ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۰۱ تا ۲٬۷۲۰ مورد از کل ۸۳٬۶۱۷ مورد.
۲۷۰۱.

تحلیل انتقادی دیدگاه شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
امروزه اعتقاد به حق یکی از اعتقادات اساسی بشر در حوزه روابط اجتماعی و صحنه های بین المللی است و انسان امروز، عصر خود را عصر حق نامیده و خود را محق می داند. انسان به این امر اکتفاء نمی کند که مسأله ای موجب رفاه او شود، بلکه تنها دستیابی به حقوقش او را آرام می سازد. از این رو، مساله حق به یکی از مسائل مهم زندگی انسان معاصر تبدیل شده است. دین اسلام و به ویژه قرآن کریم نیز که «حقانیت» از مهم ترین ویژگی باورها، آموزه ها و احکام آن به حساب می آید، بر مسأله حق تاکید زیادی دارد. یکی از مباحث مهم در مسئله حق، تقسیم آن به تکوینی و اعتباری است. این تقسیم، هم در میان اندیشمندان اسلامی و هم میان اندیشمندان غربی مطرح بوده و اندیشمندان بسیاری به این تقسیم پرداخته و دیدگاه های خاص خود را درباره آن بازگو کرده اند. در این میان، شهید مطهری به عنوان یکی از اندیشمندان برجسته معاصر به تفصیل و با اهتمام فراوان به این مسئله پرداخته است. ایشان با اعتقاد به حق های تکوینی و اعتباری، تعریف ویژه ای از حق تکوینی و اعتباری ارائه می کند که قابل تأمل است. پژوهش حاضر با مطالعه آثار شهید مطهری در مسئله حق، به تبیین دقیق و ساختارمند دیدگاه ایشان درباره حق تکوینی و اعتباری پرداخته و در نهایت آن را نقد و بررسی کرده است. مسأله اصلی این پژوهش، بررسی صحّت و سقم تعریف شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری بوده و این مهم با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. شهید مطهری، تعریف های متعددی برای حق بیان کرده است. براساس یک تعریف، حق، علاقه خاص میان موجودات مانند انسان ها و سایر موجودات بوده و این علاقه نیز همان اختیار ویژه ای است که صاحب حق دارد. این اختیار، یا تکوینی است و یا اعتباری؛ از این رو، حق به تکوینی و اعتباری تقسیم می شود. به عقیده شهید مطهری، حق تکوینی براساس یک رابطه غایی شکل می گیرد که مفاد آن، اختیار، إذن و توانایی تکوینی موجودات برای رسیدن به کمال است، به نحوی که موجودات به صورت تکوینی، طوری آفریده شده اند که اختیار و توانایی رسیدن به کمالات شایسته خود را دارند. اما حق اعتباری، اختیار غیرحقیقی است که انسان، مثلاً نسبت به یک شیء دارد که این اختیار در بستر اجتماع از سوی قانون، جعل و وضع می گردد. روشن است که نتیجه این اختیار، بهره ای است که صاحب حق می برد. اما این دیدگاه از جهات مختلفی محل نقد و نظر است. از یک سو، معلوم نیست شهید مطهری کاربرد واژه حق در معانی مختلفی که ذکر می کند را به اشتراک معنوی می داند یا اشتراک لفظی؛ چراکه از برخی عبارات ایشان، اشتراک معنوی و از برخی دیگر، اشتراک لفظی بودن واژه حق استفاده می شود. از سوی دیگر، شهید مطهری حق را علاقه و رابطه خاص میان دو موجود می داند، به نحوی که اگر آن علاقه خاص وجود داشته باشد، حق موجود است و اگر آن علاقه وجود نداشته باشد، حق موجود نیست؛ اما تعریف حق به رابطه میان دو موجود، متوقف بر آن است که اولاً، دو موجود تحقق داشته باشد و ثانیاً، میان آنها رابطه وجود داشته باشد؛ تا پس از آن، حق محقق گردد. در حالی که به نظر می رسد این تحلیل درست نیست؛ زیرا حق، امتیازی است که صاحب حق واجد آن است و تحقق این امتیاز نیز ضرورتاً به دو موجود و رابطه میان آنها نیاز ندارد؛ نظیر حق آفرینش برای خداوند که امتیازی برای خداوند بوده و او حتی پیش از خلق سایر موجودات نیز دارای این امتیاز است. همچنین انحصار حق تکوینی به رابطه غایی نیز درست به نظر نمی رسد؛ زیرا حق تکوینی به گونه فاعلی نیز تصویرپذیر است؛ برای نمونه، رابطه میان خداوند با مخلوقات، رابطه فاعلی است؛ به نحوی که خداوند، فاعل و علت هستی بخش مخلوقات است و مخلوقات نیز فعل او بوده و همه شئون آنها وابسته به خداوند است و اختصاص تکوینی به او دارد، که لازمه این اختصاص تکوینی، حق تکوینی تصرف خداوند نسبت به مخلوقات است که به گونه فاعلی می باشد. در مجموع، دیدگاه شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری، از جهات مختلفی دارای نقص است و نیاز به تکمیل دارد.
۲۷۰۲.

A Comparative Analysis of the Views of Ṭabrisī and Zamakhsharī on the Progression of the Verses of Taḥaddī(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۴
Faḍl ibn Ḥasan Ṭabrisī , an Imami scholar, and Jārallah Zamakhsharī , a Mu'tazili contemporary, are considered intellectuals in the field of Quranic exegesis and sciences. Both share similar intellectual viewpoints on the miraculous nature of the Quran's apparent meanings and words, based on various arguments, including the Quran's harmonious structure and system, and the eloquence and fluency of its verses, utilizing the concept of Taḥaddī . The verses of Taḥaddī , which are considered part of the evidence for the Quran's miraculous nature, are based on five verses, the order of their revelation being a point of contention among commentators. The gap resulting from the lack of thorough research in systematic comparisons of Shi'a and Mu'tazili schools of exegesis necessitates that, based on a descriptive-analytical method and reference to library sources, the views of Ṭabrisī and Zamakhsharī on the progression of the verses of Taḥaddī be explained by comparing and analyzing the perspectives of these two intellectual schools. Therefore, it seems that Zamakhsharī and his like-minded thinkers have disregarded historical evidence in their proposed order of the verses' revelation, relying on unusual opinions such as Ibn Nadīm 's list, the lack of explicit mention of the position of Surah al-Ṭūr , and the failure to address the key concept of "with a similar discourse ( Bi Ḥadīthin Mithlih )." In an analytical view, it can be seen that Ṭabrisī 's view on the order of the verses of Taḥaddī is more consistent with the available evidence. He has paid attention to the main goal of the verses of Taḥaddī , which is to prove the miraculous nature of the Quran and its superiority over the Arabic poetic system, and he has not burdened himself to achieve a logical and rational progression, nor has he expressed an imposed opinion. Ṭabrisī considers the reason for the difference in the subject of the verses of Taḥaddī to be the circumstances and exigencies of the time in response to the obstinacy of the claimants, and introduces the wisdom of the revelation of the verses of Taḥaddī as the claim by the deniers that the verses are not divine.
۲۷۰۳.

پژوهشی در «خلیفه» خواندن راویان حدیث در سنّت نبوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
با شکل گرفتن نزاع خلافت در فرقه های اسلامی، سنت حدیثی نیز دستخوش تأثراتی از این نزاع گردید. از این رو بررسی و اعتبار سنجی روایاتی که به این موضوع می پردازند حائز اهمیت خاصی است. یکی از روایاتی که به موضوع «خلفا» اشاره دارد، روایت معروف «اللهم ارحم خلفائی» است که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دهد که ایشان راویان حدیث را به عنوان «خلفا» معرّفی نمودند. در این نوشتار ابتدا با بررسی اسناد حدیث نشان داده شده که رجال آن عمدتاً عامی و ضعیف هستند و برخی از طرق آن بر اثر قلب اسناد، به منابع شیعه راه یافته، و به این جهت مورد توجه علمای شیعه نیز قرار گرفته است. در ادامه به تحلیل محتوای آن پرداخته شده و با بررسی روایات معتبر سنّت امامی، تعارض آن با اصول مذهب شیعه به اثبات می رسد، چه اینکه «خلیفه» عنوانی است که تنها بر ائمه ی معصومین علیهم السلام اطلاق شده است.
۲۷۰۴.

تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
مطالعه حاضر با هدف «تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی» و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و استنتاجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش قرآن کریم، تفسیر المیزان، اسناد و منابع مکتوب دست اول و دوم مرتبط با موضوع است. یافته های پژوهش به شرح؛ 29 مبنای هستی شناختی، 28 مبنای انسان شناختی، 8 مبنای معرفت شناختی و 49 مبنای ارزش شناختی تبیین و چارچوب نظری مشتمل بر ابعاد و مؤلفه ها، صورت بندی شد. دلالت های تربیت انتقادی برای اصول تربیتی شامل؛ توحید، وحدت، عدل، واقع گرایی، آزادی و... همچنین برای روش های تربیتی شامل؛ مناظره، گفتگو، جدال احسن، قیاس منطقی، احتجاج و... استنتاج شد. در مکتب انسان ساز قرآن کریم، ترییت انتقادی؛ مبارزه ای فراگیر در مسیر رهایی و آزادی نوع انسان از قیود طاغوت درون و بیرون، پرورش روح ظلم ستیزی، عدالت خواهی، حق طلبی و تکلیف مداری است. غایت آن تربیت افرادی آگاه، خردمند، نقاد، خلاق و خودفرمان است که ضمن آگاهی به حقوق و مسئولیت های فردی و جمعی خویش، در کمال آزادی به ارزیابی، نقد و اصلاح موانع تحقق کمال جسمی و روحانی خویش پرداخته، همچنین برای شکل گیری جامعه توحیدی، و دست یابی به حیات جاویدان، سعادت دنیوی و اخروی، اهتمام خواهند ورزید.
۲۷۰۵.

التحلیل المقارن لمکوّنات الهجره فی الأدب الإیرانی والمصری؛ روایه "العوده" لکلی ترقی و"بروکلین هایتس" لمیرال الطحاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۸
مفهوم الهجره فی الأدب المعاصر، لا سیما فی أعمال الکاتبات، ظهر کتجربه وجودیه ومتعدده الأبعاد. تتناول هذه الدراسه، بالمنهج المقارن، تحلیل عناصر الهجره فی روایه "العوده" للکاتبه الإیرانیه کللی ترقی وروایه "بروکلین هایتس" للکاتبه المصریه میرال الطحاوی. یترکز البحث على تحلیل أزمه الهویه، والشعور بعدم الاستقرار، وتأثیر البیئه المضیفه على تشکیل تجربه الهجره. وباستخدام المنهج التحلیلی-الوصفی، یُبیَّن کیف تواجه الشخصیات الرئیسه الثقافات السائده والأقلیات، وتعید تعریف ذاتها، متجاوزه الحدود الذهنیه والاجتماعیه. وتُظهر النتائج أن کلتا الکاتبتین، باستخدام السرد الأنثوی، تخلقان فضاءً تصوّریاً حیث تُعد الهجره أکثر من مجرد تنقل جغرافی، بل هی "هجره معنویه" نحو إعاده بناء الهویه. کما تشیر مقارنه البیئه فی العملین إلى التأثیر العمیق للفضاء على انعکاس الهجره، فاللااستقرار والوطن المفقود فی "العوده" ومدینه بلا ذکریات فی "بروکلین هایتس" یوفران أرضیه لتکثیف الأزمه الداخلیه للشخصیات.
۲۷۰۶.

تحلیل ساختار گفتمانی تکفیر و تشیع تمدنی: نبرد هویتی و تمدنی در اسلام معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش باهدف تحلیل ساختار معنایی، هویتی و تمدنی دو گفتمان غالب و رقیب در اسلام معاصر -گفتمان تکفیر و تشیع تمدنی- با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه و نظریه های کلاسیک دین، هویت و تمدن انجام شده است. تحلیل انتقادی متون کلیدی و اسناد فکری نشان می دهد که تقابل این دو فراتر از اختلافات فقهی است و نبردی ساختاری بر سر هویت اسلامی، مشروعیت سیاسی و مدل تمدنی است. گفتمان تکفیر با دال مرکزی «خلافت» و دال های «سلف صالح»، «توحید ظاهرگرا»، «تکفیر»، «بدعت ستیزی» و «جهاد خشونت آمیز»، هویتی انحصارگرا، تفکیکی و تمدن زدا ایجاد می کند و با نفی عقلانیت و ترویج خشونت به قطبی سازی فرقه ای و تضعیف تمدن سازی اسلامی منتهی می شود. در مقابل، گفتمان تشیع تمدنی با دال مرکزی «امامت» به عنوان ادامه نبوت و حاکمیت الهی و با دال های «عدل»، «عقلانیت و علم»، «توسل و زیارت»، «محبت اهل بیت»، «شهادت» و «مهدویت»، هویتی مذهبی و پروژه ای جامع برای تمدن نوین اسلامی ارائه می دهد. این گفتمان با تأکید بر عقل، اخلاق، عدالت و مقاومت فرهنگی، زیربنای معرفتی و عملیاتی ساخت تمدنی نوین است. یافته ها حاکی از ظرفیت گفتمان تشیع تمدنی برای کاهش بحران های هویتی، احیای عقلانیت و ساخت تمدن عدل جهانی و نقش ضد تمدنی گفتمان تکفیر در تولید خشونت و قطبی سازی است؛ بنابراین، آینده اسلام وابسته به گسترش گفتمان تشیع تمدنی و مقابله با گفتمان تکفیر است.
۲۷۰۷.

تحلیل مفهوم شیطان در قرآن از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۰
«شیطان» به عنوان حقیقتی اثرگذار در زندگی انسان، از دیرباز مورد توجه ادیان الهی بوده است؛ با این حال، در بسیاری موارد مواجهه با آن به سطحی ترین شکل، یعنی لعن و نفرین، فروکاسته شده است. آیت الله خامنه ای، به عنوان یکی از مفسران برجسته قرآن کریم در عصر معاصر، با رویکردی اجتماعی-تفسیری، به تبیین این مفهوم قرآنی پرداخته اند. پژوهش حاضر با تکیه بر آثار تفسیری و دیگر بیانات ایشان، مفهوم شیطان را واکاوی کرده است. روش تحقیق «تحلیل مضمون» بوده که در زمره روش های کیفی قرار دارد و داده ها طی سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و یکپارچه سازی مضامین، مورد تحلیل قرار گرفته اند. بر پایه این فرایند، یافته های پژوهش در پنج مقوله کلان شامل «تعریف شیطان»، «انواع شیطان»، «اهداف شیطان»، «حربه های شیطان» و «موانع شیطان» دسته بندی و تبیین شده است. از منظر آیت الله خامنه ای، شیطان حقیقتی فراگیر است که منحصر به ابلیس نبوده و در دو سطح «درونی» و «بیرونی» به اضلال و گمراهی انسان می پردازد. اهداف او در قالب میانی و نهایی دنبال می شود و با حربه های فردی و اجتماعی تحقق می یابد. در برابر این مسیر نیز، موانع فردی همچون استغفار و تقوا و موانع اجتماعی همچون انبیا و حکومت حق، اصلی ترین سد در برابر حرکت شیطان به شمار می آیند.
۲۷۰۸.

مؤلفه های هوش مصنوعی در آیینه آموزه های قرآن با رویکردی بر چالش ها و فرصت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
در عصر حاضر پدیده هوش مصنوعی با وجود آنکه امری نوپا و جدید بوده، به تدریج در بیشتر حوزه های زندگی انسان ها وارد گردیده و طبیعتاً سبک زندگی آنها را دیر یا زود تحت تأثیر ساختاری فراوانی قرار خواهد داد. هدف پژوهش بیان ارتباط هوش مصنوعی و فرهنگ قرآنی با نگرش بر چالش ها و فرصت هایی است که در مسأله پژوهش بدان پرداخته شده است. یافته های این تحقیق که به روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد بنیادی و مراجعه به منابع و سایت های علمی انجام شده، بیانگر آنست که درحوزه چالش ها و با توجه به آموزه های قرآنی، مواردی چون؛ استعمارگری مجازی، نفوذ در فرهنگ، تضعیف اندیشه و تفکر، جایگزینی ماهواره توسط شبکه های اجتماعی و اینترنت، نظارت و حریم شخصی، چالش در اخلاق، تضعیف مهارت در اندیشیدن و استقلال فکری، چالش انسانی، اعتیاد به فضای مجازی، قابل اشاره اند. همچنین در بخش فرصت ها و با تکیه بر تعالیم قرآنی اموری از جمله؛ افق گسترده فرصت ها، آموزش هدفمند، قابلیت حکمرانی و تمدّن سازی، پشتیبانی از شناسایی و پرورش استعدادها، بایسته حکمرانی انقلابی، تحکیم فهم و پژوهش دینی، روند دانایی مبتنی بر هوش تحقیقاتی، حفاظت و انتقال ادبیات و زبان، راه حل مسائل، گسترش محتوای دیجیتال بومی، حکمرانی جهانی، تولید شبکه های اجتماعی مثبت و... قابل بیان اند.
۲۷۰۹.

بررسی چالش های حقوقی- اقتصادی سیستم داوری در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: داوری در ایران آن گونه که باید کارآمد نیست. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی چالش های حقوقی اقتصادی سیستم داوری در نظام حقوقی ایران است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد چالش های حقوقی سیستم داوری در نظام حقوقی ایران در دو بخش چالش های انجام داوری (شامل رسیدگی تا صدور رأی داوری) و چالش های اجرای داوری قابل رسیدگی است. نتیجه : نتیجه اینکه بر این اساس مشکلات نهاد داوری درسیستم قضایی کشور ایران که به حاشیه رانده شده است (حدود صلاحیت داوری) به شرح زیر است: 1) قوانین داخلی کشور ایران به صورت خیلی خلاصه به نهاد داوری پرداخته شده است و حتی قانون اساسی جهت رسیدگی به تظلمات(جرم و جنایات)، صرفاً به مراجع قضایی اشاره نموده است و عدم اشاره به نهاد داوری در قانون اساسی به دامنه این انزوا افزوده است. 2) از سوی دیگر به دلیل افزایش روزافزون پرونده ها نزد مراجع قضایی، نیاز به استفاده از سیستم داوری به عنوان یک روش حل و فصل اختلافات در جامعه ما روز به روز با شدت بیشتر احساس می شوند. 3) سیستم داوری در ایران به دلیل قوانین ناقص و مبهم، دارای نقاط ضعف عدیده ای می باشد و همین مسأله باعث نارسایی ها و عدم استقبال افراد جامعه برای حل و فصل اختلافات از این سیستم شده است.
۲۷۱۰.

تقویت نوآوری سبز: نقش سرمایه اخلاقی و فشار ذی نفعان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۵
تشدید چالش های زیست محیطی مانند آلودگی هوا و بحران کم آبی، سازمان ها را به ویژه در ایران به سوی نوآوری سبز سوق داده است. این مرور نظام مند بر اساس راهنمای PRISMA، با تحلیل ۶۰ مطالعه، روابط بین سرمایه اخلاقی، نوآوری سبز و فشار ذینفعان را بررسی نموده است. سرمایه اخلاقی به عنوان مجموعه ارزش های بنیادین مانند صداقت، شفافیت و امانت داری زمین («الأرض أمانه فی أعناقکم»، نهج البلاغه، نامه ۳۱) در سه سطح فردی، اجتماعی و محیطی عمل می کند. نوآوری سبز شامل محصول (مانند خودروهای برقی) و فرآیند (مانند بازیافت) است و فشار ذینفعان (نهادی، رقابتی، اجتماعی) به عنوان تعدیل گر، این رابطه را تقویت می نماید. تحلیل مضمون در NVivo نشان داد که ۸۲٪ مطالعات رابطه مثبت را تأیید کردند، اما فشار بیش ازحد ممکن است به رفتارهای نمایشی منجر شود («من أظهر خلاف ما یبطن فقد أفسد فی الأرض»، نهج البلاغه، حکمت ۱۰۳). در ایران، قوانین زیست محیطی و فشار اجتماعی، صنایع سنگین را به فناوری های پاک واداشته است (سازمان حفاظت محیط زیست، ۱۴۰۳).این پژوهش شکاف های مفهومی (تعریف سه بعدی)، روش شناختی (پیشنهاد مطالعات طولی) و زمینه ای (تمرکز بر ایران) را شناسایی نموده است و در مدل مفهومی پیشنهادی چارچوبی یکپارچه ارائه می دهد. پیشنهادها شامل توسعه ابزار بومی، آموزش اخلاقی و سیاست تشویقی است. نتایج در راستای توسعه پایدار و چالش های بومی مانند آلودگی تهران، پایداری را تقویت می کند.
۲۷۱۱.

دراسة شخصية "بيروتاغونيست" في رواية "الاعترافات" بناء علي نظرية إيزنك للشخصية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۸۴
من العناصر الرئیسه فی بناء الروایه هی عنصر الشخصیه؛ لأنّها تشارک فی أحداثها سلباً وإیجاباً وتعتبر إحدى التقنیات السردیه التی تقوم علیها الروایه کما أنّها تعدّ العامل الذی تحصل الروایه عن طریقه علی النجاح والتمیّز والخلود. من بین أنواع الشخصیات، فإنّ دور البطل أو بیروتاغونیست، باعتباره العنصر الأبرز، یثیر مشاعر القارئ ویحفّزها طوال الروایه ویخلق التآزر والتقارب مع المتلقّی. تتحدّد أحداث الروایه من خلال العملیه المحوریه لدور بیروتاغونیست حیث تتشابک مع شخصیات مؤثره أخرى. من ثمّ یسعی هذا البحث إلی دراسه شخصیه البطل والتعرف علی أبعادها فی روایه "الاعترافات" للروائی ربیع جابر والتی تدور أحداثها حول "مارون"، أی الشخصیه التی تعیش تجربه الحرب الأهلیه اللبنانیه حیث یکشف مارون فیها عن الصراعات الداخلیه التی یعانی منها، وکیف تحاول الحرب أن تشوه هویته وتبعده عن ذاته. یهدف هذا البحث إلی دراسه معرفه أنماط سجیه الاعترافات بناءً علی نظریه إیزنک للشخصیه مستخدماً المنهج الوصفی-التحلیلی وأسلوب ببلیوغرافی. نظریه إیزنک للشخصیه، باعتبارها أقدم وأهم نظریات سمات الشخصیه، تقوم بدراسه الطبائع وتحلیلها فی ثلاثه أبعاد ثنائیه القطب فی الشخصیه وهی الانطواء مقابل الانبساط، العصابیه مقابل الاتزان الانفعالی، والذهانیه مقابل السواء. توفر هذه الأبعاد الثلاثه إطارا یمکن أن یساعدنا على فهم سمات الشخصیات وتشجعنا على الکشف عن تعقیداتها بشکل أفضل. تدل نتائج البحث علی أنّه بسبب الأجواء المتوتره الناجمه عن الحرب الأهلیه اللبنانیه، فإنّ الشخصیه الرئیسه والمؤثره فی الروایه لدیها هویه غیر مستقره نفسیاً وسلوکیاً وتواجه أزمه داخلیه حتی تصبح غیر متیقنه من مستقبل شخصیتها ولیس لها مصیر سوى الظلام والتعاسه. وفقاً لنظریه إیزنک تعانی الشخصیه الرئیسه من العصابیه والانطوائیه والذهانیه. من أعراض الانطوایه لدی الشخصیه الرئیسه هی التألّم من الاکتئاب الناجم عن المیل الشدید للشعور بالنقص واللوذ بالفرار من الظروف المأساویه عن طریق التنقل إلی المدن الفاضله کما أنّها تعانی من عدم التصرّف بالعقلانیه والاعتراف بتأنیب الضمیر أمام النزعات نتیجه إصابتها بالعصابیه. فضلاً عن ذلک، تتألّم من الذهانیه أیضاً حیث لا تستطیع التخلّص من الوضع المأساوی.
۲۷۱۲.

ابلیس در نسخه خطی خلاصةالحقایق نجیب الدین رضا تبریزی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
ابلیس و نقش و جایگاه او در هستی و سجده نکردن بر آدم از دغدغه های مهم در ادیان و مذاهب و به تبع آن ها صوفیه است. عارفان بزرگ از دیرباز نگاه دوگانه و متناقضی به ابلیس داشته و درباره او سخن گفته اند. در این میان بعضی مانند حلاج، عین القضات و احمد غزالی به دفاع از وی پرداخته، نقش او را در سجده نکردن، تقدیر الهی و خواست خدا دانسته اند . هدف نویسندگان در این مقاله بررسی سیمای ابلیس و تحلیل دیدگاه نجیب الدین رضا است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای در نسخه خطی «خلاصه الحقایق» انجام گرفته است. نجیب-الدین رضا تبریزی اصفهانی قطب سی ام فرقه ذهبیه در نسخه خطی این مثنوی که آخرین اثر اوست و در سال 1100 (ه.ق) تألیف کرده است، آفرینش ابلیس را از عزازیل کبیر می داند. شیخ چهره ابلیس را در قالب نمادین "غلام جلال" ترسیم کرده که با لشکریان خود، شرّ و جهل و ظلم، در مقابل آدم (غلام جمال) و لشکریانش، خیر و دانش و داد، صف آرایی کرده اند. نجیب الدین گرچه مانند عارفان بزرگ مدافع ابلیس، آشکارا به میدان دفاع از او قدم نمی گذارد، با تمثیل و لطافت های ادبی خاص این گونه روایت ها بیشتر به جنبه عبرت و پندآموزی انسان ها از حکایت ابلیس می پردازد. وی صفات جلال را ثمره صفت قهاری و استغنا و استکبار جاه و جلال حضرت الوهیّت می داند که سایه آن بر نفس ابلیس افتاده و سرکشی و بزرگ بینی در وجود او نمودارشده است. کلیدواژه ها: نسخه خطی، نجیب الدین رضا، عرفان، ابلیس، عزازیل، شیطان.
۲۷۱۳.

معیارهای احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در چارچوب نظام حقوق بشر بین المللی و اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف : حقوق بنیادین بشر یکی از مفاهیم حساس در نظام حقوق بشر بین المللی می باشد که به صورت خاص در ادبیات نویسندگان حقوق بشر توسعه یافته است، اما آثار آن در حقوق بین الملل موضوعه تبلور یافته است. هدف از پژوهش حاضر تبیین معیارهای احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در چارچوب نظام حقوق بشر بین المللی و تعالیم اسلامی می باشد. مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی با ابزار کتابخانه ای می باشد. یافته ها : مصادیق حقوق بنیادین بشر دارای وصفِ «آمره» در نظام حقوق بشر بین المللی هستند و اساساً نقطه سرآغاز طبقه بندی هنجارها یا به تعبیری، سلسله مراتب هنجاری نظام حقوق بشر بین المللی محسوب می شوند. اما در رویکرد اسلامی به حقوق بشر، مصادیق حقوق بنیادین بشر، سلسله مراتب هنجاری در حقوق بشر اسلامی ایجاد ننموده است. ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. نتیجه : معیار احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در نظام حقوق بشر بین المللی، «غیرقابل عدول بودن» می باشد؛ به تعبیری، آن دسته از مصادیق حقوق بشر که در هیچ شرایطی (ولو شرایط اضطراری) قابل تعلیق نمی باشند، مصداقی از حقوق بنیادین بشر محسوب می شوند. از طرفی، در رویکرد اسلامی، آن دسته از مصادیق حقوق بشر که نسبت به همه افراد اعم از مسلمان و غیرمسلمان قابل اعمال می باشند، حقوق بنیادین بشر محسوب می گردند.
۲۷۱۴.

نقش اجتهاد در مسائل حقوق بشر با رویکرد فرمالیسم و منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه و هدف : در جهان پست مدرن، پیچیدگی فزاینده روابط اجتماعی، حقوقی و اخلاقی موجب شده است که نظام های فکری و فقهی ناگزیر از بازاندیشی در روش های سنتی تحلیل باشند. در این میان، اجتهاد به عنوان سازوکار اصلی فهم و تبیین احکام اسلامی، نیازمند بازتعریف کارکردهای خود در پرتو دو مفهوم بنیادین «فرمالیسم» و «منطق فازی» است. مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی می باشد. یافته ها: فرمالیسم با تأکید بر ساختارمند بودن، انسجام درونی و قابلیت بازسازی احکام، به اجتهاد این امکان را می دهد که در چارچوب حکومت قانون و با حفظ قابلیت پیش بینی، به تولید هنجارهای حقوقی قابل دفاع بپردازد. از سوی دیگر، منطق فازی، با توانایی درک طیف های متغیر و غیرقطعی موضوعات، به مجتهد کمک می کند تا احکام را بر پایه درجات و متغیرهای متنوع و مرتبط استخراج نماید. ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. نتیجه : اجتهاد نیز به عنوان یک فرآیند عقلانی و نظام مند، در توسعه مفاهیم فرمالیستی و فازی نقش فعالی ایفا می کند. فقها با ارائه پاسخ هایی دقیق، ساختاریافته و متناسب با شرایط واقعی، هم به شناسایی متغیرهای پنهان کمک می کنند و هم زمینه ساز نهادینه شدن عقلانیت حقوقی و توسعه اندیشه نظام مند در فقه اسلامی می شوند. این رابطه دوسویه، در نهایت به تقویت کارآمدی فقه، افزایش توجیه پذیری احکام، و گسترش حکومت قانون در بستر اجتماعی-دینی منجر خواهد شد.
۲۷۱۵.

توسعه روستایی از منظر مشارکت محلی و تأثیر آن بر کاهش جرم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
در این پژوهش هدف تحلیل اثرات توسعه روستایی از منظر مشارکت محلی و تأثیر آن بر کاهش جرم در مناطق روستایی دهستان جمع آبرود شهرستان دماوند می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری کاربردی و از لحاظ روش مطالعه، توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای مناطق روستایی بوده اند که براساس فرمول کوکران 310 پرسشنامه بین آنان توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری SPSS و تکنیک پرومته بهره گرفته شد. نتایج تحقیق به صورت ترکیب شاخص ها گویای آن است که سطح معناداری کمتر از 05/0 بوده است. همچنین میانگین عامل اقتصادی برابر با 73/2، عامل اجتماعی با 05/3، عامل زیرساختی با 53/2، عامل نهادی با 60/2 و عامل محیطی با 87/3، نشان دهنده آن است که منطقه مورد مطالعه به لحاظ عوامل اجتماعی و محیطی وضعیت مناسبی دارد و در سایر عوامل به خصوص عوامل کالبدی و نهادی نیازمند توجه بیشتری است. میانگین مجموع شاخص ها نیز 93/2 محاسبه شده است. نتایج تکنیک پرومته نیز گویای آن است که روستاهای وادن با جریان خالص 1، اوچونگ با 84/0 و لومان و زان با 61/0 به ترتیب از وضعیت مناسب تری برخوردارند. درنهایت جهت سنجش رابطه بین توسعه و احساس امنیت در مناطق روستایی از ضریب همبستگی پیرسون بهره گرفته شد. نتایج نشان حاکی از آن است که بین توسعه روستایی و احساس امنیت (کاهش جرم) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
۲۷۱۶.

بَداء در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۱
یکی از آموزه های مهم اسلامی که در احادیث امامان شیعه (علیهم السلام) بطور خاص مطرح شده، آموزه «بداء» است. «بداء» در لغت بمعنای ظهورِ بعد از خفا و علمِ پس از جهل است و به این معنا، به اتفاق عقل و نقل، محال است به خداوند نسبت داده شود. بنابرین پرسش اینست که در روایات اسلامی بداء به چه معنا و چگونه به خدا نسبت داده شده است؟ اندیشمندان شیعی پاسخهایی گوناگون به این پرسش داده اند. نوشتار پیش رو به گزارش و سنجش نظریه ملاصدرا میپردازد. نظریه او درباب بداء، درون نظریه جامعتر او درباب علم الهی جای میگیرد. بر اساس این نظریه، علم پیشین الهی چهار مرتبه دارد: 1) عنایت که عین ذات خداوند، و از اینرو، ثابت است؛ 2) قضا که عین عقول، و بهمین دلیل، ثابت است؛ 3) قدر که علم نفوس فلکی است و بخشی از آن ثابت و بخشی متغیر است. از نظر ملاصدرا، بداء در همین بخشِ متغیرِ قدر رخ میدهد. بنابرین، پاسخ ملاصدرا به مسئله بداء مبتنی بر طبیعیات قدیم و نظریه افلاک است؛ نظریه یی که دست کم در پارادایم معرفتی معاصر، پذیرفتنی نیست. بنابرین، بر حکمای نوصدرایی واجب است که با پیراستن این نظریه از مقدمات طبیعیاتی و فلکی، آن را بازسازی کنند و راه این بازسازی آنست که بدون استفاده از مفهوم «نفس فلکی»، طبقه یی از مجردات اثبات شود که مقهورِ عقول طولی و عرضی، و قاهر بر طبیعتند و نسبت به رخدادهای عالم ماده، پیش آگاهی ناقص متغیر دارند. همین پیش آگاهی مصحّح بداء خواهد بود.
۲۷۱۷.

بررسی انتساب «الإیضاح» به فضل بن شاذان و بازشناسی عنوان آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان نیشابوری (م. 260 ه ) یکی از مباحث بحث برانگیز در پژوهش های کلامی و تاریخی است. برخی از پژوهشگران با استناد به شواهد نسخه شناسانه و داده های آمده در کتاب، این انتساب را معتبر، و دسته ای دیگر از آنان در صحت آن تردید دارند. این اختلاف ها در حالی است که دو گزارش مهم یکی از کتاب تازه چاپ «مثالب النواصب» از ابن شهرآشوب (م. 588 ه ) و دیگری از کتاب «تفضیل الأئمه» حسن بن سلیمان حلّی (زنده در 802 ه ) نشان میدهد که با وجود برخی ابهامات انتساب کتاب ایضاح به فضل بن شاذان صحیح است. بررسی این نقل ها نشان می دهد که با وجود برخی ابهامات، انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان با تکیه بر شواهد موجود، قابل دفاع است. جز این، با کمک این دو گزارش و شواهد نسخه شناسانه، به احتمال زیاد کتاب «الإیضاح» در گذشته با نام «التنبیه من الحیره و التیه» شناخته می شده و تغییر عنوان آن در طول زمان اتفاق افتاده است.
۲۷۱۸.

نگرشی نو در باب حدود مداخله ولی در ازدواج باکره: تبیین قلمرو حمایت و دخالت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
طبق ماده 1043 قانون مدنی، ازدواج باکره رشیده در هر موقعیت سِنّی و وضعیتی منوط به اذن ولی قهری است. در خصوص این حکم اختلاف نظرهای فراوانی در منابع فقهی وجود دارد و لازم است بررسی شود که باتوجه به مبنای تشریع لزوم گرفتنِ اذن ولی، آیا این حکم فراگیر است و همه موارد را در بر می گیرد یا می توان میان دختران از حیث نیازمندی به حمایت تفکیک قائل شد؟ بررسی ها نشان می دهد که لزوم اذن ولی، حکمی در راستای حمایت از دخترانِ کم تجربه و معطوف به افرادی است که نیازمند حمایت اند و هنوز به استقلال و دراختیارگرفتنِ امر خود نرسیده اند وگرنه الزام به گرفتن اذن برای دختر مستقل و مالک امر خود دیگر حمایت محسوب نیست، بلکه به دخالت نزدیک است. حاصل این پژوهش که به روش تحلیلی توصیفی سامان داده شده اینکه باتوجه به واقعیات روز جامعه و به پیروی از دیدگاه های فقهای متأخر لازم است باتوجه به ملاک های سن، شغل و مسکن مستقل، برخی دختران را از شمول حکم خارج دانست.
۲۷۱۹.

فتح خوارزم و بیتی از عنصری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
در مقاله حاضر، نگارنده پس از ذکر کلیاتی درباره فتح خوارزم به دست محمود غزنوی و بررسی آن در منابع قدیم، متذکر بیتی از عنصری می گردد که انگیزه ای مذهبی، یعنی از بین بردن قرمطیان ناحیه خوارزم را برای این تهاجم معرفی کرده است. سپس تر وی با ملاحظه منابع قدیم و جدید در تاریخ و جغرافیای این مذهب، احتمال حضور قرمطیان در این ناحیه را برمی رسد و در ادامه، با استناد به کارکردهای خاص قصیده مدحی، سعی در پاسخ به این پرسش دارد که عنصری به چه دلایلی چنین بیتی را سروده است و می بینیم چگونه یک شاعر در دربار محمود می تواند به یک روایت رسمی شکل دهد. در پایان سخن، نکته ای درباره جایگاه بیت مورد بحث در ساختار (بلاغت) قصیده در قالب حدس بیان شده است.
۲۷۲۰.

بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۸۵
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان