاهنده «علاقه» در تفکر انتقادی از دیدگاه روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : با مطالعه گزاره های درون دینی و برون دینی می توان دو نوع تأثیرگذاری را میان علاقه و تفکر انتقادی مشاهده کرد؛ اشاره به نقش پیش برنده علاقه و دیگری به نقش کاهنده آن در فرآیند تفکرورزی. روش :نگاره پیش رو با هدف تبیین و حل تنافی نام برده با رویکرد تطبیقی و از روش «توصیفی-تحلیلی» و در گردآوری اطلاعات به صورت «کتابخانه ای» بهره برده است. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان می دهد اگرچه علاقه داشتن به منزله یک تمایل انسانی، به طور کلی تأثیر مثبتی بر تفکر دارد، اما همین مؤلفه در مواردی مانع دیدن کاستی ها و نقص ها نیز می شود. ازاین رو در تفکری همانند تفکر انتقادی که نیاز به قضاوت و ارزیابی بیشتر نمود دارد، بایستی برای ارتقای آن، علاقه به موضوع را کنترل کرده تا نگاه انتقادی به مسئله به درستی شکل گیرد. بر اساس برآیند نتایج، پیشنهاد می شود که به نقش کاهنده علاقه در تفکر انتقادی، به ویژه در درک شناختی و فراشناختی ساختار ذهنی تفکر، توجه دقیق تری شود و از آموزه های درون دینی در درک بهتر از آثار برآیندی علاقه در تفکر انتقادی بهره گرفته شود. نتیجه گیری : بر این اساس بازخوانی به روز و روشمند آموزه های دینی از ضروریات زیست آگاهانه در هزاره سوم به شمار می آید؛ به ویژه زمانی که رویکرد مؤثر و زاینده به مؤلفه های روان شناختی بیش ازپیش مورد نیاز زندگی پیچیده امروز است.
راهکار فقهی رفع تعارض منافع در اجرای قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال بیست و نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
199 - 227
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد اکثر صاحب نظران حوزه محیط زیست، بخش عمده ای از بحران زیست محیطی در کشور ناشی از نقص برخی از قوانین و مقررات محیط زیست است که زمینه تعارض منافع در اجرای قوانین و مقررات محیط زیست را فراهم کرده است. در این میان برخی دستگاه های دولتی که خود متولی حفاظت از محیط زیست و از اعضای ثابت شورای عالی حفاظت محیط زیست بوده و عالی ترین مقام ناظر و تصمیم گیر، و قدرت بلامنازع سیاست گذاری در همه شئونات امور محیط زیست اند، در سایه مفاد ماده ۲ قانون حفاظت محیط زیست، از عمده ترین طرف های ذی نفع تعارض منافع در اجرای قوانین حفاظت محیط زیست در قبال مصالح ملی کشور محسوب می شوند. در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، مناسب ترین، کم هزینه ترین و سریع ترین راهکار برون رفت از این بحران که معلول نقص برخی از قوانین شکلی محیط زیست بررسی می شود؛ از جمله ماده ۲ که زمینه اجرای گزینشی و تبعیض آمیز قوانین و مقررات را فراهم نموده است؛ بدین ترتیب با استناد به قاعده فقهی «لا ضرر» که همچنین مفاد اصل چهلم قانون اساسی است، با بازنگری در مفاد ماده ۲ قانون حفاظت محیط زیست، جایگاه شورای عالی حفاظت محیط زیست از شورای اداری درون قوه ای به شورای فراقوه ای (قوای سه گانه) و حاکمیتی ارتقا یافته و نتیجه آن رفع تعارض منافع در اجرای قوانین و مقررات محیط زیست و مدیریت صحیح بحران زیست محیطی در کشور است.
سلوک اخلاقی بازتابیده در روایات جابر جعفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
67 - 105
حوزههای تخصصی:
یک راه برای آگاهی از مکاتب اخلاقی رایج در دوران حیات اهل بیت (ع) شناخت اندیشه های شاگردان ایشان است. به نظر می رسد شاگردان اهل بیت (ع) نقش مهمی در شکل گیری و تحول اندیشه های اخلاقی عصر خود داشته اند. از شخصیت های مهم و اثرگذار شیعی در این دوران جابر بن یزید جُعفی است. وی در میان شاگردان امام باقر (ع) از شاگردان خاص آن امام، و از نگاه عالمان عامه مسلمانان هم از تابعین به شمار می رود. براین پایه، شناخت اندیشه اخلاقی او باید مهم تلقی شود. مطالعاتی که تا کنون درباره روایات اخلاقی جابر صورت گرفته اند مبانی هستی شناسانه و انسان شناسانه تفکر اخلاقی او را بازمی نمایند؛ آن سان که می توان برپایه آن ها دریافت خیر اعلایی که از نگاه جابر باید با سلوک اخلاقی حاصل کرد کدام است. بااین حال، در آن ها این معنا تبیین نشده است که شیوه سلوک بهینه اخلاقی برای دست یابی به آن خیر اعلا چیست. در این مطالعه بنا ست با تحلیل روایات رسیده از جابر جعفی شیوه سلوک اخلاقی بهینه از نگاه وی را بازشناسیم.
تبیین عرفانی حقیقت خدمت و درجات آن در آستان معصوم (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
39 - 58
حوزههای تخصصی:
خدمت و خدمت گزاری از موضوعات ارزشمندی است که در منابع عرفانی از آن با عنوان خدمت به مشایخ و بهره مندی از وجود مرشد و مراد تا کامل ترین آن ها یعنی ولی خدا و انسان کامل یاد شده است. در این پژوهش کوشیده ایم به روش توصیفی تحلیلی، حقیقت خدمت و درجات آن را با رویکردی عرفانی بیان کنیم و کارکردهای سلوکی آن را در آستان مبارک معصوم(ع) روشن سازیم. خادم، متخادم و مستخدم، درجات خدمت در عرفان اند که در میان آن ها «خادم»، محبوب مخدوم و مقرون به قرب حضرت حق است. بر اساس این پژوهش، در سیر سلوکی عرفانی به مدد معصوم(ع) در جایگاه انسان کامل، خدمت گزاری «خادم»، می تواند به فنای او در مخدوم تا بقای بعد از فنا و دستگیری و ارشاد خلق منجر شود. شرط این سلوک، معرفت به مقام انسان کامل، اطاعت پذیری، عشق ورزی، ارادت و حضور قلب در محضر معصوم(ع) است که خادم را از نظر رفتاری اخلاقی و عملی شبیه مخدوم می سازد.
پاسخ به منتقدان ملاصدرا درباره معاد جسمانی: ردّ ادعای تعارض با شریعت و حصر آن در معاد روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال نوزدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۷
49 - 70
حوزههای تخصصی:
نظریه ی معاد جسمانی ملاصدرا، علاوه بر هماهنگی با مبانی دینی، بر اصول و مبانی فلسفی و عقلی ابتنا دارد. ملاصدرا چون ناظر به اشکالات متکلمین خصوصاً فخررازی بود، بر آن شد تا برای اجتناب از اشکالات ایشان، برای نخستین بار به اثبات عقلی معاد جسمانی بپردازد. لذا در صورت بندی این نظریه از اصول فلسفی نوین مکتب خود بهره برد. او با ردّ معاد جسمانی عنصری و نیز اعتقاد به معاد جسمانی اخروی، در مقابل دیدگاه اکثر متکلمین - یعنی بازگشت اجزای متفرق مادی عنصری در آخرت که دار تجرد است - ایستاد. همچنین او به عینیت فرد مُعاد با فردی که در دنیا بوده معتقد شد تا راه را بر منتقدینی که مدعی تعارض نظریه او با شریعت بودند، مسدود سازد. در مقابل انتقادات و ابهامات متنوعی بر این نظریه مطرح شد. برخی منتقدین آن را نظریه ای فلسفی و متعارض با شریعت دانسته، برخی با ابعادی از آن همراه شده و آن را تحسین نمودند. اما مفسرینی هم متعرض ناسازگاری این نظریه با شریعت نشده و با آن موافقت نمودند. در مجموع عدم بررسی همه جانبه ی این نظریه توسط منتقدین، موجب ایجاد این تردیدها گردید. ملاصدرا با طرح نشئات سه گانه (طبیعی، عالم مثال و عالم عقلی) و نیز سه گونه انسان (حسی، نفسی و عقلی)، معاد هایی فراتر از معاد مثالی و همچنین معاد برای سایر موجودات را اثبات نمود. نهایتاً ملاصدرا با ارائه دیدگاه ابتکاری، شناخت مسئله معاد را در گرو طریق معرفت نفس و معرفت قوا می داند.
تحلیل نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
27 - 48
حوزههای تخصصی:
آیا تربیت اخلاقی امری عقلانی عاری از تلقین است یا این که لزوما با تلقین اخلاقی همراه می باشد؟ در پاسخ به این پرسش و نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد. دیدگاه مخالف تلقین، منکر هرگونه نسبتی میان تربیت اخلاقی اصیل با تلقین است. در این نگرش تلقین بر اساس چهار معیار قصد، روش، محتوا و پیامد صورت می گیرد. در دیدگاه موافق تلقین، نقش تلقین برای تربیت اخلاقی، حیاتی و اجتناب ناپذیر است. در این رویکرد از آن جایی که تصدیق معیار غایی اخلاقی غیرممکن است تلاش در تربیت اخلاقی مسلما رنگ و بوی تلقین دارد. فصل مشترک دو دیدگاه فوق، نادیده گرفتن شرایط سنی یادگیرنده در امر تربیت اخلاقی است. پژوهش حاضر برخلاف دیدگاه مخالف تلقین، تربیت اخلاقی بدون تلقین را امری غیرممکن می داند. اما از سوی دیگر با محصور کردن کارکرد مثبت و لازم تلقین به دوران اولیه رشد بچه از دیدگاه تربیت اخلاقی تلقینی نیز فاصله خواهد گرفت. مطابق این ادعا، از آن جایی که بچه در مراحل اولیه رشد خود فاقد قوای انتقادی و استدلالی لازم برای فهم و پذیرش و تبعیت از یک معیار اخلاقی است، تربیت اخلاقی در این دوره با تلقین درآمیخته است. این نوع تلقین، تاثیر گذاری بر تمایلات، عادات و انتظارات بچه است که منجر به شکل گیری تعهد اخلاقی نزد او خواهد شد. لذا تلقین اصول اخلاقی در دوران بچگی ناقض تفکر و سنجش نقادانه قضاوت های اخلاقی در دوره رشد و بلوغ فکری او نخواهد بود.
اعتبار محدود فقه سیاسی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۹۴)
105 - 144
حوزههای تخصصی:
برخی اندیشمندان به اعتبار فقه سیاسی، و برخی دیگر به بی اعتباری آن نظر دارند. حداکثری ها در گروه نخست و حداقلی ها در گروه اخیر جای می گیرند. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی اعتبار محدود دارد؛ به این معنا که راه مراجعه به آن برای دریافت احکام هنجاری (در دو حوزه احکام وضعیه و تکلیفیه خمسه) باز است، و در مسائلی همچون جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر، علمیات استشهادی انشاء حکم دارد. از این دیدگاه، استدلال کسانی اعتبار فقه سیاسی را زیر سؤال می برند، با مشکل روبرو است؛ همان گونه که رویکرد حداکثری به فقه (و دین) نیز خالی از مشکل نیست. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی نمی تواند نظام سازی کند یا نظریه دولت داشته باشد. یکی از ارکان نه گانه نظریه همروی، اعتبار محدود فقه سیاسی است.
بررسی نظریه نبوت الهی و نبوت طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
مسأله الهی یا طبیعی انگاری نبوت از گذشته مورد توجه الهی دانان بوده، با عناوین مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. اما به نظر می رسد همچنان ابهاماتی در تحریر مسأله مشهود است و این نظریه تاب تقریرهای مختلفی را دارد. از رهگذر جستار حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تحریر و ارزیابی این مسأله ارائه شده، آشکار می شود که نظریه «الهی انگاری نبوت» دو تقریر متفاوت دارد که تقریر اول در مقابل «مشروط انگاری» و تقریر دوم در مقابل «طبیعی انگاری» قرار دارد. تقریر اول میان اهل حدیث و عدلیه، تقریر دوم میان عدلیه و فلاسفه مورد گفتگوست. به باور اهل حدیث و برخی اشاعره، دریافت مقام نبوت وابسته به هیچ شرطی نیست و تنها تابع مشیت خداست. در مقابل، عدلیه دریافت نبوت را مشروط به یک سلسله شروط می دانند که شخص را شایسته دریافت این مقام می نماید برخی فیلسوفان با پذیرش «طبیعی انگاری نبوت»، رسیدن به مقام نبوت را بر پایه یک سلسله قوانین طبیعی جهان و ناظر به استعدادهای ویژه انسانی تصویر می کنند بدون اینکه نیازمند مؤلفه ای بنام «اصطفاء الهی» باشد.درمقاله حاضر همه این مواردمورد بحث وبررسی قرار می گیرد.
بررسی تحلیلی اسناد و دلالتِ روایات تفسیری آیه 31 سوره بقره بر وجود پیشینی اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان انتصاب خلیفه الهی، قرآن کریم از تعلیم اسماء به حضرت آدم خبر می دهد؛ اسمائی که بر ملائکه عرضه می شود و آن ها اظهار بی اطلاعی می کنند: ﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ...﴾ (البقره:31). چیستی و مصادیق این اسماء همواره مورد بحث و اختلاف مفسران بوده که در دو رأی، قابل ساماندهی است: 1. تعلیم همه حقایق عالم 2. شناساندن ارواح اهل بیت علیهم السلام که مستند به سه روایت تفسیری است. پژوهش حاضر، با تحلیل سندی و محتوایی، سه روایت یادشده را به شهادت مؤیدات قرآنی و روایی، قابل اعتماد ارزیابی می کند. آنگاه در مواجهه این روایات با دسته دیگری از روایات، از میان سه رویکرد مفسران، دیدگاه جمع بین دو دسته روایت را برمی گزیند؛ اما برای رفع اشکال های برخی مفسران، به این تحلیل می رسد که حقایق همه موجودات عالم به حضرت آدم، تعلیم داده شد که والاترین مصادیق آن، ارواح اهل بیت(ع) بوده؛ اما اسمائی که بر ملائکه عرضه شده و آن ها به دلیل مرتبه ناز ل تر از آن مطلع نبودند، تنها حقیقت اهل بیت بوده است. شواهد درون متنی آیه نظیر تفاوت ضمائر آیه، تفاوت کاربرد واژگان تعلیم در مورد آدم و انباء در مورد ملائک، نیز دقت در کاربست الفاظ روایاتِ سه گانه این رأی را تقویت می کند. بنابراین، آیه تعلیم اسماء با استناد به این سه روایت بر وجود نوری اهل بیت و تقدم خلقت نوری آنان بر آفرینش حضرت آدم، دلالت دارد.
مقایسۀ زمینه های سلوک عرفانی از دیدگاه علی صفایی حائری و اکهارت تُله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۲۱۶-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
علی صفایی حائری، روحانی و متفکر معاصر شیعی، و اکهارت تُله (Eckhart Tolle)، از صاحب نظران مسیحی معنویت در عصر حاضر، در مقام دو اندیشمند پرآوازه درباره زمینه های سلوک عرفانی و چگونگی رفع موانع رشد انسان، آراء و دیدگاه هایی خاص ابراز کرده اند. مقایسه اندیشه این دو شخصیت درباره زمینه های سلوک عرفانی که به دو فرهنگ دینی، فضای فکری، اقلیم جغرافیایی و زبانی متفاوت تعلق دارند، موضوع اصلی این پژوهش است. با اتخاذ رویکردی مقایسه ای، پدیدارشناسانه و فارغ از جانبداری، و از طریق مراجعه به نوشته ها و اظهارات ایشان می توان به جست وجو، کشف و تبیین دیدگاه ها و مقایسه آن ها پرداخت و به نتایجی قابل اعتنا رسید. فرض بر این است که اگرچه این دو در طرح پیش فرض ها نقاط مشترک کمتری دارند، در تشخیص منبع اصلی اختلال در زندگی بشر دارای اتفاق نظرند و در ارائه راه حل هم به نتایجی مشابه رسیده اند. طبق نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که علی صفایی حائری در تبیین اندیشه اش به دلیل بسندگی به گزاره های شیعی دچار کلی گویی شده و منظومه فکری او که شامل طرح جامعی از دین می شود، با مؤلفه هایی چون استناد، اصالت، هماهنگی و ارتباط، و ارائه الگویی منحصربه فرد در تاریخ ادیان با تناقض درونی همراه است، حال آنکه اکهارت تُله به راهکارهایی دقیق، بسیار ساده و مؤثر و فارغ از هر فرهنگ و اقلیم خاص دست یافته است.
«فرامخاطب»: دگرگونی مخاطب در عصر پساتلویزیون و چالش های سیاست گذاری رسانه ای(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
35 - 68
حوزههای تخصصی:
«پساتلویزیون» اشاره به پایان دورانی دارد که در آن تماشای تلویزیون و مشارکت در آن انحصاری بود. مردمی شدن فرآیندهای تولید و توزیع ویدیو و گسترش پخش تلویزیونی بر بستر اینترنتی سبب شده است که تجربه ی تماشای تلویزیون از یک دستگاه جدا شود و با وجود اینترنت همه گیر و همیشه متصل که پهنای باند وسیعی دارد، مردم صرف نظر از این که کجا باشند، بتوانند به سریال ها و برنامه های تلویزیونی مورد علاقه شان دسترسی پیدا کنند و حتا خودشان در تولید آن ها مشارکت کنند. تلویزیون های تک سویه – اعم از تجاری، دولتی و خدمت عمومی – جایگاه بی رقیب سابق را از دست داده اند و در عصر پساتلویزیون باید برای بقا در یک فضای عمومیِ شبکه ایِ چندسویه تلاش کنند؛ عرصه ای که در آن مردم عادی به دوربین و اینترنت پرسرعت مجهز هستند و می توانند در مناقشات محلی، ناحیه ای و جهانی نقش ایفا کنند. شبکه های تلویزیونی مشارکت محور، میدان رسانه ای جدیدی هستند که در آن ها مخاطبان خودآگاهی بیشتری از جایگاه خود دارند و همزمان نقش تولیدکنندگان و توزیع کنندگان محتوا را هم بازی می کنند. در این شرایط، مفهوم «فرامخاطب» ، نه به عنوان یک مصرف کننده ی صرف، بلکه در مقام یک کنشگر مورد ملاحظه قرار می گیرد. «فرامخاطب» اشاره به مخاطبی دارد که خود تولیدکننده، توزیع کننده و مصرف کننده ی محتوای رسانه ای است. مقاله ی حاضر ضمن بررسی تطبیقی و تحلیلی آرای نظریه پردازان مطالعات تلویزیون چهار مقوله اصلی پیرامون دگرگونی های نقش مخاطبان تلویزیونی در عصر پساتلویزیون ارائه داده و تأکید می کند که هرگونه سیاست گذاری در عرصه ی رسانه بدون ملاحظه ی سطح آگاهی ها، دسترسی ها و توانمندی های «فرامخاطبان» امکان تحقق اهداف خود را نخواهد داشت.