مریم ذوالفقارنیا

مریم ذوالفقارنیا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

ﺍﺛﺮ ﺑﺨﺸﯽ گروه درمانی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-رفتاری ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮع یک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف : اختلال دوقطبی، یک اختلال خلقی مزمن و پیش رونده است که به مشکلات شدیدی در عملکرد اجتماعی و شغلی شخص منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﮔﺮﻭه دﺭﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-ﺭﻓﺘﺎﺭی ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻫﯿﺠﺎﻥ و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮﻉ ﯾﮏ انجام شد. روش شناسی پژوهش : طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک بود که از میان آنان، 30 نفر از بیمارانی که ملاک های ورود به نمونه را داشتند به روش نمونه گیری گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی(2006) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) را تکمیل کردند. گروه آزمایش 8 جلسه گروه درمانی شناختی-رفتاری را دریافت کرد. دو گروه پرسشنامه ها را در دو مرحله قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع 1 تاثیر معناداری داشت (01/0>p)  همچنین کیفیت زندگی آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری نشان داد (05/0>p). نتیجه گیری: نتیجه این مطالعه نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی-رفتاری از حیث تنظیم شناختی هیجان وکیفیت زندگی  افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک مؤثر بوده و می توان از این روش درمانی در جهت بهبود تنظیم هیجان و افزایش کیفیت زندگی بیماران دو قطبی استفاده کرد.
۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی، رضایت زناشویی، و تعامل والد- کودک مادران دارای کودک مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: سرطان کودکان یکی از مسائل تأثیرگذار بر سلامت روان و روابط خانوادگی مادران است که می تواند رضایت زناشویی و تعاملات والد-فرزند را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی، رضایت زناشویی، و تعامل والد- کودک مادران دارای کودک مبتلا به سرطان انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شهر اردبیل در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 مادر از جامعه آماری ذکر شده بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران سیاهه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010)، مقیاس رضایت زناشویی (انریچ، 1989)، و مقیاس تعامل والد- کودک (پیانتا، 1992) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2011) را دریافت کردند. داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب افزایش ادراک مهارپذیری (84/33=F)، ادراک گزینه های مختلف (72/38=F)، ادراک توجیه رفتار (07/31=F)، رضایت زناشویی (14/54=F)، روابط مثبت (32/39=F)، کاهش تعارض (42/60=F)، و وابستگی (57/44=F) مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شد (01/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تقویت ذهن آگاهی و تعهد به ارزش ها، توانایی مدیریت فشارهای روانی و ارتقای تاب آوری عاطفی را افزایش می دهد. بنابراین این مداخله به عنوان راهکاری مؤثر در بهبود سلامت روان و کیفیت روابط خانوادگی پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان