فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1-22
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان جامع ترین مکتب الهی همواره نسبت به روشنگری آحاد جامعه اهتمام داشته و در این راستا با تبیین مسائل مطرح در جامعه به تشکیل نظام فکری اسلام پرداخته است.یکی از موضاعات مهم در همه اعصار جایگاه زن می باشد و مباحث اسلامی نیز به این موضوع توجه داشته همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به این مهم پرداخته شده است.لذا نظر به اهمیت این موضوع در تشکیل نظام فکری و اثبات ارزشمندی زنان در مکتب اسلامی ضرورت دارد با بررسی منابع اسلامی به این مهم پرداخت.زین جهت این نوشتار با بررسی آیات قرآن کریم درباره زنان با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن می پردازد و در صدد تبیین ارزشمندی زنان در دین اسلام می باشد و به یافته هایی دال بر بی اهمیتی،هتک حرمت و عدم توجه به زنان در ملل پیش از اسلام و توجه به ارزشمندی زنان بعد از ظهور اسلام با مصادیقی همچون نقش موثر زنان در تحکیم و پایداری جامعه،برابری زنان و مردان در اندیشه تفکری اسلام،نگاه ویژه اسلام به زنان با تشریع احکامی خاص درباره آنان و توصیه به چگونگی برخورد با زنان دست یازید.
مفهوم سازی جهاد در قرآن کریم و تمایز معنایی آن با قتال (با تأکید بر آیه 73 سوره توبه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهاد» و «قتال» دو مفهوم قرآنی هستند که معنای مبارزه، جنگ و ستیز را تداعی می کنند. از طرفی، قرآن کریم با ساختار ویژه خود، از به کاربردن هر مفهومی، مقصودی ویژه را دنبال می کند و به راحتی نمی توان هر مفهومی را به جای مفهوم دیگر به کار گرفت. پژوهش حاضر، با روشی تحلیلی انتقادی و با رویکردی قرآن محور، سعی می کند «مفهوم سازی» قرآن در بحث جهاد را بهتر نمایان کند و در مواردی به نقد و بررسی آرای مفسران نیز اشاره کند. یک سویه بودن مفهوم جهاد، مکی و مدنی بودن آن، به کارگیری لفظ مجاهد، پیوند جهاد با هجرت، بی حدومرز بودن آن و موارد دیگر، حکایت گر مفهوم سازی ویژه قرآن در مقوله جهاد هستند. نتایج نشان می دهد به کارگیری این مفهوم در بافتار قرآنی آن به منظور خاصی صورت گرفته است؛ بنابراین، می توان در آیاتی که فضای جنگ را نیز ترسیم می کنند، مفهوم جهاد را به معنای نوعی «مبارزه» در نظر گرفت که هر فعالیت و کنش و واکنشی را شامل شود و از طرفی، با توجه به بار ارزشی و اسلامی آن، تمام مقدمات لازم جهاد تلقی شوند؛ بنابراین، هر تلاش خالصانه ای از جانب مسلمانان برای هر گونه رویارویی با مشرکان و منافقان و در صورت نیاز، پیکار با مشرکان و در یک کلام، هر نوع مبارزه ای که بتواند «فی سبیل الله» باشد و از «صد عن سبیل الله» ممانعت کند، جهاد قرآنی است؛ چنان که قتالی که این گونه باشد، مصداق جهاد است.
تفسیر تاریخی -تطبیقی «أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْض» ( احزاب: 6)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت «وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ...» در آیه ششم سوره احزاب در طول تاریخ تفسیرهای گوناگونی یافته است. این پژوهش شش دیدگاه تاریخی درباره دلالت این آیه را بررسی می کند: (۱) برخی آن را ناسخ ارث بردن به واسطه هجرت و ایمان و دال بر ارث خویشاوندان دانسته اند؛ (2) گروهی، بدون پذیرش نسخ، آیه را بیانگر ارث خویشاوندان و تبیین کننده مادر بودن همسران پیامبر تفسیر کرده اند؛ (3) عده ای بر این باور رفته اند که آیه بر این دلالت دارد که یکی از شرایط جانشینی پیامبر قرابت با اوست؛ ۴) دیدگاهی دیگر شرایط جانشینی را ایمان، هجرت و قرابت می شمارد؛ (5) برخی از آیه معنایی عام برداشت کرده اند که هم شامل ارث و هم شرایط جانشینی می شود؛ (۶) نظریه ای نیز آیه را، براساس دیدگاه استعمال لفظ در بیش از یک معنا، هم دال بر ارث و هم دال بر ولایت می داند. این پژوهش، با روش تفسیر تاریخی تطبیقی، دیدگاه های مذکور را واکاوی کرده و با توجه به قرائن موجود، به این نتیجه رسیده دیدگاه ششم به واقعیت نزدیک تر است.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.
واکاوی مسئله شناخت در اندیشه صدرالمتالهین با تاکید بر مباحث روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
91 - 120
حوزههای تخصصی:
ماهیت شناخت در فلسفه متعالیه شناخت پدیده و مفهومی است که قابل استفاده در حوزه علمی، عملی و عینی مدنی است. در فلسفه صدرالمتألهین شناخت و منابع شناخت دارای مراتب اند. با لحاظ نگاه عرفانی، مراتب شناخت در حکمت متعالیه به ترتیب اعم از حقیقت، شریعت و طریقت است. ملاصدرا خودش را در یک روش خاص محصور و محدود نمی سازد و از روش های متفاوت بهره می برد، چه این روش ها را سبیل بنامیم یا کثرت گرایی روشی و آن را بحثی در حوزه میان رشته ای تلقی کنیم. از منظر ملاصدرا ادراکات حسّی جزئی بر ادراکات عقلی کلّی تقدّم دارد. اگر ادراکات حسّی جزئی در کار نباشد، عقل به درک کلیّات، اعم از تصوّری و تصدیقی، و بدیهی و نظری قادر نخواهد بود. از دیدگاه صدرالمتألهین، آگاهی حسّی و ادراک محسوسات، منشأ پیدایش تصوّرات اولیّه و ادراکات ابتدایی بشر است. شایان ذکر است که ادراک هر کس نسبت به خودش، بر همه ادراکات مقدّم است، ولی این ادراک را باید از جمله ادراکات حضوری دانست.
بررسی تحلیلی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
125 - 140
حوزههای تخصصی:
عواطف یکی از مهم ترین ساحت های شخصیت انسانی محسوب می شود. ما در این پژوهش با روش تحلیلی به بررسی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه پرداخته و به این نتیجه رسیدیم که عواطف از یکسو ماهیت شناختی دارند و مبتنی بر لذت و الم و ادراکِ امر منافر و موافق طبع تعریف می شوند و ازدیگرسو، از قوای تحریکیِ زیرمجموعه ی قوه ی شوقیه، یعنی شهوت و غضب تأثیر می پذیرند و ماهیت تحریکی دارند. تجمیع دو رکن ادراکی و تحریکیِ عواطف، بر عهده ی عقل عملی است که به واسطه ی قوه ی وهم انجام می شود. خیال با خوانش ملاصدرا یک قوه ی فعال در ایجاد صور و ادراکات است و در شکل گیری، تثبیت، تقویت و یا تضعیف عواطف نقش کلیدی بر عهده دارد. اگر خیال را یک ساحت نفسانی بدانیم، در این صورت، قوه ی واهمه غیر از ساحت خیال نیست و مبتنی بر مرتبه ی نفس انسانی است. قوه ی واهمه در همان درجه تجلی پیدا می کند و واهمه ای خیالی و یا عقلی می گردد و متناسب با مرتبه ی وجودی اش، عاطفه ها را می سازد، پرورش می دهد و مدیریت می کند. ازاین رو تربیت هر کدام از این قوای زیرمجموعه ی عقل عملی، می تواند عواطفی متناسب با این وضعیت را برای فرد ایجاد کند.
کاربست قرآن کریم در اصول و بایسته های اخلاق حرفه ای سازمان های اطلاعاتی دین محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
11 - 23
حوزههای تخصصی:
بی تردید سازمان های اطلاعاتی نقش محوری و تعیین کننده ای در تأمین و حفاظت از امنیت را بر عهده دارند. لیکن آنچه که سبب کارایی این سازمان ها می شود، نظام اخلاقی حاکم بر این سازمان هاست. هدف از این پژوهش، شناسایی و معرفی اصول و بایسته های اخلاق حرفه ای سازمان های اطلاعاتی از منظر قرآن کریم می باشد. پژوهش پیش رو که با رویکرد کاربردی توسعه ای و با روش توصیفی تحلیلی به رشته تحریر درآمده است، با استفاده از منابع و اسناد کتابخانه ای و اینترنتی و با تکیه بر آیات قرآن کریم به استخراج اصول و بایسته های اخلاق حرفه ای سازمان های اطلاعاتی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم با تأکید بر اصول چهارگانه «عدالت»، «آزادی»، «کرامت انسانی» و «امانت داری»، رهنمودهای فراوانی همچون «عمل بر طبق احتیاط»، «اعزام مخبر»، «عمل به یقینیات و اعتماد به مردم»، «نگرش خدماتی و توحیدی به فعالیت های اطلاعاتی»، «اهتمام به سلامت دستگاه محاسباتی عوامل سازمانی»، «احترام به حریم خصوصی آحاد جامعه دینی» و «اجتناب از تجسس و ظن»، در نظام اخلاق حرفه ای سازمان های اطلاعاتی دارد.
واکاوی نظریه زایش نفاق منسجم در حکومت اسلامی (با تأکید بر حکومت نبوی صلّی اللّه علیه)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
130 - 148
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درباره فهم مسئله مهم نفاق منسجم یا سازمانی است؛ پدیده ای که در بسیاری از رخدادهای مهم تاریخ اسلام مؤثر بود و حتی توانست بر شیوه و چگونگی حکومت پس از رحلت رسول خدا| بیشترین تأثیر را داشته باشد. نفاق منسجم یا سازمانی به اندازه ای مهم است که بسیاری از آیات قرآن و روایات، درباره وقوع آن، به مسلمانان هشدار داده اند. ازجمله یافته های این مقاله آن است که نفاق در دو ساحت فردی و سازمانی، فقط در جامعه اسلامی واقع می شود؛ اما در ساحت فردی، در همه زمان ها و مکان ها وجود داشته و دارد و اختصاص به شرایط خاصی ندارد؛ ازاین رو در این مقاله، به نفاق در ساحت فردی توجه چندانی نشده است. نفاق منسجم یا سازمانی بر اساس ایده این پژوهش، فقط در ساحت اجتماعی و در حکومتی شکل خواهد گرفت که رهبری آن معصوم و یا عادل باشد. بنابراین شناخت چرایی زایش و چگونگی گسترش نفاق بَراَنداز در حکومت اسلامی، ایده این مقاله است. در این پژوهش، از شیوه کتابخانه ای و به صورت تحلیلی - توصیفی استفاده شده است.
دِرنگی درباره تبعیت احکام از مصالح و مفاسد (مطالعه موردی: گزارش محمد بن سنان از امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
167 - 193
حوزههای تخصصی:
اشاعره وجود اغراض و غایات را به کلی در افعال الهی منتفی می دانند، اما عدلیه بر این باورند که احکام شرعی، تابع مصالح و مفاسد واقعی است؛ بنابراین شارع مقدس، از پسِ جعلِ احکام، اغراض و مقاصدی را دنبال می کند. پرسش مهمی که در اینجا مطرح شده این است که آیا مصالح و مفاسد، الزاماً در متعلق تکالیف نهفته یا اینکه اصل تکلیف می بایست دارای مصلحت و مفسده باشد ولو اینکه متعلّق تکلیف، فاقد ملاک باشد؟ مشهور، بحث را به گونه ای ارائه کرده اند که وجه اول را تایید می کند. در مقابل، برخی معتقدند تکلیف باید مشتمل بر ملاک باشد. این ملاک می تواند در متعلق امر و نهی یا خود امر و نهی قرار داشته باشد. پرسش دیگر این است که آیا در این گزاره که عقل بشر، قادر به درک ملاکات احکام نیست تا بر پایه علل مستنبط و کشفیات ظنی، به تعمیم و تخصیص حکم بپردازد، هیچ تمایزی میان عبادات و معاملات وجود ندارد؟ در این پژوهش به روش تحلیلی کوشیده شده با تأمل در مقتضای خبر محمد بن سنان از امام رضا (ع) با مفروض انگاشتن اعتبار سندی و نیز فارغ از ادله عقلی و نقلی دیگر، پاسخی برای دو پرسش مذکور ارائه شود. مقتضای خبر مذکور، آن است که متعلّق حکم، نه صرفاً نفس تکلیف می بایست مشتمل بر مصلحت و مفسده باشد. ضمن آنکه ناتوانی عقل برای کشف مناطات احکام، مختص به احکام عبادی است.
الحب في شعر "عبد الوهاب البياتي"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
337 - 365
حوزههای تخصصی:
عبد الوهاب البیاتی شاعر الوطن والمنفى، وشاعر الحب والسیاسه، وشاعر الحریّه والالتزام، له عوالم واسعه ومثمره ناتجه عن معاناه طویله فی الوطن والمنافی والتی تعرف فیها على کبار الشعراء من مختلف أنحاء العالم، هاجر وتنقل إلى بلدان کثیره وکانت المنتدیات الثقافیّه والأدبیّه تحاوره وتحتفی به أینما حلّ، کان شاعراً حقیقیّاً یجسّد الواقع ویرفض الاحتواء ویعتبره خطراً ولا یحصر نفسه فی مکانٍ أو زمانٍ معین، ولا یضع لنفسه سلاسل ولا قیود تعیق کتابته، ولا یرى شیئاً غیر ممکن أو مستحیلاً، ولا ینتمی لمدرسه شعریّه أو اتجاه أدبیّ معیّن، فهو لا ینشد الشعر فحسب وإنما یبحث فی شعره عن وسائل الخلاص للإنسان، فهو شاعر المنافی والفقراء والبحث عن البقاء. یهدف هذا المقال إلى تسلیط الضوء على الجانب العاطفیّ للبیاتی والذی فیه نوع من الغموض، وذلک بالاعتماد على کتاباته وشعره وبعض الدراسات والبحوث الرصینه التی أقیمت حوله باستخدام الأسلوب التحلیلیّ والوصفیّ. وقد توصّلنا إلى أن حب البیاتی للوطن امتزج مع حبه للحبیب وکان بالنسبه له أی فصل بینهما یعد بمثابه جریمه قتل للآخر، وغیاب الحبیبه جعله یجود العالم بحثاً عنها وأیّ مکان یجدها فیه فهو وطن له، فکان له حبّ أزلی والذی کان فی وطنه الأول، لکن صوره تعدّدت بعدها؛ لأن الحب عنده هو جوهر الوجود فالفاعل یبقى هو هو أما الصور فتتغیر، وهذا ما جعله یطوف على أبواب مدینته وأبواب مدن العالم بحثاً عمن یحب.
Explaining the Purposiveness of the Stories of the Divine Prophets in the Qur'an and the Old Testament(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
92 - 131
حوزههای تخصصی:
The stories of the Prophets ( Qaṣaṣ al-Anbīyāʼ ) in the Qur'an and the Old Testament (OT), while seemingly narrating shared figures, reflect two distinct conceptual frameworks at the level of structure, function, and message. This article employs a comparative approach to examine the fundamental differences between these two texts in narrating the Prophets' stories. It demonstrates that the Qur'an presents these narratives as a tool for individual spiritual development, social reform, and the realization of Divine Laws (Sunan Ilahi) in history. In contrast, these stories in the OT are predominantly ethnocentric, historical, and confined to the fate of the Israelites. In the Qur'an, the Prophets are universal models for combating oppression, inviting to Monotheism, and establishing a Monotheistic Nation; whereas in the OT, they often function as tribal leaders or local advisors. These differences have profound implications in the educational, theological, and civilizational spheres, such that the Qur'anic stories have served as a civilizational and epistemic pillar of the Islamic world, shaping the Ummah system and its universal values. Conversely, the OT's perspective on these stories largely serves to establish ethnic and territorial identity. The present article uses a descriptive-analytical method, analyzing the content of the Holy Qur'an and the Old Testament, to investigate this distinction and its functions across social, historical, and doctrinal dimensions. In the Qur’an, prophets are introduced as universal exemplars—leaders in the struggle against injustice, advocates of monotheism, and architects of a unified, God-conscious community. In the Hebrew Bible, however, prophets typically function as tribal leaders or local moral reformers. These divergent portrayals carry far-reaching implications in theological, educational, and civilizational domains. Qur’anic prophetic narratives, as a foundational epistemic and civilizational component of Islamic thought, have played a pivotal role in shaping the vision of a global ummah and its ethical values. In contrast, the Hebrew Bible’s rendering of prophetic stories serves predominantly to affirm national and territorial identity. This article employs a descriptive-analytical method, using content analysis of the Qur’an and the Hebrew Bible, to investigate this structural and functional divergence and its ramifications in the social, historical, and doctrinal dimensions.
تحلیل گزاره های تربیتی اعتقادی گفت وگوی خداوند و حضرت موسی(ع) در تفاسیر فریقین (مطالعه موردی: تفسیر نمونه، من وحی القرآن، فی ظلال القرآن و التفسیر الواضح)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
49 - 60
حوزههای تخصصی:
داستان قرآنی تکلم خداوند با حضرت موسی در وادی طوی، دارای محتوای تربیتی ناظر به اصول اعتقادی توحید، معاد و نبوت است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای تفاسیر منتخب فریقین با رویکرد تربیتی اجتماعی (تفسیر نمونه و من وحی القرآن از شیعه و فی ظلال القرآن و التفسیر الواضح از اهل سنت)، به تحلیل برجسته ترین نکات تربیتی اعتقادی داستان مذکور می پردازد. بر مبنای نتایج آن، می توان محتوای داستان مذکور را بر اساس اهداف تربیتی «شناخت نقش ابتلائات در استمرار تربیت و هدایت انسان توسط خداوند»، «پی بردن به لزوم اعتماد قلبی به قدرت مطلق و حکمت خداوند» و «پی بردن به التزام به عبادت خداوند با اذکار و اعمال در مسیر تربیت و هدایت الهی» ناظر به اصل توحید، اهداف «شناخت علت مخفی نگه داشتن زمان قیامت» و «پی بردن به منشأ انکار قیامت و لزوم پرهیز از متأثر شدن از منکران آن» ناظر به اصل معاد و اهداف «پی بردن به برطرف شدن تمام کمبودهای انبیاء توسط خداوند جهت موفقیت در تربیت انسان ها» و «پی بردن به نتیجه دعوت انبیاء» ناظر به اصل نبوت تبیین کرد.
بررسی کارکرد لایه واژگانی در نهج الفصاحه برپایه سبک شناسی لایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
197 - 214
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای تحلیل و تفسیر باریک بینانه ای از متون را در اختیار می نهد. در میان لایه های چندگانه یک متن، لایه واژگانی کاربردی ترین لایه ای است که سبک و به تبع آن معنای مورد نظر گوینده یا نویسنده را باز تاب می دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و آماری سبک شناسی لایه ایی احادیث و خطبه های پیامبر(ص) درنهج الفصاحه را واکاوی و زیبایی جنبه های زبانی آن را بیان نموده است. نتایج نشان می دهد که کارکرد واژه ها در کلام و سیاق حاکم بر احادیث و خطبه ها معانی مورد نظر پیامبر(ص) را به خوبی افاده نموده اند، طوری که واژه یا سیاق دیگر نمی تواند آن معانی را با همان کیفیت بیان کند. بسامد واژه ها در مجموع انتزاعی ولی درصد آن در دو مقوله مذکور متفاوت است، در احادیث 37/65 و در خطبه ها 51/67. این نسبت بیانگر ذهنی بودن سبک حاکم بر احادیث و خطبه هاست. در احادیث ارجاع ضمنی و در خطبه ها ارجاع صریح بیشتر است و همین جنبه ادبی احادیث را نسبت به خطبه ها بیشتر کرده است. نیز بسامد بالای واژگان بی نشان سبک این دو را رسمی نموده و جنبه های اعتقادی، تربیتی و اخلاقی محتوا را بر جسته و تأثیر گذاری کلام را به کمال رسانده است.
الأساليب الطلبية ودلالاتها في ديوان بلبل الغرام الكاشف عن لثام الانسجام للحاجري(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
167 - 190
حوزههای تخصصی:
یوظّف الشعراء عادهً الأسالیب الطلبیه فی أشعارهم، للتعبیر عما یساور نفوسهم من مشاعر وأحاسیس؛ وذلک أنّ الطلب یعطی ارتفاعاً فی إیقاع النص، لیجلی عن انفعالات الشاعر، ویوصل خلجات نفسه إلى المتلقی؛ وبذلک، فإنّ لتوظیف الأسالیب الطلبیه فی شعر کل شاعر دلالاتِه. وقد نهض علم المعانی بمهمه دراسه دلالات هذه الأسالیب، وتبیین الوظائف المجازیه التی تؤدّیها، ودراسه المعانی الخفیه وراء الألفاظ المذکوره. وإنّ الجمله الإنشائیه هی إحدى الأسالیب الأکثر توظیفاً فی الکلام العربی، بحیث شکّلت أسلوباً کلامیّاً. وینقسم هذا الأسلوب إلى قسمین: الأسلوب الطلبی، والأسلوب غیر الطلبی. تهتمّ هذه الدراسه بمعالجه الأسالیب الطلبیه من أمر، ونهی، واستفهام، ونداء، وتمنٍ، متخیّراً دیوان بلبل الغرام الکاشف عن لثام الانسجام لحسام الدین عیسى بن سنجر بن بهرام المعروف بالحاجری (ت ۶۳۲ﻫ)، أنموذجاً تطبیقیاً للدراسه، لما فیه من أسالیب جمیله تکشف عن قدره الشاعر الإبداعیه، ومهارته فی تصویر الأسالیب الطلبیه الإبداعیه. تهدف هذه الدراسه إلى دراسه الأسالیب الطلبیه فی شعره وتحلیلها، للوقوف على مدى شاعریته، وقدرته التعبیریه التی هیأت له مجالاً واسعاً یؤدّی أفکاره، ویوصل مشاعره للمحبوبه أولاً، ولمخاطبه ثانیاً. وإنّ أهمیّه هذا البحث تتأتّى من أهمیه الدراسات الدلالیه ودورها فی الکشف عن مقدره الشاعر اللغویه فی إیصال المعنى والتعبیر عما یجول فی النفس، وکذلک مقدرته على إثاره انفعال المتلقی. ونستطیع أن نقول إنّ أهمیه البحث تبدو واضحه من خلال تطبیق الدراسه على شعر الحاجری، ولفت الانتباه إلى جمالیه شعره وجده الخوض فی دراسه شعره من هذا الجانب، کما أُجری البحث بالاستناد إلى المنهج الوصفی التحلیلی الذی یعتمد أدوات مختلفه، هی ملاحظه الأسالیب الطلبیه فی الدیوان، واستقراؤها، وجمعها، وتصنیفها حسب نوعها ثمّ تحلیلها. لقد اتبع الباحث الدلالات التی وظفها الشاعر فی خطابه اللغوی، حتى یوصل رسالته الجمالیه إلى المتلقّی، وتبیّن له أنّ الأسلوب الطلبی استُعمِلَ بکثره، وجاءت الجمله الندائیه فی المرتبه الأولى، ثم تلیها الجمله الفعلیه التی فعلها أمر، ومن ثم الجمله الاستفهامیه، وفی المرتبتین الأخیرتین، جاءت جمله النهی والتمنی.
مقایسه ماهیت فلسفه و رویکرد تطبیقی آن از منظر علامه طباطبایی، دکتر حائری یزدی و دکتر فلاطوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
121 - 148
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، مقایسه ماهیت فلسفه و رویکرد تطبیقی آن با تاکید بر آراء علامه طباطبایی، دکتر حائری یزدی و دکتر فلاطوری است که با روشی مقایسه ای، ضمن پردازش اولیه در توصیف دیدگاه سه اندیشمند و جستجوی تمایزات و تشابهات، به پردازش ثانویه و تبیین آنها در فلسفه تطبیقی توجه نموده است. وجه پیشاتطبیق در انتخاب اطراف سه گانه تطبیق، آن است که سه اندیشمند در عین اعتقاد به اصالت تراث حکمی سنتی، به گشودن پنجره به سوی دیگری فلسفی و معاصرت آن میراث اندیشیده و البته در مواردی متمایزند که بررسی آنها می تواند رهگشای فلسفه تطبیقی در ایران باشد. یافته ها حاکی از آن است که آنها در ارائه خوانشی نوین و احترام و ارتباط با دیگری های فکری به شکل گفتگوی فلسفی و طرح فلسفه پویا و جامع، مشترکند اما در نوع ارتباط با فلسفه غرب، دغدغه دینی یا فلسفی و تلقی از ماهیت علم بایکدیگر متمایز بوده تا آنجا که برخی فیلسوف تطبیقی با رویکرد فرافرهنگی و برخی مانند استاد فلاطوری بیشتر گرایشات میان فرهنگی دارند. استقبال معرفتی از دیگری های فلسفی و ارزیابی عقلانی در مقایسه، اخذ رویکرد پویا و روش اجتهادی، حفظ بی طرفی روشی و عدم قداست بخشی به فیلسوفان و مکاتب سنت خودی و پرهیز از شخصیت پرستی، نکات مهم آراء این اندشمندان در تداوم و تکامل فلسفه تطبیقی معاصر است. البته گسترش دامنه شکار مسائل و توجه به موضوعات نوین انضمامی، توسعه طرفین مقایسه در افکار فلسفی غرب و شرق دور، حفظ تواضع معرفتی و پرهیز از تمایزطلبی صرف، از نکات ترمیمی مهم در فلسفه تطبیقی کنونی است.
از نگاه عربی: متفکران معاصران ایران و جهان عرب (1) داریوش شایگان: از خاطره ازلی تا هویت چهل تکه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
185 - 219
حوزههای تخصصی:
داریوش شایگان، فیلسوف و نویسنده و متفکر برجسته ایرانی، از مهم ترین چهره های فکری معاصر بود که زندگی اش را وقف آموختن علوم و فرهنگ های مختلف و تأمل در هویت شرقی و نقد سنت و تجدد کرد. او در فضایی چندفرهنگی و چندزبانه پرورش یافت و با نگاهی تطبیقی میان حکمت اسلامی و عرفان شرقی و فلسفه مدرن غربی پل زد. شایگان ابتدا با ستایش سنت های شرقی شناخته شد، اما در ادامه به نقد بنیادین آنها و ضرورت عقلانیت انتقادی و مدرنیته پرداخت. آثار او تلفیقی است از بینش عرفانی و دغدغه های هویتی و واکاوی نسبت شرق و غرب. مقاله حاضر نوشته متفکر عراقی استاد دکتر عبدالجبار رفاعی است. رفاعی در این مقاله تلاش کرده است در هفت بخش، مؤلفه های اصلی اندیشه های شایگان را بررسی و به مخاطب جهان عرب معرفی کند. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی ترجمه شده است.
The Representation of Joseph and Zulaikha's Privacy in Abrahamic Traditions and Its Reflection in Painting Art(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
227 - 260
حوزههای تخصصی:
The story of Joseph and Zulaikha is one of the most frequent stories in Muslim culture, and to a lesser extent, among Jews and Christians. This article uses a comparative analysis method, first presenting the story as narrated in the Old Testament, then examining the additions and embellishments made by Jews. Following that, it reviews the Quranic narrative and subsequent retellings by authors of the Qaṣaṣ al-Quran (Stories of the Quran) and some commentators. The two narratives, specifically the Torah and Quranic versions, and more broadly, the Jewish and Islamic ones, are then briefly compared. Next, the representation of Zulaikha's character and her adventures with Joseph in Jewish-Christian and Muslim art are analyzed comparatively using an iconological approach. In the works of Western painters, the focus is primarily on Joseph's rejection of Zulaikha's advances, and the inspiration from the Torah narrative is clearly evident. In Muslim miniatures, two events, Joseph's escape from Zulaikha and Zulaikha's banquet to change the judgment of the Egyptian women, have received more attention than other events. Although other events, such as the reunion of Joseph and Zulaikha, have also been a focus for some Islamic artists, these events are inspired by the poems of Persian poets, especially Jami. In the works of Western painters, mainly, the part related to the rejection of the request of illegitimate relationship by Yusuf is taken into consideration and the inspiration of the Torah narrative is clearly evident. Among the works of Muslim artists, the two themes of Yusuf's escape from Zuleikha and the establishment of the famous Zuleikha party to change the judgment of Egyptian women have received more attention than other events.
مطالعه تطبیقی نظریه سهروردی با نور در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تطبیق نظریه سهروردی با نور در قرآن انجام شده است. همچنین به دنبال ارائه چارچوبی نوین برای تطبیق نظریات فلسفی با قرآن است. برای دستیابی به این هدف، یک فرایند چهارمرحله ای اجرا شد. در گام اول، با رجوع به آثار سهروردی، دستاورد حکمت اشراق در قالب یک گزاره مبنایی و اساسی تعیین شد. در گام دوم، ضمن مطالعه پیشینه موضوع، نحوه بهره برداری سهروردی از مصادیق نور در قرآن بررسی شد. در مرحله سوم، گزاره منتخب و آیات متناظر با آن بررسی و تحلیل شد. مرحله آخر با تطبیق و تحلیل گزاره منتخب با شبکه مفهومی «نور» در قرآن به سرانجام رسید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نخست، سهروردی بنیان مکتب اشراقی خود را براساس قرآن طراحی نکرده، ولی ادبیات این نظریه وامدار قرآن بوده؛ ازاین رو از آیات قرآن به صورت ذوقی، تلمیح و استشهاد بسیار بهره برده است. دوم، در قرآن واژه «وجود» به خداوند اطلاق نشده و قرآن نقشی ویژه برای صفت نور در میان سایر صفات الهی رقم زده است؛ بنابراین می توان نور بودن خداوند برای آسمان ها و زمین، یعنی کل گیتی، را با تعبیر «نورالانوار» سهروردی تطبیق داد.
بررسی مقایسه ای فرجام شناسی در اسلام و هندو با تأکید بر مکتب فلسفی یگه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
131 - 150
حوزههای تخصصی:
فرجام شناسی از جمله عقاید مهم همه ادیان است که بخشی از آن ناظر به عاقبت انسان پس از مرگ می باشد. یکی از آیین هایی که رویکردی قابل توجه در این زمینه دارد، آیین هندوست که شامل شش مکتب فلسفی است و یوگا یک مکتب از آن است . این مکتب شامل مبانی فرجام شناسی همچون سمساره و رسیدن به مقام برهمن در رابطه با فرجام انسان است؛ اما در عصر حاضر، افراد یوگا را معمولاً به عنوان رشته ورزشی می شناسند؛ غافل از اینکه در مراحل سلوک یوگا، مبانی اعتقادی متفاوتی با عقیده مسلمانان وجود دارد و برای رسیدن به نهایت یوگا، باید به این مبانی اعتقاد پیدا کرد. در این تحقیق با رویکرد کتابخانه ای تحلیلی درصدد تطبیق عقاید دو آیین اسلام و هندو با تأکید بر مکتب یوگا در باب فرجام انسان هستیم؛ چراکه ضروری است مسلمانی که در وهله اول جهت ورزش جسم و در نهایت به منظور آرامش روح، یوگا را انتخاب می کند، از این تفاوت ها مطلع باشد.
بازخوانی دیدگاه مقدس اردبیلی در ارتکاب قتل با سحرهای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سحر از پدیده هایی است که در تمام ادوار تاریخی مورد بحث بوده و در گذر زمان و تغییر جوامع بشری به روش های مختلفی به منصه ظهور درآمده است، سحر که از منظر اسلام جز در مواردی حرام دانسته شده با تصرف در اشخاص، اشیا یا امور، سبب عملی خارق العاده می گردد؛ در تمام اعصار خصوصاً عصر کنونی، ساحران با روش هایی نوین سحر از جمله جادوی سیاه، برخی از درجات هیپنوتیزم، برخی از بازی های رایانه ای و... تاثیراتی را بر اذهان و روان افراد می گذارند که گاه این تاثیرات جان افراد را فرامی گیرد، از این رو این سوال اساسی طرح می گردد که آیا ممکن است ساحر با سحر خود، جان شخصی را بگیرد و او را به قتل رساند؟ در صورت امکان راه اثبات چنین قتلی و مجازات مرتکب آن چیست؟ بر این اساس، جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی در نظر فقها بدین برآیند دست یافته که مشهور فقها ضمن پذیرش واقعیت داشتن سحر، وقوع قتل به سحر را ممکن دانسته و اثبات چنین قتلی را با اقرار ساحر به آن می پذیرند و مجازات مرتکب آن را به لحاظ نوع قتل، قصاص یا دیه می دانند؛ اما از دیدگاه مشهور، اثبات چنین قتلی با شهادت بینه بر این امر، مورد پذیرش قرار نمی گیرد، حال آن که مقدس اردبیلی، اثبات قتل با سحر با شهادت بینه را ممکن برشمرده و قائل به پذیرش این شهادت است؛ البته قائلین به واقعیت نداشتن سحر، امکان وقوع قتل با سحر را نپذیرفته اند، ولی با اقرار ساحر بر چنین قتلی نظر به کشتن ساحر از باب حد داده اند.