یکی از مباحثی که در محاکم قضائی از سوی کشاورزان در مقابل مالکین املاک زراعی مطرح می گردد، موضوع حق ریشه است. حق ریشه به عنوان حق خاص، متفاوت از حقوق مربوط به عرصه و اعیان ملک بوده و متعلق به کشاورزی است که بنا به عرف محلی، مربوط به کسی که در زمین دیگری فعالیت نموده و زحماتی را برای بارور کردن زمین متحمل شده است می باشد. حقوق زارعین از قبیل بهای شخم، بذر، کود و ... در تبصره 2 ماده 5 لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک مورد توجه قانونگذار قرارگرفته و محترم شمرده شده است و نحوه تعیین و تشخیص این حقوق و مرجع صالح در این خصوص معلوم گردیده است. به موجب قوانین مربوط به تملک املاک و اراضی واقع در طرح های عمومی و عمرانی، همچون لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت، شهرداری در مقام مجری طرح، مجاز است نسبت به تملک املاک، اراضی، مستحدثات و ... مورد نیاز با رعایت مقررات ملاک عمل اقدام نماید.
از دیرباز محاکم در خصوص قلمرو حق حبس زوجه اختلاف نظر داشته اند. 1390 قلمرو حق /2/ دیوان عالی کشور به موجب رای وحدت رویه 718 مورخه 13 حبس را به مطلق وظایف زناشویی گسترش داد. هرچند این رای ظاهراً به اختلافات پایان داده، ولی صحت و آثار حقوقی ناشی از اجرای آن نیازمند تبیین و بررسی است. این تحقیق که با شیوه کتابخانه ای و به صورت تحلیلی به مقوله اثر تمکین عام زوجه در سقوط حق حبس پرداخته، نشان می دهد رای وحدت رویه 718 دیوان عالی کشور برخلاف نظر مشهور فقها و حقوقدانان صادر شده است و اجرای آن ممکن است حق حبس را از صفحه ادبیات حقوقی پاک کند. زیرا به موجب این رای، ایفای وظایف عام زناشویی نیز مسقط حق حبس خواهد بود. به عبارت دیگر چنانچه زوجین مدت کوتاهی با هم زندگی کنند یا معاشرت داشته باشند، با تحقق ملاک مواد 1102 به بعد قانون مدنی که ناظر بر تمکین عام است به موجب ماده 1086 همان قانون، حق حبس ساقط می شود.
سخن گفتن از شخصیت واقعی امیرالمؤمنین (ع) و معرفی حقیقی آن حضرت، برای همگان امری بس دشوار، بلکه ناممکن است و تنها کسانی می توانند به معرفی شخصیتی چون علی(ع) بپردازند که از همه ابعاد وجودیش اطّلاع کامل داشته باشند. در گردونة هستی، جز خدا و پیامبر(ص) کسی را نمی توان یافت که به درستی چنین احاطه ای داشته باشد چنان که پیامبر(ص) نسبت به آن حضرت فرمود: «... و لا عرفک إلا الله و أنا» و نیز فرمود: «... لَهُ [علی] حَقٌّ لایَعْلَمُهُ إِلاّ اللَّهُ وَ أَنَا». این سخن بلند نبوی(ص) دربارة علی(ع) که فرمود: «علیّ مع القُرآن و القُرآن مع علیّ: علی با قرآن است و قرآن با علی است» در همین باره بررسی می شود. سخنی که حکایت از دو ویژگی مهم و رفیع علوی دارد: یکی همراهی علی(ع) با قرآن، و دیگری معیّت قرآن با علی(ع). با توجه به اهمّیت موضوع، نگارنده در صدد تبیین این حدیث شریف برآمده است.
وی در ابتداء، معیّت را طرح و پس از مأخذشناسی این حدیث در منابع شیعه و اهل سنّت به شرح معیّت از دیدگاه لغت و اصطلاح می پرازد، سپس به نوع معیّت در عوالم مختلف اشاره می کند و می افزاید، معیّت علی(ع) و قرآن هم می تواند در عالم ملک محقّق شود و هم در عالم ملکوت تحقّق یابد،
مقالة حاضر پس از تفسیر معیّت در عالم ملک و بیان وجوهی به عنوان تفسیر آن، از جمله: معیّت علی (ع) و قرآن در هدایت، علی (ع) و قرآن یاریگر یکدیگر، معیّت علی(ع) و قرآن در دلالت، یگانگی علی(ع) و قرآن در اقتدا، معیّت به رابطه، یعنی رابطه علی (ع) با قرآن رابطة قیّم با متولی علیه است، ارتباط علی (ع) با قرآن، همانند ربط عالِم به معلوم است. و بالاخره علی (ع) و قرآن معرّف یکدیگرند.
در انتها به عنوان یکی از معانی معیّت، به معرفی متقابل قرآن و علی(ع) می پردازد.
یکی از شاخه های دانش اخلاق که به تازگی در ایران جایگاهی پیدا کرده، حوزه اخلاق حرفه ای است که لازم است ازلحاظ معرفتی بیشتر به آن توجه شود. یکی از منابع غنی در اخلاق حرفه ای، آموزه های دین مبین اسلام است. اما شناخت و ترویج اخلاق حرفه ای برمبنای اسلام، بدون تحلیل آموزه های اخلاقی نهج البلاغه امکان پذیر نیست. باتوجه به این مهم، در پژوهش حاضر برآنیم تا با استفاده از روش تحلیل اسنادی، اصول اخلاق حرفه ای را در کتاب ارزشمند نهج البلاغه بررسی کنیم. نتایج نشان می دهد که امام علی (ع) همواره به بحث اخلاقیات و اصول اخلاقی توجه داشته اند و در موارد فراوانی، کارگزاران و یاران خود، به طور اخص و تمامی انسان ها را در طول زمان به رعایت آنها فرمان داده اند. اصول اخلاقی مطرح در نهج البلاغه، مشتمل بر: اصل احترام، اصل آزادی، اصل انصاف، اصل وفای به عهد، اصل امانت، اصل صداقت، اصل مسئولیت پذیری، اصل نقادی و انتقادپذیری، اصل مدارا و سعه صدر، اصل قانون مداری، اصل اعتدال و اصل رازداری است.
در عصر حاضر باتوجه به امکانات موجود، انسان باید در رفاه و آرامش به سر برد؛اما ملاحظه میشود که پژمردگی، افسردگی، احساس عدم نشاط، اضطراب، غمگینی و دلمردگی از پدیدههای وحشتناک عصر ماست. انسان در حالت وحشت و اضطراب و نگرانی فوقالعاده به سر میبرد، احساس میکند که زندگی خشن شده و لطافت خود را بکلی از دست داده است، روح و نشاطی که در یک روستایی چند قرن قبل وجود داشت، امروزه هرگز در خانه مرفهترین و ثروتمندترین افراد دیده نمیشود، سفرهها رنگینتر و غذاها متنوعتر، اما احساس لذت کمتر شده است، تا جایی که بسیاری از مردم کشورهای صنعتی خود را با داروهای مسکن و مواد مخدر و مشروبات الکلی آرام نگه میدارند. سخن در این است که آیا میتوان بر این مشکل فائق آمد؟ آیا راه حلی وجود دارد؟ و اگر وجود دارد آیا این راه حلها در دسترس ما میباشد؟ و بالاخره برای رفع این نگرانیها و بلای اجتماعی چه باید کرد؟ در این مقاله کوشش شده که راه حلی ارائه و گفته شود که تنها راه نجات، پناه بردن به دین و عمل به تعالیم دینی است. همچنین برخی از علل و عوامل سلامت و بهداشت روان مورد توجه و بررسی قرار گرفته است.
یکی از عناصر مهم و راهبردی اندیشه سیاسی امامخمینی که سایرمقولهها نسبت به آن شکل میگیرد، "حکومت" است که به عنوان دکترین عملی و قابل تحقق، در سراسر دوران فعالیت و حرکت سیاسی ایشان کاملاً مشهود بوده و آن را به طور جِد پیگیری میکردند.
امام علاوه بر دیدگاه فقهی و کلامی، حکومت را در حوزه تفکر سیاسی - اجتماعی مطرح نمود؛ یعنی این مقوله را با توجه به مقتضیات زمان و نیاز جامعه و بر اساس اندیشه سیاسی مورد توجه قرار داد. او به خوبی توانست هم مبانی تئوریک حکومت را تبیین نماید و هم تحقق عینی و عملی آن را در معرض تجربه و آزمایش قرار دهد.
الگوی حکومتی ایشان بر راهکارهایی استوار است که نظریهپردازان سیاست و اجتماع آنها را از لوازم نظام دموکراسی و توسعه سیاسی بهشمارآوردهاند.
این مقاله علاوه بر تبیین محورهایی که در مبحث حکومت مورد توجه امام بوده، مانند ضرورت وجود حکومت در جامعه، چگونگی تشکیل حکومت، شکل و نوع آن، ساختار و نهادهای مختلف حکومت، به نسبت جمهوری اسلامی و توسعه سیاسی در اندیشه ایشان پرداخته است.
|234|