فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to explain critical thinking in electronic education. The qualitative research aimed at analyzing the importance of critical thinking skills in improving students' virtual education learning with a descriptive-interpretive approach sought answers to the following 2 questions: 1- How do students describe their learning experiences with critical thinking in virtual education? 2- What changes has the critical thinking skill made in learning the virtual education of students? The data collection tool was an open-ended interview, with 12 of the 98 incoming student teachers, with targeted sampling and the research location of the Faculty of Teacher Education, Farhangian University of Ardabil, who had studied with virtual education. Analysis of the findings after implementing the experiences and interviews of the students and the components obtained from the open and central and selective coding with 6 components (self-knowledge - spirituality - media literacy - receptivity to criticism and criticism - pluralism - cognition and metacognition) It led to the conclusion of the following 3 themes according to the elements of the national curriculum and the goals of education as follows: 1- Communication with oneself 2- Communication with God 3- Communication with creation It could be used in educational systems and the positive and negative consequences in learning and education in order to be successful in learning, and it is necessary that the virtual learner is not limited to education, but must be a critical thinker or acquire educational skills and abilities during his education.
اثربخشی یادگیری مغز محور بر تعلل ورزی تحصیلی و ارتقای تاب آوری دانش آموزان با اختلال یادگیری
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۳۷۴-۳۶۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی یادگیری مغزمحور بر تعلل ورزی تحصیلی و ارتقای تاب آوری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزﻣﺎیﺸﯽ با طرح پیش آزمون- پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 3042 نفر بود که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 60 نفر بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و در دو گروه 30 نفر (آزمایش) و 30 نفر (گواه) گمارده شدند. در نهایت گروه آزمایش 8 جلسه 30 دقیقه ای و به مدت 4 هفته متوالی (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش یادگیری مغز محور جعفرپور و زارعی (1397) قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های تعلل ورزی سولومون و روثبلوم (1984) و تاب آوری کونور و دیوسون (2003) استفاده شد. بعد از تائید نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلکز تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره موردبررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد پروتکل آموزشی یادگیری مغزمحور بر تعلل ورزی تحصیلی و ارتقای تاب آوری دانش آموزان معنادار بود. بر اساس نتایج می توان گفت که آموزش یادگیری مغزمحور باعث کاهش سطح تعلل ورزی و ارتقاء سطح تاب آوری دانش-آموزان با اختلال یادگیری پایه ششم ابتدایی شهرستان بوکان می گردد.
اثربخشی جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۷۰-۵۵۹
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه معلمان شهر خرم آباد در سال 1402 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین قرار گرفت؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون (1970)، پرسشنامه اشتیاق به کار اترخت اسچافلی و همکاران (2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی شغلی استون و ون لار (2018) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار اس پی اسس نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که جلسات آموزشی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین می تواند به عنوان یک شیوه آموزشی مناسب برای بهبود عملکرد شغلی، اشتیاق به کار و کیفیت زندگی شغلی در معلمان به کاربرده شود.
تاب آوری زنان خانه دار در قرنطینه کووید 19: نقش تصور از خدا و کیفیت زندگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با شیوع کووید 19 ابعاد مختلف زندگی همه انسانها بویژه زنان خانهدار دستخوش تغییر شد؛ محدودیتهای اجتماعی و آشفتگیهای روانی همراه با همهگیری، تابآوری آنان را به چالش کشید. هدف این پژوهش، تعیین نقش تصورات مثبت و منفی از خدا و کیفیت زندگی در پیشبینی تابآوری زنان خانهدار شهر تبریز بود. مواد و روشها: پژوهش کمی حاضر، از نوع پژوهشهای توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه زنان خانهدار ساکن شهر تبریز در اواخر زمستان سال 1400 و اوایل سال 1401 بوددّ از بین آنان 222 نفر به شیوه نمونهگیری دردسترس انتخاب شده و با توجه به شیوع سویه امیکرون کروناویروس به صورت آنلاین به پرسشنامه تصور از خدا، مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون، و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی پاسخ دادند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS-16 استفاده شد. یافتهها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که تصور مثبت از خدا با تابآوری بالا و تصور منفی از خدا با تابآوری پایین همراه است (05/0 > P)، همچنین، بین کیفیت زندگی و مولفههای آن با تابآوری رابطه مثبتی وجود دارد (05/0 > P). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه 43 درصد از تغییرات تابآوری بوسیله متغیرهای تصور مثبت از خدا (32/0=β) و کیفیت زندگی (54/0=β) قابل تبیین است. نتیجهگیری: توجه هرچه بیشتر بر آموزهای مذهبی و ایجاد تصورات مثبت از خداوند و نیز، بهبود کیفیت زندگی زنان خانهدار در راستای ارتقای تابآوری آنان در مواجهه با چالشهای زندگی، پیشنهاد میشود.
اثربخشی مداخله مبتنی بر مدل جامع تجربه زیسته سازگاری بر ابعاد سازگاری دانشگاهی دانشجویان ناسازگار سال اول دانشگاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از سازه های روان شناختی بااهمیت برای موفقیت و ماندگاری دانشجویان در دوره پرچالش سال اول دانشگاه سازگاری است. این پژوهش با این هدف انجام شد که اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر مدل جامع تجربه زیسته سازگاری را بر ابعاد سازگاری دانشجویان ناسازگار سال اول دانشگاه مورد بررسی قرار دهد. روش ها: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان ناسازگار سال اول دانشگاه آزاد بندرعباس در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. نمونه شامل 40 نفر از دانشجویان با سازگاری پایین بود که به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه سازگاری دانشجو با دانشگاه (بیکر و سیریک، 1986) گردآوری شد. گروه آزمایش به مدت 18 جلسه 60 دقیقه ای مورد مداخله برنامه آموزشی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای سازگاری تحصیلی، اجتماعی، شخصی-عاطفی و دلبستگی به دانشگاه تفاوت معناداری وجود دارد (0/05>p). همچنین نتایج تحلیل واریانس تک متغیره حاکی از آن بود که همه ابعاد سازگاری دانشجویان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بالا بود و این تفاوت ها در مرحله پیگیری 2 ماهه نیز به نفع گروه آزمایشی معنادار بوده اند (0/05>p). نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مثبت برنامه مداخله مبتنی بر مدل جامع تجربه زیسته سازگاری بر افزایش ابعاد سازگاری دانشجویان ناسازگار، استفاده از برنامه مداخله ای مذکور جهت کاهش مشکلات سازگاری دانشجویان سال اول پیشنهاد می شود.
شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران با تأکید بر منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به تغییرات گسترده اجتماعی و فرهنگی در جامعه و سخت تر شدن امر ازدواج، بحث از آمادگی هایی پیش از ازدواج، به ویژه در دختران بسیار ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران با رویکرد اسلامی تدوین گردیده است. این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی و کیفی به منظور کشف و تعیین شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران انجام گرفته و اطلاعات مورد نیاز با شیوه داده پردازی کتابخانه ای از منابع اسلامی (قرآن و روایات) گردآوری شد. براساس نتایج تحقیق شاخص های آمادگی در 7 حوزه به دست آمد که عبارتند از: آمادگی های دینی، شناختی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، جسمی و جنسی؛ در هر یک از این محورها، شاخص های آمادگی تعریف و زیر مؤلفه های مناسب تبیین گردید. در نهایت روایی محتوایی یافته ها مورد ارزیابی کارشناسان قرار گرفت و نتایج نشان داد که شاخص های آمادگی ازدواج دختران از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار می باشند.
بررسی تأثیر آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: آمار روزافزون وابستگی به مواد مخدر بخصوص اشاعه آن در بین نوجوانان و دانش آموزان نشان می دهد که نسل جوان و دانش آموز که باید در جهت سازندگی و پیشرفت جامعه مشارکت داشته باشند، در دام اعتیاد به هدر می رود. ازاین رو، لازم است بررسی های وسیع و عمیق در مورد شناسایی عوامل زمینه ساز اعتیاد انجام گیرد، لذا با توجه به این که پیش گیری بهتر از درمان است در پژوهش حاضر هدف آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان پرداخته شد. مواد و روش کار: روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوم ناحیه 2 شهر زاهدان با تعداد 3500 نفر تشکیل دادند که نهایت تعداد 60 دانش آموز به صورت تصادفی ساده در 3 گروه آزمایش با تعداد 45 نفر (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل با تعداد 15 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد وید و بوچر (۱۹۹۲)، و آزمون هیجان خواهی و پرسشنامه کنترل خشم استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. داده های حاصل از پرسشنامه ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون لوین و تحلیل کوواریانس از طریق نرم افزارهای SPSS23 صورت گرفت. یافته ها: با توجه به کمتر بودن سطح معناداری از 01/0 می توان نتیجه گرفت واریانس های متغیر آمادگی اعتیاد همگن می باشند. به عبارت دیگر بین متغیر آمادگی اعتیاد موردبررسی در بین دو گروه پیش از آزمون و پس از آزمون موردبررسی تفاوت معناداری وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های به دست آمده از نشان داد که آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم سرکوب شده بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان پسر متوسطه دوم زاهدان مؤثر بود.
تجارب صمیمیت بین فردی زنان مطلقه کانادایی: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف طلاق رویدادی مهم در زندگی است که تأثیر عمیقی بر زندگی عاطفی و اجتماعی افراد، به ویژه بر تجربیات و درک آن ها از صمیمیت بین فردی می گذارد. این مطالعه با هدف بررسی تجربیات زیسته زنان مطلقه در زمینه صمیمیت بین فردی، شناسایی چالش ها و دگرگونی هایی که پس از طلاق متحمل می شوند، انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه کیفی، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند با ۲۳ زن مطلقه از ریچموند هیل، انتاریو، در سال ۲۰۲۳ از آوریل تا جولای انجام شد. معیارهای ورود شامل زنانی بود که حداقل 1 سال طلاق گرفته بودند، بین ۲۸ تا ۵۴ سال سن داشتند و مایل به بحث در مورد تجربیات خود بودند. این مصاحبه ها گذار های عاطفی، شبکه های حمایت اجتماعی، ادراک از خود و چشم انداز آینده در روابط را مورد بررسی قرار دادند. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون برای دستیابی به اشباع نظری و با استفاده از نرم افزار NVivo تجزیه وتحلیل شد. یافته ها چهار موضوع اصلی گذار عاطفی، حمایت اجتماعی و انزوا، هویت و ادراک از خود و چشم انداز و روابط آینده شناسایی شد. این مضامین طبقات و مفاهیم مختلفی را دربر می گرفت و سفر عاطفی پیچیده سوگواری و خودشناسی، نقش محوری شبکه های اجتماعی و ادراکات اجتماعی، بازنگری در هویت خود و خوش بینی محتاطانه نسبت به ایجاد روابط صمیمی جدید را آشکار می کرد. نتیجه گیری این مطالعه تعامل پیچیده بین عوامل عاطفی، اجتماعی و شخصی را که تجربیات زنان مطلقه از صمیمیت بین فردی را شکل می دهد، روشن می سازد. یافته ها اهمیت شبکه های حمایتی، پذیرش اجتماعی و رشد شخصی را در پیمایش پیچیدگی های صمیمیت پس از طلاق برجسته می کند. همچنین به درک عمیق تری از چالش ها و فرصت هایی که زنان مطلقه در زمینه روابط با آن مواجه اند، کمک می کند و بینش هایی برای مداخلات درمانی و حمایت اجتماعی ارائه می دهد.
مقایسه جهت گیری زندگی، حالات خلقی و شادکامی زناشویی در والدین کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری خاص و کودکان عادی
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: اختلالات یادگیری خاص، اختلالات عصبی-شناختی هستند که به طور قابل توجهی بر توانایی های تحصیلی کودکان تأثیر می گذارند که ممکن است جنبه های مختلف زندگی و روان شناختی والدین آن ها را نسبت به والدین کودکان عادی تحت تأثیر قرار دهد. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف مقایسه جهت گیری زندگی، حالات خلقی و شادکامی زناشویی در والدین کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری خاص و کودکان عادی انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین دارای کودکان 7 تا 12 سال با اختلالات یادگیری خاص که به مراکز روانشناسی و روان پزشکی در مناطق مختلف شیراز مراجعه کرده بودند و همچنین والدین کودکان عادی همین سن در مقطع دبستان از تمامی نواحی شیراز در سال 1403 بود. از بین والدین کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری خاص، 20 زوج و از بین والدین کودکان عادی نیز 20 زوج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های جهت گیری زندگی شییر و کارور (1985)، حالات خلقی برومز (2007) و شادکامی زناشویی آزرین و همکاران (۱۹۷۳) بود. داده های به دست آمده به وسیله نرم افزار SPSS.23 و با آزمون واریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در جهت گیری زندگی، حالات خلقی و شادکامی زناشویی دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد. به طوری که خوش بینی، حالات خلقی مثبت و شادکامی زناشویی والدین کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری خاص به طور معناداری کمتر از والدین کودکان عادی؛ و بدبینی و حالات خلقی منفی آن ها به طور معناداری بیشتر از والدین کودکان عادی بود (05/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود کارگاه های آموزشی برای والدین کودکان مبتلابه اختلالات یادگیری خاص باهدف ارتقای جهت گیری زندگی، بهبود حالات خلقی و افزایش شادکامی زناشویی برگزار شود.
اثربخشی معنویت درمانی مثبت نگر بر رضایتمندی و فرسودگی شغلی معلمان مدارس استثنائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
207 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر مداخله معنویت درمانی مثبت نگر بر رضایت و فرسودگی شغلی معلمان مدارس استثنائی بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون/ پس آزمون و دارای گروه کنترل بود. از جامعه آماری معلمان مدارس استثنائی مقطع ابتدایی شهر تبریز در سال تحصیلی 1401-1402 ، نمونه ای به تعداد 30 معلم زن، به صورت در دسترس انتخاب شد. سپس معلمان منتخب به دو گروه 15 نفری تقسیم و از لحاظ سابقه شغلی و مدرک تحصیلی همتاسازی شده و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تخصیص یافت. اعضای گروه آزمایش به مدت ده جلسه 90 دقیقه ای، به صورت هفته ای یک جلسه مداخله معنویت درمانی مثبت نگر را دریافت کردند. کلیه آزمودنی ها ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فرسودگی شغلی و پرسشنامه رضایت شغلی را در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و شش ماه بعد تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط در SPSS24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد؛ مداخله معنویت درمانی مثبت نگر بر رضایتمندی و فرسودگی شغلی تأثیر معناداری داشته است (001/0P<). همچنین نتایج حاصل از پیگیری، بیانگر آن بود که اثر آموزش معنویت درمانی مثبت نگر بر متغیر رضایت مندی در مرحله پیگیری پایدار بوده و بازگشت نداشته است، اما اثر مداخله بر فرسودگی شغلی در مرحله پیگیری پایدار نبوده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، تدوین و ارائه مداخلات مبتنی بر معنویت برای معلمان جهت افزایش رضایتمندی و کاهش فرسودگی شغلی پیشنهاد می شود.
تبیین نقش نیرومندی من و جایگاه وضعیت اشتغال در گرایش به خودکشی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
230 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: خودکشی، یکی از بزرگ ترین معضلات در زمینه سلامت روان است. لذا هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری گرایش به خودکشی بر اساس نیرومندی من با نقش تعدیل گری وضعیت اشتغال در زنان مطلقه است. روش: پژوهش حاضر در رده پژوهش های کاربردی و از نوع همبستگی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان مطلقه تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) اصفهان در سال 1402 بود که ابتدا به روش نمونه گیری چندمرحله ای از میان مناطق پنجگانه، دو منطقه (2 و 3) انتخاب و تعداد 270 نفر بر اساس جدول مورگان و جریسی و حداقل کفایت افراد گروه نمونه (SMART PLS3) انتخاب گردید. لذا پس از خارج نمودن تعداد پرسشنامه های مخدوش در نهایت تعداد 250 پرسشنامه بررسی شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سنجش افکار خودکشی (بک، 1961) و پرسشنامه سنجش نیرومندی من (استروم و همکاران،1997) بودند. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی معنی دار است (001/0≥p، 455/0- β=). همچنین تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی در زنان مطلقه خانه دار (001/0≥p، 637/0- β=) و زنان مطلقه شاغل (001/0≥p، 311/0- β=) معنادار به دست آمد. در راستای بررسی نقش تعدیل گر وضعیت اشتغال، ضرایب تأثیر نیرومندی من بر گرایش به خودکشی در گروه زنان خانه دار و شاغل بررسی شد و بر اساس میزان تفاوت این ضرایب (326/0) وضعیت اشتغال تقشی تعدیل گر دارد (001/0≥p). نتیجه گیری: با توجه به نقش تعدیل گر معنادار وضعیت اشتغال، می توان با اشتغال زایی مناسب برای زنان گرایش به خودکشی را در این قشر کاهش داد.
مقایسه اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی در کودکی است که در صورت عدم درمان موجب اختلالات شدید در بزرگسالی خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری ۳ ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دارای دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مقطع ابتدایی مدارس ناحیه یک شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ بودند که با روش نمونه گیری هدفمند 45 دانش آموز انتخاب، و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری (15 نفر در گروه مداخله مبتنی بر دلبستگی، 15 نفر درگروه شناختی- رفتاری، و 15 نفر در گروه گواه) جایدهی شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم والد پرسشنامه اضطراب جدایی (هان و همکاران،۲۰۰۳)، پرسشنامه اضطراب چندبعدی کودکان (مارچ و همکاران، 1997) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده ازنرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو مداخله مبتنی بر دلبستگی و مداخله شناختی- رفتاری تفاوت معنادار درکاهش ابعاد چندگانه اضطراب (0001/0P=، 207/4F=) وجود دارد. همچنین، در مرحله پس آزمون هر دو روش درمانی به یک اندازه اثر معناداری بر ابعاد چندگانه اضطراب داشته اند و تداوم اثربخشی هر دو مداخله در مرحله پیگیری نیز مشاهده شد (001/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، مداخله مبتنی بر دلبستگی با تمرکز بر بهبود روابط عاطفی و کاهش نگرانی های مربوط به جدایی و مداخله شناختی- رفتاری به دلیل تمرکز بر تغییر الگوهای فکری ناکارآمد و ارتقاء مهارت های مقابله ای، می تواند به عنوان روش های مؤثری برای کاهش ابعاد چندگانه اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین استفاده از هر دو شیوه بسته به شرایط مراجع، پیشنهاد می شود.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشخوار فکری در زنان متقاضی طلاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: سالم ترین جامعه بشری جامعه ای است که کوچک ترین واحد آن یعنی خانواده، سالم باشد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشخوار فکری در زنان متقاضی طلاق بود..
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع طرح آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری بود. در پژوهش حاضر از پرسشنامه نشخوار فکری (1991) و پروتکل درمان متمرکز بر شفقت استفاده شد. جامعه آماری شامل تمام زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناختی شهر شیراز بود. نمونه شامل 40 زن متقاضی طلاق بود که از روش هدفمند انتخاب شد که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی گروه درمان متمرکز بر شفقت (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شد.
یافته ها: دستاورد تحلیل داده ها نشان داد که درمان متمرکز برشفقت بر کاهش نشخوار فکری در زنان متقاضی طلاق به طور معناداری اثربخش بود به گونه ای که اندازه اثر درون گروهی به میزان 56/0 و بین گروهی به اندازه 57/0 حاصل شد (P<0.05).
نتیجه گیری: بنابراین، می توان از درمان متمرکز بر شفقت به عنوان روش درمانی موثر بر کاهش نشخوار فکری در زنان متقاضی طلاق استفاده نمود.
پیش بینی انسجام خانوادگی براساس تمایز یافتگی و مرزهای زوجینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تمایز یافتگی و مرزهای اسلامی زوجینی در پیش بینی انسجام خانوادگی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متاهل شهر قم در سال 1401 بود که از بین آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 300 زن و مرد متاهل انتخاب و پرسشنامه های انسجام خانوادگی (السون و همکاران، 1985)، تمایزیافتگی (دریک، 2011) و مرزهای زوجینی (هوشیاری، 1399) را تکمیل نمودند. اطلاعات بدست آمده با روش های آماری تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با کمک نرم افزار Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد مرزهای اسلامی زوجینی و تمایزیافتگی به طور همزمان 49/0 از تغییرات «انسجام خانوادگی» را تبیین می کنند. با بهره گیری از نتایج پژوهش می توان گفت؛ تبیین اهمیت و آموزش تمایز یافتگی و مهارت تنظیم مرزهای زوجینی بر اساس منابع اسلامی به زوجین موجب کاهش تعارضات زناشویی و افزایش انسجام خانوادگی می گردد.
نقش واسطه ای خودکارآمدی و امید در رابطه عزت نفس و رضایت از زندگی: یک مطالعه تحلیل مسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای خودکارآمدی و امید در رابطه عزت نفس و رضایت از زندگی بود. روش پژوهش، از نوع توصیفی – همبستگی و جامعه آماری، کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان بود که بر اساس جدول مورگان از بین آنان 353 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از چهار پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ (SES)، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE)، مقیاس امید اسنایدر (AHS) و رضایت از زندگی داینر (SWLS)، استفاده شد. اطلاعات بدست آمده از طریق مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) ، با استفاده از روش تحلیل مسیر با بهره گیری از مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986)، با نرم افزار SPSS26 و AMOS24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاکی از تحلیل مسیر، بیانگر معناداری نقش واسطه ای خودکارآمدی در رابطه ی میان عزت نفس با رضایت از زندگی بود بطوریکه مسیر عزت نفس به خودکارآمدی با ضریب (54/0) و مسیر خودکارآمدی به رضایت از زندگی با ضریب (22/0)، معنادار بدست آمد و مسیر عزت نفس به امید (48/0) و مسیر امید به رضایت از زندگی (47/0) معنادار بدست آمد. بنابراین، نتایج نشانگر آن است که خودکارآمدی و امید نقش میانجی میان عزت نفس و رضایت از زندگی را ایفاء می کند.
Gender (In)equality in Mandated English Language Textbooks in Iran: Teachers’ Perceptions and Implications(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
EFL textbooks play a challenging role in underpinning or imposing certain ideological values, such as gender-related values on students. Thus, this inquiry examined Iranian high school teachers’ perceptions of the issue in mandated EFL textbooks (Vision series). This study adopted an exploratory descriptive method with a qualitative approach to collect and interpret the data. The population comprised all members of the Iranian high school EFL teachers’ channel from whom, thirty teachers were selected through a volunteer sampling method. As the study concurred with the COVID-19 pandemic, a researcher-made semi-structured interview was administered via WhatsApp and Telegram, and then, the responses were analyzed and interpreted using thematic analysis via the Nvivo 12 software. The data analysis showed that most teachers believed in the unequal representation of male and female characters in the series. Moreover, it was held that gender representation has educational effects on students' learning motivation, desire, and educational goals through the creation of gender stereotype roles. The findings revealed the permanence of male dominance in the textbooks and highlighted the must for the stakeholders to address gender inequalities as one of the most crucial sociocultural concerns of Iranian EFL educational textbooks.
The Correlation between Perfectionism and Cognitive Flexibility with Math Learning in Students: The Mediating Role of Achievement Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study was conducted to investigate the mediating role of achievement anxiety in the relationship between perfectionism and cognitive flexibility in math learning in students. The study was correlational using structural equation modeling. The statistical population included senior high school female students in the academic year of 2022-2023. According to the obvious variables, allocation of 25 coefficients, and taking into account the incomplete questionnaires, 231 students were selected by convenience sampling. The instruments included Hewitt and Flett’s perfectionism (1991) questionnaire, Dennis and Vander Wal's cognitive flexibility (2010) questionnaire, and Alpert and Haber's achievement anxiety (1960) questionnaire. Also, the students’ math scores at the end of the semester were used to measure their math learning. The data were analyzed by Pearson's correlation coefficient test and structural equation modeling using SPSS18 and AMOS24 software. The results showed that perfectionism and achievement anxiety have a negative direct effect, and cognitive flexibility has a positive direct effect on math learning. Also, perfectionism and cognitive flexibility have an indirect effect on math learning through achievement anxiety. The research model was also confirmed and the result showed that the variable measurement models have a good fit and 41% of the math learning variance is explained by the research variables. The findings of this research can be beneficial for teaching and learning of students. With educational planning and helping students, their cognitive capacities and competencies can be increased and their mathematical learning can be effectively improved.
نقش واسطه ای سبک های شناختی در ارتباط بین ادراکات والدینی و انگیزش خودمختار پژوهشی در دانشجویان
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
16 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ادراک از درگیری، حمایت از خودمختاری و گرمی والدین با انگیزش خودمختار پژوهشی دانشجویان و بررسی نقش واسطه ای سبک های شناختی در این زمینه بود. در یک طرح توصیفی-همبستگی تعداد 317 نفر از دانشجویان دختر دوره کارشناسی پردیس شهید هاشمی نژاد دانشگاه فرهنگیان شهر مشهد با روش سهمیه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با مقیاس ادراکات والدینی (POPS)، آزمون گروهی اشکال نهفته (GEFT) و مقیاس انگیزش پژوهشی (MRS) انجام شد. تحلیل مسیر نشان داد اثر ادراک گرمی و حمایت از خودمختاری پدر و مادر با واسطه گری سبک شناختی بر انگیزش خودمختار پژوهشی مثبت است. اثر درگیری مادر و پدر با واسطه گری سبک شناختی بر انگیزش خودمختار پژوهشی منفی بود. بدین ترتیب والدین می توانند از طریق ارضای نیازهای حمایت از خودمختاری و پیوند داشتن و اثر گذاری بر سبک شناختی فرزندان، آنان را از بی انگیزگی که پایین ترین سطح انگیزش است به سطوح خودمختار انگیزش در رفتارهای پژوهشی سوق دهند.
تدوین مدل فرهنگ ایمنی یک شرکت فولادی: یک مطالعه آمیخته
حوزههای تخصصی:
زمینه: فرهنگ ایمنی مجموعه ای از باورها، هنجارها، انگیزه ها، نقش ها و عملکردهای تخصصی است که موجب کاهش رویارویی کارکنان ، مدیران ، مصرف کنندگان و عموم مردم با شرایط خطرناک و آسیب رسان می شود.هدف: این پژوهش به منظور تدوین یک مدل مفهومی فرهنگ ایمنی و آزمون برازش آن در شرکت فولادی انجام شد.روش: این مطالعه از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی و کمی به ترتیب از روش های کلایزی و توصیفی (همبستگی) استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کلیه کارشناسان HSE و نیروهای عملیاتی بودند که از میان آن ها 42 نفر به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری همگون انتخاب شدند. دومین جامعه آماری شامل تمام کارکنان یک شرکت فولادسازی بودند که تعداد 473 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه جهت تعیین برازش مدل انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از پدیدارشناسی توصیفی روش کلایزی و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده گردید.یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها منجر به استخراج 7 مضمون اصلی و 42 مضمون فرعی شد. مضامین اصلی عبارت بودند از مدیریت نظام مند و متعهد (با 16 مضمون فرعی)، عامل ویژگی های فردی (13 مضمون فرعی)، عامل شغلی (3 مضمون فرعی)، عامل اجتماعی (2 مضمون فرعی)، عامل محیطی (3 مضمون فرعی)، عامل سازمانی (3 مضمون فرعی) و عامل پیمانکاری (2 مضمون فرعی). بعلاوه، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفهومی استخراج شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و با مشاهدات واقعی انطباق دارد.نتیجه گیری: فرهنگ ایمنی حاکم بر صنعت فولادسازی کاملاً متأثر از عملکرد سیستم مدیریتی، شخصیتی، سازمانی، شغلی، اجتماعی، محیطی و پیمانکاری است. بنابراین، فرهنگ ایمنی یک کل چند بعدی و چند سطحی است که برای استقرار آن باید روابط ساختاری بین عوامل مدیریتی، شخصیتی، سازمانی، شغلی، اجتماعی، محیطی و پیمانکاری توجه شود.
بررسی اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه نگر بر فراشناخت و فراهیجان های مثبت و حساسیت اضطرابی در جانبازان دارای اختلال همبود وابسته به تروما و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
37 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه نگر بر فراشناختها و فرا هیجان های مثبت و حساسیت اضطرابی در جانبازان دارای اختلال همبود وابسته به تروما و افسردگی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل همراه با دوره ی پیگیری دو ماهه بود. نمونه شامل 24 نفر که به روش هدفمند از بین جانبازان اعصاب و روان مراجعه کننده یا بستری در مراکز و بیمارستان های وابسته به بنیاد شهید شیراز در سال 1402 انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. شرکت کنندگان با مقیاس-های حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986)، فراشناختها و فرا هیجان های مثبت بیر و مونتا (2010)، ضربه رویداد- تجدیدنظر شده ویز و مارمار (1997)، اختلال استرس پس ازضربه ویرایش نظامی، افسردگی بک و همکاران (1996) ارزیابی و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به وسیله ی نسخه ۲3 نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در مرحله ی پیش-آزمون نسبت به پس آزمون و دوره ی پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0> P) و تفاوتها از پس آزمون به پیگیری معنادار نیستند (05/0p> ) به این معنا که ثبات درمان در طول زمانحفظ شد..بنابراین مداخله ی درمانی بر متغیرهای پژوهش اثر بخش بوده است.