ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱٬۱۶۱ تا ۸۱٬۱۸۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۸۱۱۶۱.

زکات انگاری الزامات غیرمالی تمدّن ساز در فرهنگ اسلامی مبتنی بر دیدگاه اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۰
ساخت تمدن تراز اسلامی در عصر احیاء، جز با درک عمیق و کاربست همه جانبه آموزه های ثقلین امکان پذیر نیست. پرسش مشخص در پژوهش حاضر آن است که مبتنی بر دیدگاه اهل بیت به عنوان راهبران شاخص فراعصری در فرهنگ اسلامی، ابعاد غیرمالی و غیرشرعی هنجار زکات که دارای تأثیر تمدنی هستند، چگونه تعریف می شود؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی، در فرهنگ اسلامی التزام همگانی و حداکثری به فرهنگ معیار، منش سازنده و اصلاح گرانه در عرصه اجتماعی، نقش آفرینی فعّال علمی آموزشی و منش خدمت محور در نهاد حاکمیّت، زکات انگاری گردیده است. در نتیجه مشخص گردید اهل بیت با این گفتمان، مترصد آن بودند که جامعه عناصر تمدّن ساز را بسان شریعت فریضه بدانند؛ هرچند این موضوعات به صورت خاص در دایره فروع دین نگنجند و عنوان فریضه شرعی بر آنان بار نگردد. به علاوه اهل بیت با زکات انگاری نقش های تمدّنی کوشیده اند تا ذهنیّت اکتفا به مسئولیت مالی، به عموم برخورداری های انسانی در بروز نقش های مثبت اجتماعی گسترش یابد.
۸۱۱۶۲.

تحلیل الاستراتیجیات الأیدیولوجیه للخطاب فی میمیه أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه علی ضوء نظریه فان دایک الاجتماعیه المعرفیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
تحلیل الخطاب النقدی هو نهج متعدد التخصصات یعترف باللغه کشکل من أشکال التفاعل الاجتماعی ویدرس ممارسه القوه من خلال اللغه. لطالما عکس الأدب النقدی توجهات وأفکار الشعراء الملتزمین وأنصار اضطهاد أهل البیت من خلال عرض مظلومیتهم والبراءه من أعدائهم. إن وجود الأحداث على الساحه الاجتماعیه والسیاسیه قد وفر الأرضیه لتواجد الشعراء فی هذا المجال. إحدی غرر القصائد التی خلدت فی تاریخ الشعر العربی هی میمیه الشاعر المبدع أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه التی أدانت بها الجرائم التی ارتکبها طغاه بنی العباس ضد أئمه العتره المحمدیه (ع). فمن هذا المنطلق، یتم وضع هذه القصیده الاحتجاجیه فی مجال الأدب النقدی، من حیث السیاق الاجتماعی والمحتوى والاستراتیجیات اللغویه؛ حیث تسمح للمحلل والناقد بالکشف عن العلاقه بین السلطه والأیدیولوجیا والخطاب فیها. لذلک، تحاول هذه المقاله تحلیل الأیدیولوجیات والآلیات اللغویه للخطاب فی هذه القصیده باستخدام طریقه تحلیل الخطاب النقدی مع الترکیز على نموذج فان دایک الاجتماعی المعرفی. إذ اتخذ شکل تحلیل الخطاب النقدی لدیه نهجًا مختلفًا عن الآخرین؛ حیث رکز على دور المعرفه فی تحلیل الخطاب النقدی والتواصل والتفاعلات الاجتماعیه. فنجح من خلال ربط المفاهیم الثلاثه للخطاب والمعرفه والمجتمع، أن یقوم بمثلث شکل أساس نظریته المتمیزه لتحلیل الخطاب النقدی. ومن أبرز النتائج التی توصلنا إلیها من خلال هذا المقال هی أن إبراز النقاط السلبیه للآخر فی القصیده أقوى بکثیر من إبراز النقاط الإیجابیه للأنا وهکذا خلقت عملیه الاستقطاب وخلق المسافه بین الذات والآخر.
۸۱۱۶۳.

بیان نمادین علم اجمالی بر پایه گزاره فصلی و عملگر معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
موضوع این نوشتار چگونگی تبیین نمادین علم اجمالی در دانش اصول می باشد. برای این منظور می باید بیان نمادین ما بتواند به خوبی خصوصیاتی از علم اجمالی را که در اصول فقه پیرامون آن ها بحث شده است، بازنمایی کند. ازاین رو پس از مقدمه و معرفی علم اجمالی به مبحث منجزیت و انحلال علم اجمالی اشاره می کنیم. در ادامه با مطرح کردن دیدگاهی که توسط برخی از پژوهشگران معاصر (محمود مروارید) در مسئله ماهیت علم اجمالی مطرح شده، خواهیم دید که براساس آن، متعلق علم اجمالی برحسب گزاره ای فصلی تبیین پذیر است. اما با توجه به پیش فرض مهم دیگری که در این دیدگاه مورد تایید ایشان قرار گرفته، ماهیت علم اجمالی و تفصیلی را یکی دانسته و تفاوت آن ها را صرفا در تفاوت متعلقشان می داند، نشان می دهیم که این دیدگاه نمی تواند مبنایی برای بیان نمادین علم اجمالی تلقی گردد و تمامی خصوصیات مورد انتظار از آن را در دانش اصول بازنمایی کند. به همین جهت با استناد به برخی از دانش وران اصول که علم اجمالی را ترکیبی از یک علم و دو جهل می دانند، صوری سازی مطرح در دیدگاه یادشده را تکمیل نموده و علم اجمالی را به صورت یک اطلاع (از گزاره ای فصلی) و دو عدم اطلاع (نسبت به مولفه های آن) نمادین می سازیم: همچنین نشان می دهیم که این بیان نمادین از علم اجمالی به خوبی ویژگی های موردنظر دانش وران اصول را در این مورد بازنمایی می کند.
۸۱۱۶۴.

نقش اهریمن باوری در جایگاه اجتماعی معلولان در ایران باستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۳
در گذشته معلولان جدای از سختی هایی که به طور طبیعی متحمل می شدند، قربانی باورهایی بودند که بیماری و نقص آنان را به نیرو های ماورایی منسوب می کرد. بسته به باور های موجود برای درمان معلولان، گاه به شکنجه آنان دست می زدند و چه بسا در جوامعی کشته می شدند. در ایران باستان، آفرینش بیماری و معلولیت به اهریمن نسبت داده می شد و این مسئله می توانست تأثیر مهمی در جهت دهی نوع نگرش جامعه به این دسته از انسان ها داشته باشد. هدف از این پژوهش نشان دادن نقش اهریمن در مقام آفریننده نقص و بیماری در تنزل جایگاه اجتماعی معلولان در ایران باستان است. و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که اعتقاد به اهریمن به عنوان منشأ نقص و بیماری، چه تأثیری بر نگرش جامعه راجع به معلولان داشت و چه محرومیت هایی را برای آنان به وجود می آورد؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای سامان یافته است. براساس یافته های این پژوهش، معلولیت، داغی اهریمنی خوانده می شد که براساس اسطوره ها آنان را از حق زندگی محروم می کرد. این نوع نگاه به معلولیت، نتایج سنگینی برای معلولان در پی داشت و نتایج آن در فقه و آیین های زرتشتی نمودار شد. با این نگاه، معلولان از حضور در برخی مراسمات دینی منع می شدند. سخت گیری های طاقت فرسا درباره پاکی آیینی، معلولان از به دست آوردن مناصبی مانند روحانیت و پادشاهی بازمی داشت و پذیرش آنان را در جامعه زرتشتی با مشکل روبه رو می کرد.
۸۱۱۶۵.

تقابل اطلاق و تقیید، اختلاف یا اتحاد آرای علما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
آرای مطرح شده در تقابل میان اطلاق و تقیید نشان از اختلاف علما دارد که دیدگاه هایی چون تقابل سلب و ایجاب، تقابل تضاد (با دو بیان مختلف) و تقابل عدم و ملکه را مطرح کرده اند. آیت الله خوئی بحث را در دو مقام ثبوت و اثبات دنبال کرده، ثبوتاً تقابل تضاد و اثباتاً عدم و ملکه را برگزیده است. در این مقاله با استناد به عرفی بودن مفهوم اطلاق و تقیید، اولاً در مقام ثبوت و در مقام اثبات، تقیید، وجودی و اطلاق، عدمی دانسته شده است. ثانیاً اختلاف علما در مقام ثبوت برطرف شده و با بیان دو نوع اطلاق تفهیمی (ذاتی-مراد استعمالی) و اطلاق احتجاجی (لحظی-مراد جدی) میان انظار اختلافی علما با حمل نظریه تقابل تضاد بر اطلاق تفهیمی و نظریه تقابل عدم و ملکه بر اطلاق احتجاجی همسویی پدید آمده است. ثالثاً در مقام اثبات با بیان صُوَر سه گانه، اختلاف به صورت سوم (جایی که تقیید ثبوتاً و به تبع اثباتاً امکان پذیر نباشد) انصراف یافته و با استناد به عرفی بودن و لفظی بودن دلالت مطلق و مقید، اثبات شده است که درصورت سوم، چه در تقسیمات ثانوی و چه اولی، اطلاقی در کار نیست، بلکه خطاب مهمل است؛ برخلاف نائینی که مهمل بودن خطاب را فقط نسبت به تقسیمات ثانویه و با تکیه بر استحاله تقیید به تقسیمات ثانوی بیان کرده است.
۸۱۱۶۶.

بررسی محتوایی آثار شیخ صدوق با محوریت عقل گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این پژوهش، بررسی محتوایی آثار حدیثی و کلامی شیخ صدوق با تمرکز بر مؤلفه های عقل گرایی در اندیشه و روش وی است. شیخ صدوق به عنوان یکی از برجسته ترین محدثان و متکلمان شیعه در قرن چهارم هجری، در آثار خود چون التوحید، کمال الدین، علل الشرایع و معانی الأخبار، تلاش کرده است تا آموزه های دینی را با تکیه بر احادیث اهل بیت (ع) تبیین نماید. با این حال، نحوه مواجهه او با عقل و نقش آن در تفسیر و تأویل متون دینی همواره محل مناقشه بوده است. در این مقاله، با روش تحلیل محتوا و بررسی نمونه وار از آثار او، جلوه های عقل گرایی و تعارض های احتمالی آن با گرایش حدیث محور شیخ صدوق مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که گرچه صدوق در ظاهر بر اصالت نقل تأکید دارد، اما در بسیاری از مواضع، به گونه ای گزینشی و عقل مدار به گزینش و تحلیل روایات می پردازد و در مواردی نیز برای دفاع از اصول اعتقادی، از استدلال های عقلانی بهره می برد. این پژوهش نشان می دهد که عقل گرایی در اندیشه شیخ صدوق نه در قالب عقل فلسفی، بلکه در چارچوب عقل حدیثی و در خدمت تبیین معارف دینی به کار گرفته شده است.
۸۱۱۶۷.

نسبت «عقل» و «خیر» در فلسفه فارابی (با نگاهی به کارکرد آن در رهیافت انسان پسامدرن)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۴
«عقل» در مجموعه آثار فارابی، به مثابه قوه ای از قوای نفس انسانی که او را از دیگر حیوانات متمایز می سازد، دارای جایگاهی بس رفیع است. مسئله پژوهش حاضر این است که عقل به این معنا چه نسبتی با «خیر» دارد و آیا چنین نسبتی می تواند نقشی در رهیافت انسان پسامدرن ایفا کند؟ فارابی در رساله فی العقل، شش اطلاق یا معنا را برای عقل در نظر گرفته است، اما آنچه از معانی عقل، در مبحث «خیر» و «خیرخواهی»، مدخلیت تام دارد، به ویژه معنای اول (تعقل به معنای کلی و تأمل نیکو در استنباط افعال خیری که شایسته عمل کردن هستند) و معنای چهارم (عقل عملی و ناظر به وجه اخلاقی) است. همچنین فارابی در رساله فصول منتزعه، نسبت عقل، فضیلت و سعادت را ترسیم می کند و در لابه لای مباحث خویش متعرض بحث از خیر نیز می شود. در این رساله، قوای نفس به ویژه عقل با فضیلت ها و سعادت انسانی نسبتی وثیق دارند و وصول به سعادت غایی، بالمآل، در گروِ کسب فضیلت های قوه ناطقه به ویژه «تعقل» و «عقل عملی» است. بااین حال، انسان پسامدرن، با چالش های عملی و انضمامیِ جدی روبه روست که از آن جمله می توان به برخی از «شرور خودخواسته» اشاره کرد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد عقلی نشان داده است که شرور خودخواسته بشری در دوره ما بالمآل معلولِ «جداسازی عقل و خیر» و «تغییر معنای این دو» هستند و نگره فارابی در نسبت عقل و خیر می تواند با از میان برداشتن این دو علت، معلول آن ها را تا حد قابل توجهی تحت کنترل انسان درآورد.
۸۱۱۶۸.

تحلیل فقهی و حقوقی تأثیر خسارات ناشی از عملکرد نادرست بانک بر دریافت کنندگان تسهیلات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
نظام بانکی به عنوان شریان حیاتی اقتصاد، در فرایند تخصیص منابع و اعطای تسهیلات، نقشی بی بدیل ایفا می کند. بااین حال، پیچیدگی عملیات و گستردگی تعاملات گاه منجر به بروز خساراتی برای دریافت کنندگان تسهیلات در اثر عملکرد نادرست نهادهای بانکی می شود. این پژوهش با هدف تبیین دقیق مبانی و حدود مسئولیت مدنی بانک ها در چنین شرایطی، در چهارچوب نظام فقهی امامیه و حقوق موضوعه ایران انجام پذیرفته است. پرسش اساسی که تحقیق حاضر در پی پاسخ به آن است، ناظر بر این مهم است که در صورت ورود زیان به تسهیلات گیرندگان به سبب عملکرد نادرست بانک، ارکان مسئولیت بانک چیست و با استناد به کدام مبانی و تا چه میزانی محقق خواهد شد؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مبانی فقهی و حقوق ایران، به واکاوی ماهیت قراردادهای تسهیلاتی متداول (مشارکت ، اجاره به شرط تملیک و جعاله)، تعهدات قراردادی ناشی از آن ها و ضوابط حاکم بر مسئولیت مدنی بانک ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مسئولیت بانک ها در قبال تسهیلات گیرندگان، عمدتاً تحت عنوان ضمان صاحبان تخصص قابل تحلیل است. در این میان، ضرورت تفکیک میان زیان به معنای فقهی آن (ورود نقص یا تلف مال موجود) و عدم النفع در تعیین قابلیت جبران خسارت مورد تأکید قرار گرفته است. قواعد فقهی بنیادین مانند ضمان ید، اتلاف و تسبیب، از ظرفیت شایان توجهی برای پاسخ گویی به چالش های نوین بانکداری برخوردارند. اعمال ترکیبی منعطف از نظریه های فقهی و حقوقی برای مواجهه با پیچیدگی های عملیات بانکی و تعیین دقیق مسئولیت ضروری است.
۸۱۱۶۹.

تأثیر تغییر ساختار فرصت میدانی بر انقلاب یاس در تونس (۲۰۱۱)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۹
انقلاب یاس تونس یکی از مهم ترین رخدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا در قرن حاضر بوده است. هدف مقاله، بررسی این رخداد با استفاده از مفهوم «ساختار فرصت میدانی» است. ساختار فرصت میدانی برآمده از ترکیب نظریه سنتی «ساختار فرصت سیاسی» و مفاهیم بوردیویی «میدان» و «انواع سرمایه» برای تحلیل همه جانبه تر جنبش های اجتماعی، با توجه به میدان های فرهنگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از داده های توصیفی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی -تحلیلی می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که تغییر در ساختار فرصت میدانی چه تأثیری بر زمینه ها و نتایج انقلاب یاس در تونس داشته است. فرضیه تحقیق حاضر آن است که تغییر در ساختار فرصت میدانی زمینه لازم را برای نقش آفرینی قشرهای حاشیه ای در میدان رسانه و هنر تونس فراهم آورد و به این ترتیب در شکل گیری انقلاب یاس مؤثر بود. نتایج نشان می دهد که مقطع انقلاب در تونس مرکز ثقل تغییرات بنیادین، نه فقط در ساختار فرصت سیاسی، بلکه در میدان فرهنگ و هنر تونس بوده است. درک این مسئله به ما کمک می کند تا الگوی جامع تری برای فهم جنبش های اجتماعی بسازیم و جایگاه مناسبی برای تأثیرات این دگرگونی ها که فراتر از سیاست در تمام جنبه های زندگی اجتماعی نمایان می شوند، در نظریه های جنبش های اجتماعی، مخصوصاً در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بیابیم.  
۸۱۱۷۰.

العدالة المؤسسة على الإيمان والنظام الإيماني(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
لکلّ حضارهٍ مؤشّراتٌ خاصه تُعبّر عن طبیعتها وتمیّزها عن سائر الحضارات. وعلى الرغم من ضروره وجود بعض المؤشّرات فی جمیع الحضارات، إلا أنّ هذه المؤشّرات، وإن تشابهت فی الظاهر، تختلف اختلافًا جوهریًا فی طبیعتها. ویُعدّ «النظام» من أبرز المؤشّرات الضروریه لبناء الحضارات واستمرارها، غیر أن طبیعه النظام فی کل حضاره تتحدّد بحسب طبیعه تلک الحضاره. ففی الحضارات المادّیه، تُعدّ «القوّه» منشأ النظام، ویُفرض النظام من خلال القانون والإکراه الاجتماعی. أمّا فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه»، فإن «الإیمان» هو الأساس الذی یُبنى علیه النظام. ویُقدّم القرآن الکریم «الحضاره التوحیدیه» بوصفها البیئه الأنسب لتکامل الإنسان وارتقائه. وتختلف طبیعه هذه الحضاره عن الحضارات المادّیه اختلافًا جذریاً، حیث تُنتج العناصر الإیمانیه طبیعه النظام فیها. ویُعرّف القرآن الکریم هذه العناصر الإیمانیه المکوّنه للنظام، ومن أبرزها «العداله». فالعداله فی الحضارات المادّیه لا تقوم على أساس إیمانی، بل یُنشئها الإنسان الخاضع لأهوائه. بینما العداله القرآنیه قد حدّد معالمها خالق الإنسان، وهی عنصر إیمانی بحسب القرآن. وتختلف العداله القرآنیه عن العداله المادّیه فی منشئها وطبیعتها وآثارها. تهدف هذه الدراسه إلى استنطاق الخصائص القرآنیه للعنصر الإیمانی «العداله»، بوصفه أحد العناصر القرآنیه المُنتجه لمؤشّر «النظام» فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه». وتتمحور إشکالیّه البحث حول طبیعه «العداله الإیمانیه» وکیفیّه ارتباطها بمؤشّر «النظام». ما الآلیّه التی تُحقّق بها العداله القرآنیه النظام فی المجتمع؟ تعتمد هذه الدراسه على المنهج الاستنطاقی الذی طرحه الشهید الصدر (رحمه الله)، فی دراسه طبیعه مؤشّر النظام من خلال شبکه الآیات المتعلّقه بالعداله، وبخاصه الآیه 135 من سوره النساء. وقد اعتبر الشهید الصدر، استنادًا إلى قول أمیر المؤمنین(ع): «ذلک القرآن فاستنطقوه»، أنّ الرجوع إلى القرآن الکریم لاستنباط النظریّه القرآنیه حول القضیه المطروحه هو المنهج الأمثل لفهم وتفسیر النصّ القرآنی. تتناول هذه الدراسه استنطاق مسأله «النظام» من خلال فهم طبیعه «العداله» کأحد العناصر الإیمانیه وتحدید موقعها فی القرآن الکریم. فالعداله تتشکّل فی سیاق العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان داخل المجتمع. وفی حین أن الحضارات المادّیه تعتمد على الرقابه الخارجیه التی یمارسها منفذو القانون البشری لإرساء نظامٍ قائم على القوه، فإن «الحضاره التوحیدیه للأمه» تُنتج نظامًا إیمانیًا من خلال الرقابه الذاتیه لدى الإنسان المؤمن. وکلّما ازداد الإیمان، وتکاثرت العناصر الإیمانیه فی بنیه المجتمع، ترسّخ النظام بشکل أوسع. فحضور العناصر الإیمانیه یُقلّل من الأنانیه الجسدیه، والاضطرابات الاجتماعیه، والفوضى، ویُعزّز من روح الإیثار والنظام الاجتماعی. وتُعدّ «العداله» من أبرز العناصر الإیمانیه المنتجه للنظام. فکلّما تعمّق الإیمان فی المجتمع، ازدادت العداله، و«العداله المؤسسه على الإیمان» بدورها تنتج نظامًا إیمانیًا. وتُعدّ الآیه 135 من سوره النساء من أهم الآیات التی تُبیّن خصائص «العداله المؤسسه على الإیمان»، حیث یقول تعالى: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنَ وَالْأَقْرَبِینَ، إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا، فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا، وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا». وتُظهر هذه الآیه أن إقامه العداله فی العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان یجب أن تتمّ حتى لو تعارضت مع المصالح الشخصیه أو العائلیه. وتُستنبط من هذه الآیه سبع خصائص جوهریه للعداله الإیمانیه: «الشمولیه»، و«الرقابه الذاتیه»، و«القیام الدائم»، و«الإخلاص»، و«الانحیاز للحق»، و«التحرر من الأهواء» و«التزام التقوى». بناءً على ذلک، فإن «العداله» فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، تتّسم بثمانی خصائص جوهریه: 1. العداله ذات منشأ إیمانی. 2. إقامه العداله واجبٌ عام، یشمل جمیع البشر الحقانیّین.3. تحقیق العداله وحفظها لا یقتصر على منفذی القانون فی المجتمع (الرقابه الخارجیّه)، بل یطبق الجمیع -کلّ بحسب درجه إیمانه- من خلال الرقابه الذاتیه على أعمالهم مستوى من العداله فی المجتمع. 4. العداله یجب أن تُقام بشکل دائم ومستمر، لا موسمی أو مرحلی. 5. یجب أن یکون الهدف من إقامه العداله أداء الواجب الإلهی بإخلاص تامّ لوجه الله تعالى. 6. یجب أن یکون الحق وتطبیقه معیارًا للعداله. 7. العداله یجب أن تُمارس أداءً للواجب الإلهی، وبعیدًا عن الأهواء والشهوات. 8. السعی إلى زیاده التقوى هو العامل الأساسی فی تحقیق النجاح المتزاید للعداله الإیمانیه. إن العداله التی تتحلّى بهذه الصفات تُنتج نظامًا یفوق النظام فی کل الحضارات المادیه. وکلّما ازداد «الإیمان» فی المجتمع، ازدادت «العداله المؤسسه على الإیمان»، وبالتالی ترسّخ «النظام الإیمانی». ویُعدّ کلّ إنسانٍ حقّانی مسؤولًا عن إقامه العداله فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، وتتناسب مسؤولیته مع درجه إیمانه؛ فکلّما ارتقى إیمانه، تعاظمت مسؤولیته فی ترسیخ العداله.
۸۱۱۷۱.

بازخوانی مفهوم «خیر عمومی» در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۶
در این مقاله بر پایه تحلیل نظری و بررسی متون فلسفی و سیاستی مرتبط با مفهوم «خیر عمومی»، به بازیابی مفهومی آن پرداخته شده است؛ ازاین رو، در ابتدا به بررسی ریشه های تاریخی این مفهوم و سپس به دیدگاه های نظریه پردازان معاصر مانند جان رالز، حسین، بوت و داگلاس توجه شده است. در نهایت، با استفاده از یک الگوی پنج مؤلفه ای، معیارهایی برای ارزیابی تعاریف ارائه شده است. این معیارها عبارت اند از: هنجاری بودن، زمینه استدلال عملی، معرفی امکانات خاص، ارجاع به گروه خاص منافع انتزاعی و ضرورت همبستگی اجتماعی. بر اساس این الگو، رویکردهای وحدت گرا، جماعت گرا و نظریه عدالت انصاف گرای رالز، به دلیل تأکید بر همبستگی اجتماعی، در ارائه تعریف از «خیر عمومی» موفق تر عمل کرده اند. در مقابل، رویکردهای فایده گرا، فردگرا و خودگرایی عقلانی، به دلیل عدم توجه به همبستگی و دغدغه متقابل، در این زمینه با نقایص جدی مواجه شده اند. در نهایت، این مقاله، «خیر عمومی» را به آن دسته از «امکانات عمومی» - اعم از مادی، فرهنگی یا نهادی - اطلاق می کند که اعضای یک جامعه، به منظور برآوردن تعهدی اجتماعی مبنی بر اینکه همه باید از «منافع عمومی» مشترک مشخصی مراقبت کنند، در اختیار دیگر اعضاء قرار می دهند.
۸۱۱۷۲.

تحلیل روایات بیانگر سختی و نفوذناپذیری مؤمن و نقش آن ها در الگوی افزایش مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی ناسالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
فشارهای اجتماعی ناسالم از جمله مسائل مبتلابه انسان هستند که بر اعتقادات، رفتارها و تصمیم گیری های اخلاقی اثر گذار می باشند. نحوه مواجهه با این فشارها در منابع دینی و روایات مورد توجه قرار گرفته است که یکی از آنها ،روایات «المومن اصلب من الجبل» است. هدف این پژوهش بررسی فقه الحدیثی این متون و تعیین نقش آنها در الگوی مقاومت اخلاقی انسان در برابرفشارهای اجتماعی ناسالم می باشد. روش تحقیق،شامل دو بخش فقه الحدیث عام،جهت فهم عمومی حدیث و فق الحدیث پیشرفته جهت فهم پیشرفته و مقصود اصلی معصوم می باشد.یافته های پژوهش نشان می دهد که آفرینش انسان به گونه ای بوده که پایداری یا ناپایداری او بر دینداری با ویژگی نفوذپذیری و نفوذناپذیری او بستگی دارد.یعنی پایداری بر اعتقادات ، کاملا تابع شخصیت فرد می باشد: چنانچه فرد از لحاظ شخصیتی فردی نفوذپذیر و نرم و منعطف باشد، در برابر فشارها ناپایدار بوده و اگر شخصیتی نفوذناپذیر و مقاوم داشته باشد، می تواند در برابر فشارها پایدار و استوار باشد.بنابراین برای پایدار ماندن بر اعتقادات در برابر فشارهای اجتماعی ناسالم باید بر روی نفوذناپذیری شخصیت تاکید داشته و آن را تقویت نمود.
۸۱۱۷۳.

بررسی نقش و تاثیر معماری اسلامی - ایرانی بر تربیت از ظهور دوره صفویه تا پایان دوره قاجاریه (مطالعات موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
مساجد و مدارس در تاریخ ایران، از جمله مهمترین مراکز آموزشی بوده اند و عملکرد آموزشی این مراکز همچنان ادامه دارد. توجه به سیرتحولات معماری آنان در گذر زمان به منظور پی بردن به تاثیرات تربیتی و مولفه های موثر در ساختار این مراکز و بهره گیری از تجارب در ساخت مدارس جدید و برنامه های درسی یک فعالیت علمی بسیار مفید است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر عناصر و مولفه های معماری مسجد- مدرسه ها و اثر ترکیبی آنها بر ابعاد تربیت است. روش این پژوهش، استفاده از مطالعه میدانی و مشاهده مولفه ها و عناصر معماری و مصاحبه با تعدادی از مدرسان و محصلین این مدارس با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، بررسی نقشه ها و طرح های سه بعدی و تکنیک های تحلیلی توصیفی است، تا چگونگی تاثیر گذاری مستقیم و یا غیر مستقیم مولفه ها و عناصر معماری مسجد- مدرسه ها و تاثیر ترکیبی این مولفه ها بر ابعاد مختلف تعلیم و تربیت مشخص گردد. نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیرات تربیتی خاص به لحاظ اعتقادی، معنوی و ارزشی، اجتماعی و تاریخی، هنری و زیبایی شناختی، اقتصادی و حرفه ای و علمی و فناوری درنگرش وباورها و رفتار افراد شاغل به تحصیل و تدریس در این مراکز دارند. و بدین لحاظ در معماری مدارس جدید باید به تاثیر این عناصر در نگرش، باورها ،اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای شاغلان به تحصیل و یا تدریس در مراکز آموزشی توجه شود. بویژه آنکه مدارس جدید به دلیل تاثیر پذیری از معماری غربی و فاصله گرفتن ازمعماری بومی، جنبه های تربیتی و هویتی خود را در ابعاد مختلف از دست داده اند و فضای آموزشی غیر معنوی را برای محصلین بوجود آورده است. علت این تفاوت ها را باید هم در نوع معماری مدارس قدیم و جدید جستجو کرد.
۸۱۱۷۴.

کارکردهای رواداری در تکامل انسان تمدن ساز از دیدگاه مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
در تمدن‌سازی اسلامی انسان مهم‌ترین اصل است. انسان‌ها از لحاظ استعدادها و توانایی‌های انسانی با هم متفاوت‌اند. وجود تفاوت در انسان‌ها ظرفیت‌های فراوانی در راستای تمدن‌سازی فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین نقش رواداری در تکامل انسان تمدن‌ساز از منظر مطهری، با رویکردی بینارشته‌ای ارتباط نظام‌مند بین دو متغیر «رواداری» با مؤلفه‌های پذیرش تفاوت‌ها، انعطاف فکری و گفت‌وگوی سازنده، و «تمدن اسلامی» با شاخصه‌های پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی و کاربست تفکر در همه عرصه‌ها را بررسی می‌کند. پرسش این است که: دیدگاه مطهری درباره کارکردها و چگونگی تأثیر رواداری بر تکامل انسان تمدن‌ساز چیست؟ در این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد تفسیری‌تحلیلی به این پرسش پرداخته‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رواداری در اندیشه مطهری از طریق فرآیندهای عقلانی‌سازی، انسجام‌بخشی، نوآوری علمی، اصلاح دینی و تعامل تمدنی، زمینه‌ساز حرکت انسان در مسیر تمدن‌سازی می‌شود و به‌ عنوان زیرساختی معرفتی، نه‌فقط در قالب فضیلتی اخلاقی، بلکه به مثابه ضرورتی تمدنی، مسیر تحقق تمدن اسلامی را هموار می‌کند.
۸۱۱۷۵.

نقشبندیه خالدیه در گروس: دامنه فعالیت ها، مراکز و کارکرد مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
طریقت نقشبندیه یکی از مهم ترین جریان های تصوف در جهان اسلام است که در کردستان بیش از همه با نام مولانا خالد شهرزوری (1193‒1242) شناخته می شود. کوشش های او سبب شد شاخه خالدیه در سرزمین های عثمانی و به ویژه کردستانِ سده سیزدهم گسترش یابد و در پی آن، این طریقت به یکی از جریان های مؤثر مذهبی و اجتماعی در منطقه تبدیل شود. با توجه به جایگاه ویژه گروس و بافت مذهبی آن، بررسی بازتاب های نقشبندیه در این ناحیه می تواند تصویری روشن از کارکردهای اجتماعی و اعتقادی این طریقت به دست دهد. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برخی داده های میدانی و روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه نقش رهبران و پیروان برجسته نقشبندیه در ناحیه گروس می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان سادات نقشبندی امروله با تأسیس خانقاه مدرسه و جذب عالمان و طالبان علوم دینی، در حفظ و تحکیم باورهای اهل سنت در روستاهای سنی نشین منطقه نقشی محوری داشتند. همچنین برخی شخصیت های وابسته، از جمله سید محمد الیاسی مشهور به اشرف الحکما، با ترکیب فعالیت های پزشکی و پیوندهای طریقتی، نفوذ اجتماعی این جریان را گسترش دادند. در دوره های متأخر نیز تبلیغات و فعالیت های چهره هایی هم چون خلیفه عباس رضایی، استمرار همان کارکردها را نشان می دهد. به طور کلی، یافته های پژوهش آشکار می سازد که طریقت نقشبندیه در منطقه گروس، فراتر از یک طریقت عرفانی، کارکردی اجتماعی مذهبی ایفا کرده و در بازتولید هویت سنی و دفاع از باورهای اهل سنت در این ناحیه نقش تعیین کننده داشته است.
۸۱۱۷۶.

بررسی انتقادی دیدگاه فخر رازی درباره شیوه و شرایط صدور فعل اخلاقی از انسان(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۹
فخر رازی دربارهٔ چگونگی صدور فعل اخلاقی از انسان دو دیدگاه متمایز دارد : او نخست به تعامل نفس و بدن ، و نقش قوا و ساختار جسمانی در صدور فعل اخلاقی اشاره کرده و در نظریهٔ دوم ، (نظریهٔ مراتب نفوس)، انسان ها را به سه دستهٔ «مقربین»، «اصحاب الیمین » و «اصحاب الشمال » تقسیم می کند که هر کدام ظرفیت ها و جایگاه اخلاقی متفاوتی دارند . مقربین ، غرق در معارف الهی و متصل به علم ریاضت روحانی اند ، اصحاب الیمین دارای استعداد حرکت به سوی کمال و علم اخلاق اند ، و اصحاب الشمال فاقد هر گونه قابلیت تحول اخلاقی اند . فخر رازی با تأکید بر ماهیت ذاتی و غیرقابل تغییر نفوس ، تغییر اخلاقی را برای برخی افراد ناممکن می داند که این دیدگاه با مفاهیم معاصر ضعف اراده و بی پروایی اخلاقی نیز ارتباط دارد ؛ اگرچه سخت گیری بیشتری دربارهٔ امکان تحول اخلاقی در پی دارد . او در اثبات تفاوت ماهوی میان نفوس ، تفاوت های اخلاقی کودکان را ناشی از تفاوت های ذاتی نفس آنها می داند و تأثیر بدن و محیط را ردّ می کند که البته ، به دلیل غفلت از عوامل ژنتیکی و پیشازادی ، تعمیم نادرست از تفاوت های رفتاری به تفاوت ماهوی ، کم توجهی به تأثیر محیط های ، مورد نقد قرار گرفته است . در این مقاله ، ضمن اشاره به خاستگاه عقلی و قرآنی دیدگاه فخر رازی ، به اهم نقدهایی که به نظریهٔ مراتب نفوس فخر رازی وارده شده ، پرداخته شده است . 
۸۱۱۷۷.

گونه شناسی و تحلیل تاریخی فعالیتهای علمی و آموزشی امام رضا(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
برخی از مورخین معتقدند که ائمه (ع)، به دلیل شرایط سخت سیاسی و تمرکز بر مبارزه با حاکمیت، آثار مکتوبی از خود به جای نگذاشته اند. پژوهش حاضر در پی اثبات این فرضیه است که امامان شیعه به ویژه پس از امام صادق(ع)، و در دوران امامت امام رضا (ع) نه تنها به مبارزه سیاسی پرداخته اند، بلکه در اوج تنشهای دوران عباسی، نقش حداکثری در پیشبرد علوم اسلامی ایفا کرده، میراث علمی غنی از خود به جا گذاشته و نظام آموزشی پویایی را پایه ریزی نمودند. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تاریخی با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و حدیثی دو مذهب شیعه و سنی انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد که دیدگاه انکارکنندگان فعالیت های علمی امام رضا(ع) فاقد پایه و اساس است؛ چراکه که آن حضرت علاوه بر تبیین ارزش آموزش و فعالیت های آموزشی گسترده در قالب برگزاری حلقه های درسی گسترده و شرکت در مجالس مناظرات علمی، دارای آثاری مکتوب همچون صحیفه الرضا، فقه الرضا و رساله ای در عقائد باعنوان محض الاسلام و ... بود و مهم ترین راه حفاظت از میراث حدیثی شیعه را در کنترل و ارزیابی آنها دانسته است.  
۸۱۱۷۸.

واکاوی تطبیقی تفاسیر روایی و فلسفی و عرفانی درباره حقیقت عرش الهی به عنوان مرتبه ای از عالم مجردات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۱۱
فهم ماهیت و کارکرد عرش الهی، چه در قوس نزول و چه در قوس صعود و چه در ارتباط خالق با خلق و چه در ارتباط خلق با خالق، یکی از معارف پرمعنا و مؤثر قرآنی و عرفانی است و آیاتی متعدد و روایات به این مهم پرداخته اند و مفسران، متکلمان و فلاسفه نیز دراین باره جست وجو کرده اند. هدف از این پژوهش، این است که در راستای اهداف و معارف قرآن کریم، با بررسی معنای واقعی عرش و جایگاه آن در حوزه جهان شناسی و خداشناسی و معارف الهی، به برخی ابهام ها مانند تفکر مشبهه و مجسمه درباره عرش پاسخی روشن دهیم. روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیلی است و دستاورد پژوهش، این است که عرش الهی، مرتبه واسط بین مرتبه ذات و مرتبه خلقی و حقیقتی از جنس حقایق غیبی و مرتبه ای از عوالم مجردات تام است و مراد از واقعیت عرش در قوس نزول و صدور کثرت از وحدت، تدبیر و مدیریت و ربوبیت الهی است که عرش در این جهت، به عنوان علم الهی و قلب انسان کامل نیز معنا می یابد.
۸۱۱۷۹.

خوانش اشاعره و ملاصدرا از آیه شریفه «وهوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ»: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
با مطالعه رویکردهای کلامی و فلسفی محرز می شود که متکلمان و حکمای اسلامی تبیینات متفاوتی از «معیّت» حق تعالی با خلق ارائه داده اند. اشاعره با توجه به مبانی خود، معیّت وجودی حق تعالی و مخلوقات را بر نتابیده و با ارائه تفاسیر مختلف از معیّت در آیه شریفه «و هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ»، نوعِ معیّت را معیّت علمی دانسته اند. حال آنکه از منظر ملاصدرا در این آیه شریفه هم معیّت علمی قابلیت طرح دارد و هم معیّت وجودی. متکلمان در تبیین معیّت علمی حق تعالی، از براهین اتقان صنع و برهان قدرت و اختیار بهره می گیرند. آن ها اغلب معیّت علمی خداوند را فرع بر قدرت او می دانند. در حالی که بر مبنای اصول حکمت متعالیه، معیّت فرع بر وجود و وجود نیز با علم مساوق است. معیّت علمی حق تعالی هم بر مبنای اصالت وجود وحدت تشکیکی و هم بر مبنای اصالت وجود وحدت شخصی، قابل تفسیر است. ملاصدرا در تبیین معیّت قیومیه حق تعالی با دیگر وجودات هستی، از قاعده بسیط الحقیقه و وجود رابط معلول و روایات دینی بهره می گیرد و رابطه نفس و بدن را بهترین مثال برای تقریر معیّت حق تعالی ذکر می کند. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی سعی بر این است که به بررسی و تحلیل آیه شریفه «و هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ» از دیدگاه اشاعره و ملاصدرا پرداخته شود و نقاط اشتراک و افتراق آن ها در این زمینه تبیین گردد. ملاصدرا در تبیین معیّت مطرح در این آیه شریفه، به معیّت علمی مطرح در اقوال متکلمان بسنده نمی کند، بلکه با طرح معیّت وجودی و قیومی، رابطه حق با خلق را تبیین می کند. بر مبنای احاطه قیومی، معلول خالی از وجود علت نیست و علت نزدیک تر از معلول به ذات معلول است.
۸۱۱۸۰.

اعتبار طرق تحمل حدیث نزد شیخ صدوق (با نگاهی بر طرق اجازه، مکاتبه و وجاده)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
در دوران متقدم روش های مختلفی برای دریافت حدیث وجود داشته است که از آن ها به شیوه های تحمل حدیث یاد می شود. در سنت اخذ حدیث، طریق تحمل در اعتبار حدیث مؤثر بوده است. اگرچه اجازه، مکاتبه و وجاده به عنوان طرق تحمل حدیث، از اعتبار پایین تری نسبت به سماع و قرائت برخوردار بوده، اما این طرق در آثار حدیثی شیخ صدوق به کار گرفته شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی کاربرد و اعتبار این سه طریق نزد صدوق را مورد مطالعه قرار داده تا پایبندی وی در ذکر طرق و تأثیرگذاری آن بر اعتبار روایات را نمایان سازد. نتایج حاصل شده از این پژوهش نشان می دهد که اجازه در دو نوع مطلق و مقرون با سایر طرق تحمل حدیث، از درجه اعتبار متفاوتی برخوردار بوده است و تنها اعتبار اجازه مطلق محل بحث است. صدوق به دلایل عدم دسترسی به شیخ یا عدم زمان کافی برای سماع حدیث، متوسل به روش های اجازه مطلق و مکاتبه شده است. وی در اکثر موارد با لفظ اخبرنا و قیود دیگر بر طریق تحمل غیرمعمول خود، تصریح کرده است. وی قائل به عدم اعتبار وجاده بوده و تنها در نسخه اصلی توقیعات با خط معصوم (ع) وجاده را معتبر دانسته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان