فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۴۸۱ تا ۱۲٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
از زمان انتشار رمان سووشون، رمان نویسان معاصر زن ایرانی، با خلق قهرمانان زن و حتی گاه یک ضد قهرمان، بحران های سنتی رمان ادبی ایران را به چالش کشیدند. دو نویسنده مورد بحث؛ بحران های اجتماعی و هویتی زنان را در قالب های روایی منحصربه فرد شان، به خوبی بازنمایی کرده اند؛ و در عین حال فرایند گذار جامعه از صورتی سنتی به صورتی مدرن را به تصویر کشیده اند. در این مقاله برآنیم تا بر اساس نظریه ی جامعه شناسی ادبیات لوسین گلدمن به تحلیل رابطه ی اثر هنری، خالق اثر و همچنین جامعه ای که خالق در آن زندگی می کند، پرداخته؛ و در صورت امکان به شکلی تطبیقی، این جنبه ها را با یکدیگر مقایسه کنیم. در این خصوص با محور قرار دادن رابطه فرد و اجتماع، بحران ها و تضادهای اجتماعی و هنجارهای مسلط بر جامعه ایرانی، به تحلیلی جامعه شناسانه از مفاهیم اجتماعی عنوان شده خواهیم پرداخت. رمان جزیره سرگردانی توانسته است نقطه نظرهای مختلفی از زندگی اجتماعی زنان در ایران، و همچنین هنجارهای فرهنگی و اجتماعی را بازنمایی کند، که به شکلی تاریخ با این کشور گره خورده است. روانی پور هم به خوبی توانسته است تغییرات سریع اجتماعی و فرهنگی جامعه را با تلفیق با زیست بوم منطقه جنوب در قالب شخصیت دختر کولی به تصویر بکشد.
نقش دیپلماسی رسانه ای برون مرزی در تحکیم جایگاه منطقه ای ایران
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های علمی و فنآورانه علاوه بر تأثیر مستقیم بر عرصه ارتباطات و رسانه، به طور غیرمستقیم بر روابط بین الملل و دیپلماسی اثر گذاشته اند. آن گونه که امروزه شاهد نقش شگرف دیپلماسی رسانه ای و قدرت نرم در تغییر جایگاه و نسبت دولت های ملی در مناطق مختلف جهان هستیم. جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و جایگاه منطقه ای ایران بر اساس نوع و میزان بهره گیری از مؤلفه های مختلفی از جمله دیپلماسی رسانه ای قابل ارزیابی است. در این مقاله تلاش شده است تا بر اساس مباحث دیپلماسی رسانه ای به بررسی تأثیر شبکه های برون مرزی صداوسیما بر جایگاه منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در چهارمین دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی پرداخته شود. یافته های مقاله نشان می دهند که شبکه های برون مرزی صداوسیما بر اساس الگوی بازتاب واقعی درباره مهم ترین وقایع منطقه جنوب غربی آسیا از جمله فعالیت های صلح آمیز هسته ای، جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین، تحولات سوریه، عراق و بحرین و تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن توانسته اند ضمن تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، افکار عمومی جهان را متوجه موانع ریاکارانه رسانه های غربی نمایند. به طوری که افزایش تاثیرگذاری و ضریب نفوذ رسانه های برون مرزی در جوامع هدف و نقش آنها در تحکیم جایگاه منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، از سوی اندیشکده ها و مراکز تحقیقاتی معتبر غربی مانند رند نیز اذعان گردیده است.
تبیین بسترهای پیاده سازی قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی اطلاعات از آغاز قرن بیست ویکم جایگاه ویژه ای یافته و از آن با عنوان اکسیژن دموکراسی یاد می شود. در ایران، تصویب قانون مربوط به آزادی انتشار و جریان اطلاعات در سال 1388 بستری را جهت پاسخگویی به نیاز دسترسی آزاد به اطلاعات فراهم آورد. اجرای این قانون می تواند در حکم انقلابی اساسی در نظام اداری، اجرایی و مدیریتی کلان کشور ارزیابی شود. ایجاد ساختارهای لازم و بسترهای مناسب از جمله پیش نیازهای اجرای این قانون است. لذا تبیین بسترهای لازم برای اجرایی شدن این قانون و اولویت بندی آنها، هدف پژوهش حاضر است. این پژوهش از نوع پیمایشی توصیفی است که با روش آمیخته اکتشافی که ترکیبی از روش های کمی و کیفی است، صورت پذیرفت و داده های حاصل با کدگذاری و آزمون آماری رگرسیون در نرم افزار SPSS19 تحلیل شد. از تحلیل داده ها، شش بستر اصلی تحت عناوین: بستر حقوقی، سیاسی، فرهنگی اجتماعی، فنی، اداری و اقتصادی استخراج شد. بستر فرهنگی اجتماعی با ضریب بتای (463/0) قوی ترین متغیر پیش بین بر پیاده سازی قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات است و بعد از آن به ترتیب بستر حقوقی با ضریب بتا (231/0)؛ بستر سیاسی با ضریب بتا (13/0)؛ بستر اقتصادی با ضریب بتا (11/0)؛ بستر فنی با ضریب بتا (041/0) و بستر اداری با ضریب بتا (025/0) قرار دارد.
نظام حقوقی حاکم بر کنترل اجتماعات در پرتو پلیس قانون مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیستم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۸۰)
79 تا 103
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کنترل مطلوب اجتماعات توسط پلیس به عنوان اصلی ترین نهاد تامین کننده نظم عمومی، از دغدغه های مهم و چالش برانگیز محافل پلیسی و امنیتی است؛ زیرا «صیانتِ بدون ضابطه از نظم عمومی» از سوی پلیس، احتمال سوء استفاده و «اِعمال بی قیدوشرط آزادی اجتماعات» از سوی شهروندان، احتمال هرج ومرج را به ذهن متبادر می سازد. در این زمینه هرچند پژوهش هایی انجام شده است اما با این رویکرد که، چگونه عملکرد پلیس در کنترل اجتماعات می تواند موجب بازگشت نظم عمومی یا مبدل شدن یک تجمع مسالمت آمیز و فاقد وصف مجرمانه به یک تظاهرات خشونت آمیز، شورش و حتی قیام علیه حکومت شود، پژوهشی صورت نگرفته است. بنابراین با تمرکز بر مفهوم حاکمیت قانون و با هدف تبیین نظام حقوقی حاکم بر کنترل اجتماعات در پرتو پلیس قانون مدار به موضوع پرداخته شده است. روش: روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی- تحلیلی است. داده های لازم با استفاده از منابع کتابخانه ای (اسنادی) نظیر کتب حقوقی؛ مجله های علمی، رساله ها، پایان نامه ها و قوانین و مقررات جاری ایران و سایر کشورها گردآوری شده و درنهایت با بهره گیری از نتایج حاصل از پژوهش های مختلف به ارایه مدل مطلوب برای کنترل اجتماعات توسط پلیس پرداخته است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد پلیس با اختیارهای زیادی که در زمینه کنترل اجتماعات (اعم از قانونی، غیرقانونی، مسالمت آمیز و خشونت آمیز) دارد، مکلف است با تفکیک دو وضعیت عادی و اضطراری؛ در مرحله پیش از برگزاری (اعلام قبلی، کسب مجوز قبلی)، در حین برگزاری (کنترل و تامین نظم عمومی) و اختتام (مقابله و پراکنده سازی) اجتماعات در چارچوب قانون اقدام کند.
جایگاه فرهنگ سازمانی در ارتقای بهره وری ( مورد مطالعه دانشکده صنعت هواپیمایی کشوری، مرکز آموزش فنون هوایی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۳)
273 - 294
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه فرهنگ سازمانی بر ارتقای بهره وری در دانشکده صنعت هواپیمایی کشوری، مرکز آموزش فنون هوایی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران صورت گرفت. در این راستا از مبانی نظری و نظرات صاحب نظران و متخصصان استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش 500 نفر از متخصصان خبره، مدیران ارشد، کارکنان و اساتید مرکز یاد شده با تاکید بر گرایش های مختلف مدیریت و بهره وری بوده اند که بر اساس جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های فرهنگ سازمانی و بهره وری سازمانی که در قالب طیف دوطرفه لیکرت تنظیم شده بود که بین گروه نمونه توزیع شد و در نهایت 300 پرسشنامه عودت داده شد. پایایی فرهنگ سازمانی 0.94 و پایایی پرسشنامه بهره وری سازمانی 0.96 با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. همین طور از روایی محتوی بمنظور تعیین روایی پرسشنامه ها استفاده شد که برای این منظور به تایید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از اجرای پرسشنامه ها در بخش توصیفی از طریق نرم افزار spss و در بخش استنباطی با استفاده از نرم افزار pls انجام شد. نتایج تحقیق نشان دهنده اهمیت جایگاه فرهنگ سازمانی در ارتقای بهره وری سازمانی می باشد.
دلالت های نهاد خانواده در اسلام برای حل معمای ایسترلین (عدم همبستگی احساس رفاه با تولید سرانه بین کشورها)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بر اساس معمای ایسترلین، رفاه و آسایش خاطر مردم یک کشور بستگی کامل به تولید سرانه آنها ندارد. یکی از نظریاتی که برای حل این معما مطرح شده، نقش کالاهای غیرمادی در ایجاد رفاه است که نهاد خانواده نقش به سزایی در تولید این کالاها دارد. خانواده نه تنها محل مصرف کالاها و خدمات و عرضه کننده عوامل تولید همچون نیروی کار و سرمایه، بلکه تولید کننده طیف متنوعی از کالاهای غیرمادی - همچون حمایت عاطفی - است که موجب افزایش رفاه شده یا زمینه ساز آن هستند. اسلام از جامع ترین اندیشه هایی است که خانواده را تولیدکننده کالاهای غیرمادی می داند. خانواده در اسلام یک نهاد مقدس و دارای کارکردهای متنوعی است که مهم ترین آن ها قرارگرفتن خانواده در خدمت کمال انسان است. خانواده با قرائت اسلامی نه تنها به تولید کالاهای مادی و غیرمادی بلکه به تولید کالاهای معنوی - کالاهایی که انسان برای رسیدن به کمال خود بدان نیازمند است - نیز می پردازد. مقاله حاضر نشان می دهد خانواده ایده آل اسلامی - مرکب از زوجین و فرزندان به مثابه سخت افزار و آموزه های اسلامی به مثابه نرم افزار - با بهره مندی از لذات و ارضای امیال گوناگون خود، اولاً به آسایش خاطر دست می یابند و ثانیاً زمینه لازم رسیدن خود به کمال را فراهم می کنند. بدین ترتیب، تخریب نهاد خانواده، زمینه کاهش رضایت خاطر و کمال انسان حتی با وجود افزایش درآمد را ایجاد می کند.
بررسی نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر در کاهش باروری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوسازی، خانواده را نیز همچون سایر ساحت های زندگی اجتماعی، دگرگون نموده است. کاهش باروری، از جمله دگرگونی هایی است که در تحولات خانواده ریشه دارد و می تواند چالش های فراوانی را در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای جامعه ایرانی به وجود آورد. ازاین رو، شناخت عوامل اجتماعی- فرهنگی پیدایی این پدیده، ضرورتی انکارناپذیر است. از سوی دیگر، شناخت عوامل تأثیرگذار بر کاهش باروری، از مسیر مطالعه تغییرات خانواده، می گذرد؛ زیرا باروری در خانواده اتفاق می افتاد. این نوشتار با روش توصیفی و تبیینی و یاری جستن از تحلیل ثانویه آمارهای موجود و واکاوی و تبیین مهم ترین علل اجتماعی - فرهنگی این پدیده، به فهمی دقیق تر از علل پیدایی این پدیده دست یافته است. یافته ها نشان می دهد که شهرنشینی و فرهنگ آن، گسترش سواد و تحصیلات، افزایش سن ازدواج، رشد روزافزون طلاق، هسته ای شدن خانواده، غلبه فضای گفتمانی کم فرزندآوری، نفوذ مذهب و گسترش رسانه ها، از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در کاهش باروری می باشند.
بررسی تحولات سبک سینمایی عباس کیارستمی در گذار از آنالوگ به دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سینمای آنالوگ تصویر بر اثر تابش نور بر روی ماده ی سلولوئید ثبت می شود. در تصویر آنالوگ ارتباط بین دوربین و ابژه ی ضبط شده در نسبت با زمان و فضا درک می شود. بنابراین، ارتباط بین واقعیت و بازنمایی آن در سینمای آنالوگ بسیار اهمیت یافته است. در مقابل، تبدیل اطلاعات ضبط شده به سیستم عددی در فناوری دیجیتال، ارتباط مادی بین شیء و تصویر را از بین برده است. برخی نظریه پردازان سینمایی معتقدند که تصویر دیجیتال به دنبال ارائه ی درست واقعیت نیست، بلکه روشی دقیق در شبیه سازی شیوه های بازنمایی است. هدف اصلی پژوهش حاضر این است که به تحلیل سبک سینمایی عباس کیارستمی در «گذار از سینمای آنالوگ به دیجیتال» بپردازد. عباس کیارستمی در آثار سینمایی خود پیش از ظهور تصویرسازی دیجیتال، بازنمایی تصویری را در ارتباط با ابزار سینما و مفهوم حرکت به ویژه از منظر هستی شناسی ذات رسانه ی سینما به چالش کشیده است. کیارستمی به ویژه در سه گانه کوکر (۱۳۷۳-۱۳۶۵) بر گسست بین واقعیت و بازنمایی آن تأکید می کند. بر این اساس می توان این پرسش را مطرح کرد که تغییر در فناوری رسانه ی سینما چگونه بر واقع گرایی سینمایی کیارستمی تأثیر گذاشته است. رویکرد این پژوهش تحلیل بر مبنای مفاهیم بازتابندگی، خود آگاهی و فاصله گذاری مدرن است؛ مفاهیمی که به طور معمول در توصیف سبک سینمایی کیارستمی مورد استفاده قرار می گیرند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهایی حرکت دوربین دیجیتال ساخته شدن فیلمی همانند ده (۱۳۸۰) را ممکن کرده است که در آن کارگردان، بازیگران و مخاطب نقشی همسان دارند. کیارستمی با استفاده از فناوری دیجیتال از گسست بین سوژه و ابژه فراتر رفته که به نوعی زیبایی شناسی تعاملی در آثارش منتهی شده است.
تحلیلی بر فرسودگی تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
۲۳۳-۲۵۷
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین نقش عوامل اجتماعی (درون دانشگاهی و برون دانشگاهی) و فردی مؤثر بر فرسودگی تحصیلی در بین دانشجویان است که با سه مؤلفه خستگی تحصیلی، بی علاقگی تحصیلی و ناکارآمدی تحصیلی سنجش شده است. این پژوهش با روش پیمایشی بر روی 329 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان اجرا شد که با روش نمونه گیری طبقه ای و بر مبنای فرهنگ های رشته ای از میان رشته های مختلف انتخاب شده بودند. نتایج نشان داد که بی انگیزگی تحصیلی، رضایت تحصیلی، امید به آینده شغلی و مشارکت علمی تأثیر مستقیم، و تعاملات استاد دانشجو، جوّ دپارتمانی، سرمایه نمادین و دیگران مهم تأثیر غیرمستقیم بر فرسودگی تحصیلی دارند. همچنین کیفیت محیط آموزشی و ارتباط با همکلاسی از قدرت تبیینی چندانی برخوردار نبودند. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل فرسودگی تحصیلی در بین دانشجویان به ترتیب عبارتند از فقدان انگیزه، نارضایتی از تحصیل، ناامیدی از آینده شغلی و عدم مشارکت تحصیلی است. به طورکلی نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که عوامل اجتماعی از طریق عوامل فردی و در ترکیب پیچیده ای با آن ها بر فرسودگی تحصیلی اثر می گذارند و نقش هیچ یک از این عوامل قابل انکار نیست.
مطالعات توسعه انسانی زنان و جنسیت: فراسنتز مطالعات توسعه انسانی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۴
137-166
حوزههای تخصصی:
مفهوم توسعه به مثابه پروژه ای نظری و عملی بخشی از زندگی شخصی و اجتماعی است. تحلیل و بازخوانی مطالعات توسعه برای تداوم پروژه توسعه اجتناب ناپذیر است. این مقاله در شکل فراسنتز کیفی به بازخوانی مطالعات توسعه انسانی حوزه زنان می پردازد. هدف ما واسازی صورت بندی موضوعی و معرفت شناختی حاکم بر مطالعات توسعه انسانی زنان است. در این راستا ضمن بررسی نظریه های راجع به زنان، جنسیت و توسعه، سعی خواهیم کرد، جایگاه مطالعات توسعه انسانی زنان را در تاریخ مطالعات نظری توسعه، زنان و جنسیت بررسی کنیم. فراسنتز روش ارزیابی مظالعات کیفی با هدف شناخت و تعیین صورت بندی موضوعی و نظری حاکم بر یک میدان مطالعاتی خاص است. فراسنتز نقد زمینه های معرفتی، نظری و کرداری مطالعات یک حوزه خاص برای فراهم کردن فهمی چند بعدی از تجربه ها، کردارها و نهادها و مسائل است. هدف فراسنتز تفسیری و نه استقرایی است. این فراسنتز در میدان مطالعات توسعه زنان در پی این پرسش بود که رابطه نظری توسعه، زنان و جنسیت چگونه صورت بندی شده است . برای اینکار مقالات با روش کیفی در فصلنامه زن در توسعه و سیاست را در فاصله سال های 1380 – 1392 به مثابه هدف خود در نظر گرفتیم. نتیجه گیری مقاله این است که سیاست های مطالعات توسعه انسانی زنان در چارچوب تعریف زیستی از زنان بوده و بحث از زمینه های تاریخی و ساختاری و ایدئولوژیک برساختن عاملیت زنانه و توانمندی ها و محدودیت ها غایب مطالعات توسعه انسانی زنان است.
تبیین جامعه شناختی اثر نقش های جنسیتی بر افسردگی باتأکیدبر مفهوم خودخاموشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات روانی ازجمله افسردگی، موضوع مطالعة رویکردهای مختلف نظیر روان پزشکی، روان شناسی، روانکاوی، همه گیرشناسی و نیز جامعه شناسی هستند. رویکردهای جامعه شناختی با اصل قراردادن عوامل بیرونی، اثرات ساختارهای اجتماعی و الگوهای تعاملات اجتماعی را بر اختلالات روانی مطالعه می کنند. در مقالة حاضر، رویکردهای جامعه شناختی از تفاوت های جنسیتی در شکل گیری و تشدید افسردگی در میان زنان و مردان را ارزیابی می شود. پژوهش حاضر برای دستیابی به اهداف بالا، مطالعه ای بنیادین است که با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است و در این راستا از روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی استفاده شده است. یافته های حاصل از مطالعات اسنادی نشان می دهد زنان و مردان، واکنش های عاطفی و رفتاری متفاوتی نسبت به فشارهای اجتماعی نشان می دهند؛ یعنی زنان به درون ریزی فشارهای روانی می پردازند و در نتیجه، میزان بالاتری از افسردگی را تجربه می کنند؛ درحالی که مردان با اجبار به برون ریزی این فشارها رفتارهایی نظیر سوءمصرف مواد انجام می دهند و به اختلالات روانی مبتلا می شوند. مطابق الگوی نظری به کار گرفته شدة مرکب از سه نظریة نقش، قدرت و جنسیت و خودخاموشی، وقوع خودخاموشیِ آموخته شده در فرایند جامعه پذیری و مبتنی بر کلیشه های نقش جنسیتی دربارة هر جنس، تسهیل در بروز یا تشدید اختلالات روانی خاصِ هر جنس را موجب می شود؛ ازاین رو، «فرایند بازتعریف کلیشه های نقش جنسیتی و تعدیل سازوکار خودخاموشی، یک راهبرد اجتماعی - فرهنگی کلان مقیاس برای کاهش اختلالات روانی» محسوب می شود.
بررسی میزان دینداری سرپرستان خانوار طبقه متوسط شهری مورد مطالعه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله توصیف دین داری سرپرستان طبقه متوسط شهر تهران است. بدین منظور مطابق با چارچوب نظری بوردیو میزان دین داری به عنوان سرمایه فرهنگی در ساختار طبقه متوسط مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تصویر دقیق تر از دین داری طبقه متوسط، این طبقه در سه لایه متوسط بالا، متوسط میانی و متوسط پایین بر اساس دو شاخص هزینه خانوار و تحصیلات دسته بندی و میزان دین داری به عنوان نوعی از سرمایه فرهنگی در این لایه ها بررسی گردید. دین داری نیز در چهار بعد اعتقادی، عبادی، مناسکی و پیامدی مورد سنجش قرار گرفت. اجرای این بررسی به روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام شد. بدین منظور نمونه ای به حجم 613 نفر و به روشpps جهت جمع آوری اطلاعات انتخاب شدند. نتایج بررسی نشان داد که بعد اعتقادی پاسخگویان در حد بسیار بالایی است ولی سایر ابعاد دین داری نسبت به بعد اعتقادی به صورت قابل ملاحظه ای پایین تر است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو بعد اعتقادی و پیامدی رابطه معکوس و ضعیفی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد دارد به صورتی که افراد لایه بالای طبقه متوسط میزان کمتری از دین داری را نسبت به دو لایه متوسط و پایین از خود نشان می دهند. همچنین بین دو متغیر تحصیلات و هزینه خانوار و بعد پیامدی و اعتقادی دین داری رابطه معکوسی وجود دارد. چارچوب نظری تحقیق نتایج نشان می دهد بعد پیامدی دین داری به عنوان نمودی از سرمایه فرهنگی امکان ایجاد تمایز در طبقه متوسط را دارا می باشد.
سنخ شناسی زیارت؛ مطالعه ای در میان زایران حرم رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
78 - 107
حوزههای تخصصی:
در جامعه شناسی دین، مطالعه شاخص ها و گونه های دین ورزی و تجارب دینی اهمیت ویژه دارد. بر این اساس، تمایز بین گونه های مختلف زیارت و به بیان دیگر، سنخ شناسی انواع تجربه های زیارت، محور اصلی این مطالعه تجربی کیفی بوده است. برای این مطالعه، از تکنیک مصاحبه و مشاهده میدانی استفاده شده است. 28 مصاحبه با زایران حرم امام رضا (ع) انجام شد. در چارچوب مفهومیِ پژوهش از نظریه ویلیام جیمز در تعریف تجربه دینی، و در تعریفِ وجوه مختلفِ مفهوم تجربه زیارت بر اساس تلفیقی از مدلهای بومی سنجش دین داری، سه بعد اندیشه ها (باورها)، کنش ها (اعمال) و احساسات و عواطف در نظر گرفته شده است. یافته ها نشان دهنده تنوعی از تجربه های دینی در هر سه بعد تجربه زیارت بوده است. بر این اساس پنج سنخ «زیارت سنت گرا- عادت گرا»، «زیارت شریعت گرا- مناسک گرا»، «زیارت عاطفه گرا-معناگرا»، «زیارت مبادله گرا-کارکردگرا» و «زیارت عقلانیت گرا-بازاندیش» بر اساس میزان حضور و بروز شاخص های مختلف تجربه زیارت، شناسایی و از هم متمایز شدند.
The Relationship Between the Invitational Education and Social Constructive Learning Environment Among the Students of Bojnourd Islamic Azad University.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study has been carried out with the aim of considering the relationships among the invitational education, social constructive classroom learning environment and their components in Iran Bojnourd Islamic Azad University. Methodology: The research method in this study is descriptive and correlation. The research population is comprised of all the male and female students studying at Islamic Azad University in the academic year of 2016-2017. The research sample includes 385 students, selected through multi-stage random sampling. The research instruments are (a) Invitational Education Survey (Amos, Purkey, Tobias 1984) and (b) Social Constructive Learning Environment Survey (USCLES; Tylor, Fraser & Fisher 1996). The data are analyzed using descriptive statistics, step by step regression analysis. Findings: The results show that Invitational Education social constructive classroom learning environment does not have favorite status in this University. The result also shows that there are relationships among Invitational Education and social constructive classroom learning environment and their components in the actual and preferred forms. The result also shows that the two components (Relevance and leadership) of the constructive learning environment (actual form) have the ability to predict 12 percent of the variability in the invitational teaching (actual form). Also three components (leadership, Reflective Thinking and Negotiation) of the constructive learning environment (preferred form) have the ability to predict 31 percent of variability in the invitational teaching. Discussion: The relationship between the invitational education and social constructivism is based on common principles for improving the learning and perception of the environment.
بررسی رابطه ذهن آگاهی با بلوغ اجتماعی و سبک های مقابله با استرس در میان دانشجویان زن مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین رابطه بین ذهن آگاهی با بلوغ اجتماعی و سبک های مقابله با استرس در میان دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد بود. طرح این پژوهش از نوع غیر آزمایشی، توصیفی و همبستگی است. جمعیت پژوهش را دانشجویان زن کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات تشکیل دادند. تعداد نمونه 120 نفر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سه پرسشنامه پژوهش را به منظور جمع آوری داده های خام به شرح زیر تکمیل نمودند. پرسشنامه ذهن آگاهی کنتاکی(KIMS) (2004)، پرسشنامه رائو(1986) (RSMS) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس بیلنگز و موس (1981) (CRI). داده های خام پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و تحلیل های آماری توصیفی و فرضیه های پژوهش با استفاده از آمار استنباطی رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. یافته های این پژوهش بیانگر وجود رابطه معکوس و معنی دار میان ذهن آگاهی و سبک مقابله با استرس شناختی، هیجانی و حمایتی و عدم رابطه معنی دار بین ذهن آگاهی و بلوغ اجتماعی و همچنین میان ذهن آگاهی و سبک مقابله با استرس حل مسئله و سبک مقابله با استرس جسمانی بود.
ارزیابی وضعیت گفتمان سازی امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیستم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۸۰)
55 تا 78
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گفتمان به یک مفهوم و یک معرفت همه گیر در برهه ای از زمان در یک جامعه اطلاق می شود و گفتمان سازی براساس تعریف گفتمان به فرایند همه گیرسازی این معرفت اشاره دارد. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی وضعیت گفتمان سازی امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی انجام شد. روش: چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای نظریه «لاکلا» و «موفه» است. روش انجام این پژوهش از نوع ترکیبی شامل مطالعه مبتنی بر شواهد و مطالعه کمی مبتنی بر پیمایش و ابزار مورد استفاده آن، پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان ساکن در مناطق 22 گانه تهران هستند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، 1200 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری متناسب با حجم است. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که مهمترین گام های گفتمان سازی امنیت اجتماعی از نظر شهروندان به ترتیب اولویت عبارت اند از: تبیین مفاهیم و مبانی پایه؛ بازتولید امنیت؛ بازتولید مفاهیم متناسب با نیازهای روز؛ عمومی و فراگیرکردن گفتمان؛ بهره برداری از توان نخبگان نظامی و دانشگاهی در حوزه فعالیت های نیروی انتظامی و نهادسازی و ساختارسازی. همچنین نتایج نشان داد که میزان آشنایی شهروندان با ساختارهای نیروی انتظامی در مواردی، کمتر از متوسط است و لازم است از طریق اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، زمینه افزایش دانش مردمی از این ساختارها فراهم شود تا مشارکت مردم به واسطه آشنایی بیشتر با این ساختارها افزایش یابد.
عوامل مؤثر بر گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی؛ مورد مطالعه: دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۳۹۷ شماره ۸۰
209-237
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی- روانی مرتبط با گرایش نوجوانان دختر دبیرستان های شهرکرد به شبکه های اجتماعی مجازی انجام شده است . روش مورد استفاده در این تحقیق پیمایش بوده است . جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه شهر شهرکردکه در سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دهد. حجم نمونه 390 نفر برآورد شده است . داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای جمع آوری گردید . یافته ها نشان داد بین میزان تحصیلات والدین دانش آموزان، میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، مدت زمان عضویت در شبکه های اجتماعی، سادگی و سهولت استفاده از شبکه های اجتماعی، احساس همنوایی با دوستان ، نیاز به پیشرفت و ارضای نیازها با گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت . نتایج رگرسیون چندگانه نشانگر تأثیر معنادار پنج متغیر میزان استفاده دانش آموزان از شبکه های مجازی، سادگی استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، مدت زمات عضویت در شبکه های اجتماعی، ارضای نیازها و احساس همنوایی با دوستان از شبکه های اجتماعی مجازی در گرایش نوجوانان به شبکه های اجتماعی مجازی است که در این میان میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی نقش بیش تری را در تبیین متغیر گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی ایفا می کند .
بررسی جامعه شناختی نگرش به قتل های ناموسی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهر مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قتل ناموسی هنجار اجتماعی دیرپایی است که با وجود وقوع تحول های گوناگون و عمیق در ابعاد حیات اجتماعیِ جوامع امروزی هم چنان پابرجا مانده است. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی اثر هم زمان ساختارهای اجتماعی و فرآیندهای یادگیری بر نگرش به قتل های ناموسی است. این پژوهش به صورت مقطعی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، تمام مردان و زنان بالای 18 سال شهر مریوان در استان کردستان بوده اند که 384 نفر از آنان به منزله نمونه تحقیق انتخاب شدند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و با ابزار پرسش نامه، داده های لازم گردآوری شد. چارچوب نظری تحقیق، نظریه ساختار اجتماعی یادگیری اجتماعی رونالد ایکرز بوده است. نتایج توصیفی تحقیق نشان می دهد که یک پنجم از پاسخگویان،نگرش مثبتی به قتل های ناموسی داشته اند(27.6 درصد مردان و 5.3 درصد زنان)، درحالی که نگرش 2/38 درصد (28.1 درصد مردان و 55.6 درصد زنان) منفی بوده است. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن است که متغیر یادگیری اجتماعی، قوی ترین و مهم ترین پیش بینی کننده مستقیم نگرش مثبت به قتل ناموسی است. از میان عوامل ساختاری، متغیرهای احساس نابرابری جنسیتی، پذیرش باورهای مردسالارانه، و پای بندی به باورهای دینی سنتی، به ترتیب، مهم ترین متغیرهای پیش بینی کننده نگرش مثبت به قتل ناموسی بوده اند. اثرگذاری متغیرهای ساختار اجتماعی بر نگرش به قتل ناموسی، با میانجی گری متغیرهای یادگیری اجتماعی انجام می گیرد.
ارائه الگوی راهبری در هسته های علمی بنیاد ملی نخبگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل دهی هسته های علمی، اقدام جدیدی است که در همین راستا توسط بنیاد ملی نخبگان کشور در حال اجرا است. در این برهه یکی از مهم ترین مسائل بنیاد ملی نخبگان، شناخت الزامات و بایسته های مدیریتی برای تقویت و گسترش هسته های علمی در دانشگاه ها است. این پژوهش درصدد است که به صورت کاربردی و عملیاتی، عوامل و مؤلفه های مهم و مؤثر بر راهبری هسته های علمی بنیاد ملی نخبگان را کشف کند تا این نهاد بتواند به صورت کاراتر و اثربخش تر مدیریت و رهبری این عرصه را انجام دهد. این پژوهش در زمره پژوهش کیفی عام قرار می گیرد و رویکرد آن کیفی و از نوع اکتشافی است. در این پژوهش بنا بر هدف پژوهش از راهبرد مطالعه چند موردی استفاده می شود. ابزار تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش، روش تحلیل مضمون است که با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام می گیرد. موردهای پژوهش حاضر، هسته های علمی تحت حمایت بنیاد ملی نخبگان است. داده ها و اطلاعات از طریق انجام مصاحبه، برگزاری جلسات گروه کانونی، تجربیات هسته های علمی دانشگاه های جهان و گزارش های دریافتی از هسته های علمی گردآوری شد. بعد از تجزیه وتحلیل داده ها، تعداد 547 مضمون و مفهوم اولیه استخراج شد. بامطالعه چندباره، مضامین به دست آمده تعدیل و اصلاح شد و شبکه مضامین به دست آمده پژوهش شامل 122 مضمون پایه، 16 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شد. عرصه های فعالیت هسته های علمی، سازمان و اداره درونی هسته های علمی، نظام راهبری هسته های علمی و نتایج و آثار هسته های علمی چهار مضمون فراگیری بودند که مضامین سازمان دهنده و پایه ذیل آن جای گرفتند.
رابطه سلامت روان با کیفیت زندگی کودکان آزاردیده 7 تا 12 سال: اثر تعدیل کننده ادراک حمایت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۹
۵۵-۷۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودک آزاری و سوء رفتار با کودکان تأثیرات زیان آوری بر روی رشد و سلامتی آنان دارد و پیامدهایی نظیر اضطراب، افسردگی، خطر خودکشی، رفتارهای ضداجتماع و سوءمصرف دارو را در پی دارد. یکی از مؤلفه های مهمی که بر سلامت روان تأثیرگذار است، حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی به عنوان یکی از فاکتورهای بحرانی می تواند مانع از پیشرفت بیماریهای روانی و بهبود سلامت روان شود؛ به این معنا که هر چه حمایت اجتماعی افزایش یابد، سطح سلامتی نیز افزایش پیدا می کند و بالعکس. یکی از موضوعاتی که بر سلامت روان کودکان آزاردیده اثر می گذارد، کیفیت زندگی است. سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی را برداشت یا پندارهای فرد از وضعیت زندگی خود می داند و آن را با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که فرد در آن زندگی می کند و ارتباط این دریافتها با اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویتهای موردنظر تعریف کرده است. با توجه به اهمیت کیفیت زندگی و ادراک حمایت اجتماعی بر سلامت روان، محقق در پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل کننده ادراک حمایت اجتماعی در رابطه سلامت روان بر کیفیت زندگی کودکان آزاردیده پرداخته است. روش: پژوهش حاضر به صورت توصیفی از نوع همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان آزاردیده بین 7 تا 12 ساله شهرستان تربت حیدریه در سال 1395 است. تعداد این کودکان شامل 60 نفر است که در اورژانس اجتماعی شهرستان تربت حیدریه دارای پرونده بوده و یکی از انواع کودک آزاریها (غفلت، جسمی و جنسی) را تجربه کرده اند و به صورت تمام شمار انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از سه پرسشنامه ادراک حمایت اجتماعی خانواده، سلامت روان و کیفیت زندگی استفاده گردیده است. جهت تعیین نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنف استفاده شد، سپس جهت بررسی رابطه بین سلامت روان و کیفیت زندگی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید و برای بررسی نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی در رابطه سلامت روان با کیفیت زندگی، از رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها: بین سلامت روان و کیفیت زندگی رابطه مثبت وجود دارد؛ بدین معنا که با افزایش سلامت روان کیفیت زندگی نیز افزایش می یابد. نتایج حاصل از رگرسیون سلسله مراتبی نیز بیانگر آن است که اثر توأمان سلامت روان و حمایت اجتماعی ادراک شده معنادار است. بنابراین حمایت اجتماعی ادراک شده نقش تعدیل کننده در رابطه سلامت روان و کیفیت زندگی دارد. در مرحله بعد از آزمونهای تعقیبی استفاده شد؛ تا نشان دهد متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده در چه شرایطی (زمانی که حمایت اجتماعی ادراک شده بالاست و زمانی که حمایت اجتماعی ادراک شده پایین است) نقش تعدیل کنندگی دارد. بدین منظور یک بار اثر توأمان سلامت روان و حمایت اجتماعی ادراک شده بالا و بار دیگر اثر توأمان سلامت روان و حمایت اجتماعی ادراک شده پایین مورد تحلیل آماری در آزمونهای تعقیبی قرار گرفت و مشخص گردید زمانی که کیفیت زندگی پایین است، اما حمایت اجتماعی بالاست سلامت روان بالاست و زمانی که کیفیت زندگی بالاست اما حمایت اجتماعی پایین است سلامت روان پایین است. بحث: نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش سلامت روان، کیفیت زندگی نیز افزایش می یابد. در خصوص متغیر تعدیل کننده ادراک حمایت اجتماعی نیز نتایج بیانگر این است که حمایت اجتماعی ادراک شده نقش تعدیل کننده در رابطه سلامت روان و کیفیت زندگی دارد. درمجموع حمایت اجتماعی به عنوان یک عامل حفاظتی در برابر تأثیرات آسیب زای انواع استرسها مطرح است. ادراک حمایت اجتماعی باعث ایجاد ارتباطات مثبت، مهارت حل مسئله و مهارت حفاظت در برابر مشکلات رفتاری و عاطفی می شود. حمایت اجتماعی به عنوان یک فاکتور مهم در بین قربانیان بالغ و کودکان تحت سوء رفتار مطرح است و تأثیرات روان شناختی آسیبهای استرس آور را کاهش می دهد، همچنین باعث تسهیل عملکرد عاطفی و شناختی در بین قربانیان سوء رفتار می گردد.