ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۸۱.

بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روانشناسی تحلیلی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۴۰۸
زمینه: گلستان سعدی به عنوان یکی از شاهکارهای تعلیمی ادبیات فارسی، همواره از منظرهای گوناگون بررسی شده است. با این حال، علی رغم اهمیت کهن الگوها در روان شناسی تحلیلی یونگ برای درک لایه های عمیق متون ادبی، جایگاه و کارکرد کهن الگوی «آنیما» در حکایات منثور این اثر مغفول مانده است. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ تحقیقی و اثبات نوآوری در این حوزه انجام شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی آنیما در گلستان سعدی بر اساس روان شناسی تحلیلی یونگ انجام گرفت. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای تحلیل محتوای کیفی به انجام رسیده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و با بررسی مستقیم حکایات منتخب از گلستان که در آن ها ردپای آنیما مشهود است، گردآوری و بر اساس مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ تحلیل شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که آنیما در گلستان صرفاً یک تصویر زنانه نیست، بلکه نیرویی روانی و پویا با دو چهره متضاد است: از یک سو، در وجه منفی خود به صورت نیرویی اغواگر و ویرانگر ظاهر می شود که شخصیت ها را به ورطه سقوط روانی می کشاند (آنیمای منفی)؛ و از سوی دیگر، در وجه مثبت خود به عنوان منبع الهام، ایثار و راهنمای رسیدن به تمامیت روانی و فردیّت عمل می کند (آنیمای مثبت). این پژوهش همچنین نشان داد که جدال میان این نیروی ناهشیار و ساختارهای خودآگاه (چون عقل و تقوی) یکی از محورهای اصلی روانشناختی در حکایات است و تجلی آنیما تنها به شخصیت های انسانی محدود نشده و در نمادهای طبیعت (مانند آب و باغ) نیز بازتاب یافته است. نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود که تحلیل گلستان از منظر کهن الگوی آنیما، بعدی نوین و روانشناختی به حکایات تعلیمی سعدی می افزاید. این رویکرد نشان می دهد که سعدی نه تنها یک حکیم و آموزگار اخلاق، بلکه یک روان شناس ژرف نگر بوده که به خوبی از تأثیر نیروهای ناهشیار بر سرنوشت انسان آگاهی داشته است. این پژوهش با آشکار ساختن این لایه پنهان در نثر سعدی، به درک عمیق تری از پیچیدگی های شخصیت پردازی در این شاهکار ادبی کمک می کند.
۸۲.

ارزیابی مدل ایده پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های آسیب های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0 P< ). نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل گیری افکار خودکشی به ویژه نسبت به عوامل میانجی می توان، مقدماتی برای طراحی برنامه های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست .
۸۳.

نقد ساختار شخصیت در روان شناسی براساس آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه و اهداف: بررسی ساختار شخصیت از محوری ترین موضوعات روان شناسی معاصر است؛ با این حال، نظریه های موجود در این حوزه عمدتاً بر پایه های انسان شناختی مکاتب غربی شکل گرفته و از تصویر جامعی فاصله دارند که آموزه های وحیانی از حقیقت چندبعدی انسان را ارائه می دهند. این پژوهش با هدف نقد بنیادین ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، براساس چارچوب هستی شناختی قرآن کریم انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که مهم ترین کاستی های ساختارهای رایج شخصیت (مانند نظریه های فروید، یونگ، آلپورت و راجرز) از دیدگاه قرآن چیست و چگونه می توان با تکیه بر آیات و تفاسیر معتبر، مسیری برای تکامل و اصلاح این ساختارها ترسیم کرد. فرضیه محوری آن است که روان شناسی معاصر به دلیل غفلت از ابعاد پیش زادی، معنوی و فرادنیایی انسان، قادر به ارائه ساختاری جامع و منطبق با واقعیت انسان نیست. روش: این پژوهش از نوع بنیادی نظری و با روش کتابخانه ای تحلیلی انجام شده است. رویکرد حاکم بر تحلیل، روش استنطاقی (پرسشگری فعال از متن) است که از سوی شهید صدر ارائه شده است. در این روش، پژوهشگر با طرح پرسش های مشخص از متن قرآن به استنباط مبانی قرآنی می پردازد. فرایند تحقیق در دو مرحله اصلی انجام شد: 1. گردآوری و مطالعه مهم ترین نظریه های ساختار شخصیت در روان شناسی معاصر (شامل فروید، یونگ، آلپورت، راجرز، برن و دیگران)؛ ۲. استنباط و استخراج مؤلفه های ساختار شخصیت از آیات قرآن کریم و تفاسیر معتبر (مانند المیزان علامه طباطبایی و تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی). سپس داده های حاصل از این دو حیطه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و از راه تحلیل منطقی، نظریه های روان شناختی با معیارهای قرآنی نقد و ارزیابی شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، با وجود دقت در توصیف برخی ابعاد، با پنج کاستی اساسی و بنیادین مواجه اند: ۱. غفلت از دوره پیش زادی: این ساختارها دوره جنینی و تأثیر آن بر سرشت و شخصیت را نادیده می گیرند؛ درحالی که هم یافته های روان شناسی رشد و هم آیات قرآن (مانند مؤمنون، ۱۲-۱۴) بر اهمیت این مرحله تأکید دارند. ۲. بخشی نگری و نادیده گرفتن بعد معنوی: هر نظریه تنها بر یک بُعد (هیجان، شناخت، عصبی) متمرکز شده و بعد معنوی به عنوان جزء اصیل شخصیت مورد غفلت قرار گرفته است. ۳. غفلت از ساحت فرادنیایی (روح): این نظریه ها انسان را به ساحت مادی محدود می کنند؛ درحالی که قرآن به صراحت از ترکیب روح الهی با جسم (سجده، ۷-۹) و وجود عوالم سه گانه دنیا، برزخ و آخرت برای انسان سخن می گوید. ۴. ناتوانی در تبیین مفاهیم تحول بخش دینی: مفاهیمی مانند توبه، شفاعت، احباط و تکفیر که در قرآن آمده و سبب تحول ناگهانی یا تدریجی در شخصیت می شوند، در چارچوب این ساختارها تبیین پذیر نیستند. ۵. عدم توجه به «خود خداسو» به عنوان هسته مرکزی: هسته شخصیت در این نظریه ها، «خود» (Ego/Self) است؛ درحالی که از دیدگاه قرآن، هسته واقعی شخصیت انسان، «صورت الهی» یا «خود خداسو» اوست که بیانگر فقر ذاتی و ربط وجودی انسان به خداوند است (فاطر، ۱۵؛ انشقاق، ۶). بحث و نتیجه گیری: این نقدها نشان می دهد روان شناسی معاصر به دلیل مبانی انسان شناختی محدود خود، فاقد چارچوبی جامع برای توصیف حقیقت چندلایه و سیال انسان است؛ در مقابل، آموزه های قرآنی با تأکید بر این موارد الگویی پویا، یکپارچه و فراعالمی از ساختار شخصیت ارائه می دهند: الف) تداوم سیر شخصیت از پیش از دنیا تا پس از آن؛ ب) ترکیب ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی؛ ج) نقش محوری رابطه انسان با خدا در شکل دهی به هویت و رفتار و د) امکان تحولات بنیادین (مانند توبه). نتیجه گیری نهایی این است که برای دستیابی به نظریه ای واقع نگر از شخصیت، لازم است روان شناسی با حفظ دستاوردهای تجربی خود، مبانی هستی شناختی خویش را با الهام از قرآن کریم بازتعریف کند و ساختاری را بپذیرد که «دوره پیش زادی»، «بعد معنوی و روحانی»، «سیر فرادنیایی» و «محوریت رابطه با خدا» را به عنوان ارکان اصلی شخصیت انسان به رسمیت بشناسد. این پژوهش مسیر حرکت به سمت «روان شناسی قرآن بنیان» با ساختاری توسعه یافته و جامع را ترسیم می کند. تقدیر و تشکر: در پایان نویسندگان این پژوهش از داوران ارجمند و دست اندرکاران انتشار نشریه که زمینه ساز نشر این تلاش فکری بوده اند، صمیمانه سپاسگزاری می کنند؛ همچنین قدردان مسئولان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه هستیم که با پذیرش رویکرد بین رشته ای قرآن و روان شناسی، زمینه را برای گفتگوی جدی میان دانش روان شناسی و آموزه های وحیانی فراهم می سازند. امید است این پژوهش گامی مفید در جهت بازتولید دانشی باشد که هم با حقیقت انسان سازگار باشد و هم در خدمت رشد معنوی و روانی جامعه قرار گیرد. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع در ارتباط با انتشار این پژوهش ندارند.
۸۴.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) بر سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۳۶۴
زمینه: رفتارهای خودجرحی اغلب به عنوان یک راهبرد ناسازگارانه برای مقابله با پریشانی های روانی توسط دانش آموزان به کار می رود. ازاین رو، تقویت و بهبود مهارت های سازگاری دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی امری ضروری به شمار می رود. علی رغم استفاده از روش های درمانی متعدد در بهبود سازگاری دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی، در مورد بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر سازگاری این دسته از دانش آموزان در ایران، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) بر سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 28 روزه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر پارس آباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها، تعداد ۴۰ دانش آموز واجد شرایط پس از غربال گری با پرسشنامه آسیب به خود، به صورت هدفمند انتخاب شده و پس از همتاسازی، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارش شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه های آسیب به خود (سانسون و همکاران، 1998) و سازگاری برای دانش آموزان مدرسه (سینها و سینگ، ۱۹۹۳) جمع آوری شدند. هم چنین گروه آزمایش به مدت یک ماه، طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) تحت درمان گروهی مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی (مک کی و همکاران، 2019) قرار گرفتند. داده های پژوهش نیز با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-28 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی بر سازگاری دانش آموزان دارای رفتارخودجرحی اثربخش بود (01/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد که اثر این نوع درمان در مرحله پیگیری نیز از پایداری مناسب برخوردار بود (01/0 P<). نتیجه گیری: مطابق با یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی یک روش درمانی مؤثر در جهت بهبود سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی است. ازاین رو، پیشنهاد می شود روان شناسان مدرسه از این شیوه درمانی در جهت بهبود و تقویت سازگاری دانش آموزان دارای سابقه خودجرحی استفاده کنند.
۸۵.

تبیین نقش سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در رفتارهای شهروندی تحصیلی: بررسی نقش واسطه ای منش های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: در سال های اخیر، رفتارهای شهروندی تحصیلی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی در ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود تعاملات دانشگاهی و تقویت مسئولیت پذیری دانشجویان موردتوجه فزاینده پژوهشگران قرارگرفته است. این رفتارها از عوامل گوناگون فردی و خانوادگی تأثیر می پذیرند؛ ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تبیین علّی رفتارهای شهروندی تحصیلی بر اساس سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با درنظرگرفتن نقش واسطه ای منش های اخلاقی در میان دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود. نمونه ای به حجم ۳۶۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد که از این میان ۳۵۲ نفر در تحلیل نهایی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های رفتار شهروندی تحصیلی (گل پرور، 1389)؛ سرمایه اجتماعی خانواده (اکبری، 1392)؛ سرمایه های فرهنگی (شربتیان و اسکندری، 1396) و منش های اخلاقی (خرمایی و قائمی، ۱۳۹۷) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26 و Smart PLS-3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیمی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی دارد (19/0β =)، درحالی که سرمایه فرهنگی (04/0- (β = و سرمایه اقتصادی (06/0β =) فاقد تأثیر مستقیم معنادار بودند. هر سه نوع سرمایه به طور معناداری منش اخلاقی را پیش بینی کردند (سرمایه اجتماعی؛ 13/0β =، سرمایه اقتصادی؛ 23/0β =، سرمایه فرهنگی؛ 20/0β =). همچنین منش اخلاقی تأثیر قابل توجهی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی داشت (42/0β =). در مسیرهای غیرمستقیم، سرمایه فرهنگی (10/0β =) و سرمایه اقتصادی (08/0β =) از طریق منش اخلاقی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی اثرگذار بودند، اما اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی معنادار نبود (05/0β =). نتیجه گیری: این نتایج نقش مستقیم سرمایه اجتماعی را در تقویت رفتارهای شهروندی تحصیلی برجسته کرده و بر اهمیت منش اخلاقی به عنوان سازوکار واسطه ای در انتقال اثر سرمایه های فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد
۸۶.

روان درمانی تطبیق یافته با فرهنگ: مرور نظام مند و معرفی مدل یکپارچه تطبیق فرهنگی روان درمانی (IMCAP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: این مطالعه با هدف مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در زمینه تطبیق فرهنگی روان درمانی و ارائه یک مدل جامع و یکپارچه برای انجام روان درمانی تطبیق یافته با فرهنگ صورت گرفته است.   روش: بخش اول این پژوهش مرور نظام مند شامل بررسی 12 مطالعه منتشرشده بین سال های 2020 تا 2024 بوده است. این مطالعات براساس پنج سوال کلیدی مورد ارزیابی قرار گرفتند: مزایای روان درمانی تطبیق یافته، مدل های مورد استفاده، اختلالات هدف، رویکردهای درمانی و گروه های هدف. در بخش دوم «مدل یکپارچه تطبیق فرهنگی روان درمانی» معرفی شده است.   یافته ها: مطالعات نشان دادند که روان درمانی تطبیق یافته با فرهنگ باعث کاهش معنادار علائم روان شناختی، افزایش پایبندی به درمان و بهبود کیفیت زندگی می شود. اگرچه چارچوب ها و مدل های متعددی برای تطبیق فرهنگی وجود دارند، بسیاری از مطالعات از هیچ مدل خاصی تبعیت نکرده اند. در مطالعه حاضر با بهره گیری از مدل ها، چارچوب ها و شواهد پژوهشی موجود، «مدل یکپارچه تطبیق فرهنگی روان درمانی» با پنج فاز اصلی شامل: شناسایی، تطبیق فرهنگی، آموزش درمانگران، مداخله و اجرا و فاز ارزیابی و تکرار ارائه می شود.   نتیجه گیری: مدل یکپارچه تطبیق فرهنگی روان درمانی به عنوان چارچوبی جامع برای طراحی و اجرای مداخلات تطبیق یافته پیشنهاد می شود. این مدل با مشارکت فعال جامعه هدف و ذی نفعان، همراه با نظارت و بازخورد مداوم، قابلیت بهبود و انعطاف در زمینه های فرهنگی متنوع را دارا است.
۸۷.

نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه : با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی ایفای نقش های شغلی و خانوادگی می تواند زمینه ساز بروز تعارضات بین فردی و مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی به عنوان یکی از پیامدهای مهم تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی ناایمن، می تواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهش های انجام شده درباره روابط دوتایی این متغیرها، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در تبیین این روابط کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل انجام شد . روش : پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بود که از میان آنان 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت داده های 225 نفر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار-خانواده نت مایر و همکاران (1996)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند . یافته ها : نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن دارای اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود ( β = -0.152 ، p < 0.05 ) . همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.128 ، p < 0.05 )و دلزدگی زناشویی ( β = -0.189 ، p < 0.01 ) بود.علاوه بر این، تعارض کار – خانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.184 ، p < 0.01 ) و دلزدگی زناشویی( β = -0.173 ، p < 0.01 )بود . همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود( β = -0.173 ، p < 0.01 ) .نتایج بوت استرپ نیز نشان داد اثرات غیرمستقیم سبک های دلبستگی و تعارض کار – خانواده از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی معنادار است( p < 0.05 ). نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در مواجهه با تعارض میان نقش های شغلی و خانوادگی، در صورت برخورداری از سبک های دلبستگی ناایمن و استفاده از الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه و غیرمستقیم، بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و دلزدگی در روابط زناشویی قرار می گیرند. بنابراین، آموزش مهارت های ارتباطی، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض می تواند در کاهش دلزدگی زناشویی زنان شاغل و بهبود کیفیت روابط زوجی مؤثر باشد .
۸۸.

بررسی کیفی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری: تأثیرات سطح بلوغ عاطفی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری در میان زوجین و بررسی تاثیر سطح بلوغ عاطفی آنها در این تصمیم انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 زوج که بصورت آگاهانه تصمیم به نداشتن فرزند گرفته اند، در دو شهر تهران و اصفهان در سال 1403 برطبق ملاک های ورودی پژوهش گردآوری شدند. تحلیل داده ها نیز با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام گرفت. یافته ها در 3 مقوله محوری، 9 مقوله اصلی ، و 47 مقوله فرعی طبقه بندی شده و نشان دادند که نابسندگی مهارت های مدیریت هیجان، ظرفیت محدود در تاب آوری و مسئولیت پذیری، و کیفیت نامطلوب رابطه زوجی، از مهم ترین عوامل عدم تمایل به فرزندآوری با محوریت سطح بلوغ عاطفی در زوجین محسوب می شوند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که عدم تمایل زوجین به فرزندآوری، فراتر از عوامل اجتماعی و اقتصادی می تواند بطور ویژه متاثر از سطح بلوغ عاطفی زوجین باشد و دراین راستا اهمیت شکل دهی برنامه های مداخله ای با محوریت ارتقاء سطح بلوغ عاطفی و مولفه های آن جهت بهبود مهارتهای هیجانی، تاب آوری و مسئولیت پذیری، و نیز کیفیت رابطه زوجین مورد تأکید است.
۸۹.

Comparison of Parenting Styles and Psychological Distress in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder and Bipolar Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
Objective: Among psychological problems, mood disorders and obsessive-compulsive disorders impose huge costs on the society every year due to their recurring nature. In this regard, the present study was conducted with the aim of comparing parenting styles and psychological distress in patients with obsessive-compulsive and bipolar disorders. Methods: The present study was applied in terms of its purpose and employed a causal-comparative (ex-post facto) design for data collection. The statistical population consisted of all patients diagnosed with Bipolar Disorder and Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) who referred to psychiatric clinics in Ardabil during the second half of 2024. Participants were selected based on clinical interviews conducted by specialists according to DSM-5 criteria and their confirmed medical records. A total of 100 individuals (50 with Bipolar Disorder and 50 with OCD) were selected through purposive sampling based on the inclusion criteria. Data were collected using the Parenting Practices Questionnaire (PPQ) and the Depression Anxiety Stress Scales (DASS-21). The collected data were analyzed using Multivariate Analysis of Variance (MANOVA). Results: The findings indicated that although the OCD group reported higher mean scores in psychological distress and the bipolar group reported higher levels of authoritative parenting, multivariate analysis (MANOVA) did not reveal any statistically significant differences between the two groups (Wilks’ Lambda = .921, F(12, 284) = 1.00, p = .44). Similarly, univariate analyses (ANOVA) showed no significant differences in individual variables, including Depression (p = .35), Anxiety (p = .69), Stress (p = .42), Authoritative (p = .15), Authoritarian (p = .62), and Permissive parenting (p = .57). These results suggest that overall patterns of psychological distress and perceived parenting styles are largely similar across these two disorders, and the type of disorder alone does not account for substantial differences in these variables. Conclusion: Therefore, the current research emphasizes the importance of paying attention to parenting styles and psychological distress of the system in obsessive-compulsive and bipolar disorders.
۹۰.

مؤلفه های اختلال شخصیت وسواس جبری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه: اگرچه اختلال شخصیت وسواس جبری از شایعترین اختلالات شخصیت در جمعیّت عمومی است، اما به نسبت شیوع آن، مطالعات کمی درباره سنجش و درمان آن وجود دارد. یکی از موانع پژوهش ها، ابهامات و تناقضاتی است که درباره مولفه ها و شاخصه های اصلی این اختلال وجود دارد. از این رو هدف پژوهش حاضر، تعیین مولفه ها و شاخصه های اختلال شخصیت وسواس جبری بر اساس فراترکیب و یکپارچه سازی کیفی مطالعات گذشته است. روش: با توجّه به هدف پژوهش، مقالات علمی مرتبط با روش فراترکیب، جمع آوری و تحلیل شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل مقالات علمی مرتبط با اختلال شخصیت وسواس جبری در زبان فارسی و انگلیسی بود. در جهت افزایش اعتبار نتایج، تنها تحقیقاتی انتخاب شدند که در پایگاه داده های جهاد دانشگاهی، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، ایران داک، گوگل اسکالر و سایکنت و پابمد در بازه زمانی (1385-1403) نمایه شده بود. این پژوهش ها جمع آوری و نشانگان شخصیت وسواسی با روش تحلیل محتوای کیفی استقرائی از آنها استخراج و دسته بندی شدند. سپس مولفه ها و شاخصه های اصلی تعیین شدند و برای ارزیابی روایی محتوایی به 7 کارشناس ارائه و تأیید شدند. یافته ها: نتایج فراترکیب نشان داد که اختلال شخصیت وسواسی شامل 4 مولفه اصلی سخت گیری و دقت افراطی، کمال گرایی افراطی، نظم و سازماندهی افراطی و عاطفه درون سو است، که هر یک شامل 6 شاخصه هستند. نتیجه گیری: کارشناسان اختلال شخصیت وسواس جبری بایستی در ارزیابی ها و مداخلات درمانی کاهش این 4 مولفه را هدف قرار دهند.
۹۱.

شناسایی شایستگی های مورد نیاز برای بالندگی رهبری در دانش آموزان مقطع متوسطه: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و هدف:  پرورش رهبران شایسته در نظام های آموزشی، به ویژه در دوره نوجوانی که فرایندهای شناختی، اجتماعی و عاطفی در حال شکل گیری اند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شایستگی های رهبری نه تنها به موفقیت فردی دانش آموزان کمک می کنند، بلکه توانایی آنان را در همکاری، ارتباط مؤثر و اثرگذاری مثبت بر هم سالان افزایش می دهند. با وجود اهمیت این موضوع، برنامه های آموزشی موجود غالباً فاقد چارچوب های منسجم برای پرورش این شایستگی ها در دانش آموزان متوسطه هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی های ضروری برای بالندگی رهبری در این گروه سنی و ارائه بینش های علمی برای طراحی برنامه های آموزشی و تربیتی است. روش پژوهش :این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شد. جامعه پژوهش شامل منابع علمی معتبر داخلی و خارجی منتشر شده بین سال های 2010 تا 2025 بود. پس از غربالگری نظام مند و اعمال معیارهای ورود و خروج، 36 مطالعه انتخاب و با ابزار CASP از نظر کیفیت ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و یافته ها با مشارکت کارشناسان آموزشی پالایش و تأیید گردید. یافته ها: شایستگی های رهبری در قالب دو مضمون اصلی«منش رهبری» و«میل به دانش و مهارت افزایی» دسته بندی شدند. در مجموع، شش شایستگی کلیدی شامل ارزش ها و اخلاقیات، ویژگی های شخصیتی، رفتار کارآمد، مدیریت کارآمد، توسعه فردی و کسب مهارت های سازمانی استخراج شد. این شایستگی ها نشان دهنده تعامل میان ویژگی های فردی، محیط مدرسه و جامعه در فرآیند بالندگی رهبری هستند. بحث و نتیجه گیری: بالندگی رهبری، فرآیندی چندبُعدی، تدریجی و زمینه مند است که نیازمند رویکردهای یکپارچه آموزشی و تربیتی می باشد. یافته ها بر ضرورت طراحی برنامه های آموزشی ساختارمند، تربیت معلمان توانمند و ایجاد فرهنگ مدرسه ای حمایت کننده تأکید دارند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای 
۹۲.

تدوین و اعتباریابی بسته بازی درمانی مبتنی بر مهارت های ارتباطی برای کاهش اختلالات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی بسته بازی درمانی مبتنی بر مهارت های ارتباطی برای کاهش اختلالات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خواندن بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری شامل اساتید، متخصصان و درمانگران حوزه روان شناسی بود که با روش نمونه گیری هدفمند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، ۱۰ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای (مضامین اصلی، فرعی و کدهای باز) تحلیل شدند. بسته بازی درمانی طی ۱۵ جلسه و در سه سطح تدوین شد: سطح اول شامل بازی های مرتبط با انواع و نحوه برقراری ارتباط، سطح دوم شامل بازی های مبتنی بر انواع ارتباطات، و سطح سوم شامل بازی های مرتبط با ارتباطات در زندگی روزمره. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اهداف آموزشی هر سطح به طور مشخص قابل تفکیک و اجرا هستند. یافته ها نشان دادند که بسته تدوین شده تأثیر معنادار و پایداری بر بهبود رفتارهای درونی سازی شده (نظیر اضطراب و انزوا) و برونی سازی شده (نظیر پرخاشگری و نافرمانی) در کودکان دارای اختلال یادگیری خواندن دارد. این بسته می تواند به عنوان ابزار درمانی مؤثر در محیط های آموزشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد
۹۳.

ادراک اضطراب بلوغ و مواجهه با آن مبتنی بر تجارب زیسته نوجوانان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: دوره ی بلوغ با چالش های مختلفی همراه است. با وجود اهمیت این دوره و تأثیرات جسمانی، روانی و اجتماعی آن، اضطراب بلوغ به عنوان نوع خاصی از اضطراب که دانش آموزان در آستانه ورود به نوجوانی آن را تجربه کرده و راهبردهای متفاوتی را در مواجهه با آن اتخاذ می کنند، کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی ادراک اضطراب بلوغ و مواجهه با آن در دانش آموزان نوجوان انجام شده است. روش: این پژوهش به روش کیفی و از نوع تحلیل مضمون انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر دانش آموز نوجوان که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. یافته ها: داده های دست آمده از مصاحبه ها در 9 مقوله اصلی قرار گرفت. این مقولات در سه دسته کلی؛ زمینه سازهای اضطراب بلوغ، راهبردهای مواجه ی سازنده با اضطراب بلوغ و نقش همسالان در تثبیت یا گذار از دوره بلوغ سازمان دهی شد. در نهایت مقوله هسته ای «راهبردهای مقابله ای سازنده بر اساس عوامل زمینه ساز و نقش همسالان» به دست آمد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که افزایش آگاهی و آموزش درباره تغییرات دوران بلوغ، روابط همدلانه و تسهیل گرانه، و ایجاد محیط های حمایتی می تواند نقش مهمی در کاهش اضطراب بلوغ و گذرموفق نوجوانان از این مرحله رشدی داشته باشد.
۹۴.

Emotional Relationships with Opposite Sex: Two Studies on the Mental Health of Adolescent Girls

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۴
Objective : This research was conducted in two studies with the aim of investigating the mental health of adolescent girls who have relationships with opposite sex. Methods : The first study used a qualitative approach and a phenomenological method, and the second study used a quantitative approach and a causal-comparative method. In the first study, 12 adolescent girls aged 12 to 18 years old from Amlash city in 2025 who had a regular, daily, and at least one-year emotional relationship with the opposite sex were selected through purposive sampling and subjected to semi-structured interviews. In the second study, 30 adolescent girls who were in a romantic relationship with the opposite sex were selected and compared with 30 girls who were not in such a relationship. The research instruments in the second study were the Ryff Scale Psychological Wellbeing–Short Form (RSPWB-SF) and the Mental Health Questionnaire (GHQ-12). Finding : The coding of the interviews in the first study revealed 3 main themes and 27 sub-themes. In the second study, the findings showed that girls who have an emotional relationship with a opposite sex partner experience a significantly lower level of mental health and psychological well-being than girls who do not have such a relationship (P < 0.05). Conclusion : According to the findings, it can be concluded that adolescent girls have their own concerns, fantasies, and worries about emotional relationships with an opposite sex partner, which requires the attention of families, schools, and culture-building in society to prevent psychological harm and reduce their mental health.
۹۵.

تجربه زیسته خودمراقبتی در زنان دارای همسر با ضایعه نخاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
همه اقشار جامعه نیازمند خودمراقبتی اند، اما از میان اقشار جامعه، انجام خودمراقبتی در زنانِ دارای همسر با ضایعه نخاعی به دلیل مشکلات فراوانی که دارند سخت تر است؛ این پژوهش با هدف واکاوی تجربه زیسته خودمراقبتی در این زنان انجام شد. پژوهش کاربردی حاضراز نوع کیفی پدیدارشناسی بود. جامعه مشارکت کنندگان در این پژوهش همه زنانی بود که مراقب اصلی همسر دارای ضایعه نخاعی خود بودند. انتخاب مشارکت کنندگان تا مرز اشباع داده با روش گلوله برفی انجام شد و نهایتاً با ۱6 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام پذیرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. تحلیل داده های کیفی این پژوهش منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی، 11 مضمون فرعی و 90 مفهوم اولیه شد. مضامین اصلی شامل: "خودمراقبتی با تمرکز بر خود"،" خودمراقبتی با تمرکز بر خانه، همسر و خانواده " و " خودمراقبتی با تمرکز بر محیط" بود. یافته های این پژوهش نشان داد که خودمراقبتی در در زنان دارای همسر با ضایعه نخاعی یک پدیده چندبعدی و مهم می باشد که درک این تجربیات می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات حمایتی تخصصی و مبتنی بر جامعه باشد تا علاوه بر حمایت از فرد دارای ضایعه نخاعی، سلامت روان و جسم مراقبین او نیز به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
۹۶.

Examining the extent of the application of job enrichment components, job security, and job dynamism in primary schools

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
The present study aimed to examine the extent to which the components of job enrichment, job security, and job dynamism are implemented in non-governmental primary schools in Zahedan during the 2024–2025 academic year. In terms of purpose, this research is applied, and in terms of method, it is a descriptive study of the correlational type. The statistical population consisted of all primary school teachers in non-governmental schools in Zahedan (N = 750). Based on the Krejcie and Morgan table and using a stratified random sampling method, a sample of 375 teachers (165 females and 210 males) was selected. Data were collected using the Job Enrichment Questionnaire (McDowell, 2005), the Job Security Questionnaire (Nissi et al., 2000), and the Job Dynamism Questionnaire (Tez et al., 1997). The collected data were analyzed at both descriptive and inferential levels, including descriptive statistics, one-sample t-test, and the Friedman test, using SPSS version 28. The findings indicated that the level of implementation of the components of job enrichment, job security, and job dynamism in non-governmental primary schools in Zahedan was above the average level. However, from the respondents’ perspective, the implementation of the component of individual freedoms within job enrichment was not satisfactory. Among the job enrichment components, social interactions at work ranked first based on mean rank. Furthermore, among the components of job security, job choice received the highest mean rank. In addition, among the components of job dynamism, promoting organizational excellence ranked first based on mean rank. The results of this study can assist educational managers and policymakers in improving the working conditions of teachers in non-governmental schools.
۹۷.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. تحقیق حاضر طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و همراه با پیگیری دو ماهه بود و از منظر هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران 50-30 ساله مبتلا به سرطان پستان در سال 1400 بودند که در بیمارستان شهید فیروزگر تهران در حال درمان بودند. نمونه پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه اختصاص داده شدند. حجم نمونه شامل 45 نفر (برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 1، یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 2 و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه عزت نفس جنسی زینا و اسچوارز (1996) بود و گروه های آزمایش جلسات آموزش ذهن آگاهی (کابات زین، 2015) و آموزش خودمراقبتی کلارک و همکاران (2014) را دریافت کردند. به منظور تحلیل آماری داده ها، از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها نشان داد که دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی، بر عزت نفس جنسی در پس آزمون اثر معنی دار دارند. بین نمرات عزت نفس جنسی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت (0/001>p). از بین دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی، آموزش ذهن آگاهی در تقویت عزت نفس جنسی زنان مبتلا به سرطان پستان موثرتر بود. لذا می توان نتیجه گیری کرد که با استفاده از شیوه های آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی (به ویژه آموزش ذهن آگاهی)، می توان عزت نفس جنسی را در زنان مبتلا به سرطان پستان بهبود بخشید.
۹۸.

اثربخشی بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی بر حافظه فعال در دانش آموزان اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه و هدف: بدون شک، خواندن ، مهم ترین و پیچیده ترین فعالیت آموزشی برای کودکان دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن است. یکی از اجزای شناختی مهم که بر عملکرد خواندن تأثیرگذار است، کارکردهای حافظه فعال است بنابراین هدف این مطالعه اثربخشی بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی بر حافظه فعال در دانش آموزان اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن بود. روش کار: جامعه آماری این مطالعه نیمه آزمایشی شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی 8 تا 12 سال دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن در سال 1403 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز مقطع ابتدایی مبتلا به این اختلال به دو گروه آزمایش (تعداد 15 نفر) و کنترل (تعداد 15 نفر) تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده شامل آزمون حافظه فعال سوزان پیکرینگ و سوزان گثرکول (2001) و نارساخوانی نما کرمی نوری و مرادی (1384) بود. همچنین بسته آموزشی محقق ساخته نیز براساس مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان این حوزه تدوین گردید. برای تحلیل داده ها و مقایسه میانگین ها از تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات پیگیری حافظه فعال در سطح آلفا با توجه به تاثیر بسته توانمندی شناختی با شدت اثر 62/0 معنادار بوده است (40/733F=، 001/0P<،96/0η²=). همچنین، اثر تعاملی زمان و گروه نیز معنادار بود (80/1355F=، 001/0P<، 98/0 η²=) که بیانگر آن است که تغییرات نمرات حافظه فعال در طول زمان در دو گروه آزمایش و کنترل به طور معناداری متفاوت بوده است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که تفاوت بین گروه ها در نمرات حافظه فعال در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری دارد. بنابراین با توجه می توان اشاره کرد که بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی در سطح مطلوبی بعد از سپری شدن عامل زمان توانسته است نمرات حافظه فعال را افزایش دهد.
۹۹.

طرح واره های ناسازگار اولیه و اعتیاد به کار در کارکنان بخش خصوصی: نقش منبع کنترل و عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل یکپارچه و منسجم، به بررسی نقش میانجی منبع کنترل و تأثیر تعدیل کننده عزت نفس پرداخته شده است.   روش: پژوهش حاضر در دسته پژوهش های همبستگی-توصیفی قرار دارد و از میان جامعه کارکنان سازمان های خصوصی ساوه که در سال 1402 مشغول به کار بوده اند، 263 نفر (154 زن و 109 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و به صورت داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کرده اند و پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ و همکاران، 1994)، پرسشنامه منبع کنترل (جولیان راتر، 1996)، پرسشنامه عزت نفس (روزنبرگ، 1965) و پرسشنامه اعتیاد به کار (اسپنس و رابینز، 1992) را مداد-کاغذی تکمیل کرده اند. داده های گردآوری شده با استفاده از افزونه ماکرو پراسس در نرم افزار SPSS نسخه 26 تجزیه وتحلیل شده است.   یافته ها: نتایج تحلیل های انجام شده نشان می دهد که علاوه بر ارتباط معنادار طرح واره های ناسازگار اولیه و اعتیاد به کار (β =. 39، p <.001) ، متغیر منبع کنترل به عنوان میانجی (β =. 20، p <.05) و متغیر عزت نفس به عنوان متغیر تعدیل کننده (β =. 12، p <.05) در این ارتباط نقش معناداری ایفا می کنند.   نتیجه گیری: این یافته ها به اهمیت ادغام ساختار روان شناختی پویا، از جمله منبع کنترل و عزت نفس، در کنار طرح واره های ناسازگار اولیه در توسعه برنامه ها و مداخلات درمانی و پیشگیرانه در حوزه اعتیاد به کار تأکید می کنند.
۱۰۰.

الگوی تاب آوری خانواده در سایه جنگ: تبیین مؤلفه های محافظ روانی و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روانی و معنوی تاب آوری خانواده ها در شرایط جنگ ایران و اسرائیل انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه خانواده های تهرانی ساکن در زمان جنگ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با 19 خانواده مصاحبه شد. روش تجزیه تحلیل داده استفاده از روش سیستماتیک اشتراوس و کربین بود. نتایج در این پژوهش نشان داد که هستی شناسی خالق محور با محورهای (تاثیرپذری مداوم مخلوق از خالق؛ معنابخشی به فلسفه زندگی؛ تبلور ارزش های اخلاقی ) شرط علی تاب آوری خانواده ها؛ مقاومت وجودی و آگاهانه با محورهای (مسئولیت شناسی وجودی؛ مشارکت اجتماعی و کنش جهادی؛ بازتعریف قواعد خانوادگی در شرایط جنگی؛ بازخوانی هویت جمعی) راهبرد تاب آوری خانواده؛ بینش تاریخی مقاومت با محورهای (گسترده منابع اطلاعاتی؛ اسطوره سازی شهدا و الگوهای موفق؛ انتقال خرد) عامل زمینه ساز تاب آوری خانواده؛ مدیریت گفتمان سازی رسانه ای با محورهای (عاملیت در چینش اخبار و کنترل حدود و کیفیت اخبار) عامل واسطه گر در ایجاد و تداوم تاب آوری خانواده؛ تعادل و انسجام خانوادگی مبتنی بر بافت مقاومت جمعی با محورهای (همکاری و همراستایی والدین؛ تعادل یابی مجدد در سیستم خانوادگی؛ تربیت متمرکز بر حفظ سلامت و رشد فرزندان؛ تاثیرگذاری مثبت بر تعاملات اجتماعی؛ آرامش جمعی و ارتقای پیوند اجتماعی و وحدت ملی با درون مایه میهن پرستی دینی) پیامد ناشی از اجرای راهبردهای تاب آورانه خانواده های تهرانی در شرایط جنگ ایران و اسرائیل بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان