فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۲ تیر ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۸۵)
۱۷۶-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر بهبود عملکرد شناختی و روانشناختی مبتلایان به دیابت بهبود یافته کرونا انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه ی مبتلایان به دیابت بهبود یافته کرونای مرکز روشنگران شهر تهران در سال 1401 بود. تعداد 30 نفر از جامعه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب، استرس و افسردگی(DASS) (لاویباند و لاویباند، 1995) و آزمون حافظه فعال دانیمن و کارپنتر (DCWMT، 1980) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چنر متغیری استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر عملکرد شناختی و روانشناختی تفاوت معنادار وجود دارد(05/0> P). براساس یافته های این پژوهش، می توان از ظرفیت درمان شناختی- رفتاری برای درمان و بهبود عملکرد شناختی و روانشناختی در دیابت بهبود یافته کرونا استفاده کرد.
اثربخشی درمان فراشناختی بر درماندگی روان شناختی و انسجام روانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
81 - 94
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت نوع دو به عنوان یکی از چالش برانگیزترین و پرخطرترین بیماری های مزمن شناخته شده و همه گیری آن در جهان رو به افزایش است در پژوهش حاضر، اثربخشی درمان فراشناختی بر درماندگی روان شناختی و انسجام روانی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بررسی شد.روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح اندازه گیری مکرر، پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود جامعه آماری شامل بیماران دیابتی زن و مرد 45 الی 60 ساله مراجعه کننده به کلینیک دیابت کرج در سال 1401 بود. تعداد 40 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به-صورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه مداخله به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراشناختی دریافت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های درماندگی روانشناختی و انسجام روانی در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از دو گروه جمع-آوری شد. برای تحلیل نتایج از نرم افزار SPSS-25 و روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد.یافته ها: تفاوت میانگین مؤلفه های درماندگی روان شناختی و انسجام روانی در دو گروه درمان فراشناختی و کنترل به لحاظ آماری معنادار است. به طوری که درمان فراشناختی باعث شده تا میانگین مؤلفه های درماندگی روان شناختی در مراحل پس آزمون و پیگیری در مقایسه با مرحله پیش آزمون کاهش یابد (000/1>P). همچنین درمان فراشناختی منجر به افزایش پایدار میانگین مؤلفه های انسجام روانی شده است (000/1>P).نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، درمان فراشناختی بر کاهش درماندگی روان شناختی و افزایش انسجام روانی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو موثر است.لذا درمان فراشناختی در کاهش مشکلات بیماران مبتلا به دیابت مفید است.
نقش میانجی خشنودی شغلی در رابطه بین هوش سازمانی و عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد سازمانی یکی از اساسی ترین متغیرهایی است که هر سازمان اعم از دولتی و خصوصی در نظر گرفته است. برای مدیران بسیار مهم است که بدانند چه عواملی بر عملکرد یک سازمان تأثیر می گذارد تا بتوانند از اقدامات مناسب برای شروع آن ها استفاده کنند. از جمله عوامل مؤثر و تبیین کننده عملکرد سازمانی، هوش سازمانی و خشنودی شغلی است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خشنودی شغلی در رابطه هوش سازمانی با عملکرد سازمانی کارکنان شهرک های صنعتی شهر اصفهان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر الگو یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شهرک های صنعتی شهر اصفهان بود. حجم نمونه با استفاده از ماشین حساب آنلاین A-priori 768 نفر تعیین شد که به روش نمونه گیری مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های هوش سازمانی (آلبرخت، 2002)، عملکرد سازمانی (هرسی و گلداسمیت، 1980) و خشنودی شغلی مینه سوتا (ویس و همکاران، 1977) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار های SPSS نسخه 27 و SMART-PLS نسخه 3 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد مسیر مستقیم هوش سازمانی به خشنودی شغلی (β= 0/534 و 233/19=t) و مسیر مستقیم هوش سازمانی به عملکرد سازمانی (β= 0/347 و 938/11=t) و مسیر مستقیم خشنودی شغلی به عملکرد سازمانی (β= 0/500 و 502/18=t) معنی دار بودند. همچنین مسیر غیرمستقیم هوش سازمانی به عملکرد سازمانی با میانجی گری خشنودی شغلی معنی دار بود (β= 0/267 و 432/14=t). با افزایش میزان هوش سازمانی، خشنودی شغلی افزایش پیدا کرده و باعث می شود تا عمکرد سازمان ها و شرکت ها افزایش یابد.
اثربخشی طرح واره درمانی بر نشخوار فکری و اهمال کاری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
107 - 114
حوزههای تخصصی:
اهمال کاری رفتاری فراگیر و بالقوه ناسازگار برای بسیاری از دانشجویان است که اغلب با احساس پریشانی و ناراحتی روانشناختی همراه بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر نشخوارفکری و اهمال کاری دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. طرح این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه یاسوج بود. بدین صورت که از بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه یاسوج، دانشجویانی که به شرکت در طرح تمایل داشتند ثبت نام صورت گرفت و سپس از بین 72 نفر داوطلب، تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه،گمارده شدند. پرسش نامه های نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (1991) و مقیاس اهمال کاری لی(1986) را تکمیل کردند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش طرح واره درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. مجدداً دو گروه با پس آزمون ارزیابی شدند. یک ماه بعد از پس آزمون از هر دو گروه آزمون پیگیری گرفته شد. نتایج تحلیل آنکوا نشان داد نمرات پس آزمون نشخوار فکری و اهمال کاری در دو گروه تفاوت معنادار دارد؛ بدین معنی که نشخوار فکری و اهمال کاری گروه آزمایش بعد از آموزش حوزه های طرحواره کاهش یافته است. همچنین نتایج آزمون پیگیری نشان داد تفاوت نمرات دو گروه در متغیرها معنادار است. بنابر نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، میتوان نتیجه گرفت که آموزش طرح واره درمانی بر کاهش نشخوارفکری و اهمال کاری دانشجویان موثر و این اثر پایدار بوده است.
اثربخشی رویکرد مبتنی بر توانمندی بر راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بررسی متون و مطالعات روان شناختی نشان می دهد که تنظیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است؛ لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رویکرد مبتنی بر توانمندی بر راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و شیوه انجام آن نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود که در سال 1401 به کلینیک مشاوره خصوصی در منطقه 5 تهران مراجعه کردند و به شیوه نمونه گیری در دسترس تعداد 20 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (10 نفر) و یک گروه کنترل (10 نفر) گمارده شدند. سپس، روی گروه آزمایش مداخله گروهی رویکرد مبتنی بر توانمندی بر اساس پروتکل تهیه شده توسط دربانی و پارساکیا (1401) صورت گرفت. به منظور گردآوری داده ها، ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک مقابله ای لازاروس (1988) و پرسشنامه تظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) بود؛ همچنین جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS-26 و روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر سه مرحله ای استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها بین نمرات راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنادار وجود داشت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری داده ها حاکی از آن است که رویکرد مبتنی بر توانمندی بر راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان اعضای گروه آزمایش تأثیر معنادار داشت و اثربخشی این مداخلات در مرحله پیگیری نیز طبق آزمون تعقیبی بنفرونی پایدار بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد که برای بهبود راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه می توان از رویکرد مبتنی بر توانمندی استفاده کرد. از این رو پیشنهاد می گردد در مراکز کلینیک های روانشناسی و مشاوره کودک و نوجوان از این روش استفاده گردد.
اثر بخشی مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل تردید، احساس مسئولیت افراطی و درهم آمیختگی فکر، در زنان دارای وسواس فکری و عملی شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل تردید، احساس مسئولیت افراطی و درهم آمیختگی فکر و عمل در زنان مبتلا به اختلال وسواس شهر اراک بود.روش: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری حاضر عبارت از کلیه زنان مبتلا به اختلال وسواس شهر اراک مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره در سال 1400 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از زنان دارای اختلال وسواس فکری عملی از مراکز مشاوره شهر اراک بر اساس پرونده روانپزشکی آنان و انجام مصاحبه بالینی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بازنگری شده وسواسی - اجباری فوآ و همکاران (Foa et al., 2000) ، مقیاس عدم تحمل تردید فریستون و همکاران (Freeston et al., 1994) پرسش نامه نگرش مسئولیت پذیری سالکوسکیس و همکاران (Salkovskis et al., 2000) و مقیاس آمیختگی فکر – عمل شفران و همکاران (Shafran et al., 1996) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. درمان شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (Segal et al., 2013) در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت یک بار در هفته برگزار شد. گروه کنترل پس از اجرای پیش آزمون در انتظار درمان بعد از پایان دوره مداخله قرار گرفتند داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش آماری
مقایسه اثربخشی تحریکات چند حسی و توانبخشی شناختی بر وضعیت ذهنی، حافظه و اختلال خواب در زنان سالمند دارای نقایص شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵ (پیاپی ۱۹)
522 - 546
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی تحریکات چندحسی و توانبخشی شناختی بر وضعیت ذهنی، حافظه بالینی و اختلال خواب در زنان سالمند دارای نقایص شناختی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به صورت نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری انجام شد. جامعه آماری 30 نفر از سالمندان زن مراجعه کننده به سراهای سالمندان شهر تهران بودند که به روش تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و گواه، تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های وضعیت ذهنی فولشتاین (1975)، پرسشنامه حافظه بالینی وکسلر بلوبر (1939)، پرسشنامه کیفیت خواب پیترزبورگ بویس و همکاران (1989) و پرسشنامه نقایص شناختی (استاندارد بررسی های کشوری وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران) استفاده شد. داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS-21 آزمون های تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شد. یافته ها: طبق نتایج تحریکات چندحسی و توانبخشی شناختی بر بهبود وضعیت ذهنی (58/28=F، 001/0>P)، حافظه بالینی (27/20=F، 001/0>P)، و اختلال خواب (12/43=F، 001/0>P) در سالمندان دارای نقایص شناختی اثر معنادار دارد (01/0>P). اندازه اثربخشی توانبخشی شناختی در مقایسه با تحریکات چندحسی بر وضعیت ذهنی و حافظه بالینی سالمندان، بیشتر است (01/0>P)؛ اما میزان اثربخشی تحریکات چندحسی بر اختلال خواب سالمندان بیشتر از اثربخشی توانبخشی شناختی است (01/0>P). نتیجه گیری: می توان از این روش برای بهبود توان شناختی و در نتیجه کیفیت زندگی سالمندان به صورت مستقل و همراه با درمان های شناختی بالینی و تحت بالینی بهره جست.
طراحی و ساخت پرسشنامه تشخیص و علت یابی اختلال بی خوابی در میان سالان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۵ تابسان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
97 - 113
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر طراحی، ساخت و تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تشخیص و علت یابی اختلال بی خوابی بود. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع روانسنجی بود. جامعه ی آماری مورد مطالعه تمامی افراد میان سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب و برای بررسی روایی سازه، از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در پرسشنامه تشخیص بی خوابی 5 عامل با مقادیر ویژه بیشتر از یک، 62 درصد از واریانس کل نمره ها را تبیین می کنند. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه تشخیص بی خوابی 88/0 بدست آمد. در پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی 7 عامل با مقادیر ویژه بیشتر از یک، 65 درصد از واریانس کل نمره ها را تبیین می کنند و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی 94/0 بوده است. عامل های پرسش نامه اختلال بی خوابی شامل استرس خواب، کمیت خواب، الگوی خواب، کیفیت خواب و تداوم خواب و عامل های پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی شامل؛ شرایط روانی، شرایط محیطی، شرایط اجتماعی، بهداشت خواب، شرایط جسمانی، مصرف مواد و الکل و نگرش به خواب بود.نتیجه گیری: نتایج تحلیل عامل تاییدی در تمامی موارد بزرگتر از 5/0 بوده و مقادیر پایایی ترکیبی در تمامی مولفه ها بزرگتر از4/0 در هر دو پرسش نامه به دست آمد. بنابراین پرسش نامه مذکور از پایایی و روایی مطلوبی برخورداراست.
مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر همدلی در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال نقص توجه/بیش فعالی شایع ترین نوع اختلال عصب تحولی در کودکان است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مداخله ذهن آگاهی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر شناخت اجتماعی (مولفه همدلی) در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر در قالب یک طرح آزمایشی چند گروهی با پیش آزمون و پس آزمون به همراه گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه این مطالعه شامل دانش آموزان دارای نقص توجه/بیش فعالی ارجاعی به مراکز توان بخشی شهر تهران در بهار و تابستان 14۰۰ بودند که از بین آنها ۴۵ نفر با تشخیص اولیه اختلال نقص توجه/بیش فعالی با روش نمونه گیری در دسترس (همتاسازی سن و جنس) انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده در سه گروه ۱۵ نفری ذهن آگاهی، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای و کنترل غیرفعال قرار گرفتند. در این پژوهش ۱۵ جلسه آموزش به گروه مداخله ذهن آگاهی ارائه شد. در گروه مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای ۱۲ جلسه با شدت جریان ۱ میلی آمپر و با مدت زمان۱۰ دقیقه برای دانش آموزان استفاده شد. برای سنجش همدلی از پرسشنامه Auyeung و همکاران (۲۰۰۹) استفاده شد و یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته از طریق نرم افزار SPSS-26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از تاثیر معنادار هر دو مداخله بر همدلی بود (0/001 >P). باتوجه به یافته های به دست آمده هر چند مداخله ذهن آگاهی باعث بهبود سطح همدلی شد؛ ولی اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر همدلی بیشتر بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده در مطالعه حاضر، این مداخلات جهت بهبود سطح همدلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی می تواند مورد استفاده پژوهشگران و درمانگران قرار گیرد.
رابطه عملکرد خانواده با تحمل پریشانی در دانش آموزان دختر: نقش واسطه ای حرمت خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحمل پریشانی به عنوان ساختاری مهم در شروع و ابقا آسیب های روانی و همچنین پیشگیری و درمان ایفای نقش می کند. هدف از این پژوهش، تعیین ارتباط عملکرد خانواده با تحمل پریشانی با نقش واسطه ای حرمت خود در دانش آموزان دختر بود. روش: روش پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش از نوع همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه نهم منطقه 3 شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه عملکرد خانواده (اپستاین و همکاران، 1983)، پرسشنامه تحمل پریشانی (گاهر و سیمونز، 2005) و پرسشنامه حرمت خود (روزنبرگ، 1965) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزار ایموس نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان از برازش مطلوب مدل پژوهش داشت. بر اساس نتایج به دست آمده بین عملکرد خانواده و حرمت خود (02/9=t و 63/0=β) و بین حرمت خود و تحمل پریشانی (30/6=t و 58/0=β) ارتباط مستقیم وجود دارد، ولی بین عملکرد خانواده و تحمل پریشانی (96/1 =t و 15/0=β) ارتباط مستقیم یافت نشد. همچنین نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده و تحمل پریشانی ارتباط غیرمستقیم به واسطه حرمت خود (0/01P<) وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده بین عملکرد خانواده و تحمل پریشانی دانش آموزان دختر به واسطه حرمت خود ارتباط وجود دارد. در تدوین مداخلات روان شناختی برای افزایش تحمل پریشانی دانش آموزان دختر، توجه ویژه به عوامل سببی، پیشنهاد می شود.
مقایسه عصب شناختی اعتیاد به رسانه ها ی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۴)
665 - 679
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ادعا می شود که آسیب های ناشی از کاربرد رسانه های نوین اجتماعی، شباهت هایی با آسیب های حاصل از مصرف مواد مخدر دارد. محققان بر این باورند اگرچه علائم و پیامدهای رفتاری مصرف مواد مخدر بر اساس نوع ماده متفاوت است، اما نقاط مشترکی درباره علائم مواد مخدر در همه انواع آن وجود دارد که با آسیب های رسانه های اجتماعی قابل تطبیق است. از سویی، عصب شناسان در سال های اخیر، ساختارهای مغزی مرتبط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی را مورد بررسی قرار داده اند و شباهت ها و تفاوت هایی با اعتیاد به مواد مخدر یافته اند. این پژوهش با هدف مقایسه اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به رسانه های اجتماعی انجام شده است.
مواد و روش ها: این مقاله بر اساس روش گردآوری تنظیم شده است. در این مقاله ابتدا مؤلفه های رفتاری اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به رسانه های اجتماعی را بیان می کنیم، و تفاوت «اعتیاد» و «وابستگی» را نشان می دهیم.
یافته ها: ما از این فرضیه حمایت می کنیم که اعتیاد به رسانه های اجتماعی، وابستگی محسوب نمی شود. از این رو نواحی مغزی درگیر در اعتیاد به رسانه های نوین اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر را همراه با تصویربرداری های عصبی و آزمایش های این دو حوزه، ذکر می کنیم.
نتیجه گیری: در انتها ضمن برشمردن شباهت ها و تفاوت های عصب شناختی اعتیاد در هر دو گروه، پیشنهاد می کنیم که به جای تقسیم بندی افراد به «معتاد» و «غیر معتاد»، بهتر است از «سطوح مختلف اعتیاد» سخن بگوییم. در این صورت می توانیم اعتیاد به رسانه های اجتماعی را، نوع خاصی از اعتیاد و به عنوان سطحی از اعتیاد بپذیریم و نقاط اشتراک و اختلاف این نوع از اعتیاد با دیگر انواع اعتیاد را دسته بندی کرده و راه کارهای درمانی متناسب با این سطح از اعتیاد را پیشنهاد دهیم.
بررسی اثر بخشی آموزش قدردانی ایمونز بر سرمایه روانشناختی و استقلال عاطفی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر بخشی آموزش قدردانی بر سرمایه روانشناختی و استقلال عاطفی نوجوانان بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 40 نفر از دانش آموزان مقطع دبیرستان دوره دوم از شهر بیرجند انتخاب شدند. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش بود که با استفاده از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (2007) و استقلال عاطفی استنبرگ و سیلوربرگ انجام شد. بسته آموزشی قدردانی در این پژوهش برگرفته از مطالعات قمرانی (1389) بود که با هدف پژوهش حاضر همسو شد. گروه آزمایش بسته آموزشی قدردانی ایمونز را به مدت 9 جلسه دریافت کردند ولی گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. تحلیل یافته های به دست آمده نشان داد پس از تعدیل پیش آزمون، تفاوت میانگین نمرات سرمایه روانشناختی و استقلال عاطفی در گروه کنترل و آزمایش معنا دار بود (0.05p<) و گروه آزمایش پس از دریافت بسته آموزشی قدردانی سرمایه روانشناختی بالاتر و استقلال بیشتری را تجربه نمودند. شکل گیری و گسترش یکی از هیجانات مثبت همانند قدردانی می تواند به شکل گیری و توسعه دیگر هیجانات و سازه های مثبت مانند سرمایه روانشناختی و استقلال عاطفی در نوجوانان کمک نماید. آموزش قدردانی بر افزایش هیجانات مثبت تاثیرگذار است.
پیش بینی اختلال های شخصیت بر اساس ترومای پیچیده و روابط موضوعی با میانجی گری توانمندی ایگو در دانشجو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
59 - 69
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی اختلالات شخصیت بر اساس ترومای پیچیده و روابط موضوعی با نقش میانجی گری توانمندی ایگو انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود، جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان دبیری دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی را در نیمسال دوم سال تحصیلی 1400-1399 شامل می شد. شرکت کنندگان 161 نفر دختر و پسر بودند که به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس های پرسشنامه شخصیت (SCID-II)، پرسشنامه روابط ابژه بل (BORI)، پرسشنامه ترومای پیچیده (CTQ) و مقیاس توانمندی ایگو (PIES) استفاده شد. داده های جمع اوری شده از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها نشان داد؛ ترومای پیچیده و روابط ابژه با نقش میانجی توانمندی ایگو، اختلالات شخصیت در دانشجو معلمان را پیش بینی می کنند. و بین اختلالات شخصیت و ترومای پیچیده، بین اختلالات شخصیت و روابط ابژه و بین اختلالات شخصیت و توانمندی ایگو در دانشجو معلمان رابطه وجود دارد. و همچنین روابط ابژه با نقش میانجی توانمندی ایگو، اختلالات شخصیت در دانشجو معلمان را پیش بینی می کنند. به طور کلی زمانی که ترومای پیچیده و روابط موضوعی ضعیف با والدین از دوران کودکی در دانشجو معلمان شکل گرفته شده باشد، ایگو هم ضعیف رشد می کند و در نتیجه فرد در معرض اختلالات شخصیت قرار خواهد گرفت.
اثربخشی آموزش رویکرد راه حل محور بر مولفه های دلزدگی زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان
حوزههای تخصصی:
موضوع خانواده، با توجه به جایگاه و شان آن، باید به طور جدی مورد توجه قرار گرفته و آسیب های احتمالی آن شناسایی و پیشگیری شوند. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش راه حل محور بر مولفه های دل زدگی زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان است. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان تشکل دادند که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش راه حل مدار 7 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه دلزدگی زناشویی (ملاچ پاینز، 2005) بودند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. نتایج نشان داد که درمان راه حل مدار باعث کاهش دلزدگی زناشویی و مولفه های دلزدگی جسمی، دلزدگی عاطفی و دلزدگی روانی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان شده است. این نتایج می تواند پشتوانه ای برای به کارگیری این روش مشاوره ای در کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین برای جلوگیری از فروپاشی بنیان خانواده و بهبود روابط زناشویی باشد.
بررسی وضعیت امکانات ورزشی و نگاه درمانگران به ورزش در مراکز درمان و بازتوانی ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال هفدهم بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۷
۱۹۶-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی امکانات ورزشی موجود در مراکز درمان و بازتوانی ترک اعتیاد در کشور و نگاه درمانگران به تاثیر ورزش در بهبود فرآیند ترک اعتیاد بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراکز درمان اعتیاد بود که از بین آن ها تعداد 363 مرکز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته ها: با توجه به یافته های تحقیق، اگرچه همه درمانگران حوزه اعتیاد اعتقاد دارند که ورزش و به ویژه حرکات نرمشی شرایط بهبود و تثبیت درمان را بهبود می بخشد، اما عملا، شرایط برای ترکیب پروتکل های درمانی با شیوه های مختلف ورزشی فراهم نبوده و این مراکز عملکرد موثری در این زمینه نداشتند. نتیجه گیری: ضرورت دارد تمرینات و فعالیت های ورزشی استاندارد مکمل درمان طراحی گردد و این دو امر مهم تابع اصلاح و افزایش آموزش های درمانگران مرکز درمان و بازتوانی و تغییر در راهبردهای نهادهای تصمیم گیر به ویژه وزارت ورزش و جوانان، وزارت کشور (شورای اجتماعی) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تحت رهبری ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری می باشد.
بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال وسواسی- جبری: نقش واسطه ای خودتنظیم گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۳
43 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال وسواسی- جبری: نقش واسطه ای خودتنظیم گری صورت گرفت.
روش شناسی پژوهش: روش پژهش توصیفی- همبستگی مبتنی برمعادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مراجعه کننده به کلینیک های عمومی و خصوصی روان پزشکی در سطح شهر کرمانشاه در سال 1400 بود که با توجه به معیارهای ورود و خروج و دریافت تشخیص اختلال وسواسی-جبری توسط روان پزشک و بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته (DSM-5) به شیوه دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اختلال وسواسی- جبری فوا و همکاران (2002)، خودتنظیم گری ایبانز و همکاران (2005) و طرحواره های یانگ (2005) بود. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS-21 و PLS-3 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (90/0= NFI و 079/0= SRMR). نتایج تحلیل ها نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه با اختلال وسواسی- جبری رابطه مثبت و معنادار و خودتنظیم گری با اختلال وسواسی- جبری رابطه منفی ومعنادار دارند. همچنین طرحواره های ناسازگار اولیه ازطریق خودتنظیم گری بر اختلال وسواسی- جبری اثرگذار است.
بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش پیشنهاد می کند که درطراحی مداخلات روان شناختی برای بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری، به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و خودتنظیم گری توجه شود.
تأثیر یادگیری مشارکتی آنلاین بر سطوح یادگیری شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر روش یادگیری مشارکتی آنلاین بر سطوح یادگیری شناختی در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهرستان گرگان بود. روش تحقیق به صورت نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی گرگان در سال تحصیلی 1399-1400 است که تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. کلاس های مورد نظر در شبکه دانش آموزی شاد به صورت همزمان و ناهمزمان به صورت مشارکتی برگزار گردید و در ابتدا و انتهای فرآیند تدریس میزان سطوح یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی اندازه گیری شد. ابزار گردآوری پژوهش شامل آزمون پیشرفت سطوح یادگیری معلم ساخته براساس سطوح یادگیری و طبقه بندی بلوم طراحی شده بود که روایی آن مورد تایید متخصصان بوده و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالای 70/0 به دست آمد که نشان از پایایی مطلوب بود. یافته های تحقیق نشان داد یادگیری مشارکتی آنلاین بر یادگیری دانش آموزان تأثیر مثبت دارد (05/0>p). یادگیری مشارکتی آنلاین بر سطح دانش، ارزشیابی و آفریدن تأثیر معنادار ندارد (P>0.05). یادگیری مشارکتی بر سطح فهمیدن، به کاربستن و تحلیل تأثیر معنادار و مثبت داشته است (05/0>p). بر اساس نتیجه، می توان از روش یادگیری مشارکتی آنلاین برای دروس و مقاطع مختلف تحصیلی استفاده کرد.
مقایسه درهم آمیختگی فکر-عمل و شفقت خود در افراد با الگوهای مختلف نشانه های اختلال وسواس-اجباری و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
1 - 11
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناسایی عوامل مرتبط با اختلال وسواسی - جبری به ویژه در مقایسه با گروه های غیربالینی، دارای اهمیت است. در این راستا، هدف مطالعه حاضر مقایسه درهم آمیختگی فکر – عمل و شفقت خود در افراد با الگوهای مختلف نشانه های اختلال وسواسی – جبری و عادی بود. روش: بدین منظور از میان افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناختی شهرستان بهبهان که دارای علائم وسواس فکری - عملی بودند، 45 نفر (گروه وارسی= 15 نفر، شست وشو= 15 نفر و وسواس مذهبی= 15 نفر) و از میان جمعیت عادی، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه های وسواسی – اجباری مادزلی (MOCL)، وسواس مذهبی (PIOS)، درهم آمیختگی فکر - عمل ولز، ویلیامز، هاتن (TFI)، شفقت خود ریس و همکاران پاسخ دادند. سپس داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین افراد عادی و افراد دچار الگوهای مختلف اختلال وسواسی – اجباری از نظر آمیختگی فکر - عمل (0/001>P) و شفقت خود (0/001 >P) تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد افراد دارای نشانگان اختلال وسواسی – جبری، نسبت به افراد عادی، آمیختگی فکر – عمل بالاتری داشته و نسبت به خویش شفقت کمتری دارند.
نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی در تاثیرگذاری رهبری تحول گرا بر رفتار کاری نوآورانه (مورد مطالعه: دانشگاه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
136 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی در تاثیرگذاری رهبری تحول گرا بر رفتار کاری نوآورانه می باشد.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه اصفهان می باشد. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 291 نفر تعیین شد و نمونه گیری با استفاده از روش در دسترس انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نیازهای اساسی روانشناختی گاردیا، دسی و رایان (2000) با 21 گویه، رهبری تحول گرا باس و آلیو (1997) با 20 گویه و رفتار کاری نوآورانه دیجانگ و دنهارتوگ (2010) با 10 گویه استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و به کارگیری تحلیل های آماری نیز از نرم افزارهایSPSS و SMART PLS3 استفاده شد.
یافته ها: نتایح مدل معادلات ساختاری نشان داد، رهبری تحول گرا بر نیازهای اساسی روانشناختی تاثیر معنی دار دارد. همچنین رهبری تحول گرا بر رفتار کاری نوآورانه تاثیر معنی دار دارد. نتایج نشان داد که نیازهای اساسی روانشناختی در تاثیرگذاری رهبری تحول گرا بر رفتار کاری نوآورانه نقش میانجی دارد، همچنین تاثیر نیازهای اساسی روانشناختی بر رفتارکاری نوآورانه مورد تایید قرار گرفت.
نتیجه گیری: به مدیران دانشگاه پیشنهاد می شود جهت تقویت رفتارهای کاری نوآورانه در دانشگاه با استفاده از ظرفیت غنی موجود یعنی اساتید و پژوهشگران خبره با راه اندازی مراکز و سراهای نوآوری برای کارکنان جهت تقویت رفتارهای کاری نوآورانه اقدام نمایند.
بازنمایی پدیدارشناسانه مناسبات اجتماعی در نزد زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
193 - 220
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هم اینک تعداد زنان سرپرست خانوار در ایران در حال افزایش است؛ و وفاق عمومی بر سر موضوع آسیب پذیری آنان موجب شده است، بسیاری از پژوهش ها به سمت گره گشایی از مسائل آنان برآیند. یکی از مهمترین آنها بخصوص در ایران، تغییر شکل مناسبات اجتماعی این زنان و انتظاراتی است که جامعه از آنان دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعه تجربه زیسته این زنان در مناسبات اجتماعی آنان است. روش: این پژوهش با روش پدیدار شناسی انجام شد. میدان پژوهش، 1962 زن سرپرست خانوار شهر مشهد در زمستان1400بود که به شیوه هدفمند و با بیشینه پراکنش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری شد که در بیست و یکمین مورد به اشباع نظری رسید، سپس تحلیل داده ها با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: داده ها نشان داد که زنان سرپرست خانوار در چهار بعد زیسته بدن، روابط، فضای اجتماعی و زمان در قبل و بعد از سرپرستی خانوار تغییراتی را در مناسبات اجتماعی خود می دهند. بدن برای گروهی محملی برای حفظ شرافت و برای گروهی ابزاری برای اعتراض به شرایط موجود تلقی می شود. روابط زیسته نیز در طیفی وسیع از فاصله گیری اجتماعی تا آزادی کامل در نوسان است. اکثریت آنان متفق-القولند که فضای اجتماعی برای آنان ناامن و غیر قابل اعتماد است. تعدادی به گذشته با نگرشی مثبت، گروهی با نگرشی منفی، گروهی سعی در فراموشی کردن گذشته و زندگی در اکنون و تعدای خود را تسلیم سرنوشت و بالاخره گروهی با توجه به شرایط موجود درصدد تغییر جهان زیسته خود هستند. نتیجه گیری: ضروریست که سیستم های حمایتی از این زنان چگونگی مناسبات اجتماعی آنان را جدی بگیرند و به طور توامان به هر چهار بعد زیست بدنی، فضای اجتماعی، ارتباطی و زمانی آنان توجه نمایند.