عبدالجبار رفاعی

عبدالجبار رفاعی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

از نگاه عربی: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (۲) محمد عِمارَه: از مارکسیسم تا سلفی گری

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: محمد عماره عبدالجبار رفاعی اسلامی سازی معرفت سلفی گری اندیشه اسلامی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
محمد عِمارَه (۱۹۳۱ ۲۰۲۰) از پرکارترین و برجسته ترین متفکران معاصر مصری و از چهره های تأثیرگذار در اندیشه اسلامی قرن بیستم بود. او همه مقاطع تحصیلی را در دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره به انجام رساند: در سال 1956 کارشناسی زبان عربی و علوم اسلامی، در سال ۱۹۷۰ کارشناسی ارشد علوم اسلامی با گرایش فلسفه اسلامی، سرانجام در سال 1975 دکتری خود را در همان رشته گرفت. او کوشید تا میان اسلام و مفاهیم جدیدی چون آزادی و عدالت اجتماعی و مردم سالاری پیوند برقرار کند؛ ولی زندگی فکری او مسیری پیچیده و پُرفرازونشیب را طی کرد. عماره در جوانی با اندیشه های چپ و مارکسیستی آشنا شد، سپس به «چپ اسلامی» گرایش یافت و در دهه های بعد، به مرور به سنت گرایی سلفی نزدیک شد. او در دوره میانی اندیشه هایش، بر این باور بود که اسلام دینی تمدن ساز و دربردارنده ظرفیت های نوگرایانه است. از مهم ترین دغدغه های فکری اش در این دوره، دفاع از عقلانیت اسلامی و بازخوانی تراث با نگاه نقادانه و بازسازی مفهوم امت بود. او در نوشته هایش با رویکردی آشتی جویانه میان سنت و تجدد، می کوشید تصویر تازه ای از اسلام در برابر چالش های مدرنیته ارائه دهد. با این حال، در سال های پایانی عمر، رویکرد او محافظه کارانه تر شد و درنهایت در ایستگاه سلفی گریِ تمام عیار و خشونت بار لنگر انداخت. به نظر می رسد این تحول، نه روندی طبیعی از رشد و تعمیق، بلکه نوعی «ترقّیِ معکوس» بود: مهاجرت از عقلانیت به تعصب و از تفکر باز و اصلاح گرایانه به نوعی تصلب اعتقادی. عماره در سال های پایانی عمر، در کنار دفاع بی قید و شرط از جریان های اسلام گرای تندرو، نظیر اخوان المسلمین و داعش، به مخالفت با اندیشه های عقل گرایانه پرداخت و با وجود تسلط وسیعش بر تراث اسلامی و استقلال حرفه ای اش از نهادهای رسمی، نوشته های اخیر او اغلب با زبان جدلی و گاه تکفیری همراه بود. او همچنین با وجود آشنایی عمیق با میراث فکری پیروان اهل بیت، هجومی تند و نامعقول را همچون سَلَفیان علیه اندیشه های شیعیان آغازید و افزون بر سخنرانی های متعدد، در این خصوص چندین کتاب سیاه کرد. از آثار مهم محمد عماره می توان به اسلامی سازی معرفت ، ابن رشد میان غرب و اسلام ، و محمد عَبْدُه: تجدید دنیا با تجدید دین نام بُرد. در مقاله حاضر، استاد عبدالجبار رفاعی مراحل مختلف فکری محمد عماره را بررسی و نقد کرده است. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی گردانیده شده است.
۲.

از نگاه عربی: متفکران معاصران ایران و جهان عرب (1) داریوش شایگان: از خاطره ازلی تا هویت چهل تکه

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: عبدالجبار رفاعی داریوش شایگان حکمت شرقی فلسفه مدرن غربی حکمت اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
داریوش شایگان، فیلسوف و نویسنده و متفکر برجسته ایرانی، از مهم ترین چهره های فکری معاصر بود که زندگی اش را وقف آموختن علوم و فرهنگ های مختلف و تأمل در هویت شرقی و نقد سنت و تجدد کرد. او در فضایی چندفرهنگی و چندزبانه پرورش یافت و با نگاهی تطبیقی میان حکمت اسلامی و عرفان شرقی و فلسفه مدرن غربی پل زد. شایگان ابتدا با ستایش سنت های شرقی شناخته شد، اما در ادامه به نقد بنیادین آنها و ضرورت عقلانیت انتقادی و مدرنیته پرداخت. آثار او تلفیقی است از بینش عرفانی و دغدغه های هویتی و واکاوی نسبت شرق و غرب. مقاله حاضر نوشته متفکر عراقی استاد دکتر عبدالجبار رفاعی است. رفاعی در این مقاله تلاش کرده است در هفت بخش، مؤلفه های اصلی اندیشه های شایگان را بررسی و به مخاطب جهان عرب معرفی کند. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی ترجمه شده است.
۳.

از نگاه عربی: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (3) احمد فردید: فیلسوفِ ضد فلسفه

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: احمد فردید غرب زدگی مارتین هایدگر ابن عربی فلسفه معاصر ایران حکمت انسی حلقه فردیدی هانری کربن طه عبدالرحمن نقد مدرنیته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۹
این مقاله به تحلیل اندیشه های احمد فردید، از چهره های جنجالی فلسفه معاصر ایران می پردازد. فردید که خود را فیلسوف می خواند، با ابداع مفاهیمی منحصربه فرد مانند «غرب زدگی»، خوانشی خاص و تلفیقی از فلسفه مارتین هایدگر و عرفان ابن عربی ارائه داد. او با بهره گیری از دانش عمیق زبان شناسی و توانایی خارق العاده در ساخت اصطلاحات نو، گفتمانی پیچیده و ابهام آمیز آفرید که نیم قرن فضای فکری ایران را تحت تأثیر قرار داد. این مقاله با بررسی سیر زندگی فردید و تشکیل «حلقه فردیدی» و مفاهیم محوری اندیشه او مانند «حکمت اُنسی» و «علم اسمای تاریخی»، نشان می دهد که چگونه فردید با ترکیبی ناهمگون از نظام های معرفتی متفاوت، موضعی رادیکال علیه تمدن غرب و مدرنیته و علوم انسانی و دموکراسی و حقوق بشر اتخاذ کرد و با قضاوت های تند خود، اغلب فیلسوفان شرق و غرب را به «غرب زدگی» متهم نمود. در نهایت، مقاله با مقایسه ای اجمالی با طه عبدالرحمن متفکر مراکشی این نتیجه را پیش می کشد که فردید را باید «فیلسوف ضدفلسفه» دانست؛ اندیشمندی که اگرچه از هوش و استعداد زبانی کم نظیری برخوردار بود، اندیشه اش فاقد انسجام منطقی و عقلانیِ لازم برای تفکر فلسفی بود. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف محترم به فارسی گردانیده شده است.  
۴.

در حضور مولانا: سیاحتى در عالم معنا

کلیدواژه‌ها: سَفَرهای چهارگانه سیاحت در عالم معنا ابن عربی شمس تبریزی مولانا جلال الدین محمد بلخی ملاصدرا مراسم سماع زیارت الحکمه المتعالیه مثنوی معنوی تصوف برده پرور رهبری موروثی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۹ تعداد دانلود : ۳۵۲
مراسم سماع که بسیاری از طریقت های عرفانی آن را برگزار می کنند، یکی از راه هایی است که به نظر پیروان این طریقت ها می تواند انسانِ سالک را به خداوند نزدیک کند. این مراسم در میان مولویان دارای چهار بخش است که گویا هر بخشِ آن تجلیِ یکی از سَفَرهای چهارگانه ای است که ابن عربی گفته و ملاصدرا نیز نام کتاب عظیم خود را بر اساس همین سفرهای چهارگانه «الحکمه المتعالیه فی الأسفار العقلیه الأربعه» نهاده است: سَفَر اول از خلق به حق و سفر دوم از حق به حق با حق و سفر سوم از حق به خلق با حق و در خاتمه سفر چهارم است یعنی از خلق به خلق با حق. پیشینه تاریخیِ این مراسم معنوی به زمان مولانا جلال الدین محمد بلخی برمی گردد که پس از دیدار با شمس تبریزی دچار تحولی روحی و معنوی شد. این تحول ژرف باعث شد که مولانا تأملات گسترده ای درباره دین و متون مقدس دینی و آثار عارفان از سر بگذراند و تفسیری نسبتاً تازه از دین ارائه دهد که نشانه های این تفسیر تازه معنویت محور در جای جای نوشته ها و سرودهای او، به خصوص کتاب عظیم «مثنوی»، مشهود است. بسیاری از علاقه مندان به دین و معنویت برای زیارت مولانا و سیاحت در عالم معنا رهسپار قونیه می شوند و نوشته حاضر حاصل همین نوع سیاحت است. بخش پایانی این نوشته نقدی بر تصوف و تبدیل شدن مشایخ طریقت به بُت هایی فرازمینی در ذهن مریدان است. در این بخش تأکید شده است که موروثی شدن رهبری در طریقت های صوفیه و احترام بیش از حد به انتساب به بنیانگذاران طریقت یکی از دلایل انحراف طریقت های عرفانی و خالی شدن آن از معنا است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان