فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۶۲۱ تا ۲۸٬۶۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
تفسیرپژوهی سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶
136 - 109
حوزههای تخصصی:
تفسیر آسان تالیف مفسر معاصر آیت الله محمد جواد نجفی خمینی است که منتخبی از تفاسیر معتبر می باشد. تفسیر آسان فاقد مقدمه ای جامع و کامل است که بیانگر مبانی، قواعد و روش تفسیری مفسر باشد. با توجه به جایگاه تفسیر آسان به عنوان یکی از تفاسیر معتبر معاصر و اهمیت مبحث مبانی تفسیری، پژوهش حاضر عهده دار تبیین مبانی تفسیری تفسیر آسان میباشد. با بررسی انجام شده، وحیانی بودن قرآن، حجیت سنت معصومان (ع) در تفسیر، تحریف ناپذیری، اعجاز، جامعیت قرآن، حجیت ظواهر، هماهنگی آموزه های قرآنی با فطرت بشری از جمله مبانی تفسیری تفسیر آسان است. با تتبع در این تفسیر می توان گفت که وحیانی بودن قرآن، مهم ترین مبنای مفسر در تفسیر قرآن است که دیگر مبانی را نیز تحت پوشش خود قرار می دهد. توجه به این مبنا علاوه بر اینکه مانع از تفسیر به رأی و ارائه ی تفسیری التقاطی و مادی از آیات قرآن شده، موجب گشته تا مفسر، قرآن کریم را معجزه دانسته و کتابی که ضامن سعادت دنیایی و اخروی است، معرفی کند.
بررسی تعالی و حضور در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۸
101 - 122
حوزههای تخصصی:
تعالی و حضور به عنوان دو بُعد تشخص خداوند، همواره از مهم ترین مباحث وجودشناسی الهیاتی، محسوب شده اند. در گرایشهای مختلف فکری و عقیدتی در دین اسلام نیز این مسئله، همواره مورد بحث و اختلاف نظر قرار گرفته است. بیشتر این بحثها، از آیات قرآنی نشأت گرفته، چرا که در قرآن از خداوند، با این دو بُعد، یاد شده است. متصوفه نیز در عرفان نظری، در بحث وجودشناسی، به این مسئله پرداخته اند. در این میان، مولوی که از بزرگترین عرفای تاریخ اسلام محسوب می شود، در مثنوی خویش که در آن مبانی فکری خود را بیان داشته، به هر دوی این ابعاد وجودی خداوند پرداخته است و خود قائل به تعالی حق در عین حضور حضرتش در این جهان است. این پژوهش بر آن است تا ضمن مفهوم شناسی تعالی و حضور، این مفاهیم را در مثنوی بررسی نماید و سپس با تبیین و تحلیل چگونگی جمع بین تعالی و حضور خداوند در عرفان مولوی، به نگرش وی در باب این موضوع، دست یابد.
جایگاه رحمت الهی در تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رحمت دو جریان دائمی دارد که همواره بر همه ی هستی روان است : رحمت رحمانی و رحمت رحیمی . با رحمت رحمانی خلقت شکل گرفته است و با رحمت رحیمیه هستی به نهایت رشد خویش دست می یابد . خداوند انسان را آفرید تا رشد کند و او را از رحمت رحمانیه خود به رحمت رحیمیه برساند. رحیمیت خداوند بازگشت به ربوبیت او دارد. عالم پرورشگاه است. او رب همه موجودات است که زمینه رشد وشکوفائی استعدادها و به فعلیت رساندن آن استعدادها را فراهم می کند و انسان است که باید برای رسیدن به رحمت الهی در خود ظرفیت ایجاد کند تا مشمول رحمت رحمانیه و رحیمیه خداوند در دنیا و آخرت شود. آنچه این مقاله بدان اهتمام می ورزد بررسی تطبیقی رحمت الهی از دیدگاه مفسران شیعه و سنی است . نگارنده در ابتدا به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی رحمت پرداخته، سپس جایگاه رحمت الهی را در قرآن و روایات با توجه به نظر فریقین بررسی نموده است. در ادامه به بیان تفاوت میان رحمت رحیمیه و رحمانیه پرداخته شده و مشخص شد که لعنت که مقابل رحمت می باشد از مقوله گفتار نیست و به معنای دوری از رحمت است. و در رحمت الهی تبعیضی نیست بلکه هر کس بر اساس قابلیتی که کسب می کند میتواند از رحمت خداوند بهره مند گردد .
تطبیق نشانه های ظهور در گذر تاریخ(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ارث و وصیت؛ حق؟ یاحکم؟!(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه غالب درنطام حقوقی ایران درباره ی ارث ووصیت این است که آن ها راازاحکام مفروض نموده ودرنتیحه هرگونه اثر گذاری اراده رادرموضوعاتشان مردودپنداشته اند؛درحالی که دراین پژوهش به تحقیق ثابت شده است که این دونهاد ازجنس حقوق وهمانند دیگرموضوعات حقوق مدنی دارای احکامی هستند که جهت اتیان وپاس داشت مطلوبات آن ها تقنین گردیده است.
براساس پژوهش و کاوش در لایه های عمیق فقهی و حقوقی دراین پژوهش این فرضیه ارایه و متقن شده است که موضوع و متعلق دو نهاد مزبور، حق ارث بری و حق ارث دهی است ،و موجودیت حقوقی آن ها به لحاظ حکمت وعلت تشریعی ،در جهت پاسداشت حقوق اشخاص در برخورداری ازترکه و نیز مدیریت ارث بری و ارث دهی(وصیت )در حوزه ی مقررات و مفروضات شرعی و قانونی است؛از این روی این دو نهاد دارای ارتباطات بسیار نزدیک ماهیتی، موضوعی و کاربردی هستند و بر یک دیگراثر گذارو از هم دیگر متأثرمی باشند؛درنتیجه اراده می تواند (همانند سایرحقوق بامراعات حقوق دیگران)به عنوان عنصری اثرگذاردرموضوعات ومتفرعات این دو نهاد حقوقی درحقوق زنده واجرایی مورد پذیرش قرار گیرد.
بررسی آرای منطقی غزالی و ابن سهلان ساوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت آرای منطقی امام محمد غزالی و قاضی زین الدین عمر بن سهلان ساوی در فهم آرای منطق دانان پس از آن ها، به ویژه فخررازی، اهمیت بسزایی دارد. نقش غزالی در تبیین جایگاه رفیع علم منطق و رشد میزان مقبولیت آن در میان متشرعین آن زمان انکارشدنی نیست. مرکب انگاری تصدیق و بررسی تمایز آن با معرفت، نسبت های چهارگانه ی منطقی، الحاق منطق به اصول فقه، درآمیختن قواعد منطقی با اصطلاحات ابتکاری جدید و مثال های اصولی و اسلامی و استخراج قیاس های منطقی از قرآن کریم از ابتکارات و آرای منطقی امام محمد غزالی است.
ابن سهلان ساوی هم که در برخی موارد متأثر از غزالی است، ابداع نظام منطق نگاری تلفیقی، نظریه ی مهجوریت دلالت التزامی در علوم و تفسیر نفس الامر به وجود عینی و حاضر بالفعل در عالم خارج،
از ابتکارات و اندیشه های منطقی خاص حکیم ساوی است، که ما در این نوشتار، به ذکر و بررسی و مقایسه ی آرای آن ها می پردازیم.
ماهیّت رجوع و تمایز آن از مفاهیم مشابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رجوع، ازجمله نهادهای مهم حقوقی است که در کنار نهادهایی نظیر حق خیار و اختیار فسخ در عقود جایز، به اشخاص اجازه می دهد که به وسیله آن، تصرفات نخستین خود را نقض و از آنها عدول کنند. رجوع، نقش مهم و پررنگی در تنظیم روابط حقوقی اشخاص در جامعه ایفا می کند. با وجود این، در نظام حقوقی ایران، چندان مورد توجه واقع نشده و ماهیّت آن تا حدودی ناشناخته مانده است و همین امر، موجب طرح سؤال های مهمی در این زمینه شده است، از جمله: ماهیّت حقوقی رجوع چیست؟ تفاوت رجوع با نهادهای حقوقی مشابه نظیر حق خیار در عقود لازم، اختیار فسخ در عقود جایز، اقاله و انفساخ چیست؟ آیا رجوع، حق و قابل اسقاط و نقل و انتقال است، یا حکم بوده و غیر قابل اسقاط و نقل و انتقال می باشد؟
در مورد ماهیّت رجوع، میان فقها وحقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی آن چه از مطالعه و بررسی منابع فقهی و حقوقی و معدود مواد قانون مدنی در این زمینه به دست می آید این است که رجوع، از نظر ماهیت، عملی حقوقی و تحقق آن منوط به قصد انشاء است. رجوع، یکی از مصادیق بارز ایقاعات است و تنها به اراده رجوع کننده واقع می شود؛ و خصوصیات ویژه ای دارد که آن را از سایر نهادهای حقوقی مشابه متمایز می کند. همچنین به نظر می رسد که رجوع، از حقوق قائم به شخص می باشد که قابل اسقاط، ولی غیر قابل نقل و انتقال است.
بررسی فقهی - حقوقی قرارداد بیمه مهریه
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی حقوق حقوق خصوصی حقوق مدنی عقود معین
- حوزههای تخصصی حقوق حقوق خصوصی حقوق مدنی خانواده
- حوزههای تخصصی حقوق فقه و حقوق مباحث فقهی –حقوقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه فقه زن و خانواده فقه خانواده مهریه، طلاق و عده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه فقه اجتماعی بیمه و تامین اجتماعی
قرارداد بیمه مهریه از جمله عقود مستحدثه به شمار می رود. مشکلات خاص پرداخت مهریه و در کنار آن وجود نهاد بیمه سبب شد تا مساله بیمه مهریه به عنوان یک راهکار تضمینی در جهت پرداخت آن مطرح شود. مقاله حاضر درصدد است با روش تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر فقهی، قرارداد بیمه مهریه را از لحاظ فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار دهد. با توجه به بررسیهای انجام شده، آیه «اوفوا بالعقود»، آیه «تجاره عن تراض»، روایت «المومنون عند شروطهم»، عقود ضمان، جعاله، صلح، حراست و لزوم رعایت عدالت به عنوان مهمترین مبانی فقهی بیمه مهریه مورد بررسی قرار گرفته و مشروعیت و ضرورت آن به اثبات رسیده است.
مکارم الأخلاق فی سجنیات أحمد سحنون (دراسة وتحلیل )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الشاعر الثائر الجزائری أحمد سحنون نظم فترة اعتقاله فی السجن قصائد تحمل فی طیاتها توصیات غالیة ونصائح قیّمة تحثّ القارئین علی نبذ الرذائل الخلقیة والتحلّی بمکارم الأخلاق. ذلک لأنّ الشاعر تفطّن إلی أنّ الشعب الجزائری إثر احتکاکه بالأجانب الفرنسیین تخلّی عن هویته الإسلامیة والتزامه بالأخلاق والفضیلة، وانغمس فی مظاهر الجهل والغباوة والمراوغة والوشایة والغدر والإباحیة وما شاکل ذلک من السلوکیات المنحرفة والعادات السیئة. من هذا المنطلق یهدف هذا البحث واعتماداً علی المنهج الوصفی – التّحلیلی إلی دراسة دلالیة ومضمونیة لسجنیات أحمد سحنون. ومن أبرز النتائج والمعطیات الّتی أفادتها هذه الدراسة المتواضعة أنّ التوصیات والنصائح الّتی قدّمها الشاعر من خلال سجنیاته تکتسی فی الأغلب طابعاً دینیاً واجتماعیاً وأخلاقیاً من شأنها أن تحوّل حیاة الذّل والحقارة إلی حیاة العزّ والکرامة. یمکن اعتبار أحمد سحنون طبیباً بارعاً یرمی إلی معالجة أخلاق الشعوب الّتی منیت بأمراض مستعصیة بکلماته الّتی استلهمها من العقیدة الإسلامیة الصافیة والأخلاق السامیة.
پژوهشی در الفاظ غیر مشهور دالّ بر اعداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمارش با اعداد برای تعیین مقادیر-اعم از وزن، کیل، مساحت و مسافت- از بدو تولد انسان از اهمیت خاصی برخوردار بوده است؛ زیرا ازآنجایی که انسان موجود اجتماعی بود و جهت گذران زندگی خود نیاز به تعامل با سایر همنوعان خود داشت، این تعامل ایجاب می کرد که با دیگران دادوستدی انجام دهد و برای شمارش ایام و مقادیر نیاز به اعداد داشت. در ابتدا و قبل از تطور علم حساب، مقادیر به صورت مبهم –مانند یک مشت، به اندازه کف دست و...- تعیین می گردید و با توجه به ثابت نبودن این معیارها، انسان به فکر معیاری برای تعیین مقادیر ثابت افتاد و بعدها اعداد به وجود آمد. امروزه اعداد در قالب: مفرد، مرکب، معطوف و عقود به کار می روند و یکسری الفاظی برای آن ها وضع شده است که بدون اختلاف دارای کاربرد مشخص و مشهوری هستند؛ اما الفاظی نیز در بین عرب وجود دارد که غیر مشهور و گاهی با اختلاف نظر مورد استفاده قرار می گیرد. در این مقاله با بررسی ها و مطالعات انجام شده در منابع قدیمی، این الفاظ استخراج و مورد پژوهش قرارگرفته اند. گاهی علاوه بر تبیین به اختلاف نظر در کاربرد آن ها بین قبایل نیز اشارتی رفته است.
تحلیلی بر حجیت خبر ثقه در موضوعات با تأکید بر دیدگاه سید احمد خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین منابع فقه امامیه، سنت در قالب خبر ثقه بوده و بخش شایان توجهی از آن، ناظر به موضوعات خارجی است؛ ولی مشهور اصولیان، گستره اعتبار خبر ثقه را به احکام محدود می دانند و بر این نظرند که اِخبار از موضوعات مربوط به باب بینه است که در آن عدالت و تعدد شهود، إخبار از حس و مشاهده معتبر خواهد بود. از سوی دیگر ظاهر، بلکه صریح فتاوای برخی از دانشیان فقه و اصول، حجیت داشتن خبر ثقه در موضوعات است. در مقاله پیش رو، قصد داریم با روش تحلیلی و توصیفی به واکاوی فتاوی و ادله موافقان و مخالفان حجیت خبر ثقه در موضوعات فقهی با محوریت دیدگاه سید احمد خوانساری بپردازیم تا این رهگذر، گستره آن را مشخص کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه موافقان، اعتبار بیّنه، برای اثبات موضوعاتِ متعلق به دعاوی حقوقی و مالی تشریع شده است و حجیت خبر ثقه در سایر موضوعات، بدون اشکال خواهد بود. صاحب جامع المدارک نیز با نقد دیدگاه مشهور، شرط حجیت خبر ثقه در موضوعات را احراز بنای عقلا می داند.
جستارى در زبان دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان دین موضوعات مختلفى مورد بحث و تحقیق قرار مى گیرد. از جمله آنها صحبت از صدق و کذب پذیرى گزاره هاى دینى است. به اعتقاد ما، بسیارى از باورهاى دینى، به شکلى مشاهده پذیر قابل صدق و کذب هستند. درباره اینکه آیا واژگانى که در باب امر الوهى به کار برده مى شوند معنایى مشابه با معنایى در مخلوقات دارند، گفت وگوهاى بسیار زیادى مطرح شده است. این چالش علاوه بر اندیشمندان و الهى دانان غربى، در میان مسلمانان هم جریان داشته و دیدگاه هاى مختلفى در این باب مطرح گردیده است. نظر غالب در نزد امامیه، اشتراک معنوى در اوصاف الهى است؛ یعنى اوصافى که هم براى خالق استفاده شده اند و هم مخلوق، مشترک معنوى اند؛ ولى داراى مراتب اند و صدق آنها تشکیکى است. این نوشتار مى کوشد با روش تحلیلى توصیفى به برخى از مباحث زبان دین با دقتى خاص نظر کند.
نقش دلایل ژنتیکی در دعاوی اثبات نسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر آزمایش های ژنتیک به عنوان یکی از ادله اثبات در دعاوی نسب، مورد توجه قرار گرفته است؛ بدین جهت تبیین اعتبار علمی و حقوقی آن، ضرورت خاصی دارد . شناخته شده ترین آزمایش ها در موضوع اثبات نسب، آزمایش تجزیه گروه های خونی و آزمایش DNA است و مورد اخیر قطعیت واعتبار علمی بیشتری دارد. با توجه به اطمینانی که از نتایج آزمایش DNA حاصل می شود، این سؤال مطرح است که آیا می توان با استناد به آزمایش مزبور حکم به اثبات نسب داد؟ برخی تمایل به این نظریه دارند که آزمایش ژنتیک در عرض ادله دیگر نظیر اماره فراش قرار می گیرد و می تواند مثبت نسب باشد. با این سؤال فرعی نیز مواجه هستیم که مراجعه به آزمایش ژنتیک در دعوی اثبات نسب در بین چه کسانی قابل اتکا و اعتناست؟ یافته مقاله حاضر این است که آزمایش ژنتیک نمی تواند به خودی خود و مستقلاً در اثبات نسب مورد مراجعه قرار گیرد. نتیجه آزمایش ژنتیک همواره ایجاد علم نمی کند؛ متعلق علم حاصل از آزمایش ژنتیک، با متعلق علم قاضی به وجود نسب از دو جنس هستند و در نتیجه، فرض تعارض نتیجه آزمایش با علم قاضی منتفی است. این آزمایش در دقیق ترین حالت می تواند رابطه خونی را اثبات کند؛ حال آن که نسب یک رابطه حقوقی است و بدون وجود شرایط اماره فراش نمی توان به آزمایش ژنتیک برای وجود نسب اعتنا کرد. در صورت وجود امارَه فراش، این اماره است که نسب را اثبات می کند نه آزمایش ژنتیک. به همین دلیل، در موارد تحقق اماره فراش، مراجعه به آزمایش ژنتیک برای اثبات برخی دعاوی فرعی مانند احتمال عوض شدن نوزادان می تواند راه گشا باشد.
تبیین و بررسی تفاوت دو فرقه دیگمبره و شوتومبره راجع به پیدایش، تناسخ و رهایی زن در آیین جینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئلة «جنسیتِ زن» و چگونگی پدیداری و چرخش آن در «گردونة سمساره» و نجات از این چرخه، از جمله موضوعات مطرح در متون آیینی جینه است. جنسیت انسان با رهایی در ارتباط است و همواره در متون جینی، مسئلة رهایی زن مورد بحث و مناظره بین فرق شوتامبره یا سپیدجامگان و دیگمبره یا آسمان جامگان بوده است. دیگمبره ها با مطرح کردن وضعیت روانی کرمه ای و نیز جسمانی زن، آنان را ناتوان در دستیابی به رهایی دانسته است. اما شوتامبره، تنها دست یافتن به کمال سه گوهر جینی؛ ایمان درست، معرفت درست و رفتار درست را برای دست یافتن به رهایی یک زن یا مرد، در کالبد کنونی خود کافی می داند؛ یعنی ازآنجاکه عوامل جدایی دو مکتب شوتامبره و دیگمبره و مهم ترین عامل، همین مسئله بوده است و رساله های هر دو گروه دربردارندة دلایل و مناظره های متقابل این دو فرقه می باشند، روشن است که این مطالعه ما را به رهیافت جدیدی از باورهای یکی از ادیان هند، نسبت به جایگاه زن در اندیشة دینی شان رهنمون می سازد.
فلسفه چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه به معناى خاص آن، دانشى است عقلى که با هدف کشف حقیقت درباره موجود بما هو موجود و احکام آن بحث مى کند. در این بحث ها، بررسى چیستى و حقیقت اشیا و موجودیت یا عدم موجودیت آنها، موضوع گفت وگوست و یقینى، برهانى، انتزاعى، کلى و ضرورى بودن احکام از ویژگى هاى بحث هاى فلسفى است. اثبات موضوعات سایر علوم و تبیین مبادى تصورى و اثبات مبادى تصدیقى آنها، از وظایف مهم فلسفه است. به همین دلیل، هریک از فلسفه هاى مضاف را مى توان شعبه فلسفه در علمى دانست که مضافٌ الیه فلسفه مضاف است. در این مقاله به شیوه عقلى و تحلیلى به بررسى فلسفه و چیستى آن خواهیم پرداخت.
بررسى ابعاد رفتار اخلاقى در سبک زندگى زمینه ساز ظهور موعود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذهب تشیع، به دلیل توان بالایى که معارف انسان ساز الهى در اختیار آن قرار داده است، با ارائه جهان بینى ویژه و آداب و دستورالعمل هاى خاصى براى همه ابعاد زندگى انسان، به دنبال شکل دهى به نوع خاصى از زیست انسانى است که با آمدن منجى عالم بشریت مسیر نیل به مقصد نهایى به شکلى صحیح طى گردد. هدف این مقاله، بررسى ابعاد رفتار اخلاقى در سبک زندگى زمینه ساز ظهور موعود است. روش پژوهش توصیفى تحلیلى مى باشد. براى گردآورى داده هاى لازم براى نیل به اهداف پژوهش، منابع حدیثى موجود و مرتبط با موضوع پژوهش با استفاده از فرم هاى فیش بردارى از منابع، جمع آورى شده و با شیوه هاى کیفى مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش، ضمن تبیین چیستى سبک زندگى زمینه ساز ظهور به عنوان تبلورى از زندگى اسلامى که شرایط لازم براى پذیرش ولایت حضرت حجت (عج) در فرد و جامعه را فراهم مى آورد، به بررسى هندسه معرفتى رفتار اخلاقى در چهار بعد الهى، فردى، اجتماعى و زیست محیطى پرداخته است.
ساز و کارهاى حقوقى جلوگیرى از تجزیه اراضى و باغ ها در حقوق ایران
حوزههای تخصصی:
با گسترش شهرها و تعیین حریم قانونى جدید براى شهرها و روستاهاى مختلف کشور، صاحبان اراضى کشاورزى به دلیل افزایش بهاى زمین به سمت تغییر کاربرى اراضى سوق داده مى شوند.از سوى دیگر قوانین و وراثت در ایران منجر به خرد شدن اراضى کشاورزى مى شود.عمده اراضى کشاورزى پس از فروش به دلیل برخى خلاءهاى قانونى به راحتى تغییر کاربرى داده مى شوند و هر روز از سطح زمین هاى قابل کشت ایران کاسته مى شود. تصویب قانون تغییر کاربرى اراضى زراعى و باغات یکى از اقدامات مفید و مثبت قانونگذار در عرصه کشاورزى است. در ماده یک این قانون مى توان محدوده اجرا و نفوذ این قانون را به خوبى مشاهده کرد. مطابق قانون موصوف، هرگونه تغییر کاربرى جز در موارد ضرورى ممنوع بوده، مگر آنکه اشخاص از مراجع ذیصلاح اخذ مجوز نموده و 80% عوارض حاصل از آن را به جهاد کشاورزى پرداخت نمایند. در غیر این صورت مطابق ماده 3 این قانون کاربر محکوم به مجازات مقررّه گردیده است. مقاله حاضر در همین راستا به بررسى پراکندگى اراضى و راهکارهاى یکپارچه سازى آن مى پردازد، امید است این مطالب ثمربخش واقع گردد.
تاریخ دلیل تباین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین «تاریخ منطق دوره اسلامى» نیازمند بسى پژوهش هاى تاریخى درباره مسائل جزئى این منطق است. جستار کنونى بر یکى از آنها انگشت مى نهد: اثبات عکس سالب کلى از رهگذر تباین موضوع و محمول آن (دلیل تباین)، که تئوفراستوس و ائودموس آن را ابداع کردند. این ابداع در جنبش ترجمه از طریق «فى انعکاس المقدّماتِ» اسکندر افرودیسى (ترجمه ابوعثمان دمشقى) به فارابى و ابن سینا مى رسد. دلیل تباین در طول تاریخ منطق در جهان اسلام، فراز و نشیب هاى بسیارى از سر گذرانده که در این مقاله به تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت.
نسبت حرکت و زمان در فلسفه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی طبیعیات
پرسش این مقاله نحوه ارتباط حرکت و زمان است. هرچند مباحث فلسفی ذاتاً هم دوش و هم ذات دشواری و دیریابی است، درهم تنیدگی حرکت و زمان درعین ضعف وجودی و درآمیختگی شان با عدم، این نسبت را مبهم کرده و بر پیچیدگی آن افزوده است. در بحث حرکت، ابن سینا با انکار وجود خارجی حرکت قطعی، از حرکت توسطی به مثابه حقیقت خارجی حرکت دفاع می کند؛ اما ملاصدرا باتوجه به نظریه حرکت جوهری، عینیت حرکت قطعی را اثبات می کند. ازطرفی ابن سینا بحث زمان را به تبع حرکت، از عوارض جسم می داند؛ پس آن را در طبیعیات مطرح می کند؛ اما ملاصدرا زمان را مقدار حرکت در جوهر می داند؛ یعنی عالم طبیعت دائماً در حرکت، تغییر و تجدد است و زمانْ مقدار این تجدد و تغییر طبیعت است. صدرا زمان را محمول عرض تحلیلی و معقول ثانی فلسفی می داند. نزد ابن سینا زمان هیچ گاه با حرکت توسطی، به مثابه حقیقت خارجی حرکت، انطباق نمی یابد، بلکه زمان منطبق بر نسبت های تجددی و متصرم حالت یکنواخت حرکت فلک است؛ ولی برای صدرا حرکت قطعی همچون حقیقت عینی حرکت، عین تجدد و تقضی است و با زمان انطباق تام دارد.