ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۱.

کاهش بیان ژن NPC1 در بافت روده: نقش تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج در موش های تغذیه شده با غذای چرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی ناشی از رژیم غذایی منجر تغییر هموستاز کلسترول می گردد و یکی از مراحل مهم جذب کلسترول در مسیر جذب روده ای واقع شده است. از آنجایی که نقش مکمل های گیاهی مانند سبوس برنج و تمرین هوازی بر مسیر جذب روده ای کلسترول نامعلوم بود، هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل عصاره سبوس برنج بر بیان ژن NPC1 بافت روده در رت های تغذیه شده با غذای چرب بود. روش کار: در این مطالعه تعداد 30 سر موش صحرایی ماده 8 هفته ای به صورت تصادفی به 5 گروه (6 سر در هر گروه) شامل کنترل تغذیه غذای نرمال، کنترل تغذیه با غذای پرچرب، تمرین هوازی- تغذیه با غذای پرچرب و تمرین هوازی- سبوس برنج تغذیه با غذای پرچرب تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (50- 65% حداکثر اکسیژن مصرفی) به مدت 6 هفته و هر هفته 5 جلسه به طول انجامید. عصاره اتانولی سبوس برنج میزان 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم به روش گاواژ به موش های صحرایی گروه مکمل و تعامل تمرین و مکمل خورانده شد. پس از دوره مداخله، موش های صحرایی قربانی شده و بافت روده جهت تعیین میزان بیان ژن NPC1 با تکنیکPCR Real Time خارج شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن NPC1 در گروه های تمرین، تمرین+ عصاره اتانولی سبوس برنج، عصاره اتانولی سبوس برنج در مقایسه با گروه کنترل چاق کاهش معنادار داشتند (05/0≥P). نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت، از آنجا که ژن NPC1 در تنظیم جذب و متابولیسم چربی ها نقش کلیدی دارد، کاهش بیان آن می تواند بیانگر تأثیر مثبت این مداخلات بر بهبود اختلالات ناشی از رژیم چرب باشد. بنابراین، بهره گیری هم زمان از تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج ممکن است رویکردی مؤثر برای تعدیل تغییرات مولکولی مرتبط با چاقی و بهبود عملکرد متابولیک دستگاه گوارش باشد
۲۲.

نقش فناوری های نوین شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
فناوری های شناختی به عنوان ابزارهای نوین، از طریق تحلیل داده ها و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، توان بالقوه ای در تأثیرگذاری بر شکل گیری نگرش ها و تغییر رفتار انسان ها دارند. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر این فناوری ها بر تغییر نگرش از طریق  سازوکارهای شناختی همچون اقناع، انگیزش، شکل دهی طرحواره های شناختی و تلنگر است. به این منظور،  پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به بررسی فناوری های هوش مصنوعی و نسبت آن ها با قوای شناختی انسان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های شناختی با به کارگیری راهبردهای اقناعی، انگیزشی و تلنگری، و نیز با استفاده از الگوهای خلق ارزش، قادرند انتخاب ها و ترجیحات افراد را تحت تأثیر قرار دهند. به کارگیری این فناوری ها به عنوان ابزارهایی برای انتقال اطلاعات، ارائه بازخورد و تجسم همدلی، می تواند فرآیندهای تحول شناختی و رفتاری افراد را تسهیل کند. در مجموع، به نظر می رسد کاربرد فناوری های شناختی در تغییر نگرش و طراحی رفتار، و تحلیل آن ها از منظر های مختلف نظری و عملی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرآیندهای تصمیم گیری ایفا می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی اجتماعی فعالانه و مسئولانه در بهره برداری از این فناوری های نوین، ضرورتی انکارناپذیر است.
۲۳.

پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۴
پیشینه و اهداف: ورزش دانش آموزی رویکردی کارآمد برای افزایش فعالیت جسمانی دانش آموزان از طریق برنامه ها، فعالیت ها و رویدادهای ورزشی در یک محیط حمایتی با زیرساخت ها و امکانات امن و راحت است. هدف از این پژوهش پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی بود. روش ها: روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. از میان جامعه آماری تعداد 240 دانش آموز پسر به شیوه نمونه-گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی 21/15 و انحراف معیار 68/1 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (1983)، مسئولیت پذیری اجتماعی کردلو (1393) و نیازهای بنیادی روان شناختی گاردیا و همکاران (2000) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰>P). همچنین نتایج حاصل از آزمون کلی مدل رگرسیون نشان داد نیازهای بنیادین روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی 21 درصد از واریانس انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان را تبیین نمایند (0۰1 /۰>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۲۴.

الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف:   هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی بود. روش: این پژوهش به روش همبستگی (معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سبزوار در سال 1403 بود. از این جامعه 200 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب و به پرسشنامه های اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAQ؛ وانگ و همکاران، 2002)، ترومای کودکی – فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 1998)، خودگویی انگیزشی (MSTQ؛ ولترز و همکاران، 2000) و سازگاری اجتماعی (SAQ؛ سهرابی و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS.26  و Smart PLS.3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترومای کودکی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین دارد (001/0>p؛ 571/0=β)؛ درحالی که خودگویی انگیزشی (001/0>p؛ 64/0- =β) و سازگاری اجتماعی (01/0>p؛ 584/0-=β)، اثر مستقیم منفی و معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن بود که خودگویی انگیزشی (05/0>p؛ 26/0-=β) و ترومای کودکی (05/0>p؛ 24/0-=β) از طریق سازگاری اجتماعی به صورت غیرمستقیم بر اعتیاد به بازی های آنلاین اثر معنادار دارند. شاخص های برازش مدل نیز برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کردند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برای کاهش اعتیاد به بازی های آنلاین، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی آینده باید به ترومای کودکی، خودگویی انگیزشی و سازگاری اجتماعی توجه شود.
۲۵.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۲۶.

سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی: مرور نظام مند مطالعات کمّی در روان شناسی دین و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، تمرکز پژوهش های سازمانی از منابع مادی و ساختاری به سوی سرمایه های ناملموس و درونی انسان سوق یافته است. در این میان «سرمایه معنوی» به عنوان مفهومی میان رشته ای در تقاطع روان شناسی دین، مدیریت و مطالعات سازمانی، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. سرمایه معنوی ناظر به مجموعه ای از باورها، ارزش ها، معناها و جهت گیری های درونی است که می تواند کنش فردی و جمعی را در مسیر هدف مندی، تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری و پایداری سازمانی هدایت کند. در شرایطی که سازمان ها با چالش هایی چون فرسودگی شغلی، بحران معنا، کاهش تعهد و فشارهای فزاینده رقابتی مواجه اند، سرمایه معنوی به مثابه منبعی درونی و پایدار، ظرفیت آن را دارد که از راه معنا بخشی به کار و تقویت انگیزش درونی، عملکرد فردی و سازمانی را ارتقا دهد. با وجود رشد چشمگیر پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با چالش هایی اساسی روبه روست؛ از جمله ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، همپوشانی آن با مفاهیمی مانند معنویت در کار یا رهبری معنوی و پراکندگی یافته ها درباره سازوکارهای اثرگذاری آن بر عملکرد که به ویژه نقش متغیرهای میانجی و تعدیل کننده در این باره، اغلب به صورت جزیره ای بررسی می شود و فاقد جمع بندی نظام مند است. هدف پژوهش حاضر آن است که با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک مطالعات کمّی به تبیین منسجم رابطه سرمایه معنوی با عملکرد فردی و سازمانی پرداخته، مسیرهای اثرگذاری آن را شناسایی کند و تصویری یکپارچه از سازوکارهای روان شناختی، فرهنگی و ساختاری مرتبط را ارائه دهد. روش: پژوهش حاضر از روش مرور سیستماتیک برای شناسایی، ارزیابی و ترکیب شواهد تجربی کمّی درباره تأثیر سرمایه معنوی بر عملکرد سازمانی بهره گرفته است. در گام نخست، سؤال پژوهش به صورت مشخص تدوین شد: «سرمایه معنوی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی بر عملکرد سازمانی اثر می گذارد؟». بر این اساس جستجوی نظام مند مقالات در پایگاه های معتبر علمی شامل Scopus، Web of Science،Emerald Insight  و Google Scholar انجام گرفت. کلیدواژه های اصلی شامل Spiritual Capital، Workplace Spirituality، Organizational Performance  و Employee Performance بودند که با استفاده از عملگرهای منطقی AND و OR ترکیب شدند. بازه زمانی مطالعات به سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ محدود شد تا تمرکز پژوهش بر مطالعات معاصر و مبتنی بر سنجش های کمّی سرمایه معنوی باشد. معیارهای ورود شامل مقالات انگلیسی زبان، دارای داوری علمی با رویکرد کمّی و تمرکز صریح بر رابطه سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی بود. پژوهش های نظری یا کیفی فاقد داده های قابل سنجش از فرایند مرور حذف شدند. درنهایت از میان ۲۶۵ مقاله اولیه، پس از پالایش و ارزیابی کیفیت، هفت مقاله واجد شرایط نهایی انتخاب شد. برای ارزیابی کیفیت مطالعات از چک لیست PRISMA و دستورالعمل های Joanna Briggs Institute استفاده شد. هر مقاله براساس شفافیت روش شناسی، تحلیل داده ها و گزارش نتایج در مقیاس پنج درجه ای ارزیابی گردید. تمامی مقالات منتخب حداقل معیارهای لازم برای ورود به تحلیل نهایی را دارا بودند. نتایج: یافته های مرور سیستماتیک نشان داد که سرمایه معنوی در تمامی مطالعات بررسی شده، رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد فردی، تیمی یا سازمانی دارد؛ با این حال، تحلیل تطبیقی نتایج آشکار ساخت که این تأثیر به ندرت به صورت مستقیم گزارش و اغلب از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. مهم ترین میانجی های شناسایی شده شامل سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی)، انگیزش درونی، معنویت در محیط کار، نوآوری، فرایندهای مدیریتی و توانمندسازی دیجیتال بودند. مطالعات نشان می دهند که سرمایه معنوی با تقویت معنا و هدف در کار زمینه افزایش انگیزش درونی کارکنان را فراهم می کند و بدین شیوه رفتارهای نوآورانه، خودطراحی شغلی و بهره وری را ارتقا می دهد. همچنین در برخی پژوهش ها، سرمایه معنوی از مسیر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی اثرگذار بوده است؛ بدین معنا که ارزش ها و باورهای معنوی، نخست به منابع روانی تبدیل شده و سپس در قالب عملکرد قابل مشاهده بروز یافته اند. در کنار متغیرهای میانجی، نقش تعدیل کننده عواملی مانند تعهد سازمانی و تاب آوری سازمانی نیز در برخی مطالعات برجسته شده است. این یافته ها نشان می دهد که شدت اثر سرمایه معنوی بر عملکرد، وابسته به زمینه سازمانی و ظرفیت های حمایتی موجود است. درمجموع، نتایج مرور نشان می دهد که سرمایه معنوی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که در تعامل با عوامل روان شناختی، فرهنگی و ساختاری سازمان فعال شود. بحث و نتیجه گیری: تحلیل نظام مند شواهد نشان می دهد که سرمایه معنوی نه یک عامل مستقیم عملکرد، بلکه یک منبع عمیق هویتی و ارزشی است که با سازوکارهای واسط به پیامدهای عملکردی تبدیل می شود. این یافته، دیدگاه های ساده انگارانه درباره تأثیر مستقیم معنویت بر عملکرد را به چالش می کشد و بر ضرورت مدل سازی فرایندی و چندسطحی تأکید دارد. سرمایه معنوی زمانی به رفتارهای کاری، نوآوری یا بهره وری می انجامد که بتواند به منابع روان شناختی قابل بسیج و سازوکارهای سازمانی ترجمه شود. همچنین نتایج این مرور نشان می دهد که ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، یکی از چالش های اصلی ادبیات موجود است؛ با این حال، تحلیل تطبیقی مطالعات امکان دسته بندی ابعاد سرمایه معنوی در قالب مؤلفه هایی مانند معنا، هدف مندی، تعهد اخلاقی و هم راستایی ارزشی را فراهم می کند. از نظر کاربردی، یافته ها گویای آن است که سازمان ها برای بهره گیری مؤثر از سرمایه معنوی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که همزمان سطوح فردی، بین فردی و ساختاری را پوشش دهد. درنهایت پژوهش حاضر با ارائه تصویری منسجم از مسیرهای اثرگذاری سرمایه معنوی می تواند مبنایی نظری برای توسعه مدل های تلفیقی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست گذاری منابع انسانی و طراحی محیط های کاری معنابخش باشد. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند از پژوهشگران و صاحب نظرانی که آثار علمی آنان مبنای این مرور نظام مند قرار گرفته و به غنای ادبیات پژوهش کمک کرده اند، قدردانی کند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۲۷.

الگوی قرآنی سلامت روان با تأکید بر مفاهیم رضا، شکر و امید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
سلامت روان به عنوان یکی از ارکان کلیدی کیفیت زندگی تحت تأثیر عوامل معنوی و روان شناختی قرار دارد. قرآن کریم به عنوان منبع اصلی هدایت، مفاهیم مهمی مانند «رضا»، «شکر» و «امید» را معرفی می کند که اجزای بنیادین سلامت روان را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی عمیق این سه مفهوم در آیات قرآن و تطبیق آن ها با نظریه های روز روان شناسی، به ویژه روان شناسی مثبت نگر و معناگرا می پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی، داده ها از طریق نظرسنجی ها و تحلیل متون جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که پذیرش تقدیر الهی (رضا) می تواند به بهبود تاب آوری و کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. همچنین، قدردانی از نعمت ها (شکر) به افزایش احساسات مثبت و کاهش استرس منجر می شود و به عنوان مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شناخته می شود. داشتن نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده (امید) نیز به تقویت روحیه و افزایش تاب آوری افراد کمک می کند. این ارتباط میان مفاهیم دینی و نظریه های روان شناسی مدرن، چشم انداز جدیدی برای مشاوره و درمان های روان شناختی اسلامی ایجاد می کند و می تواند به عنوان راهکار مؤثری برای ارتقاء سلامت روان در جامعه مدرن مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، این مطالعه تأکید دارد که پیوند میان آموزه های دینی و رویکردهای علمی می تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان افراد کمک کند.
۲۸.

تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می دهد که در حالت کلی می توان گفتمان های موجود را در دو گروه گفتمان های تعادل بخش (با خرده گفتمان های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت های تعادلی، جبران) و گفتمان های انحرافی (با خرده گفتمان های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.
۲۹.

رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی؛ نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی در رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد مشهد در اردیبهشت 1403 که کمتر از 5 سال از زندگی مشترک آنان گذشته باشد، بود که 214 نفر به عنوان نمونه ی پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فردی-دموگرافیک، استحکام روان شناختی کلاف و همکاران (2002)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) و جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950) بود. تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت و در کلیه تجزیه و تحلیل های آماری این پژوهش از نرم افزارAmos22 و SPSS22 استفاده گردید. نتایج نشان داد که سن به صورت مستقیم با سازگاری زناشویی و به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق جهت گیری مذهبی با سازگاری زناشویی رابطه دارد (05/0› p-value)؛ باید اضافه نمود، سن به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق استحکام روان شناختی با سازگاری زناشویی رابطه نداشت (05/0< p-value). با استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در زنان یک رابطه خطی ساده نیست و جهت گیری مذهبی می تواند نقش میانجی گرانه ایفا کند.
۳۰.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدّت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به متخصص مغز و اعصاب شهر ارومیه به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی را به مدت یازده جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند و در گروه کنترل مداخله ای ارائه نشد. گردآوری داده ها با پرسشنامه های درد مک گیل (MPQ)، کنترل هیجانی (ECQ2) و سردرد میگرن اهواز (AMQ) استفاده شد. تحلیل کواریانس نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی بازداری هیجانی، نشخوار ذهنی، سردرد و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی را به طور معناداری کاهش می دهد (P<0.05). یافته های پژوهش حاضر گویای آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی رویکردی اثربخش برای بهبود کنترل هیجانی و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی بوده و می تواند در این گروه به طور کاربردی و موثری مورد استفاده قرار گیرد.
۳۱.

مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک با نقش میانجی گری استرس ادراک شده در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۷
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی و اضطرابی) با نقش میانجی استرس ادراک شده در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1403 بود. از بین جامعه آماری 338 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری پنهان رابطه ای (MCAQ)، پرسشنامه بخشش (FQ)، پرسشنامه تجربه روابط نزدیک (ECRQ) و پرسشنامه استرس ادراک شده (PSQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد. همچنین نتایج نشان داد ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین بخشش با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=-0/192) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=-0/19) منفی و معنادار بود. علاوه بر این ضریب مسیر بین استرس ادراک شده با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/326) مثبت و معنادار بود. یافته دیگر این بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/254) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/185) مثبت و معنادار است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اضطرابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/274) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/272) مثبت و معنادار است. در نهایت نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی معنادار بود. بر این اساس چنین نتیجه گیری شد که استرس ادراک شده به صورت معنادار رابطه بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی در زنان متاهل را میانجیگری می کند. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت استرس نقشی مخرب در ایجاد پرخاشگری پنهان زناشویی همچنین تخریب روابط زناشویی دارد. بر این اساس می توان با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب و با کاهش استرس ادراک شده زنان، از میزان آسیب های زناشویی آنان کاست. 
۳۲.

نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
هدف انجام این پژوهش مطالعه نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر کنکوری شهر اصفهان طی سال تحصیلی 1403- 1404 بوده است که از این جامعه با توجه به روش نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، پرسشنامه انگیزش تحصیلی و پرسشنامه هدف در زندگی استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها، جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بوده است که نقش میانجی متغیر هدف در زندگی در رابطه بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و بی انگیزگی تحصیلی، ارتباط بین سبک هویت هنجاری و بی انگیزگی تحصیلی و ارتباط بین سبک هویت سردرگم/اجتنابی و بی انگیزگی تحصیلی تأیید شده است. با توجه به این نتایج می توان استنباط کرد که سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی از طریق متغیر میانجی هدف در زندگی، به صورت غیرمستقیم بر بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری تأثیر داشته است بنابراین داشتن معنای روشن و هدفمند از زندگی می تواند پیامدهای منفی سبک های هویتی ناسازگار را کاهش دهد. در نتیجه، جهت دهی به هدف های فردی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در کاهش بی انگیزگی تحصیلی و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان کنکوری مورد توجه برنامه ریزان آموزشی و مشاوران تحصیلی قرار گیرد.
۳۳.

طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه بوعلی سینا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و هدف : هدف پژوهش طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران  (مطالعه موردی  دانشگاه بوعلی سینا) می باشد روش شناسی پژوهش : روش تحقیق ترکیبی (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی است. برای تحلیل داده های کیفی از روش فراترکیب  و از روش تحلیل عاملی برای داده های کمی استفاده شده است .با عنایت به اینکه پرسشنامه بر اساس تکنیک دلفی و نظرات خبرگان تهیه شده است بنابراین به خودی خوداز اعتبار و روایی لازم برخوردار است.  نتایج پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزارspss  مقدار 0.854را برای آلفای کرونباخ نشان داد که نشان دهنده تایید پایایی پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی ،خبرگان حوزه رهبری آموزشی به صورت نمونه گیری هدفمند و در مرحله کمی شامل اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا مشتمل بر 460 نفر بوده است که نمونه گیری در مرحله کمی به تناسب حجم جامعه ، نمونه اماری از دانشکده ها  به تعداد210نفر انتخاب شدند.   یافته ها : یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی سلسله مراتبی و روابط علت و معلولی ابعاد مدل با استفاده از فن تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. یافته ها نشان داد که مدل بومی توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران باتوجه به نتایج حاصله از برازش مطلوبی برخوردار است که بعنوان مدل بومی  توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران می توان از آنها  استفاده نمود. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند با توجه به مدل بومی توسعه رهبری آموزشی به همراه ابعاد و مولفه های آن مورد توجه رهبران آموزشی قرار گیرد.
۳۴.

بررسی اثربخشی آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی سالمندان انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 45 سالمند از مراکز آموزشی و توانبخشی سالمندان کلبه نور و رنگین کمان سپید بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش 22 نفری و یک گروه کنترل 23 نفری جایگزین شدند. مداخله در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه کنترل این آموزش را دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، نسخه سالمندان می شد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن (عملکرد حسی، خودمختاری، فعالیت های گذشته، حال و آینده، مشارکت اجتماعی، نگرانی درباره مرگ و مردن، و توانایی برقراری روابط صمیمانه) در سالمندان تاثیر مثبت و معناداری داشت. یافته ها اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور فراهم می کند. بنابراین، متخصصان و روانشناسان می توانند برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان از بسته خدمات توانبخشی محله محور استفاده کنند.
۳۵.

مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۴
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «داده بنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری مبتنی بر اشباع نظری داده ها تا 10 نفر شرکت کننده ادامه یافت. روش گردآوری داده ها «مصاحبه نیمه ساختاریافته» بود. داده ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار داده ها، از روش «سه سویه سازی» استفاده شد. نتایج نشان داد «عوامل علّی» شامل علل روان شناختی – بیولوژیک، اعتقادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی، هویت یابی نوجوانی، جامعه-شناختی و اقتصادی بود. «شرایط مداخله ای» شامل عوامل نهادی، عوامل نسلی و ارتباطی و «شرایط زمینه ای» شامل شرایط کلی، شرایط خانوادگی مستعد، شرایط انضباطی، شرایط بالینی و شرایط شناختی – ارتباطی بودند. «راهبردها» شامل راهبرد درمانی درون نهادی مؤثر، راهبرد ارتباطی راهبرد درون نهادی غیرمؤثر، راهبرد برون نهادی و راهبرد ترکیبی بودند. «پیامدها» شامل افزایش رفتارهای پرخطر، پیامدهای بالینی - روان شناختی، پیامدهای پرورشی و پیامدهای آسیب زا بود. پژوهش حاضر، مدل پارادایمی جامعی از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه اردکان درباره رفتارهای پرخطر دانش آموزان ارائه می دهد. این مدل، ضمن تأکید بر ماهیت سیستمی و پیچیده رفتارهای پرخطر، لزوم توجه هم زمان به عوامل فردی، خانوادگی، نهادی و محیطی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی را آشکار می سازد.
۳۶.

پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع مطالعات همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 1404-1403 بود، که 240 نفر از میان آن ها با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013)، پرسشنامه سبک زندگی مجازی محور (طاهری، 1393) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی (پایوا و همکاران، 2014) بود. تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (020 /0=RMSEA 963,/0=CFI، 93/3= X2/df و 05/0>P). یافته ها نشان داد سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر تأثیر مستقیم و معناداری دارد (355/0=β). همچنین، سرمایه اجتماعی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر، تأثیر مثبت و معناداری داشت (413/0=β). سبک زندگی مجازی محور به طور غیرمستقیم و از طریق سرمایه اجتماعی اثر معناداری بر درگیری تحصیلی دارد (192/0=β و 0/001=P). براساس نتایج پژوهش حاضر، برای ارتقای درگیری تحصیلی دانش آموزان پیشنهاد می شود، نهادهای آموزشی بخصوص مدارس، برنامه های آموزشی و کارگاه های مهارتی برگزار کنند تا به آموزش نحوه استفاده موثر از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بپردازند، و با تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد یک فضای حمایتی آنلاین به افزایش درگیری تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کنند.
۳۷.

تجربه زیسته زنان از میزبانی کودکان شیرخوارگاه در دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۸
کودکانی که از مراکز بهزیستی رشد میکنند، نسبت به کودکانی که در خانواده بزرگ می شوند، تعامل اجتماعی کمتری دریافت می کنند و بیشتر احتمال دارد که در طول رشد خود، مشکلات عاطفی و رفتاری پایدار را تجربه کنند؛ لذا در ایران چندین سال است که طرح میزبانی موقت از کودکان بی یا بدسرپرست ایجاد شده تا علاوه بر مراقبت جسمی، این کودکان نیازهای عاطفی خود را نیز تامین کنند. از آنجا که در تابستان ۱۴۰۴، جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم غاصب صهیونیستی رخ داد، برای تامین امنیت نوزادان، بهزیستی فرایند انتقال کودکان به خانهها برای میزبانی موقت را تسهیل بخشید که هم برای نهاد بهزیستی و هم برای والدین میزبان با چالشها و تجارب منحصربفردی همراه بود؛ لذا پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته مادران میزبان در این جنگ پرداخت. برای انجام این مطالعه کیفی، بااستفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۱ مادر مصاحبه شد و با روش کلایزی، اطلاعات تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع در تحلیل دادهها، ۶۷ کد باز، ۲۳ کد محوری و ۷ تم بدست آمد؛ تمها شامل: باورهای پسامیزبانی در جنگ، الگوهای هیجانی میزبانی در جنگ ، تحولات کنشی در فرایند میزبانی ، انگیزش میزبانی در جنگ ، چالشهای میزبانی در جنگ ، توسعه هویت مادری و میزبانی در جنگ و تدابیر تسهیلگر بهزیستی برای میزبانی در جنگ بود. درمجموع میتوان نتیجه گرفت تجربه میزبانی، یک فرایند وجودی، عمیقا تغییردهنده و پیچیده است که هم مراقبت های لازم را برای کودک مهیا می کند و هم مادر میزبان را نسبت به قبل، به زنی توانمندتر مبدل میسازد.
۳۸.

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول انجام گردید. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر، داش آموزان دختر متوسطه اول شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور نخست، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی دردوگروه آزمایش و یک گروه کنترل(هرکدام 20 نفر) قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های روابط بین فردی چیا و فائو (2011)، و باورهای فراشناختی مربوط به استفاده از تلفن هوشمند کاسل و همکاران (2020)، استفاده شد. یافته ها: داده ها با روش آزمون تحلیل کوواریانس چند و تک متغیری، تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت های ذهن آگاهی بر روابط بین فردی و باورهای مرتبط با استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: درتوصیف یافته های این تحقیق می توان گفت،آموزش های ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی یکی از رویکردهای موثردرزمینه بهبودغنی سازی کیفیت زندگی افراد است که دارای ساختار مطلوبی جهت کار روی مسائل مختلف مراجعان از جمله روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول است.
۳۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و درگیری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۹۹
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و درگیری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال سلوک بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول منطقه 6 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج ( 2002، CERQ) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2012؛ AEQ) بود. گروه آزمایش تحت درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای دوبار قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین های پس آزمون در متغیرهای نظم جویی شناختی هیجان و درگیری تحصیلی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (۰۵/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نظم جویی شناختی هیجان منفی و افزایش نظم جویی شناختی هیجان مثبت و درگیری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال سلوک اثربخش بوده است.
۴۰.

The Mediating Role of We-ness in the Relationship between Primary Object Relations and Ego Strength with Marital Stability

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۶
Objective: The present study aims to investigate the factors influencing marital stability, considering the mediating role of we-ness. Methods: The research method was descriptive-correlational study employed structural equation modeling (SEM) and and the statistical population was all married individuals residing in Varamin and Pishva cities in 2025. Using a purposive sampling method, 388 participants were selected. Data was collected using the following standardized questionnaires: the Marital Instability Index (MII), the Bell Object Relations Inventory (BORI), the Ego Strength Scale (ESS), and the We-ness Questionnaire (WQ). Data analysis was performed using structural equation modeling and correlation tests. Results: The final model demonstrated an acceptable fit to the data, with indices such as RMSEA = 0.076 and CFI = 0.899. All observed variables loaded significantly onto their respective latent constructs, with factor loadings exceeding 0.3 (p < .05). In addition, the mediating role of we-ness in the indirect relationship between primary object relations and ego strength with marital stability was confirmed. Conclusion: The results highlight the importance of primary object relations and ego strength, as well as the key role of we-ness as an influential mechanism on marital stability. Consequently, designing educational interventions for parents (particularly mothers) focusing on primary object relations and fostering a sense of we-ness could contribute to enhanced marital durability.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان