ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۳۰۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی سالمندان دارای اختلال وابسته به مواد محرک در شهر رشت در سال 1403 تشکیل داد. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر سالمند دارای اختلال وابسته به مواد محرک با استفاده نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مسئولیت پذیری اجتماعی (SRS، سالکووسکیس، 2000)، بهزیستی روان شناختی (PWS، ریف، 1989) و شادکامی (OHI، آسفورد، 1990) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر هفته یک جلسه و هر جلسه 60 دقیقه براساس محتوای جلسات درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز شرکت کردند. داده های با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (001/0>P) وجود داشت. با توجه به یافته های پژوهش می توان اظهار داشت که مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند رویکرد مناسبی برای بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و شادکامی سالمندان دارای اختلال مصرف مواد باشد.
۳۰۲.

مدل ساختاری خطرپذیری نوجوانان بر اساس باورهای اساسی، الگوهای ارتباطی خانواده و ابراز وجود با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
مقدمه: نوجوانی با چالش ها، بحران ها و تنش هایی همراه است که می تواند به خطرپذیری در زندگی فرد و اطرافیان بینجامد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل ساختاری خطرپذیری نوجوانان بر اساس باورهای اساسی، ابراز وجود و الگوهای ارتباطی خانواده با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش: پژوهش حاضر کمی و با روش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1401 بودند، بدین منظور 229 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های باورهای اساسی (1992)، ابراز وجود (1975)، تنظیم شناختی هیجان (2007)، الگوی ارتباطی خانواده (1997) و خطرپذیری نوجوانان (2007) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری در نرم افزارهای Spss-26 و Amos-26 استفاده شد. یافته ها: تأثیر راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان بر خطرپذیری، منفی و معناداری(05/0>p و 396/0-=β)، در حالی که تأثیر راهبردهای منفی (05/0>p و 196/0=β) و هم نوایی (05/0>p و 439/0=β) بر خطرپذیری مثبت و معنادار بود. همچنین باورهای اساسی، ابراز وجود و تعامل گفت وشنود از طریق راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان به طور غیرمستقیم بر خطرپذیری تأثیرگذار بودند (05/0>p). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش واسطه ای مهمی در تأثیر باورهای اساسی، الگوهای ارتباطی خانواده و ابراز وجود بر خطرپذیری نوجوانان دارند. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی مدرسه محور با هدف تقویت راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و مهارت های ارتباطی جهت کاهش خطرپذیری نوجوانان تدوین و اجرا شوند.
۳۰۳.

تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری همجوشی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۱
زمینه: اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است که می تواند عملکرد تحصیلی، شغلی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. با وجود توجه فزاینده پژوهش ها به نقش متغیرهای درون روانی مانند ذهن آگاهی، نشخوار فکری و همجوشی شناختی در شکل گیری یا کاهش اضطراب اجتماعی، هنوز روابط میان این متغیرها به ویژه نقش میانجی گرانه همجوشی شناختی به طور کامل روشن نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی همجوشی شناختی در بین دانشجویان بود. روش: این مطالعه از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بود که نمونه ای به حجم ۳۰۸ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از سیاهه فوبیای اجتماعی (کونور و همکاران، 2000)، مقیاس ذهن آگاهی (براون و ریان، 2003)، مقیاس نشخوار فکری (نولن-هوکسیما و مورو، 1991) و پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2014) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS نسخه 24 و از روش های ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل بوتسترپ انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنادار دارد و نشخوار فکری با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت معنادار (05/0 P<) دارد. همچنین، همجوشی شناختی نقش میانجی معناداری در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی و نیز در رابطه بین نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی (05/0 P<) ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم فرایندهای شناختی و تنظیم هیجانی را در تجربه اضطراب اجتماعی برجسته می کند. تقویت ذهن آگاهی و کاهش همجوشی شناختی و نشخوار فکری می تواند به عنوان راهبردهایی مؤثر در مداخلات روانشناختی برای کاهش اضطراب اجتماعی به کار گرفته شود.
۳۰۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و رفتار درمانی دیالکتیک بر خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و رفتار درمانی دیالکتیک بر خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از سه مدرسه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSC؛ تامپسون و زوروف، 2004) استفاده شد. طرحواره درمانی هیجانی اساس پروتکل لیهی و همکاران و رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان هر یک به مدت هشت هفته 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در پس آزمون بین گروه های مداخله و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ اما در مرحله پیگیری فقط بین رفتاردمانی دیالکتیک و گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که مرحله پیگیری بین دو گروه درمانی تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع فقط مداخله رفتار درمانی دیالکتیک تاثیر معنادار بیشتری بر کاهش خودانتقادی در طول زمان داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک نسبت به طرحواره درمانی هیجانی اثربخشی بیشتر بر کاهش خودانتقادی نوجوانان بدسرپرست داشته است.
۳۰۵.

Comparison of Self-Focused Attention, Emotional Abuse, and Psychological Distress in Individuals with Hypertension and Healthy Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
Objective : Hypertension is a common and chronic condition that increases the risk of heart failure, stroke, kidney disease, and psychological issues. This study aimed to compare self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy controls. Method : This descriptive, causal-comparative study was conducted in Miandoab. The sample included two groups: individuals diagnosed with hypertension (selected via purposive sampling) and matched healthy individuals. Participants completed the Self-Focused Attention Questionnaire (Woody et al., 1997), the Emotional Abuse Questionnaire (Norouzi, 2012), and the Kessler Psychological Distress Scale (Kessler, 2002). Data were analyzed using SPSS version 26 and the Kruskal-Wallis test. Results : Results indicated significant differences in mean levels of self-focused attention, emotional abuse, and psychological distress between individuals with hypertension and healthy individuals (P ≤ 0.05). Mean scores for these variables were higher in hypertensive individuals. Conclusion : These findings suggest that addressing and reducing these characteristics is significant in managing and treating hypertension.
۳۰۶.

مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت اضطراب ناشی از فرزندکنکوری با آموزش پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری والدگری، جهت گیری والدگری و نشخوارهای والدگری مادران دارای فرزند کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت اضطراب ناشی از فرزندکنکوری با آموزش پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری والدگری، جهت گیری والدگری و نشخوارهای والدگری مادران دارای فرزند کنکوری انجام شد. روش شناسی: روش تحقیق آزمایشی (طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل) همراه با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت بود از کلیه مادران دارای فرزند کنکوری در سال 1402 بود. به منظور انتخاب نمونه از بین این مادران 60 مادر به شکل در دسترس انتخاب شدند سپس این مادران در سه گروه پژوهش (گروه بسته ی اموزشی مدیریت اضطراب، گروه آموزش پذیرش و تعهد و گروه کنترل) گمارش شدند (هر گروه بیست نفر). هر دو گروه آزمایشی در حالیکه گروه گواه در لیست انتظار یود گروه های آزمایشی مداخله های آموزشی را دریافت کردند. هر سه گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط ابزارهایی پژوهش ارزیابی شذند. این ابزارها عبارت بودند از انطباق پذیری (یوسفی و همکاران، 2011)، جهت گیری والدگری (صادقی و همکاران، 1400) و نشخوارهای فکری والدگری (یوسفی و همکاران، 1388). برای تجزیه تحلیل داده های از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه های تکراری) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش بر بهبود متغیرهای وابسته موثر بوده اند به جز روش مدیریت اضطراب که بر جهت گیری والدگری اثر معنادار نداشته است. بین اثربخشی دو روش بر انطباق پذیری والدگری و نشخوارهای فکری والدگری تفاوت معنادری نبود. نتیجه گیری: با توجه به این یافته های پیشنهاد می شود مشاوران مدرسه از این روش ها برای بهبود انطباق پذیری والدگری و نشخوارهای فکری والدگری بهره ببرند.
۳۰۷.

مقایسه اثر بخشی درمان شناختی بک و درمان روانپویشی کوتاه مدت بر اجتناب شناختی، برانگیختگی و تجارب تجزیه ای در افراد مبتلا به استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۶
هدف: در این پژوهش، به مقایسه اثربخشی دو روش درمانی، یعنی درمان شناختی بک و درمان روان پویشی کوتاه مدت، بر اجتناب تجربی، برانگیختگی و تجارب تجزیه ای در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه پرداخته شده است. روش شناسی: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل، انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود که در بازه زمانی آبان تا دی ۱۴۰۱ به مراکز روانپزشکی و روانشناسی تهران مراجعه کرده بودند. ۴۵ بیمار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به سه گروه تقسیم شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های اجتناب تجربی، برانگیختگی و تجارب تجزیه ای بود. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت توصیفی و نتایج با استفاده از نرم افزار آماری اس پی اس اس 22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی بر کاهش اجتناب تجربی و تجارب تجزیه ای تأثیر مثبتی دارند، اما درمان شناختی بک در مقایسه با درمان روان پویشی کوتاه مدت، تأثیر بیشتری در کاهش اجتناب تجربی داشت. همچنین، هر دو روش به بهبود برانگیختگی افراد منجر شد. نتیجه گیری: این پژوهش تأیید می کند که استفاده از این دو روش درمانی می تواند به بهبود علائم اختلال استرس پس از سانحه کمک کند، با این حال هر دو روش درمانی، به ویژه درمان شناختی بک، در بهبود اجتناب شناختی و برانگیختگی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه اثربخش هستند.
۳۰۸.

پیش بینی اضطراب امتحان براساس کمال گرایی و ناگویی هیجان در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
این پژوهش با هدف تعیین پیش بینی اضطراب امتحان براساس کمال گرایی و ناگویی هیجان در دانش آموزان متوسطه اول به مرحله اجرا در آمد. روش پژوهش حاضر از نوع رابطه ای - پیش بینی است که طی آن متغیر اضطراب امتحان به عنوان متغیر ملاک و متغیرهای کمال گرایی و ناگویی هیجان به عنوان متغیرهای پیش بین در نظر گرفته شده است . جامعه آماری این پژوهش شامل دختران دوآموزشگاه متوسطه اول خورشید و چهراز در شهرستان شاهین شهر در بازه سنی 13تا 16 سال درنیمسال 1402-1403 بوده است.شرکت کنندگان پژوهش 105 نفر از دانش آموزان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون(1957)، پرسشنامه کمالگرایی فراست (1990) و پرسشنامه ناگویی هیجان تورنتو (1985)، بود. با توجه به درجه معنا داری رگرسیون که بیش از ۹۵٪ می باشد این دو متغیر توان پیشبینی اضطراب تحصیلی را دارند . همچنین هر دو متغیر مستقل توان پیش بینی یینی کنندگی اضطراب تحصیلی را دارند . نتایج ضریب همبستگی و رگرسیون نشان داد که متغیر های کمال گرایی وناگویی هیجان توانستند به طور معنا داری اظطراب امتحان را پیش بینی کنند.
۳۰۹.

مبانی و اصول تربیت عقلانی بر مبنای عقلانیت ارتباطی در اندیشه هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
هدف اصلی این پژوهش، تبیین مبانی و اصول تربیت عقلانی و دلالت های تربیتی بر مبنای اندیشه های هابرماس است. پرسش اصلی این است که بر مبنای اندیشه های هابرماس، چه اصولی برای تربیت عقلانی قابل استنباط و استنتاج است که بتوان آن را قابل کاربست در تربیت عقلانی برشمرد. برای پاسخ به این پرسش از رویکرد تحلیلی و روش استنتاجی فرانکنا استفاده شده است. به این صورت که ابتدا به توصیف مفاهیم مربوط به موضوع پژوهش پرداخته شده است و سپس ضمن تحلیل مضامین و محتوای اندیشه هابرماس، آن را در مقوله های مجزا قرار داده و سپس با مدد از روش استنتاجی فرانکنا، گزاره های فلسفی واقع نگر مترتب بر آن استخراج و در نهایت، به استخراج اصول تربیت عقلانی از منظر هابرماس پرداخته شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اصول تربیت عقلانی قابل استنتاج بر اساس اندیشه هابرماس شامل این گزاره ها هستند: الف) فراهم کردن بستر تفاهم جمعی، ب) پرورش اراده معطوف به تفاهم، ج) بسترسازی برای رشد تفکر نقاد، د) ایجاد تعادل کنشگری و مسئولیت. همچنین استدلال شده است که رعایت این اصول در کنار همدیگر موجب بالندگی عقلانیت ارتباطی شاگردان خواهد بود و آن نیز عقلانی شدن حیات زیستی و جهان زیستِ ارتباطی آنها را در پی خواهد داشت، که در نهایت موجب بروز پتانسیل ها و استعداد های نهفته در نیروی عقلانیت افراد شده و در نهایت دستاورد این روند، بروز پویایی در نظام تربیتی و مناسبات اجتماعی می شود.
۳۱۰.

ارائه مدل علّی روابط یادگیری مجازی و دلبستگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه با نقش واسطه ای یادگیری خودانگیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
هدف این پژوهش ارائه مدل علی روابط یادگیری مجازی و دلبستگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه با نقش واسطه ای یادگیری خودانگیخته بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر زرقان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، و بر اساس جدول کوکران، تعداد ۲۵۶ دانش آموز انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دلبستگی تحصیلی ریو (۲۰۱۳)، پرسشنامه یادگیری خودانگیخته فیشر و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه یادگیری مجازی و الکترونیک واتکینز و همکاران (۲۰۰۴) بود. برای بررسی فرضیه ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد مؤلفه های یادگیری مجازی بر مؤلفه های یادگیری خودانگیخته اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری مجازی از طریق واسطه گری ابعاد یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی دارای اثر غیرمستقیم دارد. بر این اساس پیشنهاد می شود امکانات لازم برای دسترسی دانش آموزان به فناوری فراهم آید و آموزش های لازم در این زمینه انجام شود.
۳۱۱.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندروم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود. روش : مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاوره ای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونه گیری به صورت در دسترس بوده است. نمونه ها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعه کننده به سرای محله های شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقه ای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل نگاره ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک می کند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آن ها کاهش پیدا کند.
۳۱۲.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد به مواد مخدر بود. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر آذرشهر در نیمه اول سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از نوجوانان پسر مستعد اعتیاد بود که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس نمره برش مقیاس استعداد اعتیاد انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه کنترل (15 شرکت کننده) و در گروه آزمایش (15 شرکت کننده) جایگزین شد. داده ها با استفاده از مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری جمع آوری شد. درمان فراتشخیصی یکپارچه بارلو و همکاران طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار انجام شد، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: درمان فراتشخیصی یکپارچه تأثیر معناداری بر خودمهارگری و عدم تحمل بلاتکلیفی در شرکت کنندگان گروه آزمایش داشت. به طور خاص، این درمان باعث افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی شد. نتایج مرحله پیگیری نیز نشان دهنده پایداری اثرات درمان بود. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی یکپارچه با افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است به عنوان یک رویکرد مداخله ای مؤثر در پیشگیری از گرایش به مصرف مواد در نوجوانان دارای استعداد اعتیاد باشد.
۳۱۳.

پیش بینی تقلب تحصیلی براساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تقلب تحصیلی در دانشجویان بر اساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه ای به حجم ۴۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ چمرز و همکاران، ۲۰۰۱)، مقیاس خودکنترلی (SCS؛ تانجی و همکاران، ۲۰۰۴) و پرسشنامه دوجین تاریک صفات شخصیتی (DTDD؛ جوناسن و وبستر، ۲۰۱۰) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. نتایج نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی و خودکنترلی با تقلب تحصیلی رابطه منفی و معناداری دارند (05/0>p). همچنین، از میان صفات تاریک شخصیت، جامعه ستیزی قوی ترین پیش بینی کننده مثبت برای تقلب تحصیلی بود (26/0= β، 05/0>p). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای پیش بین شامل خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در مجموع 29.8 درصد از واریانس بی صداقتی تحصیلی دانشجویان را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که ارتقاء خودکارآمدی و خودکنترلی می تواند در کاهش گرایش به تقلب تحصیلی مؤثر باشد، در حالی که صفات تاریک شخصیت، به ویژه جامعه ستیزی، می توانند زمینه ساز افزایش این رفتار باشند.
۳۱۴.

Earthquake disaster-related emotional distress and coping mechanisms in high-rise residents in bangkok: A transactional model perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
Background: Bangkok's urban landscape features approximately 6,000 high-rise towers housing millions of residents in what was historically considered a seismically stable region. However, the March 28, 2025 magnitude-7.7 Myanmar earthquake triggered widespread psychological distress among Bangkok's vertical communities despite causing minimal structural damage. While existing disaster psychology research demonstrates that individual appraisal processes and coping resources influence distress outcomes, high-density vertical urban environments remain largely unexplored in disaster literature, particularly within Asian megacities where socioeconomic inequities may compound vulnerabilities. Aims: This study aimed to quantify earthquake-related emotional distress changes, evaluate the effectiveness of different coping strategies, examine socioeconomic and disability-related moderators, and test Transactional Model of Stress and Coping pathways among Bangkok's high-rise population. Methods: A cross-sectional web-based survey was conducted two weeks post-earthquake using multistage stratified probability sampling. From 120 randomly selected buildings across Bangkok's districts, 5,200 households received survey invitations, yielding 2,104 completed responses (40.5% response rate). Participants were adults residing at least six months in buildings exceeding eight floors. Validated Thai-adapted instruments included the Kessler-6 for psychological distress, Insomnia Severity Index, and custom scales measuring emergency preparedness, social support-seeking, and self-care behaviors. Statistical analyses employed paired t-tests, ANOVA, MANOVA, and bootstrap mediation procedures with effect size reporting. Results: Clinically significant insomnia prevalence increased from 27.4% to 61.8% post-earthquake. Emergency preparedness behaviors were associated with lower anxiety levels, while social support-seeking correlated with reduced insomnia severity. Significant disparities emerged across housing tenure, income levels, and disability status, with renters demonstrating lower preparedness rates than homeowners (54.6% versus 71.9%). Mediation analyses revealed that preparedness and support-seeking behaviors collectively explained 37.7% of the association between perceived seismic threat and psychological distress outcomes. Conclusion: Perceived earthquake threat, rather than actual structural damage, emerged as the primary driver of psychological distress in Bangkok's high-rise communities. While emergency preparedness and social support provided substantial protective effects against anxiety and insomnia, these resources were inequitably distributed across socioeconomic groups. These findings highlight the critical need for inclusive disaster preparedness policies that address structural barriers affecting vulnerable populations in rapidly urbanizing megacities facing emerging seismic risks.
۳۱۵.

اثربخشی آموزش مهارت والدگری مبتنی بر رویکرد آدلر- درایکورس بر جو خانواده و رابطه والد- فرزندی والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۶
مقدمه: یکی از مهم ترین نوع اختلالات اضطرابی، اختلال اضطرابی-اجتماعی است. ویژگی اصلی اضطراب اجتماعی ترس شدید از موقعیت هایی است که در آن ها فرد در جمع دیگران قرار می گیرد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت والدگری مبتنی بر رویکرد آدلر- درایکورس بر جو خانواده و رابطه والد- فرزندی والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است. روش: طرح پژوهش پارادایم کمی با روش نیمه آزمایشی بوده و روش تحقیق آن از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه آزمایش و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان مدارس ابتدایی در سال تحصیلی 1399- 1400 (2020 -2021) در استان حلبچه ی کردستان عراق و حجم نمونه شامل 30 نفر از جامعه آماری بود که 15 نفر در گروه آزمایشی و 15 نفر نیز در گروه کنترل و با روش نمونه گیری هدفمند جایگذاری شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های جو خانواده درگاه فرد (1373)، روابط والدین- فرزندی فاین، مورلند و شوبل (1983) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) جهت اندازه گیری و غربالگری استفاده شد. شرکت کنندگان در گروه آزمایش 10 جلسه آموزشی را به صورت گروهی دریافت کردند. در توصیف داده ها، شاخص های آمار (میانگین و انحراف استاندارد) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری و در بخش استنباطی برای تحلیل ارتباط بین متغیرها از روش (تحلیل واریانس با اندازه مکرر) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که در گروه آزمایش، میانگین نمرات پیش آزمون جو خانواده (006/0>p) و روابط والد-فرزندی (001/0>p) با میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار دارد. نتیجه گیری: این نوع از آموزش ها می توانند نحوه تلقی نسبت به والدگری و نوع نگرش و دید آن ها را به ماهیت و اساس ارتباطات والد- کودک را با حقیقت و واقعیت زندگی منطبق نماید. نتایج بیانگر اثربخشی آموزش های متمرکز بر مهارت والدگری آدلر –درایکورس در بهبود جو خانواده و روابط والد-فرزندی کودکان با اختلال اضطراب اجتماعی است.
۳۱۶.

اثربخشی پروتکل فراتشخیصی بر نظم جوئی هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اضطراب و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۶
زمینه: اختلالات اضطرابی و افسردگی به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مسائل سلامت روان نوجوانان است که ارتباط متقابل و دو سویه ای با عوامل فراتشخیصی از قبیل تنظیم هیجانی و مشکلات بین فردی دارد. درمان فراتشخیصی از جمله درمان های نوظهوری است که با هدف غلبه بر محدودیت های درمان های سنتی و تحت پوشش قرار دادن این عوامل فراتشخیصی طراحی شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر تنظیم هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اختلالات اضطرابی و افسردگی انجام شد. روش: جهت اجرای پژوهش از طرح نیمه تجربی به روش مورد منفرد استفاده شد. جامعه آماری شامل نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال 1403 بود که از میان آنان 3 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به شیوه جلسات فردی و هفتگی 45 دقیقه ای مورد مداخله درمان فراتشخیصی (بارلو و همکاران، 2011) قرار گرفتند و در مراحل خط پایه، جلسات سوم و ششم با استفاده از مقیاس های مشکلات بین فردی و تنظیم هیجان بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها و ارزیابی کارایی درمان، از روش های ترسیم دیداری یا تحلیل نمودار گرافیکی، شاخص تغییر پایا، معناداری بالینی و درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: با توجه به نتایج و بر اساس مقادیر شاخص تغییر پایا (96/1RCI≥.)، اثربخشی درمان فراتشخیصی برای ابعاد مشکلات بین فردی شامل دشواری در گشودگی، حمایت و مشارکت، درنظرگرفتن دیگران، وابستگی و همچنین متغیر تنظیم هیجان بین فردی برای هر سه آزمودنی به لحاظ آماری معنی دار بود، اما از نظر بالینی برای هیچ یک از آزمودنی ها معنی دار نبود. همچنین اثربخشی درمان فرا تشخیصی در مؤلفه های در نظرگرفتن دیگران (آزمودنی اول) و وابستگی (آزمودنی سوم) از نظر بالینی نیز معنی دار بود. با این حال، در مؤلفه مشکل در صراحت و مردم آمیزی، مداخله برای هیچ یک از آزمودنی ها معنی دار نبود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان از درمان فراتشخیصی به عنوان یک گزینه درمان مناسب در کنار سایر مداخلات موجود، جهت بهبود تنظیم هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اضطراب و افسردگی استفاده کرد.
۳۱۷.

Parental Overcontrol and Adolescent Social Withdrawal: The Mediating Role of Fear of Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۸
Objective: This study aimed to investigate the relationship between parental overcontrol and adolescent social withdrawal, with fear of negative and positive evaluation as potential mediating variables. Methods: The research employed a descriptive correlational design and included a sample of 551 Nigerian adolescents selected based on the Morgan and Krejcie table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Psychological Control Scale–Youth Self-Report (PCS-YSR) for parental overcontrol, the Brief Fear of Negative Evaluation Scale (BFNE), the Fear of Positive Evaluation Scale (FPES), and the Withdrawn/Depressed subscale of the Youth Self-Report (YSR). Descriptive statistics and Pearson correlation coefficients were calculated using SPSS-27, and Structural Equation Modeling (SEM) was conducted via AMOS-21 to examine direct and indirect pathways among the variables. Findings: Pearson correlation analysis showed that parental overcontrol was significantly associated with fear of negative evaluation (r = .51, p < .001), fear of positive evaluation (r = .47, p < .001), and social withdrawal (r = .42, p < .001). SEM results confirmed that the structural model had good fit indices (χ² = 146.23, df = 84, χ²/df = 1.74, CFI = 0.97, RMSEA = 0.041). Parental overcontrol had significant direct effects on fear of negative evaluation (β = .51, p < .001), fear of positive evaluation (β = .48, p < .001), and social withdrawal (β = .27, p < .001). Both fears significantly predicted social withdrawal (FNE: β = .45, p < .001; FPE: β = .38, p < .001). Indirect effects of parental overcontrol on social withdrawal via FNE (B = 0.19, p < .001) and FPE (B = 0.14, p < .001) were also significant. Conclusion: These findings highlight that fear of evaluation—both negative and positive—serves as a psychological mechanism linking parental overcontrol to social withdrawal in adolescents, emphasizing the importance of addressing cognitive-affective vulnerabilities in preventive and therapeutic interventions.
۳۱۸.

مقایسه اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شفقت متمرکز بر خود بر افسردگی و ناگویی هیجانی مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شفقت محور بر افسردگی و ناگویی هیجانی مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر بود. روش شناسی: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر در شهر اراک بود که ۴۵ نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جای گذاری شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله (MBSR و CFT) در کاهش افسردگی و ناگویی هیجانی در مقایسه با گروه کنترل مؤثر بودند (P<0.001). با این حال، در کاهش افسردگی، درمان شفقت محور مؤثرتر از MBSR عمل کرد، در حالی که در کاهش ناگویی هیجانی، برنامه ذهن آگاهی تأثیر معنادارتری نسبت به روش شفقت محور داشت. این اثربخشی در مرحله پیگیری نیز پایدار ماند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هر دو روش درمانی می توانند به بهبود شاخص های روان شناختی مراقبین سالمندان آلزایمری کمک کنند، اما انتخاب روش درمانی باید بر اساس ویژگی های هیجانی و شناختی افراد انجام گیرد. MBSR برای کاهش ناگویی هیجانی و CFT برای افسردگی مؤثرتر است.
۳۱۹.

مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی بر نشانه های مرضی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۳۳
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی بر نشانه های مرضی زنان مطلقه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مطلقه شهرستان خدابنده در سال 1401-1402 بود. تعداد 39 زن مطلقه به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 13 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل چک لیست علائم روانی (SCL-90-R) درگوتیس و همکاران (1973) بود. هر یک از گروه های آزمایش 8 جلسه مداخله 2 ساعته دریافت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین اضطراب، پرخاشگری، ترس مرضی، افکارپارانوئیدی، روان پریشی، حساسیت در روابط متقابل درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و بین میانگین پرخاشگری، افکارپارانوئیدی و حساسیت در روابط متقابل گروه مصاحبه انگیزشی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما برای نشانه های افسردگی، شکایات جسمانی، وسواس و اجبار تفاوت معناداری در سطح 05/0 مشاهده نشد. علاوه بر این بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). نتایج نشان داد که درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و مصاحبه انگیزشی برای بهبود برخی از نشانه های مرضی در زنان مطلقه مداخله های کارآمدی برای استفاده توسط مشاوران و روان شناسان هستند.
۳۲۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی پوست رازی تهران در سال 1403 بودند. نمونه ای به حجم 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 60 دقیقه ای، درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های همجوشی شناختی (CFQ؛ گیلاندرز و همکاران، 2014) و حساسیت انزجاری (D-Scale؛ هیدت و همکاران، 1994) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح ۰۵/۰ وجود داشت. بر اساس یافته های این مطالعه، درمان مبتنی بر شفقت سبب کاهش همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان