ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۸۱ تا ۳٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
۳۲۸۱.

خودکارآمدپنداری ترک در مردان دارای اختلال سوءمصرف مواد تحت درمان نگهدارنده: مقایسه دو رویکرد درمانی شناختی- رفتاری مبتنی بر مدل مارلات و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدپنداری ترک درمان شناختی-رفتاری مدل مارلات تحریک الکتریکی فراجمجمه ای سوءمصرف مواد متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: اختلالات سوءمصرف مواد، به ویژه اعتیاد به تریاک، چالش های بزرگی را برای افراد و سیستم های بهداشتی ایجاد می کنند. استراتژی های درمانی مؤثر برای بهبود خودکارآمدپنداری ترک و کاهش نرخ عود ضروری هستند. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی دو رویکرد درمانی، شامل درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات (CBTMM) و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز (tDCS)، بر خودکارآمدپنداری ترک در مردان دارای اختلال سوءمصرف تریاک تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. روش و و مواد: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده بود که شامل 60 مرد دارای اختلال سوءمصرف تریاک تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. شرکت کنندگان به طور تصادفی در سه گروه 20 نفره (CBTMM، tDCS، و کنترل) قرار گرفتند. مداخلات شامل 12 جلسه 75 دقیقه ای بود که به صورت هفتگی برگزار شد. داده ها در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه) با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدپنداری ترک جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی CBTMM و tDCS به طور معناداری خودکارآمدپنداری ترک را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دادند. میانگین نمره خودکارآمدپنداری ترک در گروه CBTMM از 44.60 (انحراف معیار = 7.64) در پیش آزمون به 58.80 (انحراف معیار = 8.98) در پس آزمون و سپس به 61.85 (انحراف معیار = 8.48) در پیگیری افزایش یافت. در گروه tDCS نیز بهبود معناداری مشاهده شد، هرچند کمتر از گروه CBTMM. نتیجه گیری: ین یافته ها می تواند به توسعه و بهبود برنامه های درمانی برای بیماران وابسته به مواد مخدر کمک کند و راهکارهای جدیدی برای بهبود وضعیت روانی و شناختی این بیماران ارائه دهد.
۳۲۸۲.

اثربخشی بسته آموزشی ارتقای سبک زندگی سالم مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی بر کیفیت زندگی و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیابت سبک زندگی سالم فرهنگ ایرانی و اسلامی کیفیت زندگی تبعیت از درمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی ارتقای سبک زندگی سالم مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی بر کیفیت زندگی و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران دیابتی مراجعه کننده به یکی از مراکز روان درمانی در منطقه 5 شهر تهران بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل). ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه تبعیت از درمان بیماران دیابتی و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL-BREF) بود. بسته آموزشی شامل 10 جلسه با موضوعات تغذیه سالم، فعالیت بدنی، مدیریت استرس، مراقبت های پزشکی، آموزه های دینی، و روابط خانوادگی و اجتماعی بود. یافته ها: یافته های توصیفی نشان داد که گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبود محسوسی در نمرات کیفیت زندگی و تبعیت از درمان داشتند، در حالی که گروه کنترل تغییرات محسوسی را نشان نداد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بسته آموزشی به طور معنی داری بر بهبود کیفیت زندگی و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت اثربخش بوده است (p<0.000). نتیجه گیری: بسته آموزشی ارتقای سبک زندگی سالم مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی توانست کیفیت زندگی و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت را بهبود بخشد. این نتایج نشان می دهد که استفاده از برنامه های آموزشی متناسب با فرهنگ و ارزش های بومی می تواند نقش مؤثری در مدیریت بهتر بیماری های مزمن مانند دیابت ایفا کند. توصیه می شود که سیاست گذاران حوزه سلامت از این بسته های آموزشی برای ارتقای سلامت بیماران دیابتی استفاده کنند.
۳۲۸۳.

Comparison of the Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Intensive Short-Term Psychodynamic Therapy on Sexual Dysfunction and Quality of Sexual Life in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Emotion-focused therapy short-term psychodynamic therapy Sexual Function quality of sexual life Women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۱
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of emotion-focused therapy and short-term psychodynamic therapy on sexual dysfunction and the quality of sexual life in women attending counseling and psychotherapy centers in Isfahan. Methods: The research design was a quasi-experimental pre-test, post-test, and follow-up. The population included all women in Isfahan province suffering from sexual dysfunction in 2023. Sixty individuals were selected through purposive sampling and randomly assigned into three groups: twenty in the first experimental group, twenty in the second experimental group, and twenty in the control group. The first experimental group underwent emotion-focused psychological intervention based on the therapeutic protocol by Gilbert (2014) in fifteen 60-minute sessions, and the second experimental group received short-term psychodynamic psychological intervention based on the therapeutic protocol (Davanloo, 2013) in twelve 60-minute sessions held weekly, followed by a one-month follow-up. The control group was placed on a two-month waiting list for the most effective intervention. Data collection for analysis was conducted using the Rosen et al. (2000) Women's Sexual Dysfunction Questionnaire and the Simonds et al. (2005) Women's Sexual Life Quality Questionnaire. Data analysis was performed using mixed ANOVA with SPSS version 25. Findings: The findings indicated that both treatments were effective in reducing sexual dysfunction in women (F = 73.08, p < .001) and improving the quality of sexual life (F = 18.02, p < .001). However, there was a significant difference between the effectiveness of the two therapeutic methods in reducing sexual dysfunction and increasing the quality of sexual life in women (p < .001). Conclusion: It can be concluded that both emotion-focused and short-term psychodynamic therapies are effective in reducing sexual dysfunction and improving the quality of sexual life in women. Both treatments can be used to reduce psychological issues in women attending counseling centers.
۳۲۸۴.

The Effectiveness of Acceptance and Commitment-Based Group Therapy on Hope and Happiness in Women with Breast Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Acceptance and commitment-based group therapy Hope happiness Breast Cancer

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۲
Objective: This study aimed to examine the effectiveness of acceptance and commitment-based group therapy on hope and happiness in women diagnosed with breast cancer. Methods: The research was applied and experimental in nature. The design was a quasi-experimental pretest-posttest with a control group. The population consisted of all women diagnosed with breast cancer in Borujerd city, from which 30 participants were selected through non-random convenient sampling using Snyder's Hope Scale (1991) and the Oxford Happiness Questionnaire (1990) based on inclusion and exclusion criteria, and were randomly assigned to two groups: the experimental group receiving acceptance and commitment therapy (each group consisting of 15 members) and the control group. The experimental group underwent eight 90-minute sessions of acceptance and commitment therapy, as described by Hayes et al. (2006), once a week, while the control group received no intervention. After the training period, the questionnaires were administered again in both groups at the post-test stage. Data analysis in this study was performed using analysis of covariance. Findings: The results showed that acceptance and commitment-based group therapy significantly improved hope (F = 62.66, p = 0.001) and happiness (F = 43.81, p = 0.001) in women with breast cancer. Conclusion: Based on the findings of this research, it can be concluded that acceptance and commitment-based group therapy enhances hope and happiness in women with breast cancer; therefore, it can be used as an effective intervention method to foster and increase hope and happiness in these women.
۳۲۸۵.

اثربخشی آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی و نشخوار فکری زوجین متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رضایت جنسی نشخوار فکری آموزش مهارت های جنسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی و نشخوار فکری زوجین متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه زوجین مراجعه کننده به خانه های سلامت در شهر تهران در سه ماهه دوم سال 1403، تشکیل دادند که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با استفاده از آموزش مهارت های جنسی، 8 جلسه 60-90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رضایت جنسی (هادسون، 1981) و نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارو، 1991) بودند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. نتایج نشان داد آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی در زوجین متأهل اثربخش است (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد آموزش مهارت های جنسی بر نشخوار فکری در زوجین متأهل اثربخش است (05/0>P). بنابراین این یافته ها می توانند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی در جهت بهبود کیفیت روابط زناشویی و سلامت روانی زوجین متأهل مورداستفاده قرار گیرند.
۳۲۸۶.

پیش بینی مطلوبیت اجتماعی و احساس امنیت و لذت اجتماعی بر اساس سبک های فرزند پروری ادراک شده در فرزندان ازدواج مجدد و مقایسه آن با گروه عادی

کلیدواژه‌ها: مطلوبیت اجتماعی احساس امنیت اجتماعی سبک های فرزند پروری ادراک شده فرزندان ازدواج مجدد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۷
پژوهش حاضر، باهدف پیش بینی مطلوبیت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی بر اساس سبک های فرزند پروری ادراک شده در فرزندان ازدواج مجدد و مقایسه آن با گروه عادی بود. روش پژوهش پیش بین _ مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی پایه های دهم، یازدهم، دوازدهم شهرستان شهرضا در سال تحصیلی 1401- 1402بود. نمونه پژوهش شامل106 دانش آموز، 53 نفر دانش آموز" فرزندان ازدواج مجدد" و 53 نفر" دانش آموز عادی" بود که به صورت نمونه گیری تصادفی، خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه های؛ مطلوبیت اجتماعی کروان و مارلو (SAS) پرسشنامه احساس امنیت اجتماعی گیلبرت و همکاران (SSPS) و پرسشنامه سبک های فرزند پروری ادراک شده بامریند استفاده شد. داده های با نرم افزارspss25 در قالب آزمون توصیفی ( میانگین و انحراف معیار) و استنباط آماری(تی دو نمونه مستقل و تحلیل واریانس و رگرسیون) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد سبک های فرزند پروری ادراک شده در فرزندان ازدواج مجدد و عادی با متغیر مطلوبیت اجتماعی، رابطه معنادار دارد ولی تفاوت معنادار بین دو گروه وجود ندارد. همچنین سبک های فرزند پروری ادراک شده در فرزندان ازدواج مجدد و عادی با متغیر احساس امنیت اجتماعی، رابطه معنادار ندارد و تفاوت معنادار بین دو گروه وجود ندارد. به بیانی واضح تر سبک فرزند پروری ارتباطی به ازدواج مجدد و عادی ندارد، فرزندان ازدواج مجدد و عادی از مطلوبیت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی یکسانی در خانه و جامعه برخوردار هستند، همچنین سبک های فرزند پروری ادراک شده در پیش بینی مطلوبیت اجتماعی نقش دارد ( 001/0> p) ولی در پیش بینی احساس امنیت اجتماعی نقش ندارد( p>./136). نتایج حاصل از پژوهش حاضر می تواند مبنای طراحی برنامه های آموزشی و درمانی باشد که اجرایی شدن آن بر روی زوجینی که ازدواج مجدد کرده اند، خواهد توانست زمینه را برای تقویت مطلوبیت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در فرزندانشان را فراهم کند.
۳۲۸۷.

تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار از معنای زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: معنای زندگی زنان سرپرست خانوار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: بسیاری از نظریه پردازان معتقدند یافتن معنای زندگی یکی از مهم ترین نیازهای انسان هاست. پژوهش های متعدد نیز آثار مثبت معنادار بودن زندگی در سلامت جسمانی و روانشناختی را نشان داده اند. از این رو هدف پژوهش حاضر واکاوی معنای زندگی در زنان سرپرست خانوار می باشد. روش: مطالعه حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاری و با عنایت به اشباع نظری با 15 نفر از زنان سرپرست خانوار شهر اصفهان به بررسی معنای زندگی در این گروه پرداخته است. یافته ها: با استفاده از کدگذاری کیفی، 70 کد اولیه استخراج و به 10 دسته بندی اصلی تقسیم گردید. این دسته بندی ها شامل مفاهیمی مانند «رشد فردی»، «روابط خانوادگی»، «اهداف فردی»، «مفاهیم دینی و معنوی»، «مشکلات اقتصادی»، «حمایت اجتماعی» و دیگر مضامین مربوطه بودند. نتایج نشان داد که معنای زندگی برای افراد عمدتاً به عوامل فردی و اجتماعی بستگی دارد و بیشتر افراد معنای زندگی را در روابط خانوادگی و پیشرفت شخصی جستجو می کنند. علاوه بر این، مشکلات اقتصادی و فقدان حمایت اجتماعی از مهم ترین موانع در یافتن معنا در زندگی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با نتایج تحقیقات پیشین هم راستا است و بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف معنای زندگی در برنامه های روان شناختی و اجتماعی تأکید دارد. محدودیت های این پژوهش شامل نمونه گیری محدود و نبود قابلیت تعمیم به جامعه وسیع تر می باشد که در پژوهش های آینده قابل توجه خواهد بود.
۳۲۸۸.

The Effectiveness of Dialectical Behavior Therapy-Based Skills Training on Distress Tolerance, Cognitive Emotion Regulation, and Marital Quality of Life in Women with Recurrent Miscarriages(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Women with recurrent miscarriages Distress tolerance Cognitive Emotion Regulation marital quality of life dialectical behavior therapy-based skills training

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۳
Objective: The aim of this study was to examine the effectiveness of dialectical behavior therapy-based skills training on distress tolerance, cognitive emotion regulation, and marital quality of life in women with recurrent miscarriages. Methods: The statistical population consisted of all women who visited infertility clinics in Tehran in 2019-2020. A sample of 30 women was selected using convenience and purposive sampling methods, based on inclusion and exclusion criteria, and was randomly assigned to experimental and control groups (15 women in each group). The questionnaires used in this study were the Distress Tolerance Questionnaire by Simons and Gaher (2005), the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire by Garnefski, Kraaij, and Spinhoven (2006), and the Marital Quality of Life Questionnaire by Fletcher, Simpson, and Thomas (2000). The statistical method used was repeated measures, with a significance level of 0.05. Findings: According to the results, the differences in means between the two groups in the pre-test, post-test, and follow-up stages were significant. There were significant differences in distress tolerance, cognitive emotion regulation, and marital quality of life between the two groups. The dialectical behavior therapy-based skills training had an impact on the variables of distress tolerance, cognitive emotion regulation, and marital quality of life, with effect sizes of 0.885, 0.910, and 0.983, respectively. Conclusion: Given the confirmed effectiveness of this therapy, it is recommended that these women receive appropriate psychological treatments alongside medical treatments.
۳۲۸۹.

ارتباط ساختاری کمال گرایی بر اضطراب پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی گر هوش معنوی و شادکامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب پیشرفت تحصیلی هوش معنوی شادکامی کمال گرایی طلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۴۹
زمینه: اضطراب پیشرفت تحصیلی به عنوان یک مسئله آموزشی همه ابعاد سیستم آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد. این سازه به یک نگرانی جهانی در محیط های آموزشی کنونی تبدیل شده است و در نظام های آموزشی گستره قابل توجهی دارد. مسئله این است روابط متغیرهای مختلفی با اضطراب پیشرفت تحصیلی تأیید شده است. اما روابط متغیرهایی مانند کمال گرایی، هوش معنوی و شادکامی در قالب روابط ساختاری مغفول واقع شده است و در این زمینه شکاف تحقیقاتی عمده ای وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل یابی روابط ساختاری کمال گرایی با اضطراب پیشرفت تحصیلی براساس نقش واسطه گری هوش معنوی و شادکامی در طلاب شهر باب ل انجام شد. روش: جامعه آماری کلیه طلاب پسر شهر بابل در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که تعداد 220 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004)، هوش معنوی (عبداله زاده و همکاران، 1387)، شادکامی (آکسفورد، 1989) و اضطراب پیشرفت تحصیلی (الپرت و هابر، 1960) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح آماری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تأیید قرار گرفت. مطابق با مدل ساختاری پژوهش کمال گرایی، اثر معناداری بر روی هوش معنوی، شادکامی و اضطراب پیشرفت تحصیلی، هوش معنوی و شادکامی بر روی اضطراب پیشرفت تحصیلی داشت. هم چنین هوش معنوی و شادکامی در ارتباط بین کمال گرایی و اضطراب پیشرفت تحصیلی نقش میانجی داشتند (0/01<). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه می توان پیشنهاد کرد به منظور کاهش اضطراب پیشرفت تحصیلی طلاب می توان از مداخله هایی که در راستای شناخت، بینش و تغییر نگرش درباره افکار خود نسبت به اضطراب تحصیلی هدایت می کنند، استفاده شود.
۳۲۹۰.

اثربخشی بسته آموزشی سلامت جنسی بر دانش و نگرش جنسی زنان و مردان در آستانه ازدواج شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت جنسی دانش و نگرش جنسی زنان و مردان در آستانه ازدواج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۲۳
زمینه: آموزش سلامت جنسی برای ترویج رشد جنسی سالم، کاهش پیامدهای منفی رفتارهای جنسی پرخطر و ایجاد پایه ای برای بزرگسالی سالم بسیار مهم است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته آموزشی سلامت جنسی بر دانش و نگرش جنسی زنان و مردان در آستانه ازدواج شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در نیمه اول سال 1402 می باشد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل را تمامی زنان و مردان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه که در آستانه ازدواج بود، تشکیل دادند. جهت انتخاب نمونه به روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از زنان و مردان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه که در آستانه ازدواج بودند جهت استخراج مؤلفه های سلامت جنسی و برای بررسی تأثیر متغیر مستقل (رویکرد بسته آموزشی تدوین شده 10 زوج و برای گروه گواه نیز 10 زوج) انتخاب شدند. آزمودنی ها در هر دو گروه، قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه دانش و نگرش جنسی بشارت (1392) پاسخ دادند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 40 دقیقه ای آموزش سلامت جنسی را دریافت کردند. جهت تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله آموزشی سلامت جنسی بر دانش و نگرش جنسی زنان و مردانی که در آستانه ازدواج هستند تأثیر معناداری داشته است (0/001p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که بسته مداخله آموزشی سلامت جنسی برای دانش و نگرش جنسی زنان و مردانی که در آستانه ازدواج قرار دارند تأثیر دارد و منجر به بهبود سطح دانش و نگرش جنسی در زنان و مردان می شود.
۳۲۹۱.

اثربخشی RTMS در درمان وسواس بعد از شیوع اپیدمی کرونا

کلیدواژه‌ها: اپیدمی کرونا وسواس استرس RTMS در درمان وسواس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴
شیوع بیماری کرونا و ترس از مبتلا شدن به این بیماری موجب شده بود که افراد دچار اضطراب ها و استرس های زیادی گردند، ازآنجایی که این بیماری به طور خاموش عمل کرده و فرد حداقل ۱۴ روز پس از مبتلا شدن متوجه می شد که به این ویروس آلوده گشته است و ممکن بود هر فردی بی آنکه خود اطلاع داشته باشد ناقل این بیماری باشد وسواس و ترس بین افراد در حال تبدیل شدن به یک فوبیای جدی ابتلا به کرونا می گشت. از سوی مقابل، اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که با نقص در عملکردهای شناختی, ازجمله حافظه کاری همراه است. در طی دهه های اخیر تکنیکی غیرتهاجمی و بدون درد به نام تحریک مغناطیسی مغز(TMS) در درمان افسردگی های مقاوم به درمان به کار گرفته شده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی تکنیک تحریک مکرر مغناطیسی مغز(rTMS) در درمان وسواس بعد از شیوع اپیدمی کرونا انجام گرفته است. نتایج بیانگر آن بود که تحریک مکرر مغناطیسی مغز یک روش غیرتهاجمی و ایمن در درمان افسردگی های مقاوم به درمان محسوب می گردد. ارزیابی جامع و درمان اثربخش مستلزم توجه به عملکردهای شناختی بیماران در کنار نشانگان خلقی می باشد. این روش درمانی کاملاً غیرتهاجمی است و عوارض مهمی از این روش برای درمان افسردگی گزارش نشده ،علاوه بر بیماری افسردگی برای درمان بیماری های وسواس ، PTSD و اسکیزوفرنی نیز مؤثر است.
۳۲۹۲.

بررسی رابطه معنای زندگی با رضایت زناشویی وانعطاف پذیری روانی زوجین

کلیدواژه‌ها: معنای زندگی انعطاف پذیری روانی زوجین رضایت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین معنای زندگی با رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روانی زوجین انجام شد و تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زوجین ساکن در منطقه 1و2 شهرستان نیشابور بود که اعضای جامعه 4000 هزار نفر و از این تعداد 384 نفر با توجه به جدول مورگان با روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند پرسشنامه های معنای زندگی استگر، رضایت زناشویی انریج و دنیس ووندروال بر روی آن ها اجرا شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین معنای زندگی و رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روان شناختی همبستگی مثبت و مستقیم وجود دارد. بنابراین بین معنای زندگی و رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روان شناختی رابطه وجود دارد. فرضیه اصلی پژوهش تائید شد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مدل به طور کامل معنادار است و مدل رگرسیونی مناسب است. ضرایب استاندارد و غیراستاندارد رگرسیون چندگانه نشان داد رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روان شناختی زوجین می توانند معنای زندگی در افراد نمونه را پیش بینی کنند. مثبت بودن ضریب رگرسیون برای متغیرهای رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روان شناختی بدین معناست که هر چه نمرات آن ها بیشتر بوده، نمرات معنای زندگی آنان نیز بیشتر بوده است و بالعکس. درنتیجه بین معنای زندگی و رضایت زناشویی و انعطاف پذیری روان شناختی رابطه وجود دارد.
۳۲۹۳.

شناسایی سوگیری های شناختی تیپ شخصیتی دی: یک استراتژی پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سوگیری شناختی پدیدارشناختی تیپ شخصیتی دی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۲
زمینه: تیپ شخصیتی دی که با عوامل شناختی ارتباط داشته است، فرد را مستعد اختلالات روانشناختی و جسمانی می کند. با این حال، سوگیری های شناختی مختص این تیپ تاکنون شناسایی نشده است و در صورت شناسایی می تواند به اصلاح سوگیری های شناختی طیف وسیعی از مشکلات کمک نماید. هدف: با توجه به ضرورت پر کردن خلأ موجود، پژوهش حاضر با هدف شناسایی سوگیری های شناختی تیپ شخصیتی دی انجام شد. روش: پژوهش حاضر بر اساس رویکرد کیفی با استفاده از روش پدیدارشناختی تفسیری انجام شد. جامعه هدف، دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر در سال ۱۴۰۱ بودند که از میان آن ها، 21 نفر با تیپ شخصیتی دی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و یک مصاحبه نیمه ساختاریافته، طراحی شده توسط محققان، با آن ها انجام شد. تحلیل محتوای آشکار و تحلیل محتوای پنهان بر اساس کدگذاری باز و محوری در نرم افزار MAXQDA-2020 نیز انجام شد. یافته ها: 56 کد اولیه در دو مقوله اصلی "سوگیری شخصی" و "سوگیری محیطی" شناسایی شد. سوگیری محیطی شامل "دیدگاه نسبت به دنیا" (با مقوله های فرعی "دیدگاه نسبت به آینده" و "دیدگاه نسبت به وضع موجود") و "دیدگاه نسبت به دیگران" می شود؛ درحالی که سوگیری شخصی شامل "خصوصیات شخصی" (دربرگیرنده"خصوصیات هیجانی"، خصوصیات اجتماعی" و "خصوصیات شناختی") و "زندگی شخصی" (شامل "نگرش نسبت به زندگی فعلی خود" و "نگرش نسبت به گذشته خود") می شود. در نهایت، کدهای اولیه، همه مقوله های اصلی و فرعی به کد محوری"سوگیری تفسیر" داده شدند. نتیجه گیری: سوگیری های تفسیر شناسایی شده می توانند به عنوان آیتم های سناریوهای اصلاح سوگیری تفسیر در نظر گرفته شوند و جهت اصلاح سوگیری های ذکرشده در افراد با تیپ شخصیتی دی به کار گرفته شوند.
۳۲۹۴.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر سایکودراما و تحلیل رفتار متقابل بر تعارض با والدین نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گروه درمانی مبتنی بر سایکودراما تحلیل رفتار متقابل تعارض با والدین نوجوانان پسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۹۰
زمینه: با توجه به این که نوجوانی یکی از حساس ترین مراحل رشد آدمی ست باید به حل مشکلات تربیتی و روانشناختی این گروه توجه ویژه ای نمود. یکی از بهترین راه کارها در این راستا، استفاده از مداخلات روانشناختی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر سایکودراما و تحلیل رفتار متقابل بر تعارض با والدین نوجوانان پسر انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر پایه سوم دوره اول دبیرستان های عادی دولتی شهر خرم دره در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند. 30 نفر با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه های آزمایشی، درمان مختص گروه خود را در 8 جلسه 5/1 ساعته دریافت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه تعارض نوجوان با والدین پرینز بود. تجزیه و تحلیل یافته ها از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی صورت گرفت. یافته ها: میانگین و انحراف معیار تعارض با مادر و تعارض با پدر گروه سایکودراما در پیش آزمون به ترتیب (37/2±10/28 و 82/1±70/28)، گروه تحلیل رفتار متقابل (55/2±50/28 و 98/1±20/28)، و گروه کنترل (17/2±60/27 و 77/1±60/27) بود. سایکودراما (13/2±10/24 و 90/2±80/24) و تحلیل رفتار متقابل (90/2±00/24 و 33/1±30/25) در مقایسه با گروه کنترل (04/2±80/27 و 91/1±90/27)، تعارض با مادر (001/0 >p) و تعارض با پدر را در پس آزمون کاهش دادند (001/0 >p). در مرحله پیگیری، اثر سایکودراما (11/2±40/24 و 91/1±10/26) و تحلیل رفتار متقابل (75/2±40/24 و 13/1±20/25) بر تعارض با مادر و تعارض با پدر (31/2±40/28 و 91/1±90/27) ماندگار بود (001/0 >p؛ 001/0 >p). تأثیر سایکودراما و تحلیل رفتار متقابل بر تعارض با مادر و تعارض با پدر در مراحل پس آزمون و پیگیری یکسان بود (05/0 <p). نتیجه گیری: سایکودراما با بهره گیری از هنر ارتباط و بازسازی موقعیت و تخلیه هیجانات، و تحلیل رفتار متقابل با ارائه تصویری از ساختار روانشناختی و کمک به چگونگی رفتار مؤثر در کاهش تعارض با والدین مؤثر بوده اند
۳۲۹۵.

انتخاب مدل تشخیصی شناختی مناسب برای سوالات ریاضی پایه هشتم مطالعه تیمز 2019(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل های تشخیصی شناختی برازش مدل تیمز 2019 ریاضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۸
زمینه و هدف: از آنجایی که روش های سنجش مرسوم به دلیل عدم توجه به فرآیندهای شناختی مورد نیاز آزمودنی ها برای ارائه پاسخ درست مورد انتقاد قرار گرفته اند، مدل های تشخیصی شناختی توسط محققین ارائه شده است. روش و مواد: پژوهش حاضر با هدف مطالعه و کاربرد مدل های تشخیصی شناختی در برآورد ویژگی های روان سنجی سوال های انتشار یافته ریاضی پایه هشتم تیمز 2019 انجام شد. روش تحقیق این مطالعه، کمی-کیفی است که با رویکرد ریتروفیت آزمون های موجود انجام شد. جامعه آماری این مطالعه، کلیه دانش آموزان ایرانی پایه هشتم شرکت کننده در مطالعه تیمز 2019 بود. حجم جامعه دانش آموزان ایرانی شامل 1,095,026 دانش آموز از 23,895 مدرسه بود. نمونه دانش آموزان پایه هشتم ایرانی شرکت کننده در مطالعه تیمز 2019 است که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای، 5,980 دانش آموز پایه هشتم ایرانی از 220 مدرسه با میانگین سنی 14.1 گزارش شده است. یافته ها: با استفاده از روش کیفی، 16 مهارت در چهار زمینه حیطه محتوایی، دانش، به کاربستن و استدلال کردن شناسایی و ماتریس کیو تدوین شد. سپس در بخش کمی میزان برازش مدل های DINA به عنوان مدل جبرانی، DINO به عنوان مدل غیرجبرانی و G-DINA به عنوان مدل کلی با داده های حاصل از پاسخ دانش آموزان به سوالات بخش ریاضی در بلوک های 1، 2، 3 و 5 بررسی شد. یافته ها نشان داد از نظر برازش سوالات با مدل، مدل G-DINA ضعیف ترین و مدل DINA بهترین برازش را داشتند. بررسی شاخص های برازش مطلق مدل ها نیز نشان داد که مدل DINA بهتر بود و مدل DINO برازش نداشت. شاخص های برازش نسبی مدل ها نشان داد که تفاوت معناداری بین مدل G-DINA با دو مدل دیگر ندارد و در مجموع مدل غیرجبرانی DINA بهترین برازش را نشان داد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدل DINA بهترین برازش را با داده ها داشت و می تواند به عنوان مدل بهینه برای تحلیل سؤالات ریاضی پایه هشتم تیمز 2019 استفاده شود.
۳۲۹۶.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر ولع مصرف و سبک های تصمیم گیری در افراد مصرف کننده مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای ولع مصرف سبک های تصمیم گیری مصرف مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر ولع مصرف و سبک های تصمیم گیری در افراد مصرف کننده مواد انجام شد. روش: روش این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و با گروه کنترل بود. جامعه آم اری ای ن پژوهش شامل افراد مصرف کننده مواد شهر اردبیل در سال 1400 بود که به مراکز ترک اعتیاد مراجعه کرده بودند. از این بین، 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش تحت 15 جلسه 20 دقیقه ای تحریک آندی منطقه F3 و تحریک کاتدی منطقه F4 قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس کوتاه ولع مصرف مواد و پرسشنامه سبک های تصمیم گیری کلی استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای سبک های تصمیم گیری عقلایی، شهودی، وابستگی، آنی و اجتنابی و همچنین ولع مصرف وجود داشت. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از اختلال عملکردی مناطق پیش پیشانی در ولع مصرف و فرایندهای تصمیم گیری در مصرف کنندگان مواد است و تحریک الکتریکی این مناطق نیز می تواند مداخله ای اثربخش در کاهش این نارسایی ها باشد.
۳۲۹۷.

نقش میانجی تنظیم هیجانی در رابطه دلبستگی و رفتارهای خوردن کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجانی دلبستگی رفتارهای خوردن کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی در رابطه دلبستگی و رفتارهای خوردن کودکان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را کودکان مراجعه کننده به کلینیک های تغذیه شهر تبریز در سال 1401 تشکیل دادند. تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتار خوردن کودکان (CEBQ) واردل و همکاران (2001)، سیاهه تنظیم هیجان (ERC) شیلدز و چیکتی (1998) و پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) آرمسدن و گرینبرگ (1989) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم معنادار دلبستگی بر بی ثباتی و تنظیم هیجان انطباقی (001/0=P) و عدم اثر مستقیم معنادار بر رفتارهای خوردن کودکان بود (08/0=P). همچنین اثرمستقیم تنظیم هیجان انطباقی بر رفتارهای خوردن کودکان معنادار نبود (21/0=P) ولی اثر مستقیم بی ثباتی بر رفتارهای خوردن معنادار بود (001/0=p). دلبستگی اثر غیر مستقیم معناداری بر رفتارهای خوردن کودکان با میانجی گری بی ثباتی نشان داد (05/0>P)، اما تنظیم هیجان انطباقی نقش میانجی معناداری را در رابطه دلبستگی و رفتارهای خوردن کودکان نشان نداد (05/0<P). این نتایج نشان می دهد که بی ثباتی در تنظیم هیجان نقش میانجی معناداری در رابطه دلبستگی و رفتارهای خوردن کودکان دارد.
۳۲۹۸.

مقایسه فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل در کارکنان دارای فرسودگی شغلی بالا و فرسودگی شغلی پایین سازمان تامین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب مربوط به شغل فرسودگی شغلی فشار زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف از پژوهش حاضر مقایسه فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل در کارکنان دارای فرسودگی شغلی بالا و فرسودگی شغلی پایین سازمان تأمین اجتماعی بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش علی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را کلیه کارکنان مرد و زن شاغل در سازمان تأمین اجتماعی شهر تهران در سال 1400- 1399 تشکیل دادند که از بین آنها 50 کارمند دارای فرسودگی شغلی بالا و 50 کارمند دارای فرسودگی شغلی پایین به عنوان نمونه و به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و همکاران (MBI، 1981) و استرس شغلی پارکر و همکاران (MPS، 1983) بود. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد بین مقایسه فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل در کارکنان دارای فرسودگی شغلی بالا و کارکنان دارای فرسودگی شغلی پایین تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)؛ به طوری که اندازه اثر حاکی از آن است که حدود 7/58 درصد از تغییرات فشار زمانی و 57 درصد از تغییرات اضطراب مربوط به شغل در کارکنان سازمان تأمین اجتماعی تحت تأثیر «میزان فرسودگی شغلی» در آن ها است. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که فرسودگی شغلی در افزایش فشار زمانی و اضطراب مربوط به شغل در کارکنان سازمان تأمین اجتماعی موثر است.
۳۲۹۹.

اثربخشی طرحواره درمانی با تاکید بر ذهنیت های طرحواره بر نشخوار فکری و کمالگرایی افراد دارای اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشخوار فکری ذهنیت های طرحواره طرحواره درمانی کمالگرایی مقاوم به درمان اختلال وسواسی–جبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۹۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی با تاکید بر ذهنیت ها بر نشخوار فکری و کمالگرایی افراد دارای اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی مراجعه کنندگان (زن و مرد) مبتلا به اختلال وسواسی - جبری مقاوم به درمان ساکن شهر تهران بود که از سال 1401-1400 به کلینیک های روانشناسی شهر تهران مراجعه کرده بودند که از بین آن ها، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر (16 زن و 14 مرد) به عنوان نمونه انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه (15 نفر آزمایش، 15 نفر کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس نشخوار فکری (RRS، نولن هوکسما و مارو، 1991)، مقیاس کمالگرایی چندبعدی (FMPS، فراست، 1990) و پرسشنامه بازنگری شده وسواسی - اجباری (OCI-R، فوآ و همکاران، 2002) بود. پروتکل طرحواره درمانی طی 12جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک جلسه، بر روی گروه آزمایش اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون نشخوار فکری و کمالگرایی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که طرحواره درمانی با تاکید بر ذهنیت های طرحواره بر فرایند نشخوار فکری و کمالگرایی افراد دارای اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان موثر بوده است.
۳۳۰۰.

الگوی ساختاری خود مراقبتی بر اساس ادراک بیماری، حمایت اجتماعی وتصمیم گیری مشارکتی: نقش واسطه ای خودکارامدی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: ﺧﻮدﻣراقبتی دیﺎﺑﺖ ادراک بیماری حمایت اجتماعی تصمیم‌گیری مشارکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه و هدف: ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮرﺳﯽ الگوی ساختاری خود مراقبتی بر اساس ادراک بیماری، حمایت اجتماعی و تصمیمگیری مشارکتی با نقش واسطهای خودکارآمدی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم ﺑﻮد. مواد و روشها: در یﮏ زمینهیابی ﻣﻘﻄﻌﯽ ﺗﻌﺪاد 800 ﺑﯿﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ دیﺎﺑﺖ ﻧﻮع دو (331 مرد و 469 زن) در بیمارستانهای استان قم ﺑﻪ ﺷﯿﻮه نمونهگیری تصادفی اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. دادهها ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ادراک بیماری، پرسشنامه حمایت اجتماعی خانواده، خودکارآمدی در بیماران دیابتی، پرسشنامه خود مراقبتی دیابت و پرسشنامه تصمیمگیری مشارکت بیمار در درمان جمعآوری و ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪل یﺎﺑﯽ ﻣﻌﺎدﻟﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎری (SEM) ﺑﺎ نرمافزار AMOS24 و SPSS26 ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺪﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ، آزﻣﻮن t و ﺧﯽ دو در ﺳﻄﺢ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺑﺮای ﻣﻘﺎیﺴﻪ دادهها ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺖ. ﺑﻌﺪ از ارزیﺎﺑﯽ ﺑﺮازش ﻣﺪل، ﺿﺮایﺐ ﺑﯿﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪﻧﺪ. اﻏﻠﺐ ﻣﺴﯿﺮﻫﺎی دارای ﺿﺮایﺐ ﻣﻌﻨﺎدار در ﻣﺪل ﻧﻬﺎیﯽ ﺣﻔﻆ ﺷﺪﻧﺪ و ﻣﺴﯿﺮﻫﺎی دارای ﺿﺮایﺐ ﻏﯿﺮﻣﻌﻨﺎدار و یﺎ ﺑﺮﺧﯽ از ﺿﺮایﺐ ﻣﺴﯿﺮ دارای ﻣﻌﻨﺎداری ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻪ دﻻیﻞ ﻧﻈﺮی از ﻣﺪل ﻧﻬﺎیﯽ ﺣﺬف ﺷدند. یافتهها: یافتهها به این شرح بود 1- مدل اندازهگیری متغیرهای پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. 2- ادراک بیماری بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. 3- حمایت اجتماعی بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. 4- تصمیمگیری مشارکتی بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. نتیجهگیری: اﻏﻠﺐ رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ ایﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎ در ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﻤﺴﻮ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻗﺒﻠﯽ و نظریههای ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻮدﻧﺪ

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان