ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۸۸۱.

تدوین مدل ساختاری گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای کودکی با توجه به نقش میانجی عملکرد جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۴
زمینه: عهدشکنی زناشویی به عنوان یکی از چالش های عمده در روابط زناشویی، می تواند تحت تأثیر عوامل روانشناختی و تجربیات گذشته قرار گیرد. ناگویی هیجانی، به عنوان ناتوانی در شناسایی و بیان هیجانات، و ترومای کودکی، به عنوان تجربیات آسیب زای دوران کودکی، می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر عملکرد جنسی، گرایش به عهدشکنی زناشویی را افزایش دهند. با این حال، پژوهش های پیشین کمتر به بررسی رابطه میان این متغیرها و نقش میانجی عملکرد جنسی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی عملکرد جنسی زنان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر شهرکرد در سال 1402 بود که از میان آن ها 220 نفر با استفاده از روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های نگرش به عهدشکنی زناشویی (مارک واتلی، 2006)، آزار کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، ناگویی هیجانی (تیلور و همکاران، 1994) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ارائه شده از شاخص های برازش مناسب برای تبیین ارتباط بین متغیرهای پژوهش برخوردار است و مدل ساختاری نقش واسطه ای عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). همچنین نقش واسطه عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می تواند به متخصصان حوزه خانواده و زوج درمانی کمک کند تا با شناسایی عوامل روانشناختی و تجربیات کودکی مؤثر بر عهدشکنی زناشویی، مداخلات هدف مندتری را طراحی کنند. بهبود عملکرد جنسی و افزایش توانایی افراد در مدیریت هیجانات می تواند به کاهش گرایش به عهدشکنی و تقویت پایه های روابط زناشویی منجر شود.
۸۸۲.

نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و اختلال وسواس فکری-عملی در بیماران مبتلا به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و اختلال وسواس فکری-عملی در بیماران مبتلا به پسوریازیس بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران مبتلا به پسوریازیس شهر تهران در نیمه اول سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری هدفمند 200 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماری های پوستی(DLQI) فینلای و خان(1994)، سیاهه وسواس فکری-عملی مادزلی(MOCI) هاجسون و راچمن(1977)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی(CFI) دنیس و وندروال(2010) و مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو(TAS) و بگبی و همکاران(1994) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم انعطاف پذیری شناختی بر کیفیت زندگی(0/84- =β و 0/001=sig) و وسواس فکری-عملی(0/73- =β و 0/001=sig) معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با کیفیت زندگی و وسواس فکری-عملی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/03=RMSEA و 0/05>p) و 98 درصد از واریانس وسواس فکری-عملی و 99 درصد از واریانس کیفیت زندگی بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی با نقش میانجی ناگویی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش انعطاف پذیری شناختی و ناگویی هیجانی استفاده از آموزش تنظیم هیجان و مداخلات مبتنی بر پذیرش/تعهد برای بهبود کیفیت زندگی و وسواس فکری-عملی این بیماران پیشنهاد می شود.
۸۸۳.

مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۸۱
زمینه: در چارچوب نقش خانه داری، جامعه اغلب از زنان خانه دار انتظار دارد که رفتارهای منفعل، عاطفی، مطیع و فداکارانه داشته باشند. این انتظارات به مرور زمان درونی شده و تأثیرات منفی در سلامت اجتماعی، مهارت های ارتباطی و عزت نفس زنان خانه دار در روابط اجتماعی می گذارد. با این حال، مطالعه ای به بررسی مقایسه ای آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار، نپرداخته است. هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به همراه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان خانه دار شهر مشهد در تابستان سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج مطالعه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایش اول و دوم طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به ترتیب تحت آموزش امنیت هیجانی (کترال، 2006) و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود (صالحی، 1402) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های عزت نفس (روزنبرگ، 1965)، دلبستگی (کولینز و رید، 1990) و شایستگی اجتماعی- هیجانی (ژو و ای، 2012)، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش امنیت هیجانی و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود باعث ارتقاء عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار شدند (05/0 >p) و آموزش امنیت هیج
۸۸۴.

تدوین الگوی ارتقاء شادکامی در دوران سالمندی بر اساس نظریه روانشناسی مثبت گرا و مبانی فرهنگ ایرانی و اسلامی: یک مطالعه کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
مقدمه: شادکامی به عنوان تجربه درونی مثبت و یکی از شاخص های سلامت روانی که ناشی از ارزشیابی شناختی و عاطفی افراد از زندگی شان است، موردتوجه روان شناسان بسیاری در دهه اخیر قرار گرفته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی ارتقا شادکامی در دوران سالمندی است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش نظریه بر خواسته از داده ها بود. تعداد شرکت کنندگان در تحقیق 10 نفر بود که از بین کلیه سالمندان بالای 60 سال که از طریق فراخوان در شبکه اجتماعی اینستا (سن کمال ) در سال 1401 به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختار یافته جمع آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و محوری تحلیل شد. یافته ها: پس از بررسی و تحلیل داده ها 94 مضمون، 15 زیر طبقه و 4 طبقه اصلی شناسایی شد. مقولات اصلی شامل اهمیت ارتباط با خویش و دیگران، سلامت روان و جسم خانواده مبدا، ثبات اقتصادی، اجتماعی، معنوی و برخورداری از مهارت های زندگی است. زیر طبقات هم شامل خودشناسی، جمع گرایی، مهرورزی، تربیت خانواده، خاطرات کودکی، تجارب جوانی، عوامل محیطی، عامل شخصیتی، شرایط اقتصادی، سبک زندگی، بعد معنوی، بعد اجتماعی، مهارت های روان شناختی، مهارت های فردی و مهارت های بین فردی بود. نتیجه گیری: باتوجه به اهمیت شادکامی بر سلامت جسم و روان، موضوعات اجتماعی مرتبط با رسیدن به شادکامی، و همچنین تأثیر وضعیت رفاهی بر شادکامی سالمندان نیاز به سیاست گذاری کلان و برنامه ریزی های موثر در راستای ارتقا شادکامی در سالمندان است. این مهم با فراهم کردن بسترهایی جهت تقویت شادکامی در این دوره سنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
۸۸۵.

دریافت تاریخچه در روان درمانی و تعارض با تجسس از دیدگاه اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
مشاوره و روان درمانگری شامل مراحلِ آغازین، میانی و پایانی است؛ مرحله آغازین، خود شامل ارزیابی اولیه، ارزیابی مسئله مراجع، ارزیابی چندبعدی، مصاحبه، آزمون، تشخیص و مفهوم سازی یا فرمول بندی می باشد. اطلاع همه جانبه از مشکل مراجع و نحوه پدیدآیی و تحول آن، اطلاع از تأثیر دوران تحول و عوامل اجتماعی، خانوادگی و پزشکی و نیز علائم بالینی وضعیت روانی در مرحله اولیه نشان می دهد که نقطه شروع در این فرایند عبارت است از کسب اطلاعات مربوط به پیشینه مراجع و این کسب اطلاعات در تمام فرایند درمان نیز حضور دارد. بنابراین یکی از موضوعات شایسته پژوهش در عرصه مشاوره و روان درمانی گرفتن تاریخچه اختلال در اتاق مشاوره است که از فرایندهای مهم و مشترک در همه رویکردهای مشاوره و روان درمانی بوده و هست. دریافت «تاریخچه اختلال» در اتاق مشاوره به شیوه های مختلف صورت می پذیرد که در بعضی موارد یادآور عنوان «تجسس» خواهد بود؛ «تجسس» یکی از مفاهیم و رفتارهای منفی از دیدگاه اسلامی به حساب می آید. در جامعه اسلامی و در تعامل مشاور و مراجعِ مسلمان، باید آداب اسلامی رعایت شود و از رفتارهای منفی، کاملا اجتناب شود. درمان یک اختلال از طریق انجام رفتارهای منفی، قابل پذیرش نیست. برای مثال «تداعی آزاد» که یکی از تکنیک هایی درمانی مورد تأکید فروید بود، از این مقوله است؛ فروید معتقد بود و اینگونه عمل می کرد که آزمودنی روی تخت به صورت ریلکس دراز می کشید و با جهت دهیِ درمانگر از طریق ارائه یک سوال، یا حتی ارائه یک کلمه، مراجع هر آنچه به ذهنش خطور می کرد، با صدای بلند برزبان جاری می کرد، بنابراین بر اساس این تکنیک، مراجع ممکن است بسیاری از کلمات، مفاهیم، جریانات و رفتارهای زشت گذشته به ذهنش خطور کند و آنها را بر زبان جاری کند. این گونه رفتار کردن از دیدگاه اسلامی ممنوع است. سؤال پژوهش این بود که این دو رویکرد چگونه با هم جمع می شوند؟ از یک سو، اطلاع از تاریخچه اختلال، ضرورت دارد و بدون آن امکان درمان نیست؛ از سوی دیگر اسلام به مشاور گفته است که در مسائل خصوصیِ مُراجِع جستجو نکن! و نیز به مراجع گفته است که خطاهای گذشته ات را فقط با خداوند به منظور توبه کردن، درمیان بگذار و دیگران را از خطاهای خودت مطلع نساز! آیا این دو رویکرد در اتاق مشاوره قابل جمع هستند؟ آیا اتاق مشاوره یک استثناء به حساب می آید؟ آیا روش پژوهش در متون دینی که با نام «روش اجتهادی» شناخته می شود، راه حلی برای این موقعیت ارائه می کند؟ اگر راه حلی ارائه شده است، آن راه حل کدام است؟ این تحقیق با رویکرد، «علمی - دینی» انجام شده و به لحاظ روشی، مبتنی بر روش «اجتهادی» است. منظور از روش اجتهادی عبارت است از: «پژوهش، سنجش، استدلال و اکتشاف گزاره های دینی براساس کتاب، سنت و بر پایه ادله کتاب، سنت، عقل و اجماع» و دارای مراحل متعددی است از جمله: «طرح مسئله» و «تبیین موضوع»، «گردآوری داده های متنی: آیات، روایات و قواعد فقهی و اصولی»، «بررسی سند و دلالت داده ها»، «تحلیل داده ها بر اساس سند و دلالت»، «تحلیل داده ها بنابر سازگاری درونی»، «تحلیل داده ها بر پایه سازگاری بیرونی»، «حل مسئله و نتیجه گیری». بر این اساس، این پژوهش به لحاظ روشی، از دو مقدمه و یک تحلیل نهایی برخوردار است؛ اثبات مقدمات، با استفاده روشمند از منابع و ادله روانشناختی و منابع دینی حاصل شده است و تحلیل نهائی که محصول درهم کرد آن دو مقدمه است، از بررسی آن دو مقدمه به دست آمده است؛ مقدمه اول این است که «در مشاوره و روان درمانگری از نظر صاحب نظران، کسب اطلاعات از سوابق بیماری و گذشته مراجع ضرورت تام دارد. روش اثبات این مقدمه عبارت است از گردآوری و مرور بر اطلاعات تخصصی و مؤلفه های دخیل؛ این مطالعات بیشتر مربوط است به منابع روانشناختی، اما مقدمه دوم که ناظر به «حکم تجسس» از نظر اسلام است، با روش اجتهادی براساس مؤلفه های سابق انجام گرفت؛ از این روی، با بررسیِ کامل روایات، پنجاه روایت در این مورد به دست آمد که از چند بُعد مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر چند نکته است:  الف. رویکردهای مختلف مشاوره و روان درمانگری تأکید دارند که تلاش برای فراهم سازی اطلاعات مختلف، باید با رضایت مراجع باشد و خود مراجع باید در این مسیر همراهی کند. تعبیرهایی مانند «یادآوری بدون سانسور» (شارف، 1399، ص47 و 48)، «بیان آزادانه»، «باور به رهایی بخشی رهنمود روان کاو»، «اتحاد با روان کاو»، «ابراز به صورت هیجانی»، «تشریح با وجود تکانه آوربودن»، «جرئت مندی بازگشت از واقعیت به عقب» و «بازگشت به واقعیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و 56)؛ «بازگویی موبه مو»؛ «بیان صادقانه» (پروچاسکا و نورکراس، ص274) و «افزایش جرئت و جسارت مندی و پذیرش خطر خودفاش سازی» (زهراکار و جعفری، 1400، ص190)، که در سخنان صاحب نظران آمده، گویا این مطلب است؛ ب. «موضوعات مورد خودافشائی» نیز متعدد است و موارد سخت و ناراحت کننده را نیز شامل می شود؛ تعابیری همچون «همه خاطرات حتی واپس رانده شده و دردناک»، «همه خطورات ذهنی»، «وقایع فراموش شده» و «مواد ناهوشیار» (شارف، 1399، ص47-52)؛ «مطالب زننده و زشت»، «مطالب پیش پا افتاده و بی اهمیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و56)؛ «حداکثر جزئیات» (زهراکار و جعفری، 1400، ص156)؛ «رازهای بسیار ناراحت کننده» (شارف، 1399، ص124) گویای این مطلب است؛ ج. تجسس در امور دیگران» از نظر اسلام، قابل تأیید و جایز نیست؛ قرآن می فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! از بیشتر گمان ها بپرهیزید که پاره اى از آنها گناه است و تجسّس مکنید...» در استفاده «حرمت تجسس» از این آیه شریفه، بین فقیهان اختلافی نیست. علتی که در جمله «أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَنْ یَأکُلَ لَحمَ أَخیهِ» برای حرمت غیبت ذکر شده، برای حرمت تجسس نیز هست (طباطبایی، 1417، ج18، ص323). د. بر اساس آنچه در روایات آمده است، اصل تجسس استثناءپذیر است؛ «ضرورت درمان» از دیدگاه اسلام موجب می شود که «تجسس در حد ضرورت برای درمان» با شرایط خاص خودش استثناء دانسته شده، و مجاز شمرده شود؛ لکن باید به قید «در حد ضرورت» توجه کامل داشت. اذن به درمان، مستلزم اذن به لوازم آن نیز هست؛
۸۸۶.

Hardiness, Death Anxiety, and Coping Strategies in Women with Breast Cancer and Cardiovascular Disease(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
Objective: Psychological hardiness, death anxiety, and coping strategies may differ between the two groups of patients with cardiovascular disease and breast cancer.  Method : This study employs a descriptive, causal-comparative design. Subjects of this study included two groups of women with breast cancer and cardiovascular disease: 60 patients (30 cardiovascular and 30 breast cancer).  Ahvaz Psychological Hardiness Scale, Collet-Lester Fear of Death Scale, and Lazarus Coping Strategies Questionnaire were used to assess the study's three variables. Results: MANOVA results showed a significant difference in psychological hardiness and death anxiety between the two patient groups. Women with cardiovascular disease had higher hardness (F=4/84, P=0.3) and lower death anxiety (F=4/71, P=0.3) than women with breast cancer. Women with breast cancer used emotion-focused strategies more than those with cardiovascular disease, while women with cardiovascular disease used problem-focused coping strategies (F=4/42, P=0.4).   Conclusion : The type of chronic disease can affect the role of positive psychological factors in chronic diseases. Women with breast cancer have more stress and anxiety about death. They use ineffective strategies to cope with the stress.
۸۸۷.

پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی - اجباری: نقش واسطه ای شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۴
سلامت اجتماعی می تواند متأثر از سلامت روان شناختی باشد. ویژگی های وسواسی ازجمله اختلال های روانی هستند که ممکن است به سلامت اجتماعی آسیب وارد کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی- اجباری با نقش میانجی شفقت به خود انجام گرفته است. این مطالعه توصیفی ازنوع همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری 20 هزار و 997 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بود که براساس جدول کریسی- مورگان، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، سیاهه وسواس هاجسون و راچمن (۱۹۷۷)، مقیاس سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس شفقت به خود نف (۲۰۰۳) بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS و AMOSE نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین علائم وسواسی- اجباری، شفقت به خود و سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (01/0P<). به طور کلی، ۸۱ درصد از واریانس سلامت اجتماعی توسط علائم وسواسی تبیین شد. علائم وسواسی و شفقت به خود اثر مستقیم معناداری بر سلامت اجتماعی داشتند (001/0P<) و مسیر غیرمستقیم علائم وسواسی بر سلامت اجتماعی با میانجی گری شفقت به خود نیز معنادار بود (01/0P<). درنتیجه، مدل مفهومی پژوهش دارای برازش آماری مطلوب بود. نتیجه گیری می گردد، افراد دارای ویژگی های وسواسی معمولاً از سطح پایینی از شفقت به خود برخوردارند که می تواند از عوامل تضعیف سلامت اجتماعی آنان باشد.
۸۸۸.

پیش بینی تحول و رشد پس از ترک کامل اعتیاد بر پایه ویژگی های شخصیتی و سبک دلبستگی به والدین در جوانان: نقش واسطه ای مهارت های ارتباطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: رشد پس از سانحه ترک، به عنوان یک پیامد مثبت از تجربه های آسیب زا، می تواند به عنوان یک شاخص کلیدی در بررسی تحول افراد بهبودیافته از اعتیاد مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی، سبک های دلبستگی و مهارت های ارتباطی در پیش بینی رشد پس از سانحه ترک اعتیاد پرداخته است. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی-همبستگی بر روی 280 نفر از افراد بهبودیافته از اعتیاد در شهر تهران انجام شد. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های رشد پس از سانحه، صفات پنج گانه شخصیتی (NEO)، سبک های دلبستگی، و مهارت های ارتباطی بودند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که وظیفه شناسی و برونگرایی به صورت منفی و گشودگی به تجربه و مهارت های ارتباطی به صورت مثبت با رشد پس از سانحه ترک ارتباط معنادار داشتند. همچنین، مهارت های ارتباطی رابطه مستقیمی با رشد پس از ترک نشان داد، اما نقش واسطه ای آن در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و رشد تأیید نشد.. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که مهارت های ارتباطی و برخی ویژگی های شخصیتی نقش کلیدی در پیش بینی رشد پس از سانحه ترک دارند. این یافته ها می توانند برای طراحی مداخلات درمانی مؤثرتر و بهبود خدمات درمانی در حوزه اعتیاد مفید باشند.
۸۸۹.

بررسی ارتباط بهزیستی راون شناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روان شناسی تربیتی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بهزیستی راون شناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روان شناسی تربیتی با نقش میانجی عزت نفس انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی، کمی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز بود که تعداد نمونه با استفاده از نرم افزار جی پاور، 119 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۱۹۸۹)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) و پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، مدل سازی معادلات ساختاری و سوبل در نرم افزارهای spss نسخه 23 و smartpls نسخه 3.1.1 و در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و بهزیستی روان شناختی با عزت نفس (086/23=t؛ 001/0=p) و خودکارآمدی تحصیلی (306/6=t؛ 001/0=p) ارتباط معنی داری دارد و عزت نفس نیز با خودکارآمدی تحصیلی (118/4=t؛ 001/0=p) ارتباط معنی داری دارد. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که عزت نفس در ارتباط بهزیستی روان شناختی با خودکارآمدی تحصیلی (718/6=z؛ 001/0=p) نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین عملکرد روان شناختی بهینه و عزت نفس بالا موجب می شود تا دانشجویان احساس کنند در مواجهه با چالش ها توانمند هستند و در مقابله با مشکلات تحصیلی موفق عمل کنند.
۸۹۰.

اثربخشی بسته آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۴۸
زمینه: درمان چشم انداز زمان با تغییر در نحوه ادراک زمان، به افراد کمک می کند تا تعادل بهتری میان گذشته، حال و آینده خود ایجاد کرده و از تجربیات منفی فاصله بگیرند، درحالی که درمان مثبت نگر با تقویت نقاط قوت و افزایش احساسات مثبت، افراد را به سمت بهزیستی روانشناختی هدایت می کند. با وجود اثربخشی هر یک از این رویکردها به صورت مجزا، مطالعات کافی در مورد تلفیق آن ها و بررسی تأثیر هم افزایی این ترکیب بر روی بیماران افسرده وجود ندارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره امین وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1401 بودکه از میان 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر منجر به افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش تلفیقی در ارتقای بهزیستی روانشناختی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 2 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش توصیه می شود مسئولین نظام بهداشت و سلامت جامعه، با انجام مطالعات عمیق تر، ضمن رصد و پایش عوامل مؤثر بر افسردگی، بر شیوه های بهبود کیفیت زندگی، بیماران افسرده متمرکز شوند و با ایجاد بانک اطلاعات بیماران دارای اختلال افسردگی، برنامه های مدونی را برای درمان پیش بینی نمایند.
۸۹۱.

بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر روی مراقبان اولیه نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسانی در استان تهران است. مواد و روش ها مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی با طرح پیش آزمون/پس آزمون است. 32 زوج (مراقب اولیه و نوجوان) واجد ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش (دریافت مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی توسط مراقبان اولیه) و کنترل (لیست انتظار) قرار گرفتند. در مطالعه حاضر نوجوانان هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها در دو دسته تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مداخله بر روی مراقبان اولیه و نوجوانان جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه سبک ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس، پرسش نامه پنج بعدی ذهن آگاهی، پرسش نامه رفتار تعارض و پرسش نامه کوتاه شده فشار مراقب بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس ناپارامتری چهارگانه استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس ناپارامتریک حاکی از تفاوتی معناداری در سبک فرزندپروری مقتدرانه، افسردگی و اضطراب، فشار مراقب برای گروه والدین بود. علاوه براین متغیرهای مربوط به نوجوانان نیز نشانه های مانند افسردگی، اضطراب، شدت افکار خودکشی و رفتار تعارض با والدین بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر آماری تغییرات معناداری نشان دادند. نتیجه گیری نتایچ پژوهش حاضر نشان داد مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک فرزندپروری، نشانه های استرس و افسردگی و ذهن آگاهی در مراقبان اولیه و همچنین شدت احتمال خودکشی، نشانه های اضطراب و افسردگی و رفتار تعارض در نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسان اثربخش است. بنابراین مداخله مذکور می تواند به عنوان یک درمان مستقل یا مکمل در کنار رفتاردرمانی دیالکتیکی نوجوانان به کار گرفته شود.
۸۹۲.

بازشناسی مفهومی مؤلفه های روانشناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه؛ پاسخی به کم معناسازی ذهن آگاهی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
 مقدمه و اهداف: در سال های اخیر، ذهن آگاهی به عنوان یکی از مفاهیم محوری روان شناسی سلامت و درمان های موج سوم جایگاه ویژه ای یافته است. این مفهوم به معنای آگاهی فعال و بی قضاوت از لحظه حال تعریف می شود و در کاهش استرس، ارتقای تاب آوری و بهبود سلامت روانی مؤثر شناخته شده است؛ با این حال، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رویکرد غالب به ذهن آگاهی در روان شناسی غربی، ماهیتی سکولار و فردگرایانه دارد و از ریشه های معنوی و اخلاقی خود فاصله گرفته است. چنین نگرشی ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی ذهن آگاهی را کم رنگ کرده و آن را به ابزاری برای خودتنظیمی تقلیل داده است. در نقطه مقابل، سنت اسلامی و به ویژه نهج البلاغه امام علیj ظرفیت های غنی برای بازتعریف ذهن آگاهی در چارچوبی معنوی، اخلاقی و الهیاتی دارد. این پژوهش با هدف بازشناسی مؤلفه های روان شناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه و بررسی هم راستایی آن با ادبیات علمی معاصر انجام شد. انتظار می رود نتایج این تحقیق زمینه ساز تدوین چارچوبی بومی برای طراحی مداخلات روان شناختی مبتنی بر آموزه های اسلامی و تلفیق روان شناسی مدرن با میراث دینی شود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مفهومی انجام گرفت. در گام نخست، مرور نظام مند منابع علمی حوزه ذهن آگاهی صورت پذیرفت و پنج مؤلفه کلیدی شامل توجه آگاهانه به لحظه حال، پذیرش بدون قضاوت، مشاهده گری ذهنی، خودآگاهی هیجانی و شفقت نسبت به خود و دیگران شناسایی شد. این مؤلفه ها چارچوب تحلیلی مطالعه را تشکیل دادند. سپس متن نهج البلاغه (ترجمه دشتی و شهیدی) با روش تحلیل محتوای قیاسی بررسی و بخش های مرتبط کدگذاری شد. هر عبارت هم راستا با مؤلفه های ذهن آگاهی علامت گذاری و در جداول تطبیقی ثبت شد. برای افزایش اعتبار درونی، تحلیل ها با نظر متخصصان روان شناسی اسلامی و علوم قرآنی بازبینی و اصلاح گردید. این فرایند موجب شفافیت مفهومی، انسجام نظری و جلوگیری از سوگیری شخصی شد. درنهایت داده های کدگذاری شده مورد تحلیل تفسیری و مقایسه ای قرار گرفتند تا وجوه اشتراک و تمایز میان آموزه های علوی و ادبیات روان شناسی مدرن آشکار شود. نتایج: یافته ها نشان دادند که مؤلفه های پنج گانه ذهن آگاهی با آموزه های نهج البلاغه کاملاً هم راستا هستند. امام علیj در حکمت ها و نامه های مختلف به حضور آگاهانه در لحظه اکنون، درنگ پیش از واکنش های هیجانی، مشاهده گری بی طرفانه نسبت به حالات درونی، خودآگاهی اخلاقی و شفقت نسبت به خویشتن و دیگران تأکید کرده است؛ برای نمونه در حکمت ۲۷۹ بر اهمیت بهره گیری از فرصت حال تأکید شده که با حضور ذهنی و توجه به اکنون در روان شناسی مدرن همخوانی دارد. همچنین در نامه ۳۱، امام علیj به خودآگاهی هیجانی و معیار قرار دادن نفس برای تنظیم روابط اجتماعی اشاره می کند؛ افزون بر این، مفاهیم دیگری همچون تذکر، مراقبه، تقوا و احسان نیز در متن نهج البلاغه برجسته است که ابعاد اخلاقی و الهیاتی ذهن آگاهی را غنی تر می سازد؛ ابعادی که در رویکردهای سکولار کمتر دیده می شوند. بدین ترتیب ذهن آگاهی در سنت علوی نه صرفاً یک فن روان شناختی، بلکه سلوکی اخلاقی و معنوی می باشد که مسئولیت پذیری، رشد درونی و پیوند با امر قدسی را دربرمی گیرد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که نهج البلاغه افزون بر پوشش مؤلفه های شناخته شده ذهن آگاهی در روان شناسی مدرن، ابعاد الهیاتی و اخلاقی تازه ای به آن می افزاید؛ از این منظر، ذهن آگاهی در سنت اسلامی تنها به کاهش استرس یا بهبود تمرکز محدود نمی شود، بلکه به مثابه شیوه ای از زیست معنوی و مسئولانه مطرح است. این تفاوت، فرصت ارزشمندی برای طراحی الگوهای بومی ذهن آگاهی فراهم می آورد؛ الگوهایی که هم اثربخشی روان شناختی دارند و هم با بافت فرهنگی و اعتقادی جوامع اسلامی سازگارند. چنین رویکردی می تواند در تربیت معنوی، آموزش مهارت های زندگی و مداخلات روان شناختی مبتنی بر ارزش های اسلامی به کار گرفته شود؛ با این حال، محدودیت هایی همچون تفسیری بودن تحلیل مفهومی و استفاده از تنها یک متن دینی وجود دارد که ضرورت پژوهش های تکمیلی با متون دیگر مانند قرآن و صحیفه سجادیه را برجسته می سازد. درمجموع، این پژوهش گامی نخست برای پیوند میان روان شناسی نوین و معارف اسلامی است و می تواند زمینه ساز توسعه مدل های نظری و کاربردی ذهن آگاهی اسلامی گردد. تعارض منافع: نویسنده اعلام می دارد که هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۸۹۳.

نقش انگیزه و انواع مشارکت والدین در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان: رویکردی مبتنی بر نظریه خودتعیین گری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۲۲
زمینه: انگیزه خودمختار دانش آموزان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری عمیق، عملکرد تحصیلی و پایداری تلاش آنان محسوب می شود. با توجه به نظریه خودتعیین گری حمایت والدین از نیازهای روان شناختی پایه دانش آموزان، زمینه ساز افزایش انگیزه درونی و خودمختار آنان است با این حال، نقش دقیق انواع انگیزه والدین و ابعاد مختلف مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان نیازمند بررسی های دقیق تر و کاربردی تر است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش انگیزه والدین و انواع مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان بر اساس نظریه خودتعیین گری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه پنجم و ششم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که در مدارس ابتدایی شهر سمنان مشغول به تحصیل بودند با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی تعداد 415 دانش آموز انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه والد برای مشارکت (گرولنیک، 2015)، حمایت از خودمختاری در مقابل مشارکت کنترل کننده (لرنر و همکاران، 2022)، انگیزه خودمختار (ریان و کانل، 1989) پاسخ دادند. داده ها با رگرسیون سلسله مراتبی و به وسیله ی نرم افزار 26SPSS تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مشارکت در فعالیت های شناختی بیشترین تأثیر مثبت را بر انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت (001/0 >p، 204/0 β=) و 3/10 درصد واریانس آن را تبیین می کرد. پایه کلاسی نقش منفی و معنادار در انگیزه خود مختار داشت (14/0- =β). جنسیت و انگیزه کنترل شده والدین نقش غیرمعنادار داشتند. گرچه انگیزه خودمختار والدین در مدل های اولیه نقش مثبت و معناداری در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت، اما در مدل نهایی این نقش کاهش یافت (080/0 =p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، افزایش مشارکت شناختی والدین نقش مهمی در تقویت انگیزه خودمختار تحصیلی دانش آموزان به ویژه در پایه های تحصیلی پایین دارد و می تواند به بهبود کیفیت یادگیری و تداوم تلاش تحصیلی کمک کند. انگیزه والدین اثر محدودی داشت.
۸۹۴.

طراحی مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین– رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف از این پژوهش، ارائه مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین بود. رویکرد این پژوهش سنتز پژوهی کیفی، از نوع فراترکیب نظریه ساز بود. بر اساس جستجوی نظام مند منابع در پایگاه های اطلاعاتی پرداخته شدو نهایتا 67 مقاله اصیل انتخاب شدند. با تکنیک دسته بندی یافته ها و تکنیک کمی فراچکیده نویسی، ابتدا 66 کد باز استخراج گردیدند و سپس براساس مشابهت ها ارتباط مفهومی و خصوصیات مشترک بین کدهای باز، 17 کد محوری افراد (مانند والدین، مشاوران و...)، برنامه های مداخله ای (شامل برنامه های ویژه دانش آموزان مانند مداخله مبتنی بر هنرهای رزمی، مداخله پیشگیرانه و...) و ویژه والدین (مانند برنامه ویدیویی موردکاوی، برنامه پیشگیری مداخله خانواده و...)، شایستگی ها و توانمندی های دانش آموزان (مانند ترویج و افزایش همدلی، ارتقا رشد شخصیتی و...)، توانمندی های ایجاد شده در سایرین (مانند افزایش آگاهی معلمان و افزایش نقش والدین در نظارت و...)، پیامدهای عاطفی-روانی (مانند ایجاد محیط حمایتی، بهبود حمایت اجتماعی و...) و پیامدهای اجتماعی (مانند کاهش تاثیر قلدری سایبری، کاهش قربانی شدن در قلدری سایبری و...) مشخص شدند و و در مدل نهایی پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین جایابی شدند. با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری و انتقال پذیری، اعتبار یافته های مدل انجام شد. به طور کلی، برای توانمندسازی دانش آموزان در مقابل قلدری سایبری نیاز به آگاهی سازی خود آنان و آگاهی سازی و حمایت والدین و معلمان، مدیران و مشاوران مدرسه در کنار استفاده از برنامه ها و نرم افزارهای ویژه پیشیگیری و آموزش قلدری سایبری است.
۸۹۵.

پیش بینی افکار خودکشی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیر منطقی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی بود. روش مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های پزشکی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که تعداد 150 نفر بر اساس فرمول تاباچینک و فیدل، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مقیاس افکار خودکشی (STS، محمدی فر و همکاران، 1392)، کمال گرایی ناسازگار (MPS، استوبر و رامبو، 2007)، باورهای غیرمنطقی (IBT، جونز، 1986)، و فرسودگی تحصیلی (SBI، سالما آرو و ناتانن، 2005)، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی قابل پیش بینی است (05/ 0p<) و 4/36 از واریانس افکار خودکشی در دانشجویان پزشکی را تبیین می کنند. در نتیجه کمال گرایی ناسازگار، باروهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی می توانند بر افکار خودکشی دانشجویان پزشکی موثر باشند.
۸۹۶.

ارائه مدل ساختاری رفتارهای پرخطر بر مبنای حس انسجام و شفقت به خود با نقش میانجی خودآگاهی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدل ساختاری رفتارهای پرخطر بر مبنای حس انسجام و شفقت به خود با نقش میانجی خودآگاهی هیجانی بود. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر قم بود که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ی رفتارهای پرخطر، پرسش نامه ی حس انسجام، پرسش نامه ی خودآگاهی هیجانی و پرسش نامه ی شفقت به خود بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که حس انسجام، شفقت به خود و خودآگاهی هیجانی اثر منفی و معنی داری بر رفتارهای پرخطر داشتند. همچنین، حس انسجام و شفقت به خود نیز اثر مثبت و معنی داری بر خودآگاهی هیجانی داشتند. به علاوه، نتایج نشان داد که حس انسجام و شفقت به خود از طریق نقش میانجی گری خودآگاهی هیجانی اثر غیرمستقیم معناداری بر رفتارهای پرخطر داشتند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر ضرورت توجه به حس انسجام، شفقت به خود و خودآگاهی هیجانی را به عنوان عوامل تاثیرگذار در رفتارهای پرخطر برجسته می سازد.
۸۹۷.

آسیب شناسی و راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در مبارزه با اعتیاد در ایران: تحلیل چالش ها و فرصت های مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: این پژوهش با هدف آسیب شناسی، تحلیل چالش ها، فرصت ها و ارائه راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در حوزه مبارزه با اعتیاد در ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری شامل 270 نفر از مدیران، کارشناسان و روسای کمیته های تخصصی سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه مبارزه با اعتیاد بود. همه افراد این جامعه نمونه مطالعه را تشکل دادند. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار تخصصی تحلیلی داده های کیفی و روش های آماری تکمیلی (آزمون های خی دو، تحلیل واریانس، و ضریب همبستگی پیرسون) برای بخش کمی صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آسیب های سازمان های مردم نهاد را می توان در سه دسته ی ساختاری، زمینه ای و رفتاری طبقه بندی کرد که بیشترین سهم مربوط به آسیب های ساختاری بود. به طور خاص، مهم ترین آسیب ها و چالش های سازمان های مردم نهاد به ترتیب شامل مشکلات و کمبود منابع مالی؛ ضعف در سیستم های پایش و ارزیابی مستمر؛ کمبود دانش، آموزش و نیروی متخصص؛ عدم توجه کافی به کیفیت برنامه ها و اثربخشی آن ها؛ و کمبود پروژه های تحقیقاتی و مطالعاتی بودند. در مقابل، فرصت هایی نظیر تقویت گفتمان مشارکت اجتماعی در مبارزه با اعتیاد، حساسیت بالای افکار عمومی نسبت به مسائل اعتیاد و پتانسیل شبکه سازی سازمان های مردم نهاد شناسایی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که سازماندهی و توانمندسازی سازمان های مردم نهاد از طریق رفع چالش ها و بهره برداری از فرصت ها، نقش حیاتی در افزایش اثربخشی تلاش های مبارزه با اعتیاد خواهد داشت. به علاوه، راهبردهایی شامل توسعه طرح های کلان ملی، ایجاد پلتفرم تبادل تجربیات، توانمندسازی سازمان های مردم نهاد، تقویت مکانیزم های نظارت و ارزیابی و همکاری بین بخشی برای مبارزه با اعتیاد پیشنهاد می شود.
۸۹۸.

پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان بود. این مطالعه ازنظر روش پیمایشی، مقطعی بود و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 02-1401 می شد که از بین آنها، 291 نفر (178 زن و 113 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس های اشکال خودانتقادگری و خوداطمینان بخشی، بهزیستی ذهنی وارویک ادینبورگ و ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش پس از اصلاح، از برازش قوی برخوردار است و بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی به طور غیرمستقیم با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان پیش بینی می شود. اگرچه بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی همبستگی منفی معناداری یافت شد، ترس از ارزیابی منفی نتوانست به طور مستقیم بهزیستی ذهنی را پیش بینی کند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت ارتقا خوداطمینان بخشی و کاهش خودانتقادی می تواند اثرات منفی ترس از ارزیابی منفی را کاهش و بهزیستی ذهنی در دانشجویان را افزایش دهد.  
۸۹۹.

تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش حاضر تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر کرج در سال 1401 بود که از بین آن ها تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های سازگاری زناشویی (DAS) اسپانیر و همکاران (1975)، خشونت خانگی (IPV) استراوس و همکاران (1996) و سبک های دلبستگی (AAI) هازن و شاور (1987) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود و دلبستگی اجتنابی به صورت مستقیم اثر منفی و معنی داری بر سازگاری زناشویی داشت (01/0>P). همچنین دلبستگی اجتنابی با میانجی گری خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری داشت (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که دلبستگی اجتنابی و خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی مؤثر بوده و لذا آگاهی روانشناسان، مشاوران، زوج درمانگران و سایر متخصصان مربوطه از این متغیرها می تواند در سازگاری زناشویی کمک کننده باشد.
۹۰۰.

ارزیابی مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به اثرات روابط معلم- شاگرد و معلم-والدین با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات روابط معلم-شاگرد و معلم-والدین بر پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش بنیادی ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، تعداد 11228 دانش آموز مشغول به تحصیل دوره متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99 -1398 بودند. تعداد 349 نفر (220 دختر، 129 پسر) به همراه یکی از والدینشان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل معدل نیمسال تحصیلی، پرسشنامه رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2010)، پرسشنامه رابطه معلم-والدین ویکرز و مینکه (1995) و پرسشنامه درگیری تحصیلی فردریکز، بلومنفلد و پریس (2004) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 22 و LISREL 8 انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که روابط معلم-شاگرد و معلم والدین به صورت مستقیم و با میانجیگری درگیری تحصیلی به صورت غیرمستقیم با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارند (05/0p>). یافته های حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، مهارت لازم را در اختیار معلمان و والدین قرار دهد تا رویکرد ارتباطی خود را با دانش آموزان در جهت مثبت سوق دهند و کاربردهای عملی ویژه ای را جهت ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در بردارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان