فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
125 - 157
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش جوامع بشری و پیشرفت های اقتصادی که به پیدایش بازارها، ابزارهای مالی جدید و دارایی های نوظهوری همچون پول، سهام و رمزارزها انجامیده است و نیز با توجه به مشکلاتی که در اَوقاف رایج گذشته مانند وقف املاک، اراضی و بناها وجود دارد، ظرفیت های نوینی برای تحقق وقف نمایان شده است. یکی از این ظرفیت ها، وقف سهام شرکت های سهامی است؛ اما با توجه به اینکه در فقه اسلامی برای تحقق وقف شرعی، شرایط و احکام خاصی همچون عین بودن موقوف، قابلیت بقا با امکان انتفاع از آن و عدم جواز خرید و فروش مال موقوفه بیان شده است، لازم است وقف سهام از حیث فقهی امکان سنجی شود و ملاحظات شرعی اجرای آن در بازار سرمایه مورد بررسی قرار گیرد. درباره ماهیت سهم، احتمالات مختلفی مطرح شده است که با بررسی آن ها می توان نتیجه گرفت که سهم، مالی اعتباری است که نمایانگر «بخشی معیّن از سرمایه اعتباری ثانوی شرکت» است. از سوی دیگر، با بازتعریف وقف به عنوان «تحبیس ما یَبقى و تجویز الانتفاع» و نیز با بازنگری در شرایطی مانند عین بودن مال موقوف - خواه با مناقشه در ادله آن، یا با ارائه تفسیری موسّع از مفهوم «عین» به گونه ای که شامل اموال اعتباری نیز گردد - می توان وقف شرعیِ سهام را قابل پذیرش دانست. البته، راه حل دیگری نیز برای وقف سهام وجود دارد که می توان از آن با عنوان «وقف عرفی» یاد کرد؛ وقف عرفی گرچه از عنوان «وقف» برخوردار است؛ اما احکام خاص وقف شرعی بر آن مترتب نیست. از مهم ترین انتفاعات حاصل از سهام، کسب سود از طریق خرید و فروش آن هاست؛ اما این امر درباره سهام موقوفه با مشکل منع خرید و فروش مال موقوف روبه روست. با این حال، این اشکال را می توان با راهکارهایی نظیر گنجاندن شرط در هنگام وقف توسط واقف، زوال قابلیت انتفاع یا انفع بودن فروش مال موقوفه، مرتفع ساخت.
بازشناسی حکم ازدواج با بستگان نسبی در فقه اهل سنت(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
159 - 192
حوزههای تخصصی:
مشهور فقیهان اهل سنت ازدواج با بستگان نسبی را مرجوح دانسته و حکم به کراهت آن داده اند. این دیدگاه برخلاف نظر رایج در فقه امامیه است که بر این نوع ازدواج تأکید دارد. فقیهان اهل سنت و علامه حلی استدلال خود را بر اساس روایاتی بنا کرده اند که ظاهراً به پیامبرص نسبت داده می شود. آنان دلیل کراهت این نوع ازدواج را به عباراتی روایات گونه نسبت می دهند که در ظاهر از پیامبر ص و خلیفه دوم آمده اند و نهی از ازدواج با بستگان نسبی را به خاطر ضعف جسمانی و ذهنی کودکان حاصل از چنین ازدواج هایی بیان می کنند. با پژوهشی که در سند و دلالت این روایات انجام شده است، مشخص گردید که این عبارات تنها بازتابی از باورهای عامیانه و دیدگاه خلیفه دوم هستند که در طول زمان به پیامبر w نسبت داده شده و نمی توانند استناد علمی داشته باشند.
بنیان های قدرت گیری دوباره طالبان در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت گیری مجدد طالبان در افغانستان، یکی از تحولات مهم سیاسی و امنیتی منطقه است که پیامدهای گسترده ای برای ثبات داخلی و ژئوپلیتیک منطقه دارد. درک دقیق عوامل مؤثر بر این پدیده می تواند به تحلیل ریشه های بحران و ارائه راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تکرار آن کمک کند .این پژوهش با هدف بررسی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر بازگشت طالبان به قدرت، بر اساس رویکرد عدالت فضایی و مدل سیستمی تحلیل بحران، به تبیین این مسئله پرداخته و چگونگی تعامل این عوامل را در فرآیند قدرت گیری طالبان تحلیل می کند. این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد و با استفاده از تکنیک ویکور، میزان عدالت فضایی در ولایت های افغانستان را ارزیابی کرده است. همچنین، داده های کیفی و مشاهدات میدانی برای تحلیل نقش مذهب، قومیت، زبان، نفوذ خارجی، نفوذ جنگ سالاران و واکنش های داخلی و بین المللی به طالبان در یک چارچوب سیستمی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد، بی عدالتی فضایی، شکاف های قومی، سیاست های زبانی، حمایت های خارجی، ضعف دولت مرکزی و نفوذ جنگ سالاران از مهم ترین عوامل زمینه ساز بازگشت طالبان به قدرت بوده اند. تحلیل سیستمی نشان داد که این عوامل در یک چرخه علّی و بازخوردی به یکدیگر متصل بوده و خروج نیروهای خارجی، خلأ قدرت را ایجاد کرده که طالبان با استفاده از آن، بر کشور مسلط شده اند. مدل سیستمی ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که قدرت گیری مجدد طالبان یک فرآیند چندعاملی و پیچیده است که در صورت عدم اصلاح ساختارهای حکمرانی و سیاست گذاری، امکان تکرار بحران های مشابه در آینده وجود دارد.
فتح خوارزم و بیتی از عنصری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
233 - 242
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، نگارنده پس از ذکر کلیاتی درباره فتح خوارزم به دست محمود غزنوی و بررسی آن در منابع قدیم، متذکر بیتی از عنصری می گردد که انگیزه ای مذهبی، یعنی از بین بردن قرمطیان ناحیه خوارزم را برای این تهاجم معرفی کرده است. سپس تر وی با ملاحظه منابع قدیم و جدید در تاریخ و جغرافیای این مذهب، احتمال حضور قرمطیان در این ناحیه را برمی رسد و در ادامه، با استناد به کارکردهای خاص قصیده مدحی، سعی در پاسخ به این پرسش دارد که عنصری به چه دلایلی چنین بیتی را سروده است و می بینیم چگونه یک شاعر در دربار محمود می تواند به یک روایت رسمی شکل دهد. در پایان سخن، نکته ای درباره جایگاه بیت مورد بحث در ساختار (بلاغت) قصیده در قالب حدس بیان شده است.
طومار(10) بازیابی اجتهادی مستندات حدیثی فقه امامیه (2) از تخریج و تحلیل تا مقایسه و تطبیق مورد مطالعه: الخلاف شیخ طوسی: مسئله هجده کتاب الحدود
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
499 - 521
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، بازیابی و تحلیل و حدس علمی مستندات حدیثی امامیه در مسئله هجده کتاب الحدود، الخلاف شیخ طوسی است که فقط به تعبیر «اخبارهم» بسنده نموده است. در پژوهه فرا رو این مهم طی فرایندی حلقوی از تحلیل مسئله تا حدس مستندات حدیثی انجام شد. در این فرایند پژوهشگر ابتدا با درنگ در متن فقهی الخلاف به تفسیری شفاف از مسئله، حکم و دلایل فتوای فقیه دست یافت؛ سپس مفاهیم اساسی مسئله را استخراج نمود و به تصور مفهومی دقیق از ذهنیت شیخ طوسی در تقریر مسئله و فتوای او دست یافت و در امتداد آن سپس با متدلوژی خاص بازیابی اجتهادی به تخریج نصوص اولیه مستند فتوای شیخ طوسی با استفاده از تلفیق روش لفظی مفهومی اقدام نمود. پژوهشگر در فرایند رفت و برگشت میان مفاهیم مسئله با یافته های اولیه به مقایسه و سنجش پرداخت، در تحلیل هر متن وجه تشابه یا تفاوت آن را با مسئله هجده الخلاف بیان می کند. در این فرایند تحلیل تطورات متنی مسئله از مصادر اولیه تا کتاب الخلاف و کشف زمینه ها و علل تغییرات احتمالی متون مسئله مد نظر پژوهشگر است و در نهایت حدس علمی خود را از مستند یا مستندات حدیثی شیخ طوسی در مسئله هجده الخلاف ارائه می کند. بر پایه نتایج این پژوهش، دو فرضیه در تبیین احادیث مد نظر شیخ طوسی در این مسئله میسور است: الف) حدیث عَبّاد مکی؛ ب) حدیث زراره. هرچند ظاهر حدیث زراره همسوی با فتوای شیخ طوسی در مسئله است و از سوی کلینی و شیخ صدوق نیز گزارش شده است، بنا به دلایلی از جمله عدم گزارش آن در جوامع حدیثی شیخ طوسی نمی تواند مستند حدیثی شیخ طوسی در این فتوا باشد. حدیث عَبّاد مکی به دلیل اعتماد شیخ طوسی به روایت آن از سه طریق متفاوت و همسویی آن با مفاد دلیل قرآنی فتوای شیخ طوسی به عنوان فرضیه معتبر در تبیین احادیث مد نظر شیخ طوسی در عبارت «اخبارهم» در فتوای ایشان پیشنهاد می شود.
نقد ترجمه فارسیِ اخلاق اسپینوزا اثر محسن جهانگیری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
567 - 597
حوزههای تخصصی:
در متن پیش رو نقدهای وارد بر ترجمه فارسیِ اخلاق اسپینوزا اثر مرحوم دکتر محسن جهانگیری تبیین می شوند. بررسی ترجمه محدود به فصل اول کتاب با عنوان «درباره خدا» است که از لحاظ کمی حدود 15 درصد از حجم کتاب را دربرمی گیرد. طبق مقدمه ترجمه، جهانگیری سه ترجمه انگلیسی را مبنا قرار داده است: ترجمه وایت (White)، بویل (Boyle) و الوِس (Elwes). جهانگیری تصریح می کند که دانش اندکی از زبان لاتینی دارد و در موارد اختلاف ترجمه ها به استادان فن زبان لاتینی مراجعه کرده است. برای عدم مطابقت های ترجمه می توان دو منشأ را برشمرد: 1. بعضی عدم مطابقت ها در یکی از ترجمه های انگلیسی هم مشاهده می شوند و حاصل گزینش جهانگیری از میان ترجمه های انگلیسی هستند؛ 2. دسته ای دیگر در هیچ کدام از ترجمه های انگلیسی دیده نمی شوند و آنها را می توان مستقیماً به مترجم فارسی نسبت داد. با احترام به کار سترگ مرحوم جهانگیری در ترجمه اثر اسپینوزا، ارزیابی این جانب آن است که ترجمه او را نمی توان ترجمه ای قابل اتکا از یک متن تراز اول فلسفی دانست. تعداد موارد بی دقتی در ترجمه فصل نخست کتاب قابل توجه است، در حالی که از نقل بی دقتی های کم اهمیت تر پرهیز کردم. همچنین در برخی موارد معنا به طور جدی تغییر یافته است؛ به گونه ای که خواننده فارسی زبان را به احتمال فراوان دچار سوءفهم می کند. سرچشمه همه این خطاها را می توان فقدان ارتباط بی واسطه مرحوم جهانگیری با متن لاتینی دانست. البته در زمانه ما که زمانه وفور ابزارهای هوشمند و منابع الکترونیکی است، کار مترجمان و منتقدان در قیاس با نسل های گذشته پژوهشگران، آسان تر و از جهاتی کم ارج تر است.
السلوه في شرایط الخلوه نوشته موفق بن مجد خاصی مترجم رساله الی الهائم الخائف من لومه اللائم نجم الدین کبری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
435 - 458
حوزههای تخصصی:
السلوه فی شرایط الخلوه کتابی است که یکی از عارفان سلسله کبرویه در موضوع خلوت نوشته است. خلوت نشینی از مهم ترین اصول آداب پیروان این طریقت بود و تنی چند از آنان رساله هایی با عنوان رساله در خلوت تألیف کرده اند یا کتاب هایی نوشته اند که موضوع اصلی آن عزلت و خلوت بوده است. رساله نجم الدین کبری با عنوان فی الخلوه ، رساله سیف الدین باخرزی با عنوان وقایع الخلوه و رساله مجدالدین بغدادی با عنوان فی الخلوه و العزله نمونه هایی از آن است. در آثار علاء الدوله سمنانی، عبدالرحمن اسفراینی و دیگران نیز رساله هایی با این عناوین یا شبیه آن موجود است. کتاب السلوه فی شرایط الخلوه و برخی دیگر از این رساله ها به زبان عربی نوشته شده اند. در این مقاله نگارنده با استناد به دستنویس های مختلف این اثر، تلاش می کند تصویر روشنی از کتاب و نویسنده آن به دست دهد و برای نخستین بار این اثر را که دربردارنده اطلاعات مهمی در مورد پیران کبرویه و رابطه ایشان با مریدان و آداب خلوت نشینی ایشان است، معرفی کند. همچنین در این پژوهش آشکار می شود که مترجم رساله الی الهائم الخائف من لومه اللائم که پیش از این منتشر شده بود، نویسنده همین کتاب السلوه فی شرایط الخلوه است.
ما قبل الطبیعه انسان معلق بازخوانی فلسفه عقل گرایانه ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
25 - 51
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا خوانشی نو از کتاب اشارات ابن سینا ارائه کند. مقاله حاضر از این فرضیه دفاع می کند که کتاب اشارات از ویژگی خاصی برخوردار است؛ به طوری که اگرچه مختصر است، خلاصه فلسفه ابن سینا نیست؛ بلکه ابن سینا در این کتاب بر آن است تا ماقبل الطبیعه خود را ارائه کند. او در این راستا به بیان آن دسته از مباحث فلسفی می پردازد که صرفاً به روش عقلی و بدون نیاز به مراجعه به طبیعت، و بنابراین پیش از آشنایی با طبیعیات و صرفاً برمَبنای مفاهیم و گزاره های پیشین و عقلی قابل طرح باشند. منطق و طبیعیات این کتابْ مبانی ماقبل الطبیعه آن را پایه گذاری می کند؛ به طوری که در آن ها از مباحث زبانی و تجربی صرف نظرشده است. در این راستا بحث از انسان معلق و معرفت نقشی اساسی و مبنایی در طرح ماقبل الطبیعه اشارات ایفامی کند؛ براین اساس ابن سینا در نمط سوم اشارات معرفت شناسی عقل گرایانه خود را پایه ریزی می کند و در ادامه به بیان فلسفه پیشین عقلی ماقبل الطبیعه خود می پردازد که شامل اثبات واجب الوجود، صفات او، فعل بی واسطه او و نظام عقول و افلاک است. در نمط های پایانیِ اشارات نیز سعادت همان انسان معلق یا عقل مجرد تبیین می شود.
محسوس مشترک: مقایسه دیدگاه ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
53 - 75
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است.
کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
الگوی مدیریت بحران امام رضا (علیه السلام)(مطالعه موردی: مسئله ولایت عهدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
41 - 68
حوزههای تخصصی:
اگر بحران را ترکیبی از فرصت و تهدید بدانیم بدون شک مسأله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام یکی از بحرانهایی بوده است که ایشان با آن مواجه شدند. و مدیریت این بحران توسط امام رضا علیه السلام مدل و برنامه جامعی می طلبید که در آن بهترین بینش ها و روش های اداره و کنترل بحران لحاظ می شد که این مقاله در صدد تبیین آن در پاسخ به چیستی مدیریت بحران در مساله ولایتعهدی با روشی توصیفی – تحلیلی پرداخته است . در این مقاله ابتدا مطالبی پیرامون بحران و مدیریت بحران بیان گردیده و در بخش دوم جستجویی در باب مدیریت بحران در مسأله ولایتعهدی در سیره امام رضا صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که مدیریت بحران در سیره امام رضا را با عنایت به دو رویکرد تبیینی وتنذیری در سه بعد مدیریت قبل از بحران، مدیریت حین بحران ومدیریت بعد از بحران می توان طراحی کرد که در مرحله اول اقدامات مدیریتی از قبیل هشدار عمومی در جهت وقوع بحران، برنامه ریزی، ایمن سازی و شفاف سازی صورت گرفته است. در مرحله دوم اقدامات مدیریتی همچون تبدیل بحران به فرصت، اتخاذ تصمیم به موقع و روشنگری و اطلاع رسانی انجام شده و در مرحله سوم اقدامات مدیریتی مانند بهره وری بهینه در تبلیغ مذهب تشیع وبهروری بهینه از مناظرات انجام گردیده است . خاطر نشان می شود که مدیریت بحران توسط امام رضا(ع) در سه مرحله قبل از بحران،حین بحران و بعد از بحران با رویکردهای تبیینی وتنبیهی صورت گرفته است ؛ این مساله نشانگر توجه امام به تدابیر و اقدامات با چشم انداز تبیین معارف الهی ویادآوری وتنبه یاران و دشمنان است با اقداماتی که امام در مدت ولایتعهدی انجام دادند طرح مامون برای نابودی امامت ائمه (ع) منجر به شکست شد وامام (ع) با راهبردهای مناسب ،تشیع را به ساحل امن هدایت کردند
گزارش یک زندگی بر اساس دیوان میرزا هدایت الله فراهانی (سروده شده در سال 1301 ق / 1884 م)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
103 - 138
حوزههای تخصصی:
میرزا هدایت الله، شاعر زاهد پیشه فراهانی است که حوالی سال 1301 قمری در حدود چهل سالگی سروده های خود را در قالب یک دفتر تدوین کرده است. او شرحی از زندگی نسبتاً پرماجرای خود بیان می کند و در این اشعار نشان می دهد که در یک خانواده ایرانی با تمایلات فرهنگی مذهبی مختلف چه اختلاف نظرهایی وجود داشته است و پدر و پسر چگونه به جدال با یکدیگر نه فقط در بیداری که در خواب هم برخاسته اند. در وسط این اختلاف نظرها، نیم نگاهی به اختلاف های خانوادگی و نقش زن پدر در ایجاد اختلاف میان فرزندان هم دارد. شاعر ما علایق صوفیانه دارد، با تجربه هایی از شاگردی میرزای شیرازی، دلدادگی به برخی از مشایخ ذهبیه و همراهی با شیخ الرئیس قاجار در مشهد. پشیمانی دهه پنجم زندگانی او این است که چرا از اول یک شغل به درد بخور انتخاب نکرده و این طور عمر را سپری کرده است. ما با یک گزارش زندگی واقعی روبرو هستیم که به زبان شعر آن هم از نوع متوسط آن بیان شده است.
بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
219 - 241
حوزههای تخصصی:
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.
آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ حکمت مشاء و کارکردگرایی پارسنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
267 - 294
حوزههای تخصصی:
روند تحولات خانواده در دنیای امروز حاکی از ایجاد تغییرات بنیادین در الگوها و کارکردهای آن و جهت گیری این تحولات به سوی تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن است؛ لذا امروزه آسیب شناسی خانواده به عنوان یک حوزه مطالعاتی مهم جای خود را در مطالعات خانواده تثبیت نموده است؛ البته رویکرد آسیب شناختی در مطالعات خانواده سابقه ای طولانی داشته و هم در ادبیات جامعه شناسان کلاسیک متقدم و هم در حکمت عملی و منزلی حکماً و فلاسفه از یونان باستان تا حکمای اسلامی ردّپای آن به چشم می خورد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ مکتب مشاء در حکمت عملی اسلام و مکتب کارکردگرایی پارسنز در جامعه شناسی است. روش مورداستفاده در این مقاله تحلیلی اسنادی است و منابع آن آثار علمی معتبر است. نتایج حاکی از آن است که مهم ترین نقطه اشتراک این دو رویکرد در آسیب شناسی خانواده را باید در نحوه ساخت یابی خانواده و الگوهای نقشی آن دانست. نزد حکمای مشاء برهم خوردن نظم و ساختارِ نقشیِ خانواده و اختلال در کارکرد جنسی آن، منشاء بروز آسیب ها و نابسامانی های دیگری در خانواده تلقی شده است و در نگاه پارسنز نیز انسجام و هم بستگی نهاد خانواده در گرو الگوهای نقشی متمایز زن و مرد است. اگرچه خوانش این دو مکتب از این الگوها با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارد. همچنین در هیچ کدام از این دو رویکردْ التفات به امکانِ تزاحم ساختاری میان نهاد خانواده و نهاد دولت به چشم نمی خورد.
روش شناسی فقه الحدیثی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
263-286
حوزههای تخصصی:
چکیده سازوکار و چگونگی بررسی و تبیین دلالت های متن و فهم حدیث از جمله مباحثی است که جهت دهی مطالعات دانشمندان علوم قرآن و حدیث معاصر را طی سال های اخیر عهده دار بوده است. دستیابی به فرایند و سازوکار چگونگی فهم متن حدیث و تبیین دلالت های آن در مطالعات حدیث پژوهی آیت الله جوادی آملی، هدف اصلی نگاشت پیش رو است(هدف). اکنون این پرسش طرح می شود که روش فقه الحدیثی آیت الله جوادی آملی در مطالعات حدیث پژوهی ایشان چیست(سؤال)؟ نوع تحقیق بنیادین و توسعه ای است و از روش توصیف و تحلیل برای کشف و تبیین ابعاد و بخش های مختلف مسئله پژوهش بهره می برد(روش). یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که روش آیت الله جوادی آملی در فهم حدیث و تبیین دلالت های آن از یک مدل فرایندی، نظام مند و وابسته به مفاهیم قرآنی بهره می برد که وابستگی مستقیم مراد استعمالی و مراد جدی حدیث و تطبیق هردو بر اصول و مفاهیم محکم قرآنی، برای کشف معنای صحیح حدیث، ترسیم کننده پایه های اصلی ساختار آن است(یافته های پژوهش).
نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
60 - 41
حوزههای تخصصی:
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
جستارِ تحلیلی روایات معاریض کلام و تطبیقات آن در فقه الحدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
74 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از واژگان پرتکرار در تراث روایی که معصومین (علیهم السلام) بر آن تاکید داشته اند؛ واژه «معاریض» می باشد، انگاره های مختلفی نسبت به گستره و کاربست معنایی معاریض وجود دارد اما اندیشه صحیح این است که در این واژه نقل مفهومی به مفهوم دیگر رخ نداده است و به همان معنای عرفی و لغوی خود یعنی خلاف تصریح گویی در روایات استفاده شده است.معاریض یکی از عناصر الگوریتم استظهار بلکه مهمترین آنها است؛ به گونه ای که اگر شخصی به معاریض کلام معصومین(علیهم السلام) و روش های استخدام معاریض در کلام توسط ایشان(علیهم السلام) آشنایی نداشته باشد، مفهوم اجتهاد از او صحت سلب دارد و این مفاد به خوبی از روایاتی که مشتمل بر امر به فهم معاریض است استفاده می شود. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند و روش تحلیلی_توصیفی؛ به بررسی عناصر سه گانه نیل به مراد جدی این روایات که عبارت است از صدور و دلالت و جهت صدور این روایات پرداخته است؛ نسبت به بازکاوی اخبار معاریض به مثابه یک قاعده اساسی در استظهار و یک نهاد مهم در رفع تعارضات میان روایات، پژوهش مستقلی وجود ندارد و این مطلب برای اولین بار در کلمات آیت الله سیستانی (سیستانی،1441ق،ج1،ص352) مطرح گردیده است.
انتفای حق حبس با علم زوجه به ناتوانی زوج از پرداخت مهریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
173 - 188
حوزههای تخصصی:
بنابر ماده 1085 قانون مدنی و نظر مشهور فقها، چنانچه مهریه زوجه حال باشد، می تواند تا زمانی که آن را دریافت نکرده، از تمکین امتناع کند. مطابق رأی وحدت رویه شماره 708 مورخ 22/ 05/ 1387 دیوان عالی کشور حق زوجه بر امتناع از تمکین، تا دریافت کامل مهریه ادامه دارد و تقسیط مهریه بر آن اثری ندارد. رواج مهرهای سنگین و افزایش نرخ تورم به نحوی است که اکثر مردان از پرداخت مهریه به طور یکجا، ناتوان هستند و در صورت اعمال این حق از سوی زوجه، غالبا اتمام همه اقساط بسیار طولانی است؛ به گونه ای که حتی ممکن است زوجه تا آخر عمر هم ملزم به تمکین نشود و زندگی مشترکی شکل نگیرد. در اکثر موارد، خصوصا زمانی که میزان مهریه زیاد باشد، قبل از ازدواج، زوجه می داند که همسرش توان پرداخت آن را به صورت یکجا ندارد و با آگاهی از این موضوع، به ازدواج رضایت می دهد. نگارندگان در پژوهش پیش رو با روشی توصیفی _تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق روش کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سوال اصلی هستند که درصورت علم زوجه به ناتوانی زوج از پرداخت مهریه در هنگام عقد ازدواج، برای زوجه همچنان حق حبس وجود دارد یا اینکه به اقتضای قاعده اقدام، حق حبس زائل می شود؟ نتایج پژوهش حاکی از این است که در این گونه موارد، برخلاف آنچه در رویه محاکم جاری است، قاعده اقدام اقتضا دارد که حق حبس برای زوجه با توجه به علم بر ناتوانی زوج بر پرداخت مهریه وجود نداشته باشد.
جایگاه اخلاق و تعاملات اجتماعی در توسعه اقتصادی با محوریت تغییرات اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
373 - 403
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی به معنای تغییر میانگین دمای زمین بوده که مخاطرات زیادی من جمله بالا آمدن سطح دریاها، تغییر در الگوی بارش، کاهش سطح حاصل خیزی خاک و .... را به دنبال دارد. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده و اثر تغییرات اقلیمی را بر رویکرد اقتصادی حقوق بین الملل مورد واکاوی قرار داده است. نتیجه اینکه اولین اثر تغییرات اقلیمی، شکل گیری کنفرانس های بین الملل و درنهایت وضع اسناد حقوق بین الملل به نحوی بوده که کشورها را متعهد به اتخاذ سیاست هایی نموده که با تغییرات اقلیمی ممانعت نماید. این تعهدات در وحله اول ممکن است آثار اقتصادی منفی به دنبال داشته که کشورها به دلیل سهولت، این راه را انتخاب کرده و برای کسب وکارها محدودیت هایی وضع می نمایند. اما نیاز است که باهدف تبدیل آثار منفی اقتصادی به آثار مثبت، از برخی کسب وکارها حمایت جدی شود و بدون مخدوش شدن تعهدات بین المللی کشورها، در این حوزه اشتغال ایجاد نمود. کشورها باهدف مقابله با تغییرات الگوی اقلیمی می بایست شرکت های دانش بنیان را در این حوزه تقویت نموده تا در برخی مسائل موجب ارزش افزوده گردند. قوه قضائیه از اختیارات خود بهره برده و ضمن شناسایی دقیق تر جرائم این حوزه، متخلفان را به نحوی بازدارنده مجازات نماید. قوه مجریه نیز می بایست سیاست های خود را به نحوی اتخاذ کرده که کسب وکارهای حوزه مقابله با تغییرات اقلیمی توجیه پذیر گردد. بدین صورت ضمن تعهدات بین المللی کشورها، هیچ آثار منفی به بار نیامده و درعین حال با تقویت اقتصاد، می توان منافع اقتصادی این حوزه را شاهد بود.
فسلفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی در اندیشه های تربیتی ابن رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
337 - 371
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی فلسفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه ابن رشد می باشد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کیفی و از نوع توصیفی تحلیلی است. کاوش در ژرفای اندیشه ابن رشد حاکی از آنست که به پیروی از روش استقراء و برهان در فهم مسائل حتی در شرع معتقد است و در واقع، آموزش و پذیرش دین با عقل و منطق را هماهنگ می داند. وی که در تعلیم و تربیت به پیشینیان بهای خاصی می دهد، جهت دوری از خرافات و تبعات آن به تفکر عقلانی و ذهنی تشویق می کند. ابن رشد تربیت ذوقی، زیبایی شناختی و حیاتی شامل هنر، موسیقی و ورزش را به منظور رشد و تهذیب ذوق و حرکت مؤثر، هماهنگ و موزون، ضروری می داند. وی خواستار آموزش مسئولانه یعنی تعهد به آزادی و انتخاب است که افراد به سمت مشاغل مناسب هدایت شوند تا آنچه را که شایستگی آن را دارند، انجام دهند، زیرا اعتدال مایه سعادت است. ابن رشد همچنین در تعلیم و تربیت و آموزش قایل به مواردی این چنین می باشد: هوشمندی در تعلیم وتربیت و کسب تجربه، آموزش وجوب گشودگی به دیگران و دوری از گوشه گیری، آموزش در فضای شاد و به دور از خشونت، آموزش ارتباط با تفاوت ها، تربیت دینی و آموزش ارزشها و اخلاق به جوانان، داستانهای واقع گرایانه برای توسعه منطق، تعلیم وتربیت افراد با توجه به استعدادهای خود و درنظر گرفتن تفاوتهای فردی در تحصیل، تلقین ارزش های زیبایی، تعلیم و تربیت بر اساس دو هدف اساسیِ ایمنی روح و سلامت جسم (نیاز به تربیت بدنی و آموزش موسیقی سالم از سنین پایین).
رویکرد حقوق کیفری نسبت به جرائم مربوط به فساد اقتصادی نمایندگان مجلس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 64
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فساد اقتصادی نمایندگان مجلس از موضوعات مهمی است که تأثیر منفی شدیدی بر اعتماد عمومی جامعه دارد. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی رویکرد حقوق کیفری نسبت به جرائم مربوط به فساد اقتصادی نمایندگان مجلس است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها بر این امر دلالت دارد که در خصوص جرائم مربوط به فساد اقتصادی نمایندگان مجلس، قواعد ویژه حقوقی وجود ندارد و مقابله با جرائم آنها در این زمینه تابع قواعد کلی حاکم بر جرائم و فساد اقتصادی است. ارتشاء، اختلاس، تصرف در اموال دولتی، اخذ پورسانت، تحصیل مال نامشروع، تدلیس در معاملات دولتی، سوء استفاده از مقام یا موقعیت اداری و سیاسی از مهمترین جرائم مربوط به فساد اقتصادی است که نمایندگان مجلس ممکن است مرتکب شوند. قانون گذار برای جرائم مورد اشاره مجازات هایی چون جزای نقدی، حبس، مصادره اموال و محرومیت های شغلی در نظر گرفته است. نتیجه: باوجود اهتمام قانون گذار در جرم انگاری و تعیین مجازات جرائمی که ممکن است نمایندگان مجلس مرتکب شوند؛ اما مقابله با جرائم مربوط به فساد اقتصادی آنها با چالش هایی مواجه است. امکان توبه در جرائم حدی و تأثیر آن بر فساد اداری اقتصادی و عفو مجرمین اقتصادی مهمترین چالش ها در این زمینه است.