فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خانواده شالوده زندگی فردی، اجتماعی و هسته اصلی زندگی زوجین است. هدف: هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر ابعاد نارسایی هیجانی و تحمل پریشانی زنان دارای گرایش به طلاق عاطفی بود. روش:روش پژوهش نیمه آزمایشی ازنوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان متاهل دارای گرایش به طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر بابل در سه ماهه اول سال 1402 بود که تعداد 30 نفر از آنان به صورت دردسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرگروه 15نفر)جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از طلاق عاطفی پاینز (1996)، نارسایی هیجانی بگبی و همکاران (1994) و تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. برنامه آموزش ذهن آگاهی به مدت 8جلسه 90 دﻗﯿﻘﻪای براساس مدل سگال و همکاران(2002)صرفا بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار spss نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته: نتایج نشان داد بین نمرات پیش آزمون پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در نارسایی هیجانی و تحمل پریشانی زنان دارای گرایش به طلاق عاطفی و مولفه هایش تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0>p). به طور کلی آموزش ذهن آگاهی بر نارسایی هیجانی و تحمل پریشانی تاثیر معنی داری داشت(01/0>p). نتیجه گیری:مطابق با یافته ها آموزش ذهن آگاهی بر نارسایی هیجانی و تحمل پریشانی زنان دارای گرایش به طلاق عاطفی موثر بود.ازین رو از این برنامه می توان برای کمک به زنان دارای گرایش به طلاق عاطفی استفاده کرد.
تفاوت های جنسیتی در مؤلفه های عزت نفس در دانش آموختگان زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عزت نفس نشان دهنده ادراک فرد یا ارزیابی شخصی وی از ارزش خویشتن است و همچنین نشان دهنده این است که فرد تا چه حد نسبت به خودش دیدگاه مثبت یا منفی دارد. همان طورکه مفهوم عزت نفس در رشته های مختلف حائز اهمیت است، در نظام آموزشی نیز بر عزت نفس دانش آموزان تاکید شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تفاوت های جنسیتی در مؤلفه های عزت نفس در دانش آموختگان زبان انگلیسی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه دانش آموزان دوره دوم متوسطه در سال 1400 در شهر تهران تشکیل می دادند که از میان آنها به روش نمونه گیری تصادفی ساده 300 دانش آموز (150 دختر و 150 پسر) انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (1967) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون مقایسه میانگین دو گروه مستقل با شاخص t تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین دو گروه دختران و پسران به لحاظ مؤلفه های خویشتن اجتماعی (001/0=P) و خویشتن خانوادگی (031/0=P) تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری: در پژوهش حاضر دختران میانگین بالاتری را نسبت به پسران در مؤلفه های خویشتن اجتماعی و خانوادگی کسب کردند. به خانواده های دارای زبان آموز پسر ارتقای عزت نفس فرزندانشان توصیه می شود.
همبسته های شناختی اختلال وسواسی - جبری: سهم پیش بین سبک ناسازگارانه بزرگ نمایی تهدید، کارکرد اجرایی، آمیختگی فکر و عمل و فراشناخت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال وسواسی جبری یکی از شایع ترین اختلال های روانی است که بر تمام جنبه های زندگی انسان اثرگذار است. 300 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به صورت نمونه گیری خوشه ای در پژوهش شرکت داده شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های خودگزارشی سبک ناسازگارانه بزرگ نمایی تهدید، پرسشنامه نقص کارکردهای اجرایی: بارکلی، پرسشنامه ارزیابی فراشناخت - 30سؤالی، پرسشنامه همجوشی فکر و پرسشنامه مقیاس وسواس فکری عملی ییل براون پاسخ دادند. یافته های به دست آمده از تحلیل پژوهش نشان داد میان مؤلفه باور مثبت درباره نگرانی (p≤0.05) و مؤلفه های کنترل ناپذیری، اطمینان شناختی، خودمدیریتی، خودسازمان دهی، خودکنترلی و خودانگیزشی (p≤0.01) همبستگی مثبت و معناداری با علائم اختلال وسواسی وجود دارد. همچنین، میان مؤلفه های باور مثبت درباره نگرانی، کنترل ناپذیری، نیاز به کنترل، سبک ناسازگارانه بزرگ نمایی تهدید فیزیکی، خودسازمان دهی (p≤0.05) و مؤلفه اطمینان شناختی (p≤0.01) همبستگی مثبت و معناداری با علائم اختلال جبری وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای پیش بین باور مثبت درباره نگرانی، کنترل ناپذیری، خودمدیریتی و خودانگیزشی سهمی معنادار در پیش بینی مؤلفه اختلال وسواسی دارند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد متغیرهای پیش بین باور مثبت درباره نگرانی، اطمینان شناختی، سبک ناسازگارانه بزرگ نمایی تهدید اجتماعی، خودسازمان دهی و خودکنترلی در پیش بینی مؤلفه اختلال جبری در آسیب شناسی علائم وسواسی جبری سهم معنا دار داشته اند. با توجه به اهمیت نقش باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر که آن هم متأثر از باورهای فراشناختی است، در پیش بینی و تبیین علائم وسواسی، درمان فراشناختی پرفایده به نظر می رسد.
Effectiveness of Cyberbullying/Victimization prevention package on Self-esteem and cognitive flexibility of adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to assess the impact of a cyberbullying and victimization prevention program on the self-esteem and cognitive flexibility of adolescents in Osku City Iran. The research followed an experimental design with a pre-test and post-test approach. The study included all female junior high school students in Osku City during the academic year 2023-2024, selected through convenience sampling. Thirty students who had experienced cyberbullying and victimization were randomly assigned into two groups: an experimental group (15 students) and a control group (15 students). Data collection tools included a questionnaire on self-esteem, cognitive flexibility, and experiences of cyberbullying and victimization. The experimental group attended 10 sessions, each lasting 75 minutes, to receive training through the prevention program. Both groups took a pre-test before the sessions and a post-test after the training. The data were analyzed using inferential statistics and covariance analysis, which indicated that the cyberbullying and victimization prevention program effectively improved students' self-esteem and cognitive flexibility. With all research hypotheses confirmed, the strategies and skills taught to address cyberbullying and victimization contribute to enhancing the self-esteem and cognitive flexibility of students. It is recommended that educational administrators, particularly school counselors, organize workshops on cyberbullying and victimization prevention to improve the self-esteem and cognitive flexibility of adolescents.
نقش آموزش روانشناختی و حمایت والدین در مداخلات درمانی کودکان اوتیسم: یک بررسی کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
23 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزش روانشناختی و حمایت والدین در مداخلات درمانی کودکان اوتیسم بود. این بررسی که به صورت کیفی انجام گردید، به دنبال درک عمیق تر از تجربیات و دیدگاه های متخصصان و والدینی بود که در این زمینه فعالیت داشتند. روش: روش پژوهش به صورت کیفی با استفاده از تحلیل مضمون بوده و نمونه گیری به شیوه اشباع نظری انجام شد که در نتیجه آن مشارکت کنندگان پژوهش از 21 نفر از کاردرمانگران مراکز اوتیسم شهر شیراز تشکیل گردیدند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند بهره گرفته شد که مدت زمان کلی آن 589 دقیقه بود (M: 28.05±5.69) داده ها از اول اردیبهشت تا پایان خرداد سال 1401 جمع آوری و روش تحلیل داده ها، براساس تحلیل مضمون با تکیه بر شبکه مضامین بود. یافته ها: براساس مصاحبه های انجام شده با 21 کاردرمانگر فعال در حوزه کودکان اوتیسمی که با مشکلات حضور در مدرسه مواجه هستند، چالش های درمان روان شناختی این گروه از کودکان در 4 مقوله اصلی (مداخلات درمانی، اهداف درمانی، وضعیت درمان و توسعه مطلوب درمان) و 19 مقوله فرعی مرتبط با آن ها دسته بندی شدند. یافته ها حاکی از آن است که بیشترین تمرکز این متخصصین در مصاحبه بر روی مداخلات درمانی بوده و از این میان، آموزش روانی و حمایت والدین به عنوان برجسته ترین مؤلفه ها شناخته شده اند. نتیجه گیری: بنابراین مداخلاتی همچون آموزش روانی به کودکان و والدین، حمایت های مشاوره ای و آموزشی از والدین و همچنین همکاری نزدیک با متخصصان در مراکز اوتیسم، مدارس و مراکز بهزیستی برای ارائه خدمات جامع و هماهنگ به این گروه از کودکان مفید است.
بررسی رابطه بین شکفتگی تحصیلی، ادراک از محیط کلاس و اشتیاق تحصیلی در بین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۹
12 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین شکفتگی تحصیلی، ادراک از محیط کلاس و اشتیاق تحصیلی دربین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی بود. روش: روش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مورد نظر شامل تمامی دانش آموزان دختر ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 362770 نفر بود. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. با توجه به گستردگی جامعه، حجم نمونه از طریق جدول مورگان و کرجسی(1970) 384 انتخاب گردیده شد. یافته ها: اطلاعات از طریق پرسشنامه های شکفتگی تحصیلی دینر و بیسواس(2008)، ادراک از محیط کلاسفراسر و همکاران (1996) واشتیاق تحصیلی فردریکر، بلومنفیلد و پاریس(2002) جمع آوری شد.برای آزمون فرضیه ها از آزمون پیرسون، رگرسیون و معادلات ساختاری استفاده شد و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS26و pls4 انجام گردید. نتایج نشان داد که بین شکفتگی تحصیلی با ادراک از محیط کلاس(005/0P< 6.63 =t) و اشتیاق تحصیلی (005/0P< 7.45 =t)ارتباط معناداری دارد. بدین ترتیب هرچه میزان شکفتگی تحصیلی افزایش یابد ادراک از محیط کلاس و اشتیاق تحصیلی افزوده می شود. نتیجه گیری: بنا بر نتایج به دست آمده از این پژوهش به محیط های آموزشی توصیه می گردد که به صورت عملی در مراکز مشاوره، کارگاه ها و دوره های آموزشی از این سازه های تحصیلی برای مشاوران، اساتید، معلمین و والدین بیشترین استفاده را ببرند و در آموزش های خود به آنها توجه بیشتری نمایند
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه شادکامی زنان میانسال؛ در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
61 - 76
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: برای سنجش معتبر شادکامی زنان میانسال باید به ویژگی های شخصیتی، جسمانی، اجتماعی و روان شناختی آنان توجه نمود. بر این اساس، هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های روانسنجی پرسش نامه شادکامی زنان میانسال شین و همکاران در زنان میانسال ایرانی بود. روش : روش این پژوهش کمی و از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان میانسال شهر اصفهان در سال 1402 تشکیل دادند که از این افراد تعداد 344 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه های شادکامی زنان میانسال شین و همکاران، پرسش نامه رضایت از زندگی و پرسش نامه شادکامی آکسفورد پرداختند. در این مطالعه تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی و هم چنین، برای بررسی روایی همگرا از ضریب همبستگی پیرسون و برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که چهار عامل خودارزشمندی، مثبت اندیشی، خودمدیریتی و روابط خانوادگی از تحلیل عاملی اکتشافی استخراج شد. بارهای عاملی تمام سوالات حاصل از تحلیل عاملی تاییدی معنادار هستند (01/0>P) و شاخص های برازش مدل نیز از سطح قابل قبولی برخوردار هستند که همین امر تائیدکننده روایی سازه پرسش نامه می باشد. در پایان نیز وجود رابطه مثبت و معنادار خودارزشمندی، مثبت اندیشی، خودمدیریتی و روابط خانوادگی با نمره کل پرسش نامه شادکامی شین، شادکامی آکسفورد و رضایت از زندگی نشان دهنده روایی همگرای این پرسش نامه است. هم چنین، آلفای کرونباخ برای نمره کل شادکامی و مولفه های آن بین 819/0 تا 937/0 است که بیانگر پایایی مطلوب این پرسش نامه است. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حکایت از آن داشت که از نسخه فارسی پرسش نامه شادکامی زنان میانسال می توان جهت انجام اقدامات بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی با مشکل هایی در زمینه سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی مواجه هستند. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی بود. روش و مواد: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در فصل بهار سال 1403 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) تحت آموزش ذهن آگاهی شفقت محور قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سلامت روانشناختی (نجاریان و داودی، 1380)، مقیاس ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و مقیاس سازگاری زناشویی (اسپانیر، 1976) بودند و داده های آن با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در هر دو متغیر سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش ذهن آگاهی شفقت محور باعث افزایش سلامت روانشناختی و کاهش ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی شد (001/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه یعنی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور باعث افزایش سلامت روانشناختی و کاهش ناگویی خلقی در زنان مبتلا به ناسازگاری زناشویی، درمانگران و متخصصان سلامت می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی شفقت محور در کنار سایر روش های آموزشی موثر جهت بهبود سلامت روانشناختی و ناگویی خلقی استفاده کنند.
اثربخشی محتوای آموزشی طراحی شده ویژه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بر سلامت روان در رفتار آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی محتوای آموزشی طراحی شده ویژه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بر سلامت روان در رفتار آن ها انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده ها، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بودند که از این میان 30 آزمودنی بر اساس روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سلامت روان گلدبرگ (1972) بود. به منظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارها بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها شامل آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کواریانس و تی تک نمونه ای) با استفاده از نرم افزار SPSS-V23 بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که بسته آموزشی طراحی شده بر سلامت روان محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار اثربخش است. بنابراین محتوای آموزشی طراحی شده به محکومین به جرائم مواد مخدر امکان می دهد که از خزانه رفتاری گسترده تر و مناسب تر در مواجهه با موقعیت برخوردار باشد و در واکنش به مسائل با برنامه ریزی و آینده نگر عمل کند. نتیجه گیری: لذا، با استفاده از مداخلات روان شناختی طراحی شده می توان از مشکلات روان شناختی زندانیان کاسته و از بازگشت مجدد آن ها به زندان جلوگیری کرد.
اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر انجام شده است. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه انجام گرفت. تعداد 105 نفر از زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده مراکز مشاوره و کلینیک های خدمات روان شناختی اداره بهزیستی منطقه 1 شهر تهران در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور در سال 1402 با در نظر گرفتن معیارهای ورودی، 30 نفر از کسانی که تمایل به شرکت در تحقیق را داشتند (با اخذ رضایت کتبی) انتخاب و از طریق جایگزینی تصادفی به شیوه زیر صورت پذیرفت و به طور تصادفی به گروه آزمایش (درمان هیجان محور و گروه کنترل هر کدام 15 نفر) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه عملکرد جنسی را در سه مرحله تکمیل و اندازه گیری قرار گرفت. جلسات درمان مذکور درمان زوج درمانی هیجان مدار (8جلسه 90 دقیقه ای) به صورت گروهی انجام گرفت. فرضیه مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر عملکرد جنسی در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله مذکور بر متغیر ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار می تواند در بهبود عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر به عنوان مداخلات روانشناسی استفاده شود.
Investigation of the Psychometric Properties of the Persian Version of the Relationship Flourishing Scale(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to validate the Persian version of the Relationship Flourishing Scale (RFS) on a sample of married Iranian students. Method: The study was descriptive-correlational and applied in nature. The sample consisted of 352 individuals (89% female), selected through multi-stage cluster sampling. The data collection tools included the Fowers et al.'s Relationship Flourishing Scale (2016), Adams et al.'s Sexual Mindfulness Questionnaire (2015), and the short form of Booth et al.'s Marital Instability Questionnaire (1989). Data analysis was performed using SPSS26 and AMOS24 software, utilizing descriptive statistics and confirmatory factor analysis (Cronbach's Alpha, Pearson correlation, and construct validity and reliability). Findings: The results of the confirmatory factor analysis were satisfactory, confirming the psychometric properties of the Relationship Flourishing Scale. The factor structure of the questionnaire, consisting of four factors (having meaning, shared goals, personal growth, and being in a relationship), was validated. Cronbach's Alpha calculated for the overall questionnaire was 0.83, and for the factors having meaning, shared goals, personal growth, and being in a relationship, it was 0.82, 0.83, 0.89, and 0.80 respectively, confirming the construct reliability. Fit indices (GFI = 0.90, NFI = 0.92, CFI = 0.94, TLI = 0.91, CMIN/df = 4.92) were within acceptable ranges, and construct validity was confirmed. Conclusions: The factor structure of the original English version of the Relationship Flourishing Scale was replicated, and satisfactory internal reliability was found. Consequently, the translated Persian version of the Relationship Flourishing Scale can serve as a valid tool for assessing the quality of marital relationships in research and clinical settings within the Iranian community.
Comparison of the Effectiveness of Therapist-Assisted Couple Therapy and Emotion-Focused Couple Therapy on Psychological Well-Being, Negotiation Enhancement, and Aggression Reduction in Women Victims of Spousal Violence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This research aimed to compare the effectiveness of therapist-assisted couple therapy and emotion-focused couple therapy on psychological well-being, negotiation enhancement, and aggression reduction in women victims of spousal violence. Methods: The study was applied, field-based, and quasi-experimental, employing a pre-test, post-test design with a control group. The sample consisted of couples attending counseling and psychotherapy centers in Qom during the second half of 2021. Out of these, 45 couples were randomly assigned after entry criteria control into three groups: emotion-focused treatment group (15 couples), therapist-assisted treatment group (15 couples), and a control group (15 couples). The research tools included the Strauss et al. (1979) Conflict Tactics Scales and the Ryff (1989) Psychological Well-Being Scales, which were administered to the female victims in three phases: pre-test, post-test, and follow-up. The emotion-focused group received Johnson’s (2003) training package over nine sessions, and the therapist-assisted group received Aghayousefi et al.’s (2020) training package over eight sessions. The control group received no intervention. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and SPSS software version 26. Findings: Results showed that both emotion-focused and therapist-assisted couple therapies significantly reduced aggression (F = 90.30, p < .001), increased negotiation (F = 64.47, p < .001), and enhanced psychological well-being (F = 103.81, p < .001) in the female victims of spousal violence, with these effects maintained at follow-up. However, the emotion-focused therapy package was more successful in improving psychological well-being, negotiation, and reducing aggression than the therapist-assisted therapy package. Conclusion: The findings suggest that both emotion-focused and therapist-assisted couple therapies are effective interventions for resolving conflicts and improving psychological well-being.
Effectiveness of an Integrative Educational Package Based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy on Alexithymia and Quality of Life in Women with Multiple Sclerosis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to design an educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy and evaluate its effectiveness on alexithymia and quality of life in patients with Multiple Sclerosis (MS) in Tehran. Method: This study employed a quasi-experimental design with a control group and pre-test, post-test, and follow-up assessments. Forty women with MS, who visited the MS Association in Tehran Province from October to February 2021, were selected based on research criteria through purposive sampling and were randomly assigned to two groups (using a random number table). After random assignment, one of the groups was randomly designated as the experimental group, receiving the researcher-developed integrative treatment package, and the other as the control group (n=20). The data collection tools included a demographic information questionnaire, the Toronto Alexithymia Scale (Bagby, Taylor, & Parker, 1994), and the Multiple Sclerosis Quality of Life-54 Instrument (Ware et al., 1988). Data were collected at three stages: baseline, post-intervention, and three-month follow-up. The research hypotheses were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc tests. Findings: The results of this study indicated that the educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy significantly improved alexithymia (F=24.31, P<0.001) and quality of life (F=22.67, P<0.001) in women with MS. Conclusion: It can be concluded that the educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy is effective in improving alexithymia and quality of life in women with MS.
پیش بینی تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش بر اساس اضطراب پنهان، ابعاد کمال گرایی و ادراک از محیط کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۰۳)
۲۳۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش بر اساس اضطراب پنهان، ابعاد کمال گرایی و ادراک از محیط کلاس انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان تیزهوش دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند که از بین آن ها 214 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس چندبعدی کمال گرایی (MPS، هویت و فلت، 1991)، پرسشنامه محیط یادگیری کلاس (CLEQ، مک گی و همکاران، 2007)، سیاهه تاب آوری تحصیلی (ARI، ساموئلز، 2004) و سیاهه حالت-صفت اضطراب (STAL، اسپیل برگر و همکاران، 1970) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها نشان داد ابعاد کمال گرایی و اضطراب پنهان رابطه منفی و معنی دار و ادراک از محیط کلاس رابطه مثبت و معنی دار با تاب آوری تحصیلی دارند (01/0p<). همچنین، 43% از واریانس تاب آوری تحصیلی بر اساس متغیرهای ابعاد دیگرمدار و جامعه مدار کمال گرایی، اضطراب پنهان و ادراک از محیط کلاس قابل تبیین است و اضطراب پنهان بیشترین سهم را در پیش بینی متغیر تاب آوری تحصیلی دارد (05/0p<). از یافته ها می توان نتیجه گرفت کمال گرایی دیگرمدار و جامعه مدار، اضطراب پنهان و ادراک از محیط کلاس نقش کلیدی در تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش دارند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های مداخله ای طراحی شده برای افزایش تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش ضروری است.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی تنظیم هیجان و ذهن آگاهی نوجوان محور بر اهمال کاری و پایستگی تحصیلی نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۰۴)
۱۵۴-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش گروهی تنظیم هیجان و ذهن آگاهی نوجوان محور بر اهمال کاری و پایستگی تحصیلی نوجوانان دختر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره ی پیگیری سه ماهه بود. جامعه ی پژوهش، نوجوانان دختر با اهمال کاری بالا شهر اصفهان در سال 1402-1403 بودند. به روش دردسترس، 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارش شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008، ABS) و پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984، APQ) بود. گروه آزمایش اول، به صورت گروهی تحت آموزش تنظیم هیجان و گروه آزمایش دوم، تحت آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور در 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تفاوت اهمال کاری تحصیلی و پایستگی تحصیلی بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (001/0>P) و پیش آزمون پیگیری معنادار بود (001/0>P). که نشان دهنده اثربخشی مداخلات پژوهش در این متغیر ها است؛ بنابراین از آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی نوجوان محور می توان در کاهش اهمال کاری تحصیلی و افزایش پایستگی تحصیلی بهره برد.
اثربخشی برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن بر دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن بر دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استان قم بود. این پژوهش به لحاظ روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر قم در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن (هر هفته یک جلسه 90دقیقه ای) دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های دشواری تنظیم هیجان (DERS) (گراتز و روئمر، 2004)، الگوهای ارتباطی (CPQ) (کریستنس و سولاوای، 1991) و مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال (RAAS) (کولینز و رید، 1996) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن در بهبود دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استفاده کرد.
اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر تن انگاره و صمیمیت زناشویی در زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۸۰-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
ناباروری به معنای ناتوانی در بارداری بعد از یک سال رابطه جنسی بدون استفاده از روش های جلوگیری از بارداری است. پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر تن انگاره و صمیمیت زناشویی در زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز در سال 1402-1401 بود. به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 زن نابارور (15 نفر برای هر گروه) و با در نظر گرفتن ملاک های ورود به مطالعه، انتخاب و به تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه چندبعدی روابط خود با بدن (کش و هیکز، 1990، MBSRQ) و پرسشنامه ارزیابی شخصی صمیمیت در روابط (شافر و اولسون، 1981، PAIR) استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش، طی 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار تحت زوج درمانی هیجان مدار قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تن انگاره و صمیمیت زناشویی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود داشت. با توجه به نتایج پژوهش، اجرای درمان زوج درمانی هیجان مدار برای زنان نابارور می تواند موجب بهبود تن انگاره و صمیمیت زناشویی در آنها شود.
مشکلات ذهنی سازی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و والدین آن ها: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
109 - 150
حوزههای تخصصی:
ظرفیت ذهنی سازی یا توانایی فهم وضعیت ذهنی خود و دیگران، همچنین نشان دادن واکنش مناسب به آن، می تواند نقش به سزایی در فرایند درمانی و سازگاری با تغییرات ناشی از بیماری های مزمن در زندگی ایفا کند. هدف این پژوهش کیفی، شناسایی مشکلات ذهنی سازی کودکان 8 تا 12 ساله مبتلا به دیابت نوع یک و والدین آن ها است. لذا با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع و با بهره-گیری از رویکرد پدیدارشناسی استعلایی یا روان شناختی و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، برگرفته از سئوالات مقیاس عملکرد تاملی کودکان و نوجوانان و فرم مصاحبه تحولی والدین، تجارب زیسته 18 کودک مبتلا به دیابت نوع یک و 22 نفر از والدین آن ها تحلیل و طبقه بندی شد. حاصل نهایی این مطالعه پدیدارشناسانه، استخراج سه مضمون کلی شامل عوامل زمینه ساز شکست ذهنی سازی، انواع مشکلات شایع ذهنی سازی و پیامدهای شکست ذهنی سازی است. نتایج این پژوهش و تامل بر مدل چرخه شکست ذهنی سازی، علاوه بر تسهیل روابط و تنظیم هیجانات کودکان و والدین درگیر این بیماری، می تواند به طراحی مقیاس سنجش مشکلات ذهنی سازی، تدوین مداخلات روان شناختی و توسعه خدمات پزشکی کمک قابل توجهی نماید.
ارزیابی مدل کیفیت زندگی بر اساس مؤلفه های سرمایه روانشناختی با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک-شده و باورهای مذهبی در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات زیستی و اجتماعی انسان، افزایش آمار طلاق، افزایش مصرف مواد و عوامل دیگر، روند صعودی سرپرستی زنان را گسترش داده است؛ در نتیجه مطالعه مؤلفه هایی همچون کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار حائز اهمیت است،. همچنین، با توجه به آنکه مؤلفه هایی همچون حمایت اجتماعی و یاورهای مذهبی به عنوان یک عامل محافظت کننده و حمایتی عمل می کند، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده و باورهای مذهبی در رابطه مؤلفه های سرمایه روانشناختی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات بنیادی و از منظر روش شناسی، توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد مشهد در پاییز و زمستان 1402 بود. از جامعه مذکور 200 زن سرپرست خانوار به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، باورهای مذهبی جورج (1998) و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) بود. در ﺳﻄﺢ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ از روش همبستگی پیرسون و همچنین تحلیل مسیر با نرم افزار آموس استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (18/0β=) بر کیفیت زندگی معنی دار نیست (05/0<p-value)؛ همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (23/0β=) بر باورهای مذهبی و باورهای مذهبی(08/0β=) بر کیفیت زندگی نیز معنی دار نیست (05/0<p-value). اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (94/0β=) بر حمایت اجتماعی و نیز اثر مستقیم حمایت اجتماعی(81/0β=) بر کیفیت زندگی معنی دار است (01/0>p-value). یافته ها نشان می دهد که حمایت اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (76/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد (01/0>p-value)؛ ولیکن، باورهای مذهبی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (018/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار ندارد (05/0<p-value).
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل می توان اینگونه نتیجه گرفت که گروه های حمایتی و انجمن هایی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد می تواند منجر به ارتقاء مؤلفه های امید، خوش بینی، تاب-آوری و خودکارآمدی شده و در نهایت کیفیت زندگی زنان را ارتقاء دهد.
اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر شناخت اجتماعی و آشفتگی روانشناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
51 - 64
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ذهدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر شناخت اجتماعی و آشفتگی روانشناختی دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با دو گروه گواه و آزمایش با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه ششم مقطع ابتدایی شهرستان آق قلا بودند. شرکت کنندگان 40 دانش آموز پایه دوم بودند که با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. آنها به دو گروه گواه (20= n) و آزمایش (20= n) تقسیم شدند. همه آنها پرسشنامه های شناخت اجتماعی (نجاتی و همکاران، 1397) و آشفتگی روان شناختی (لویندا، 1995) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد اثر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر شناخت خود (0/79)، ذهن خوانی (0/84)، درک محیط آموزشی (0/69)، تشخیص تهدید آموزشی (0/77)، افسردگی (0/71)، اضطراب (0/74) و استرس (0/70) معنادار بود. نتیجه گیری: توجه به یافته های بدست آمده می توان بیان نمود بهبود شناخت اجتماعی و آشفتگی روانی مستلزم توجه به ذهن آگاهی است. تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفت.