فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۶۱ تا ۱۰٬۷۸۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
29 - 44
حوزههای تخصصی:
شخصیت، جایگاه و منزلت امام علی(ع) از منظر معاویه و بیان چرایی ستیزه جویی وی با آن حضرت موجب شناخت بیشتر سیره امیرمؤمنان خواهد شد. پرسش اصلی نوشتار این است که آیا معاویه در دشمنی با امام علی(ع) همواره در صدد انکار فضائل امام(ع) بود یا آن که به فضائل آن حضرت نیز اشاره کرده است؟ برای پاسخ به چنین سؤالی ابتدا باید دید علت یا علل اصلی دشمنی و ستیزه جویی معاویه با آن حضرت چه بوده است؟ واکاوی منابع متقدم با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی نشان می دهد که معاویه به رغم دشمنی و حتی سبّ و لعن امام علی(ع)، در مواردی و بیشتر در جمع های خصوصی، به فضائل علی(ع) به ویژه تقوا، مردانگی، بزرگواری، شجاعت، بذل و بخشش، علم، فصاحت و بلاغت و مناجات های آن حضرت اعتراف کرده است. چنین اعتراف هایی نشان می دهد که معاویه شناختِ نسبتاً دقیقی از شخصیت امام علی(ع) داشت و ستیزه جویی معاویه با آن حضرت از سر جاه طلبی، تمایلات و خواسته های دنیوی بوده است.
استعاره های هستی شناختی حوزه قیامت در جزء سی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی که رویکردی جدید در زبان شناسی شناختی است، در تبیین و روشنگری متون به ویژه متون دینی نقش به-سزایی دارد. کاربرد این نظریه در سبک شناسی شناختی و تحلیل متون ادبی و دینی می تواند کارگشا باشد. از آن جایی که زبان دین، زبانی استعاری است، استعاره های مفهومی در آن کارکرد فراوانی دارند. در این پژوهش بر آن هستیم تا براساس شیوه توصیفی- تحلیلی استعاره های هستی شناختی حوزه قیامت در جزء سی قرآن کریم را واکاوی کنیم و به این پرسش ها پاسخ دهیم که کارکرد استعاره های هستی شناختی حوزه مفهومی قیامت در جزء سی قرآن کریم به چه صورت است- ؟ با بررسی استعاره های هستی شناختی حوزه مفهومی قیامت در جزء سی قرآن کریم براساس نظریه استعاره مفهومی به چه ویژگی هایی می توان دست یافت؟ یافته ها نشان می دهد که تجسم بخشیدن به مفاهیم انتزاعی و ملموس ترکردن آنها از برجسته ترین کارکرد استعاره های هستی شناختی است و بررسی استعاره های هستی شناختی حوزه مفهومی قیامت در جزء سی دست یابی به ویژگی هایی براساس استعاره مفهومی لیکاف و جانسون است.
کتاب سوزی و کتاب شوییِ صوفیه (ریشه ها و انگیزه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۶۶-۳۵
حوزههای تخصصی:
در برخورد با پدیده ها و موضوع هایی که در متون کهن پارسی و عربی آمده است، همواره احساس می شود که برخی از پدیده ها، ریشه در سنّت و آیینی کهن تر داشته و گذشتگان ما آن ها را بی پرده یا درپَرده بازتاب داده اند. برخی از رفتارهای اجتماعی انسان، به ویژه هنرمندان و ادیبان نیز ریشه در سنّتی کهن داشته و پیروی از این سنّت بوده که آن ها را به انجام یا بازتولیدش وادار کرده است، بدون اینکه دلیلی منطقی در پس آن وجود داشته باشد. یکی از رفتارهایی که میان برخی دانشمندان مسلمان در سده های نخستین و میانه هجری و به ویژه میان صوفیان حوزه جغرافیایی ایران و عراق گسترش داشته، دست شستن از کاغذ و قلم و بلکه شستن و سوزاندن و اندر خاک کردن نوشته های خود بوده است. هرچند آن ها گاه به انگیزه های خود اشاره کرده اند، ولی می توان پنداشت که چنین رفتاری گونه ای خردگریزیِ دیوانه وار و غرق شدنِ چشم بسته در یکی از سنت های تصوف و اصلِ وحدتِ وجودی و فنای فی الله بوده که مایه از میان رفتن بخشی از تاریخ نگارش اسلامی شده است. در جستار پیش رو، نخست گزارش هایی چند از کتاب شویی و کتاب سوزی صوفیانِ سده های نخستین و میانه هجری آورده شده، سپس ریشه ها و انگیزه های این رفتار بررسی شده است. گزارش های موجود نشان می دهد که صوفیان به هنگام دگرگونی روحی و گاه محدثان به هنگام گرایش به تصوف، نوشته های خود را شسته یا سوزانده و پنداشته اند که این نوشته ها مانع دیدن حق و رسیدن به اوست. این رفتار یا برگرفته از سنّتی غیراسلامی و کهن میان هنرمندان گذشته بوده یا ریشه در آموزه صوفیانی داشته که علم و کتاب را حجاب راه خود در سیروسلوک روحانی پنداشته اند. بنابراین چنین رسم یا رفتاری که بیشتر در سده های سوم و چهارم هجری و به ویژه میان صوفیان مکتب بغداد گسترش داشته، به یک اندازه سرچشمه یافته از سنّت های غیراسلامی و سنّتی در عرفان اسلامی است.
تحلیل حجیت منابع چهارگانه اجتهاد از دیدگاه ناصرالدین البانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳۰
33 - 51
حوزههای تخصصی:
آرای البانی از آن نظر که طلایه دار مکتب سلفی است، در عرصه های مختلف روش شناسی فکر سلفی درخور اعتناست. فتاوای آمیخته با خشونت و ضدشیعیِ البانی در بسیاری از کتب فقهی او آشکار است. علت آن را باید در نوع نگاه او به منابع استنباط جست وجو کرد؛ اما گسترهٔ حجیت منابع ازنظر البانی به سبب نبود تحقیق موسع و یکپارچه در این باب چندان روشن نیست. البانی در استفاده از منابع چهارگانه استنباط، یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل، برای اجتهاد فقهی خود رویکرد خاصی دارد. نوشتار حاضر با هدف شناخت حدود و ثغور حجیت این منابع از دیدگاه ناصرالدین البانی انجام شده است. این جستار به روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که البانی قرآن و سنت را در مسیر اجتهاد، هم تراز و در عرض یکدیگر می داند و در استفاده از این دو منبع اولویتی قائل نیست و ترجیح بین آیات و احادیث را نمی پذیرد؛ همان طور که خبر واحد را در احکام و عقاید، حجت می داند. دفاع البانی از حدیث به گونه ای است که حتی در فرض مخالفت با قرآن، آن را حجت می داند. نیز وی از این جهت که مفاد احادیث عرض را مخالف قرآن می داند، آن ها را تضعیف می کند. در نظام فقهی و اجتهادی البانی عقل جایگاه شایسته ای ندارد و او به طورکلی نقل گرا و عقل گریز است. البانی اجماع مصطلح اصولیان را نیز مناقشه پذیر می داند.
بررسی و نقد نظریه تابعیت مطلق اندیشه انسان از شرایط عینی و ذهنی با توجه به آرای شهید مطهری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظریه تابعیت مطلق اندیشه از شرایط عینی(اجتماعی) و ذهنی(فردی) یکی از مهم ترین مسائلی است که برخی مکاتب مانند سوفسطائیان، اومانیست ها و اگزیستانسیالیست ها و ... آن را مطرح کرده اند و اندیشه و ذهن آدمی را معیار حقیقت پنداشته اند و هر اندیشه و فکری را تابع شرایط عینی(اجتماعی) و ذهنی(فردی) خودش تلقی می کنند. لذا به خاطر اهمیت این مسئله، هدف از نگارش این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و انتقادی انجام شده است، تحلیل و نقد این نظریه با توجه به آثار و آرای شهید مطهری است و به این پرسش پاسخ می دهد که: آیا هر فکر و اندیشه ای تابع مطلقی از شرایط ذهنی و عینی خودش است یا خیر؟ یافته ها و نتایج نشان داد که این نظریه درباره انسان هاى مادی گرای محض مصداق دارد که فکر و منطق آنان، منطق منفعت طلبی است، اما درباره کسانی که منطقشان، منطق فطرت است و تربیت یافته مکتب الهی هستند صادق نیست. همچنین این نظریه، وجود حقیقیت را انکار و اندیشه انسان را محصول و تابع مطلق شرایط ذهنی و عینی خودش تلقی می کند و هیچ استقلال و آزادی ای برای انسان در اندیشه و تفکر قائل نیست؛ در حالی که انسان با اراده، اختیار و آگاهی قادر است خودش را از تأثیر شرایط ذهنی و عینی دور نگهدارد. بنابراین این نظریه که بر مبنای مادی گرایی، شکاکیت (نسبی گرایی) و تعمیم اصل تأثیر متقابل اشیا به اصول و افکار شکل گرفته، ایراداتی به آن وارد است از جمله: نسبیت حقیقت، پذیرش عدم امکان خطا در افکار انسان، متزلزل شدن اندیشه و بی اعتباری همه فلسفه ها و اندیشه های عالم (چه مادی و چه الهی).
دیدگاه ابن عربی بر وحیانی بودن قران و پاسخ به شبهات آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
1 - 20
حوزههای تخصصی:
معانیی که از حضرت الهی فرودمی آیند یک صورت جسمانی مانند صورت خیال ما می پذیرند و سپس به عالم ملک فرودمی آیند. بدین لحاظ جهان مثال را « خیال منفصل» نیز می نامند. و ارواح کلی انسانی پیش از ظهورشان در بدن با آن صورت ها ظاهرند و اکثر مکاشفات در این عالم است که آن را « خیال مقید» می نامند انواع خواب ها مربوط به این عالم است و معبر نیز خواب را با توجه به این عالم تعبیرمی کند. پیامبر (ص) در مورد دو خواب فرموده : یوسف (ع) وقتی که برادرانش در برابر او سجده کردند صورت خارجیه حسیه را حق قرارداد و گفت خوابم تعبیر شد و آن را خیال اندر خیال دانست نه حقیقت و در مورد ابراهیم (ع) بایست خوابش را تأویل می کرد اما چون انبیاء امور را در عالم مثال مطلق مشاهد ه می کنند که مطابق با واقع است و نیازی به تعبیر ندارد آن را تأویل نکرد و به ذبح فرزندش پرداخت و این فدیه مربوط به آن چیزی بود که در ذهن ابراهیم (ع) بود نه آنچه در نفس الامر بود. به این دلیل خداوند فرمود: « ان یا ابراهیم قد صدقت الرویا» نفرمود در رویا صادق بودی. دکتر عبدالکریم سروش نیز به پدیدارشناسی قرآن پرداخته و در موردِ ماهیت رویا ، قرآن و وحی الهی نق. طه نظراتی دارد؛ از این رو ، هر دوی این مطالب را بررسی می کنیم زیرا بر این اعتقادیم که تضاربِ آراء نه تنها جمودِ فکری دینی را ازبین می برد بلکه بیش از آن ، باعثِ رشدِ و ارتقاء معرفتی نیز می گردد. این مقاله ، از ره آوردِ چالش های میانِ ادعای سروش و نقد های بر آن است که می تواند به درک و فهمی عمیق تر از مسائلِ مهم و تأثیرگذار در زندگی دینی راه یابد.
بررسی تطبیقی عشق مجازی و عرفانی از منظر احمد غزالی و عین القضات (با تأکید بر سوانح العشاق و تمهیدات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
103 - 122
حوزههای تخصصی:
عشق انسانی که در آموزه های صوفیه غالبا با تعبیر عشق مجازی ظاهرمی شود یکی از مسائل پیچیده و دشوار در عرفان اسلامی است. برخی آن را مقدمه عشق عرفانی می دانند و برخی به انکار آن پرداخته اند. احمد غزالی و عین القضات همدانی از اولین افرادی هستند که در ادب فارسی به شکل خاص و ویژه به کتابت درباره عشق، انواع، اطوار و ویژگی های آن پرداخته اند. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی تهیه شده، سعی شده تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که دیدگاه احمد غزالی و عین القضات درباره عشق مجازی و عرفانی چگونه است؟ و چه نقاط اشتراک و افتراقی در بین آن دو دیده می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غزالی، نظربازی را با استناد به احادیث نبوی مجاز می شمارد و از سویی دیگر ظاهر و صورت را پلی می داند برای رسیدن به حقیقت باطن. عین القضات نیز دل بستن به این ظواهر را در صورتی که در راه وصال محبوب و معشوق الهی باشد، بی ضرر می داند. ازلی بودن، جبری بودن و مسیر پرمخاطره عشق از نقاط مشترک عشق عرفانی در سوانح و تمهیدات است.
تحلیل و بررسی دیدگاه روزبهان بقلی در عشق عفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
181 - 202
حوزههای تخصصی:
در اندیشه صوفیان، عشق یکی از مهمترین مباحث عرفانی محسوب می شود. عرفا برمبنای حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف» اساس آفرینش را عشق و محبت حق می دانند. با توجه به معنای عشق، این اصطلاح در طول تاریخ تصوف مناقشه برانگیز بوده است. در قرون اولیه ابتدا عشق را در مورد امور جسمانی و مادی به کارمی بردند ولی با گسترش اندیشه های عرفان و ظهور عرفای بزرگی چون رابعه عدویه و غزالی و روزبهان بقلی این عشق جنبه لاهوتی می-یابد. این جنبه لاهوتی عشق، سبب ظهور عشق عفیف در عرفان شده است. عشق عفیف به فرایند تحقق این عشق لاهوتی در دو محور عشق عذری و عشق روزبهان بقلی می پردازد. هرچند عشق عذری و عشق روزبهان تحقق عشق الهی را ترسیم می کنند اما اندیشه خاصی که روزبهان بقلی درباره عشق عفیف بیان می کند جلوه ی ویژه ای به آن می بخشد. روزبهان بقلی برخلاف قائلین عشق عذری، که عشق عفیف را انتقال عشق انسانی به الهی می دانند از تحول عشق سخن می گوید. در این نوشتار سعی بر آنست تا عشق عفیف در دو دیدگاه عشق عذری و روزبهان بقلی بررسی و به تفاوت های چشمگیر آن ها پرداخته شود.
مطالعات تفسیری قرآن کریم در ایران معاصر؛ جریان ها و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات تفسیری در ایران در بازه زمانی چهار دهه پس از تأسیس جمهوری اسلامی گسترش قابل ملاحظه ای داشته است. این جستار با تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی این دوران و گفتمان های موجود به جریان شناسی مطالعات تفسیری اهتمام داشته و در فضای فرهنگی ایران دو جریان تفسیری را شناسایی کرده که هر یک به نوبه خود طیف های مختلفی را در خود گنجانده اند. جریان تفسیری نخست، جریانی است مبتنی بر گفتمان این همانی دیانت و سیاست است که به مؤلفه های این گفتمان یعنی ضرورت دخالت روحانیت در سیاست، ولایت فقیه و جامعیت احکام قرآنی باور دارد و با توجه بدان ها به تفسیر قرآن اهتمام نموده است. جریان دوم، جریانی است که بدون لحاظ و سوگیری نسبت به گفتمان این همانی دیانت و سیاست و مؤلفه های آن به تفسیر قرآن مبادرت کرده است. چارچوب نظری این پژوهش نظریه هرمنوتیک دریافت) (reception theory است که به نقش مفّسر و شرایط تاریخی و سیاسی وی در تفسیر متن اهمیت می دهد. در جریان تفسیری همسو با گفتمان این همانی دیانت و سیاست، تفاسیری با رویکردهای فلسفی و عقل گرایانه، اجتماعی و نیز واعظانه تألیف شده اند. در جریان غیر همسو، طیف های مختلف مفسّران سنتّی، سنتی نوگرا، قرآن بسنده، علمی نگر، اخلاقی، تربیتی و هرمنوتیکی مدرن گرد آمده اند.
وارسی اولویت های برآمده از متون شرعی در تشخیص اهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲۹
191 - 209
حوزههای تخصصی:
سنجه های تشخیص اهم در باب تزاحم ازجمله مباحث ارزشمندی است که تاکنون به صورت دقیق شناسایی و وارسی نشده است. در این نوشتار به یکی از سنجه های ترجیح در تشخیص اهم توجه شده که خاستگاه و آبشخور آن توجه و تنصیص شارع مقدس است؛ یعنی اولویت های مستفاد از متون شرعی از زاویهٔ مرجَّحیت. در پژوهشی توصیفی تحلیلی پس از بیان مدرک قاعدهٔ اهم و مهم، اولویت تعیین بر تخییر در اهمّ محتمل، چگونگی جمع میان بعضی از روایات متعارض در تعیین اهم ذکر شده است و سرانجام در تزاحم میان پاره ای از احکام باتوجه به آیات و روایات مبیّن ترجیح به مثابهٔ مرجّح قطعی یا احتمالی اهم، موقعیت سنجه هایی ملموس و کاربردی نظیر تقویت پایه های دین، توجه به کیفیت متزاحم، تقابل حقوق و دفع مفسده به هنگام شک، شناسایی شده است. باوجود این، روشن است که برای تعیین اهمِ قطعی یا احتمالی، عقل باید تمامی سنجه ها و کسر و انکسار آن ها را رصد کند و با درنظر گرفتن شرایط تزاحم، به اهم قطعی یا احتمالی دست یازد.
رویکرد های علماء امامیّه در مواجهه با اخبار اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشوران امامیّه در مواجهه با اخبار عامه، رویکردی یکسان در پیش نگرفته اند. این پژوهش با بهره از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیل و توصیف داده ها در پی گونه شناسی رویکردهای پیش گفته است. پذیرش مشروط، عدم پذیرش و وسیله مداری فرازهای سه گانه از مواجهه امامیّه با اخبار عامه است. بنا بر یافته های این جستار، گزینش رویکرد نخست، وابسته به احراز شرایطی در این اخبار است که عبارتند از: دربرنداشتن احکام الزامی، نقل خبر از رسول خدا (ص) و علی (ع)، معاضدت خبر با شهرت، وجود راویان موثق در سلسله سند و نیز درج در نگاشته های بزرگان امامیّه. رویکرد دوم نیز به سه علت وجود توصیه معصومین (ع) بر مخالفت با عامه، عدم احراز عدالت راویان عامه و نیز علم به وقوع وضع و جعل خودخواسته در مجموعه احادیث ایشان، پذیرش این اخبار را روا نمی داند. رویکرد وسیله مدارانه نیز، بدون داوری درباره میزان اعتبار این اخبار، از آنها برای کشف احادیث دالّ بر تقیّه یا برای احتجاج در مقابل مخالفان مذهبی بهره می جوید. این پژوهش، پس از تبیین ادله هر یک از این گونه ها، به نقد و بررسی آنها نشسته و در پایان رویکرد برگزیده خویش را بر مبنای قرینه محوری در حصول وثوق به صدور حدیث تبیین نموده است.
شرط تبانی در عقود و قراردادهای اقتصادی با تأکید بر نظرات فقهی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
221 - 237
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت تکنولوژی و به منظور رعایت دو اصل سرعت و سهولت، در قراردادهای داخلی و بین الملل، بسیاری از شروط و لوازم قرارداد و معاملات اقتصادی در متن عقد ذکر نمی شود با این حال تردیدی در ملتزم بودن طرفین به رعایت این شروط وجود ندارد از این رو، اثبات اعتبار شرط تبانی و ضمانت اجرای آن مبتنی بر ثبوت خیار فسخ در صورت تخلف یا تعذر شرط، هدف این پژوهش می باشد. مواد و روش ها: روش بکارگرفته شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی می باشد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که اگرچه در میزان تأثیرگذاری شروط تبانی اختلاف نظر وجود دارد اما منشأ اختلاف در زمینه اعتبار و عدم اعتبار این شروط به تبادر ناشی از معنای لغوی شرط و برخی روایات، بازمی گردد. ملاحظات اخلاقی: حفظ اصالت متون و امانت داری در نقل گفتار، از ملاحظات اخلاقی، این پژوهش است. نتیجه گیری: اولاً: روایات استنادی مبنی بر عدم اعتبار شرط تبانی با اصول و قواعد فقهی مخالفت داشته و بر فرض صحت سند و دلالت باید تفسیر مضیق شود. ثانیاً: اجماعی که ادعا شده اجماع منقول است و فاقد حجیت است. ثالثاً: باوجود پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مکاتباتی و امکان ضبط مکالمات و مکاتبات تقریباً بحث دشواری اثبات شرط تبانی، منتفی است.
واکاوی روایت نبوی «آدم و رؤیت نام پیامبر خاتم بر عرش» و اعتبارسنجی آن در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۸
7 - 38
حوزههای تخصصی:
دسته ای از روایات، سابقه آشنایی حضرت آدم با پیامبر خاتم را پیش از خلقت پیامبر اسلام و در عرش الهی دانسته اند. منابع فریقین روایتی از رسول اکرم 2 را گزارش کرده اند که برابر آن آدم، نام پیامبر خاتم را برعرش دیده، والایی منزلت او را دریافته و برای پذیرش توبه اش به او متوسل شده است. کاوش در اعتبار و تبار این روایت مسئله نوشتار پیش روست. بدین منظور ابتدا مصدر، سند و متن روایت بر پایه روش های نقد حدیث در سنت اسلامی بررسی شده سپس از رهگذر بازشناسی راویان، بوم و صنف کنشگران فعال در نشر آن معرفی شده است. این روایت به رغم اعتبار نسبی مصادر، مورد توجه محدثان پسین قرار نگرفته و غالباً منابع مناقب گرا و اخبارگرا به نشر آن اهتمام داشته اند. انتساب روایت به پیامبر اکرم 2 به دلیل وجود راویان ضعیف و ناشناخته در طرق انتقال، کاربرد نگره متأخر کتابت نام پیامبر بر عرش و عدم پشتیبانی اخبار مؤید نیز تردیدبرانگیز است. خاستگاه روایت محفل حدیثی اهل سنت بوده و صوفیان مصر در ترویج آن نقش داشته اند. سپس از طریق کتاب ابن بابویه به منابع امامی راه یافته است.
چگونگی سنت «تزیین» درباره اهل باطل و پاسخ به شبهات آن با تأکید بر مدل فرایندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
263 - 287
حوزههای تخصصی:
در نظام خلقت، قوانینی وجود دارد که در عرف دینی و قرآنی از این قوانین به «سنت های الهی» یاد می شود. یکی از مهم ترین سنت های الهی که نقش اساسی در هدایت و ضلالت دارد و در مورد انسان جاری می شود سنت «تزیین» است. سنت تزیین نسبت به اهل حق و باطل به دو دسته مطلق و مقید، تقسیم می شود. از آنجا که سنت تزیین نقش اساسی در هدایت و ضلالت انسان دارد و نیز با نظر به اینکه این سنت در آیات قرآنی به شیطان و خداوند متعال نسبت داده شده، زمینه ساز بروز شبهاتی گردیده است. در پژوهش حاضر چگونگی جریان سنت تزیین درباره اهل باطل به شیوه توصیفی، تحلیلی و با رویکرد پاسخ به شبهات و با تأکید بر مدل فرایندی، مورد بازخوانی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان این نتیجه به دست آمده است که سنت تزیین نسبت به اهل باطل، نتیجه اختیار و رفتار خود آنان است و برایند دیگر سنت های الهی از قبیل سنت هدایت، تبشیر و تحذیر، اراده و اختیار، بازخورد اعمال و امداد می باشد.
بافت گردانی آیات قرآن در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
۱۸۰-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
معنای متن از منظر معنی شناسی کاربردی، در پیوند با بافت شکل می گیرد و مطالعه و درک معنی وابسته به بافت درون زبانی و بافت برون زبانی است. بر این اساس وقتی متنی از بافت اولیه خود جدا (بافت زدایی) و در بافتی دیگر به کار می رود (بازبافت سازی)، روابطی تازه بین متن و عناصر بافت جدید شکل می گیرد که درمجموع به آن بافت گردانی گفته می شود. در پژوهش حاضر بافت گردانی آیات قرآن در تاریخ جهانگشای جوینی بررسی شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که جوینی در بافت زدایی آیات قرآن به لحاظ ساختار صوری بیشتر به بافت زدایی بخشی از یک آیه پرداخته و با این شیوه توانسته با حذف بافت موقعیتی آیات آنها را با هدف و منظور خود همسو کند. او در بازبافت سازی آیات ازنظر ساختار صوری آنها را غالباً در جایگاه یکی از اجزای جمله به کار برده و از حیث اغراض کاربرد به منظور توضیح و توصیف؛ توجیه شرعی؛ بیان مواضع فکری خود و... به بازبافت سازی آیات قرآن پرداخته است.
موازنه أسلوبیه بین قصیدتی البحتری والمتنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۶
75 - 92
حوزههای تخصصی:
إن الأسلوبیه علم یهدف إلى الکشف عن العناصر الممیزه التی یستخدمها المؤلف لأغراض شتى؛ وهذا الکشف لا یحصل إلا بالموازنه والتطبیق على السیاق الأکبر أو الأصغر، حیث من خلال الموازنه تظهر هذه العناصر المکوّنه للنص، وتبدو أوجه التشابه والاختلاف بین النصین. ومن ثمّ، یمکن تمییز الأسلوب لمؤلف عن آخر أو تمییز السمات الأسلوبیه لفتره عن فتره أخرى. وفیما یخص القصیده، فإنه تتم معالجتها من خلال عناصرها المختلفه کالإیقاع، والنحو، والفکره، والبیان والمحسنات اللفظیه والمعنویه. یعتبر الشاعران البحتری والمتنبی من فحول شعراء العصر العباسی، وتدور معظم قصائدهما حول المدح والغزل. یتناول هذا المقال تحلیل وتطبیق قصیدتین لهذین الشاعرین: قصیده "طَیفُ الحَبیبِ أَلَمَّ مِنْ عُدَوَائِهِ" للبحتری، وقصیده "عَذْلُ العَواذِلِ حَوْلَ قَلبی التائِهِ" للمتنبی. وسبب اختیار هاتین القصیدتین هو اتفاقهما فی المضمون والوزن والقافیه. ومن خلال هذه الدراسه، نسعى إلى کشف العناصر الهامه، وکیفیه توظیف الشاعرین لها، وتبیین أوجه التشابه والاختلاف فی أسلوبهما الفردی. تتناول هذه الدراسه ثلاثه مستویات هی المستوى اللغوی والفکری والأدبی. والمنهج الذی تعتمده هو المنهج الوصفی التحلیلی الإحصائی؛ وذلک بالاعتماد على المصادر المکتبیه. وبعد معالجه هاتین القصیدتین ونظرا إلى المیزات الأسلوبیه، نستنتج أن الکلام عند المتنبی یظهر بشکل مباشر، وهذا ملائم مع إصدار الحکم، وجزاله التعبیر؛ وعند البحتری یظهر بشکل غیر مباشر ومائل، وهذا ملائم مع التعبیر الروائی؛ ولهذا، یرسم الشاعر التفاصیل بالتشبیه والاستعاره. ومن نتائج هذا المقال أنها لا یوجد أی دلیل على تأثر المتنبی بالبحتری، حیث إن أوجه الاختلاف بارزه للغایه فی أسلوبیه التفکیر وفی نوعیه استخدام الأدوات اللغویه والفنیه، وإن هذه النوعیه لاستخدام الأدوات قد کوّنت أسلوبهما الفردی.
دراسه السّیاق العاطفی لنهج البلاغه بناءً على نظریّه تحلیل الخطاب من وجهه نظر جون أوستن (رساله 62 أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و پنجم یهار و تابستان ۱۴۰۱ (۱۴۴۳ه.ق) شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
113-137
حوزههای تخصصی:
ومن الثابت أنّه لا یمکن تحدید حقیقه العدید من الجمل الإخباریه أو زیفها ولکن ما یمکن أن تفعله مثل هذه الجمل کما اعتقد أوستن أنّ إصدار البیان یتطلب متحدثاً ینتج أجزاء من الکلام یُدعى الفعل التعبیری حیث یؤثر على المخاطب؛ هذا التأثیر هو نفس الفعل غیر التعبیری، أو تحلیل الخطاب الّذی یعود إلى نفس هذا التأثیر ألا وهو الفعل غیر التعبیری وردّ فعل المخاطب على الفعل غیر التعبیری هو فعل ما بعد التعبیری. بلغه أخری، یعنی استعمال الکلام لدی المخاطب سوف یجعله یتوسّع أو یضیّق ومن ثمّ یخضع لعاطفته وانفعاله خاصّه إذا کان الکلام حول الإنسانیه والحرّیّه والدیمقراطیه وأمثالها. الهدف من هذه الدراسه هو التحقیق فی خطاب السیاق العاطفی فی نهج البلاغه لمعرفه ما إذا کانت نظریه تحلیل الخطاب استخدمت لفهم رساله 62 لأمیر المؤمنین (ع) فهماً أفضل؟ وما هو مکان السّیاق العاطفی فی أقوال سماحته؟ تشیر النتائج إلى أنّ الإمام (ع) یحاول نقل المفاهیم إلى المخاطب من خلال تحلیل الخطاب الّذی یشبه الفعل غیر التّعبیری فی نهج البلاغه. کما أنّ السیاق العاطفی یهدف إلی إقناع المستمع ویجعله یبادر إلی التفکیر فی المضمون الدّاخلی للخطاب. فی هذا المقال، جرت محاوله للتّعبیر عن الخطاب تحدیداً باستخدام المنهج الوصفی _ التحلیلی والاعتماد على الدّلالات، ثم التّعبیر عن السّیاق العاطفی للرّساله وفحص الجمل المستخدمه فی نهج البلاغه فی إطار النظریه المذکوره من وجهه نظر أوستن.
موقوفات نساء مشهد فی العهد البهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و پنجم یهار و تابستان ۱۴۰۱ (۱۴۴۳ه.ق) شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
337-371
حوزههای تخصصی:
لطالما کانت النساء، بصفتهن جزءاً مهماً من المجتمع، ناشطات فی مختلف جوانب الحیاه الاجتماعیه والاقتصادیه والسیاسیه والثقافیه. ولم یحظ مجال الوقف، باعتباره أحد مشاهد مساهمه المرأه، باهتمام کبیر. فی مشهد، استمرت فتره الوقف، کما فی الفترات السابقه، وترکت النساء أیضاً الأوقاف فی هذه الفتره. یرکز الموضوع الرئیس فی هذا المقال على حقیقه أنه بسبب تنوع دوافع الوقف بین النساء فی مشهد، والتی کانت تتمحور فی الغالب حول المحور الدینی، فکیف یمکن اقتفاء آثار الوعی الاجتماعی والثقافی والسیاسی لهؤلاء النساء والمتأثره بحاجاتهن فی المجتمع والأحداث الناجمه عن التغیرات فی الزمن، وکیف یمکن تتبعها فی وقف ممتلکاتهن وأموالهن. تسعى هذه الدراسه إلى الإجابه عن هذا السؤال الرئیس: ما هی أهمّ دوافع نساء مشهد واتجاهاتهن فی وقف أموالهم خلال هذه الفتره، على أساس استخدام وثائق الوقف لنساء مشهد فی إداره الأوقاف والشؤون الخیریه فی محافظه خراسان الرضویه؟ تقوم هذه الدراسه على المنهج الوصفی _ التحلیلی، مع تحدید استخدامات أوقاف النساء، لدراستها وتحلیلها. تؤکد نتیجه هذه الدراسه على أنه بالإضافه إلى استمرار سنه الوقف ذات الاستخدامات الدینیه، وبسبب هیمنه السیاسات العلمانیه لرضاشاه، فقد انخفضت أوقاف النساء، بحیث أنه خلال السنوات 1932 إلى 1944م، لم تکن هناک حاله واحده للوقف النسائی.
اصول حاکم بر نظام ارزی مطلوب در اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ شماره ۲۹۲
35-48
حوزههای تخصصی:
گسترش سطح تجارت در جهان کنونی، اهمیت نظام ارزی را دوچندان کرده است. ازآنجاکه اتخاذ نظام ارزی نادرست می تواند موجب ناپایداری اقتصاد کشورها شود، بررسی اصول حاکم بر نظام ارزی مطلوب ضروری است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی اصول حاکم بر نظام ارزی مطلوب در اقتصاد مقاومتی می پردازیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که اصول حاکم بر نظام ارزی مطلوب در اقتصاد مقاومتی را می توان در دو گروه اصول ساختاری و سیاستی جای داد. اصول ساختاری نظام ارزی مطلوب در اقتصاد مقاومتی عبارتند از: پیمان پولی دوجانبه و چندجانبه، استفاده از پول فراملی، تنوع سبد ارزی، تنوع مسیر انتقال ارز، تنوع منابع ارزی، استقلال نهاد پولی. اصول سیاستی نیز عبارتند از: استفاده از ابزارهای پوشش مخاطرات نوسانات نرخ ارز، قیمت شناور مدیریت شده، محدودسازی کارکرد ذخیره ارز در سطح کلان، محدودسازی تقاضای سفته بازی، محدودسازی کارکرد ذخیره ارزش در سطح خرد، سیاست گذاری و اولویت بندی تخصیص ارز، تنوع منابع عرضه ارز در بازار ارز و الزام به عرضه ارز در شرایط بحرانی. توجه به این اصول در طراحی نظام ارزی، باعث تقویت استحکام درونی نظام اقتصادی و افزایش قدرت جذب و مقابله با تکانه های خارجی می شود.
ملاک خلافت انسان از خداوند در دو آیه کرامت و امانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ شماره ۲۹۳
51-59
حوزههای تخصصی:
براساس ظواهر قرآن کریم از بین تمام موجودات، فقط انسان واجد مقام جانشینی تکوینی و تشریعی خداست. این انحصار، موجب طرح این پرسش مهم می شود که «براساس چه ملاکی این مقام اختصاصی به انسان داده شده است؟» پژوهش حاضر به هدف کشف ملاک جانشینی انسان از خداوند با روش کیفی و توصیف و تحلیل دو آیه 70 سوره «اسراء» و 72 سوره «احزاب»، به نتایج زیر دست یافته است. از دیدگاه قرآن کریم، ملاک انتخاب نوع انسان برای جانشینی از خداوند در بین موجودات علاوه بر استعداد یادگیری اسماء، عبارت است از: توانایی قبول امانت و تکریم خداوند، که هر دو نشان از استعداد خاصی است که خدای متعال در وجود انسان نهاده است.