فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۰۱ تا ۱۰٬۷۲۰ مورد از کل ۸۲٬۷۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت در سال 132ق، عباسیان بیش از پنج قرن بر بخش عمده ای از جهان اسلام حکومت کردند و دوره های متفاوتی از اقتدار و همگرایی، ضعف و واگرایی را تجربه نمودند. تاکنون پژوهشهای بسیاری در زمینه چگونگی پیدایش، دوره ها و عوامل فروپاشی خلافت عباسی صورت گرفته است؛ اما هنوز زوایای ناگفته ای درباره برخی از جنبه های این حکومت وجود دارد که از نگاه محققان پنهان مانده است. این مقاله بر آن است تا از زاویه ای متفاوت، نقش خلافت عباسی را در واگرایی جامعه آن دوره بررسی کند و به این پرسش اصلی پاسخ دهد: کارکرد نهاد خلافت عباسی چه تأثیری بر واگرایی جامعه اسلامی در سالهای 334-232ق داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، با برهم خوردن تعادل دستگاه بسته خلافت، ازجمله ورود ترکان به صحنه قدرت و گسیختگی در مرزهای مسلمانان، کارکرد اقتداری آن رو به ضعف نهاده و این امر به واگرایی در جامعه اسلامی انجامیده و سرانجام موجبات فروپاشی خلافت را فراهم ساخته است. نویسندگان برای ارزیابی این فرضیه، از الگوی «نظریه عمومی سیستمها» بهره گرفته اند و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر محور «کارکرد نهاد خلافت» که برای درک درست تاریخ اسلام و لایه های زیرین خلافت عباسی مهم است، به بحث و بررسی پرداخته اند.
نگاهی به ایماژهایِ زندگی در نگره مولوی و کازنتزاکیس با تاکید بر ایماژِ «زندگی به مثابه سوءتفاهم/ جنگ»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
235 - 262
حوزههای تخصصی:
زندگی به مثابه فرایند تکامل و با توجه به دو ساحت باورها و عواطف- احساسات در نگاه اندیشمندان به اشکال مختلف بازنموده شده است. در این میان، ایماژهایِ برساخته از زندگی و معنایِ آن در لایه هایِ مختلف، یکی از نکاتِ برجسته در متون است که در قالب تصویرهای هنری و کلان استعاره ها مفصل بندی می شود. از سویی دیگر، در میان مجموعه متفکران، مولوی و کازنتزاکیس دو شخصیت کم نظیری هستند که با وجود تمایزهای معرفتی و گفتمانی از یک سو و تاریخی و جغرافیایی از سویی دیگر، مفهوم زندگی را در قالب استعاره/ ایماژهای هنری تصویرسازی کرده اند. در این مقاله، نویسنده سعی می کند این مسئله را با توجه به چهارچوب نظری انواع «ایماژهای زندگی» از منظر رابرت سالامون در مهم ترین آثار این دو متفکر بررسی کند. سالامون در این مبحث شانزده ایماژ از مهم ترین ایماژهای زندگی را شناسایی کرده که مهم ترین این موارد زندگی به مثابه بازی، داستان، غمنامه، کمدی، ماجرا و مأموریت است. این نوع طرز تلقی به زندگی، در آثار این دو تصویرسازی شده است که از بنیان هایِ معرفتی مشترک با وجود همه افتراق ها حکایت دارد. یکی از نکات مهم در تحلیل یافته ها اِشعار هردو به ایماژ ویژه ای است که در دستگاه فکری این دو به صورت برجسته مفصل بندی شده و آن «زندگی به مثابه سوءتفاهم» است. نویسنده ضمن بررسی مجموعه ایماژهای مشترک با تأکید بر ایماژ اخیر، اندیشه این دو متفکر را از منظر ارزش و کارکرد زندگی تحلیل کرده است.
نسخه خوانی (30) رساله میرزا اشرف طبیب در پاسخ پرسش شاه سلیمان صفوی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۹۴)
253 - 270
حوزههای تخصصی:
رساله حاضر، در پاسخ پرسشی از سوی شاه سلیمان صفوی است که از طبیب خاص خود، میرزا اشرف پرسیده است. سوال در باره تفاوت عرق گلاب با عرق گوشت یا ماءاللحم است. شاه پرسیده است چرا آب گوشت که به روش عرق گیری بدست می آید، چرب نیست، اما عرق گلاب، سرشار از مواد است. میرزا اشرف بر اساس روش طب سنتی، و مبتنی بر فیزیک یونانی، و با استفاده از مطالب ابن سینا، تلاش می کند توضیح دهد که اشیاء ترکیبی، در وقت عرق گیری، شرایط مختلف دارند. در برخی به راحتی مواد آنها جدا شده و در برخی چنین نمی شود. این رساله، به روش ساده رابطه فیزیک یونانی، و طب سنتی را با روش های درمانی رایج در استفاده از عرقیات نشان می دهد، مسائلی که از نظر علم شیمی و نیز دانش پزشکی امروز اعتباری ندارد، اما به هر حال بخشی از تاریخ علم در کشور ماست.
تعیین مصداق «سبعا من المثانی» در آیه 87 سوره حجر با توجه به باهم آیی موضوعات در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات علوم قرآن و حدیث سال نوزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
121 - 155
حوزههای تخصصی:
یکی از آیاتی که در تفسیر آن اختلاف است آیه «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ» (حجر:78) است. در این پژوهش تلاش می شود از طریق شیوه ای جدید تحت عنوان «راهبرد توجه به باهم آیی مفاهیم و موضوعات قرآنی در تفسیر» درباره معنای این آیه داوری شود. در این شیوه جدید، نه موضوع آیه مورد بحث، بلکه موضوعات قبل و بعد این آیه، در دیگر سور قرآن جستجو می گردد و توجه می شود در سوره های دیگر قرآن، موضوعات مذکور با چه موضوعی پیوند می خورد. به تعبیر دیگر «جانشین» آیه مورد بحث در پیوستارهای مشابه، در دیگر سور قرآن، چه آیاتی هستند. به کارگیری این روش در تفسیر آیه 78 سوره حجر نشان می دهد که مراد از «سَبْعاً مِنَ الْمَثانی» بخش هایی از قرآن است که در دیگر کتب آسمانی نیز وجود داشته است و مراد از «الْقُرْآنَ الْعَظیمَ» بخش هایی از قرآن است که فزون تر از آن کتابهاست. . . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ... . . . . . . ..
واکاوی معنای واژه «خِمار» با تأکید بر اقوال صحابه و تابعین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال پنجاه و چهارم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰۸
157 - 171
حوزههای تخصصی:
پوشش بانوان از جمله مفاهیمی است که در قرآن کریم با واژگان متعددی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از واژگان مربوط به پوشش، واژه «خمار» است که در آیه 31 سوره نور آمده است. فقها و مفسران در معنای این واژه اختلاف نظر دارند و این اختلاف معنایی باعث شده نظرات و احکام متفاوتی را در خصوص پوشش سر بانوان بیان کنند. در این میان مفهوم واژگان و اصطلاحات به کار رفته در متن روایات می تواند در درک این مسئله راهگشا باشد. در این مقاله تلاش می شود ابتدا با بهره گیری از دانش ریشه شناسی واژگان، ریشه و معنای این واژه در زبان های نیا واکاوی شود؛ سپس ضمن جستجو در منابع ادبیات دوره پیش از اسلام و نیز واکاوی این واژه در منابع لغویان تلاش بر تبین گستره معنایی این واژه در بستری تاریخی به عمل آمد. با جمع آوری و بررسی احادیث مروی از صحابه و تابعین، که این واژه در آن ها به کار رفته بود، تلاش شد این معنا به طور دقیق کاویده شود و کارکرد آن به دست آید. با ریشه شناسی واژه «خمار» متوجه شدیم این واژه ریشه در زبان آفروآسیایی دارد، و با پژوهش در ادبیات جاهلیّت و آرای لغت شناسان عربی این مفهوم در سیر تاریخی خود از معنای کلی پوشش، بدون توجه به جنسیتی خاص، تا معنای پوشش سر بانوان در فرهنگ اسلامی دلالت دارد. بررسی اقوال صحابه و تابعین نیز بر مفهوم پوشش سر بانوان تأکید دارد.
اعتبارسنجی ادعیه طلب باران
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
3 - 23
حوزههای تخصصی:
سنجش و ارزیابی اعتبار احادیث یکی از مسائل مهم در مطالعات حدیثی است که پیش از بررسی های فقه الحدیثی مد نظر قرار می گیرد و از راستی و درستی احادیث معصومان سخن می گوید. یکی از متونی که نیازمند اعتبارسنجی است و تاکنون نیز چنین فعالیتی درباره آن رخ نداده است، ادعیه طلب باران است که به دلیل شرایط زمانی و نیاز جامعه ایمانی از اهمیت و اولویت برخوردار است. ازاین رو، مقاله حاضر کوشیده است تا بر اساس سه مؤلفه مصدر، سند و متن به اعتبارسنجی این احادیث بپردازد و صدور و اصالت آنها را بسنجد. نتیجه بررسی یاد شده نشان می دهد که در میان شمار فراوان ادعیه منقول در مصادر شیعه، پنج متن از اعتبار بیشتری برخوردار است و جزو ادعیه معتبر و اصیل اهل بیت علیهم السلام محسوب می گردد. قدمت و شهرت مصادر ادعیه و نیز اصالت و سلامت تاریخی متن آنها از مهم ترین قراین این ارزش گذاری است.
Reinterpretation of “the Darkness of the Three” in Verse 6 of Surah al-Zumar, in Light of the Components of the Scientific Miracle of the Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the phrases that has been considered by most commentators with the approach of empirical science is “the darkness of the three (the three veils of darkness)” in the verse (Q.39:6). They have interpreted this combination as the three darknesses of the abdomen, uterus and amnion-chorion. A view has also been put forward by contemporaries, which considers it as the spaces between the abdomen and uterus, the flesh of the uterus and the amnion, the amnion and the fetus, and has considered such an interpretation as an example of the scientific miracle of the Qur’an. In the meantime, another approach can be taken and based on the descriptive-analytical method and with the focus on the interdisciplinary approach, what is the “darkness of the three” is examined. Accordingly, by relying on the symbol of “complete and dense indifference and shapelessness before creation” for “darkness of the three,” this phrase can be considered as the platform for the formation of protein structures (based on genetic information contained in DNA codes), which are the cornerstone of the structure and biological processes of living organisms (without the production of proteins, no biological processes will be formed and no cells and organs will be made). It should be borne in mind that this interpretive possibility is also compatible with the components of the scientific miracle of the Qur’an.
درنگی در معنای «ایمان به غیب» در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال نوزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۷ «ویژه باور شناخت»
۱۸۲-۱۷۴
حوزههای تخصصی:
یکی از گویندگان در باره معنای ایمان به غیب در آیه «ٱَلݧݩَّذٖینَ یݦݩُؤݨْمݫِںݧݩݐُونَ بِالْغَیْبِ» (بقره: 3) نکاتی گفته است، به این مضمون که مراد از آن، ایمان به حقایق پنهانی و فراتر از احساس بشر نیست، بلکه به معنای ایمان آوردن در پنهانی است. گوینده، که کلمه «بالغیب» را در این آیه قید می داند، به آیات دیگر استناد کرده است. نگارنده این مقاله کلام گوینده را به پنج بخش تقسیم کرده و در هر بخش بر اساس قواعد ادبی، روشهای مقبول در تفسیر و نیز کلام مفسّران، خطا در کلام گوینده را نشان داده و به این نتیجه می رسد که مراد آیه، ایمان به حقایق غیبی و فراتر از ادراک حسّی بشر است.
بررسی تناقض دو اصل پایستگی تکانه دکارت و پایستگی انرژی لایب نیتس بر اساس طبیعیات ابن سینا
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵
77 - 102
حوزههای تخصصی:
فیزیک و فلسفه، از ابتدای پیدایش فیزیک، از هم جدا نبوده اند. بنابراین، دور از انتظار نیست که در فلسفه غرب، دلالت هایی بر قوانین پایستگی فیزیک پیدا کنیم. نتایج برگرفته از دو مکتب فلسفی دکارتی و مکتب لایب نیتس، که حتی در فهم و توصیف جسم اتفاق نظر ندارند، هرکدام متصدی طرح یکی از دو قانون مهم پایستگی انرژی و پایستگی تکانه (اندازه حرکت) هستنند، که این مسئله ای جدی است. این مقاله با روش تحلیلی - استنباطی نشان خواهد داد گرچه مقدمات دو قانون پایستگی انرژی و پایستگی تکانه در فلسفه لایب نیتس و دکارت با هم ناسازگارند، اما این مقدمات به خوبی در فلسفه ابوعلی سینا کل واحدی را تشکیل می دهند.
درونگرایی اشتدادی و انگیزش اخلاقی در فلسفه عمل از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به بررسی دیدگاه ملاصدرا درباره انگیزش اخلاقی پرداخته است. ملاصدرا در آثار خویش، برای مبدأ انگیزشی انسان برای انجام فعل، دو نوع تبیین ارائه داده است: تبیین ماهوی و تبیین اشتدادی. او در تبیین ماهوی هماهنگ با فیلسوفان پیش از خود، گاه انگیزش را به حلقه اول از مبادی صدور فعل یعنی شناخت و تصور (داعی) نسبت داده، اما در بیشتر موارد عامل اصلی انگیزش را به حلقه دوم یعنی شوق مربوط میداند. شوق پس از ادراک (تصور و تصدیق) و پیش از اراده (اجماع و عزم)، حالتی انگیزشی در فاعل ایجاد میکند. بر اساس این تبیین، ممکن است فاعل، خوبیِ فعل را درک و تصدیق کند اما نسبت به آن شوق نداشته باشد و نیز احتمال دارد امری را که نسبت به آن شوق دارد، اراده نکند و بنابرین میان این سه مرحله رابطه یی امکانی تصویر میشود. بر اساس تبیین وجودی و اشتدادی، میان ادراک، شوق و اراده پیوندی عمیق و ذاتی وجود دارد که از آن میتوان به «درونگرایی اشتدادی» تعبیر نمود. اعتقاد ملاصدرا به 1) سریان علم، شوق و اراده در سراسر وجود، 2) هویت واحد نفس و وحدت قوا و افعال و 3) نقش دوگانه شناختی انگیزشی عقل عملی، دلایلی است که میتواند به تبیین این نوع از درونگرایی در دیدگاه او کمک نماید.
مطالعه تطبیقی «گفت وگو با متن» در روش تفسیری شهید صدر و رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت وگو با متن»، الگوی مشترکی است که شهید صدر در تفسیر موضوعی و نیز گادامر در هرمنوتیک فلسفی به عنوان عامل تحقق فهم، بر آن تأکید کرده اند. از آن جا که رویکرد شهید صدر به «فهم متن قرآن»، توصیه ای و رویکرد گادامر به «فهم متن» توصیفی است، پژوهش حاضر از ره گذر مطالعه تطبیقی این دو رویکرد، میزان رَوایی دیدگاه روش شناختی شهید صدر را مبتنی بر دیدگاه پدیدارشناختی گادامر بررسی کرده و به پی جویی این پرسش پرداخته که بایدها و نبایدها در روش تفسیری شهید صدر تا چه اندازه بر هست ها و نیست ها در هرمنوتیک گادامر منطبق است. به جهت آن که الگوی یادشده در اندیشه این دو متفکر خاستگاه یکسانی ندارد و تشابه دو نظریه ساختاری است، پژوهش حاضر از نوع «مطالعات تطبیقی کلان مبتنی بر همسانی ساختاری» به شمار می آید. بررسی عناصر گفت وگو در هر دو نظریه، مشروعیت الگوی «گفت وگو با متن» در تفسیر موضوعی را به اثبات رسانده و نشان می دهد که تفاوت های دو نظریه، از اموری خارج از ماهیت و فرآیند فهم ناشی می شوند و ازاین رو به اعتبار هستی شناختی روش تفسیر موضوعی خللی وارد نمی کنند.
بررسی و نقد دیدگاه آلبانی در تحریم بناء مساجد بر قبور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۸
۷۸-۶۳
حوزههای تخصصی:
شیخ ناصرالدین آلبانی از مهم ترین و پر کار ترین علمای وهابیت در دوره ی معاصر است. وی آثار متعددی بر مبنای تفکر وهابیت نگاشته که از جمله ی آن ها کتاب «تحذیر الساجد من اتخاذ القبور مساجد» است که در آن، با تکیه بر قرائت خود از روایات نبوی دال بر نهی از «اتخاذ القبور مساجد»، و تضعیف کردن روایات معارض آن ها، قائل به تحریم وجود قبور در مساجد و متقابلاً بنای مساجد بر قبور شده و این کار را نوعی شرک تلقی کرده است. مسئله ی این مقاله، بررسی و نقد ادله مورد استناد آلبانی با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مدعای آلبانی در تحریم بناء مساجد بر قبور، اولاً بر خلاف ظاهر روایت نبوی «لَعَنَ اللّهُ الیَهُودَ وَ النَّصارَی إتَّخَذُوا قُبورَ أنبیائِهم مَساجِدَ» است و ثانیاً معارض با دیگر روایات صحیحه است که بر مدفون بودن تعدادی از انبیاء در مسجد خیف و یا بناء نمودن مسجد بر قبر ابوبصیر توسط صحابه دلالت دارند.
اعتبارسنجی بخش پایانی خطبه فدکیه(فراز ثم انکفأت س و امیرالمؤمنین ع یتوقّع و...)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۰
7 - 24
حوزههای تخصصی:
سخنان حضرت زهرا س در مسجد مدینه که به نام خطبه فدکیه شناخته می شود، از معتبرترین خطبه ها و دارای مضامین ارزشمند و هدایتگرانه است. به جهت جایگاه و اهمیت آن در گونه های مختلف منابع از جمله تاریخی، روایی و تفسیری فریقین نقل شده است، البته نه به شکل یکسان و یکنواخت بلکه با تفاوت هایی در متن، اختلاف عمده در فراز پایانی آن است که با عبارت «ثم انکفأت (س) و امیرالمؤمنین (ع) یتوقّع» آغاز می شود. اثبات یا نفی خطبه بودن این بخش، مساله اساسی مقاله حاضر را شکل می دهد. نتیجه به دست آمده در این اثر که با بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی حاصل شد، آنست که فقره مورد اختلاف، نمی تواند جزیی از خطبه باشد. علاوه بر رد توجیهات و دلایل ارائه شده برای اثبات صدور آن از سوی حضرت فاطمه س، چهار دلیل و شاهد مهم یعنی عدم نقل این فراز در منابع متقدم، منافات داشتن با عصمت حضرت زهرا س، تناقض این بخش با سایر سخنان ایشان درباره امیرالمومنین و تضاد فقره مذکور با سایر بخش های خطبه فدکیه، در راستای اثبات مدعا ارائه گردید.
خوانشی نو از خطبه جهادیه امام علی(ع) بر اساس نظریه فراکارکرد متنی (رویکرد نقش گرای هلیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه هلیدی، یکی از ویژگی های متن، داشتن انسجام است، بنابراین بااهمیت دادن به ساختار آغازگری- پایانی و نشان داری و بی نشانی هر بند، شیوه و عملکرد نویسندهدر القای پیام مورد نظر خویش را معین می کند. بر اساس نظریه مذکور، با بررسی ارتباط دستوری، واژگانی و پیوندی یک متن، تحلیل جامعی از چگونگی انسجام و بههم پیوستگی بندهای مختلف آن بهدست می آید. این پژوهش، خطبه جهادیه امام علی(ع) را بر اساس فراکارکرد متنی(رویکرد نقش گرای هلیدی) و به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار داده است. نتایج به دست آمده، نشان از آن دارد که اغلب بندهای خطبه مذکور، آغازگر مرکّب دارد و مخصوصاً بیان آن با چنین آغازی، نقطه مناسبی برای القای پیام بوده است و بر انسجام متن صحّه می گذارد. همچنین سایر گونه های انسجامی چون ارجاعدرون متنی، جانشینی، حذف، انسجام واژگانی به ویژه عبارات مترادف و نیز انسجام پیوندی از عناصر برجسته این متن است. بررسی این خطبه از نهج البلاغه بر اساس نظریه هلیدی، ارزش و اهمیت آن را هم در زمینه مذهبی و هم زمینهادبی،بیشتر مشخّص می کند.
Ethical Considerations of Employment of Married Women from the Religious Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۹, Issue ۳۰, Spring ۲۰۲۲
119 - 142
حوزههای تخصصی:
SUBJECT AND OBJECTIVES: This research is about knowing the important factors to be considered by a working woman's in religious point of view. Women play a very important role in religious; First and foremost, they bear the future generations of human being. They are the mothers that nurture the future leaders of the world; and They are the wives and the trustee of their husbands. To understand more about the rules of religious regarding women, we need to first understand regarding the position of women in religious. Why she is created, what are her purpose in this world, how she was created and how she is different and similar from men? By doing this, understanding her and the rulings that governs her in religion can be easier. METHOD AND FINDING: In this research, which was conducted with a qualitative method and analytical approach, it was found that under the rules of religious, working is permissible for women but she is bounded by certain rules that are for her own benefit. Woman is created as a servant of God so it is her primary duty to serve God. A woman also can be a wife and mother so she also has her duties and responsibilities that must be taken into consideration before planning to work. CONCLUSION: The research results showed that procuring livelihood is not a woman’s obligation and responsibility but it is permissible for her to work provided that she will not neglect her primary duties and responsibilities. Working and having an employment for women has its benefits and disadvantage so both must be taken into consideration and benefits should be greater than its disadvantage.
علت شناسی تطور زمانی ادله فقیهان امامی درباره شهادت ثالثه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزودن شهادت ثالثه(اشهد انّ علیاً ولی الله) به اذان و اقامه از قرون ابتدایی در میان فقیهان امامیه مطرح بوده است، اما سؤال مهم اینکه چگونه شهادت ثالثه با وجود انضباط شدید در روش فقهی متأثر از جامعه دچار تحول از منع تا الزام شده است؟ پاسخ به این سؤال حاوی نکات روش شناختی در فقه و نیز نشان دهنده چگونگی اثرگذاری جامعه بر استنباط است. در این مقاله دیدگاه های فقیهان امامیه به روش توصیفی و با مراجعه به منابع فقهی از دوره اصحاب ائمهD تا دوران معاصر درباره شهادت ثالثه در اذان و اقامه جمع آوری شده است. در حین بررسی دیدگاه های فقهی در چهار دوره زمانی راویان شیعه، شیخ صدوق تا قرن دهم، قرن یازدهم و دوازدهم و قرن سیزدهم تا عصر حاضر، ادله و روش های فقهی ایشان مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. علاوه بر مستندات فتاوا، شرایط اجتماعی هر دوره نیز بررسی و اثر آن بر فتوا نشان داده شده است. در نتیجه این پژوهش، روشن می شود که فقه چکونه در طول زمان تکامل یافته و چطور از واقعیت های اجتماعی تأثیر می پذیرد؛ نیز اگر تأثیرپذیری فقه از جامعه به صورت دقت بیشتر در اجتهاد و کشف دلایل دقیق تر برای پاسخ به موضوعات مورد نیاز جامعه باشد، این تحول ها با انضباط روشی در استنباط تعارض ندارد. اتقان روش فقهی، محصول نهایی این تطور را ترجیح گفتن شهادت ثالثه با این قید تکمیلی کرده است که نباید در نگاه عرف جزو فصول اذان محسوب شود. این قید تکمیلی برآمده از قواعد کلی فقه و بدون تأثیرپذیری از جامعه است.
نسبت شعر با اعتبار و حقیقت بر مبنای نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
81 - 98
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه علامه طباطبایی شعر و ادراکات اعتباری ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند تا جایی که وی در کتاب اصول فلسفه و روش رئالسیم، توصیف ادراکات اعتباری را بمدد تشبیه و تمثیل و استعاره در شعر آغاز میکند. در تحقیق پیش رو با استناد به آثاری مختلف از علامه که نظریه» اعتباریات در آنها آمده، نسبت شعر با ادراکات اعتباری مورد بررسی قرار گرفته است. اهمیت این نسبت از آن جهت است که با تحلیل ا رتباط میان شعر و اعتباریات در متنهای مختلف فلسفی، عرفانی و تفسیری علامه، میتوان به پرسش از نسبت شعر و اعتبار با حقیقت نفس الامری پرداخت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که ادراکات اعتباری نگاه شاعرانه انسان به جهان است و همانند چشمی است که انسان همه چیز را با آن میبیند. این جهان شاعرانه در عین غیرمنطقی و غیراستدلالی بودن میتواند به زبان اشارت خبر از حقیقت بدهد. از اینرو میتوان گفت نظریه» ادراکات اعتباری در حکمت اسلامی، برای شناخت حقیقت بابی نو گشوده است.
کشف معنای زندگی با رویکرد شناخت نفس از نگاه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ شماره ۲۹۷
27-36
حوزههای تخصصی:
معنای زندگی یکی از مهم ترین مسائل فلسفی است که تمام افعال و افکار انسان ها با آن مرتبط است. ازآنجاکه شناخت معنای زندگی، متوقف بر شناخت خود انسان است؛ درنتیجه نوع نگاه هر فرد به خود، تأثیر زیادی در پاسخ او به چیستی معنای زندگی خواهد داشت. گرچه صدرالمتألهین به طور مستقیم از معنای زندگی سخن نگفته است؛ ولی با بررسی انسان و ویژگی های آن به هدف از زندگی که یکی از معانی «معنای زندگی» است، پرداخته و معتقد است که انسان دارای هدفی است که باید آن را کشف کند و تمام اعمال و رفتار و نیات خود را برای رسیدن به این هدف به کار ببندد. در این نوشتار به روش تحلیلی توصیفی به دست می آوریم که حقیقت انسان به نفس ناطقه خویش است که دارای دو قوه عقل نظری و عقل عملی است؛ درنتیجه کمال حقیقی انسان به تکامل مرتبه عقلی آن است. با توجه به حقیقت انسان و کمال حقیقی آن، انسان دارای دو هدف میانی و نهایی در زندگی خواهد بود. قرب الهی هدف نهایی از زندگی انسان است که با تحقق آن، انسان به حیات و سعادت حقیقی می رسد.
تحلیل فرایندهای فرا نقش اندیشگانی در سوره های «واقعه» و «قیامت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد نقش گرای نظام مند هلیدی به بازنمایی جهان در زبان می پردازد و در این راستا نگره های ویژه خود را مطرح می کند؛ برای مثال، معنا در این نظریه محصول سه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی است که هر سه هم زمان و به یک میزان، به معنای پیام کمک می کنند. فرانقش اندیشگانی به دو فرانقش تجربی و منطقی تقسیم می شود. در فرانقش تجربی، بندهای مفرد و در فرانقش منطقی بندهای مرکب تحلیل می شوند. بند ازنظر فرانقش اندیشگانی به سه بخش تقسیم می شود: فرایند، مشارک و عنصر حاشیه ای. فرایندها به دو گروه اصلی و فرعی تقسیم می شوند و هر کدام سه زیر بخش دارند؛ اصلی ها: مادی، ذهنی، رابطه ای. فرعی ها: رفتاری، کلامی و وجودی. در پژوهش حاضر، ارزیابی فرانقش اندیشگانی در سوره های «واقعه» و «قیامت» مدنظر بود و فرایندهای به کاررفته در این دو سوره و بسامد حضور هر یک از این فرایندها به بحث گذارده شد تا ابعاد رستاخیز در این سوره ها معلوم شود. یافته های پژوهش نشان دادند فرایند مادی در این دو سوره بیش از سایر فرایندها به کار رفته است؛ فزونی این فرایند به صورت ملموس، بر وقوع کنش، یعنی قیامت تأکید دارد و به آن عینیت می بخشد.
تراز تحولی آیت الله مؤسس، از حفظ پیشینه، زما ن آ گاهی تا آینده نگری
منبع:
حوزه دوره جدید بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶ و ۱۷
126 - 141
حوزههای تخصصی: