فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۴۱ تا ۱۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
استعاره ها به عنوان یکی از پرکاربرد ترین گونه های زبانی و به واسطه معنای انتزاعی شان، حوزه پژوهشی مناسبی برای بررسی عملکرد بیمارانی که از نقصان قابلیت شناختی رنج می برند تلقی می گردد. هدف از کنکاش حاضر، با هدف بررسی فرایند درک استعاره های نو و مرده در بیماران آلزایمر فارسی زبان و بررسی نقش نظام شناختی اجرایی در فرایند مزبور انجام یافته است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش متشکل از 5 بیمار آلزایمر فارسی زبان و ده نفر سالمند سالم در گستره سنی و تحصیلات مشابه با این بیماران به عنوان گروه گواه بود. جهت سنجش قابلیت شناختی اجرایی بیماران از آزمون های استروپ رنگ و ترسیم ساعت و برای بررسی توانایی آن ها در درک استعاره از آزمون های گزینش اجباری و توضیح شفاهی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بیماران آلزایمر در آزمون درک استعاره ها و به ویژه استعاره های نو عملکرد ضعیفی از خود بروز دادند. عملکرد این بیماران در درک استعاره، با عملکرد آن ها در آزمون های استروپ رنگ و ترسیم ساعت مرتبط بود هر چند این همبستگی در مورد استعاره های نو به شکل بارزتری مشاهده شد. ارتباط بین فرایند درک استعاره و قابلیت دیداری ادراکی بیماران از یکسو نشان داد که نقصان نظام شناختی اجرایی در عملکرد ضعیف بیماران در درک استعاره نقش دارد و از سویی دیگر نشان دهنده نقش برجسته قشر پیش پیشانی مغز در درک استعاره می باشد.
درگیری تحصیلی در دانش آموزان دبیرستانی ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۹۲)
354-370
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با استفاده از روش کیفی، به شیوه مصاحبه گروه کانونی و طرح نظریه داده بنیاد، به بررسی چگونگی ادراک و مفهوم سازی درگیری تحصیلی از دیدگاه دانش آموزان دبیرستانی (دوره متوسطه دوم) پرداخته شد. شرکت کنندگان در این پژوهش 52 نفر (26پسر و 26 دختر) از دانش آموزان دبیرستانی (پایه های 10، 11 و 12)، بین سنین 15 تا 17 سال با میانگین سنّی 16/4 بودند. دو گروه کانونی برای پسران و دو گروه کانونی برای دختران تشکیل و مصاحبه ها انجام گردید. پاسخ هایی که دانش آموزان در ارتباط با برداشت خود از درگیری تحصیلی ارائه دادند، در 8 مقوله کسب نمرات و معدل بالا، تکرار و تمرین و وقت گذاری، داشتن اراده قوی و خودتنظیمی، هدف گذاری و برنامه ریزی درسی، علاقه مندی به درس و مدرسه، لذّت بردن از مطالعه و یادگیری، توجّه و تمرکز داشتن بر تکالیف و آشنایی با فنون و روش های یادگیری طبقه بندی شد. نتایج کدگذاریها در مرحله باز و محوری نشان داد که درگیری تحصیلی برای دانش آموزان ایرانی شامل 5 مؤلّفه درگیری شناختی، درگیری رفتاری، درگیری هیجانی، درگیری انگیزشی و عاملیّت میباشد.
بررسی شیوع افسردگی و ناامیدی و رابطه آن بر گرایش به سوءمصرف مواد مخدر در دانش آموزان دبیرستان های شهرستان دیواندره در سال 1397
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در جمعیت عمومی است که ناامیدی عامل اصلی آن است و می تواند سبب گرایش به اعتیاد شود؛ بنابراین با شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن، می توان شرایط مورد نیاز برای پیشگیری از آن را فراهم کرد. هدف : هدف از مطالعه حاضر، تعیین شیوع افسردگی و ناامیدی و رابطه آن بر گرایش به سوءمصرف مواد مخدر در دانش آموزان دبیرستان های شهرستان دیواندره در سال ۱۳۹۷ است. روش: مطالعه حاضر مقطعی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع دبیرستانی شهرستان دیواندره و حجم نمونه مطابق جدول مورگان، ۳۷۰ نفر برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت طبقه بندی و ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه های استاندارد افسردگی و ناامیدی بک و همچنین پرسشنامه گرایش به سوء مصرف مواد است. داده ها توسط t-test ، آزمون همبستگی اسپیرمن و کای اسکوئر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در مطالعه حاضر شیوع ناامیدی در مطالعه حاضر ۶۶ درصد بود از سوی دیگر، ۲۶۵ نفر از دانش آموزان دارای میزان افسردگی کم، ۷۹ نفر دارای میزان افسردگی متوسط و ۲۶ نفر دارای میزان افسردگی زیاد بودند. بین میزان ناامیدی با معدل ( P=۰.۰۱۲ )، وضعیت اقتصادی خانواده (۰/۰۰۶= P ) و سابقه مصرف دخانیات در دانش آموزان (۰/۰۰۱> P ) رابطه معناداری وجود دارد. همچنین افسردگی با سن (۰/۰۰۹= P ) و جنسیت (۰/۰۳۲= P ) رابطه معناداری داشت. نتیجه گیری : یافته ها دلالت بر این دارد که افسردگی و ناامیدی ﻧﻘ ﺶ ﻣﻬﻤﯽ در ﮐﯿﻔﯿ ﺖ زﻧ ﺪﮔﯽ و پیش بینی آﻣﺎدﮔﯽ ﺑﻪ اﻋﺘﯿﺎد دارﻧﺪ و اینکه دانش آموزان مورد مطالعه، در مجموع نیازمند خدمات بهداشت و روان بیشتری می باشند.
نقش واسطه ای خودتمایزیافتگی در رابطه بین تاب آوری با دلزدگی زناشویی در زنان متاهل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رابطه بین تاب آوری و فرسودگی زناشویی از حمایت نظری و تجربی کافی برخوردار است، اما درباره سازوکارهای که تاب آوری از طریق آنها بر فرسودگی زناشویی اثر می گذارد مطالعات اندکی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش واسطه ای خودتمایزیافتگی در رابطه بین تاب آوری با دلزدگی زناشویی در بین زنان متاهل شهر تهران انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. از جامعه زنان متاهل ۲۰۰ نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به وسیله مقیاس دلزدگی زناشویی ( CBS )، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون ( CD - RISC ) و پرسشنامه تجدیدنظر شده خود تمایزیافتگی( DSI- R ) مورد آزمون قرار گرفتند. پس از اینکه داده ها جمع آوری شد با استفاده از (همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که اثر مستقیم تاب آوری بر دلزدگی زناشویی منفی معنادار(۲۱۲/۰-=ß و۰۱/۰> P ) و بر خودتمایزیافتگی مثبت معنادار(۴۵۹/۰=ß و۰۱/۰> P ) بود. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اثرغیرمستقیم تاب آوری بر دلزدگی زناشویی از طریق خودتمایز یافتگی منفی معناداری(۰۹۶/۰-=ß و۰۵/۰> P ) بود. نتیجه گیری : مطالعه حاضر بر نقش واسطه ای خودتمایزیافتگی به عنوان یک سازوکار مهم در رابطه بین تاب آوری و دلزدگی زناشویی تاکید دارد. بنابراین، گسترش و توسعه خودتمایزیافتگی در زنان متاهل می تواند روش خوبی برای حمایت از آنها در مواجهه با ناملایمات زندگی زناشویی باشد.
تحلیل استنادی و محتوایی مجله پژوهش های نوین روانشناختی از آغاز انتشار (1385) تا سال 1394(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۳
107-129
حوزههای تخصصی:
تبیین فرایند رشد پس از سانحه: ترکیب مضمون مطالعات کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف هدف از مطالعه حاضر استفاده از روش ترکیب مضمون برای مرور پژوهش های کیفی به منظور پاسخ به این سؤال اساسی بود که فرایند رشد پس از سانحه چگونه است. مواد و روش ها این پژوهش، کیفی و از نوع تر کیب مضمون است. در این مطالعه از ۵۰ مقاله کیفی فارسی و انگلیسی در محدوده زمانی ۱۰ساله، ۱۸ مورد کاملاً مرتبط، به روش مرور سیستماتیک به پژوهش راه یافتند. فرایند تحلیل استقرایی ترکیب مضمون بر اساس روش توماس و هاردن در سه مرحله کدگذاری آزاد یافته های مطالعات اولیه، سازماندهی کدهای آزاد به مضامین توصیفی و درنهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام شد. یافته ها درمجموع پس از تحلیل نتایج پژوهش ها، سه مضمون اصلی و هفت مقوله به دست آمدند. اولین مضمون تحت عنوان واکنش به سانحه با مقوله هیجانات اولیه، دومین مضمون شروع رشد پس از سانحه با مقولات زمان و درک واقعیت و سومین مضمون تحت عنوان ظهور رشد پس از سانحه با چهار مقوله تحول فردی، اجتماعی، روانشناختی و معنوی دسته بندی شدند. نتیجه گیری با توجه به یافته ها می توان چنین استنباط کرد که افرادی که با حوادث آسیب زا روبه رو می شوند در ابتدا هیجانات گوناگون را نشان می دهند و پس از گذشت زمان و پردازش آنچه رخ داده است، تحولاتی را در ابعاد گوناگون زندگی خود تجربه می کنند.
الگویابی انگیزش در ارتباط بین اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی با پیشرفت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این که چه عواملی بر پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانشجویان تأثیر می گذارد، یا سهم و مشارکت هر عامل چه اندازه است، همواره از حیطه های مورد علاقه پژوهشگران بوده است. این پژوهش با هدف بررسی مدل یابی روابط ساختاری - اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی با پیشرفت با واسطه گری نقش انگیزش پیشرفت انجام شد. روش کار : روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری 32500 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر بابل بودند که تعداد 508 نفر، 253 دختر و 255 پسر، به عنوان نمونه آماری و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و با پرسشنامه های انگیزش پیشرفت هرمنس، اضطراب امتحان ساراسون و اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم ارزیابی شدند. معدل کل نمرات آن ها به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین اضطراب امتحان، اهمال کاری تحصیلی و انگیزش پیشرفت با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد و مدل پژوهش با برازش مناسب تأیید گردید. همچنین 31/0 از واریانس پیشرفت تحصیلی توسط انگیزش پیشرفت، اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی مورد تبیین قرار گرفت. نتیجه گیری: از این رو می توان نتیجه گیری کرد، با کاهش اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی می توان انگیزش پیشرفت را در دانشجویان بالا برد و پیشرفت تحصیلی آن ها را ارتقاء بخشید.
اثربخشی آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی بر مؤلفه های تعلل ورزی تحصیلی و هیجانات منفی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۳
131-153
حوزههای تخصصی:
تحلیلی بر رابطه بین خودکارآمدی، خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم آذر ۱۳۹۸ شماره ۹ (پیاپی ۴۲)
93-102
حوزههای تخصصی:
در هر نظام آموزشی یادگیری از اهمیت بسزایی برخوردار است و به کارگیری تمامی راهبردها در نظام آموزش همگی در راستای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. هم چنین بهبود یادگیری و موفقیت دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در ارزیابی آموزش وپرورش بوده و همچنین یکی از عوامل مهم در پیشرفت کشورها است. واقعیت مهم آن است که همه پیشرفت های شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زائیده یادگیری است. انسان ها بیشتر توانائی های خودشان را از طریق یادگیری به دست می آوردند و از طریق یادگیری رشد فکری پیدا می کنند و توانائی های ذهنی شان فعلیت می یابد. بنابراین چنین می توان نتیجه گرفت که همه پیشرفت های بشر درنتیجه یادگیری به دست می آید. برای رسیدن به آن لازم است به عوامل مؤثر در آن توجه خاصی مبذول شود. در این پژوهش به بررسی رابطه خودکارآمدی و خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری پرداخته می شود. روش پژوهش حاضر از نوع مروری و دربرگیرنده مقالات و مطالعات کاربردی در زمینه ارتباط خودکارآمدی، خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری است. این مقاله در تلاش است تا پژوهش هایی درباره رابطه خودکارآمدی، خودتنظیمی و صفات شخصیتی با یادگیری را برای رفع شکاف در پژوهش و یافتن فرصت های بیشتر پژوهش در این زمینه برجسته کند. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که در یادگیری دانش آموزان توجه به عواملی از قبیل خودکارآمدی، خودتنظیمی و صفات شخصیتی حائز اهمیت است و می توان با آموزش این توانایی ها، احتمال تحقق غایت های پرورشی را افزایش داد. ازاین رو پژوهشگران تربیتی می توانند در پژوهش های مداخله ای نقش این متغیرها را در رابطه با یادگیری مورد توجه قرار دهند تا با آزمون نتایج پیشنهادی این پژوهش قدمی در راستای تحقق بهتر یادگیری برداشته شود
رابطه سیستم های مغزی رفتاری و تکانشگری با رفتارهای جنسی پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری و تکانشگری، با رفتارهای جنسی پرخطر بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی یکی ازدانشگاه های شهر مشهد بود که در سال تحصیلی 1396 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 100 مرد دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه و هدفمند انتخاب شدند. گرداوری داده ها به کمک پرسشنامه شخصیتی گری ویلسون(1989)، پرسشنامه رفتارهای جنسی پر خطر(2007) و مقیاس تکانشگری بارت(1995) انجام شد . داده ها بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین رفتارهای جنسی پرخطر مردان با سیستم فعال ساز رفتاری و تکانشگری رابطه معناداری وجود دارد . هم چنین، نتایج حاصل از آزمون رگرسیون حاکی از این بود که سیستم فعال ساز رفتاری و تکانشگری پیش بینی کننده رفتارهای جنسی پرخطر می باشند. سیستم فعال ساز رفتاری و تکانشگری نقش مهمی درگرایش به رفتارهای جنسی پرخطر دارند و لذا آموزش بازداری رفتاری میتواند به عنوان یک مداخله برای پیشگیری از رفتارهای جنسی پرخطر برای این افراد در نظرگرفته شود
اثربخشی هیپنوتیزم درمانگری شناختی بر کاهش تنیدگی ادراک شده بیماران دچار مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۸ شماره ۸۰
957-970
حوزههای تخصصی:
زمینه: مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری ناتوان کننده و مزمن مغز و نخاع می باشد که موجب بروز نشانه های مرضی گسترده ای شامل حرکات عضلانی، تعادل و بینایی و اختلالات روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی و تنیدگی می گردد و اثرات مهمی بر زندگی این بیماران می گذارد. اما آیا هیپنوتیزم درمانگری شناختی می تواند تنیدگی این بیماران را کاهش دهد وکیفیت زندگی آنها را بهبود بخشید؟ هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی هیپنوتیزم درمانگری شناختی بر کاهش تنیدگی ادراک شده بیماران دچار ام اس بود. روش: این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل 236 بیمار دچار ام اس از نوع عودکننده - فروکش کننده مراجعه کننده به یک کلینیک خصوصی مغز و اعصاب واقع در شهر تهران در بازۀ زمانی دی 1396 تا خرداد 1397 بود. بدین منظور 30 نفراز این جامعه با روش نمونه گیری در دسترس بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش وگواه گمارده شدند. پرسشنامه تنیدگی ادراک شده (کوهن و همکاران، 1983) توسط آزمودنی های هردوگروه در مراحل قبل، بعد از مداخله و پیگیری کامل گردید. درمان انفرادی در 8 جلسه یک ساعته هفتگی بر اساس پروتکل اثربخشی هیپنوتیزم درمانی شناختی برکاهش تنیدگی ادراک شدۀ بیماران دچار ام اس (محقق ساخته، 1397) به گروه آزمایش ارائه و داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که اجرای هیپنوتیزم درمانگری شناختی منجر به کاهش معنادار میانگین نمرات مؤلفه های تنیدگی ادراک شده منفی، مثبت و تنیدگی ادراک شده کل درگروه آزمایش شده است (0/01> p ). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر هیپنوتیزم درمانگری شناختی روش مؤثری برای کاهش پایدار تنیدگی ادراک شده در بیماران دچار ام اس است.
بررسی رابطۀ کیفیت زندگی با ابعاد شخصیتی کلونینجر در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۸ شماره ۸۱
991-999
حوزههای تخصصی:
زمینه: سنجش کیفیت زندگی بیماران روان پزشکی اطلاعات سودمندی برای برنامه ریزی و ارزیابی راهبردهای درمانی فراهم می کند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی، شخصیت است. اما کدام ابعاد شناختی و هیجانی شخصیت با کیفیت زندگی در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین، ارتباط بیشتری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطۀ کیفیت زندگی با ابعاد شناختی و هیجانی شخصیتی کلونینجر در مصرف کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی -همبستگی بود. به این منظور از پرسشنامه های 36 سؤالی کیفیت زندگی ویر و شربورن ( SF-36 )(1992) و 56 سؤالی سرشت و منش کلونینجر ( TCA -56 )(1994) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. در این تحقیق یک گروه 37 نفری مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی که از داروهای بازدارنده بازجذب سروتونین مصرف می کرده اند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین ابعاد شخصیتی کلونینجر و ابعاد کیفیت زندگی مصرف کنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین ارتباط معنادار است (0/05 p< ). و نیز نتایج رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که ابعاد خودهدایتمندی به طور مثبت و آسیب گریزی به طور منفی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در مصرف کنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین است (0/01 p< ). نتیجه گیری: این بدان معنی است که خودهدایتمندی بالا و آسیب گریزی پایین موجب ارتقای کیفیت زندگی مصرف کنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین می شود.
پشت دیوار خشونت: آسیب های روانشناختی خشونت طلب های عمدی و تکانشی در قیاس با افراد غیر خشونت طلب در زندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۸ شماره ۸۱
1029-1036
حوزههای تخصصی:
زمینه: زندانیان محکوم به ضرب و شتم، بر اساس ادبیات پژوهش به دو دسته خشونت طلب های عمدی و تکانه ای تقسیم می شوند که الگوهای متفاوت خشونت را به کار می گیرند. اگرچه، پژوهش ها بر مشکلات روانشناختی این گروه تأکید کرده اند، اما مشخص نیست آنها از نظر مشکلات روان پزشکی چه تفاوتی با همدیگر و با گروه زندانیان غیر خشن دارند. هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه آسیب روانشناختی بین زندانیان در دو دسته از ضاربان خیابانی عمدی و تکانه ای با زندانیان غیر خشن انجام گرفت. روش: در این پژوهش علی – مقایسه ای، 151 نفر از زندانی ها به روش نمونه گیری تصادفی (از لیست زندانی ها) انتخاب شدند. همه آنها دو پرسشنامه مقیاس های تکانشگری و خشونت عمدی کروز، دی کاسترو - روریگوس، راندل، بریوس، تورس و گانگالوس (2015) و فهرست نشانگان 90 آیتمی SCL-90-R دروگاتیس، ریکلز و راک (١٩٧٦) را تکمیل کردند. از طریق مقیاس تکانشگری و خشونت عمدی تعیین نقطه برش نمرات طراز شده، نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین مد نظر قرار گرفت. سپس بر مبنای نقطه برش در هر یک از مقیاس ها سه گروه غیر خشن، خشن تکانه ای و خشن عمدی تقسیم شدند. در نهایت دو گروه متمایل به خشونت عمدی و تکانه ای با گروه غیر خشن مورد مقایسه قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون T مورد تحلیل قرار گرفتند یافته ها: خشونت طلب های تکانه ای در متغیرهای جسمانی کردن، وسواس اجباری، افسردگی و اضطراب فوبیک نمرات بیشتری کسب کردند و خشونت طلب ها عمدی افکار پارانوئید و روان پریشی بیشتری نشان دادند (0/001 P< ). به کمک آزمون T مشخص شد که دو گروه خشونت طلب های عمدی و تکانه ای مشخص شد که گروه تکانه ای در مؤلفه های جسمانی کردن، وسواس، افسردگی و افکار پارانوئیدی گروه تکانه ای نمرات بیشتری به دست آوردند (0/001 P< ) و گروه خشونت طلب های عمدی حساسیت بین فردی، اضطراب و اضطراب فوبیک کمتری داشتند و در روان پریش خویی نمراتشان بیشتر بود (0/001 P< ). نتیجه گیری: خشونت طلب ها عمدی نشانه های سایکوزگرایی و خشونت طلب ها تکانه ای نورزگرایی را آشکار کردند که بر پایه های بیولوژیک متفاوت این اختلالات اشاره می کند.
مقایسه تمرینات انفرادی و مشارکتی بر یادگیری مهارت شنا در کودکان اوتیسم آسپرگر و با عملکرد بالا: نقش میانجی گر نورون های آئینه ای در شرایط پایه، مشاهده و اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم زمستان (دی) ۱۳۹۸ شماره ۸۲
1121-1130
حوزههای تخصصی:
زمینه: بهبود نورو ن های آئینه ای به عنوان نقشی میانجی گر می تواند سبب بهبود یادگیری مهارت های حرکتی گردد که تمرینات مشارکتی به منظور دستیابی به این هدف بکار گرفته می شوند. اما مسئله اصلی این است آیا می توان تمرینات مشارکتی را برای ارتقاء عملکرد نورون های آئینه ای و بهبود مهارت شنا در کودکان طیف اوتیسم پیشنهاد داد؟ هدف: مقایسه اثر مقایسه تمرینات انفرادی و مشارکتی بر یادگیری مهارت شنا در کودکان اوتیسم آسپرگر و با عملکرد بالا بود. روش : پژوهش از نوع شبه آزمایشی یا طرح پیش آزمون و پس آزمون باگروه گواه بود، جامعۀ آماری این پژوهش پسران 7 تا 14 سالۀ آسپرگر و اوتیسم با عملکرد بالا بودند، از این جامعه 24 نفر به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند . ابزار عبارتند از، مقیاس سنجش شدت اوتیسم گارس (1994) و الکتروانسفالوگرافی. دو گروه تمرین انفرادی و مشارکتی طی مدت 8 هفته (دو جلسه در هفته) به آموزش مهارت شنا پرداختند و در نهایت متغییر پیش آزمون به عنوان متغییر کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج با روش آنالیز کوواریانس تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو گروه در پس آزمون عملکرد نورون های آئینه ای بهبود داشتند ولی گروه تمرینات به شیوه مشارکتی پس از مداخله به طور معناداری در ارتقاء عملکرد نورون های آئینه ای بهبود داشت و تفاوت بین دو گروه به طور معنی داری به نفع گروه تمرین دوتایی بود. همچنین یادگیری شنا در گروه تمرین دوتایی بهبود معناداری داشت و تفاوت بین دو گروه در بهبود مهارت شنا به طور معناداری به نفع گروه دوتایی بود. سطح معنا داری برای تمامی متغیر ها 05/0> P در نظر گرفته شد. نتیجه گیری: می توان به منظور بهبود علائم حرکتی در کودکان طیف اوتیسم بر بالابردن توانایی ها و قابلیت های عملکردی نورون های آئینه ای از طریق تمرینات به شیوه مشارکتی تمرکز صورت گیرد.
رابطه عزت نفس با اضطراب اجتماعی در کودکان دارای اختلال اوتیسم
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه عزت نفس با اضطراب اجتماعی در کودکان دارای اختلال اوتیسم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1398-1397 انجام شد. در پژوهش حاضر از طرح توصیفی-تحلیلی استفاده شد. جامعه آماری آن را تمامی کودکان دارای اختلال اوتیسم که در سال تحصیلی 1398-1397 در مراکز استثنایی شهر کرمانشاه پرونده داشتند تشکیل می دادند. حجم نمونه 50 نفر از کودکان مبتلا به اوتیسم در شهر کرمانشاه از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف و به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. جهت بررسی میزان عزت نفس این کودکان از آزمون عزت نفس کوپر اسمیت و پرسشنامه اضطراب اجتماعی لیبویتس ( LSAS-SR ) استفاده شد. با توجه به تحلیل آماری مشخص گردید که بین اضطراب اجتماعی با عزت نفس و مقیاس های آن رابطه معناداری وجود دارد و تمامی مقیاس ها در سطح 0/05≥ P معنادار هستند. با توجه به اینکه عزت نفس این کودکان پایین تر از نرمال و میزان اضطراب اجتماعی در این کودکان بالاتر از نرمال بود، بنابراین با آموزش ارتقای عزت نفس و بهبود اضطراب اجتماعی به این کودکان می توان این ظرفیت ها را در آنان ارتقا بخشید.
پیش بینی رشد پس از سانحه بر اساس سبک های مقابله با استرس در بیماران تحت همودیالیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
93 - 104
حوزههای تخصصی:
مقدمه: درمان با همودیالیز اثرات گسترده و همه جانبه ای بر بیماران دارد. این پژوهش با هدف پیش بینی رشد پس از سانحه بر اساس سبک های مقابله ای انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. به این منظور از بین کلیه بیماران مراجعه کننده به مراکز دیالیز شهر کرج در سال 1397 تعداد 219 بیمار به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای و رشد پس از سانحه پاسخ دادند. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و تحلیل رگرسیون چندگانه توسط نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه وتحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد که تنها راهبرد مسئلهمدار (97/5,t=001/0p<)، سهم معناداری در پیشبینی رشد پس از سانحه دارد و راهبردهای هیجانمدار و اجتنابی سهم معناداری در تبیین رشد پس از سانحه ندارند.ضریب استانداردشده ی بتا نشان میدهد که راهبرد مسئله مدار 446/0 در پیشبینی رشد پس از سانحه سهم داشته است . نتیجه گیری: بیمارانی که از سبک مقابله مسئله محور استفاده می کنند، کنترل بیشتری بر شرایط استرس زا داشته و به احتمال بالاتری به رشد پس از سانحه می رسند.
نقش خوش بینی تحصیلی، مکان کنترل (درونی بیرونی) و درگیری تحصیلی (شناختی رفتاری انگیزشی) در پیش بینی تاب آوری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروری بر مدل های سبب شناسی بی خوابی از دیدگاه شناختی- رفتاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بی خوابی یک مشکل بهداشتی رایج است که با دشواری در شروع خواب، تداوم خواب یا بیداری زودهنگام از خواب مشخص می شود. در مقایسه با سایر اختلالات خواب، پژوهش در زمینه سبب شناسی بی خوابی در مراحل اولیه آن است. هدف پژوهش حاضر، مرور اجمالی بر مهم ترین مدل های شناختی و رفتاری بی خوابی و تلویحات درمانی آن ها است. یافته ها: مدل های شناختی و رفتاری متعدد بی خوابی، گرایش به تمرکز بر جنبه های متفاوتی به عنوان نقطه شروع این فرآیند دارند. هرچند که هر مدل، جنبه منحصربه فردی از بی خوابی را فراهم می سازد ، این مدل ها بهتر است به عنوان مدل های مکمل تا مدل هایی که متقابلاً مجزا هستند، در نظر گرفته شوند. این مدل ها می توانند به عنوان راهنمایی جهت طرح ریزی درمان های مؤثر بی خوابی مزمن استفاده شود. نتیجه گیری: هرچند مدل های متفاوت بی خوابی، درک بهتری از ماهیت پیچیده و چندبعدی این اختلال ارائه می کنند، هر یک از آن ها نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. یک مدل جامع، جهت یکپارچه سازی مؤلفه های اساسی مدل های موجود موردنیاز می باشد.
مقایسه اثر بخشی درمان شناختی رفتاری کلاسیک و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر غنی سازی بر افسردگی و کیفیت زندگی در زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
101 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: زنان افسرده نسبت به زنان غیرافسرده فشار روانی و عواطف منفی بیشتری را تحمل می کنند و زندگیشان دستخوش تغییرات زیادتری است هدف این پ ژوهش مقایسه اثر بخشی درمان غنی سازی ارتباطی و شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی در زنان افسرده بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی ، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان بودند که در سال 1396 برای درمان افسردگی به مراکز مشاوره شهر سنندج مراجعه کرده بودند که با روش در دسترس انتخاب شدند. نمونه شامل 40 نفر از زنان افسرده بود که به صورت تصادفی در سه گروه غنی سازی، درمان شناختی- رفتاری و گروه کنترل، جایگزین شدند. در هر سه گروه پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه کیفیت زندگی اجرا شد و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کورایانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: با وجود اینکه نتایج نشان دادند که هر دو روش تاثیر مطلوبی بر ارتقاءکیفیت زندگی زنان داشته اند، اما روش درمان غنی سازی نسبت به درمان شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری داشت نتیجه گیری: میتوان از رویکرد غنی سازی و درمان شناختی-رفتاری برای کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی در زنان افسرده استفاده کرد.
رابطه کیفیت زندگی، تاب آوری و بخشندگی با دل زدگی زناشویی معلمان زن شهر کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه کیفیت زندگی، تاب آوری و بخشندگی با دل زدگی زناشویی در معلمان زن شهر کرمانشاه بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و نمونه شامل 269 نفر از جامعه مذکور بود که با استفاده از جدول مورگان و به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی، تاب آوری کانر ودیویدسون و بخشندگی (FS) و مقیاس دل زدگی زناشویی پاینز و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که بین کیفیت زندگی، تاب آوری و بخشندگی با دل زدگی زناشویی رابطه منفی وجود دارد و کیفیت زندگی، تاب آوری و بخشندگی توانستند دل زدگی زناشویی را پیش بینی کنند. با توجه به اینکه کیفیت زندگی، تاب آوری و بخشندگی پیش بینی کننده های معناداری برای دل زدگی زناشویی هستند می توان با ایجاد چنین ظرفیت هایی دل زدگی زناشویی را کاهش داد.